مقاله مورد سنجش قرار گرفته است

دنیاطلبی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(ویرایش)
 
سطر ۱: سطر ۱:
 
{{خوب}}
 
{{خوب}}
−
دنیا طلبی یکی از رذائل اخلاقی و موانع بزرگ در رسیدن به کمالات انسانی است. دنیا طلبی و مشغول شدن به متاع اندک دنیا موجب غفلت انسان از یاد خدا و فراموشی مبدأ و مقصد آفرینش و در نتیجه باز ماندن از بندگی خداوند می شود. درآموزه های دین اسلام دنیا طلبی ریشه ی همه ی رذایل اخلاقی دانسته و به شدت از آن نهی شده است.
+
«دنیاطلبی» یکی از رذائل اخلاقی و موانع بزرگ در رسیدن به کمالات انسانی است. دنیاطلبی و مشغول شدن به متاع اندک [[دنیا]] موجب [[غفلت]] انسان از یاد [[الله|خدا]] و فراموشی مبدأ و مقصد آفرینش و در نتیجه باز ماندن از بندگی خداوند می شود. در آموزه های [[اسلام|اسلامی]]، «دنیاطلبی» ریشه همه گناهان دانسته شده و به شدت از آن نهی گردیده است.
 
==دنیای خوب، دنیای بد==
 
==دنیای خوب، دنیای بد==
−
در آموزه های اسلامی فاصله ی میان تولد و مرگ توقفی کوتاه در دنیا جهت  کسب کمالات انسانی و در بستری از ابتلاءات و آزمونهای کوچک و بزرگ الهی است.اما چه بسا در متن زندگی توجه به زینت های دنیا انسان را از یاد خدا و هدف خلقت خود و توجه به مبدأ و معاد باز می دارد و موجب سرگرم شدن او به متاع ناچیز دنیا شود تا آنجا که انسان شیفته ی ظواهر دنیا شده و همه فرصت طلایی دنیا را به جمع مال و هوسرانی و  بازی های دنیا می گذراند. از این حالت در آیات و روایات اسلامی به «حب الدنیا» یا «دنیا دوستی» تعبیر شده است.  
+
در آموزه های اسلامی فاصله میان تولد و مرگ توقفی کوتاه در دنیا جهت کسب کمالات انسانی و در بستری از ابتلاءات و آزمونهای کوچک و بزرگ الهی است. اما چه بسا در متن زندگی توجه به زینت های دنیا [[انسان]] را از یاد خدا و هدف خلقت خود و توجه به مبدأ و [[معاد]] باز می دارد و موجب سرگرم شدن او به متاع ناچیز دنیا شود تا آنجا که انسان شیفته ظواهر دنیا شده و همه فرصت طلایی دنیا را به جمع مال و هوسرانی و  بازی های دنیا می گذراند. از این حالت در [[قرآن]] و [[حدیث|روایات]] اسلامی به «حب الدنیا» یا «دنیا دوستی» تعبیر شده است.
  
−
بنابراین زندگی دنیایی انسان از یک سو می تواند زمینه ساز سعادت ابدی او باشد و از سوی دیگر ممکن است باعث شقاوت و بدبختی شود. چنانکه در روایاتی از َامام سجاد علیه السلام آمده است: {{متن حدیث|«الدُّنْيَا دُنْيَاءَانِ دُنْيَا بَلَاغٌ وَ دُنْيَا مَلْعُونَة»}}؛<ref>364‏‏ الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏2، ص: 131</ref> دنيا دو گونه است: دنياى رساننده و دنياى ملعون.
+
بنابراین زندگی دنیایی انسان از یک سو می تواند زمینه ساز سعادت ابدی او باشد و از سوی دیگر ممکن است باعث شقاوت و بدبختی شود. چنانکه در روایاتی از [[امام سجاد علیه السلام|امام سجاد]] علیه السلام آمده است: {{متن حدیث|«الدُّنْیا دُنْیاءَانِ دُنْیا بَلَاغٌ وَ دُنْیا مَلْعُونَة»}}؛<ref>الکافی، ج‏۲، ص: ۱۳۱</ref> دنیا دو گونه است: دنیاى رساننده و دنیاى ملعون.
  
−
دنیای «بلاغ» یا «رساننده» همان دنيائى كه انسان را به اطاعت و قرب خدا مي رساند و در نگاه پیشوایان دین ستوده شده است و دنيای «ملعونه» دنیایی است که انسان را به ورطه ی غفلت کشانده و نابود می کند.به همین جهت است که  گاه در کلام پیشوایان دین دنیا به شدت مذمت شده و گاهی مورد ستایش قرار گرفته است. <ref>رک:  مقاله سیمای دنیا در نهج البلاغه،حسینعلی کیخا، مجله معرفت، ش 120 </ref>به عنوان نمونه در نهج البلاغه، امام علی علیه السلام از یک سو دنیا را «ماری سمی» و «کشنده ای تبهکار» توصیف کرده و از سوی دیگر می فرمایند «دنیا جای داد و ستد دوستان خداست که رحمت خدا را به دست می‌آورند و بهشت سودشان می‌شود»<ref>نهج البلاغه ح 131، ص 656</ref>
+
دنیای «بلاغ» یا «رساننده» همان دنیائى که انسان را به اطاعت و قرب خدا می رساند و در نگاه پیشوایان دین ستوده شده است و دنیای «ملعونه» دنیایی است که انسان را به ورطه ی غفلت کشانده و نابود می کند. به همین جهت است که  گاه در کلام پیشوایان دین، دنیا به شدت مذمت شده و گاهی مورد ستایش قرار گرفته است.<ref>رک:  مقاله سیمای دنیا در نهج البلاغه،حسینعلی کیخا، مجله معرفت، ش ۱۲۰ </ref> به عنوان نمونه چنانکه در [[نهج البلاغة|نهج البلاغه]] آمده، [[امام علی علیه السلام|امام علی]] علیه السلام از یک سو دنیا را «ماری سمی» و «کشنده ای تبهکار» توصیف کرده و از سوی دیگر می فرمایند «دنیا جای داد و ستد دوستان خداست که رحمت خدا را به دست می‌آورند و بهشت سودشان می‌شود».<ref>نهج البلاغه، حکمت ۱۳۱، ص ۶۵۶</ref>
  
