جلال الدین محمد دوانی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
 
(۵ نسخهٔ میانیِ همین کاربر نمایش داده نشده است)
سطر ۱: سطر ۱:
−
==درباره ی دوانی==
+
'''«جلال‌الدین محمد دوانی»''' (۹۰۸-۸۰۳ ق)، فیلسوف، حکیم، متکلم، مفسر و فقیه بزرگ اسلامی در قرن نهم هجری است. در روزگار او از نقاط مختلف جهان [[اسلام]]، دانش‌پژوهان برای بهره بردن از علم وافر او رهسپار [[شیراز]] می‌شدند. علامه دوانی آثار متعددی در علوم مختلف اسلامی تألیف نمود، از جمله «نورالهدایه فی اثبات الامامه»، که برخی نگارش این کتاب را دلیل بر [[شیعه|تشیع]] او دانسته‌اند.
 +
{{شناسنامه عالم
 +
||نام کامل = '''جلال الدین محمد دوانی'''
 +
||تصویر=
 +
||زادروز =  ۸۰۳ قمری
 +
|زادگاه = دوان، کازرون
 +
|وفات =  ۹۰۸ قمری
 +
|مدفن = دوان
 +
|اساتید =  محیی‌الدین کوشنکاری، خواجه حسن شاه بقال، همام الدین گلباری، صفی‌الدین ایجی شیرازی،...
 +
|شاگردان = جمال‌الدین محمود شیرازی، کمال‌الدین حسین میبدی، شمس‌الدین محمد خفری، قاضی میر حسین،...
 +
|آثار = نورالهدایه فی اثبات الامامه، شرح عقائد عضدی، اثبات واجب قدیم، خلق الاعمال، ‎التصوف و العرفان، ‎اخلاق جلالى، ‎بستان القلوب،...
 +
}}
 +
==زندگی‌نامه==
  
−
جلال الدین محمد دوانی (کازرونی، صدیقی) معروف به علامه دوانی، فیلسوف، حکیم، متکلم، شاعر و دانشمند بزرگ اسلامی و از مردان نادری که در راه توسعه [[فرهنگ اسلامی]] و [[علوم عقلی]] گامهای بسیار مهمی برداشته است. پدرش سعدالدین اسعد، از شاگردان محقق مشهور "میرسید شریف جرجانی" بود و در کازرون به تدریس علوم دینی و قضایای شرعیه اشتغال داشت.
+
جلال الدین محمد بن اسعد دوانی کازرونی در سال ۸۰۳ قمری، در «دوان» (۸ کیلومتری شهر کازرون) متولد شد. نسب او به [[محمد بن ابی بکر]]، تربیت یافته [[امام علی]] علیه السلام می رسد. پدرش سعدالدین اسعد، از شاگردان محقق مشهور "میرسید شریف جرجانی" بود و در کازرون به تدریس علوم دینی و قضایای شرعیه اشتغال داشت.
  
−
جلال الدین سال 803 هـ ق، در "دوان" که 8 کیلومتری شهر کازرون و 20 فرسخی شیراز، در ایران است متولد شد.
+
در زمانی که اکثر اهالی [[ایران]] مخصوصا مردم فارس پیرو مذهب [[اهل تسنن|تسنن]] بودند، جلال الدین نیز در یک خانواده مشهور سنی [[شافعی]] بدنیا آمد. بخصوص که از اولاد خلیفه اول ([[ابوبکر بن ابی قحافه]]) بود و همانطور که از تألیفاتش مشخص است، مثل عموم مردم فارس، پیرو مذهب شافعی و از نظر اصول [[عقاید]]، [[اشاعره|اشعری]] بوده است. ولی کم کم به مذهب [[شیعه]] اثنی عشری گروید، لیکن به علت موقعیت اجتماعی و نفوذی که در میان مردم [[ایران]] -که آن زمان اغلب [[سنی]] مذهب بودند- داشت، عقیده اش را نتوانست اظهار کند. از آنجایی که در اواخر عمر، کتابی فارسی بنام «نورالهدایه فی اثبات الامامه» نوشت و به دلیل بعضی دیگر از تألیفاتش، علمای بزرگی چون [[سید محمد مهدی بحرالعلوم|علامه بحرالعلوم]] و دیگران، بی چون و چرا، آن را دلیل بر [[شیعه|تشیع]] او می دانند.
−
نسب اوبه محمدبن ابی بکر، تربیت یافته [[امیرالمومنین علی علیه السلام]] می رسد. علوم مقدماتی را نزد پدرش در زادگاهش آموخت و بعد به علوم متداول و معمول زمان (فلسفه، کلام و منطق و دیگر فنون عقلی) روی آورد و اوایل جوانی به جهت هوش و استعداد زیادش به تحقیقات و مطالعات گسترده در این علوم پرداخت تا اینکه در این رشته ها مشهور شد. او برای مطالعاتش بالای کوهی بلند و سر به فلک کشیده و مشرف به دشت ارژن و دریاچه پریشان را انتخاب کرد جائی که دورنمایی بسیار زیبا و دلپذیر داشت. او همانجا در تنهایی به خواندن و از برکردن و یادگیری و تحقیقات پرداخت. هم اکنون آنجا به غار مولی جلال مشهور است. مدتی بعد برای تکمیل علوم به دارالعلم شیراز آمد و در رشته های مختلف [[فلسفه]]، [[ریاضی]]، [[کلام]] و [[منطق]] از محضر حکما و دانشمندان استفاده نمود و حکمت و فقه و اصول و تفسیر و حدیث و ادبیات عرب و عجم را یاد گرفت و بعد به تدریس مشغول شد.
 
