سید هبة الدین شهرستانی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
 
(۱۴ نسخه‌ٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
معروف به (هبة الدین) شهرستانی، عالم و مجتهد بزرگ، مفسر [[قرآن]]، مجاهد و مبارز و یکی از بزرگان و وحدت گرایان جهان اسلام.
+
'''«آیت‌الله سید محمدعلی شهرستانی»''' معروف به '''«هِبةالدین»''' (۱۳۰۱-۱۳۸۶ ق)، فقیه اصولی، مفسر و متکلم بزرگ [[شیعه]] در قرن ۱۴ قمری و از شاگردان [[آخوند خراسانی]] بود. این عالم مجاهد، یکی از وحدت گرایان جهان [[اسلام]] بود و بیداری و اتحاد مسلمانان را دنبال می‌کرد. تأسیس مدرسه «اسلام» در [[بحرین]]، انتشار مجله «العلم» در [[نجف]] و تأسیس کتابخانه «مکتبة الجوادین العامه» در [[کاظمین]]، از جمله خدمات اجتماعی اوست. از آیت‌الله شهرستانی بیش از ۱۰۰ کتاب و رساله در علوم مختلف اسلامی به یادگار مانده است.
 
+
{{شناسنامه عالم
 +
||نام کامل = سید محمدعلی حسینی شهرستانی
 +
||تصویر= [[پرونده:شهرستانی.jpg|۲۳۰px]]
 +
||زادروز =  ۱۳۰۱ قمری
 +
|زادگاه = [[سامرا]]
 +
|وفات =  ۱۳۸۶ قمری
 +
|مدفن = [[کاظمین]]
 +
|اساتید =  [[آخوند خراسانی]]، [[سید محمدکاظم طباطبائی یزدی|سید محمدکاظم یزدی]]، [[شیخ الشریعه اصفهانی]]،...
 +
|شاگردان =
 +
|آثار = المحیط فی تفسیر القرآن، الامامة و الأمة، نظم العقاید، حکمة الاحکام، سیرة خیر البشر، نهضة الحسین (ع)، الشیعه و الناصبیه، الهیئة و الاسلام، الشریعه و الطبیعه،...
 +
}}
 
==ولادت و خاندان==
 
==ولادت و خاندان==
  
سید محمدعلی هبة الدين شهرستاني در 24 [[رجب]] 1301 هـ.ق، در [[سامرا]] به دنیا آمد. نسب هبة الدین به سی واسطه به [[زید بن علی بن الحسین]] علیه السلام می رسد. پدرش سید حسین حائری کاظمی، دانشمندی پارسا و عابد بود و بیشتر وقتش را به تحقیق در مسائل معنوی می گذراند و کتب «الفتوحات الغیبه فی الختوم والاحراز والادعیه و دموع السمعه فی ادعیه الجمعه» از اوست. مادرش زنی عالمه و فاضله که در [[ریاضی|ریاضیات]]، تاریخ، ادبیات و شعر، سرآمد زنهای آن زمان بود.
+
سید محمدعلی هبة الدین شهرستانی در ۲۴ [[رجب]] ۱۳۰۱ هـ.ق، در [[سامرا]] به دنیا آمد. نسب هبة الدین به سی واسطه به [[زید بن علی بن الحسین]] علیه السلام می رسد. پدرش سید حسین حائری کاظمی، دانشمندی پارسا و عابد بود و بیشتر وقتش را به تحقیق در مسائل معنوی می گذراند و کتب «الفتوحات الغیبه فی الختوم والاحراز والادعیه و دموع السمعه فی ادعیه الجمعه» از اوست. مادرش نیز زنی عالمه و فاضله که در [[ریاضی|ریاضیات]]، [[تاریخ]]، ادبیات و [[شعر]]، سرآمد زنان آن زمان بود.
  
 
==تحصیلات و استادان==
 
==تحصیلات و استادان==
  
آموزش رسمی هبه‌الدین شهرستاني از ده سالگی آغاز شد. او در مدتی كوتاه، [[صرف]]، [[علم نحو|نحو]]، [[علم معانی|معانی]]، [[علم بیان|بیان]]، [[بدیع]]، [[حدیث]]، [[مصطلح الحدیث|درایه]]، [[رجال]]، [[فقه]] و [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]]، تاریخ، هیئت، حساب و هندسه را در [[كربلا]] به پایان رساند.
+
آموزش رسمی هبةالدین شهرستانی از ده سالگی آغاز شد. او در مدتی کوتاه، [[صرف]]، [[علم نحو|نحو]]، [[علم معانی|معانی]]، [[علم بیان|بیان]]، [[بدیع]]، [[حدیث]]، [[مصطلح الحدیث|درایه]]، [[رجال]]، [[فقه]] و [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]]، [[تاریخ]]، [[علم هیئت|هیئت]]، حساب و هندسه را در [[کربلا]] به پایان رساند.
 
 
اندكی پس از وفات پدرش در 1319 ق، دانشمند برجسته، [[سید مرتضی کشمیری|سید مرتضی كشمیری]]، از سید محمدعلی خواست برای ادامه تحصیل رهسپار حریم امیرمؤمنان [[امام علی]] علیه السلام شود.
 
 
 
هبه‌الدین در [[نجف]] از فقیهان نامور [[شیعه]] مانند: [[آخوند خراسانی|شیخ محمدكاظم خراسانی]]، [[سید محمدکاظم طباطبائی یزدی|سید محمدكاظم یزدی]] و [[شیخ الشریعه اصفهانی|شریعت اصفهانی]] فیض برد<ref> اسلام و هیئت، ص 55.</ref> و در شمار مجتهدان شیعه جای گرفت.  
 
