|
|
| (۲۸ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشده) |
| سطر ۱: |
سطر ۱: |
| − | '''طلوع ''' | + | '''«آیتالله شیخ علی آلاسحاق»''' (۱۳۸۰-۱۳۱۸ ش) از علمای مجاهد و فقیهان معاصر [[شیعه]] و از شاگردان و ملازمان [[امام خمینی]] بود. وی در برخی دانشگاهها و مدارس علمیه کشور به تدریس دروس معارف و [[اخلاق]] اسلامی پرداخت و نیز آثار علمی متعددی در [[فقه]] و اخلاق و سیاست تألیف نمود. |
| | | | |
| − | وى در 25 تير سال 1318 ش. در خوئين، از توابع زنجان، خانواده مذهبى اش را با ميلاد خود پر از شور و شادى كرد. پدرش نام على را براى وى برگزيد.
| + | {{شناسنامه عالم |
| | + | ||نام کامل = على آل اسحاق |
| | + | ||تصویر=[[پرونده:Aleashaq.jpg |۲۲۰px|center]] |
| | + | ||زادروز = ۲۵ تیر ۱۳۱۸ شمسی |
| | + | |زادگاه = خوئین، زنجان |
| | + | |وفات = ۲۵ خرداد ۱۳۸۰ شمسی |
| | + | |مدفن = [[قم]]، گلزار على بن جعفر علیهالسلام |
| | + | |اساتید = [[جواد تبریزی|آقا جواد تبریزى]]، [[امام خمینی]]، [[آیت الله خویی]]، [[حسین وحید خراسانی|حسین وحید خراسانى]]، [[محمدباقر صدر]]،... |
| | + | |شاگردان = شیخ صلاح الدین،... |
| | + | |آثار = اسلام از دیدگاه دانشمندان جهان، اخلاق و رفتار یا اصول تزکیه و حکمت، اصول خودسازى یا اخلاق در مکتب وحى الهى، مسئولیت امت از دیدگاه امام، کنترل زبان،... |
| | + | }} |
| | | | |
| − | '''پدر و مادر'''
| + | ==ولادت== |
| | | | |
| − | پدر وى حاج شيخ عبدالكريم خوئينى، از عالمان بزرگ عصر خود بشمار مى رود. وى از شاگردان مرحوم آخوند خراسانى بود. روحيه مبارزاتى شديدى داشت و با عمال و وابستگان حكومت طاغوتى رضاخان، كه با منافع مردم در تضاد بود، به شدت مقابله مى كرد؛ به عنوان نمونه در مقابل دو خان، كه مى خواستند زمين هاى كشاورزى مردم را به تصرف خود درآورند، ايستادگى كرد و توانست آنان را از تصرف در اموال مردم بازدارد.
| + | علی آلاسحاق در ۲۵ تیر سال ۱۳۱۸ ش (۱۳۵۸ ق) در خوئین، از توابع زنجان در خانوادهای مذهبى به دنیا آمد. |
| | + | پدرش [[شیخ عبدالکریم خوئینى زنجانی|شیخ عبدالکریم خوئینى]]، از عالمان بزرگ عصر خود بشمار مى رود. وى از شاگردان مرحوم [[آخوند خراسانى]] بود. روحیه مبارزاتى شدیدى داشت و با عمال و وابستگان حکومت [[طاغوت]] رضاخان، که با منافع مردم در تضاد بود، به شدت مقابله مى کرد؛ به عنوان نمونه در مقابل دو خان، که مى خواستند زمین هاى کشاورزى مردم را به تصرف خود درآورند، ایستادگى کرد و توانست آنان را از تصرف در اموال مردم بازدارد. |
| | | | |
| − | وى در سال 1326 ش. از زنجان به [[قم]] مهاجرت كرد تا در آن شهر به تدريس علوم اسلامى و ساير فعاليت ها بپردازد؛ وى در آن سال، هشت بهار از عمرش گذشته بود. مادر على كه از سلاله پاك پيامبر بود، زنى صبور در مقابل مشكلات و دوستدار علم و فضيلت بود.
