خضاب: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(خضاب در روایات)
 
(۲ نسخه‌ٔ میانی ویرایش شده توسط ۱ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۲: سطر ۲:
 
{{مدخل دائرة المعارف|[[دانشنامه جهان اسلام]]}}
 
{{مدخل دائرة المعارف|[[دانشنامه جهان اسلام]]}}
  
«خِضاب»، رنگ کردن موى سر و صورت و نیز دست و پا با موادى نظیر «حَنا» است. در روایات اسلامی، خضاب کردن یکى از سنّتهاى [[پیامبر اسلام|پیامبر اکرم]] (صلى‌ اللّه‌ علیه‌ و آله) معرفی شده و فواید و آثارى براى آن بیان گردیده‌ است.
+
'''«خضاب»'''، رنگ کردن موى سر و صورت و نیز دست و پا با موادى نظیر «حَنا» است. در روایات اسلامی، خضاب کردن یکى از [[سنت|سنّتهاى]] [[پیامبر اسلام|پیامبر اکرم]] (صلى‌ اللّه‌ علیه‌ وآله) معرفی شده و فواید و آثارى براى آن بیان گردیده‌ است.
  
 
==واژه شناسی==
 
==واژه شناسی==
واژه «خضاب» از ریشه «خ ض ب» است به معناى حِنّا و کتَم و مانند آن که براى رنگ کردن بکار مى‌رود<ref>جوهرى؛ ابن منظور، ذیل «خضب».</ref> و مصدر آن به معناى «رنگ کردن چیزى» <ref>رجوع کنید به فیومى، ذیل «خضب».</ref> و مقصود از آن رنگ کردن موى سر و محاسن است.<ref>ابن‌حجر عسقلانى، ج۱۰، ص۲۹۱؛ طریحى، ذیل «خضب».</ref> چون مادّه اصلى براى خضاب «حنا» است، غالباً حنا بستن مترادف خضاب کردن آمده است.<ref>رجوع کنید به جوهرى، ذیل «حنأ».</ref> فیومى توضیح داده است که براى رنگ کردن با حنا ریشه «خضب» و براى رنگ کردن با سایر مواد ریشه «صبغ» بکار مى‌رود.
+
واژه «خضاب» از ریشه «خ ض ب» است به معناى حِنّا و کتَم و مانند آن که براى رنگ کردن بکار مى‌رود<ref>جوهرى؛ ابن منظور، ذیل «خضب».</ref> و مصدر آن به معناى «رنگ کردن چیزى» <ref>رجوع کنید به فیومى، ذیل «خضب».</ref> و مقصود از آن رنگ کردن موى سر و محاسن است.<ref>ابن‌حجر عسقلانى، ج۱۰، ص۲۹۱؛ طریحى، ذیل «خضب».</ref> چون مادّه اصلى براى خضاب «حنا» است، غالباً حنا بستن مترادف خضاب کردن آمده است.<ref>رجوع کنید به جوهرى، ذیل «حنأ».</ref> فیومى در «[[المصباح المنیر (کتاب)|المصباح المنیر]]» توضیح داده است که براى رنگ کردن با حنا ریشه «خضب» و براى رنگ کردن با سایر مواد ریشه «صبغ» بکار مى‌رود.
  