 
 
== آثار و تألیفات ==
 
از آیت الله هبه‌الدین شهرستاني بیش از 109 كتاب و رساله به یادگار مانده است، از جمله:
 
  
المحیط فی تفسیر القرآن،
+
اندکی پس از وفات پدرش در ۱۳۱۹ ق، دانشمند برجسته، [[سید مرتضی کشمیری|سید مرتضی کشمیری]]، از سید محمدعلی خواست برای ادامه تحصیل رهسپار حریم امیرمؤمنان [[امام علی]] علیه السلام در [[نجف]] شود.
  
فیض الباری یا اصلاح منظومه سبزواری،
+
سید هبةالدین در نجف از فقیهان نامور [[شیعه]] مانند: [[آخوند خراسانی|شیخ محمدکاظم خراسانی]]، [[سید محمدکاظم طباطبائی یزدی|سید محمدکاظم یزدی]] و [[شیخ الشریعه اصفهانی|شریعت اصفهانی]] فیض برد<ref> اسلام و هیئت، ص ۵۵.</ref> و به [[اجتهاد]] رسید.
  
الهیئه والاسلام،
+
==آثار و تألیفات==
 +
[[پرونده:Nahjo.jpg|thumb|left|در پیرامون نهج البلاغه؛ یکی از آثار آیت‌الله شهرستانی]]
 +
از آیت الله سید هبةالدین شهرستانی بیش از ۱۰۹ کتاب و رساله به یادگار مانده است، از جمله:
  
الشریعه والطبیعه،  
+
#المحیط فی [[تفسیر قرآن|تفسیر القرآن]]،
 +
#الانتقاد حول [[تصحیح الاعتقاد (کتاب)|تصحیح الاعتقاد]]،
 +
#الامامة و الأمة،
 +
#نظم العقاید،
 +
#الجبر و الاختیار،
 +
#حکمة الاحکام،
 +
#در پیرامون [[نهج البلاغه]]
 +
#وقایة المحصول فی شرح [[کفایة الاصول]]،
 +
#سیرة خیر البشر،
 +
#نهضة [[امام حسین علیه السلام|الحسین]] (علیه‌السلام)،
 +
#الهیئة و الاسلام، که با عنوان «اسلام و هیئت» توسط سید هادی خسروشاهی ترجمه شده است.[[پرونده:هبت (2).jpg|thumb|left|220px|اسلام و هیئت؛ از آثار آیت‌الله شهرستانی]]
 +
#الزواج الموقت،
 +
#ثقاة الروات،
 +
#نتیجة المنطق،
 +
#توحید اهل التوحید،
 +
#الشیعه و الناصبیه،
 +
#فیض الباری یا اصلاح [[شرح منظومه سبزواری (کتاب)|منظومه سبزواری]]،
 +
#الشریعه والطبیعه،
 +
#الدلائل والمسائل،
 +
#نور الناظر فی علم الرؤیا والمناظر.
  
الدلائل والمسائل،
+
==فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی==
 +
سید هبةالدین شهرستانی که بیش از هر چیز به بیداری مسلمانان می ‎اندیشید، با [[محمد عبده|شیخ محمد عبده]]، مفتی [[مصر]]، سید محمدرضا دانشور شهره جهان [[اسلام]] و صاحب مجله «النهار» و گردانندگان مجلات «المقتطف» و «الهلال» ارتباط برقرار ساخته،<ref> هبه‌الدین شهرستانی، ص ۱۱ـ۱۰.</ref> میان مراکز فرهنگی [[شیعه]] و [[اهل سنت|سنی]] در [[عراق]]، [[مصر]] و [[سوریه]] پیوندی ناگسستنی پدید آورد و با انتشار مقاله‎ ها، شعرها و گزارش های روشنگر در مجلات جهان عرب، هدف بلند بیداری و اتحاد مسلمانان را دنبال کرد. در این روزگار، فریاد [[مشروطیت|مشروطه]] خواهی در [[ایران]] بالا گرفت. سید هبةالدین به حمایت از این جنبش برخاسته، با شرکت در محافل آزادی خواهان، آنها را در گزینش شیوه‎ های درست مبارزه یاری داد.<ref> ثوره النجف علی الانگلیز، حسن الاسدی، ص ۶۲.</ref>
  
اتوت والملكوت،
+
در ۱۳۲۸ ق. تلاش های خستگی ناپذیر این دانشور مصلح جهان [[اسلام]] به بار نشست و نخستین شماره ماهنامه دینی، [[فلسفه|فلسفی]] و علمی «العلم» انتشار یافت.<ref> هبه‌الدین شهرستانی، ص ۱۱.</ref> این ماهنامه دو سال منتشر شد<ref> هبه‌الدین شهرستانی، ص ۱۱.</ref> ولی خبر پیوستن گروهی از مسلمانان [[بحرین]] به آیین ترسایان، سید هبةالدین را اندوهگین ساخته، سمت بحرین روانه کرد.<ref> هبه‌الدین شهرستانی، ص ۱۱.</ref>
  
نور الناظر فی علم الرایا والمناظر.
+
سید هبةالدین شهرستانی با افتتاح دو مدرسه اسلامی به نامها «اصلاح» و «اسلام»، یک ساختمان ویژه برای ارشاد ناآگاهان و سخنرانی ها و نشست های علمی فراوان سرانجام جمع ترسایان بحرین را پراکنده ساخته، مؤمنان آن سامان را قدرتی تازه بخشید.<ref> هبه‌الدین شهرستانی، ص ۱۱.</ref>
  