  
−
مجلس درس او، چون افکار و ابتکارات جدید و دلپذیری داشت خیلی زود خواستاران زیادی پیدا کرد و از همه جا، طالب علم و دانشجو به محضرش آمدند و کم کم به واسطه همین علوم گوناگون و افکارش، آوازه او در همه جا پیچید و مشهورشد. در زمان حکومت امیر حسن بیک و یعقوب میرزا (بایندری) بسیاری از بزرگان، علما و فضلا از تمام نقاط جهان، از روم، آذربایجان، بغداد و کرمان و طبرستان و خراسان به شیراز آمدند و در مجالس درسی او شرکت کردند. او هر روز هفته را به تدریس یک علم اختصاص داد. یک روز تفسیر قرآن، یک روز فقه، یک روز اصول و یک روز حکمت و فلسفه و از این قبیل. اگر چه توجه او به تدریس و شرح و تحقیق و تالیف و تصنیف علوم عقلی و ریاضی بود. علامه دوانی در دوران زندگیش زمان حکومت سلطان یعقوب بایندری مورد احترام سلطان بود و به تبریز دعوت شد و آنجا به سمت قاضی فارس انتخاب و تا آخر عمر در این منصب باقی بود. گذشته از این سلاطین و حکام آن روز ایران، سلطان ابوسعید گورکانی و بایسنقر و سلطان بایزید عثمانی و سلطان مراد او را می شناختند و با او مکاتبه داشته و به او احترام زیاد می گذاشتند. او در برگشت به شیراز از صبح تا ظهر در مدرسه «دارالایتام» مشغول تدریس بود و از ظهر به بعد به قضاوت می نشست.
+
علامه دوانی، مسافرتهای زیادی به تمام نقاط جهان اسلام داشت و با وسایل سخت آن روز به کاشان، قزوین، گیلان و بیشتر نقاط آذربایجان، جزیره هرمز و بندر جرون، لار، هرات و [[عراق]] رفت و همه جا از طرف دانشمندان و امرای وقت مورد استقبال بود. در کاشان به خواهش یکی از فضلا کتاب «خلق الاعمال» را در [[کلام]] نوشت. در گیلان به درخواست عده ای از علما و حاکم آنجا کتاب «شرح عقاید عضدی» را که از آثار مهم اوست، تصنیف کرد. در بین سفرها مدتی نیز به [[نجف اشرف]] رفت و به دعوت متولی روضه مبارکه [[امیرالمومنین|امیرالمؤمنین]] علیه السلام (شرف الدین فتال) که خودش دانشمند بود، [[حکمت اشراق]] را تدریس و رساله «زوراء» در [[حکمت]] را تصنیف کرد.
  
−
==مسافرتهای جلال الدین==
+
'''وفات:'''
  
−
بعد از تکمیل مراحل علمی اش، مسافرتهای زیادی به تمام نقاط جهان داشت و با وسایل سخت آن روز به کاشان، قزوین، گیلان و بیشتر نقاط آذربایجان، جزیره هرمز و بندر جرون، لار، هرات، عراق رفت و همه جا از طرف دانشمندان و امرای وقت مورد استقبال بود. در کاشان به خواهش یکی از فضلا کتاب «خلق الاعمال» را در کلام نوشت. در گیلان به درخواست عده ای از علما و حاکم آنجا کتاب «شرح عقاید عضدی» را که از آثار مهم اوست، تصنیف کرد. در بین سفرها مدتی نیز به نجف اشرف رفت و به دعوت متولی روضه مبارکه امیرالمومنین (ع) (شرف الدین فتال) که خودش دانشمند بود، حکمت اشراق را تدریس و رساله «زوراء» در حکمت را تصنیف کرد.
+
سال ۹۰۸ ه.ق، در زمان ظهور شاه اسماعیل صفوی، که اوضاع [[ایران]] مخصوصا فارس بهم ریخته بود و ترکمانان در همه جا دست به تاراج و غارت زده بودند، جلال الدین محمد دوانی به قصد وطنش (دوان) از [[شیراز]] بیرون رفت، ولی در نزدیکی کازرون بیمار شد و بعد از ۳ روز از دنیا رفت. مزارش در دوان در مقبره ای معروف به «شیخ عالی» می باشد.  
  
−
==جایگاه علمی علامه دوانی==
+
==تحصیل و استادان==
 +
جلال الدین علوم مقدماتی را نزد پدرش -سعدالدین اسعد صدیقی دوانی- در زادگاهش آموخت و بعد به علوم متداول و معمول زمان ([[فلسفه]]، [[کلام]] و [[منطق]] و دیگر فنون عقلی) روی آورد و اوایل جوانی به جهت هوش و استعداد زیادش به تحقیقات و مطالعات گسترده در این علوم پرداخت تا اینکه در این رشته ها مشهور شد. او برای مطالعاتش بالای کوهی بلند و سر به فلک کشیده و مشرف به دشت ارژن و دریاچه پریشان را انتخاب کرد؛ جائی که دورنمایی بسیار زیبا و دلپذیر داشت. او همانجا در تنهایی به خواندن و از برکردن و یادگیری و تحقیقات پرداخت. هم اکنون آنجا به غار مولی جلال مشهور است.
  
−
در مقام و جایگاه علمی اش باید بدانیم که از زمان او با زمان "صدرالمتالهین شیرازی" حدود 150 مدار درس و بحث های عقلی براساس افکار او استوار بوده است و باید گفت تنها کسی که می توانست با او برابری کند حکیم مشهور "سید صدرالدین دشتکی شیرازی" معروف به "سید سند" بود که قبل از جلال الدین، حوزه درس و بحث و شاگردان زیادی داشت ولی با روی کار آمدن او، بطرز قابل توجهی حوزه درسی و موقعیت سید صدرالدین از رونق افتاد.
+
مدتی بعد برای تکمیل علوم به دارالعلم [[شیراز]] آمد و در رشته های مختلف [[فلسفه]]، [[ریاضی]]، [[کلام]] و [[منطق]] از محضر حکما و دانشمندان استفاده نمود و [[حکمت]] و [[فقه]] و [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]] و [[تفسیر]] و [[حدیث]] و [[ادبیات عرب]] و عجم را یاد گرفت.
  