 
==خضاب در روایات==
 
==خضاب در روایات==
خضاب کردن پیش از [[اسلام]] رایج بوده است؛<ref>رجوع کنید به ابن‌ ابى‌ شیبه، ج۸، ص۳۳۵؛ عسکرى، قسم۱، ص۲۷؛ ذهبى، ج۲، ص۴۴۳؛ سیوطى، ذیل بقره: ۱۲۴.</ref> [[حدیث|احادیث]] متعددى نیز درباره [[استحباب]] آن براى مردان و زنان،<ref>رجوع کنید به حرّعاملى، ج۲، ص۸۲ـ۸۵.</ref> به‌ جز مصیبت‌دیدگان<ref>همان، ج۲، ص۸۷ـ۸۸.</ref> روایت شده، تا آنجا که مجلسى خضاب کردن را [[سنت|سنّت]] مؤکد به شمار آورده است. در یک حدیث آمده که خضاب هدیه و سنّت [[پیامبر اسلام|پیامبر اکرم]] صلى‌ اللّه‌ علیه‌ و آله و سلم است، به ویژه خضاب موى سر و ریش براى مردان و خضاب موى سر و دست و پا براى زنان.<ref>رجوع کنید به ابن‌بابویه، ۱۴۱۴، ج۱، ص۱۲۲؛ طبرسى، ص۹۱.</ref>
+
خضاب کردن پیش از [[اسلام]] رایج بوده است؛<ref>رجوع کنید به ابن‌ ابى‌ شیبه، ج۸، ص۳۳۵؛ عسکرى، قسم۱، ص۲۷؛ ذهبى، ج۲، ص۴۴۳؛ سیوطى، ذیل بقره: ۱۲۴.</ref> [[حدیث|احادیث]] متعددى نیز درباره [[استحباب]] آن براى مردان و زنان،<ref>رجوع کنید به حرّعاملى، ج۲، ص۸۲ـ۸۵.</ref> به‌ جز مصیبت‌دیدگان<ref>همان، ج۲، ص۸۷ـ۸۸.</ref> روایت شده، تا آنجا که [[علامه مجلسى]] خضاب کردن را [[سنت|سنّت]] مؤکد به شمار آورده است. در یک حدیث آمده که خضاب هدیه و سنّت [[پیامبر اسلام|پیامبر اکرم]] صلى‌ اللّه‌ علیه‌ و آله است، به ویژه خضاب موى سر و ریش براى مردان و خضاب موى سر و دست و پا براى زنان.<ref>رجوع کنید به ابن‌بابویه، ۱۴۱۴، ج۱، ص۱۲۲؛ طبرسى، ص۹۱.</ref>
  
در روایات متعددى آمده است که حضرت رسول صلى‌ اللّه‌ علیه‌ و آله و سلم خضاب مى‌کردند<ref>رجوع کنید به مجلسى، ص۲۸.</ref> و پرداخت یک درهم براى خضاب را بهتر از [[انفاق]] هزار درهم مى‌دانستند و دیگران را براى احتراز از شباهت به [[یهود|یهود]] و [[نصاری|نصارا]] بدان تشویق و از ترک آن منع مى‌کردند؛<ref>احمد بن حنبل، ج۱، ص۱۶۵؛ ابن بابویه، ۱۳۶۲ش، ج۲، ص۴۹۷ـ۴۹۸.</ref> چون پیروان این دو [[دین|دین]] خضاب نمى‌کردند.<ref>بخارى، ج۴، ص۱۴۵ـ۱۴۶؛ مسلم‌ بن حجاج، ج۶، ص۱۵۶.</ref>
+
در روایات متعددى آمده است که حضرت رسول صلى‌ اللّه‌ علیه‌ و آله خضاب مى‌کردند<ref>رجوع کنید به مجلسى، ص۲۸.</ref> و پرداخت یک درهم براى خضاب را بهتر از [[انفاق]] هزار درهم مى‌دانستند و دیگران را براى احتراز از شباهت به [[یهود|یهود]] و [[مسیحیت|نصارا]]، بدان تشویق و از ترک آن منع مى‌کردند؛<ref>احمد بن حنبل، ج۱، ص۱۶۵؛ ابن بابویه، ۱۳۶۲ش، ج۲، ص۴۹۷ـ۴۹۸.</ref> چون پیروان این دو [[دین|دین]] خضاب نمى‌کردند.<ref>بخارى، ج۴، ص۱۴۵ـ۱۴۶؛ مسلم‌ بن حجاج، ج۶، ص۱۵۶.</ref>
  
 
همچنین فواید متعددى براى خضاب از آن حضرت روایت کرده‌اند، مثل خوشبو شدن، زینت دادن، موجب شادى مؤمنان و نیز افزایش [[عفت|عفاف]] و شمارى از آثار [[آخرت|اخروى]].<ref>رجوع کنید به کلینى، ج۵، ص۵۶۷، ج۶، ص۴۸۰، ۴۸۲ـ۴۸۳؛ ابن‌بابویه، ۱۳۶۲ش، همانجا؛ طبرسى، ص۹۲.</ref>
 