−
نیز می فرمایند: {{متن حدیث|«من اَبصَر بصّرتهُ و من اَبصَر الیها اَعمَتهُ.»}}<ref>نهج البلاغة : الخطبة 82 ، </ref>؛ در این عبارت، حضرت علی علیه‌السلام به صراحت بیان می‌نمایند که دنیا می‌تواند دو نقش مثبت و منفی، سازندگی و تخریب داشته باشد، هم می‌تواند مایه تربیت و سازندگی باشد و هم می‌تواند مایه نابینایی و گم‌راهی شود. اگر انسان با چشم بصیرت به دنیا نگاه کند به او درس و پند می‌دهد، و وسیله نجات و صعود در کمالات روحی و معنوی می‌گردد. و نیز دنیا می‌تواند انسان را کور کند و بر روی چشم حقیقت‌بین او پرده افکند و وسیله هلاکت و نابودی‌اش گردد.  
+
نیز می فرمایند: {{متن حدیث|«من اَبصَر بصّرتهُ و من اَبصَر الیها اَعمَتهُ.»}}<ref>نهج البلاغة، الخطبة ۸۲ </ref>؛ در این عبارت، حضرت علی علیه‌السلام به صراحت بیان می‌نمایند که دنیا می‌تواند دو نقش مثبت و منفی، سازندگی و تخریب داشته باشد، هم می‌تواند مایه تربیت و سازندگی باشد و هم می‌تواند مایه نابینایی و گم‌راهی شود. اگر انسان با چشم بصیرت به دنیا نگاه کند به او درس و پند می‌دهد، و وسیله نجات و صعود در کمالات روحی و معنوی می‌گردد. و نیز دنیا می‌تواند انسان را کور کند و بر روی چشم حقیقت‌بین او پرده افکند و وسیله هلاکت و نابودی‌اش گردد.  
  
−
این نحوه نگرش ما نسبت به دنیاست که موجب می‌شود وصف خوب یا بد به خود بگیرد. {{متن حدیث|«وَ لَنعمَ دارٌ من لم یَرضَ بها دارا و محّل من لَم یُوَطّنا مَحَلاً»}}<ref>نهج البلاغة (للصبحي صالح)، ص: 345</ref>؛ دنیا چه خوب خانه‌ای است برای آن کس که آن را جاودانه نپندارد، و خوب محلی است برای آن کس که آن را وطن خویش انتخاب نکند.<ref>مقاله سیمای دنیا در نهج البلاغه،حسینعلی کیخا، مجله معرفت، ش 120</ref>  
+
این نحوه نگرش ما نسبت به دنیاست که موجب می‌شود وصف خوب یا بد به خود بگیرد. {{متن حدیث|«وَ لَنعمَ دارٌ من لم یَرضَ بها داراً و محلّ من لَم یُوَطّنا مَحَلاً»}}<ref>نهج البلاغه (للصبحی صالح)، ص: ۳۴۵</ref>؛ دنیا چه خوب خانه‌ای است برای آن کس که آن را جاودانه نپندارد، و خوب محلی است برای آن کس که آن را وطن خویش انتخاب نکند.<ref>مقاله سیمای دنیا در نهج البلاغه، حسینعلی کیخا، مجله معرفت، ش ۱۲۰</ref>  
−
==بدترین اخلاق==
+
==ریشه گناهان==
−
در تعالیم اسلام از دنیا طلبی به شدت نهی شده است. در برخی روایات از آن  به وصف {{متن حدیث|«أكبَرُ الكَبائِرِ»}}، یعنی بزرگترین گناه کبیره و {{متن حدیث|«أعظَمُ الخَطايا»}} <ref>تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، ص: 140</ref>بزرگ ترينِ خطاها و {{متن حدیث|«رَأسُ الفِتَنِ وأصلُ المِحَنِ»}}<ref>تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، ص: 139</ref>؛منشأ فتنه ها و ريشه رنج ها یاد شده است.
+
در تعالیم [[اسلام]] از دنیا طلبی به شدت نهی شده است. در برخی روایات از آن به وصف {{متن حدیث|«أکبَرُ الکبائِرِ»}}، یعنی بزرگترین [[گناه]] کبیره و {{متن حدیث|«أعظَمُ الخَطایا»}}<ref>تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ص: ۱۴۰</ref> بزرگ ترینِ خطاها و {{متن حدیث|«رَأسُ الفِتَنِ وأصلُ المِحَنِ»}}<ref>تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ص: ۱۳۹</ref>؛ منشأ فتنه ها و ریشه رنج ها یاد شده است.
  
−
نیز در روایاتی دیگر دنیا دوستی به عنوان {{متن حدیث|«أصلُ كُلِّ مَعصِيَةٍ»}}<ref name=":1">مجموعة ورام، ج‏2، ص: 122</ref>؛ ریشه همه ی گناهان، {{متن حدیث|«أوَّلُ كُلِّ ذَنبٍ»}}<ref name=":1" />؛  آغاز هر گناهی؛ و {{متن حدیث|«سَبَبُ إحباطِ كُلِّ حَسَنَةٍ»}}<ref>بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏74، ص: 182</ref>؛ سبب بى حاصل شدن هر كار نيك ، نامیده شده است.
+
نیز در روایاتی دیگر دنیا دوستی به عنوان {{متن حدیث|«أصلُ کلِّ مَعصِیةٍ»}}<ref name=":۱">مجموعة ورام، ج‏۲، ص: ۱۲۲</ref>؛ ریشه همه گناهان، {{متن حدیث|«أوَّلُ کلِّ ذَنبٍ»}}<ref name=":۱" />؛ آغاز هر گناهی؛ و {{متن حدیث|«سَبَبُ إحباطِ کلِّ حَسَنَةٍ»}}<ref>بحار الأنوار، ج‏۷۴، ص: ۱۸۲</ref>؛ سبب بى حاصل شدن هر کار نیک، نامیده شده است.
  
