آصف بن برخیا: تفاوت بین نسخهها
مهدی موسوی (بحث | مشارکتها) |
|||
| سطر ۵: | سطر ۵: | ||
نام آصف بن برخیا در [[قرآن]] صریحاً ذکر نشده، ولی در داستان [[حضرت سلیمان علیه السلام|حضرت سلیمان]] (علیهالسلام) آمده است که ایشان، از اطرافیان خود میخواهد تخت [[ملکه سبأ]] ([[بلقیس]]) را به آنجا بیاورند: | نام آصف بن برخیا در [[قرآن]] صریحاً ذکر نشده، ولی در داستان [[حضرت سلیمان علیه السلام|حضرت سلیمان]] (علیهالسلام) آمده است که ایشان، از اطرافیان خود میخواهد تخت [[ملکه سبأ]] ([[بلقیس]]) را به آنجا بیاورند: | ||
| − | {{متن قرآن| | + | {{متن قرآن|«{{آیه|27|38}}}}<ref>[[آیه 38 سوره نمل|سوره نمل، آیه ۳۸.]]</ref>؛ (سلیمان گفت) ای بزرگان کدام یک از شما تخت او را برای من میآورد پیش از آنکه به حال تسلیم نزد من آیند؟». |
| − | ابتدا یکی از [[جن|جنیان]] میگوید: {{متن قرآن| | + | ابتدا یکی از [[جن|جنیان]] میگوید: {{متن قرآن|«{{آیه|27|39}}}}<ref>[[آیه 39 سوره نمل|همان، آیه ۳۹.]]</ref>؛ عفریتی از جن گفت: من آن را نزد تو میآورم پیش از آنکه از مجلست برخیزی». اما در مقابل، شخص دیگری میگوید من تخت بلقیس را در کمتر از یک چشم به هم زدن نزد شما حاضر خواهم نمود که قرآن کلام او را چنین نقل میکند: {{متن قرآن|«{{آیه|27|40}}}}<ref name=":۰">[[آیه 40 سوره نمل|همان، آیه ۴۰.]]</ref>؛ کسی که دانشی از کتاب داشت گفت: پیش از آنکه چشم بر هم زنی آن را نزد تو خواهم آورد. |
بیشتر مفسران با استناد به روایات بر این عقیده اند که این شخص، آصف بن برخیا وزیر و دانشمند و فرد قابل اعتماد سلیمان بوده<ref>تفسیر سمرقندى، ج ۲، ص ۴۹۷.</ref> که [[اسم اعظم]] پروردگار را مى دانسته است؛ اسمى که هرگاه خداوند به آن خوانده شود، اجابت مى کند؛<ref>مجمع البیان، ج ۷، ص ۳۴۹.</ref> از این رو آصف را مستجاب الدعوه مى دانند.<ref>کشف الاسرار، ج ۷، ص ۲۲۲.</ref> | بیشتر مفسران با استناد به روایات بر این عقیده اند که این شخص، آصف بن برخیا وزیر و دانشمند و فرد قابل اعتماد سلیمان بوده<ref>تفسیر سمرقندى، ج ۲، ص ۴۹۷.</ref> که [[اسم اعظم]] پروردگار را مى دانسته است؛ اسمى که هرگاه خداوند به آن خوانده شود، اجابت مى کند؛<ref>مجمع البیان، ج ۷، ص ۳۴۹.</ref> از این رو آصف را مستجاب الدعوه مى دانند.<ref>کشف الاسرار، ج ۷، ص ۲۲۲.</ref> | ||
| − | روایات فراوانى از طریق [[اهل بیت]] علیهم السلام آصف بن برخیا را وصى سلیمان معرفى کرده و مقصود از {{متن قرآن| | + | روایات فراوانى از طریق [[اهل بیت]] علیهم السلام آصف بن برخیا را وصى سلیمان معرفى کرده و مقصود از {{متن قرآن|«الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتَابِ»}}<ref name=":۰" /> را همین شخص دانسته است. بر پایه روایتى، [[رسول خدا]] صلى الله علیه وآله مى فرماید: آورنده تخت بلقیس، وصى برادرم [[حضرت سلیمان علیه السلام|سلیمان بن داود]] بود.