== فعالیتهای اجتماعی و سیاسی ==
+
آن گاه راه هندوستان پیش گرفت تا پس از گفتگوهای سازنده با [[دین]] باوران هند و تشکیل انجمن های مذهبی، رهسپار ژاپن شود؛ ولی دیدار با سید جلال الدین مؤید الاسلام حسین کاشانی، نویسنده روزنامه حبل المتین، در کلکته مسیرش را دگرگون ساخت.<ref> هبه‌الدین شهرستانی، ص ۱۱.</ref>
سید هبه‌الدین شهرستاني كه بیش از هر چیز به بیداری مسلمانان می ‎اندیشید، با [[محمد عبده|شیخ محمد عبده]]، مفتی [[مصر]]، سید محمدرضا دانشور شهره جهان [[اسلام]] و صاحب مجله «النهار» و گردانندگان مجلات «المقتطف» و «الهلال» ارتباط برقرار ساخته،<ref> هبه‌الدین شهرستانی، ص 11ـ10.</ref> میان مراكز فرهنگی شیعه و سنی در [[عراق]]، [[مصر]] و [[سوریه]] پیوندی ناگسستنی پدید آورد و با انتشار مقاله‎ ها، شعرها و گزارش های روشنگر در مجلات جهان عرب هدف بلند بیداری و اتحاد مسلمانان را دنبال كرد. در این روزگار فریاد [[مشروطیت|مشروطه]] خواهی در [[ایران]] بالا گرفت. فقیه بیدار [[سامرا]] به حمایت از این جنبش برخاسته، با شركت در محافل آزادی خواهان، آن ها را در گزینش شیوه‎ های درست مبارزه یاری داد.<ref> ثوره النجف علی الانگلیز، حسن الاسدی، ص 62.</ref>
 
  
در 1328 ق. تلاش های خستگی ناپذیر دانشور مصلح جهان [[اسلام]] به بار نشست و نخستین شماره ماهنامه دینی، فلسفی و علمی «العلم» انتشار یافت.<ref> هبه‌الدین شهرستانی، ص 11.</ref> این ماهنامه دو سال منتشر شد<ref> هبه‌الدین شهرستانی، ص 11.</ref> ولی خبر پیوستن گروهی از مسلمانان [[بحرین]] به آیین ترسایان هبه الدین را اندوهگین ساخته، سمت بحرین روانه كرد.<ref> هبه‌الدین شهرستانی، ص 11.</ref>  
+
مؤید الاسلام در آن سال های بحرانی، که شمارش معکوس جنگ نخست جهانی آغاز شده بود، سفر به ژاپن را سودمند نمی‎ دانست. بنابراین هبة الدین راه [[یمن]] پیش گرفته، از آن جا به [[حجاز]] شتافت و سرانجام پس از اصلاحات در آن سرزمین ها به [[نجف]] بازگشت.<ref> هبه‌الدین شهرستانی، ص ۲۲.</ref> او بر آن بود در هر شهر و دیار انجمن مذهبی سازمان داده، آن ها را با انجمن مرکزیِ نجف به یکدیگر پیوند دهد تا به هنگام نیاز نیروهای پاکدل شتابان وارد عمل شده از مرزهای اعتقادی دین پاسداری کنند. ولی دریغ که آتش نبرد جهانی همه کِشته ‎هایش را خاکستر ساخت.<ref> اسلام و هیئت، ص ۵۵.</ref>
  
فقیه دردمند [[سامرا]] با افتتاح دو مدرسه اسلامی به نامها «اصلاح» و «اسلام»، یك ساختمان ویژه برای ارشاد ناآگاهان و سخنرانی ها و نشست های علمی فراوان سرانجام جمع ترسایان بحرین را پراكنده ساخته، مؤمنان آن سامان را قدرتی تازه بخشید.<ref> هبه‌الدین شهرستانی، ص 11.</ref>
+
در سال ۱۳۳۹ ق. ملک فیصل که برای به دست آوردن اعتماد مردم [[عراق]] چاره ‎ای جز گماردن برخی از خوشنامان در دستگاه اداره کشور نمی ‎دید، پست وزارت معارف را به سید هبةالدین پیشنهاد کرد. هر چند سید هبةالدین پذیرش این پیشنهاد را نمی‎ پسندید و آن را فرصتی برای بهره ‎گیری از نام نیک مبارزان راه آزادی می ‎دانست، ولی پافشاری فراوان آشنایان در استفاده از فرصتی که شاید دیگر هیچ تکرار نمی ‎شد، وی را به پذیرش واداشت.<ref> هبه‌الدین شهرستانی، ص ۱۴.</ref> او در این مقام، نخست مستشاران بریتانیایی و استادان خارجی را از کار برکنار کرد، مدرسه‎ های ابتدایی و متوسطه بنیاد نهاد، عشایر را از مدارس سیار برخوردار ساخت، مدرسه صنایع [[بغداد]] را از انگلیسیان باز پس گرفت و برای نخستین بار در تاریخ آموزش و پرورش نوین کشورهای اسلامی مسأله تربیت دینی دانش آموزان و استادان را مورد تأکید قرار داد.<ref> اسلام و هیئت، ص ۶۰ـ۵۹.</ref>
  