همچنین فواید متعددى براى خضاب از آن حضرت روایت کرده‌اند، مثل خوشبو شدن، زینت دادن، موجب شادى مؤمنان و نیز افزایش [[عفت|عفاف]] و شمارى از آثار [[آخرت|اخروى]].<ref>رجوع کنید به کلینى، ج۵، ص۵۶۷، ج۶، ص۴۸۰، ۴۸۲ـ۴۸۳؛ ابن‌بابویه، ۱۳۶۲ش، همانجا؛ طبرسى، ص۹۲.</ref>
  
در روایات به ترتیبِ فضیلتْ رنگهاى سیاه، قرمز و زرد براى خضاب کردن ذکر شده است.<ref>رجوع کنید به حرّعاملى، ج۲، ص۹۰ـ۹۲.</ref> حتى خضاب به رنگ سیاه، احتمالاً به سبب جلوه بیشتر آن، مصداق [[ایمان|ایمان]] و موجب ترس دشمنان و از مصادیق «قوة» مذکور در آیه «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ ...»<ref>[[آیه 60 سوره انفال|سوره انفال، آیه ۶۰.]]</ref>؛ معرفى شده<ref>رجوع کنید به کلینى، ج۶، ص۴۸۰ـ۴۸۳؛ ابن‌بابویه، ۱۴۱۴، ج۱، ص۱۲۳.</ref> و گفته شده است که پیامبر سیاه را نیکوترین رنگ براى خضاب مى‌دانستند. [[اهل البیت|اهل بیت]] آن حضرت نیز همین رنگ را برگزیده بوده‌اند.<ref>رجوع کنید به ابن‌ سعد، ج۵، ص ۳۲۲؛ ابن‌ماجه، ج۲، ص۱۱۹۷.</ref>
+
در روایات، به ترتیبِ فضیلت، رنگهاى سیاه، قرمز و زرد براى خضاب کردن ذکر شده است.<ref>رجوع کنید به حرّعاملى، ج۲، ص۹۰ـ۹۲.</ref> حتى خضاب به رنگ سیاه، احتمالاً به سبب جلوه بیشتر آن، مصداق [[ایمان|ایمان]] و موجب ترس دشمنان و از مصادیق «قوة» مذکور در آیه {{متن قرآن|«وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ ...»}}<ref>[[آیه 60 سوره انفال|سوره انفال، آیه ۶۰.]]</ref>؛ معرفى شده<ref>رجوع کنید به کلینى، ج۶، ص۴۸۰ـ۴۸۳؛ ابن‌بابویه، ۱۴۱۴، ج۱، ص۱۲۳.</ref> و گفته شده است که پیامبر سیاه را نیکوترین رنگ براى خضاب مى‌دانستند. [[اهل البیت|اهل بیت]] آن حضرت نیز همین رنگ را برگزیده بوده‌اند.<ref>رجوع کنید به ابن‌ سعد، ج۵، ص ۳۲۲؛ ابن‌ماجه، ج۲، ص۱۱۹۷.</ref>
  