| + | ==تحصیل و استادان== |
| | + | علی آل اسحاق از هشت سالگى که با پدر به [[قم]] آمد، شروع به تحصیل نمود و مقدمات را در محضر آیت الله سید حسین بُدَلّا (رئیس ائمه جماعات) و استادان دیگر به پایان برد. |
| | | | |
| − | '''دوران كودكى '''
| + | ایشان پس از ۸ سال اقامت تحصیلی در قم، در شانزده سالگى در سال ۱۳۳۴ شمسی در حالى که دو سال از فوت پدرش مى گذشت، به [[عتبات عالیات|عتبات عالیات]] سفر نمود و به [[نجف اشرف]] رفت و در مدرسه آیت الله بروجردى اقامت مى گزیند. |
| | | | |
| − | برادر وى مى گويد: در نزديكى هاى خانه ما تعدادى بوقلمون آورده بودند. من و بچه هاى ديگر، از جمله على، به تماشاى آن ها رفتيم و نزديك غروب براى انجام فريضه مغرب به خانه برگشتيم. رسم خانه ما اين بود كه نمازها را در خانه به جماعت و با امامت پدر برگزار مى كرديم و تمامى افراد خانواده، چه مردان و چه زنان، در [[نماز جماعت]] شركت مى كردند.
| + | آقا شیخ على آل اسحاق در نجف اشرف در محضر شیخ صدراى بادکوبه اى «[[مکاسب]]» را فراگرفت و کتاب «رسائل» را، به همراه ۳ نفر دیگر به طور خصوصى در محضر آیت الله [[جواد تبریزی|آقا جواد تبریزى]]، آموخت. وى جلد اول «[[کفایة الاصول (کتاب)|کفایه]]» را نزد آیت الله حسین راستى کاشانى، آیت الله [[حسین وحید خراسانی|حسین وحید خراسانى]]، آیت الله شیخ على فلسفى و جلد دوم آن را نزد آیت الله شهید [[محمدباقر صدر]] به اتمام رساند. وى که به مقام علمى شهید صدر پى برده بود، در جلسات درس دیگر او، که کتاب هاى «فلسفتُنا»، «اقتصادُنا» و برخى مباحث دیگر را تعلیم مى داد، شرکت مى کند و همان دروس را در [[مسجد هندی]] نجف براى عموم محصلین تدریس مى نماید. |
| | | | |
| − | هنگامى كه پدر مى خواست اقامه [[نماز]] كند، على شروع به گريه كرد. وقتى پدر علت گريه اش را پرسيد، گفت: «من هم بوقلمون مى خواهم.» و به گريه خود ادامه مى دهد. پدر بدون عصبانيت و با آرامش كامل رو به فرزند مى كند و مى گويد: [[نماز مغرب]] را با خلوص نيت بخوان و هر حاجتى كه دارى از خدا بخواه؛ خداوند است كه حاجات را برآورده مى كند. على همين كار را انجام مى دهد. پس از تمام شدن نماز، در خانه به صدا درمى آيد. هنگامى كه من در را باز كردم، يكى از همشهريان را كه يك بوقلمون در دست داشت، ديدم. او به خانه وارد شد و على به خواسته خود رسيد.
| + | شیخ على آل اسحاق، «شرح تجرید» را در محضر آیت الله شهید [[شهید سید اسدالله مدنی|سید اسدالله مدنی]] و [[فلسفه]] را در محضر آیت الله [[شیخ عباس قوچانی]] و همچنین علم [[طب]] را از مرحوم سید حسین حکیم فراگرفت. به علاوه، دو سال در درس خارج [[فقه]] آیت الله [[سیدابوالقاسم خویی|سید ابوالقاسم خویى]] و [[سید محمود حسینی شاهرودی|سید محمود شاهرودى]] شرکت جست و سپس به مدت ۱۲ سال، دو دوره درس خارج فقه آیت الله میرزا محمدباقر زنجانى را گذراند. |
| | | | |
| − | از اين خاطره به خوبى مى توان فهميد كه محيط رشد على چگونه بوده است؛ او در خانواده اى پرورش مى يابد كه اهل خانه مقيد به [[نماز اول وقت]] بودند و تحت تربيت پدرى بودند كه نام و ياد خدا را گره گشاى مشكلات و برآوردن حاجات مى دانست و روشن است كه تنها از چنين خانواده هايى، مردانى شايسته و الگو چون آقا شيخ على آل اسحاق، برخواهند خاست. | + | پس از تشریف فرمایى [[امام خمینى]] به [[نجف]]، در درس خارج فقه ایشان و نیز در درس «ولایت فقیه» امام شرکت کرد و تا سال ۱۳۵۳ شمسی که حکومت بعث [[عراق]] امام را دستگیر کرد، در محضر ایشان بود. |
| | | | |
| − | '''تحصيل'''
| + | شیخ على آل اسحاق دروس حوزه را تا رسیدن به مرحله [[اجتهاد]] ادامه داد و به گفته خانواده ایشان، از دو عالم بزرگ: آیت الله [[سید محسن حکیم]] و [[آقا بزرگ تهرانى]]، اجازه اجتهاد گرفت. |
| | | | |
| − | على از همان هشت سالگى كه با پدر به قم آمد، شروع به تحصيل نمود و مقدمات را در محضر آيت الله سيد حسين بُدَلّا(رئيس ائمه جماعات) و استادان ديگر به پايان برد. وى در شانزده سالگى در سال 1334 ش. در حالى كه دو سال از فوت پدر مهربانش مى گذشت، تصميم گرفت به [[عراق]] برود و در آن جا به تحصيل ادامه دهد؛ اما تيرگى روابط دو كشور ايران و عراق، باعث شد كه اين سفر انجام نشود. به همين سبب به [[حضرت معصومه]] سلام الله علیها پناه برد و با توسل به آن حضرت، توانست مجوز اقامت در عراق را دريافت كند و به عتبات عاليات سفر نمايد. او به [[نجف]] اشرف مى رود و در مدرسه آيت الله بروجردى اقامت مى گزيند.
