عیب جویی کردن: تفاوت بین نسخهها
Majid kamali (بحث | مشارکتها) (صفحهای جدید حاوی ' <keywords content='کلید واژه: راه هاي درمان عيب جوي، عيب جوي، ' /> '''کلید واژه: راه هاي درم...' ایجاد کرد) |
مهدی موسوی (بحث | مشارکتها) |
||
| (۱۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۶ کاربر نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| − | { | + | {{خوب}} |
| + | {{الگو:منبع الکترونیکی پایگاه معتبر}} | ||
| − | ''' | + | '''«عیب جویی»''' به معنای جستجو و آشکارکردن عیبها و لغزشهای مردم با انگیزه تحقیر و ریختن [[آبرو|آبروی]] آنها، از صفات ناپسند [[اخلاق|اخلاقی]] به شمار میرود که معمولا ناشی از دشمنی و [[حسد]] و [[کینه|کینه]] است. در مقابل عیب جویی، مفهوم عیب زدایی قرار دارد که به قصد [[خیرخواهی]] و اصلاح عیب انجام میشود. |
| − | + | ==نکوهش عیبجویی در قرآن== | |
| + | خدای تعالی در [[قرآن مجید]] به طور کلی از [[تجسس]] و کنجکاوی در امور مردم نهی می فرماید: {{متن قرآن|«... وَلَا تَجَسَّسُوا ...»}}<ref>[[آیه 12 سوره حجرات|سوره حجرات، آیه ۱۲.]]</ref>؛ کنجکاوی عیوب مردم مکنید. و کسانی که به جای انتقاد سالم و سازنده به فکر این باشند که عیوب مردم را آشکار کنند و از حیثیت و اعتبار آنان بکاهند، مرتکب گناهی بس عظیم گشته اند که به خاطر آن عذابی دردناک پیش رو خواهند داشت. [[قرآن|قرآن مجید]] در این باره می فرماید: {{متن قرآن|«إِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَنْ تَشِيعَ الْفَاحِشَةُ فِي الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ ۚ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ»}}<ref>[[آیه 19 سوره نور|سوره نور، آیه ۱۹.]]</ref>؛ کسانی که دوست دارند زشتی ها در میان مردم باایمان شیوع یابد عذاب دردناکی برای آنها در دنیا و آخرت است، و خداوند می داند و شما نمی دانید. | ||
| − | + | یک انسان مسلمان به حکم وظیفه [[اسلام|اسلامی]]، انسانی و [[اخلاق|اخلاقی]] موظف است در صورتی که از برادر دینی خود اشتباه و خطایی را مشاهده کرد در خفا به او تذکر دهد تا در صدد رفع آن [[گناه]] برآید و چاره ای بیندیشد که از این پس گِرد آن گناه نگردد، نه این که با دیدن یک کار خطا و اشتباه و چه بسا به صرف این که از دیگران شنیده است و تحقیق نکرده، [[آبرو|آبروی]] مسلمانی را ببرد و در نتیجه خود را نیز مستحق آتش [[دوزخ]] کند. | |
| − | + | در این جا نکته جالب توجه این است که [[قرآن]] نمی گوید کسانی که فحشاء را در میان مؤمنان شایع می کنند اهل عذابند، بلکه می فرماید کسانی که دوست دارند نسبت های ناروا درباره مؤمنان شایع شود، اهل عذابند و این خود دلالت می کند بر این که آبروی مسلمان نزد خداوند بسیار محترم است و او اجازه نمی دهد که هر چه درباره مؤمنان گفته و شنیده می شود، برای دیگران بازگو گردد زیرا اگر انسان با چشم خود ببیند کسی گناهی را انجام داده، حق ندارد سرّ او را فاش کند، چه رسد به این که از دیگران شنیده و خود ندیده باشد. | |
| − | + | [[امام صادق]] علیه السلام فرمود: {{متن حدیث|«مَنْ قَالَ فِی مُؤمِنٍ مَا رَأَتهُ عَینَاهُ و َسَمِعَتهُ أُذُنَاهُ فَهُوَ مِنَ الَّذِینَ قَالَ الَّلهُ عَزَّوَجَلَّ {{متن قرآن|"إِنَّ الَّذِینَ یحِبُّونَ أَن تَشِیعَ الفَاحِشَةَ"}}...»}}؛ کسی که درباره انسان مؤمن هر چه را دیده یا شنیده بازگوید آن را بین مردم شایع کند جزو کسانی است که خدای متعال درباره آنان فرموده است: {{متن قرآن|«إِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَنْ تَشِيعَ الْفَاحِشَةُ ...»}}.<ref>[[بحارالانوار]]، ج۷۲، ص۲۴۰.</ref> | |
| − | + | حال که بحث به این جا رسید، بد نیست که اندکی پیرامون راه های مبارزه با [[اشاعه فحشاء|اشاعه فحشاء]] صحبت کنیم. چگونه می توان با توطئه دوستداران شیوع فحشاء مبارزه کرد و نقشه های شوم آنان را نقش بر آب ساخت؟ در این مورد می توان به دو راه اشاره کرد: | |
| − | + | '''<I> ۱ . عدم مجالست با عیب جویان:</I>''' | |
| − | + | افراد عیب جو همانند مگس روی آلودگی ها می نشینند و تنها روی جنبه های منفی انگشت می گذارند و جنبه های مثبت اشخاص را نمی بینند. بنابراین، باید از معاشرت و همنشینی با آن ها خودداری کرد و گذشته از این که نباید آنان را به عنوان دوست برگزید، بلکه باید این گونه افراد را در ردیف دشمن ترین مردم نسبت به خود به حساب آورد، زیرا ممکن است در اثر رفت و آمد نقطه ضعفی را مشاهده کنند و یک روز آبروی انسان را ببرند. از این رو [[امام علی علیه السلام|امیرمؤمنان]] علیه السلام فرمود: {{متن حدیث|«لِیکن أَبغَضُ النَّاسِ إِلَیک وَأَبعَدُهُم مِنک أَطلَبُهُم لِمَعَائِبِ النَّاسِ»}}؛ باید دشمن ترین مردم نزد تو و دورترین آنها از تو، کسانی باشند که بیشتر در صدد یافتن خطاهای مردم هستند.<ref>[[غرر الحکم]]، ص۴۱۹.</ref> | |
| − | + | '''<I> ۲ . بیاعتنایی به عیب جویان:</I>''' | |