از موادى که براى خضاب بستن در روایات بدان اشاره شده، حَنا است<ref>رجوع کنید به ابن‌ماجه، ج۲، ص۱۱۹۶ـ۱۱۹۷؛ حرّعاملى، ج۲، ص۹۴ـ۹۷.</ref> که خضاب کردن با آن را یکى از سنّتهاى پیامبران<ref>ابن بابویه، ۱۳۶۳ش، ج۱، ص۲۴۲؛ همو، ۱۴۱۴، ج۱، ص۵۲؛ درباره اختلاف محدّثان در الفاظ این روایت رجوع کنید به طریحى، ذیل «حنأ».</ref> و آن را خضاب [[اسلام]] معرفى کرده‌اند و فواید و آثارى براى آن بیان کرده‌اند.<ref>رجوع کنید به طبرسى، ص۹۱؛ حرّعاملى، ج۲، ص۷۳ـ۷۷، ۹۴ـ۹۵، ۳۵۵.</ref> گفته شده است [[پیامبر اسلام|پیامبر اکرم]] بانوان را به خضاب کردن ناخنها با حنا امر مى‌کرد.<ref>طریحى، همانجا.</ref> در روایات آمده است که برخى [[ائمه اطهار|امامان]] [[شیعه]] هم از حنا جهت خضاب بستن استفاده مى‌کردند.<ref>رجوع کنید به کلینى، ج۶، ص۵۰۹.</ref>
+
از موادى که براى خضاب بستن در روایات بدان اشاره شده، حَنا است<ref>رجوع کنید به ابن‌ماجه، ج۲، ص۱۱۹۶ـ۱۱۹۷؛ حرّعاملى، ج۲، ص۹۴ـ۹۷.</ref> که خضاب کردن با آن را یکى از سنّتهاى پیامبران<ref>ابن بابویه، ۱۳۶۳ش، ج۱، ص۲۴۲؛ همو، ۱۴۱۴، ج۱، ص۵۲؛ درباره اختلاف محدّثان در الفاظ این روایت رجوع کنید به طریحى، ذیل «حنأ».</ref> و آن را خضاب [[اسلام]] معرفى کرده‌اند و فواید و آثارى براى آن بیان کرده‌اند.<ref>رجوع کنید به طبرسى، ص۹۱؛ حرّعاملى، ج۲، ص۷۳ـ۷۷، ۹۴ـ۹۵، ۳۵۵.</ref> گفته شده است [[پیامبر اسلام|پیامبر اکرم]] بانوان را به خضاب کردن ناخنها با حنا امر مى‌کرد.<ref>طریحى، همانجا.</ref> در روایات آمده است که برخى [[ائمه اطهار|امامان]] علیهم السلام هم از حنا جهت خضاب بستن استفاده مى‌کردند.<ref>رجوع کنید به کلینى، ج۶، ص۵۰۹.</ref>
  
 
==احکام خضاب==
 
==احکام خضاب==
 
ظاهراً به دلیل کارکرد اصلى خضاب، یعنى حفظ آراستگى و ایجاد نشاط اجتماعى، خضاب کردن در برخى موارد نهى گردیده و این کار [[مکروه]] تلقى شده است.<ref>رجوع کنید به مفید، ص۵۸؛ طوسى، ۱۴۰۱، ج۱، ص۱۸۱ـ۱۸۲؛ درباره سبب این کراهت رجوع کنید به مفید، همانجا؛ بحرانى، ج۳، ص۲۷۴ـ۲۷۵؛ براى روایات دیگر رجوع کنید به حرّعاملى، ج۲، ص۲۲۲.</ref>
 
ظاهراً به دلیل کارکرد اصلى خضاب، یعنى حفظ آراستگى و ایجاد نشاط اجتماعى، خضاب کردن در برخى موارد نهى گردیده و این کار [[مکروه]] تلقى شده است.<ref>رجوع کنید به مفید، ص۵۸؛ طوسى، ۱۴۰۱، ج۱، ص۱۸۱ـ۱۸۲؛ درباره سبب این کراهت رجوع کنید به مفید، همانجا؛ بحرانى، ج۳، ص۲۷۴ـ۲۷۵؛ براى روایات دیگر رجوع کنید به حرّعاملى، ج۲، ص۲۲۲.</ref>
  