−
==اعتقادات مذهبی جلال الدین==
+
برخی از اساتید ایشان عبارتند از:
  
−
در زمانی که اکثر اهالی ایران مخصوصا مردم فارس پیرو مذهب [[تسنن]] بودند جلال الدین نیز در یک خانواده مشهور سنی شافعی بدنیا آمد بخصوص که از اولاد خلیفه اول عامه (ابوبکر بن ابی قحافه) بود و همانطور که از تالیفاتش مشخص است مثل عموم مردم فارس، پیرو مذهب شافعی و از نظر اصول عقاید، اشعری بوده است. ولی کم کم به مذهب [[شیعه]] اثنی عشری گروید، لیکن به علت موقعیت اجتماعی و نفوذی که در میان مردم ایران که آن زمان اغلب سنی مذهب بودند، داشت عقیده اش را نتوانست اظهار کند. از آنجائی که در اواخر عمر، کتابی فارسی بنام «نورالهدایه فی اثبات الامامه» نوشت و به دلیل بعضی دیگر از تالیفاتش علمای بزرگی چون علامه بحرالعلوم و دیگران، بی چون و چرا، آن را دلیل بر تشیع او می دانند.
+
*محیی‌الدین محمد کوشکناری (کوشکباری) انصاری (فلسفه، کلام، منطق، ریاضی)
 +
*خواجه حسن شاه بقال (شاگرد میرسید شریف جرجانی)
 +
*سید عبدالرحمن حسینی سنی ایجی (متوفای ۸۶۴)
 +
* شیخ صفی‌الدین ایجی شیرازی (علم حدیث)
 +
* همام الدین گلباری
 +
*رکن‌الدین روزبهان عمری شیرازی
 +
* عبدالله بن میمون کرمانی، معروف به گیلی
 +
* محمد کازرونی
 +
* همام‌الدین کربالی، صاحب شرح طوالع.
  
−
==شاگردان وی==
+
==تدریس و شاگردان==
 +
علامه دوانی بعد از رسیدن مراتب بالای علمی به تدریس مشغول شد. مجلس درس او، چون افکار و ابتکارات جدید و دلپذیری داشت خیلی زود خواستاران زیادی پیدا کرد و از همه جا، طالب علم و دانشجو به محضرش آمدند و کم کم به واسطه همین علوم گوناگون و افکارش، آوازه او در همه جا پیچید و مشهور شد. در زمان حکومت امیر حسن بیک و یعقوب میرزا (بایندری) بسیاری از بزرگان، علما و فضلا از تمام نقاط جهان، از روم، آذربایجان، [[بغداد]] و کرمان و طبرستان و [[خراسان]] به [[شیراز]] آمدند و در مجالس درسی او شرکت کردند. 
  
−
1. جمال الدین محمود، از حکمای نامدار بزرگترین شاگرد اوست.
+
جلال الدین دوانی در شیراز از صبح تا ظهر در مدرسه «دارالایتام» مشغول تدریس بود و از ظهر به بعد به [[قضاوت]] می نشست. او هر روز هفته را به تدریس یک علم اختصاص داد؛ یک روز [[تفسیر قرآن]]، یک روز [[فقه]]، یک روز [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]] و یک روز [[حکمت]] و [[فلسفه]] و از این قبیل.  
  
−
2. کمال الدین حسین میبدی یزدی
+
از جمله شاگردان او عبارتند از:
  
−
3. شمس الدین محمد خفری
+
*جمال الدین محمود شیرازی، از حکمای نامدار و بزرگترین شاگرد دوانی (استاد [[مقدس اردبیلی|مقدس اردبیلی]])
 +
*کمال الدین حسین میبدی یزدی، [[تخلص|متخلص]] به منطقی
 +
*شمس الدین محمد خفری، مشهور به فاضل خفری
 +
*جمال الدین محمد استرآبادی
 +
*شیخ منصور باغنوی شیرازی
 +
*کمال الدین حسین لاری
 +
*قاضی میر حسین؛ میرزای صفوی می گوید: قاضی میر حسین که از بزرگان [[یزد]] است در زمان جوانی به شیراز رفت و نزد علامه دوانی تحصیل علم کرد و در اکثر علوم خصوصا احکام حکمی، فیلسوف شد و در میان همردیفان خود به بالاترین رتبه رسید.
  
−
4. جمال الدین محمد استرآبادی
+
* حسین بن خواجه شرف‌الدین عبدالحق اردبیلی، معروف به الهی؛
 +
* محمد بن فخر بن علی لاری؛
 +
* محمد بن مبارک قزوینی، معروف به حکیم شاه محمد؛
 +
* محمد لاری، متخلص به محیی، صاحب مثنوی فتوح الحرمين؛
 +
* محمد بن صلاح بن جلال بن محمد لاری؛
 +
* اسماعیل تبریزی، مشهور به شنب غازانی.
  
−
5. شیخ منصور باغنوی شیرازی
+
==جایگاه علمی و اجتماعی==
  
−
6. کمال الدین حسین لاری
+
در مقام و جایگاه علمی اش باید بدانیم که از زمان او با زمان "[[ملاصدرا|صدرالمتألهین شیرازی]]" حدود ۱۵۰ مدار درس و بحث های عقلی براساس افکار او استوار بوده است و باید گفت تنها کسی که می توانست با او برابری کند حکیم مشهور "سید صدرالدین دشتکی شیرازی" معروف به "سید سند" (پدر [[غیاث الدین منصور دشتکی|غياث‌الدين منصور دشتکی]]) بود که قبل از جلال الدین، حوزه درس و بحث و شاگردان زیادی داشت، ولی با روی کار آمدن او، به طرز قابل توجهی حوزه درسی و موقعیت سید صدرالدین از رونق افتاد.
  
−
7. مقدس اردبیلی
+
[[قاضی نورالله شوشتری]] می نویسد: او از حکمای اسلام و متکلمان اعلام است که بعد از سالها به جایی رسید که اکابر زمان غاشیه مطاوعتش بر دوش و علمای اوان، حلقه بندگیش در گوش کشیدند، فضائلش به اعلی و ادنی رسید و سامانش زیاد.
  
−
8. مولانا عبدالله یزدی
+
نویسنده «تاریخ حبيب ‎السير» درباره او چنین نوشته است: «آن جناب در ایام شباب چندگاه به صدارت امیرزاده یوسف بن میرزا جهان‌شاه مشغولى کرده بود و بعد از استعفا از آن مهم، در مدرسه بیگم که آن را دارالایتام گویند، به لوازم درس و افاده قیام نمود و در زمان دولت سلاطین آق‏‌قوینلو منصب قضایاى ممالک فارس من حیث الاستقلال تعلق به آن مرجع اهل فضل و کمال داشت و هرگاه از درس فارغ می‌‏شد، همت عالى‌نهمت بر فیصل قضایاى شرعیه مى‌‏‌گماشت».
  