−
امام صادق علیه السلام  در مذمت این خوی بد می فرمایند :{{متن حدیث|«جُعِلَ الشَّرُّ كلُّهُ في بَيتٍ و جُعِلَ مِفتاحُهُ حُبَّ الدُّنيا»}}<ref>مشكاة الأنوار في غرر الأخبار، النص، ص: 264</ref>؛ تمام بدى در خانه اى نهاده شده و دنيا دوستى كليد آن گشته است.
+
[[امام صادق علیه السلام|امام صادق]] علیه السلام در مذمت این خوی بد می فرمایند: {{متن حدیث|«جُعِلَ الشَّرُّ کلُّهُ فی بَیتٍ و جُعِلَ مِفتاحُهُ حُبَّ الدُّنیا»}}<ref>مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ص: ۲۶۴</ref>؛ تمام بدى در خانه اى نهاده شده و دنیا دوستى کلید آن گشته است.
  
−
==آثار دنیا دوستی==
+
==آثار دنیا طلبی==
−
دنیا دوستی آثار ناگوار فراوانی در پی دارد:  
+
دنیا طلبی و دنیا دوستی آثار ناگوار فراوانی در پی دارد، از جمله:  
  
−
==='''فراموشی یاد خدا'''===
+
'''فراموشی یاد خدا:'''
−
از آثار ناگوار دنیا دوستی غفلت و فراموشی یاد خداست. قرآن کریم می فرماید: {{متن قرآن|«ما جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَيْنِ في‏ جَوْفِه...‏»}}<ref>سوره ی احزاب آیه 4</ref> مراد آن است که انسان یک قلب دارد و جز یک عشق در آن نمی گنجد<ref>تفسير نمونه، ج‏17، ص: 194</ref>. اگر محبت دنیا قلب انسان را پر کند دیگر جایی برای تجلی محبت خدا باقی نمی ماند. امام علی علیه السلام می فرمایند: {{متن حدیث|«كَيفَ يَدَّعي حُبَّ اللّهِ مَن سَكَنَ قَلبَهُ حُبُّ الدُّنيا؟!»}} <ref name=":0">تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، ص: 141</ref>كسى كه دوستىِ دنيا در دلش خانه كرده است ، چگونه ادّعاى دوستىِ خدا مى كند؟! و نیز می فرمایند: {{متن حدیث|«كَمَا أَنَّ الشَّمْسَ وَ اللَّيْلَ لَا يَجْتَمِعَانِ كَذَلِكَ حُبُّ اللَّهِ وَ حُبُّ الدُّنْيَا لَا يَجْتَمِعَان‏»}}<ref name=":0" />همچنان كه روز و شب با هم جمع نمى شوند، خدا دوستى و دنيا دوستى نيز با هم گرد نمى آيند.
 
  
−
===غفلت از آخرت===
+
از آثار ناگوار دنیا دوستی [[غفلت]] و فراموشی یاد خداست. [[قرآن|قرآن کریم]] می فرماید: {{متن قرآن|«ما جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَینِ فی‏ جَوْفِه...‏»}}<ref>سوره ی احزاب آیه ۴</ref> مراد آن است که انسان یک قلب دارد و جز یک عشق در آن نمی گنجد<ref>تفسیر نمونه، ج‏۱۷، ص: ۱۹۴</ref>. اگر محبت دنیا قلب انسان را پر کند دیگر جایی برای تجلی محبت خدا باقی نمی ماند. [[امام علی علیه السلام|امام علی]] علیه السلام می فرمایند: {{متن حدیث|«کیفَ یدَّعی حُبَّ اللّهِ مَن سَکنَ قَلبَهُ حُبُّ الدُّنیا؟!»}}<ref name=":۰">تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ص: ۱۴۱</ref> کسى که دوستىِ دنیا در دلش خانه کرده است، چگونه ادّعاى دوستىِ خدا مى کند؟! و نیز می فرمایند: {{متن حدیث|«کمَا أَنَّ الشَّمْسَ وَ اللَّیلَ لَا یجْتَمِعَانِ کذَلِک حُبُّ اللَّهِ وَ حُبُّ الدُّنْیا لَا یجْتَمِعَان‏»}}<ref name=":۰" /> همچنان که روز و شب با هم جمع نمى شوند، خدا دوستى و دنیا دوستى نیز با هم گرد نمى آیند.
−
پیامد آشکار مشغول شدن قلب انسان  به دنیا فراموشی آخرت است که موجب خسران ابدی برای انسان است. امام علی علیه السلام می فرمایند: {{متن حدیث|«كَيْفَ يَعْمَلُ لِلْآخِرَةِ الْمَشْغُولُ بِالدُّنْيَا»}}<ref>تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، ص: 141</ref> كسى كه سرگرم دنياست ، چگونه براى آخرت كار كند؟!
 
  
−
قرآن کریم چنین می فرماید: {{متن قرآن|«يَعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غافِلُونَ»}}؛<ref>سوره روم آیه 7</ref>ظاهرى از زندگى پست (دنيا) را مى ‏دانند، در حالى كه آنان خود از آخرت غافلند.  پيامبر خدا صلى الله عليه و آله نیز می فرمایند: {{متن حدیث|«إنَّ حُبَّ الدُّنيا وَالأَموالِ فِتنَةٌ ، ومَشغَلَةٌ عَنِ الآخِرَةِ»}}<ref>الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏5، ص: 313</ref>. همانا دوستىِ دنيا و اموال ، فتنه و باز داشته شدن از آخرت است.
+
'''غفلت از آخرت:'''
  
−
===خسران  ابدی===
+
پیامد آشکار مشغول شدن قلب انسان به دنیا، فراموشی [[آخرت]] است که موجب خسران ابدی برای انسان است. امام علی علیه السلام می فرمایند: {{متن حدیث|«کیفَ یعْمَلُ لِلْآخِرَةِ الْمَشْغُولُ بِالدُّنْیا»}}<ref>تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ص: ۱۴۱</ref> کسى که سرگرم دنیاست، چگونه براى آخرت کار کند؟!
−
انسان دنیا دوست همه توان و توجه خو د را در گرد آوری توشه ی ناچیز دنیا صرف خواهد و کرد و و دستش از توشه ی آخرت به کلی خالی خواهد بود. امام على عليه السلام فرمود: {{متن حدیث|«مَا ظَفِرَ بِالْآخِرَةِ مَنْ كَانَتِ الدُّنْيَا مَطْلَبَه»}}<ref>تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، ص: 141</ref>؛ كسى كه دنيا مقصود او باشد ، به آخرت دست نمى يابد. و فرمود: {{متن حدیث|«مَنْ رَضِيَ بِالدُّنْيَا فَاتَتْهُ الْآخِرَة»}}<ref>تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، ص: 141</ref>؛ كسى كه به دنيا رضايت بدهد ، آخرت از دستش مى رود.
 