آن گاه راه هندوستان پیش گرفت تا پس از گفتگوهای سازنده با [[دین]] باوران هند و تشكیل انجمن های مذهبی، رهسپار ژاپن شود؛ ولی دیدار با سید جلال الدین مؤید الاسلام حسین كاشانی، نویسنده روزنامه حبل المتین، در كلكته مسیرش را دگرگون ساخت.<ref> هبه‌الدین شهرستانی، ص 11.</ref>
+
پیروزی های شهرستانی در اصلاح نظام آموزشی عراق استعمارگران را در نگرانی فرو برد. بنابراین چنان عرصه را بر وی تنگ ساختند که ناگزیر در بیستم [[ذی الحجه]] ۱۳۴۰ ق. استعفا داد.<ref> هبه‌الدین شهرستانی، ص ۲۰ـ۱۹.</ref> مدتی بعد [[دیوان (تشکیلات اداری)|دیوان]] عالی تمییز احکام بر اساس [[مذهب جعفری]] شکل گرفت و مسئولیت آن به سید هبةالدین سپرده شد. هر چند او پس از تجربه وزارت معارف، شرکت در کارهای اجرایی را شایسته نمی‎ دانست، ولی دیگر بار به اصرار برخی از فقیهان شیعه مسئولیت پذیرفت.<ref> اسلام و هیئت، ص ۵۸.</ref>  
  
مؤید الاسلام در آن سال های بحرانی، كه شمارش معكوس جنگ نخست جهانی آغاز شده بود، سفر به ژاپن را سودمند نمی‎دانست. بنابراین هبه الدین راه یمن پیش گرفته، از آن جا به [[حجاز]] شتافت و سرانجام پس از اصلاحات در آن سرزمین ها به [[نجف]] بازگشت.<ref> هبه‌الدین شهرستانی، ص 22.</ref> او بر آن بود در هر شهر و دیار انجمن مذهبی سازمان داده، آن ها را با انجمن مركزیِ نجف به یكدیگر پیوند دهد تا به هنگام نیاز نیروهای پاكدل شتابان وارد عمل شده از مرزهای اعتقادی دین پاسداری كنند. ولی دریغ كه آتش نبرد جهانی همه كشته ‎هایش را خاكستر ساخت.<ref> اسلام و هیئت، ص 55.</ref>
+
تلاش در سازماندهیِ دادگاه های شرعی و پیوند آن ها با دیوان عالی، گزینش داوران شایسته، تبیین احکام و تنظیم قوانین لازم در شیوه دادرسی، بخشی از اقدامات او در این مقام بشمار می‎ رود.<ref> اسلام و هیئت، ص ۵۸.</ref>
  
در سال 1339 ق. ملك فیصل كه برای به دست آوردن اعتماد مردم چاره ‎ای جز گماردن برخی از خوشنامان در دستگاه اداره كشور نمی ‎دید، پست وزارت معارف را به [[فقیه]] بیدار [[سامرا]]، سید هبه‌الدین پیشنهاد كرد. هر چند سید هبه‌الدین پذیرش این پیشنهاد را نمی‎ پسندید و آن را فرصتی برای بهره ‎گیری از نام نیك مبارزان راه آزادی می ‎دانست، ولی پافشاری فراوان آشنایان در استفاده از فرصتی كه شاید دیگر هیچ تكرار نمی‎شد، وی را به پذیرش واداشت.<ref> هبه‌الدین شهرستانی، ص 14.</ref> او در این مقام نخست مستشاران بریتانیایی و استادان خارجی را از كار بركنار كرد، مدرسه‎ های ابتدایی و متوسطه بنیاد نهاد، عشایر را از مدارس سیار برخوردار ساخت، مدرسه صنایع [[بغداد]] را از انگلیسیان باز پس گرفت و برای نخستین بار در تاریخ آموزش و پرورش نوین كشورهای اسلامی مسأله تربیت دینی دانش آموزان و استادان را مورد تأكید قرار داد.<ref> اسلام و هیئت، ص 60ـ59.</ref>
+
سید هبةالدین در سال ۱۳۵۳ ق. برای شرکت در انتخابات مجلس شورای ملی از دیوان عالی تمییز احکام جعفری کناره گرفت و به عنوان نماینده استان [[بغداد]] رهسپار مجلس شد. مجلسی که بیش از چند ماه دوام نیاورد و سرانجام در [[ذی الحجه]] همان سال منحل شد.<ref>اسلام و هیئت، ص ۶۱ـ۶۰.</ref>
  
پیروزی های فقیه سامرا در اصلاح نظام آموزشی عراق استعمارگران را در نگرانی فرو برد. بنابراین چنان عرصه را بر وی تنگ ساختند كه ناگزیر در بیستم [[ذی الحجه]] 1340 ق. استعفا داد.<ref> هبه‌الدین شهرستانی، ص 20ـ19.</ref> مدتی بعد [[دیوان (تشکیلات اداری)|دیوان]] عالی تمییز احكام بر اساس [[مذهب جعفری]] شكل گرفت و مسئولیت آن به سید هبه‌الدین سپرده شد. هر چند دانشور بزرگ سامرا پس از تجربه وزارت معارف، شركت در كارهای اجرایی را شایسته نمی‎ دانست، ولی دیگر بار به اصرار برخی از فقیهان شیعه مسئولیت پذیرفت.<ref> اسلام و هیئت، ص 58.</ref>  
+
انحلال مجلس برای سید هبةالدین فرصتی طلایی بود. او هر چند از درد چشم و کاهش شدید بینایی رنج می ‎برد، ولی می‎ توانست دیگر بار به پژوهش های ژرف خویش پردازد. بنابراین در صحن شریف [[امام کاظم]] علیه السلام کتابخانه ‎ای با عنوان «مکتبه الجوادین العامه» بنیاد نهاد، و جایگاهی برای پذیرش میهمانان در آن پدید آورد تا ضمن دیدار با مردم و اندیشمندان، آن ها را با دردهای جامعه آشنا سازد.<ref>نقباءالبشر فی القرن الرابع عشر، ج ۴، ص ۱۴۱۶.</ref>
  
