شرح صدر: تفاوت بین نسخهها
(←آثار شرح صدر) |
مهدی موسوی (بحث | مشارکتها) |
||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| − | + | '''"شرح صدر"''' یا "سعه صدر"، از تعابیر [[قرآن|قرآنی]] و عبارت از وسعت [[روح]] و دل [[انسان]] با آرامش و رحمت الهی است. "شرح صدر" معنایی کنایی دارد و بیشتر به نوعی تحمل، [[مدارا]] و خويشتندارى بالا در مسئولیتهای سنگین و دشوار اطلاق میشود. | |
| − | + | ==مفهومشناسی== | |
| − | + | «شرح» در لغت به معنای بسط و گسترش دادن «شرح الشيء: وَسِعه»؛ و «صدر» به معنای سینه میباشد.<ref>مفردات، راغب اصفهانی، ماده «شرح» و ماده «صدر».</ref> يعنى به سينه اش وسعت مى دهد. | |
| − | [[ | + | منظور از «صدر» در «يَشْرَحْ صَدْرَهُ»، [[روح]] و دل است. سعۀ صدر یا شرح صدر كنايه از خويشتندارى و تحمل مصائب است.<ref>تفسیر احسن الحدیث، سید علیاکبر قرشی.</ref> مراد از شرح صدر، گسترش افق [[عقل]] و فكر و بلندى روح، براى پذيرش [[حق]] و هدايت است و اين نيازمند گذشتن از هوسها و تمنيّات دل است. به عبارت دیگر «شرح صدر» به معناى بالا رفتن ظرفيّت [[انسان]] است تا بتواند ناملايمات را تحمّل كند و در مشكلات و سختىها [[صبر]] و پايدارى ورزد. |
| − | + | صاحب «[[مجمع البیان (کتاب)|مجمع البیان]]» مینویسد: در [[حدیث صحیح|روایت صحیح]] وارد شده است که وقتی آیه {{متن قرآن|«فَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ ...»}}<ref>[[آیه 125 سوره انعام|سوره انعام، آیه ۱۲۵.]]</ref> نازل شد، از [[پیامبر اسلام|پیامبر اکرم]] پرسیدند: منظور از شرح صدر چیست؟ فرمود: {{متن حدیث|«نورٌ یقْذِفَهُ اللهُ فی قَلبِ مَنْ یشاء فَینشَرِحُ له صَدرَهُ و ینفَصح»}}<ref>التحریر والتنویر، ابن عاشور، ج ۷، ص ۴۵؛ البرهان فی تفسیر القرآن، سید هاشم بحرانی، تهران، ۱۴۱۶ ق، مقدمه ص ۹.</ref>؛ «نوری است که خدا در دل [[مومن|مؤمن]] میافکند و سینهاش را بوسیله آن گشایش و روشنی میبخشد». اصحاب پرسیدند: آیا این نور نشانهای دارد؟ فرمود: {{متن حدیث|«نَعَمْ، الإنابَةُ إلی دارِالخُلُودِ والتّجافی عَنْ دارِالغُرُور والإستعدادِ لِلْمَوتِ قَبْلَ نُزُولِ الموت»}}<ref>طبرسی، مجمع البیان، انتشارات ناصرخسرو، تهران، ۱۳۷۲، ج ۴، ص ۵۶۱.</ref>؛ آری، (نشانه آن) توجه به سرای جاویدان و دامن برچیدن از زرق و برق دنیا و آماده شدن برای [[مرگ]] است پیش از آن که فرارسد. | |
| − | [[ | + | [[امام رضا]] عليه السلام نیز فرمود: نشانهى سعهصدر، [[تسليم]] خدا بودن، [[اطمینان]] به او داشتن و دلگرم شدن به وعدههاى الهى است و نشانهى ضيق صدر، ترديد و [[اضطراب]] است.<ref>تفسير كنز الدقائق، مشهدی.</ref> |
| − | + | نتيجهى شرح صدر، بصيرت و نورانيّت همراه با قلب رقيق و حقّپذير است؛ و آنكه شرح صدر نداشته باشد، همواره در لاک خود مىماند و بيرون نمىآيد. از سنّتهاى الهى آن است كه براى پاكدلان حقّپذير، شرح صدر قرار دهد و لجوجانِ گريزان از [[ايمان]] را گرفتار سلب توفيق سازد.<ref>تفسیر نور، محسن قرائتی، ج ۲، ص ۵۵۰.</ref> | |