  
−
===شعله ور شدن آتش طمع===
+
قرآن کریم چنین می فرماید: {{متن قرآن|«یعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ هُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غافِلُونَ»}}؛<ref>سوره روم آیه ۷</ref> ظاهرى از زندگى پست (دنیا) را مى ‏دانند، در حالى که آنان خود از آخرت غافلند. پیامبر خدا صلى الله علیه و آله نیز می فرمایند: {{متن حدیث|«إنَّ حُبَّ الدُّنیا وَالأَموالِ فِتنَةٌ، ومَشغَلَةٌ عَنِ الآخِرَةِ»}}<ref>الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏۵، ص: ۳۱۳</ref>. همانا دوستىِ دنیا و اموال، فتنه و باز داشته شدن از آخرت است.
−
طمع سرچشمه بسیاری از بدبختی های انسان است و دنیا دوستی باعث شعله ور شدن آتش طمع در انسان می شود.چنانکه امام علی علیه السلام فرمودند: {{متن حدیث|«حُبُّ الدُّنْيَا يُوجِبُ الطَّمَع‏»}}؛ <ref>تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، ص: 142</ref> دنيادوستى ، موجب طمعكارى مى شود. انسان هر چه از دنیا به دست می آورد بیشتر از آن را طلب می کند و امام صادق علیه السلام می فرمایند: {{متن حدیث|«مَثَلُ الدُّنْيَا كَمَثَلِ مَاءِ الْبَحْرِ كُلَّمَا شَرِبَ مِنْهُ الْعَطْشَانُ ازْدَادَ عَطَشاً حَتَّى يَقْتُلَهُ»}}. <ref>الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏2، ص: 136</ref>دنيا مانند آب درياست كه هر چه شخص تشنه از آن بيشتر آشامد، تشنگيش بيشتر شود تا او را بكشد.  
 
  
−
===آلودگی به انواع گناهان===
+
انسان دنیا دوست همه توان و توجه خود را در گرد آوری توشه ی ناچیز دنیا صرف خواهد کرد و و دستش از توشه ی آخرت به کلی خالی خواهد بود. امام على علیه السلام فرمود: {{متن حدیث|«مَا ظَفِرَ بِالْآخِرَةِ مَنْ کانَتِ الدُّنْیا مَطْلَبَه»}}<ref>تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ص: ۱۴۱</ref>؛ کسى که دنیا مقصود او باشد، به آخرت دست نمى یابد. و فرمود: {{متن حدیث|«مَنْ رَضِی بِالدُّنْیا فَاتَتْهُ الْآخِرَة»}}<ref>تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ص: ۱۴۱</ref>؛ کسى که به دنیا رضایت بدهد، آخرت از دستش مى رود.  
−
شعله ور شدن میل انسان به ظواهر دنیا باعث می شود که انسان از راهی به دنبال رسیدن به خواسته های بی پایان خود باشد. او  چشم و گوش بسته به هر بی اخلاقی تن می دهد به اهدافش برسد. برای چنین انسانی رعایت حدود الهی و مرزهای زهد و تقوا ممکن نخواهد بود. چنانکه امام علی فرمودند: {{متن حدیث|«حَرَامٌ عَلَى كُلِّ قَلْبٍ مُتَوَلِّهٍ بِالدُّنْيَا أَنْ يَسْكُنَهُ التَّقْوَى»}}‏<ref>تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، ص: 142</ref>؛ بر هر دلى كه شيفته دنياست ، حرام است كه تقوا در آن ، خانه كند.
 
−
===تباهی خرد===
 
−
دنیا دوستی آنچنان عقل و جان انسان را احاطه می کند که او را از درست اندیشیدن باز می دارد. امام على عليه السلام:{{متن حدیث|«حُبُّ الدُّنيا يُفسِدُ العَقلَ»}}؛ محبّت دنيا خرد را تباه مى كند. او گوشی برای شنیدن حکمت ها چشمی برای دیدن حقایق نخواهد داشت. امام علی می فرمایند: {{متن حدیث|«لِحُبِّ الدُّنْيَا صَمَّتِ الْأَسْمَاعُ عَنْ سَمَاعِ الْحِكْمَةِ وَ عَمِيَتِ الْقُلُوبُ عَنْ نُورِ الْبَصِيرَة»}}<ref>تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، ص: 142</ref>؛ از براى دوستى دنيا كر شده ‏اند گوشها از شنيدن حكمت، و كور گشته ‏اند دلها از نور بصيرت.
 
  
−
==نشانه های اهل دنیا==
+
'''شعله ور شدن آتش طمع:'''
−
در حدیث شریفی از رسول خدا صلی الله علیه و آله درباره شب معراج نشانه های اهل دنیا این گونه بیان شده است:
 