تلاش در سازماندهیِ دادگاه های شرعی و پیوند آن ها با دیوان عالی، گزینش داوران شایسته، تبیین احكام و تنظیم قوانین لازم در شیوه دادرسی، بخشی از اقدامات فقیه بیدار سامرا در این مقام بشمار می‎ رود.<ref> اسلام و هیئت، ص 58.</ref>
+
سرانجام تیرگی بر دیدگان سید هبةالدین شهرستانی سایه افکند و آن دانشور و مصلح بزرگ را در نابینایی فروبرد. البته از دست دادن بینایی هرگز وی را از تحقیق و نگارش بازنداشت. هر روز کتاب های مورد نیاز را برایش می‎ خواندند و آن بزرگمرد به عادت معمول، مقاله یا کتاب می‎ نوشت.<ref> ریحانه الادب، علی مدرس تبریزی، ج ۶، ص ۳۵۱.</ref> او همواره می‎ گفت: پروردگار لطف کرده هر روز می‎ توانم به اعانت دست چهل صفحه بنویسم.<ref> اسلام و هیئت، ص ۶۱.</ref>
  
او در سال 1353 برای شركت در انتخابات مجلس شورای ملی از دیوان عالی تمییز احكام جعفری كناره گرفت و به عنوان نماینده استان بغداد رهسپار مجلس شد. مجلسی كه بیش از چند ماه دوام نیاورد و سرانجام در [[ذی الحجه]] همان سال منحل شد.<ref>اسلام و هیئت، ص 61ـ60.</ref>
+
==وفات==
  
انحلال مجلس برای سید هبه‌الدین فرصتی طلایی بود. او هر چند از درد چشم و كاهش شدید بینایی رنج می ‎برد، ولی می‎ توانست دیگر بار به پژوهش های ژرف خویش پردازد. بنابراین در صحن شریف [[امام كاظم]] علیه السلام كتابخانه ‎ای با عنوان «مكتبه الجوادین العامه» بنیاد نهاد، و جایگاهی برای پذیرش میهمانان در آن پدید آورد تا ضمن دیدار با مردم و اندیشمندان، آن ها را با دردهای جامعه آشنا سازد.<ref>نقباءالبشر فی القرن الرابع عشر، ج 4، ص 1416.</ref>
+
مرحوم سید هبةالدین شهرستانی، سرانجام در ۲۶ [[شوال]] ۱۳۸۶ قمری دار فانی را وداع گفت، و در [[کاظمین]] در حریم پاک [[امام کاظم]] و [[امام جواد]] علیهماالسلام به خاک سپرده شد.<ref> نقباءالبشر، ج ۴، ص ۱۴۱۷ـ۱۴۱۶.</ref>
 
 
سرانجام تیرگی بر دیدگان مصلح بزرگ جهان [[اسلام]] سایه افكند و آن دانشور فرزانه را در نابینایی فروبرد. البته از دست دادن بینایی هرگز وی را از تحقیق و نگارش بازنداشت. هر روز كتاب های مورد نیاز را برایش می‎ خواندند و آن بزرگمرد به عادت معمول مقاله یا كتاب می‎ نوشت.<ref> ریحانه الادب، علی مدرس تبریزی، ج 6، ص 351.</ref> او همواره می‎ گفت: پروردگار لطف كرده هر روز می‎ توانم به اعانت دست چهل صفحه بنویسم.<ref> اسلام و هیئت، ص 61.</ref>
 
 
 
==وفات ==
 
 
 
مرحوم سید هبه‌الدین شهرستانی، سرانجام در 26 [[شوال]] 1386 قمری دار فانی را وداع گفت، و در کاظمین در حریم پاك [[امام كاظم]] علیه السلام به خاك سپرده شد.<ref> نقباءالبشر، ج ص 1417ـ1416.</ref>  
 
  
 
==منابع==
 
==منابع==
  
*جمعي از پژوهشگران حوزه علميه قم، [[گلشن ابرار (کتاب)|گلشن ابرار]]، جلد صفحه 693.
+
*[[گلشن ابرار (کتاب)|گلشن ابرار]]، جمعی از پژوهشگران حوزه علمیه قم، جلد ۲، صفحه ۶۹۳.
*سید هبة الدین شهرستانی، [http://www.tahoorkotob.com/page.php?pid=7298 کتابخانه طهور دانش]، بازیابی: 7 اسفند 1392.
+
*"سید هبةالدین شهرستانی"، [http://www.tahoorkotob.com/page.php?pid=7298 کتابخانه طهور دانش]، بازیابی: ۷ اسفند ۱۳۹۲.
  