−
9. مولانا عبدالله شوشتری و.... .
+
علامه دوانی در دوران زندگی اش زمان حکومت سلطان یعقوب بایندری مورد احترام سلطان بود و به [[تبریز]] دعوت شد و آنجا به سمت قاضی فارس انتخاب و تا آخر عمر در این منصب باقی بود. گذشته از این سلاطین و حکام آن روز [[ایران]]، سلطان ابوسعید گورکانی و بایسنقر و سلطان بایزید عثمانی و سلطان مراد او را می شناختند و با او مکاتبه داشته و به او احترام زیاد می گذاشتند.
  
−
==اساتید ایشان==
+
==آثار و تألیفات==
 +
علامه جلال الدین دوانی بیشتر از ۶۰ کتاب در علوم مختلف عقلی و نقلی نوشته که به تصدیق دانشمندان اهل فن، دلیل بر احاطه او بر [[علوم اسلامی]] متداول آن زمان است. فهرست موضوعی برخی تألیفات او به این ترتیب است:
  
−
1. محیی الدین کوشنکاری (فلسفه، کلام، منطق، ریاضی)
+
*[[تفسیر قرآن]]، ۷ کتاب
 +
*[[فلسفه]] و [[علم کلام|کلام]]، ۲۴ کتاب
 +
*[[منطق]]، ۷ کتاب
 +
*[[فقه]] و [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]] و [[حدیث]]، ۸ کتاب
 +
*[[علم هیئت|هیئت]] و هندسه و [[ریاضی]]، ۵ کتاب
 +
*[[اخلاق]] و ادبیات فارسی و علوم غریبه، ۷ کتاب.
  
−
2. خواجه حسن شاه بقال (شاگرد میرسید شریف جرجانی)
+
از میان این آثار، کتابهای: شرح عقائد عضدی، اثبات واجب قدیم، خلق الاعمال، نورالهدایه فی اثبات الامامه و شرح یکی از غزل های [[حافظ شیرازی|حافظ]]، در کشورهای [[ترکیه]]، هندوستان، [[ایران]] و [[عراق]] به چاپ رسیده است.
−
 
+
# ‎نور الهداية فی اثبات الامامة؛
−
3. همام الدین گلباری
+
# إثبات الواجب قدیم؛
−
 
+
# إثبات الواجب جدید؛
−
4. شیخ صفی الدین ایجی شیرازی (علم حدیث)
+
# ‎اخلاق جلالى، یا لوامع الإشراق فی مكارم الأخلاق؛
−
 
+
# ‎الأربعون السلطانية فی الأحكام الربانية؛
−
==جلال الدین دوانی از منظر بزرگان==
+
# أفعال اللّه تعالى؛
−
 
+
# أفعال العباد، یا خلق الأفعال، یا خلق الأعمال، یا الجبر و الاختيار؛
−
1. دانشمند عالیقدر [[قاضی نورالله شوشتری]]: او از حکمای اسلام و متکلمان اعلام است که بعد از سالها به جایی رسید که اکابر زمان غاشیه مطاوعتش بر دوش و علمای اوان، حلقه بندگیش در گوش کشیدند، فضائلش به اعلی و ادنی رسید و سامانش زیاد.
+
# أنموذج العلوم؛
−
 
+
# ألأنوار الشافية؛
−
2. نویسنده «پارسی نغز»: در روزگار او از چهار گوشه جهان، دانش پژوهان برای بهره بردن از علم و دانش او رهسپار شیراز می شدند.
+
# ‎بستان القلوب؛
−
 
+
# ‎تحفه روحانى؛
−
3. قاضی میرزای صفوی: قاضی میر حسین که از بزرگان یزد است در زمان جوانی به شیراز رفت و نزد علامه دوانی تحصیل علم کرد و در اکثر علوم خصوصا احکام حکمی، فیلسوف شد و در میان همردیفان خود به بالاترین رتبه رسید.
+
# ‎تحفة المنجمين؛
−
 
+
# ‎التصوف و العرفان؛
−
==تالیفات دوانی==
+
# ‎تفسير [[سوره الإخلاص|سورة الإخلاص]]؛
−
 
+
# ‎تفسير [[سوره الكافرون|سورة الكافرون]]؛
−
جلال الدین بیشتر از 60 کتاب در علوم مختلف عقلی و نقلی نوشته که به تصدیق دانشمندان اهل فن، آثار او، دلیل بر احاطه او بر علوم اسلامی متداول آن زمان است:
+
# ‎تفسير [[معوذتین|المعوذتين]]؛
−
 
+
# ‎تفسير آيه «كُلوا و اشربوا و لا تسرفوا»؛
−
تفسیر قرآن، 7 کتاب
+
# تفسیر آيه «و للّه الأسماء الحسنى»؛
−
 
+
# ‎تفسير آيه «يا أيها الذين آمنوا خذوا زينتكم عند كلّ مسجد»؛
−
فلسفه و کلام، 24 کتاب
+
# ‎حاشیه‌‏ بر تهذيب المنطق [[مسعود بن عمر تفتازانی|تفتازانى]]، به نام «العجالة»؛
−
 
+
# ‎حاشیه بر کتاب حكمة العين نجم‌الدین دبیران (متوفى ۶۷۵)؛
−
منطق، 7 کتاب
+
# حاشیه بر رساله «الزوراء»؛
−
 
+
# ‎حاشیه بر اوائل کتاب «محاکمات» [[قطب الدين رازی|ملا قطب رازى]]؛
−
فقه و اصول و حدیث، 8 کتاب
+
# حاشیه بر شرح آداب البحث کمال‌الدین مسعود شیروانى؛
−
 
+
# حاشیه بر شرح [[الإشارات و التنبیهات (کتاب)|اشارات]]؛
−
هیئت و هندسه و ریاضی، 5 کتاب
+
# حاشیه بر اوائل شرح چغمینى در [[علم هیئت]]؛
−
 