  
−
:::«پرخورى، خنده زياد، خواب بى ‏اندازه، كثرت خشم، قلّت رضا و خشنودى نسبت به حق و خلق و عدم عذرخواهى در برابر رفتار سويى كه نسبت به ديگران‏ داشته، قبول نكردن عذر خواه، كسالت در طاعت، بى ‏باكى در معصيت، آرزوى دراز، نزديكى مرگ، عدم محاسبه نفس، كم سود، پر حرف، كم ترس، خوشحالى زياد به وقت خوردن، عدم شكر به هنگام راحتى، بى‏ صبرى به وقت بلا و آزمايش، بسيارى مردم به پيش نظرشان كم است و به آنچه كه انجام نداده ‏اند از خويش ستايش مى ‏كنند، نسبت به آنچه ندارند ادعا مى ‏كنند، احسان خود را بازگو كرده و از گفتن بدى‏ هاى مردم پروا ندارند، نيكى مردم را از نظر دور داشته و پنهان مى ‏كنند!... جهل و حماقتشان بسيار و نسبت به استادان خود متكبر و پيش خود عاقل، ولى نزد عارفان احمقند.»<ref>إرشاد القلوب إلى الصواب (للديلمي)، ج‏1، ص: 201</ref>       
+
[[طمع]] سرچشمه بسیاری از بدبختی های انسان است و دنیا دوستی باعث شعله ور شدن آتش طمع در انسان می شود. چنانکه امام علی علیه السلام فرمودند: {{متن حدیث|«حُبُّ الدُّنْیا یوجِبُ الطَّمَع‏»}}؛<ref>تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ص: ۱۴۲</ref> دنیادوستى، موجب طمعکارى مى شود. انسان هر چه از دنیا به دست می آورد بیشتر از آن را طلب می کند و [[امام صادق علیه السلام|امام صادق]] علیه السلام می فرمایند: {{متن حدیث|«مَثَلُ الدُّنْیا کمَثَلِ مَاءِ الْبَحْرِ کلَّمَا شَرِبَ مِنْهُ الْعَطْشَانُ ازْدَادَ عَطَشاً حَتَّى یقْتُلَهُ»}}.<ref>الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏۲، ص: ۱۳۶</ref> دنیا مانند آب دریاست که هر چه شخص تشنه از آن بیشتر آشامد، تشنگی اش بیشتر شود تا او را بکشد.
  
−
==پانویس==
+
'''آلودگی به انواع گناهان:'''
−
<references /><br />
 
  
−
==منابع==
+
شعله ور شدن میل انسان به ظواهر دنیا باعث می شود که انسان از راهی به دنبال رسیدن به خواسته های بی پایان خود باشد. او چشم و گوش بسته به هر بی اخلاقی تن می دهد تا به اهدافش برسد. برای چنین انسانی رعایت حدود الهی و مرزهای [[زهد]] و [[تقوا]] ممکن نخواهد بود. چنانکه امام علی فرمودند: {{متن حدیث|«حَرَامٌ عَلَى کلِّ قَلْبٍ مُتَوَلِّهٍ بِالدُّنْیا أَنْ یسْکنَهُ التَّقْوَى»}}‏<ref>تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ص: ۱۴۲</ref>؛ بر هر دلى که شیفته دنیاست، حرام است که تقوا در آن خانه کند.
  
−
*پاينده، ابو القاسم، نهج الفصاحة (مجموعه كلمات قصار حضرت رسول صلى الله عليه و آله)، 1جلد، دنياى دانش - تهران، چاپ: چهارم، 1382ش.
+
'''تباهی خرد:'''
  
−
*كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، الكافي (ط - الإسلامية)، 8جلد، دار الكتب الإسلامية - تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق.
+
دنیا دوستی آنچنان [[عقل]] و جان انسان را احاطه می کند که او را از درست اندیشیدن باز می دارد. امام على علیه السلام: {{متن حدیث|«حُبُّ الدُّنیا یفسِدُ العَقلَ»}}؛ محبّت دنیا خرد را تباه مى کند. او گوشی برای شنیدن حکمت ها و چشمی برای دیدن حقایق نخواهد داشت. امام علی می فرمایند: {{متن حدیث|«لِحُبِّ الدُّنْیا صَمَّتِ الْأَسْمَاعُ عَنْ سَمَاعِ الْحِکمَةِ وَ عَمِیتِ الْقُلُوبُ عَنْ نُورِ الْبَصِیرَة»}}<ref>تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ص: ۱۴۲</ref>؛ از براى دوستى دنیا کر شده ‏اند گوشها از شنیدن حکمت، و کور گشته ‏اند دلها از نور بصیرت.
  
−
*مازندرانى، محمد صالح بن احمد، شرح الكافي-الأصول و الروضة (للمولى صالح المازندراني)، 12جلد، المكتبة الإسلامية - تهران، چاپ: اول، 1382 ق.
+
==نشانه‌های اهل دنیا==
−
*تميمى آمدى، عبد الواحد بن محمد، تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، 1جلد، دفتر تبليغات - ايران ؛ قم، چاپ: اول، 1366ش.
+
در [[حدیث]] شریفی از [[پیامبر اسلام|رسول خدا]] صلی الله علیه و آله درباره شب [[معراج]]، نشانه های اهل دنیا این گونه بیان شده است:
−
*ديلمى، حسن بن محمد، إرشاد القلوب إلى الصواب (للديلمي)، 2جلد، الشريف الرضي - قم، چاپ: اول، 1412ق.
 
−
*شريف الرضى، محمد بن حسين، نهج البلاغة (للصبحي صالح)، 1جلد، هجرت - قم، چاپ: اول، 1414 ق.
 
−
*ورام بن أبي فراس، مسعود بن عيسى، تنبيه الخواطر و نزهة النواظر المعروف بمجموعة ورّام، 2جلد، مكتبه فقيه - قم، چاپ: اول، 1410 ق.
 
−
*مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)، 111جلد، دار إحياء التراث العربي - بيروت، چاپ: دوم، 1403 ق.
 
−
*طبرسى، على بن حسن، مشكاة الأنوار في غرر الأخبار، 1جلد، المكتبة الحيدرية - نجف، چاپ: دوم، 1385ق / 1965م / 1344ش.
 