| − | + | ==شرح صدر در قرآن== | |
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | == | ||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | شرح صدر | + | [[خدای متعال|خدای متعال]] از "شرح صدر" در [[قرآن]] به عنوان موهبت عظیم به [[پیامبر اسلام|پیامبر]] خود، یادآوری میکند: {{متن قرآن|«أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ»}}<ref>[[آیه 1 سوره شرح|سوره انشراح، آیه ۱.]]</ref>؛ آیا سینه تو را وسیع و گشاده نساختیم؟! |
| − | + | مراد از "شرح صدر" [[رسول خدا]] صلی الله علیه و آله گستردگی و وسعت نظر وی است، به طوری که ظرفیت تلقی [[وحی]] و نیز نیروی تبلیغ آن و تحمل ناملایماتی را که در این راه میبیند، داشته باشد و به عبارتی دیگر، [[نفس]] شریف آن بزرگوار را طوری نیرومند کند که نهایت درجه استعداد را برای قبول افاضات الهی پیدا کند.<ref>طباطبایی، محمدحسین؛ المیزان، ترجمه سید محمدباقر موسوی همدانی، انتشارات اسلامی جامعه مدرسین، ۱۳۷۴، ج ۷، ص ۴۷۱.</ref> | |
| − | + | [[حضرت موسی علیه السلام|حضرت موسی]] علیه السلام در وادی مقدس طوی، "شرح صدر" را از خدای سبحان درخواست میکند و دعایش به اجابت میرسد؛ {{متن قرآن|«{{آیه|۲۰|۲۵}}»}}<ref>[[آیه 25 سوره طه|سوره طه، آیه ۲۵.]]</ref>؛ موسی گفت: پروردگارا! سینهام را گشاده کن. | |
| − | [[ | + | این جمله، استعاره به کنایه است، چون "شرح" به معنای گشاده کردن و بازکردن است، گویا سینه [[انسان]] را که قلب در آن جای دارد، ظرفی فرض کرده که آنچه از طریق مشاهده و ادراک در آن وارد میشود، جای میگیرد و در آن انباشته میشود.<ref>طباطبایی، المیزان، ترجمه سید محمدباقر موسوی همدانی، ج ۲۰، ص ۵۴۰.</ref> شرح صدر رهبران الهی، مایه آسانی امور سخت و تکالیف بر آنان است. در حدیثی از [[امام علی علیه السلام|امیرمؤمنان علی]] علیه السلام میخوانیم: {{متن حدیث|«آلَةُ الرِیاسَةِ سعةُ الصدر»}}<ref>نهج البلاغه، حکمت ۱۷۶.</ref>؛ وسیله رهبری و ریاست، سینه گشاده است». |
| − | + | {{متن قرآن|«فَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ وَمَنْ يُرِدْ أَنْ يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقًا حَرَجًا كَأَنَّمَا يَصَّعَّدُ فِي السَّمَاءِ ...»}}<ref>[[آیه 125 سوره انعام|سوره انعام، آیه ۱۲۵.]]</ref>؛ آن کس را که خدا بخواهد هدایت کند، سینهاش را برای (پذیرش) اسلام گشاده میسازد و آن کس را که (بخاطر اعمال خلافش) بخواهد گمراه سازد، سینهاش را آنچنان تنگ میکند که گویا میخواهد به آسمان بالا رود... . | |
| − | + | {{متن قرآن|«أَفَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ فَهُوَ عَلَىٰ نُورٍ مِنْ رَبِّهِ ...»}}<ref>[[آیه 22 سوره زمر|سوره زمر، آیه ۲۲.]]</ref>؛ آیا کسی که خدا سینهاش را برای اسلام گشوده است و بر فراز مرکبی از نور الهی قرار گرفته (همچون کوردلان گمراه است؟!)... . | |