+
# ‎حاشیه بر حواشى میر سید شریف بر شرح شمسیه (تا تقسیم علم به بدیهى و نظرى)؛
−
اخلاق و ادبیات فارسی و علوم غریبه، 7کتاب و چندین اثر دیگر. از این کتب، کتابهای شرح عقائد عضدی، اثبات واجب قدیم، خلق افعال، نورالهدایه، عرض لشگر، شرح یکی از غزل های حافظ، در ترکیه، هندوستان، ایران، عراق به چاپ رسیده است.
+
# حاشیه بر شرح [[تجرید الاعتقاد (کتاب)|تجرید]] علامه قوشجى (تا اثناى مباحث اجسام)؛
−
 
+
# ‎حاشیه جدید بر شرح تجرید قوشجى (تا اثناى مبحث ماهیت)؛
−
==وفات جلال الدین دوانی==
+
# ‎حاشیه أجدّ بر شرح تجرید قوشجى (تا مبحث وجود ذهنى)؛(سه [[حاشیه]] اخیر را «طبقات جلالیه» می‌نامند).
−
 
+
# ‎حاشیه بر شرح شمسیه [[قطب الدین رازی|قطب‌الدین رازی]]؛
−
سال 908 هـ ق، در زمان ظهور شاه اسماعیل صفوی، که اوضاع ایران مخصوصا فارس (شیراز) بهم ریخته بود و ترکمانان در همه جا دست به تاراج و غارت زده بودن، جلال الدین به قصد وطنش (دوان) از شیراز بیرون رفت ولی در نزدیکی کازرون بیمار شد و بعد از 3 روز از دنیا رفت. مزارش در (دوان) در مقبره ای معروف به «شیخ عالی» می باشد.
+
# ‎حاشیه بر اوائل شرح عضدى بر مختصر اصول ابن حاجب؛
 +
# ‎حاشیه بر شرح مطالع (تنوير المطالع و تبصير المطالع)؛
 +
# ‎حقيقة الإنسان و الروح الجوّال فی العوالم؛
 +
# حلّ المغالطه؛
 +
# ‎خلق الأفعال؛
 +
# ‎دیوان اشعار؛
 +
# ‎رساله‌‏اى در اثبات تکلّم حق جلّ و علا؛
 +
# ‎رساله امتناع الحكم على المعنى الحرفی؛
 +
# ‎رساله‌‏اى در ایمان [[فرعون]] قبل از غرق؛
 +
# ‎رساله‌‏اى در بیان ماهیت و هویت؛
 +
# ‎رساله‌‏اى در بیان «أنا نقطة تحت الباء»؛
 +
# ‎رساله فی تحقيق معنى الإنسان؛
 +
# ‎رساله‌‏اى در تحقیق جبر و اختیار (غیر از رساله «الجبر و الاختيار» عربى که ذکر آن گذشت)؛
 +
# رساله‌‏اى در تربیت اولاد؛
 +
# ‎رساله‌‏اى در تعریف علم کلام؛
 +
# ‎رساله‌‏اى در تقسیم علم؛
 +
# ‎رساله‌‏اى در توجیه تشبیه؛
 +
# رساله «تهلیلیه» به فارسى، در بیان و شرح کلمه «لا إله إلا اللّه»؛
 +
# ‎رساله‌‏اى در حلّ مغلطه مشهور به «جذر اصمّ»؛
 +
# ‎رساله خلخالية فی مقدار الخلخال التی تزين بها المرأة رجلها؛
 +
# ‎رساله‌‏اى در خواص حروف؛
 +
# ‎رساله‌‏اى در دیوان مظالم؛
 +
# ‎رساله‌‏اى در شرح خطبه «طوالع» بیضاوى؛
 +
# ‎رساله‌‏اى در صیحه و صدا؛
 +
# ‎رساله‌‏اى در عدالت؛
 +
# ‎رساله عرض‎نامه؛
 +
# ‎رساله عشریه؛
 +
# ‎رساله‌‏اى در علم النفس؛
 +
# ‎رساله قلمیه؛
 +
# ‎رساله‌‏اى در «الكلمة التوحيد»؛
 +
# ‎شرح اثبات جواهر مفارق [[خواجه نصیرالدین طوسى]]؛
 +
# ‎شرح سى فصل خواجه نصیرالدین؛
 +
# ‎شرح تحریر اقلیدس خواجه نصیرالدین؛
 +
# ‎شرح اربعین حدیث یحیى بن شرف نووى؛
 +
# ‎شرح خطبه طوالع؛
 +
# ‎شرح رساله نصیریه در تحقیق معنى نفس الامر؛
 +
# ‎شرح عقائد عضدى؛
 +
# ‎شرح قصیده ابوعلى بغدادى در علم هیئت؛
 +
# ‎شواكل الحور فی شرح هياكل النور؛
 +
# ‎شرح غزل [[حافظ]]: «در همه دیر مغان نیست، چو من شیدایى»؛
 +
# ‎شرح غزل حافظ: «دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند»؛
 +
# ‎شرح غزل: «گر مسلمانى در این است که حافظ دارد»؛
 +
# ‎شرح بیت حافظ: «پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت»؛
 +
# ‎شرح بیتى از [[شیخ محمود شبستری|شبسترى]]: «به اصل خویش بنگر نیک بنگر * ‎که مادر را پدر شد باز مادر»؛
 +
# ‎شرح بیت دیگرى از شبسترى: «تفکر رفتن از باطل سوى حق * ‎به‌جز اندر بدیدن کل مطلق»؛
 +
# ‎شرح رباعیات خود براى قیصر روم؛
 +
# ‎شرح بر منهاج الوصول بیضاوى؛
 +
# ‎العشر الجلالية؛
 +
# ‎عشرت‌نامه (فارسى)؛
 +
# ‎عين الحكمة؛
 +
# ‎مقاله‌‏اى خالى از لغات عربى.
  
 
==منابع==
 
==منابع==
−
[http://alaam.tahoor.com/docs/6810a0010912.php سایت طهور]
+
*[http://tahoor.com/fa/Article/View/29372?term=%D8%AC%D9%84%D8%A7%D9%84%20%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86%20%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%20%D8%AF%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C "علامه جلال‌الدین دوانی"، سایت طهور].
 +
*«ثلاث رسائل»، محمد بن اسعد دوانی، تحقیق احمد تویسرکانی، بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی، ۱۴۱۱ق.
 +
*"دوانی، محمد بن اسعد"، پایگاه ویکی نور.
  