| + | ==تدریس و شاگردان== |
| | | | |
| − | '''استادان '''
| + | آیت الله آل اسحاق در [[عراق]] کلاس درسى دایر کرده بود و عده زیادى از طلاب اهل [[ترکیه]] در مجلس درس وى حضور مى یافتند که شیخ صلاح الدین (رهبر مبارز ترکیه اى) یکى از آنان است. وى پس از انقلاب در دانشگاه هاى مختلف از جمله: دانشگاه شهید بهشتى تهران، دانشگاه تبریز و دانشکده امام حسین علیه السلام به فعالیت پرداخت و به عنوان استاد دانشگاه، معارف [[دین اسلام]] را براى دانشجویان مطرح مى کرد. همچنین در مدارس علمیه از جمله: مدرسه امام خمینى، مدرسه حجتیه (براى طلاب خارجى)، مدرسه الهادى و مدرسه صدوقى (براى طلاب ایرانى) درس [[اخلاق]] و دروس دیگر مى گفت. |
| | | | |
| − | آقا شيخ على آل اسحاق در نجف اشرف در محضر شيخ صدراى بادكوبه اى «مكاسب» را فراگرفت و كتاب «رسائل» را، به همراه 3 نفر ديگر به طور خصوصى در محضر آيت الله آقا جواد تبريزى، آموخت. وى جلد اول «كفايه» را نزد آيت الله حسين راستى كاشانى، آيت الله حسين وحيد خراسانى، آيت الله حاج شيخ على فلسفى (كه اكنون در [[مشهد]] ساكن است) و جلد دوم آن را با پيشنهاد آيت الله محمدباقر حكيم نزد آيت الله شهيد محمدباقر صدر به اتمام رساند.
| + | [[فقه]] و [[اصول فقه|اصول]] را نیز در خانه اش تدریس مى نمود. همچنین براى پاسخ به شبهه هاى مطرح شده، کلاسى در [[مدرسه فیضیه]] تحت عنوان «[[احکام]] اجتماعى [[قرآن]] و تبیین مسائل روز» تشکیل داده بود. |
| | | | |
| − | وى كه به مقام علمى شهيد صدر پى برده بود، در جلسات درس ديگر او، كه كتاب هاى «فلسفتنا»، «اقتصادنا» و برخى مباحث ديگر را تعليم مى داد، شركت مى كند و همان دروس را در مسجد هندىِ نجف براى عموم محصلين تدريس مى نمايد. شيخ على، «شرح تجريد» رادر محضر آيت الله شهيد سيد اسدالله مدنى و «فلسفه» را در محضر آيت الله شيخ عباس قوچانى و همچنين علم طب را از مرحوم سيدحسين حكيم فراگرفت. به علاوه، دو سال در درس خارج فقه آيت الله سيد ابوالقاسم خوئى و سيد محمود شاهرودى شركت جست و سپس به مدت 12 سال، دو دوره درس خارج فقه آيت الله ميرزا محمدباقر زنجانى را گذراند.