  
 +
«پرخورى، خنده زیاد، خواب بى ‏اندازه، کثرت خشم، قلّت رضا و خشنودى نسبت به حق و خلق و عدم عذرخواهى در برابر رفتار سویى که نسبت به دیگران‏ داشته، قبول نکردن عذر خواه، کسالت در طاعت، بى ‏باکى در معصیت، آرزوى دراز، نزدیکى مرگ، عدم محاسبه نفس، کم سود، پر حرف، کم ترس، خوشحالى زیاد به وقت خوردن، عدم شکر به هنگام راحتى، بى‏ صبرى به وقت بلا و آزمایش، بسیارى مردم به پیش نظرشان کم است و به آنچه که انجام نداده ‏اند از خویش ستایش مى ‏کنند، نسبت به آنچه ندارند ادعا مى ‏کنند، احسان خود را بازگو کرده و از گفتن بدى‏ هاى مردم پروا ندارند، نیکى مردم را از نظر دور داشته و پنهان مى ‏کنند!... جهل و حماقتشان بسیار و نسبت به استادان خود متکبر و پیش خود عاقل، ولى نزد عارفان احمقند.»<ref>إرشاد القلوب إلى الصواب (للدیلمی)، ج‏۱، ص: ۲۰۱</ref>     
 +
==پانویس==
 +
<references />
 +
==منابع==
 +
*پاینده، ابو القاسم، نهج الفصاحة، ۱جلد، دنیاى دانش - تهران، چاپ: چهارم، ۱۳۸۲ش.
 +
*کلینى، محمد بن یعقوب، الکافی، ۸جلد، دار الکتب الإسلامیة - تهران، چاپ: چهارم، ۱۴۰۷ ق.
 +
*مازندرانى، محمد صالح بن احمد، شرح الکافی-الأصول و الروضة، ۱۲جلد، المکتبة الإسلامیة - تهران، چاپ: اول، ۱۳۸۲ ق.
 +
*تمیمى آمدى، عبد الواحد بن محمد، تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ۱جلد، دفتر تبلیغات - ایران ؛ قم، چاپ: اول، ۱۳۶۶ش.
 +
*دیلمى، حسن بن محمد، إرشاد القلوب إلى الصواب، ۲جلد، الشریف الرضی - قم، چاپ: اول، ۱۴۱۲ق.
 +
*شریف الرضى، محمد بن حسین، نهج البلاغة، ۱جلد، هجرت - قم، چاپ: اول، ۱۴۱۴ ق.
 +
*ورام بن أبی فراس، مسعود بن عیسى، تنبیه الخواطر و نزهة النواظر، ۲جلد، مکتبه فقیه - قم، چاپ: اول، ۱۴۱۰ ق.
 +
*مجلسى، محمد باقر، بحار الأنوار، ۱۱۱جلد، دار إحیاء التراث العربی - بیروت، چاپ: دوم، ۱۴۰۳ ق.
 +
*طبرسى، على بن حسن، مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ۱جلد، المکتبة الحیدریة - نجف، چاپ: دوم، ۱۳۸۵ق.
 
[[رده:اخلاق فردی]]
 
[[رده:اخلاق فردی]]
 
[[رده:صفات ناپسند]]
 
[[رده:صفات ناپسند]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۹ ژوئیهٔ ۲۰۲۱، ساعت ۱۱:۳۸

«دنیاطلبی» یکی از رذائل اخلاقی و موانع بزرگ در رسیدن به کمالات انسانی است. دنیاطلبی و مشغول شدن به متاع اندک دنیا موجب غفلت انسان از یاد خدا و فراموشی مبدأ و مقصد آفرینش و در نتیجه باز ماندن از بندگی خداوند می شود. در آموزه های اسلامی، «دنیاطلبی» ریشه همه گناهان دانسته شده و به شدت از آن نهی گردیده است.

دنیای خوب، دنیای بد

در آموزه های اسلامی فاصله میان تولد و مرگ توقفی کوتاه در دنیا جهت کسب کمالات انسانی و در بستری از ابتلاءات و آزمونهای کوچک و بزرگ الهی است. اما چه بسا در متن زندگی توجه به زینت های دنیا انسان را از یاد خدا و هدف خلقت خود و توجه به مبدأ و معاد باز می دارد و موجب سرگرم شدن او به متاع ناچیز دنیا شود تا آنجا که انسان شیفته ظواهر دنیا شده و همه فرصت طلایی دنیا را به جمع مال و هوسرانی و بازی های دنیا می گذراند. از این حالت در قرآن و روایات اسلامی به «حب الدنیا» یا «دنیا دوستی» تعبیر شده است.

بنابراین زندگی دنیایی انسان از یک سو می تواند زمینه ساز سعادت ابدی او باشد و از سوی دیگر ممکن است باعث شقاوت و بدبختی شود. چنانکه در روایاتی از امام سجاد علیه السلام آمده است: «الدُّنْیا دُنْیاءَانِ دُنْیا بَلَاغٌ وَ دُنْیا مَلْعُونَة»؛[۱] دنیا دو گونه است: دنیاى رساننده و دنیاى ملعون.

دنیای «بلاغ» یا «رساننده» همان دنیائى که انسان را به اطاعت و قرب خدا می رساند و در نگاه پیشوایان دین ستوده شده است و دنیای «ملعونه» دنیایی است که انسان را به ورطه ی غفلت کشانده و نابود می کند. به همین جهت است که گاه در کلام پیشوایان دین، دنیا به شدت مذمت شده و گاهی مورد ستایش قرار گرفته است.[۲] به عنوان نمونه چنانکه در نهج البلاغه آمده، امام علی علیه السلام از یک سو دنیا را «ماری سمی» و «کشنده ای تبهکار» توصیف کرده و از سوی دیگر می فرمایند «دنیا جای داد و ستد دوستان خداست که رحمت خدا را به دست می‌آورند و بهشت سودشان می‌شود».[۳]

نیز می فرمایند: «من اَبصَر بصّرتهُ و من اَبصَر الیها اَعمَتهُ.»[۴]؛ در این عبارت، حضرت علی علیه‌السلام به صراحت بیان می‌نمایند که دنیا می‌تواند دو نقش مثبت و منفی، سازندگی و تخریب داشته باشد، هم می‌تواند مایه تربیت و سازندگی باشد و هم می‌تواند مایه نابینایی و گم‌راهی شود. اگر انسان با چشم بصیرت به دنیا نگاه کند به او درس و پند می‌دهد، و وسیله نجات و صعود در کمالات روحی و معنوی می‌گردد. و نیز دنیا می‌تواند انسان را کور کند و بر روی چشم حقیقت‌بین او پرده افکند و وسیله هلاکت و نابودی‌اش گردد.