 
[[رده:علمای قرن نهم]]
 
[[رده:علمای قرن نهم]]
 +
[[رده:علماء شیعه]]
 +
[[رده:فیلسوفان]]
 +
[[رده:مفسرین قرآن]]
 +
[[رده:متکلمان]]
 +
[[رده:فقیهان]]
 +
[[رده:ریاضیدانان]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۷ اکتبر ۲۰۲۶، ساعت ۰۹:۳۰

«جلال‌الدین محمد دوانی» (۹۰۸-۸۰۳ ق)، فیلسوف، حکیم، متکلم، مفسر و فقیه بزرگ اسلامی در قرن نهم هجری است. در روزگار او از نقاط مختلف جهان اسلام، دانش‌پژوهان برای بهره بردن از علم وافر او رهسپار شیراز می‌شدند. علامه دوانی آثار متعددی در علوم مختلف اسلامی تألیف نمود، از جمله «نورالهدایه فی اثبات الامامه»، که برخی نگارش این کتاب را دلیل بر تشیع او دانسته‌اند.

نام کامل جلال الدین محمد دوانی
زادروز ۸۰۳ قمری
زادگاه دوان، کازرون
وفات ۹۰۸ قمری
مدفن دوان

Line.png

اساتید

محیی‌الدین کوشنکاری، خواجه حسن شاه بقال، همام الدین گلباری، صفی‌الدین ایجی شیرازی،...

شاگردان

جمال‌الدین محمود شیرازی، کمال‌الدین حسین میبدی، شمس‌الدین محمد خفری، قاضی میر حسین،...

آثار

نورالهدایه فی اثبات الامامه، شرح عقائد عضدی، اثبات واجب قدیم، خلق الاعمال، ‎التصوف و العرفان، ‎اخلاق جلالى، ‎بستان القلوب،...

زندگی‌نامه

جلال الدین محمد بن اسعد دوانی کازرونی در سال ۸۰۳ قمری، در «دوان» (۸ کیلومتری شهر کازرون) متولد شد. نسب او به محمد بن ابی بکر، تربیت یافته امام علی علیه السلام می رسد. پدرش سعدالدین اسعد، از شاگردان محقق مشهور "میرسید شریف جرجانی" بود و در کازرون به تدریس علوم دینی و قضایای شرعیه اشتغال داشت.

در زمانی که اکثر اهالی ایران مخصوصا مردم فارس پیرو مذهب تسنن بودند، جلال الدین نیز در یک خانواده مشهور سنی شافعی بدنیا آمد. بخصوص که از اولاد خلیفه اول (ابوبکر بن ابی قحافه) بود و همانطور که از تألیفاتش مشخص است، مثل عموم مردم فارس، پیرو مذهب شافعی و از نظر اصول عقاید، اشعری بوده است. ولی کم کم به مذهب شیعه اثنی عشری گروید، لیکن به علت موقعیت اجتماعی و نفوذی که در میان مردم ایران -که آن زمان اغلب سنی مذهب بودند- داشت، عقیده اش را نتوانست اظهار کند. از آنجایی که در اواخر عمر، کتابی فارسی بنام «نورالهدایه فی اثبات الامامه» نوشت و به دلیل بعضی دیگر از تألیفاتش، علمای بزرگی چون علامه بحرالعلوم و دیگران، بی چون و چرا، آن را دلیل بر تشیع او می دانند.

علامه دوانی، مسافرتهای زیادی به تمام نقاط جهان اسلام داشت و با وسایل سخت آن روز به کاشان، قزوین، گیلان و بیشتر نقاط آذربایجان، جزیره هرمز و بندر جرون، لار، هرات و عراق رفت و همه جا از طرف دانشمندان و امرای وقت مورد استقبال بود. در کاشان به خواهش یکی از فضلا کتاب «خلق الاعمال» را در کلام نوشت. در گیلان به درخواست عده ای از علما و حاکم آنجا کتاب «شرح عقاید عضدی» را که از آثار مهم اوست، تصنیف کرد. در بین سفرها مدتی نیز به نجف اشرف رفت و به دعوت متولی روضه مبارکه امیرالمؤمنین علیه السلام (شرف الدین فتال) که خودش دانشمند بود، حکمت اشراق را تدریس و رساله «زوراء» در حکمت را تصنیف کرد.

وفات:

سال ۹۰۸ ه.ق، در زمان ظهور شاه اسماعیل صفوی، که اوضاع ایران مخصوصا فارس بهم ریخته بود و ترکمانان در همه جا دست به تاراج و غارت زده بودند، جلال الدین محمد دوانی به قصد وطنش (دوان) از شیراز بیرون رفت، ولی در نزدیکی کازرون بیمار شد و بعد از ۳ روز از دنیا رفت. مزارش در دوان در مقبره ای معروف به «شیخ عالی» می باشد.

تحصیل و استادان

جلال الدین علوم مقدماتی را نزد پدرش -سعدالدین اسعد صدیقی دوانی- در زادگاهش آموخت و بعد به علوم متداول و معمول زمان (فلسفه، کلام و منطق و دیگر فنون عقلی) روی آورد و اوایل جوانی به جهت هوش و استعداد زیادش به تحقیقات و مطالعات گسترده در این علوم پرداخت تا اینکه در این رشته ها مشهور شد. او برای مطالعاتش بالای کوهی بلند و سر به فلک کشیده و مشرف به دشت ارژن و دریاچه پریشان را انتخاب کرد؛ جائی که دورنمایی بسیار زیبا و دلپذیر داشت. او همانجا در تنهایی به خواندن و از برکردن و یادگیری و تحقیقات پرداخت. هم اکنون آنجا به غار مولی جلال مشهور است.

مدتی بعد برای تکمیل علوم به دارالعلم شیراز آمد و در رشته های مختلف فلسفه، ریاضی، کلام و منطق از محضر حکما و دانشمندان استفاده نمود و حکمت و فقه و اصول و تفسیر و حدیث و ادبیات عرب و عجم را یاد گرفت.