| − | + | راه دیگری که برای جلوگیری از اشاعه فحشاء وجود دارد بی اعتنایی به کسانی است که می خواهند با شایعه پراکنی و عیب جویی از دیگران از قبح و زشتی گناهان بکاهند و آن را در نظر مردم بی اهمیت جلوه دهند. این قبیل افراد با ذکر عیوب دیگران، جو جامعه را آلوده کرده و بدین وسیله برای تعمیم فساد و گسترش [[گناه]] زمینه سازی می کنند. پس اگر به سخن آنها ترتیب اثر داده نشود و در همه جا با بی اعتنایی مردم روبرو شوند، ناگزیر دست از این کار زشت برمی دارند. | |
| − | إِنَّ | + | در روایت است که محمد بن فضیل می گوید: خدمت [[امام موسی کاظم علیه السلام|امام کاظم]] علیه السلام رسیدم و عرض کردم: درباره یکی از برادران دینی من کاری را نقل می کنند که من آن را ناخوش دارم ولی هنگامی که از خود او سؤال می کنم انکار می کند با این که گروهی از افراد موثق و مورد اعتماد این خبر را برای من نقل کرده اند. حضرت فرمود: {{متن حدیث|«... یا مُحَمَّدُ کذِّبْ سَمْعَک وَ بَصَرَک عَنْ أَخِیک فَإِنْ شَهِدَ عِنْدَک خَمْسُونَ قَسَامَةً و َقَالَ لَک قَوْلًا فَصَدِّقْهُ وَ کذِّبْهُمْ وَ لَاتُذِیعَنَّ عَلَیهِ شَیئاً تَشِینُهُ بِهِ وَتَهْدِمُ بِهِ مُرُوَّتَهُ فَتَکونَ مِنَ الَّذِینَ قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ إِنَّ الَّذِینَ یحِبُّونَ أَنْ تَشِیعَ الْفاحِشَةُ فِی الَّذِینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ فِی الدُّنْیا والْآخِرَة»}}؛ ای محمد گوش و چشم خود را در مقابل برادر مسلمانت تکذیب کن و اگر پنجاه نفر به عنوان شاهد قسم یاد کردند و درباره او چیزی به تو گفتند ولی خود او انکار کرد به گواهی آنان ترتیب اثر مده، سخن او را بپذیر و گفته آنها را قبول مکن. سپس فرمود: مبادا چیزی را که مایه عیب و ننگ او و وسیله درهم کوبیدن شخصیت و شرف انسانی او می گردد منتشر کنی زیرا در زمره کسانی قرار خواهید گرفت که خداوند درباره آنها فرموده است: کسانی که دوست می دارند زشتی ها در میان مؤمنان پخش شود برای آنها است عذابی دردناک در دنیا و آخرت.<ref>بحارالانوار، ج۷۲، ص۲۱۴.</ref> |
| − | + | ==نکوهش عیبجویی در احادیث== | |
| − | + | * برخی از مردم تنها به نقاط ضعف دیگران می پردازند و خطاهای خود را فراموش می کنند؛ [[امام علی علیه السلام|امیرالمؤمنین علی]] علیه السّلام می فرماید: {{متن حدیث|«شَرُّ النَّاسِ مَن کانَ مُتَتَبِّعًا لِعُیوبِ النَّاسِ عُمْیا لِمَعَایبِهِ»}}؛ بدترین مردم کسی است که عیوب مردم را دنبال کند و عیوب خود را نبیند.<ref>غررالحکم، ص۴۲۱.</ref> | |
| + | * از [[امام علی علیه السلام|حضرت امیر]] علیه السّلام آمده است: {{متن حدیث|«أَکبَرُ الْعَیبِ أَنْ تَعِیبَ غَیرَک بِمَا هُوَ فِیک»}}؛ بزرگترین عیب آن است که دیگری را به چیزی که در خودت هست سرزنش کنی.<ref>غررالحکم، ص۲۵۵.</ref> | ||
| + | * [[امام صادق]] علیه السلام فرمود: {{متن حدیث|«أَبْعَدُ مَا یکونُ الْعَبْدُ مِنَ اللَّهِ أَنْ یکونَ الرَّجُلُ یوَاخِی الرَّجُلَ وَ هُوَ یحْفَظُ عَلَیهِ زَلَّاتِهِ لِیُعَیّرَهُ بِهَا یوْماً مَا»}}؛ دورترین حالات انسان از خدا این است که با کسی طرح دوستی بریزد و لغزش های او را به خاطر بسپارد تا روزی او را رسوا سازد.<ref>بحارالانوار، ج۷۲، ص۲۱۹.</ref> | ||
| + | * در روایت دیگری از [[امام باقر]] علیه السّلام آمده است: {{متن حدیث|«... قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله ثَلَاثُ خِصَالٍ مَنْ کنَّ فِیهِ أَوْ وَاحِدَةٌ مِنْهُنَّ کانَ فِی ظِلِّ عَرْشِ اللَّهِ یوْمَ لَا ظِلَّ إِلَّا ظِلُّهُ رَجُلٌ أَعْطَی النَّاسَ مِنْ نَفْسِهِ مَا هُوَ سَائِلُهُمْ وَرَجُلٌ لَمْ یقَدِّمْ رِجْلًا وَ لَمْ یؤَخِّرْ رِجْلًا حَتَّی یعْلَمَ أَنَّ ذَلِک لِلَّهِ رِضًا و َرَجُلٌ لَمْ یعِبْ أَخَاهُ الْمُسْلِمَ بِعَیبٍ حَتَّی ینْفِی ذَلِک الْعَیبَ عَنْ نَفْسِهِ فَإِنَّهُ لَا ینْفِی مِنْهَا عَیباً إِلَّا بَدَا لَهُ عَیبٌ و َکفَی بِالْمَرْءِ شُغُلًا بِنَفْسِهِ عَنِ النَّاس»}}؛ [[رسول خدا]] صلّی اللّه علیه و آله فرمود: در هر کس سه صفت و یا یکی از آن ها باشد [[روز قیامت]] که هیچ سایه ای جز سایه لطف الهی نیست او در سایه عرش خدا خواهد بود: مردی که رفتارش با دیگران آنچنان باشد که همان رفتار را نسبت به خود از دیگران انتظار دارد. و مردی که گامی بر ندارد جز این که رضا و خشم خدا را در آن کار بداند. و کسی که تا عیبی را از خویشتن دور نساخته از برادرش در آن باره عیب جویی نکند زیرا بی شک هر کس عیبی را از خود دور سازد باز عیبی دیگر در خویشتن خواهد دید و هر کس به خود بپردازد مجال عیب جویی از دیگران را نخواهد داشت.<ref>[[الکافی]]، ج۲، ص۱۴۷.</ref> | ||
| − | + | * و از [[پیامبر اسلام|پیامبر اکرم]] صلی الله علیه وآله نقل شده است: {{متن حدیث|«یبصِرُ أَحَدُکمْ القَذَاةَ فِی عَینِ أَخِیهِ و َیدَعُ الجِذْعَ فِی عَینِهِ»}}؛ بعضی از شما خاری را در چشم برادر خود می بینید ولی شاخه درختی را در چشم خود نمی بینید. | |
| + | {{بیت|آگه از عیب عیان خود نِـئیم|پردههای عیب مردم میدریم}} | ||
| − | در | + | ==سرانجام شوم عیبجویی== |
| + | '''الف. رسوایی در میان مردم:''' | ||