| + | ==آثار و تألیفات== |
| | | | |
| − | پس از تشريف فرمايى [[امام خمينى]] به [[نجف]]، در درس خارج فقه ايشان و نيز در درس «ولايت فقيه» امام شركت كرد و تا سال 1353 ش. كه حكومت بعث [[عراق]] امام را دستگير كرد، در محضر ايشان بود. ايشان در محضر استادان به سه تن از آنان علاقه بيشترى داشت كه اين علاقه و ارادت يك طرفه نبود و از جانب اساتيد نيز علاقه خاصى به او ابراز مى شد. اين سه عبارتند از:
| + | یکى از ویژگى هاى آیت الله آل اسحاق تألیفات متنوع و مفید، با وجود فعالیت هاى فرهنگى و سیاسى است. تألیفات وى بدین قرار است: |
| | | | |
| − | * 1. شهيد آيت الله سيد اسدالله مدنى؛ شيخ على هنوز جوان كاملى نشده بود كه از محضر اين عالم بزرگ استفاده مى كرد. آيت الله مدنى نيز كه آمادگى شيخ على را حس كرده بود، به راهنمايى او پرداخت و روابط بسيار نزديكى بين آنان پديد آمد. | + | *۱. [[اسلام]] از دیدگاه دانشمندان جهان؛ |
| | | | |
| − | * 2. ميرزا محمدباقر زنجانى؛ علاقه شيخ على و استادش به حدى بود كه دخترش را به عقد شيخ على درآورد و اين ازدواج ميمون و مبارك باعث گسترش روابط علمى و عاطفى آن دو شد. شيخ على معتقد بود كه درس ايشان عميق و پرمحتوا بود و شاگردان نيز فرصت اشكال و بررسى مطالب را داشتند. | + | *۲. آشنایى با مکتب وحى ([[مسیحیت]])؛ |
| | + | [[پرونده:Khaterat.jpg|بندانگشتی|یکی از آثار استاد آل اسحاق]] |
| | | | |
| − | * 3. [[امام خمينى]]، به محض آن كه شيخ على چهره مبارك امام را ديد و به اهداف آن مرد بزرگ پى برد، سعى كرد هميشه در كنار ايشان باشد و در شكل گيرى نهضت عظيم او نقشى را ايفا كند. به گفته برادر شيخ على، وى از طرف امام به دريافت اجازه امور حسبيه مفتخر گرديد. | + | *۳. مسئولیت امت از دیدگاه امام؛ |
| | | | |
| − | '''اجازه اجتهاد'''
| + | *۴. جبهه یا دانشگاه خودسازى؛ |
| | | | |
| − | وى دروس حوزه را تا رسيدن به مرحله [[اجتهاد]] ادامه داد و به گفته خانواده ايشان، از دو عالم بزرگ: آيت الله سيد محسن حكيم و [[آقا بزرگ تهرانى]]، اجازه اجتهاد گرفت.
| + | *۵. کنترل زبان؛ |
| | | | |
| − | '''مرورى گذرا به زندگى دو استاد'''
| + | *۶. یاد خدا عامل انقلاب؛ |
| | | | |
| − | در اين جا مناسب است، جهت آشنايى بيشتر، به اختصار به زندگى دو استاد وى اشاره كنيم:
| + | *۷. اخلاق و رفتار یا اصول تزکیه و حکمت (دوره ویژه جهادسازندگى)؛ |
| | | | |
| − | 1. ميرزا محمدباقر زنجانى؛ وى در سال 1312 ق. در 22 ماه مبارك [[رمضان]] در زنجان متولد شد. وى در خانواده اى با[[تقوا]] و فضيلت رشد نمود و پس از خواندن مقدمات و سطوح حوزوى، در محضر مرحوم آقا شيخ زين العابدين و آيت الله حاج شيخ عبدالكريم خوئينى (آل اسحاق)، كه از مدرسين زنجان بود، به ادامه تحصيل پرداخت. در سال 1338 ق. به [[نجف]] مهاجرت كرد و از درس حاج ميرزا حسين نايينى و اساتيد ديگر بهره برد و خودش نيز كلاس درس باشكوهى ترتيب داد و بيش از 40 سال در حوزه نجف تدريس نمود و صدها مجتهد و فاضل و نويسنده را تربيت كرد. وى در سال 1394 ق. در سن 82 سالگى، در نجف اشرف به رحمت ايزدى پيوست.
