علی‌محمد اژه‌ای

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۲۵ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۲:۰۸ توسط مهدی موسوی (بحث | مشارکت‌ها) (صفحه‌ای تازه حاوی «'''«آیت‌الله علی‌محمد اژه‌ای»''' (۱۳۸۹-۱۲۹۹ ش)، عالم ربانی و مجتهد کامل [[شیعه]...» ایجاد کرد)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو

«آیت‌الله علی‌محمد اژه‌ای» (۱۳۸۹-۱۲۹۹ ش)، عالم ربانی و مجتهد کامل شیعه معاصر بود و از سید ابوالحسن اصفهانی و سید محمد حجت کوه‌کمره‌ای اجازه اجتهاد داشت. این عالم وارسته سال‌ها در مسجد امام علی (علیه‌السلام) اصفهان به امامت جماعت و بیان احکام شرعی و مباحث اخلاقی پرداخت. آیت‌الله اژه‌ای پدر شهید علی‌اکبر اژه‌ای -از شهدای انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی- بود.

۲۲۰px
نام کامل میرزا علی‌محمد اژه‌ای
زادروز ۱۲۹۹ شمسی
زادگاه اصفهان
وفات ۱۳۸۹ شمسی
مدفن اصفهان

Line.png

اساتید

سید مرتضی موحد ابطحی، محمدعلی معلم حبیب‌آبادی، میرزا محمد طبیب‌زاده، سید صدرالدین کوپایی، شیخ محمود مفید،...



زندگی‌نامه

میرزا علی‌محمد اژه‌ای فرزند آیت‌الله محمدحسین اژه‌ای، در سال ۱۲۹۹ هجری شمسی در اصفهان متولد شد.

علی‌محمد که منبر رفتن را از ۹ سالگی شروع کرده بود، به مکتب‌خانه آقای میرهندی می‌رفت. حدود یازده سالگی تمام آنچه که در مکتب خانه قدیم مثل نصاب الصبیان خوانده بود را از حفظ بود. در ۱۲ سالگی مغنی، سیوطی و اشعار الفیه -هزار بیت شعر عربی- را از بر داشت و گاهی اشعار آن را از آخر به اول می‌خواند. می‌گویند کسی که این هزار بیت را بفهمد مجتهد ادبیات عرب است و دیگر چیزی نیست که او نداند.

آیت الله اژه‌ای با شروع نهضت امام خمینی در سال ۱۳۴۲، با ایشان ارتباط داشت و پس از آزادی حضرت امام از زندان پیام تبریکی ارسال نمودند که حضرت امام پاسخ ایشان را دادند. وی یکی از امضا کنندگان اعلامیه‌هایی است که قبل از انقلاب اسلامی از طرف علما و روحانیون علیه رژیم شاه منتشر می‌شده است. پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز با انتشار اعلامیه مردم را برای شرکت در راهپیمایی‌ها و انتخابات دعوت می‌نمود.

آیت الله علی‌محمد اژه‌ای، سال های متمادی در مسجد امام علی(ع) اصفهان -که قبل و بعد از انقلاب اسلامی یکی از پایگاههای مهم انقلاب بوده- به امامت جماعت و بیان احکام شرعی می پرداخت و از جانب حضرت امام (ره) نمایندگی داشت. این عالم وارسته پدر شهید مجاهد حجت الاسلام شیخ علی‌اکبر اژه‌ای بود که بر اثر بمب گذاری منافقین در هفتم تیرماه ۱۳۶۰ در محل حزب جمهوری اسلامی به همراه شهید آیت الله بهشتی به شهادت رسید.

مرحوم آیت‌الله علی‌محمد اژه‌ای، سرانجام در ۱۵ دی ۱۳۸۹ در نود سالگی دار فانی را وداع گفت و پیکر پاکش پس از اقامه‌ نماز توسط آیت الله حسین مظاهری رئیس حوزه علمیه اصفهان، در جوار امامزاده هارونیه اصفهان به خاک سپرده شد.

تحصیل و استادان

علی‌محمد اژه‌ای مقدمات و سطوح علم را در اصفهان نزد اساتید بسیاری تحصیل کرد، که برخی از ایشان عبارتند از:

  • میرزا محمد طبیب‌زاده،
  • سید صدرالدین کوپایی،
  • مجدالعلما نجفی.

همچنین این عالم فرهیخته در سنین جوانی از آیات عظام سید ابوالحسن اصفهانی و سید محمد حجت کوه کمره ای اجازه اجتهاد و نقل روایت و از مرحوم شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی اجازه استخاره دریافت نمود.

کرامات و ویژگی‌های اخلاقی

مرحوم شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی با پدر آیت‌الله اژه‌ای -میرزا محمدحسین- مأنوس بود و همین رابطه باعث آشنایی علی‌محمد اژه‌ای با سیر سلوک آیت‌الله نخودکی می‌شود.

از ایشان نقل شده: «کارهایم را کرده بودم که برای تحصیل به نجف بروم؛ رفتم برای اجازه پیش پدرم. گفت: برو. دیدم اشک توی چشمانش جمع شد؛ از رفتن به نجف منصرف شدم».

کتاب «خورشید» نوشتۀ علیرضا صلواتی و مهری فروغی، زندگی، احوالات و کرامات آیت‌الله میرزا علی‌محمد اژه‌ای را روایت می‌کند و در آن دویست خاطره به همراه تصاویر و دست‌نوشته‌های این عالم ربانی آمده است. از جمله در این کتاب آمده است: «اولین ملاقاتش با امام زمان (علیه السلام) در ورودی مسجد جامع اصفهان کنار مقبره علامه مجلسی بود. از امام پرسیده بود، آیا از من راضی هستید؟ امام در جوابش گفته بود: بله.»

آیت‌الله اژه‌ای می‌گفت: «واجبات را یادتان نرود. مستحبات را هر وقت توانستید، انجام دهید. مراقب باشید انجام مستحبّات، سبب ترک واجبات نشود. واجبات، اهمّ و مستحبّات، اضافه کاری و فرع است. می‌توانید اضافه کاری را انجام دهید؛ امّا بعد از انجام واجبات؛ آن هم اگر توانایی جسمی داشتید، اگر آرامش داشتید، اگر روانتان آماده بود، اگر زمینه داشتید.»

ایشان به تمیزی مسجد اهمّیّت می‌داد؛ تا می‌آمد، عبایش را برمی‌داشت و جارو به دست می‌گرفت، حیاط را جارو می کرد. هیچ وقت نمی گفت فلانی بیا این کار را انجام بده. یاد گرفته بودیم قبل از ورودشان به مسجد، همه جا را تمیز و آماده کنیم.

سفارش می‌کرد دین اسلام را سخت نگیرید. او دین را آن قدر آسان می‌کرد که میلمان به شناختن اسلام و احکام، بیش‌تر می شد. می‌گفت: «خدا قول داده همه‌تان را بهشت بفرستد؛ به شرطی که هر کاری گفته، انجام دهید. خاطرتان جمع باشد.» سپس می‌خندید و می‌گفت: «من هم قول می‌دهم».

منابع

مسابقه از خطبه ۱۳۳ و ۱۳۳ و ۱۶۷ نهج البلاغه