| − | [[امام | + | اگر هدف کسی از ذکر خطا و لغزش های دیگران، رسوا کردن آن ها باشد، بی تردید روزی فرا می رسد که خداوند خود او را در بین مردم رسوا خواهد کرد. [[امام باقر]] علیه السلام از [[رسول خدا]] صلی الله علیه و آله نقل می کند که فرمود: {{متن حدیث|«یا مَعْشَرَ مَنْ أَسْلَمَ بِلِسَانِهِ و لمْ یسْلِمْ بِقَلْبِهِ لَا تَتَبّعُوا عَثَرَاتِ الْمُسْلِمِینَ فَإِنَّهُ مَنْ تَتَبَّعَ عَثَرَاتِ الْمُسْلِمِینَ تَتَبَّعَ اللَّهُ عَثْرَتَهُ وَ مَنْ تَتَبَّعَ اللَّهُ عَثْرَتَهُ یفْضَحْهُ»}}؛ ای کسانی که به ظاهر [[اسلام]] آورده اید ولی اسلام در قلب شما رسوخ نکرده است، در جستجوی لغزش های مسلمانان نباشید تا آنان را رسوا کنید زیرا کسی که در مقام پیدا کردن خطاهای مردم باشد خدا عیوب او را آشکار و وی را رسوا خواهد کرد.<ref>الکافی، ج۲، ص۳۵۵.</ref> |
| − | + | و در روایت دیگری آمده است خداوند او را رسوا خواهد کرد هر چند درون خانه و به طور پنهانی گناهی مرتکب شود. | |
| − | + | '''ب. نزدیکی عیبجو به کفر و دوری از خدا:''' | |
| − | + | کسانی که با برادر دینی خود به ظاهر حرف از دوستی می زنند و اعتماد او را به خود جلب می کنند، ولی در باطن با او دشمن هستند و لغزش ها و اشتباهات و نقاط ضعف وی را به طور دقیق نگاه می دارند تا در فرصت مناسب او را مفتضح کنند، سرانجام خود را به مرز [[کفر|کفر]] نزدیک می کنند. [[امام صادق]] علیه السلام فرمود: {{متن حدیث|«أَبْعَدُ مَا یکونُ العَبدُ مِنَ الَّلهِ أَن یکونَ الرَّجُلُ یوَاخِی الرَّجُلَ وَ هُوَ یحفُظُ عَلَیهِ زَلاته لِیعَیرَهُ بِهَا یومًا مَا»}}؛ دورترین حالات انسان از خدا این است که با کسی طرح دوستی بریزد و لغزش های او را به خاطر بسپارد تا روزی او را رسوا سازد.<ref>بحارالانوار، ج۷۹، ص۲۱۹.</ref> | |
| − | ''' | + | ==راههای درمان عیبجویی== |
| + | '''الف. تقویت ایمان و اعتقاد:''' | ||
| − | + | مهمترین عاملی که در مبارزه با عوامل [[فساد]] و بیماری های معنوی و نفسانی مانند عیب جویی مؤثر و کارساز است، عنصر [[ایمان|ایمان]] به [[الله|خدا]] و [[قیامت|روز حساب]] است. اگر کسی به خداوند متعال و روز جزا واقعا ایمان داشته باشد کمتر مرتکب [[گناه کبیره]] می شود. چگونه ممکن است کسی به حساب و کتاب و پاداش قیامت معتقد باشد و از ارتکاب گناه پروا نداشته باشد؟ مگر آنان که به زبان ایمان آورده و قلبا مؤمن نیستند، چنان که خداوند متعال می فرماید: {{متن قرآن|« قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا ۖ قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَلَٰكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمَانُ فِي قُلُوبِكُمْ ...»}}<ref>[[آیه 14 سوره حجرات|سوره حجرات، آیه ۱۴.]]</ref>؛ عرب های صحرانشین گفتند: ما ایمان آورده ایم. به آنها بگو: شما ایمان نیاورده اید ولی بگویید [[اسلام]] آورده ایم یعنی ظاهرا تسلیم شده اید اما هنوز [[ایمان]] در قلب شما وارد نشده است... . | |
| − | + | '''ب. یاد خدا:''' | |
| − | + | [[امیرالمؤمنین]] علیه السّلام می فرماید: {{متن حدیث|«ذِکرُ اللَّهِ دَوَاءُ أَعلاَلِ النُّفُوسِ»}}؛ ذکر خدا، داروی بیماری دلها است.<ref>غررالحکم، ص۱۸۸.</ref> | |
| − | + | '''ج. اشتغال به عیوب خود:''' | |
| − | + | کسی که به عیوب خود واقف و معترف باشد، هرگز در صدد عیب جویی دیگران برنمی آید. خودخواهی و خودپسندی است که [[انسان]] را مغرور ساخته و به کنکاش در عیوب مردم وامی دارد. انسانی که خود را سراپا عیب و نقص می بیند، شرم دارد از این که دیگران را به خاطر همان عیوب سرزنش کند، چنانکه [[رسول خدا]] صلّی اللّه علیه و آله فرمود: {{متن حدیث|«طُوبَی لِمَنْ شَغَلَهُ عَیبُهُ عَنْ عُیوبِ النّاسِ»}}؛ خوشا به حال کسی که عیب خودش، او را از عیوب مردم باز دارد.<ref>بحارالانوار، ج۶۴، ص۳۵۰.</ref> | |
| − | + | و همچنین [[حضرت علی]] علیه السّلام فرمود: {{متن حدیث|«مَن نَظَرَ فِی عَیبِ نَفسِِهِ اِشتَغَلَ عَن عَیبِ غَیرِهِ»}}؛ هر کس به عیب خود بنگرد، از عیب جویی دیگران باز می ایستد.<ref>بحارالانوار، ج۷۲، ص۴۹.</ref> به قول شاعر: | |
| + | {{بیت|هر کسی گر عیب خود دیدی ز پیش|کی بُدی فارغ خود از اصلاح خویش}} | ||
| + | {{بیت|غافلند این خلق و از خود بی خبر|لاجرم گویند عیب همدگر}} | ||
| + | {{بیت|چشم فرو بستهای از عیب خویش|عیب کسانت شده آئینه پیش}} | ||
| + | {{بیت|عیب کسان منگر و احسان خویش|دیده فرو کن به گریبان خویش}} | ||
| + | خلاصه این که انسان مؤمن باید آن چنان سرگرم عیوب خویش باشد که هرگز به جستجو کردن عیوب مردم نپردازد؛ همان گونه که احساس درد، انسان بیمار را از درد دیگران باز می دارد. اما انسان می تواند از سه راه به عیب های خود آگاه شود: | ||
| − | + | *[[مراقبه]] و محاسبه؛ یعنی اگر انسان مواظب اعمال و رفتار خویش باشد و خود را مورد محاسبه و حسابرسی قرار دهد، به ویژه اگر خویشتن را با معیارها و الگوهای مورد قبول صالحان و پارسایان مقایسه کند، چون خود را فاقد فضایل و کمالات آنها می بیند، بخوبی می تواند به عیوب خویش پی ببرد. | |
| + | *[[عبرت]] گرفتن از رفتار و کردار افراد بزهکار و نادرست و بد اخلاق؛ به قول [[سعدی]]، [[لقمان]] (علیه السلام) را گفتند [[ادب]] از که آموختی؟ گفت از بی ادبان؛ آنچه در نظرم از ایشان ناپسند آمد، انجام ندادم. | ||