<ref>نورالثقلین، ج ۴، ص ۸۸.</ref> بنا به نقلى، [[امام على]] علیه السلام نیز در موردى که کار خارق العادهاى انجام داد و با شگفتى یاران مواجه شد، فرمود: آیا نمى دانید که آصف بن برخیا وصى سلیمان بن داود بود؟ و نتیجه مى گیرد که چون پیامبر اکرم نزد خدا گرامى تر از سلیمان است، وصى او نیز از وصى سلیمان گرامى تر است.<ref>تفسیر البرهان، ج ۴، ص ۲۲۰.</ref> |
==علم آصف بن برخیا== | ==علم آصف بن برخیا== | ||
| − | اینکه این علم ({{متن قرآن| | + | اینکه این علم ({{متن قرآن|«عِلْمٌ مِنَ الْكِتَابِ»}}<ref name=":۰" />) چه علمی بوده، در آن بحث وجود دارد؛ برخی گویند منظور آگاهی آصف بر کتب آسمانی است، بعضی احتمال دادهاند [[لوح محفوظ]] باشد و نیز بسیاری از مفسران و غیر آنها گفتهاند این مرد با [[ایمان]] از [[اسم اعظم]] الهی باخبر بوده (همان نام بزرگی که هر چیز در برابر آن خاضع میگردد).<ref> تفسیر نمونه، پیشین، ص ۴۷۰-۴۹. </ref> |
به هر حال آنچه آصف میدانست از علم [[حضرت سلیمان علیه السلام|حضرت سلیمان]] (علیهالسلام) بود که به فرمان خدا نزد آصف به ودیعه نهاده شده بود تا مردم در [[امامت]] و جانشینی او اختلاف نکنند.<ref> اعلام قرآن، مرکز فرهنگ و معارف، پیشین، ص ۱۱۲. </ref> | به هر حال آنچه آصف میدانست از علم [[حضرت سلیمان علیه السلام|حضرت سلیمان]] (علیهالسلام) بود که به فرمان خدا نزد آصف به ودیعه نهاده شده بود تا مردم در [[امامت]] و جانشینی او اختلاف نکنند.<ref> اعلام قرآن، مرکز فرهنگ و معارف، پیشین، ص ۱۱۲. </ref> | ||
بنابراین معلوم میشود آصف دارای ارتباطی با خداوند بوده که هرچه از پروردگارش درخواست میکرده، برآورده میشده و این علم از سنخ علوم فکری و اکتسابی نبوده است.<ref> علامه طباطبائی، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی همدانی، ۱۵، ص ۵۶۳. </ref> | بنابراین معلوم میشود آصف دارای ارتباطی با خداوند بوده که هرچه از پروردگارش درخواست میکرده، برآورده میشده و این علم از سنخ علوم فکری و اکتسابی نبوده است.<ref> علامه طباطبائی، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی همدانی، ۱۵، ص ۵۶۳. </ref> | ||
| − | اینکه خود سلیمان ( | + | اینکه خود سلیمان (علیهالسلام) تخت [[بلقیس]] را نیاورد و مأموریت را به آصف واگذار کرد ممکن است به خاطر این بوده باشد که آصف وصیّ او بود و سلیمان میخواست در این لحظه حساس، موقعیت او را به همگان معرفی کند. به علاوه استاد، شاگردان خود را در مواقع لازم میآزماید تا شایستگی آنها را به دست آورد.<ref> تفسیر نمونه، پیشین، ص ۴۷۱. </ref> |