| + | *۸. اصول خودسازى یا اخلاق در مکتب وحى الهى (که جهت تدریس در دانشگاه شهید بهشتى نگاشته شده بود)؛ |
| | | | |
| − | بعضى از آثار قلمى وى به شرح ذيل است:
| + | *۹. زمینه اسلام شناسى، ایدئولوژى در سنگر بسیج عشایر دزفول. |
| | | | |
| − | * 1. تقريرات مرحوم نايينى در اصول فقه؛
| + | وى آثار دیگرى نیز دارد که تاکنون به چاپ نرسیده است؛ از جمله: |
| | | | |
| − | * 2. تنقيح القواعد، درباره علم اصول؛ | + | *۱. قرائت [[امام خمینى]] از ولایت مطلقه فقیه یا حکومت جهانى فرامین الهى؛ |
| | | | |
| − | * 3. حاشيه بر مكاسب؛ | + | *۲. تقریرات [[اصول فقه]] مرحوم آیت الله محمدباقر زنجانى؛ |
| | | | |
| − | * 4. حاشيه بر رسائل؛ | + | *۳. النکاح على المذاهب الخمسه (عربى)؛ |
| | | | |
| − | * 5. رساله اى در حج و... وى از خود 6 فرزند (سه دختر و سه پسر) به جاى گذاشت.(1) | + | *۴. الفقه الاسلامى (الحلقة الاولى، عربى)؛ |
| | | | |
| − | 2. آقا شيخ عباس قوچانى؛ وى از دانشمندان خراسان و قوچان بود. در قوچان متولد شد. مقدمات و مقدارى از سطح حوزه را در قوچان و [[مشهد]] خواند. آن گاه به نجف اشرف مهاجرت كرد و از محضر عالمان بزرگ همچون: مرحوم آيت الله سيد محمود شاهرودى، ميرزا عبدالهادى شيرازى و آيت الله سيد ابوالقاسم خويى بهره برد. وى درس اخلاق و عرفان را از محضر جمال السالكين، عالم عارف، حاج ميرزا على آقاى قاضى، فراگرفت و به مراحل بالاى عرفان رسيد.(2)
| + | *۵. آخرین نظریات علماى اصول در محور [[کفایة الاصول]] از مرحوم [[آخوند خراسانی|آخوند]] تا [[امام خمینی|امام]]؛ |
| | | | |
| − | '''يار امام '''
| + | *۶. مبانى فکرى امام امت یا اصول سیاسى، اجتماعى اسلام؛ |
| | | | |
| − | وى در زمان مرجعيت آيت الله حكيم، نماينده ايشان در استان موصل عراق در شهرهاى سنجار و طلعفر بود و به مدت 11 سال در فصل تابستان، دهه [[محرم]]، دهه [[صفر]] و ماه [[رمضان]] به آن جا مى رفت. از آن جا كه مردم آن مناطق كرد بودند، او قبل از اعزام در طى سه ماه زبان كردى را فرامى گيرد. شيخ على، در ايام تبليغ، در جلسات مناظره و مباحثه با [[اهل سنت]] آن ناحيه شركت مى جست. اين تلاش ها، باعث گرايش و جذب عده زيادى به مذهب تشيع گرديد؛ به طورى كه توانست مسجد و مدرسه علميه بسازد.
| + | *۷. بهترین راهنماى [[حج]] (مطابق با فتاواى امام خمینى)؛ |
| | | | |
| − | پس از رحلت آيت الله حكيم وى نمايندگى امام راحل در همان منطقه را بر عهده گرفت. او در بخشى از خاطراتش ارتباط نزديك با امام را اين چنين بيان مى دارد: «آن روزها در حوزه علميه [[نجف]] اشرف من موقعيت خوبى داشتم؛ داماد مرحوم آيت الله العظمى آقا ميرزا باقر زنجانى بودم و نمايندگى از طرف مرحوم آيت الله العظمى حكيم در شهر سنجار استان موصل عراق را داشتم.