| + | *معاشرت با دوستان مخلص و صدیق؛ که از نصیحت دریغ نداشته باشند و از روی خیرخواهی، عیوب او را بدون مجامله و تملّق تذکر دهند. | ||
| − | + | ==عیبجویی نه، عیبزدایی آری== | |
| + | همان گونه که عیب جویی زشت و [[حرام]] است، بی تفاوت بودن در مقابل آن عیب نیز شایسته نیست، زیرا [[ایمان|مؤمن]] باید مانند آئینه باشد و زشتی ها و زیبایی های برادر دینی خود را نشان بدهد، منتها به خود او نه به دیگران، که شأن آئینه همین است. | ||
| − | + | [[امام صادق]] علیه السّلام فرمود: {{متن حدیث|«أَحَبُّ إِخْوَانِی إِلَیّ مَنْ أَهْدَی إِلَیّ عُیوبِی»}}؛ محبوب ترین برادر نزد من کسی است که عیوبم را به من اهدا کند.<ref>بحارالانوار، ج۷۵، ص۲۴۹.</ref> | |
| − | + | و نیز فرمود: {{متن حدیث|«مَنْ رَأَی أَخَاهُ عَلَی أَمْرٍ یکرَهُهُ فَلَمْ یرُدَّهُ عَنْهُ و َهُوَ یقْدِرُ عَلَیهِ فَقَدْ خَانَهُ»}}؛ کسی که برادر دینی خود را، گرفتار عمل ناپسندی می بیند و می تواند او را از این کار باز دارد، اگر چنین نکند به او خیانت ورزیده است.<ref>بحارالانوار، ج۷۱، ص۱۹۰.</ref> پس کسی که ادعای دوستی می کند ولی عیوب انسان را تذکر نمی دهد و هر گونه نقص و عیبی که می بیند، بی تفاوت از آن می گذرد، دوست واقعی نیست. | |
| − | + | تا این جا بحث در عیب جویی بود و اکنون نوبت می رسد به «عیب زدایی». اما باید دانست که فرق میان این دو بسیار ظریف و لطیف است؛ زیرا عیب جویی و عیب زدایی -به حسب ظاهر- هر دو با یادآوری و بازگو کردن عیوب است، ولی اولی با انگیزه تحقیر و [[آبرو]]ریزی است و دومی به قصد [[خیرخواهی]] و اصلاح، اولی با دشمنی و خصومت و دومی با دلسوزی و نصیحت توأم است. اگر انگیزه انسان در ذکر عیوب دیگران خیرخواهی باشد، قهرا کیفیت برخورد مشفقانه و آبرومندانه خواهد بود، ولی اگر هدف آبروریزی و تحقیر باشد، قهرا با تحقیر و [[توهین]] ادا می شود. | |
| − | + | به همین جهت، کسی که می خواهد عیب دیگری را به او تذکر دهد باید با حسن [[نیت]] و دلی پاک و بی آلایش، نقایص او را یادآوری کند و در حال سخن گفتن کمال [[ادب]] و [[احترام]] را رعایت نماید و دقت کند که به شخصیت طرف مقابل خود، [[اهانت]] روا ندارد و انتقاد صحیح و سالم و سازنده به نیش زدن و عیب جویی تبدیل نگردد، که نتیجه معکوس خواهد داشت. برای این که هیچ انسانی از خطا و اشتباه مصون نیست و هیچ کس نمی تواند ادعا کند که مرتکب خطا و اشتباه نمی شود، جز [[ائمه اطهار|ائمه معصومین]] علیهم السّلام که آنان نیز با این که از مقام [[عصمت]] برخوردارند خود را در برابر پروردگار، گناهکار و ناقص می دانند. به عنوان نمونه، [[امام زین العابدین]] علیه السّلام عرض می کند: {{متن حدیث|«إِلَهِی إِلَیک أَشکو نَفْسًا بِالسُّوءِ أَمَّارَةٌ وَإِلَی الْخَطِیئَةِ مُبَادِرَةٌ وَبِمَعَاصِیک مُولِعَةٌ وَ لِسَخَطِک مُتَعَرِّضَةٌ»}}؛ خدایا به تو شکایت می کنم از نفسی که مرا بسیار به بدی ها وامی دارد و به هر خطا سبقت می گیرد و به معصیت تو حرص می ورزد و مرا در معرض خشم و غضب تو می افکند. | |
| − | + | بنابراین همه مردم دارای عیب ها و نقایصی هستند که باید به آنها تذکر داده شود، چون خداوند عالم، تمام افراد بشر را یکسان نیافریده است و همان طوری که صفات نیک و پسندیده در آنان وجود دارد، عیوبی نیز در آن ها هست، ولی انسان نباید عیب جویی کند بلکه باید با بیان مشفقانه و توأم با محبّت او را متنبّه سازد تا هم [[آبرو|آبروی]] او را از بین نبرد و هم احساساتش را جریحه دار نکند، چون [[اسلام]] برای حیثیت و آبروی مؤمن، ارزش و اهمیت خاصی قائل است و بازگو کردن عیوب مردم نیز یک ضرورت است و این ضرورت را می توان به صورت پنهانی و خصوصی انجام داد تا به شخصیت مؤمن لطمه ای وارد نشود که: «اَلضُّرُوراتُ تُقدِّرُ بِقدرِها»؛ نیازهای اضطراری باید در چارچوب خودشان ارزیابی شوند، یعنی از آن محدوده، نباید تجاوز کند. | |
| − | + | [[امام علی علیه السلام|حضرت علی]] علیه السّلام فرمود: {{متن حدیث|«نُصْحُک بَینَ المَلَإِ تَقْرِیعٌ}}؛ نصیحت کردن در میان مردم نوعی سرکوبی است.<ref>غررالحکم، ص۲۲۵.</ref> | |
| − | + | [[امام حسن عسکری علیه السلام|امام حسن عسکری]] علیه السّلام فرمود: {{متن حدیث|«مَنْ وَعَظَ أَخَاهُ سِرّاً فَقَدْ زَانَهُ و َمَنْ وَعَظَهُ عَلَانِیةً فَقَدْ شَانَه»}}؛ کسی که برادر دینی خود را در نهان، پند دهد زینت بخش او شده است و اگر آشکارا عیب او را به او بگوید، او را خوار نموده است.<ref>بحارالانوار، ج۷۱، ص۱۶۶.</ref> | |
| + | {{بیت|نصیحت در نهانی بهتر آید|گره از جان و بند از دل گشاید}} | ||
| − | + | ==پانویس== | |
| + | {{پانویس}} | ||
| + | ==منابع== | ||
| + | * نقطههای آغاز در اخلاق عملی، آیتالله محمدرضا مهدوی کنی. | ||
| − | + | [[رده:اخلاق اجتماعی]] | |
| − | + | [[رده:صفات ناپسند]] | |
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | [[ | ||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
نسخهٔ کنونی تا ۳۱ ژانویهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۰:۵۸
این مدخل از دانشنامه هنوز نوشته نشده است.