| − | + | کسی که خداوند سینهاش را برای قبول [[اسلام]] - که همان [[تسلیم|تسلیم]] بودن است - باز کرده باشد، در حقیقت سینهاش را برای تسلیم در برابر [[عقاید|اعتقادات]] صحیح و [[عمل صالح]] وسعت داده به طوری که هیچ مطلب [[حق]] و صحیحی به او پیشنهاد نمیشود، مگر آن که آن را میپذیرد و این نیست مگر بخاطر این که چشم بصیرتش، نوری دارد که همیشه به اعتقاد و عمل صحیح میتابد. | |
==پانویس== | ==پانویس== | ||
<references /> | <references /> | ||
==منابع== | ==منابع== | ||
| − | * | + | * [http://www.pajoohe.ir "شرح صدر"، کاظم احمدزاده، دانشنامه پژوهه]، بازیابی: ۱ خرداد ۱۳۹۱. |
| − | + | *[[تفسیر نور]]، محسن قرائتی. | |
| − | [[رده:اخلاق فردی]] | + | [[رده:واژگان قرآنی]][[رده:اخلاق فردی]][[رده:صفات پسندیده]] |
| − | [[رده:صفات پسندیده]] | ||
نسخهٔ ۱۸ مارس ۲۰۲۶، ساعت ۱۸:۱۸
"شرح صدر" یا "سعه صدر"، از تعابیر قرآنی و عبارت از وسعت روح و دل انسان با آرامش و رحمت الهی است. "شرح صدر" معنایی کنایی دارد و بیشتر به نوعی تحمل، مدارا و خويشتندارى بالا در مسئولیتهای سنگین و دشوار اطلاق میشود.
مفهومشناسی
«شرح» در لغت به معنای بسط و گسترش دادن «شرح الشيء: وَسِعه»؛ و «صدر» به معنای سینه میباشد.[۱] يعنى به سينه اش وسعت مى دهد.
منظور از «صدر» در «يَشْرَحْ صَدْرَهُ»، روح و دل است. سعۀ صدر یا شرح صدر كنايه از خويشتندارى و تحمل مصائب است.[۲] مراد از شرح صدر، گسترش افق عقل و فكر و بلندى روح، براى پذيرش حق و هدايت است و اين نيازمند گذشتن از هوسها و تمنيّات دل است. به عبارت دیگر «شرح صدر» به معناى بالا رفتن ظرفيّت انسان است تا بتواند ناملايمات را تحمّل كند و در مشكلات و سختىها صبر و پايدارى ورزد.
صاحب «مجمع البیان» مینویسد: در روایت صحیح وارد شده است که وقتی آیه «فَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ ...»[۳] نازل شد، از پیامبر اکرم پرسیدند: منظور از شرح صدر چیست؟ فرمود: «نورٌ یقْذِفَهُ اللهُ فی قَلبِ مَنْ یشاء فَینشَرِحُ له صَدرَهُ و ینفَصح»[۴]؛ «نوری است که خدا در دل مؤمن میافکند و سینهاش را بوسیله آن گشایش و روشنی میبخشد». اصحاب پرسیدند: آیا این نور نشانهای دارد؟ فرمود: «نَعَمْ، الإنابَةُ إلی دارِالخُلُودِ والتّجافی عَنْ دارِالغُرُور والإستعدادِ لِلْمَوتِ قَبْلَ نُزُولِ الموت»[۵]؛ آری، (نشانه آن) توجه به سرای جاویدان و دامن برچیدن از زرق و برق دنیا و آماده شدن برای مرگ است پیش از آن که فرارسد.
امام رضا عليه السلام نیز فرمود: نشانهى سعهصدر، تسليم خدا بودن، اطمینان به او داشتن و دلگرم شدن به وعدههاى الهى است و نشانهى ضيق صدر، ترديد و اضطراب است.[۶]
نتيجهى شرح صدر، بصيرت و نورانيّت همراه با قلب رقيق و حقّپذير است؛ و آنكه شرح صدر نداشته باشد، همواره در لاک خود مىماند و بيرون نمىآيد. از سنّتهاى الهى آن است كه براى پاكدلان حقّپذير، شرح صدر قرار دهد و لجوجانِ گريزان از ايمان را گرفتار سلب توفيق سازد.[۷]
شرح صدر در قرآن
خدای متعال از "شرح صدر" در قرآن به عنوان موهبت عظیم به پیامبر خود، یادآوری میکند: «أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ»[۸]؛ آیا سینه تو را وسیع و گشاده نساختیم؟!