| − | برخی گویند [[اسم اعظم]]ی که آصف خداوند را با آن خواند «یا حیّ یا قیوم» بوده و یا «الله الرحمن» و به عقیده برخی «ذالجلال والاکرام» و به عقیده برخی دیگر «یا الهنا واله کل شیء الهً واحداً لا اله الا انت» بوده است.<ref> اعلام قرآن، مرکز فرهنگ و معارف،پیشین، ص ۱۱۱. </ref> | + | برخی گویند [[اسم اعظم]]ی که آصف خداوند را با آن خواند '''«یا حیّ یا قیوم»''' بوده و یا '''«الله الرحمن»''' و به عقیده برخی '''«ذالجلال والاکرام»''' و به عقیده برخی دیگر '''«یا الهنا واله کل شیء الهً واحداً لا اله الا انت»''' بوده است.<ref> اعلام قرآن، مرکز فرهنگ و معارف،پیشین، ص ۱۱۱. </ref> |
در روایات بسیاری میخوانیم اسم اعظم ۷۳ حرف است که یک حرف آن نزد آصف بن برخیا بود و ۷۲ حرف آن نزد [[ائمه اطهار|امامان]] (علیهم السلام) است و یک حرف مخصوص ذات پاک خداست.<ref> تفسیر نمونه، پیشین، ص ۴۷۳. </ref> | در روایات بسیاری میخوانیم اسم اعظم ۷۳ حرف است که یک حرف آن نزد آصف بن برخیا بود و ۷۲ حرف آن نزد [[ائمه اطهار|امامان]] (علیهم السلام) است و یک حرف مخصوص ذات پاک خداست.<ref> تفسیر نمونه، پیشین، ص ۴۷۳. </ref> | ||
نسخهٔ ۲۸ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۸:۴۹
«آصِف بن برخیا»، نام وزیر یا وصیّ حضرت سلیمان (علیهالسلام) است و در روایات و تفاسیر به عنوان آورنده تخت بلقیس نام او برده شده است.[۱] آصف یکی از بنیاسرائیل و ظاهراً از نزدیکان و دوستان خاص سلیمان نبی و دارای مقام و منزلت نزد آن حضرت بوده است.[۲]
آصف بن برخیا در قرآن
نام آصف بن برخیا در قرآن صریحاً ذکر نشده، ولی در داستان حضرت سلیمان (علیهالسلام) آمده است که ایشان، از اطرافیان خود میخواهد تخت ملکه سبأ (بلقیس) را به آنجا بیاورند: «قَالَ يَا أَيُّهَا الْمَلَأُ أَيُّكُمْ يَأْتِينِي بِعَرْشِهَا قَبْلَ أَنْ يَأْتُونِي مُسْلِمِينَ[۳]؛ (سلیمان گفت) ای بزرگان کدام یک از شما تخت او را برای من میآورد پیش از آنکه به حال تسلیم نزد من آیند؟».
ابتدا یکی از جنیان میگوید: «قَالَ عِفْرِيتٌ مِنَ الْجِنِّ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ تَقُومَ مِنْ مَقَامِكَ ۖ وَإِنِّي عَلَيْهِ لَقَوِيٌّ أَمِينٌ[۴]؛ عفریتی از جن گفت: من آن را نزد تو میآورم پیش از آنکه از مجلست برخیزی». اما در مقابل، شخص دیگری میگوید من تخت بلقیس را در کمتر از یک چشم به هم زدن نزد شما حاضر خواهم نمود که قرآن کلام او را چنین نقل میکند: «قَالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتَابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ ۚ فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِنْدَهُ قَالَ هَٰذَا مِنْ فَضْلِ رَبِّي لِيَبْلُوَنِي أَأَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ ۖ وَمَنْ شَكَرَ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ ۖ وَمَنْ كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّي غَنِيٌّ كَرِيمٌ[۵]؛ کسی که دانشی از کتاب داشت گفت: پیش از آنکه چشم بر هم زنی آن را نزد تو خواهم آورد.