(احتمالا تصرف اندکی صورت گرفته است)
«عیب جویی» به معنای جستجو و آشکارکردن عیبها و لغزشهای مردم با انگیزه تحقیر و ریختن آبروی آنها، از صفات ناپسند اخلاقی به شمار میرود که معمولا ناشی از دشمنی و حسد و کینه است. در مقابل عیب جویی، مفهوم عیب زدایی قرار دارد که به قصد خیرخواهی و اصلاح عیب انجام میشود.
محتویات
نکوهش عیبجویی در قرآن
خدای تعالی در قرآن مجید به طور کلی از تجسس و کنجکاوی در امور مردم نهی می فرماید: «... وَلَا تَجَسَّسُوا ...»[۱]؛ کنجکاوی عیوب مردم مکنید. و کسانی که به جای انتقاد سالم و سازنده به فکر این باشند که عیوب مردم را آشکار کنند و از حیثیت و اعتبار آنان بکاهند، مرتکب گناهی بس عظیم گشته اند که به خاطر آن عذابی دردناک پیش رو خواهند داشت. قرآن مجید در این باره می فرماید: «إِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَنْ تَشِيعَ الْفَاحِشَةُ فِي الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ ۚ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ»[۲]؛ کسانی که دوست دارند زشتی ها در میان مردم باایمان شیوع یابد عذاب دردناکی برای آنها در دنیا و آخرت است، و خداوند می داند و شما نمی دانید.
یک انسان مسلمان به حکم وظیفه اسلامی، انسانی و اخلاقی موظف است در صورتی که از برادر دینی خود اشتباه و خطایی را مشاهده کرد در خفا به او تذکر دهد تا در صدد رفع آن گناه برآید و چاره ای بیندیشد که از این پس گِرد آن گناه نگردد، نه این که با دیدن یک کار خطا و اشتباه و چه بسا به صرف این که از دیگران شنیده است و تحقیق نکرده، آبروی مسلمانی را ببرد و در نتیجه خود را نیز مستحق آتش دوزخ کند.
در این جا نکته جالب توجه این است که قرآن نمی گوید کسانی که فحشاء را در میان مؤمنان شایع می کنند اهل عذابند، بلکه می فرماید کسانی که دوست دارند نسبت های ناروا درباره مؤمنان شایع شود، اهل عذابند و این خود دلالت می کند بر این که آبروی مسلمان نزد خداوند بسیار محترم است و او اجازه نمی دهد که هر چه درباره مؤمنان گفته و شنیده می شود، برای دیگران بازگو گردد زیرا اگر انسان با چشم خود ببیند کسی گناهی را انجام داده، حق ندارد سرّ او را فاش کند، چه رسد به این که از دیگران شنیده و خود ندیده باشد.
امام صادق علیه السلام فرمود: «مَنْ قَالَ فِی مُؤمِنٍ مَا رَأَتهُ عَینَاهُ و َسَمِعَتهُ أُذُنَاهُ فَهُوَ مِنَ الَّذِینَ قَالَ الَّلهُ عَزَّوَجَلَّ "إِنَّ الَّذِینَ یحِبُّونَ أَن تَشِیعَ الفَاحِشَةَ"...»؛ کسی که درباره انسان مؤمن هر چه را دیده یا شنیده بازگوید آن را بین مردم شایع کند جزو کسانی است که خدای متعال درباره آنان فرموده است: «إِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَنْ تَشِيعَ الْفَاحِشَةُ ...».[۳]
حال که بحث به این جا رسید، بد نیست که اندکی پیرامون راه های مبارزه با اشاعه فحشاء صحبت کنیم. چگونه می توان با توطئه دوستداران شیوع فحشاء مبارزه کرد و نقشه های شوم آنان را نقش بر آب ساخت؟ در این مورد می توان به دو راه اشاره کرد:
۱ . عدم مجالست با عیب جویان:
افراد عیب جو همانند مگس روی آلودگی ها می نشینند و تنها روی جنبه های منفی انگشت می گذارند و جنبه های مثبت اشخاص را نمی بینند. بنابراین، باید از معاشرت و همنشینی با آن ها خودداری کرد و گذشته از این که نباید آنان را به عنوان دوست برگزید، بلکه باید این گونه افراد را در ردیف دشمن ترین مردم نسبت به خود به حساب آورد، زیرا ممکن است در اثر رفت و آمد نقطه ضعفی را مشاهده کنند و یک روز آبروی انسان را ببرند. از این رو امیرمؤمنان علیه السلام فرمود: «لِیکن أَبغَضُ النَّاسِ إِلَیک وَأَبعَدُهُم مِنک أَطلَبُهُم لِمَعَائِبِ النَّاسِ»؛ باید دشمن ترین مردم نزد تو و دورترین آنها از تو، کسانی باشند که بیشتر در صدد یافتن خطاهای مردم هستند.[۴]
۲ . بیاعتنایی به عیب جویان:
راه دیگری که برای جلوگیری از اشاعه فحشاء وجود دارد بی اعتنایی به کسانی است که می خواهند با شایعه پراکنی و عیب جویی از دیگران از قبح و زشتی گناهان بکاهند و آن را در نظر مردم بی اهمیت جلوه دهند. این قبیل افراد با ذکر عیوب دیگران، جو جامعه را آلوده کرده و بدین وسیله برای تعمیم فساد و گسترش گناه زمینه سازی می کنند. پس اگر به سخن آنها ترتیب اثر داده نشود و در همه جا با بی اعتنایی مردم روبرو شوند، ناگزیر دست از این کار زشت برمی دارند.