این نحوه نگرش ما نسبت به دنیاست که موجب می‌شود وصف خوب یا بد به خود بگیرد. «وَ لَنعمَ دارٌ من لم یَرضَ بها داراً و محلّ من لَم یُوَطّنا مَحَلاً»[۵]؛ دنیا چه خوب خانه‌ای است برای آن کس که آن را جاودانه نپندارد، و خوب محلی است برای آن کس که آن را وطن خویش انتخاب نکند.[۶]

ریشه گناهان

در تعالیم اسلام از دنیا طلبی به شدت نهی شده است. در برخی روایات از آن به وصف «أکبَرُ الکبائِرِ»، یعنی بزرگترین گناه کبیره و «أعظَمُ الخَطایا»[۷] بزرگ ترینِ خطاها و «رَأسُ الفِتَنِ وأصلُ المِحَنِ»[۸]؛ منشأ فتنه ها و ریشه رنج ها یاد شده است.

نیز در روایاتی دیگر دنیا دوستی به عنوان «أصلُ کلِّ مَعصِیةٍ»[۹]؛ ریشه همه گناهان، «أوَّلُ کلِّ ذَنبٍ»[۹]؛ آغاز هر گناهی؛ و «سَبَبُ إحباطِ کلِّ حَسَنَةٍ»[۱۰]؛ سبب بى حاصل شدن هر کار نیک، نامیده شده است.

امام صادق علیه السلام در مذمت این خوی بد می فرمایند: «جُعِلَ الشَّرُّ کلُّهُ فی بَیتٍ و جُعِلَ مِفتاحُهُ حُبَّ الدُّنیا»[۱۱]؛ تمام بدى در خانه اى نهاده شده و دنیا دوستى کلید آن گشته است.

آثار دنیا طلبی

دنیا طلبی و دنیا دوستی آثار ناگوار فراوانی در پی دارد، از جمله:

فراموشی یاد خدا:

از آثار ناگوار دنیا دوستی غفلت و فراموشی یاد خداست. قرآن کریم می فرماید: «ما جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَینِ فی‏ جَوْفِه...‏»[۱۲] مراد آن است که انسان یک قلب دارد و جز یک عشق در آن نمی گنجد[۱۳]. اگر محبت دنیا قلب انسان را پر کند دیگر جایی برای تجلی محبت خدا باقی نمی ماند. امام علی علیه السلام می فرمایند: «کیفَ یدَّعی حُبَّ اللّهِ مَن سَکنَ قَلبَهُ حُبُّ الدُّنیا؟!»[۱۴] کسى که دوستىِ دنیا در دلش خانه کرده است، چگونه ادّعاى دوستىِ خدا مى کند؟! و نیز می فرمایند: «کمَا أَنَّ الشَّمْسَ وَ اللَّیلَ لَا یجْتَمِعَانِ کذَلِک حُبُّ اللَّهِ وَ حُبُّ الدُّنْیا لَا یجْتَمِعَان‏»[۱۴] همچنان که روز و شب با هم جمع نمى شوند، خدا دوستى و دنیا دوستى نیز با هم گرد نمى آیند.

غفلت از آخرت:

پیامد آشکار مشغول شدن قلب انسان به دنیا، فراموشی آخرت است که موجب خسران ابدی برای انسان است. امام علی علیه السلام می فرمایند: «کیفَ یعْمَلُ لِلْآخِرَةِ الْمَشْغُولُ بِالدُّنْیا»[۱۵] کسى که سرگرم دنیاست، چگونه براى آخرت کار کند؟!

قرآن کریم چنین می فرماید: «یعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ هُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غافِلُونَ»؛[۱۶] ظاهرى از زندگى پست (دنیا) را مى ‏دانند، در حالى که آنان خود از آخرت غافلند. پیامبر خدا صلى الله علیه و آله نیز می فرمایند: «إنَّ حُبَّ الدُّنیا وَالأَموالِ فِتنَةٌ، ومَشغَلَةٌ عَنِ الآخِرَةِ»[۱۷]. همانا دوستىِ دنیا و اموال، فتنه و باز داشته شدن از آخرت است.

انسان دنیا دوست همه توان و توجه خود را در گرد آوری توشه ی ناچیز دنیا صرف خواهد کرد و و دستش از توشه ی آخرت به کلی خالی خواهد بود. امام على علیه السلام فرمود: «مَا ظَفِرَ بِالْآخِرَةِ مَنْ کانَتِ الدُّنْیا مَطْلَبَه»[۱۸]؛ کسى که دنیا مقصود او باشد، به آخرت دست نمى یابد. و فرمود: «مَنْ رَضِی بِالدُّنْیا فَاتَتْهُ الْآخِرَة»[۱۹]؛ کسى که به دنیا رضایت بدهد، آخرت از دستش مى رود.

شعله ور شدن آتش طمع:

طمع سرچشمه بسیاری از بدبختی های انسان است و دنیا دوستی باعث شعله ور شدن آتش طمع در انسان می شود. چنانکه امام علی علیه السلام فرمودند: «حُبُّ الدُّنْیا یوجِبُ الطَّمَع‏»؛[۲۰] دنیادوستى، موجب طمعکارى مى شود. انسان هر چه از دنیا به دست می آورد بیشتر از آن را طلب می کند و امام صادق علیه السلام می فرمایند: «مَثَلُ الدُّنْیا کمَثَلِ مَاءِ الْبَحْرِ کلَّمَا شَرِبَ مِنْهُ الْعَطْشَانُ ازْدَادَ عَطَشاً حَتَّى یقْتُلَهُ».[۲۱] دنیا مانند آب دریاست که هر چه شخص تشنه از آن بیشتر آشامد، تشنگی اش بیشتر شود تا او را بکشد.

آلودگی به انواع گناهان:

شعله ور شدن میل انسان به ظواهر دنیا باعث می شود که انسان از راهی به دنبال رسیدن به خواسته های بی پایان خود باشد. او چشم و گوش بسته به هر بی اخلاقی تن می دهد تا به اهدافش برسد. برای چنین انسانی رعایت حدود الهی و مرزهای زهد و تقوا ممکن نخواهد بود. چنانکه امام علی فرمودند: «حَرَامٌ عَلَى کلِّ قَلْبٍ مُتَوَلِّهٍ بِالدُّنْیا أَنْ یسْکنَهُ التَّقْوَى»‏[۲۲]؛ بر هر دلى که شیفته دنیاست، حرام است که تقوا در آن خانه کند.