 
==پانویس==
 
==پانویس==
 
<references />
 
<references />
  
[[رده:علمای قرن چهاردهم]]
+
==آرشیو عکس و تصویر==
 +
<gallery mode="packed" heights="170">
 +
پرونده:هبت (7).jpg|سید محمدعلی (هبه الدین) حسینی شهرستانی در نوجوانی
 +
پرونده:سیدشهرستانی (1).jpg|[[سید هبة الدین شهرستانی|سید محمدعلی (هبه الدین) حسینی شهرستانی]] (نشسته روی زمین، سمت راست) و [[سید محمدحسین شهرستانی|سید محمدحسین حسینی مرعشی شهرستانی]] در بین سادات شهرستانی
 +
پرونده:هبت (6).jpg|سید محمدعلی (هبه الدین) حسینی شهرستانی در جوانی
 +
پرونده:هبت (5).jpg|سید محمدعلی (هبه الدین) حسینی شهرستانی در بین دانش آموختگان
 +
پرونده:سیدابوالقاسم (8).jpg|alt=علمای نجف در کاظمین - برای رویارویی با ارتش انگلیس در سال 1333 قمری|ردیف جلو از راست:[[سید هبة الدین شهرستانی|سید محمدعلی (هبه الدین) حسینی شهرستانی]]، جواد شبیبی، محمدجواد صاحب جواهر، سید محمد طباطبایی یزدی، ناشناس، سید مصطفی حسینی کاشانی، [[شیخ الشریعه اصفهانی|فتح‌الله غروی اصفهانی]] معروف به شیخ الشریعه اصفهانی، سید علی رضوی تبریزی نجفی ملقب به سید علی داماد، سید ناشناس، عبدالکریم جزایری، عبداللطیف جزایری و ناشناس -  ردیف عقب از راست: محمدجواد جزایری، سید جعفر بحرالعلوم، ناشناس، [[سید ابوالقاسم کاشانی|سید ابوالقاسم حسینی کاشانی]]، سید محمدعلی بحرالعلوم و ناشناسان
 +
پرونده:هبت (1).jpg|سید محمدعلی (هبه الدین) حسینی شهرستانی
 +
پرونده:شهرستانی00.jpg|alt=سید احمد شهرستانی در جوانی|ردیف وسط از راست: سید آقا نجفی حسینی شهرستانی، سید احمد حسینی شهرستانی، سید ابراهیم حسینی شهرستانی، [[سید هبة الدین شهرستانی|سید محمدعلی (هبه الدین) حسینی شهرستانی]]، سید زین العابدین حسینی شهرستانی، سید صالح حسینی شهرستانی، سید محمدعلی حسینی شهرستانی و ناشناس
 +
پرونده:روضاتی2.jpg|از راست: سید محمدتقی حسینی شهرستانی، [[سید هبة الدین شهرستانی|سید محمدعلی (هبه الدین) حسینی شهرستانی]] و [[سید محمدعلی روضاتی|سید محمدعلی روضاتیان]]
 +
پرونده:طالقانی1 (4).jpg|1. سید محمد موسوی بهبهانی، 2. [[سید هبة الدین شهرستانی|سید محمدعلی (هبه الدین) حسینی شهرستانی]]، 3. [[سید ابوالقاسم کاشانی|سید ابوالقاسم حسینی کاشانی]]، 4. خلیل کمره ای و [[سید محمود طالقانی|سید محمود علایی طالقانی]]
 +
پرونده:هبت (3).jpg|از راست: [[سید هبة الدین شهرستانی|سید محمدعلی (هبه الدین) حسینی شهرستانی]]، [[آقابزرگ طهرانی|محمدمحسن منزوی تهرانی]] (آقابزرگ تهرانی) و سید محمدحسن طالقانی
 +
پرونده:هبت (4).jpg|قبر سید محمدعلی (هبه الدین) حسینی شهرستانی
 +
</gallery>
 +
[[رده:علمای قرن چهاردهم|شهرستانی،سید هبة الله]]
 +
[[رده:علماء شیعه]]
 +
[[رده:متکلمان]]
 +
[[رده:مفسرین قرآن]]
 +
[[رده:فقیهان]]
 
[[رده:مجتهدین]]
 
[[رده:مجتهدین]]
[[رده:مراجع تقلید]]
+
[[رده:مدفونین در کاظمین]]
[[رده:فقیهان]]
 
[[رده:مفسرین قرآن]]
 

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۰ ژوئیهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۶:۱۷

«آیت‌الله سید محمدعلی شهرستانی» معروف به «هِبةالدین» (۱۳۰۱-۱۳۸۶ ق)، فقیه اصولی، مفسر و متکلم بزرگ شیعه در قرن ۱۴ قمری و از شاگردان آخوند خراسانی بود. این عالم مجاهد، یکی از وحدت گرایان جهان اسلام بود و بیداری و اتحاد مسلمانان را دنبال می‌کرد. تأسیس مدرسه «اسلام» در بحرین، انتشار مجله «العلم» در نجف و تأسیس کتابخانه «مکتبة الجوادین العامه» در کاظمین، از جمله خدمات اجتماعی اوست. از آیت‌الله شهرستانی بیش از ۱۰۰ کتاب و رساله در علوم مختلف اسلامی به یادگار مانده است.

۲۳۰px
نام کامل سید محمدعلی حسینی شهرستانی
زادروز ۱۳۰۱ قمری
زادگاه سامرا
وفات ۱۳۸۶ قمری
مدفن کاظمین

Line.png

اساتید

آخوند خراسانی، سید محمدکاظم یزدی، شیخ الشریعه اصفهانی،...


آثار

المحیط فی تفسیر القرآن، الامامة و الأمة، نظم العقاید، حکمة الاحکام، سیرة خیر البشر، نهضة الحسین (ع)، الشیعه و الناصبیه، الهیئة و الاسلام، الشریعه و الطبیعه،...

ولادت و خاندان

سید محمدعلی هبة الدین شهرستانی در ۲۴ رجب ۱۳۰۱ هـ.ق، در سامرا به دنیا آمد. نسب هبة الدین به سی واسطه به زید بن علی بن الحسین علیه السلام می رسد. پدرش سید حسین حائری کاظمی، دانشمندی پارسا و عابد بود و بیشتر وقتش را به تحقیق در مسائل معنوی می گذراند و کتب «الفتوحات الغیبه فی الختوم والاحراز والادعیه و دموع السمعه فی ادعیه الجمعه» از اوست. مادرش نیز زنی عالمه و فاضله که در ریاضیات، تاریخ، ادبیات و شعر، سرآمد زنان آن زمان بود.