بیشتر مفسران با استناد به روایات بر این عقیده اند که این شخص، آصف بن برخیا وزیر و دانشمند و فرد قابل اعتماد سلیمان بوده[۶] که اسم اعظم پروردگار را مى دانسته است؛ اسمى که هرگاه خداوند به آن خوانده شود، اجابت مى کند؛[۷] از این رو آصف را مستجاب الدعوه مى دانند.[۸]
روایات فراوانى از طریق اهل بیت علیهم السلام آصف بن برخیا را وصى سلیمان معرفى کرده و مقصود از «الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتَابِ»[۵] را همین شخص دانسته است. بر پایه روایتى، رسول خدا صلى الله علیه وآله مى فرماید: آورنده تخت بلقیس، وصى برادرم سلیمان بن داود بود.[۹] بنا به نقلى، امام على علیه السلام نیز در موردى که کار خارق العادهاى انجام داد و با شگفتى یاران مواجه شد، فرمود: آیا نمى دانید که آصف بن برخیا وصى سلیمان بن داود بود؟ و نتیجه مى گیرد که چون پیامبر اکرم نزد خدا گرامى تر از سلیمان است، وصى او نیز از وصى سلیمان گرامى تر است.[۱۰]
علم آصف بن برخیا
اینکه این علم («عِلْمٌ مِنَ الْكِتَابِ»[۵]) چه علمی بوده، در آن بحث وجود دارد؛ برخی گویند منظور آگاهی آصف بر کتب آسمانی است، بعضی احتمال دادهاند لوح محفوظ باشد و نیز بسیاری از مفسران و غیر آنها گفتهاند این مرد با ایمان از اسم اعظم الهی باخبر بوده (همان نام بزرگی که هر چیز در برابر آن خاضع میگردد).[۱۱]
به هر حال آنچه آصف میدانست از علم حضرت سلیمان (علیهالسلام) بود که به فرمان خدا نزد آصف به ودیعه نهاده شده بود تا مردم در امامت و جانشینی او اختلاف نکنند.[۱۲] بنابراین معلوم میشود آصف دارای ارتباطی با خداوند بوده که هرچه از پروردگارش درخواست میکرده، برآورده میشده و این علم از سنخ علوم فکری و اکتسابی نبوده است.[۱۳]
اینکه خود سلیمان (علیهالسلام) تخت بلقیس را نیاورد و مأموریت را به آصف واگذار کرد ممکن است به خاطر این بوده باشد که آصف وصیّ او بود و سلیمان میخواست در این لحظه حساس، موقعیت او را به همگان معرفی کند. به علاوه استاد، شاگردان خود را در مواقع لازم میآزماید تا شایستگی آنها را به دست آورد.[۱۴]
برخی گویند اسم اعظمی که آصف خداوند را با آن خواند «یا حیّ یا قیوم» بوده و یا «الله الرحمن» و به عقیده برخی «ذالجلال والاکرام» و به عقیده برخی دیگر «یا الهنا واله کل شیء الهً واحداً لا اله الا انت» بوده است.[۱۵] در روایات بسیاری میخوانیم اسم اعظم ۷۳ حرف است که یک حرف آن نزد آصف بن برخیا بود و ۷۲ حرف آن نزد امامان (علیهم السلام) است و یک حرف مخصوص ذات پاک خداست.[۱۶]
مسعودى مى نویسد: چون مرگ سلیمان فرا رسید، خداوند به او وحى کرد که آصف را وصى خود قرار دهد و میراث نور و حکمت را به وى بسپارد.[۱۷]
پانویس
- ↑ بهاءالدین خرمشاهی، دانش نامه قرآن و قرآن پژوهی، ج ۱، ص ۳۹.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۴، ج ۱۵، ص ۴۶۹.
- ↑ سوره نمل، آیه ۳۸.
- ↑ همان، آیه ۳۹.
- ↑ ۵٫۰ ۵٫۱ ۵٫۲ همان، آیه ۴۰.
- ↑ تفسیر سمرقندى، ج ۲، ص ۴۹۷.
- ↑ مجمع البیان، ج ۷، ص ۳۴۹.
- ↑ کشف الاسرار، ج ۷، ص ۲۲۲.
- ↑ نورالثقلین، ج ۴، ص ۸۸.
- ↑ تفسیر البرهان، ج ۴، ص ۲۲۰.
- ↑ تفسیر نمونه، پیشین، ص ۴۷۰-۴۹.
- ↑ اعلام قرآن، مرکز فرهنگ و معارف، پیشین، ص ۱۱۲.
- ↑ علامه طباطبائی، تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی همدانی، ۱۵، ص ۵۶۳.
- ↑ تفسیر نمونه، پیشین، ص ۴۷۱.
- ↑ اعلام قرآن، مرکز فرهنگ و معارف،پیشین، ص ۱۱۱.
- ↑ تفسیر نمونه، پیشین، ص ۴۷۳.
- ↑ اثبات الوصیه، ص ۷۶.
منابع
- "آصف بن برخیا"، دانشنامه پژوهه، علی محمودی، تاریخ بازیابی: ۳۰ دی ۱۳۹۱.
- "آصف بن برخیا"، دایرةالمعارف قرآن کریم، ج ۱، ص ۱۰۹.