تباهی خرد:

دنیا دوستی آنچنان عقل و جان انسان را احاطه می کند که او را از درست اندیشیدن باز می دارد. امام على علیه السلام: «حُبُّ الدُّنیا یفسِدُ العَقلَ»؛ محبّت دنیا خرد را تباه مى کند. او گوشی برای شنیدن حکمت ها و چشمی برای دیدن حقایق نخواهد داشت. امام علی می فرمایند: «لِحُبِّ الدُّنْیا صَمَّتِ الْأَسْمَاعُ عَنْ سَمَاعِ الْحِکمَةِ وَ عَمِیتِ الْقُلُوبُ عَنْ نُورِ الْبَصِیرَة»[۲۳]؛ از براى دوستى دنیا کر شده ‏اند گوشها از شنیدن حکمت، و کور گشته ‏اند دلها از نور بصیرت.

نشانه‌های اهل دنیا

در حدیث شریفی از رسول خدا صلی الله علیه و آله درباره شب معراج، نشانه های اهل دنیا این گونه بیان شده است:

«پرخورى، خنده زیاد، خواب بى ‏اندازه، کثرت خشم، قلّت رضا و خشنودى نسبت به حق و خلق و عدم عذرخواهى در برابر رفتار سویى که نسبت به دیگران‏ داشته، قبول نکردن عذر خواه، کسالت در طاعت، بى ‏باکى در معصیت، آرزوى دراز، نزدیکى مرگ، عدم محاسبه نفس، کم سود، پر حرف، کم ترس، خوشحالى زیاد به وقت خوردن، عدم شکر به هنگام راحتى، بى‏ صبرى به وقت بلا و آزمایش، بسیارى مردم به پیش نظرشان کم است و به آنچه که انجام نداده ‏اند از خویش ستایش مى ‏کنند، نسبت به آنچه ندارند ادعا مى ‏کنند، احسان خود را بازگو کرده و از گفتن بدى‏ هاى مردم پروا ندارند، نیکى مردم را از نظر دور داشته و پنهان مى ‏کنند!... جهل و حماقتشان بسیار و نسبت به استادان خود متکبر و پیش خود عاقل، ولى نزد عارفان احمقند.»[۲۴]

پانویس

  1. ↑ الکافی، ج‏۲، ص: ۱۳۱
  2. ↑ رک: مقاله سیمای دنیا در نهج البلاغه،حسینعلی کیخا، مجله معرفت، ش ۱۲۰
  3. ↑ نهج البلاغه، حکمت ۱۳۱، ص ۶۵۶
  4. ↑ نهج البلاغة، الخطبة ۸۲
  5. ↑ نهج البلاغه (للصبحی صالح)، ص: ۳۴۵
  6. ↑ مقاله سیمای دنیا در نهج البلاغه، حسینعلی کیخا، مجله معرفت، ش ۱۲۰
  7. ↑ تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ص: ۱۴۰
  8. ↑ تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ص: ۱۳۹
  9. ↑ ۹٫۰ ۹٫۱ مجموعة ورام، ج‏۲، ص: ۱۲۲
  10. ↑ بحار الأنوار، ج‏۷۴، ص: ۱۸۲
  11. ↑ مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ص: ۲۶۴
  12. ↑ سوره ی احزاب آیه ۴
  13. ↑ تفسیر نمونه، ج‏۱۷، ص: ۱۹۴
  14. ↑ ۱۴٫۰ ۱۴٫۱ تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ص: ۱۴۱
  15. ↑ تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ص: ۱۴۱
  16. ↑ سوره روم آیه ۷
  17. ↑ الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏۵، ص: ۳۱۳
  18. ↑ تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ص: ۱۴۱
  19. ↑ تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ص: ۱۴۱
  20. ↑ تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ص: ۱۴۲
  21. ↑ الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏۲، ص: ۱۳۶
  22. ↑ تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ص: ۱۴۲
  23. ↑ تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ص: ۱۴۲
  24. ↑ إرشاد القلوب إلى الصواب (للدیلمی)، ج‏۱، ص: ۲۰۱

منابع

  • پاینده، ابو القاسم، نهج الفصاحة، ۱جلد، دنیاى دانش - تهران، چاپ: چهارم، ۱۳۸۲ش.
  • کلینى، محمد بن یعقوب، الکافی، ۸جلد، دار الکتب الإسلامیة - تهران، چاپ: چهارم، ۱۴۰۷ ق.
  • مازندرانى، محمد صالح بن احمد، شرح الکافی-الأصول و الروضة، ۱۲جلد، المکتبة الإسلامیة - تهران، چاپ: اول، ۱۳۸۲ ق.
  • تمیمى آمدى، عبد الواحد بن محمد، تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ۱جلد، دفتر تبلیغات - ایران ؛ قم، چاپ: اول، ۱۳۶۶ش.
  • دیلمى، حسن بن محمد، إرشاد القلوب إلى الصواب، ۲جلد، الشریف الرضی - قم، چاپ: اول، ۱۴۱۲ق.
  • شریف الرضى، محمد بن حسین، نهج البلاغة، ۱جلد، هجرت - قم، چاپ: اول، ۱۴۱۴ ق.
  • ورام بن أبی فراس، مسعود بن عیسى، تنبیه الخواطر و نزهة النواظر، ۲جلد، مکتبه فقیه - قم، چاپ: اول، ۱۴۱۰ ق.
  • مجلسى، محمد باقر، بحار الأنوار، ۱۱۱جلد، دار إحیاء التراث العربی - بیروت، چاپ: دوم، ۱۴۰۳ ق.
  • طبرسى، على بن حسن، مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ۱جلد، المکتبة الحیدریة - نجف، چاپ: دوم، ۱۳۸۵ق.


مسابقه از خطبه ۸۳ نهج البلاغه