| + | *۸. معالم دین، یا تنظیم مضامین عالى [[دعای ندبه]]. |
| | | | |
| − | و امام راحل با مرحوم پدرم حضرت آيت الله آقاى شيخ عبدالكريم خويينى آشنايى كامل و علاقه داشتند و آن روز دل و جرأت مى خواست كه كسى به امام اظهار محبت كرده، در كنارش قرار گيرد. من با تمام ناملايماتى كه برايم فراهم شده بود، شب و روز در كنار آن رادمرد الهى قرار گرفته، با تمام نيرو آنچه در توان داشتم، در خدمت ايشان بودم. در تمام جلسات عمومى و از اولين روز شروع درس [[فقه]] و [[نماز جماعت]] ها و گاه در جلسات خصوصى شركت مى كردم. | + | ==فعالیتهای اجتماعی و سیاسی== |
| | | | |
| − | مدتى مسئوليت پرداخت شهريه را بر عهده گرفته و مدتى در جلسه استفتائات به دستور ايشان شركت مى كردم و شبانه روز حداقل پنج بار به خدمتشان مى رسيدم. خلاصه اخبار راديوهاى عربى و خارجى را در مسير راه بيان مى كردم. لذت بخش ترين خاطره يك شب زمستانى بود كه امام مرا جهت تجديد كتابت صورت نمايندگى نمايندگان خود در سطح جهان خواسته بودند. آن شب تا اذان صبح مشغول نوشتن شده و از اين كه امام چنين اعتمادى را به من نموده و از ميان دوستان مرا انتخاب فرموده، بيش از حد خوشحال و خرسند بودم».
| + | آیت الله آل اسحاق در زمان [[مرجعیت]] آیت الله [[سید محسن حکیم]]، نماینده ایشان در استان موصل [[عراق]] در شهرهاى سنجار و طلعفر بود و به مدت ۱۱ سال در فصل تابستان، دهه [[ماه محرم]]، دهه [[ماه صفر]] و [[ماه رمضان]] به آنجا مى رفت. از آن رو که مردم آن مناطق کرد بودند، او قبل از اعزام در طى سه ماه، زبان کردى را فرامى گیرد. شیخ على، در ایام تبلیغ، در جلسات مناظره و مباحثه با [[اهل سنت]] آن ناحیه شرکت مى جست. این تلاش ها، باعث گرایش و جذب عده زیادى به مذهب [[تشیع]] گردید؛ به طورى که توانست [[مسجد]] و مدرسه علمیه بسازد. |
| | | | |
| − | وى درباره حساسيت امام به [[بيت المال]] چنين مى گويد: «در [[نجف]]، روزى به منزل امام رفتم. برخلاف هميشه درب خانه امام بسته بود و صداى فرياد امام به گوش مى رسيد. درب خانه را زدم، خادم درب را باز كرد و گفت: امام بسيار ناراحتند. وقتى وارد شدم، فهميدم ناراحتى امام به خاطر آن است كه آقا سيد مصطفى 250 درهم (يك چهارم دينار) به گوجه فرنگى نوبر داده است و امام مى فرمود: چرا هنوز كه گوجه ارزان نشده، آن مقدار پول را از سهم امام به گوجه داده است؟ سپس به او فرمود: همين الآن برو گوجه ها را پس بده». | + | پس از رحلت آیت الله حکیم، وى نمایندگى [[امام خمینی]] در همان منطقه را بر عهده گرفت. |
| | | | |
| − | '''فعاليت هاى فرهنگى و مبارزاتى '''
| + | برخی از فعالیت هاى فرهنگى و مبارزاتى او نیز عبارتند از: |
| | | | |
| − | آقا شيخ على آل اسحاق نيز مانند بسيارى از روحانيون ديگر كه مردم را به انقلاب فرامى خواندند، هميشه در سفرهاى تبليغى خود، ضمن تبيين اهداف نظام اسلامى، مردم را با انقلاب و امام آشنا مى كرد. در همين راستا وقتى در شهر خرم آباد در مسجد علوى سخنرانى نمود و مواضع انقلاب را بيان كرد، دستگير شد.(3)
| + | *سخنرانی در [[مسجد]] علوى شهر خرم آباد و دستگیری بعد از آن |
| | + | *تبلیغ در شهر سنجان، واقع در استان مرکزى در اوایل انقلاب و اشتغال سمت مسئول کمیته انقلاب اسلامى منطقه مذکور |
| | + | *فعالیت هاى فرهنگى و مذهبى در یافت آباد تهران در سال ۱۳۵۶ شمسی |
| | + | *تشکیل بسیج مردمى و ایجاد وحدت میان [[شیعه]] و [[سنی]] در استان سیستان و بلوچستان |
| | + | *تشکیل جلسات پاسخویی به شبهات در سپاه پاسداران، جهاد سازندگى، اداره بهدارى و بهزیستى در شهرهاى مختلف |
| | + | *دو سفر تبلیغى به خارج از کشور ([[آذربایجان]] و [[لبنان]]) |