مراد از "شرح صدر" رسول خدا صلی الله علیه و آله گستردگی و وسعت نظر وی است، به طوری که ظرفیت تلقی وحی و نیز نیروی تبلیغ آن و تحمل ناملایماتی را که در این راه میبیند، داشته باشد و به عبارتی دیگر، نفس شریف آن بزرگوار را طوری نیرومند کند که نهایت درجه استعداد را برای قبول افاضات الهی پیدا کند.[۹]
حضرت موسی علیه السلام در وادی مقدس طوی، "شرح صدر" را از خدای سبحان درخواست میکند و دعایش به اجابت میرسد؛ «قَالَ رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي»[۱۰]؛ موسی گفت: پروردگارا! سینهام را گشاده کن.
این جمله، استعاره به کنایه است، چون "شرح" به معنای گشاده کردن و بازکردن است، گویا سینه انسان را که قلب در آن جای دارد، ظرفی فرض کرده که آنچه از طریق مشاهده و ادراک در آن وارد میشود، جای میگیرد و در آن انباشته میشود.[۱۱] شرح صدر رهبران الهی، مایه آسانی امور سخت و تکالیف بر آنان است. در حدیثی از امیرمؤمنان علی علیه السلام میخوانیم: «آلَةُ الرِیاسَةِ سعةُ الصدر»[۱۲]؛ وسیله رهبری و ریاست، سینه گشاده است».
«فَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ وَمَنْ يُرِدْ أَنْ يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقًا حَرَجًا كَأَنَّمَا يَصَّعَّدُ فِي السَّمَاءِ ...»[۱۳]؛ آن کس را که خدا بخواهد هدایت کند، سینهاش را برای (پذیرش) اسلام گشاده میسازد و آن کس را که (بخاطر اعمال خلافش) بخواهد گمراه سازد، سینهاش را آنچنان تنگ میکند که گویا میخواهد به آسمان بالا رود... .
«أَفَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ فَهُوَ عَلَىٰ نُورٍ مِنْ رَبِّهِ ...»[۱۴]؛ آیا کسی که خدا سینهاش را برای اسلام گشوده است و بر فراز مرکبی از نور الهی قرار گرفته (همچون کوردلان گمراه است؟!)... .
کسی که خداوند سینهاش را برای قبول اسلام - که همان تسلیم بودن است - باز کرده باشد، در حقیقت سینهاش را برای تسلیم در برابر اعتقادات صحیح و عمل صالح وسعت داده به طوری که هیچ مطلب حق و صحیحی به او پیشنهاد نمیشود، مگر آن که آن را میپذیرد و این نیست مگر بخاطر این که چشم بصیرتش، نوری دارد که همیشه به اعتقاد و عمل صحیح میتابد.
پانویس
- ↑ مفردات، راغب اصفهانی، ماده «شرح» و ماده «صدر».
- ↑ تفسیر احسن الحدیث، سید علیاکبر قرشی.
- ↑ سوره انعام، آیه ۱۲۵.
- ↑ التحریر والتنویر، ابن عاشور، ج ۷، ص ۴۵؛ البرهان فی تفسیر القرآن، سید هاشم بحرانی، تهران، ۱۴۱۶ ق، مقدمه ص ۹.
- ↑ طبرسی، مجمع البیان، انتشارات ناصرخسرو، تهران، ۱۳۷۲، ج ۴، ص ۵۶۱.
- ↑ تفسير كنز الدقائق، مشهدی.
- ↑ تفسیر نور، محسن قرائتی، ج ۲، ص ۵۵۰.
- ↑ سوره انشراح، آیه ۱.
- ↑ طباطبایی، محمدحسین؛ المیزان، ترجمه سید محمدباقر موسوی همدانی، انتشارات اسلامی جامعه مدرسین، ۱۳۷۴، ج ۷، ص ۴۷۱.
- ↑ سوره طه، آیه ۲۵.
- ↑ طباطبایی، المیزان، ترجمه سید محمدباقر موسوی همدانی، ج ۲۰، ص ۵۴۰.
- ↑ نهج البلاغه، حکمت ۱۷۶.
- ↑ سوره انعام، آیه ۱۲۵.
- ↑ سوره زمر، آیه ۲۲.
منابع
- "شرح صدر"، کاظم احمدزاده، دانشنامه پژوهه، بازیابی: ۱ خرداد ۱۳۹۱.
- تفسیر نور، محسن قرائتی.