برخی از اساتید ایشان عبارتند از:

  • محیی‌الدین محمد کوشکناری (کوشکباری) انصاری (فلسفه، کلام، منطق، ریاضی)
  • خواجه حسن شاه بقال (شاگرد میرسید شریف جرجانی)
  • سید عبدالرحمن حسینی سنی ایجی (متوفای ۸۶۴)
  • شیخ صفی‌الدین ایجی شیرازی (علم حدیث)
  • همام الدین گلباری
  • رکن‌الدین روزبهان عمری شیرازی
  • عبدالله بن میمون کرمانی، معروف به گیلی
  • محمد کازرونی
  • همام‌الدین کربالی، صاحب شرح طوالع.

تدریس و شاگردان

علامه دوانی بعد از رسیدن مراتب بالای علمی به تدریس مشغول شد. مجلس درس او، چون افکار و ابتکارات جدید و دلپذیری داشت خیلی زود خواستاران زیادی پیدا کرد و از همه جا، طالب علم و دانشجو به محضرش آمدند و کم کم به واسطه همین علوم گوناگون و افکارش، آوازه او در همه جا پیچید و مشهور شد. در زمان حکومت امیر حسن بیک و یعقوب میرزا (بایندری) بسیاری از بزرگان، علما و فضلا از تمام نقاط جهان، از روم، آذربایجان، بغداد و کرمان و طبرستان و خراسان به شیراز آمدند و در مجالس درسی او شرکت کردند.

جلال الدین دوانی در شیراز از صبح تا ظهر در مدرسه «دارالایتام» مشغول تدریس بود و از ظهر به بعد به قضاوت می نشست. او هر روز هفته را به تدریس یک علم اختصاص داد؛ یک روز تفسیر قرآن، یک روز فقه، یک روز اصول و یک روز حکمت و فلسفه و از این قبیل.

از جمله شاگردان او عبارتند از:

  • جمال الدین محمود شیرازی، از حکمای نامدار و بزرگترین شاگرد دوانی (استاد مقدس اردبیلی)
  • کمال الدین حسین میبدی یزدی، متخلص به منطقی
  • شمس الدین محمد خفری، مشهور به فاضل خفری
  • جمال الدین محمد استرآبادی
  • شیخ منصور باغنوی شیرازی
  • کمال الدین حسین لاری
  • قاضی میر حسین؛ میرزای صفوی می گوید: قاضی میر حسین که از بزرگان یزد است در زمان جوانی به شیراز رفت و نزد علامه دوانی تحصیل علم کرد و در اکثر علوم خصوصا احکام حکمی، فیلسوف شد و در میان همردیفان خود به بالاترین رتبه رسید.
  • حسین بن خواجه شرف‌الدین عبدالحق اردبیلی، معروف به الهی؛
  • محمد بن فخر بن علی لاری؛
  • محمد بن مبارک قزوینی، معروف به حکیم شاه محمد؛
  • محمد لاری، متخلص به محیی، صاحب مثنوی فتوح الحرمين؛
  • محمد بن صلاح بن جلال بن محمد لاری؛
  • اسماعیل تبریزی، مشهور به شنب غازانی.

جایگاه علمی و اجتماعی

در مقام و جایگاه علمی اش باید بدانیم که از زمان او با زمان "صدرالمتألهین شیرازی" حدود ۱۵۰ مدار درس و بحث های عقلی براساس افکار او استوار بوده است و باید گفت تنها کسی که می توانست با او برابری کند حکیم مشهور "سید صدرالدین دشتکی شیرازی" معروف به "سید سند" (پدر غياث‌الدين منصور دشتکی) بود که قبل از جلال الدین، حوزه درس و بحث و شاگردان زیادی داشت، ولی با روی کار آمدن او، به طرز قابل توجهی حوزه درسی و موقعیت سید صدرالدین از رونق افتاد.

قاضی نورالله شوشتری می نویسد: او از حکمای اسلام و متکلمان اعلام است که بعد از سالها به جایی رسید که اکابر زمان غاشیه مطاوعتش بر دوش و علمای اوان، حلقه بندگیش در گوش کشیدند، فضائلش به اعلی و ادنی رسید و سامانش زیاد.

نویسنده «تاریخ حبيب ‎السير» درباره او چنین نوشته است: «آن جناب در ایام شباب چندگاه به صدارت امیرزاده یوسف بن میرزا جهان‌شاه مشغولى کرده بود و بعد از استعفا از آن مهم، در مدرسه بیگم که آن را دارالایتام گویند، به لوازم درس و افاده قیام نمود و در زمان دولت سلاطین آق‏‌قوینلو منصب قضایاى ممالک فارس من حیث الاستقلال تعلق به آن مرجع اهل فضل و کمال داشت و هرگاه از درس فارغ می‌‏شد، همت عالى‌نهمت بر فیصل قضایاى شرعیه مى‌‏‌گماشت».

علامه دوانی در دوران زندگی اش زمان حکومت سلطان یعقوب بایندری مورد احترام سلطان بود و به تبریز دعوت شد و آنجا به سمت قاضی فارس انتخاب و تا آخر عمر در این منصب باقی بود. گذشته از این سلاطین و حکام آن روز ایران، سلطان ابوسعید گورکانی و بایسنقر و سلطان بایزید عثمانی و سلطان مراد او را می شناختند و با او مکاتبه داشته و به او احترام زیاد می گذاشتند.

آثار و تألیفات

علامه جلال الدین دوانی بیشتر از ۶۰ کتاب در علوم مختلف عقلی و نقلی نوشته که به تصدیق دانشمندان اهل فن، دلیل بر احاطه او بر علوم اسلامی متداول آن زمان است. فهرست موضوعی برخی تألیفات او به این ترتیب است:

از میان این آثار، کتابهای: شرح عقائد عضدی، اثبات واجب قدیم، خلق الاعمال، نورالهدایه فی اثبات الامامه و شرح یکی از غزل های حافظ، در کشورهای ترکیه، هندوستان، ایران و عراق به چاپ رسیده است.