دیگر این که خضاب بستن دستان براى بانوان توصیه شده<ref>رجوع کنید به حر عاملى، ج۲، ص۹۷.</ref> و از طرف دیگر، [[فخرالدین طریحی|طریحى]] (ذیل «خضب») تصریح کرده که دلیلى براى [[استحباب]] خضاب دست براى مردان نیافته است. مجلسى نیز خضاب کردن دست و پا را براى مردان مکروه شمرده است، چرا که این کار موجب شباهت مردان به زنان مى‌شده است.<ref>رجوع کنید به کلینى، ج۸، ص۳۸؛ نیز رجوع کنید به ابوداوود، ج۲، ص۴۶۲؛ بیهقى، ج۸، ص۲۲۴.</ref>
+
دیگر این که خضاب بستن دستان براى بانوان توصیه شده<ref>رجوع کنید به حر عاملى، ج۲، ص۹۷.</ref> و از طرف دیگر، [[فخرالدین طریحی|طریحى]] (ذیل «خضب») تصریح کرده که دلیلى براى [[استحباب]] خضاب دست براى مردان نیافته است. [[علامه مجلسى]] نیز خضاب کردن دست و پا را براى مردان مکروه شمرده است، چرا که این کار موجب شباهت مردان به زنان مى‌شده است.<ref>رجوع کنید به کلینى، ج۸، ص۳۸؛ نیز رجوع کنید به ابوداوود، ج۲، ص۴۶۲؛ بیهقى، ج۸، ص۲۲۴.</ref>
  
 
همچنین احادیث متعددى درباره حکم خضاب براى زنِ [[احرام|مُحرم]]، با توجه به جنبه زینت داشتن آن، روایت شده که آراى فقهاى [[شیعه|شیعه]] نیز درباره آن متفاوت است.<ref>رجوع کنید به صابرى همدانى، ج۲، ص۳۱۴ـ۳۱۶؛ درباره نظر علماى اهل‌سنّت در این موضوع رجوع کنید به نووى، المجموع، ج۷، ص۲۱۹ـ۲۲۰.</ref> [[شیخ طوسی]]<ref>ـ۱۴۱۷، ج۲، ص۲۹۵.</ref> خضاب زن هنگام [[احرام]] را اگر به قصد زینت باشد، منع کرده و اگر به قصد تبعیت از [[سنت|سنّت]] باشد، بى اشکال دانسته است.
 
همچنین احادیث متعددى درباره حکم خضاب براى زنِ [[احرام|مُحرم]]، با توجه به جنبه زینت داشتن آن، روایت شده که آراى فقهاى [[شیعه|شیعه]] نیز درباره آن متفاوت است.<ref>رجوع کنید به صابرى همدانى، ج۲، ص۳۱۴ـ۳۱۶؛ درباره نظر علماى اهل‌سنّت در این موضوع رجوع کنید به نووى، المجموع، ج۷، ص۲۱۹ـ۲۲۰.</ref> [[شیخ طوسی]]<ref>ـ۱۴۱۷، ج۲، ص۲۹۵.</ref> خضاب زن هنگام [[احرام]] را اگر به قصد زینت باشد، منع کرده و اگر به قصد تبعیت از [[سنت|سنّت]] باشد، بى اشکال دانسته است.
سطر ۲۷: سطر ۲۷:
 
{{پانویس}}
 
{{پانویس}}
 
==منابع==
 
==منابع==
 +
 
*[[دانشنامه جهان اسلام (کتاب)|دانشنامه جهان اسلام]]، جلد ۱۵، مدخل "خضاب" از حمید باقرى.
 
*[[دانشنامه جهان اسلام (کتاب)|دانشنامه جهان اسلام]]، جلد ۱۵، مدخل "خضاب" از حمید باقرى.
 +
 
[[رده:سنت های پیامبر اکرم]]
 
[[رده:سنت های پیامبر اکرم]]
 
[[رده:آداب و سنن]]
 
[[رده:آداب و سنن]]
[[رده:اخلاق فردی]]
 
[[رده:صفات پسندیده]]
 

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۶ اوت ۲۰۲۶، ساعت ۱۸:۴۲


Icon-encycolopedia.jpg

این صفحه مدخلی از دانشنامه جهان اسلام است

(احتمالا تصرف اندکی صورت گرفته است)


«خضاب»، رنگ کردن موى سر و صورت و نیز دست و پا با موادى نظیر «حَنا» است. در روایات اسلامی، خضاب کردن یکى از سنّتهاى پیامبر اکرم (صلى‌ اللّه‌ علیه‌ وآله) معرفی شده و فواید و آثارى براى آن بیان گردیده‌ است.