تحصیلات و استادان

آموزش رسمی هبةالدین شهرستانی از ده سالگی آغاز شد. او در مدتی کوتاه، صرف، نحو، معانی، بیان، بدیع، حدیث، درایه، رجال، فقه و اصول، تاریخ، هیئت، حساب و هندسه را در کربلا به پایان رساند.

اندکی پس از وفات پدرش در ۱۳۱۹ ق، دانشمند برجسته، سید مرتضی کشمیری، از سید محمدعلی خواست برای ادامه تحصیل رهسپار حریم امیرمؤمنان امام علی علیه السلام در نجف شود.

سید هبةالدین در نجف از فقیهان نامور شیعه مانند: شیخ محمدکاظم خراسانی، سید محمدکاظم یزدی و شریعت اصفهانی فیض برد[۱] و به اجتهاد رسید.

آثار و تألیفات

در پیرامون نهج البلاغه؛ یکی از آثار آیت‌الله شهرستانی

از آیت الله سید هبةالدین شهرستانی بیش از ۱۰۹ کتاب و رساله به یادگار مانده است، از جمله:

  1. المحیط فی تفسیر القرآن،
  2. الانتقاد حول تصحیح الاعتقاد،
  3. الامامة و الأمة،
  4. نظم العقاید،
  5. الجبر و الاختیار،
  6. حکمة الاحکام،
  7. در پیرامون نهج البلاغه
  8. وقایة المحصول فی شرح کفایة الاصول،
  9. سیرة خیر البشر،
  10. نهضة الحسین (علیه‌السلام)،
  11. الهیئة و الاسلام، که با عنوان «اسلام و هیئت» توسط سید هادی خسروشاهی ترجمه شده است.
    اسلام و هیئت؛ از آثار آیت‌الله شهرستانی
  12. الزواج الموقت،
  13. ثقاة الروات،
  14. نتیجة المنطق،
  15. توحید اهل التوحید،
  16. الشیعه و الناصبیه،
  17. فیض الباری یا اصلاح منظومه سبزواری،
  18. الشریعه والطبیعه،
  19. الدلائل والمسائل،
  20. نور الناظر فی علم الرؤیا والمناظر.

فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی

سید هبةالدین شهرستانی که بیش از هر چیز به بیداری مسلمانان می ‎اندیشید، با شیخ محمد عبده، مفتی مصر، سید محمدرضا دانشور شهره جهان اسلام و صاحب مجله «النهار» و گردانندگان مجلات «المقتطف» و «الهلال» ارتباط برقرار ساخته،[۲] میان مراکز فرهنگی شیعه و سنی در عراق، مصر و سوریه پیوندی ناگسستنی پدید آورد و با انتشار مقاله‎ ها، شعرها و گزارش های روشنگر در مجلات جهان عرب، هدف بلند بیداری و اتحاد مسلمانان را دنبال کرد. در این روزگار، فریاد مشروطه خواهی در ایران بالا گرفت. سید هبةالدین به حمایت از این جنبش برخاسته، با شرکت در محافل آزادی خواهان، آنها را در گزینش شیوه‎ های درست مبارزه یاری داد.[۳]

در ۱۳۲۸ ق. تلاش های خستگی ناپذیر این دانشور مصلح جهان اسلام به بار نشست و نخستین شماره ماهنامه دینی، فلسفی و علمی «العلم» انتشار یافت.[۴] این ماهنامه دو سال منتشر شد[۵] ولی خبر پیوستن گروهی از مسلمانان بحرین به آیین ترسایان، سید هبةالدین را اندوهگین ساخته، سمت بحرین روانه کرد.[۶]

سید هبةالدین شهرستانی با افتتاح دو مدرسه اسلامی به نامها «اصلاح» و «اسلام»، یک ساختمان ویژه برای ارشاد ناآگاهان و سخنرانی ها و نشست های علمی فراوان سرانجام جمع ترسایان بحرین را پراکنده ساخته، مؤمنان آن سامان را قدرتی تازه بخشید.[۷]

آن گاه راه هندوستان پیش گرفت تا پس از گفتگوهای سازنده با دین باوران هند و تشکیل انجمن های مذهبی، رهسپار ژاپن شود؛ ولی دیدار با سید جلال الدین مؤید الاسلام حسین کاشانی، نویسنده روزنامه حبل المتین، در کلکته مسیرش را دگرگون ساخت.[۸]

مؤید الاسلام در آن سال های بحرانی، که شمارش معکوس جنگ نخست جهانی آغاز شده بود، سفر به ژاپن را سودمند نمی‎ دانست. بنابراین هبة الدین راه یمن پیش گرفته، از آن جا به حجاز شتافت و سرانجام پس از اصلاحات در آن سرزمین ها به نجف بازگشت.[۹] او بر آن بود در هر شهر و دیار انجمن مذهبی سازمان داده، آن ها را با انجمن مرکزیِ نجف به یکدیگر پیوند دهد تا به هنگام نیاز نیروهای پاکدل شتابان وارد عمل شده از مرزهای اعتقادی دین پاسداری کنند. ولی دریغ که آتش نبرد جهانی همه کِشته ‎هایش را خاکستر ساخت.[۱۰]