  1. ‎نور الهداية فی اثبات الامامة؛
  2. إثبات الواجب قدیم؛
  3. إثبات الواجب جدید؛
  4. ‎اخلاق جلالى، یا لوامع الإشراق فی مكارم الأخلاق؛
  5. ‎الأربعون السلطانية فی الأحكام الربانية؛
  6. أفعال اللّه تعالى؛
  7. أفعال العباد، یا خلق الأفعال، یا خلق الأعمال، یا الجبر و الاختيار؛
  8. أنموذج العلوم؛
  9. ألأنوار الشافية؛
  10. ‎بستان القلوب؛
  11. ‎تحفه روحانى؛
  12. ‎تحفة المنجمين؛
  13. ‎التصوف و العرفان؛
  14. ‎تفسير سورة الإخلاص؛
  15. ‎تفسير سورة الكافرون؛
  16. ‎تفسير المعوذتين؛
  17. ‎تفسير آيه «كُلوا و اشربوا و لا تسرفوا»؛
  18. تفسیر آيه «و للّه الأسماء الحسنى»؛
  19. ‎تفسير آيه «يا أيها الذين آمنوا خذوا زينتكم عند كلّ مسجد»؛
  20. ‎حاشیه‌‏ بر تهذيب المنطق تفتازانى، به نام «العجالة»؛
  21. ‎حاشیه بر کتاب حكمة العين نجم‌الدین دبیران (متوفى ۶۷۵)؛
  22. حاشیه بر رساله «الزوراء»؛
  23. ‎حاشیه بر اوائل کتاب «محاکمات» ملا قطب رازى؛
  24. حاشیه بر شرح آداب البحث کمال‌الدین مسعود شیروانى؛
  25. حاشیه بر شرح اشارات؛
  26. حاشیه بر اوائل شرح چغمینى در علم هیئت؛
  27. ‎حاشیه بر حواشى میر سید شریف بر شرح شمسیه (تا تقسیم علم به بدیهى و نظرى)؛
  28. حاشیه بر شرح تجرید علامه قوشجى (تا اثناى مباحث اجسام)؛
  29. ‎حاشیه جدید بر شرح تجرید قوشجى (تا اثناى مبحث ماهیت)؛
  30. ‎حاشیه أجدّ بر شرح تجرید قوشجى (تا مبحث وجود ذهنى)؛(سه حاشیه اخیر را «طبقات جلالیه» می‌نامند).
  31. ‎حاشیه بر شرح شمسیه قطب‌الدین رازی؛
  32. ‎حاشیه بر اوائل شرح عضدى بر مختصر اصول ابن حاجب؛
  33. ‎حاشیه بر شرح مطالع (تنوير المطالع و تبصير المطالع)؛
  34. ‎حقيقة الإنسان و الروح الجوّال فی العوالم؛
  35. حلّ المغالطه؛
  36. ‎خلق الأفعال؛
  37. ‎دیوان اشعار؛
  38. ‎رساله‌‏اى در اثبات تکلّم حق جلّ و علا؛
  39. ‎رساله امتناع الحكم على المعنى الحرفی؛
  40. ‎رساله‌‏اى در ایمان فرعون قبل از غرق؛
  41. ‎رساله‌‏اى در بیان ماهیت و هویت؛
  42. ‎رساله‌‏اى در بیان «أنا نقطة تحت الباء»؛
  43. ‎رساله فی تحقيق معنى الإنسان؛
  44. ‎رساله‌‏اى در تحقیق جبر و اختیار (غیر از رساله «الجبر و الاختيار» عربى که ذکر آن گذشت)؛
  45. رساله‌‏اى در تربیت اولاد؛
  46. ‎رساله‌‏اى در تعریف علم کلام؛
  47. ‎رساله‌‏اى در تقسیم علم؛
  48. ‎رساله‌‏اى در توجیه تشبیه؛
  49. رساله «تهلیلیه» به فارسى، در بیان و شرح کلمه «لا إله إلا اللّه»؛
  50. ‎رساله‌‏اى در حلّ مغلطه مشهور به «جذر اصمّ»؛
  51. ‎رساله خلخالية فی مقدار الخلخال التی تزين بها المرأة رجلها؛
  52. ‎رساله‌‏اى در خواص حروف؛
  53. ‎رساله‌‏اى در دیوان مظالم؛
  54. ‎رساله‌‏اى در شرح خطبه «طوالع» بیضاوى؛
  55. ‎رساله‌‏اى در صیحه و صدا؛
  56. ‎رساله‌‏اى در عدالت؛
  57. ‎رساله عرض‎نامه؛
  58. ‎رساله عشریه؛
  59. ‎رساله‌‏اى در علم النفس؛
  60. ‎رساله قلمیه؛
  61. ‎رساله‌‏اى در «الكلمة التوحيد»؛
  62. ‎شرح اثبات جواهر مفارق خواجه نصیرالدین طوسى؛
  63. ‎شرح سى فصل خواجه نصیرالدین؛
  64. ‎شرح تحریر اقلیدس خواجه نصیرالدین؛
  65. ‎شرح اربعین حدیث یحیى بن شرف نووى؛
  66. ‎شرح خطبه طوالع؛
  67. ‎شرح رساله نصیریه در تحقیق معنى نفس الامر؛
  68. ‎شرح عقائد عضدى؛
  69. ‎شرح قصیده ابوعلى بغدادى در علم هیئت؛
  70. ‎شواكل الحور فی شرح هياكل النور؛
  71. ‎شرح غزل حافظ: «در همه دیر مغان نیست، چو من شیدایى»؛
  72. ‎شرح غزل حافظ: «دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند»؛
  73. ‎شرح غزل: «گر مسلمانى در این است که حافظ دارد»؛
  74. ‎شرح بیت حافظ: «پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت»؛
  75. ‎شرح بیتى از شبسترى: «به اصل خویش بنگر نیک بنگر * ‎که مادر را پدر شد باز مادر»؛
  76. ‎شرح بیت دیگرى از شبسترى: «تفکر رفتن از باطل سوى حق * ‎به‌جز اندر بدیدن کل مطلق»؛
  77. ‎شرح رباعیات خود براى قیصر روم؛
  78. ‎شرح بر منهاج الوصول بیضاوى؛
  79. ‎العشر الجلالية؛
  80. ‎عشرت‌نامه (فارسى)؛
  81. ‎عين الحكمة؛
  82. ‎مقاله‌‏اى خالى از لغات عربى.

منابع

مسابقه از خطبه ۸۳ نهج البلاغه