در روایت است که محمد بن فضیل می گوید: خدمت امام کاظم علیه السلام رسیدم و عرض کردم: درباره یکی از برادران دینی من کاری را نقل می کنند که من آن را ناخوش دارم ولی هنگامی که از خود او سؤال می کنم انکار می کند با این که گروهی از افراد موثق و مورد اعتماد این خبر را برای من نقل کرده اند. حضرت فرمود: «... یا مُحَمَّدُ کذِّبْ سَمْعَک وَ بَصَرَک عَنْ أَخِیک فَإِنْ شَهِدَ عِنْدَک خَمْسُونَ قَسَامَةً و َقَالَ لَک قَوْلًا فَصَدِّقْهُ وَ کذِّبْهُمْ وَ لَاتُذِیعَنَّ عَلَیهِ شَیئاً تَشِینُهُ بِهِ وَتَهْدِمُ بِهِ مُرُوَّتَهُ فَتَکونَ مِنَ الَّذِینَ قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ إِنَّ الَّذِینَ یحِبُّونَ أَنْ تَشِیعَ الْفاحِشَةُ فِی الَّذِینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ فِی الدُّنْیا والْآخِرَة»؛ ای محمد گوش و چشم خود را در مقابل برادر مسلمانت تکذیب کن و اگر پنجاه نفر به عنوان شاهد قسم یاد کردند و درباره او چیزی به تو گفتند ولی خود او انکار کرد به گواهی آنان ترتیب اثر مده، سخن او را بپذیر و گفته آنها را قبول مکن. سپس فرمود: مبادا چیزی را که مایه عیب و ننگ او و وسیله درهم کوبیدن شخصیت و شرف انسانی او می گردد منتشر کنی زیرا در زمره کسانی قرار خواهید گرفت که خداوند درباره آنها فرموده است: کسانی که دوست می دارند زشتی ها در میان مؤمنان پخش شود برای آنها است عذابی دردناک در دنیا و آخرت.[۵]
نکوهش عیبجویی در احادیث
- برخی از مردم تنها به نقاط ضعف دیگران می پردازند و خطاهای خود را فراموش می کنند؛ امیرالمؤمنین علی علیه السّلام می فرماید: «شَرُّ النَّاسِ مَن کانَ مُتَتَبِّعًا لِعُیوبِ النَّاسِ عُمْیا لِمَعَایبِهِ»؛ بدترین مردم کسی است که عیوب مردم را دنبال کند و عیوب خود را نبیند.[۶]
- از حضرت امیر علیه السّلام آمده است: «أَکبَرُ الْعَیبِ أَنْ تَعِیبَ غَیرَک بِمَا هُوَ فِیک»؛ بزرگترین عیب آن است که دیگری را به چیزی که در خودت هست سرزنش کنی.[۷]
- امام صادق علیه السلام فرمود: «أَبْعَدُ مَا یکونُ الْعَبْدُ مِنَ اللَّهِ أَنْ یکونَ الرَّجُلُ یوَاخِی الرَّجُلَ وَ هُوَ یحْفَظُ عَلَیهِ زَلَّاتِهِ لِیُعَیّرَهُ بِهَا یوْماً مَا»؛ دورترین حالات انسان از خدا این است که با کسی طرح دوستی بریزد و لغزش های او را به خاطر بسپارد تا روزی او را رسوا سازد.[۸]
- در روایت دیگری از امام باقر علیه السّلام آمده است: «... قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله ثَلَاثُ خِصَالٍ مَنْ کنَّ فِیهِ أَوْ وَاحِدَةٌ مِنْهُنَّ کانَ فِی ظِلِّ عَرْشِ اللَّهِ یوْمَ لَا ظِلَّ إِلَّا ظِلُّهُ رَجُلٌ أَعْطَی النَّاسَ مِنْ نَفْسِهِ مَا هُوَ سَائِلُهُمْ وَرَجُلٌ لَمْ یقَدِّمْ رِجْلًا وَ لَمْ یؤَخِّرْ رِجْلًا حَتَّی یعْلَمَ أَنَّ ذَلِک لِلَّهِ رِضًا و َرَجُلٌ لَمْ یعِبْ أَخَاهُ الْمُسْلِمَ بِعَیبٍ حَتَّی ینْفِی ذَلِک الْعَیبَ عَنْ نَفْسِهِ فَإِنَّهُ لَا ینْفِی مِنْهَا عَیباً إِلَّا بَدَا لَهُ عَیبٌ و َکفَی بِالْمَرْءِ شُغُلًا بِنَفْسِهِ عَنِ النَّاس»؛ رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله فرمود: در هر کس سه صفت و یا یکی از آن ها باشد روز قیامت که هیچ سایه ای جز سایه لطف الهی نیست او در سایه عرش خدا خواهد بود: مردی که رفتارش با دیگران آنچنان باشد که همان رفتار را نسبت به خود از دیگران انتظار دارد. و مردی که گامی بر ندارد جز این که رضا و خشم خدا را در آن کار بداند. و کسی که تا عیبی را از خویشتن دور نساخته از برادرش در آن باره عیب جویی نکند زیرا بی شک هر کس عیبی را از خود دور سازد باز عیبی دیگر در خویشتن خواهد دید و هر کس به خود بپردازد مجال عیب جویی از دیگران را نخواهد داشت.[۹]
- و از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله نقل شده است: «یبصِرُ أَحَدُکمْ القَذَاةَ فِی عَینِ أَخِیهِ و َیدَعُ الجِذْعَ فِی عَینِهِ»؛ بعضی از شما خاری را در چشم برادر خود می بینید ولی شاخه درختی را در چشم خود نمی بینید.