در سال ۱۳۳۹ ق. ملک فیصل که برای به دست آوردن اعتماد مردم عراق چاره ‎ای جز گماردن برخی از خوشنامان در دستگاه اداره کشور نمی ‎دید، پست وزارت معارف را به سید هبةالدین پیشنهاد کرد. هر چند سید هبةالدین پذیرش این پیشنهاد را نمی‎ پسندید و آن را فرصتی برای بهره ‎گیری از نام نیک مبارزان راه آزادی می ‎دانست، ولی پافشاری فراوان آشنایان در استفاده از فرصتی که شاید دیگر هیچ تکرار نمی ‎شد، وی را به پذیرش واداشت.[۱۱] او در این مقام، نخست مستشاران بریتانیایی و استادان خارجی را از کار برکنار کرد، مدرسه‎ های ابتدایی و متوسطه بنیاد نهاد، عشایر را از مدارس سیار برخوردار ساخت، مدرسه صنایع بغداد را از انگلیسیان باز پس گرفت و برای نخستین بار در تاریخ آموزش و پرورش نوین کشورهای اسلامی مسأله تربیت دینی دانش آموزان و استادان را مورد تأکید قرار داد.[۱۲]

پیروزی های شهرستانی در اصلاح نظام آموزشی عراق استعمارگران را در نگرانی فرو برد. بنابراین چنان عرصه را بر وی تنگ ساختند که ناگزیر در بیستم ذی الحجه ۱۳۴۰ ق. استعفا داد.[۱۳] مدتی بعد دیوان عالی تمییز احکام بر اساس مذهب جعفری شکل گرفت و مسئولیت آن به سید هبةالدین سپرده شد. هر چند او پس از تجربه وزارت معارف، شرکت در کارهای اجرایی را شایسته نمی‎ دانست، ولی دیگر بار به اصرار برخی از فقیهان شیعه مسئولیت پذیرفت.[۱۴]

تلاش در سازماندهیِ دادگاه های شرعی و پیوند آن ها با دیوان عالی، گزینش داوران شایسته، تبیین احکام و تنظیم قوانین لازم در شیوه دادرسی، بخشی از اقدامات او در این مقام بشمار می‎ رود.[۱۵]

سید هبةالدین در سال ۱۳۵۳ ق. برای شرکت در انتخابات مجلس شورای ملی از دیوان عالی تمییز احکام جعفری کناره گرفت و به عنوان نماینده استان بغداد رهسپار مجلس شد. مجلسی که بیش از چند ماه دوام نیاورد و سرانجام در ذی الحجه همان سال منحل شد.[۱۶]

انحلال مجلس برای سید هبةالدین فرصتی طلایی بود. او هر چند از درد چشم و کاهش شدید بینایی رنج می ‎برد، ولی می‎ توانست دیگر بار به پژوهش های ژرف خویش پردازد. بنابراین در صحن شریف امام کاظم علیه السلام کتابخانه ‎ای با عنوان «مکتبه الجوادین العامه» بنیاد نهاد، و جایگاهی برای پذیرش میهمانان در آن پدید آورد تا ضمن دیدار با مردم و اندیشمندان، آن ها را با دردهای جامعه آشنا سازد.[۱۷]

سرانجام تیرگی بر دیدگان سید هبةالدین شهرستانی سایه افکند و آن دانشور و مصلح بزرگ را در نابینایی فروبرد. البته از دست دادن بینایی هرگز وی را از تحقیق و نگارش بازنداشت. هر روز کتاب های مورد نیاز را برایش می‎ خواندند و آن بزرگمرد به عادت معمول، مقاله یا کتاب می‎ نوشت.[۱۸] او همواره می‎ گفت: پروردگار لطف کرده هر روز می‎ توانم به اعانت دست چهل صفحه بنویسم.[۱۹]

وفات

مرحوم سید هبةالدین شهرستانی، سرانجام در ۲۶ شوال ۱۳۸۶ قمری دار فانی را وداع گفت، و در کاظمین در حریم پاک امام کاظم و امام جواد علیهماالسلام به خاک سپرده شد.[۲۰]

منابع

پانویس

  1. اسلام و هیئت، ص ۵۵.
  2. هبه‌الدین شهرستانی، ص ۱۱ـ۱۰.
  3. ثوره النجف علی الانگلیز، حسن الاسدی، ص ۶۲.
  4. هبه‌الدین شهرستانی، ص ۱۱.
  5. هبه‌الدین شهرستانی، ص ۱۱.
  6. هبه‌الدین شهرستانی، ص ۱۱.
  7. هبه‌الدین شهرستانی، ص ۱۱.
  8. هبه‌الدین شهرستانی، ص ۱۱.
  9. هبه‌الدین شهرستانی، ص ۲۲.
  10. اسلام و هیئت، ص ۵۵.
  11. هبه‌الدین شهرستانی، ص ۱۴.
  12. اسلام و هیئت، ص ۶۰ـ۵۹.
  13. هبه‌الدین شهرستانی، ص ۲۰ـ۱۹.
  14. اسلام و هیئت، ص ۵۸.
  15. اسلام و هیئت، ص ۵۸.
  16. اسلام و هیئت، ص ۶۱ـ۶۰.
  17. نقباءالبشر فی القرن الرابع عشر، ج ۴، ص ۱۴۱۶.
  18. ریحانه الادب، علی مدرس تبریزی، ج ۶، ص ۳۵۱.
  19. اسلام و هیئت، ص ۶۱.
  20. نقباءالبشر، ج ۴، ص ۱۴۱۷ـ۱۴۱۶.

آرشیو عکس و تصویر

مسابقه از خطبه ۱۱۴ نهج البلاغه