واژه شناسی

واژه «خضاب» از ریشه «خ ض ب» است به معناى حِنّا و کتَم و مانند آن که براى رنگ کردن بکار مى‌رود[۱] و مصدر آن به معناى «رنگ کردن چیزى» [۲] و مقصود از آن رنگ کردن موى سر و محاسن است.[۳] چون مادّه اصلى براى خضاب «حنا» است، غالباً حنا بستن مترادف خضاب کردن آمده است.[۴] فیومى در «المصباح المنیر» توضیح داده است که براى رنگ کردن با حنا ریشه «خضب» و براى رنگ کردن با سایر مواد ریشه «صبغ» بکار مى‌رود.

خضاب در روایات

خضاب کردن پیش از اسلام رایج بوده است؛[۵] احادیث متعددى نیز درباره استحباب آن براى مردان و زنان،[۶] به‌ جز مصیبت‌دیدگان[۷] روایت شده، تا آنجا که علامه مجلسى خضاب کردن را سنّت مؤکد به شمار آورده است. در یک حدیث آمده که خضاب هدیه و سنّت پیامبر اکرم صلى‌ اللّه‌ علیه‌ و آله است، به ویژه خضاب موى سر و ریش براى مردان و خضاب موى سر و دست و پا براى زنان.[۸]

در روایات متعددى آمده است که حضرت رسول صلى‌ اللّه‌ علیه‌ و آله خضاب مى‌کردند[۹] و پرداخت یک درهم براى خضاب را بهتر از انفاق هزار درهم مى‌دانستند و دیگران را براى احتراز از شباهت به یهود و نصارا، بدان تشویق و از ترک آن منع مى‌کردند؛[۱۰] چون پیروان این دو دین خضاب نمى‌کردند.[۱۱]

همچنین فواید متعددى براى خضاب از آن حضرت روایت کرده‌اند، مثل خوشبو شدن، زینت دادن، موجب شادى مؤمنان و نیز افزایش عفاف و شمارى از آثار اخروى.[۱۲]

در روایات، به ترتیبِ فضیلت، رنگهاى سیاه، قرمز و زرد براى خضاب کردن ذکر شده است.[۱۳] حتى خضاب به رنگ سیاه، احتمالاً به سبب جلوه بیشتر آن، مصداق ایمان و موجب ترس دشمنان و از مصادیق «قوة» مذکور در آیه «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ ...»[۱۴]؛ معرفى شده[۱۵] و گفته شده است که پیامبر سیاه را نیکوترین رنگ براى خضاب مى‌دانستند. اهل بیت آن حضرت نیز همین رنگ را برگزیده بوده‌اند.[۱۶]

از موادى که براى خضاب بستن در روایات بدان اشاره شده، حَنا است[۱۷] که خضاب کردن با آن را یکى از سنّتهاى پیامبران[۱۸] و آن را خضاب اسلام معرفى کرده‌اند و فواید و آثارى براى آن بیان کرده‌اند.[۱۹] گفته شده است پیامبر اکرم بانوان را به خضاب کردن ناخنها با حنا امر مى‌کرد.[۲۰] در روایات آمده است که برخى امامان علیهم السلام هم از حنا جهت خضاب بستن استفاده مى‌کردند.[۲۱]

احکام خضاب

ظاهراً به دلیل کارکرد اصلى خضاب، یعنى حفظ آراستگى و ایجاد نشاط اجتماعى، خضاب کردن در برخى موارد نهى گردیده و این کار مکروه تلقى شده است.[۲۲]

دیگر این که خضاب بستن دستان براى بانوان توصیه شده[۲۳] و از طرف دیگر، طریحى (ذیل «خضب») تصریح کرده که دلیلى براى استحباب خضاب دست براى مردان نیافته است. علامه مجلسى نیز خضاب کردن دست و پا را براى مردان مکروه شمرده است، چرا که این کار موجب شباهت مردان به زنان مى‌شده است.[۲۴]

همچنین احادیث متعددى درباره حکم خضاب براى زنِ مُحرم، با توجه به جنبه زینت داشتن آن، روایت شده که آراى فقهاى شیعه نیز درباره آن متفاوت است.[۲۵] شیخ طوسی[۲۶] خضاب زن هنگام احرام را اگر به قصد زینت باشد، منع کرده و اگر به قصد تبعیت از سنّت باشد، بى اشکال دانسته است.