| | + | *وی همچنین بنا بر احساس وظیفه در برابر اقشار کم درآمد و طلاب، اقدام به فعالیت هاى اقتصادى کرد. یکى از آن فعالیت ها، گرفتن امتیاز صادرات و واردات از طریق مرز آذربایجان بود. وى درآمد حاصله را در امور فرهنگى و حمایت از طلاب و دیگر موارد لازم صرف نمود. همچنین به منظور خدمت به طلاب، یکى از مؤسسین تعاونى طلاب نیز بود. |
| | + | *آیت الله آل اسحاق بارها در جبهه هاى حق علیه باطل شرکت جست و دوشادوش رزمندگان اسلام اسلحه به دست گرفت. وى در تشکیل بسیج عشایر و سازماندهى نیروهاى مقاوم بومى در منطقه جنوب نیز نقش خود را به خوبى ایفا نمود و اگرچه به سبب کسالت جسمانى نتوانست به طور دائم تا پایان جنگ در جبهه ها حضور یابد، اما در این راه مقدس فرزند رشیدش (محمدجواد آل اسحاق) و داماد و برادرزاده خود (مهندس ابوالحسن آل اسحاق) را تقدیم اسلام کرد. |
| | | | |
| − | در اوايل سال 1356 ش. به مدت 3 ماه در، يافت آباد تهران به تبليغ و فعاليت هاى فرهنگى و مذهبى پرداخت. همچنين، صندوق قرض الحسنه اى تأسيس كرد تا سهمى در رفع مشكلات مادى مردم آن جا داشته باشد.
| + | ==وفات== |
| | | | |
| − | همزمان با پيروزى انقلاب در شهر سنجان، واقع در استان مركزى مشغول تبليغ شد. پس از پيروزى انقلاب بر اساسِ احساسِ وظيفه و با تجربه اى كه در مناطق سنى نشين داشت، به استان سيستان و بلوچستان سفر كرد و با تشكيل بسيج مردمى و ايجاد وحدت ميان شيعه و سنى، توانست توطئه هاى ضدانقلاب را در آن سامان خنثى كند. نتيجه فعاليت هاى وى، تصرف صدا و سيماى آن ناحيه به دست نيروهاى انقلاب بود و از آن طريق خبر پيروزى انقلاب شكوهمند اسلامى با شور و شعف خاصى به گوش هموطنان رسيد. پس از آرام شدن اوضاع، به استان مركزى بازگشت و در سمت مسئول كميته انقلاب اسلامى همان منطقه به فعاليت خود ادامه داد.
| + | مرحوم آیت الله علی آل اسحاق، سرانجام در روز جمعه ۲۵ خرداد سال ۱۳۸۰ ش. (۱۴۲۲ ق) دار فانى را وداع گفت و پیکرش با شرکت گسترده مردم [[قم]] از مسجد [[امام حسن عسکری]] علیه السلام تا [[حرم حضرت معصومه علیها السلام]]، [[تشییع]] و سپس در گلزار [[امامزاده علی بن جعفر قم|امامزاده علی بن جعفر]]، در قطعه مخصوص پدر شهیدان به خاک سپرده شد. |
| | | | |
| − | آشوب هاى كردستان موجب شد كه شيخ على چندين بار براى ايجاد آرامش در آن منطقه، با نيروهاى تحت فرمان خود به آن جا برود. پس از آن به تهران دعوت شد و مسئوليت بخش فرهنگى كل كميته هاى انقلاب اسلامى را بر عهده گرفت. با پيروزى انقلاب اسلامى، عده زيادى به دنبال فرصت بودند تا اين انقلاب نوپا را تضعيف كنند و آن گونه كه مى خواهند، انقلاب را تغيير دهند. آنان براى رسيدن به همين هدف، جوانان پاكدل و ساده را فريفته، با شعارها و افكار انحرافى، آنان را گمراه مى ساختند.
| + | ==منابع== |
| | + | *[[ستارگان حرم]]، جلد ۱۲، زندگینامه علی آلاسحاق، از مهدى احمدى. |
| | | | |
| − | شيخ على آل اسحاق كه اين خطر را به خوبى حس كرده بود، به مقابله با اين جريان برخاست و با پاسخ به [[شبهات]] و جذب جوانان نقشه هاى آنان را خنثى مى ساخت. وى بعدها نيز در ارگان هاى مختلف، از جمله: سپاه پاسداران، جهاد سازندگى، اداره بهدارى و بهزيستى در شهرهاى مختلف كلاس هايى را تشكيل داد. گذشته از اين ها، شيخ على دو سفر تبليغى نيز به خارج از كشور داشت؛ يك بار به آذربايجان سفر كرد و بار ديگر به لبنان رفت. همچنين مدت 10 تا 11 سال از طرف آيت الله گلپايگانى امام جماعت مسجد اباذر واقع در منطقه زاويه قم بود. او رابطه بسيار صميمى با جوانان مخصوصاً طلاب جوان داشت؛ به طورى كه حتى در اردوهاى زيارتى نيز همراه آنان بود.