آگه از عیب عیان خود نِـئیم پردههای عیب مردم میدریم
سرانجام شوم عیبجویی
الف. رسوایی در میان مردم:
اگر هدف کسی از ذکر خطا و لغزش های دیگران، رسوا کردن آن ها باشد، بی تردید روزی فرا می رسد که خداوند خود او را در بین مردم رسوا خواهد کرد. امام باقر علیه السلام از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل می کند که فرمود: «یا مَعْشَرَ مَنْ أَسْلَمَ بِلِسَانِهِ و لمْ یسْلِمْ بِقَلْبِهِ لَا تَتَبّعُوا عَثَرَاتِ الْمُسْلِمِینَ فَإِنَّهُ مَنْ تَتَبَّعَ عَثَرَاتِ الْمُسْلِمِینَ تَتَبَّعَ اللَّهُ عَثْرَتَهُ وَ مَنْ تَتَبَّعَ اللَّهُ عَثْرَتَهُ یفْضَحْهُ»؛ ای کسانی که به ظاهر اسلام آورده اید ولی اسلام در قلب شما رسوخ نکرده است، در جستجوی لغزش های مسلمانان نباشید تا آنان را رسوا کنید زیرا کسی که در مقام پیدا کردن خطاهای مردم باشد خدا عیوب او را آشکار و وی را رسوا خواهد کرد.[۱۰]
و در روایت دیگری آمده است خداوند او را رسوا خواهد کرد هر چند درون خانه و به طور پنهانی گناهی مرتکب شود.
ب. نزدیکی عیبجو به کفر و دوری از خدا:
کسانی که با برادر دینی خود به ظاهر حرف از دوستی می زنند و اعتماد او را به خود جلب می کنند، ولی در باطن با او دشمن هستند و لغزش ها و اشتباهات و نقاط ضعف وی را به طور دقیق نگاه می دارند تا در فرصت مناسب او را مفتضح کنند، سرانجام خود را به مرز کفر نزدیک می کنند. امام صادق علیه السلام فرمود: «أَبْعَدُ مَا یکونُ العَبدُ مِنَ الَّلهِ أَن یکونَ الرَّجُلُ یوَاخِی الرَّجُلَ وَ هُوَ یحفُظُ عَلَیهِ زَلاته لِیعَیرَهُ بِهَا یومًا مَا»؛ دورترین حالات انسان از خدا این است که با کسی طرح دوستی بریزد و لغزش های او را به خاطر بسپارد تا روزی او را رسوا سازد.[۱۱]
راههای درمان عیبجویی
الف. تقویت ایمان و اعتقاد:
مهمترین عاملی که در مبارزه با عوامل فساد و بیماری های معنوی و نفسانی مانند عیب جویی مؤثر و کارساز است، عنصر ایمان به خدا و روز حساب است. اگر کسی به خداوند متعال و روز جزا واقعا ایمان داشته باشد کمتر مرتکب گناه کبیره می شود. چگونه ممکن است کسی به حساب و کتاب و پاداش قیامت معتقد باشد و از ارتکاب گناه پروا نداشته باشد؟ مگر آنان که به زبان ایمان آورده و قلبا مؤمن نیستند، چنان که خداوند متعال می فرماید: « قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا ۖ قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَلَٰكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمَانُ فِي قُلُوبِكُمْ ...»[۱۲]؛ عرب های صحرانشین گفتند: ما ایمان آورده ایم. به آنها بگو: شما ایمان نیاورده اید ولی بگویید اسلام آورده ایم یعنی ظاهرا تسلیم شده اید اما هنوز ایمان در قلب شما وارد نشده است... .
ب. یاد خدا:
امیرالمؤمنین علیه السّلام می فرماید: «ذِکرُ اللَّهِ دَوَاءُ أَعلاَلِ النُّفُوسِ»؛ ذکر خدا، داروی بیماری دلها است.[۱۳]
ج. اشتغال به عیوب خود:
کسی که به عیوب خود واقف و معترف باشد، هرگز در صدد عیب جویی دیگران برنمی آید. خودخواهی و خودپسندی است که انسان را مغرور ساخته و به کنکاش در عیوب مردم وامی دارد. انسانی که خود را سراپا عیب و نقص می بیند، شرم دارد از این که دیگران را به خاطر همان عیوب سرزنش کند، چنانکه رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله فرمود: «طُوبَی لِمَنْ شَغَلَهُ عَیبُهُ عَنْ عُیوبِ النّاسِ»؛ خوشا به حال کسی که عیب خودش، او را از عیوب مردم باز دارد.[۱۴]
و همچنین حضرت علی علیه السّلام فرمود: «مَن نَظَرَ فِی عَیبِ نَفسِِهِ اِشتَغَلَ عَن عَیبِ غَیرِهِ»؛ هر کس به عیب خود بنگرد، از عیب جویی دیگران باز می ایستد.[۱۵] به قول شاعر:
هر کسی گر عیب خود دیدی ز پیش کی بُدی فارغ خود از اصلاح خویش
غافلند این خلق و از خود بی خبر لاجرم گویند عیب همدگر
چشم فرو بستهای از عیب خویش عیب کسانت شده آئینه پیش
عیب کسان منگر و احسان خویش دیده فرو کن به گریبان خویش
خلاصه این که انسان مؤمن باید آن چنان سرگرم عیوب خویش باشد که هرگز به جستجو کردن عیوب مردم نپردازد؛ همان گونه که احساس درد، انسان بیمار را از درد دیگران باز می دارد. اما انسان می تواند از سه راه به عیب های خود آگاه شود:
- مراقبه و محاسبه؛ یعنی اگر انسان مواظب اعمال و رفتار خویش باشد و خود را مورد محاسبه و حسابرسی قرار دهد، به ویژه اگر خویشتن را با معیارها و الگوهای مورد قبول صالحان و پارسایان مقایسه کند، چون خود را فاقد فضایل و کمالات آنها می بیند، بخوبی می تواند به عیوب خویش پی ببرد.
- عبرت گرفتن از رفتار و کردار افراد بزهکار و نادرست و بد اخلاق؛ به قول سعدی، لقمان (علیه السلام) را گفتند ادب از که آموختی؟ گفت از بی ادبان؛ آنچه در نظرم از ایشان ناپسند آمد، انجام ندادم.
- معاشرت با دوستان مخلص و صدیق؛ که از نصیحت دریغ نداشته باشند و از روی خیرخواهی، عیوب او را بدون مجامله و تملّق تذکر دهند.