پانویس

  1. جوهرى؛ ابن منظور، ذیل «خضب».
  2. رجوع کنید به فیومى، ذیل «خضب».
  3. ابن‌حجر عسقلانى، ج۱۰، ص۲۹۱؛ طریحى، ذیل «خضب».
  4. رجوع کنید به جوهرى، ذیل «حنأ».
  5. رجوع کنید به ابن‌ ابى‌ شیبه، ج۸، ص۳۳۵؛ عسکرى، قسم۱، ص۲۷؛ ذهبى، ج۲، ص۴۴۳؛ سیوطى، ذیل بقره: ۱۲۴.
  6. رجوع کنید به حرّعاملى، ج۲، ص۸۲ـ۸۵.
  7. همان، ج۲، ص۸۷ـ۸۸.
  8. رجوع کنید به ابن‌بابویه، ۱۴۱۴، ج۱، ص۱۲۲؛ طبرسى، ص۹۱.
  9. رجوع کنید به مجلسى، ص۲۸.
  10. احمد بن حنبل، ج۱، ص۱۶۵؛ ابن بابویه، ۱۳۶۲ش، ج۲، ص۴۹۷ـ۴۹۸.
  11. بخارى، ج۴، ص۱۴۵ـ۱۴۶؛ مسلم‌ بن حجاج، ج۶، ص۱۵۶.
  12. رجوع کنید به کلینى، ج۵، ص۵۶۷، ج۶، ص۴۸۰، ۴۸۲ـ۴۸۳؛ ابن‌بابویه، ۱۳۶۲ش، همانجا؛ طبرسى، ص۹۲.
  13. رجوع کنید به حرّعاملى، ج۲، ص۹۰ـ۹۲.
  14. سوره انفال، آیه ۶۰.
  15. رجوع کنید به کلینى، ج۶، ص۴۸۰ـ۴۸۳؛ ابن‌بابویه، ۱۴۱۴، ج۱، ص۱۲۳.
  16. رجوع کنید به ابن‌ سعد، ج۵، ص ۳۲۲؛ ابن‌ماجه، ج۲، ص۱۱۹۷.
  17. رجوع کنید به ابن‌ماجه، ج۲، ص۱۱۹۶ـ۱۱۹۷؛ حرّعاملى، ج۲، ص۹۴ـ۹۷.
  18. ابن بابویه، ۱۳۶۳ش، ج۱، ص۲۴۲؛ همو، ۱۴۱۴، ج۱، ص۵۲؛ درباره اختلاف محدّثان در الفاظ این روایت رجوع کنید به طریحى، ذیل «حنأ».
  19. رجوع کنید به طبرسى، ص۹۱؛ حرّعاملى، ج۲، ص۷۳ـ۷۷، ۹۴ـ۹۵، ۳۵۵.
  20. طریحى، همانجا.
  21. رجوع کنید به کلینى، ج۶، ص۵۰۹.
  22. رجوع کنید به مفید، ص۵۸؛ طوسى، ۱۴۰۱، ج۱، ص۱۸۱ـ۱۸۲؛ درباره سبب این کراهت رجوع کنید به مفید، همانجا؛ بحرانى، ج۳، ص۲۷۴ـ۲۷۵؛ براى روایات دیگر رجوع کنید به حرّعاملى، ج۲، ص۲۲۲.
  23. رجوع کنید به حر عاملى، ج۲، ص۹۷.
  24. رجوع کنید به کلینى، ج۸، ص۳۸؛ نیز رجوع کنید به ابوداوود، ج۲، ص۴۶۲؛ بیهقى، ج۸، ص۲۲۴.
  25. رجوع کنید به صابرى همدانى، ج۲، ص۳۱۴ـ۳۱۶؛ درباره نظر علماى اهل‌سنّت در این موضوع رجوع کنید به نووى، المجموع، ج۷، ص۲۱۹ـ۲۲۰.
  26. ـ۱۴۱۷، ج۲، ص۲۹۵.

منابع

مسابقه از خطبه ۱۹۰ نهج البلاغه