عیبجویی نه، عیبزدایی آری
همان گونه که عیب جویی زشت و حرام است، بی تفاوت بودن در مقابل آن عیب نیز شایسته نیست، زیرا مؤمن باید مانند آئینه باشد و زشتی ها و زیبایی های برادر دینی خود را نشان بدهد، منتها به خود او نه به دیگران، که شأن آئینه همین است.
امام صادق علیه السّلام فرمود: «أَحَبُّ إِخْوَانِی إِلَیّ مَنْ أَهْدَی إِلَیّ عُیوبِی»؛ محبوب ترین برادر نزد من کسی است که عیوبم را به من اهدا کند.[۱۶]
و نیز فرمود: «مَنْ رَأَی أَخَاهُ عَلَی أَمْرٍ یکرَهُهُ فَلَمْ یرُدَّهُ عَنْهُ و َهُوَ یقْدِرُ عَلَیهِ فَقَدْ خَانَهُ»؛ کسی که برادر دینی خود را، گرفتار عمل ناپسندی می بیند و می تواند او را از این کار باز دارد، اگر چنین نکند به او خیانت ورزیده است.[۱۷] پس کسی که ادعای دوستی می کند ولی عیوب انسان را تذکر نمی دهد و هر گونه نقص و عیبی که می بیند، بی تفاوت از آن می گذرد، دوست واقعی نیست.
تا این جا بحث در عیب جویی بود و اکنون نوبت می رسد به «عیب زدایی». اما باید دانست که فرق میان این دو بسیار ظریف و لطیف است؛ زیرا عیب جویی و عیب زدایی -به حسب ظاهر- هر دو با یادآوری و بازگو کردن عیوب است، ولی اولی با انگیزه تحقیر و آبروریزی است و دومی به قصد خیرخواهی و اصلاح، اولی با دشمنی و خصومت و دومی با دلسوزی و نصیحت توأم است. اگر انگیزه انسان در ذکر عیوب دیگران خیرخواهی باشد، قهرا کیفیت برخورد مشفقانه و آبرومندانه خواهد بود، ولی اگر هدف آبروریزی و تحقیر باشد، قهرا با تحقیر و توهین ادا می شود.
به همین جهت، کسی که می خواهد عیب دیگری را به او تذکر دهد باید با حسن نیت و دلی پاک و بی آلایش، نقایص او را یادآوری کند و در حال سخن گفتن کمال ادب و احترام را رعایت نماید و دقت کند که به شخصیت طرف مقابل خود، اهانت روا ندارد و انتقاد صحیح و سالم و سازنده به نیش زدن و عیب جویی تبدیل نگردد، که نتیجه معکوس خواهد داشت. برای این که هیچ انسانی از خطا و اشتباه مصون نیست و هیچ کس نمی تواند ادعا کند که مرتکب خطا و اشتباه نمی شود، جز ائمه معصومین علیهم السّلام که آنان نیز با این که از مقام عصمت برخوردارند خود را در برابر پروردگار، گناهکار و ناقص می دانند. به عنوان نمونه، امام زین العابدین علیه السّلام عرض می کند: «إِلَهِی إِلَیک أَشکو نَفْسًا بِالسُّوءِ أَمَّارَةٌ وَإِلَی الْخَطِیئَةِ مُبَادِرَةٌ وَبِمَعَاصِیک مُولِعَةٌ وَ لِسَخَطِک مُتَعَرِّضَةٌ»؛ خدایا به تو شکایت می کنم از نفسی که مرا بسیار به بدی ها وامی دارد و به هر خطا سبقت می گیرد و به معصیت تو حرص می ورزد و مرا در معرض خشم و غضب تو می افکند.
بنابراین همه مردم دارای عیب ها و نقایصی هستند که باید به آنها تذکر داده شود، چون خداوند عالم، تمام افراد بشر را یکسان نیافریده است و همان طوری که صفات نیک و پسندیده در آنان وجود دارد، عیوبی نیز در آن ها هست، ولی انسان نباید عیب جویی کند بلکه باید با بیان مشفقانه و توأم با محبّت او را متنبّه سازد تا هم آبروی او را از بین نبرد و هم احساساتش را جریحه دار نکند، چون اسلام برای حیثیت و آبروی مؤمن، ارزش و اهمیت خاصی قائل است و بازگو کردن عیوب مردم نیز یک ضرورت است و این ضرورت را می توان به صورت پنهانی و خصوصی انجام داد تا به شخصیت مؤمن لطمه ای وارد نشود که: «اَلضُّرُوراتُ تُقدِّرُ بِقدرِها»؛ نیازهای اضطراری باید در چارچوب خودشان ارزیابی شوند، یعنی از آن محدوده، نباید تجاوز کند.
حضرت علی علیه السّلام فرمود: «نُصْحُک بَینَ المَلَإِ تَقْرِیعٌ؛ نصیحت کردن در میان مردم نوعی سرکوبی است.[۱۸]
امام حسن عسکری علیه السّلام فرمود: «مَنْ وَعَظَ أَخَاهُ سِرّاً فَقَدْ زَانَهُ و َمَنْ وَعَظَهُ عَلَانِیةً فَقَدْ شَانَه»؛ کسی که برادر دینی خود را در نهان، پند دهد زینت بخش او شده است و اگر آشکارا عیب او را به او بگوید، او را خوار نموده است.[۱۹]
نصیحت در نهانی بهتر آید گره از جان و بند از دل گشاید
پانویس
- ↑ سوره حجرات، آیه ۱۲.
- ↑ سوره نور، آیه ۱۹.
- ↑ بحارالانوار، ج۷۲، ص۲۴۰.
- ↑ غرر الحکم، ص۴۱۹.
- ↑ بحارالانوار، ج۷۲، ص۲۱۴.
- ↑ غررالحکم، ص۴۲۱.
- ↑ غررالحکم، ص۲۵۵.
- ↑ بحارالانوار، ج۷۲، ص۲۱۹.
- ↑ الکافی، ج۲، ص۱۴۷.
- ↑ الکافی، ج۲، ص۳۵۵.
- ↑ بحارالانوار، ج۷۹، ص۲۱۹.
- ↑ سوره حجرات، آیه ۱۴.
- ↑ غررالحکم، ص۱۸۸.
- ↑ بحارالانوار، ج۶۴، ص۳۵۰.
- ↑ بحارالانوار، ج۷۲، ص۴۹.
- ↑ بحارالانوار، ج۷۵، ص۲۴۹.
- ↑ بحارالانوار، ج۷۱، ص۱۹۰.
- ↑ غررالحکم، ص۲۲۵.
- ↑ بحارالانوار، ج۷۱، ص۱۶۶.
منابع
- نقطههای آغاز در اخلاق عملی، آیتالله محمدرضا مهدوی کنی.