| + | ==آرشیو عکس و تصویر== |
| | + | <gallery mode="packed" heights="170"> |
| | + | پرونده:آل (1).jpg|alt=آیت الله آل اسحاق در کنار پسر شهیدش|علی آل اسحاق و شهید محمدجواد آل اسحاق |
| | + | پرونده:علی آل.jpg|علی آل اسحاق در بین رزمندگان اسلام |
| | + | پرونده:آل (2).jpg|علی آل اسحاق |
| | + | </gallery> |
| | | | |
| − | '''دغدغه ها'''
| + | [[رده:علمای معاصر|آل اسحاق،علی]][[رده:علماء شیعه]][[رده:مدرسین دانشگاه]] |
| | + | [[رده:مدفونین گلزار شهدای قم (مزار على بن جعفر علیه السلام)]] |
| | | | |
| − | از فعاليت هاى شيخ على آل اسحاق به خوبى آشكار است كه وى به امور فكرى، فرهنگى و دينى مردم بسيار حساس بوده است. در نامه زير كه وى خطاب به علما نوشته است، پى به دغدغه هاى ايشان مى بريم.
| + | <references /> |
| − | | |
| − | «بسم الله الرحمن الرحيم». الحمدلله رب العالمين و صلى الله على نبيه محمد و آله الطاهرين، با تقديم سلام به حضور اساتيد عظام حوزه علميه و يكايك طلاب محترم علوم دينى ايدهم الله تعالى. در آستانه حركت به جبهه حق عليه باطل، موضوعى را كه در نظرم از هر مسئله اى و از هر تكليفى واجب تر مى رسد، به عنوان توصيه يك فرد مسلمان عرضه مى دارم: علما و بزرگان! پس از پيروزى انقلاب اسلامى كه در اثر تلاش هاى پى گير [[پيامبر اسلام]] و ائمه هُدى و علماى مبارز دينى و شهادت [[سيدالشهداء]] علیه السلام و رهبرى پيامبرگونه امام امت نايب [[امام مهدی]] علیه السلام در ايران به ثمر رسيد، بينش و شناخت انسان ها پا به پاى ديگر پيشرفت ها اوج گرفته و تغيير كلى نموده است...
| |
| − | | |
| − | آنچه به ذهن حقير مى رسد و تنها غم حيات من به خاطر عقيم ماندن آن است، مسائل ذيل است:
| |
| − | | |
| − | 1. طرح كلى در مورد تقسيم بندى معارف كل [[دين]] و كار دسته جمعى اساتيد روى اين مسأله، يعنى تنظيم محتواى مكتب [[وحى]]، همان مسئله اى كه [[شهيد مطهرى]] در كتاب آشنايى با علوم اسلامى (فقه) از آن تأسف خورده و به بزرگان فقها ايراد مى گيرد كه چرا با آن همه دقت كارى در لغت و غيره، به دسته بندى مسائل اسلامى نپرداخته اند.
| |
| − | | |
| − | به نظر قاصر حقير اگر روزى روى اين موضوع دقت شود، همه مسائل دينى جا به جا شده و خصوصيات مسائل اجتماعى، عبادى و سياسى روشن مى شود و يقين دارم اين همه سفارش به تفقّه در دين، كه از ائمه هدى شده، شامل اين مسئله نيز مى گردد؛ بلكه مهم ترين مسئله تفقّه در دين، شناخت اصول دين و ابعاد گسترده دين است.
| |
| − | | |
| − | 2. پس از طرح كلى بايد به بررسى مسائل زيربنايى و اصول دين پرداخته و طرح نوينى را براى [[علم كلام]] ايجاد كرد؛ يعنى از علوم ضرورى دين كه كلام است. در بوته تجمد فكرى مانده، كوچك ترين پيشرفتى و تغيير اصلاحى در آن داده نشده است. همان مسائلى كه خود به خود به وجود آمده و اساس آن هم از غير اهل بيت است، به همان نحو تفكر هشتصد سال پيش باقى مانده است. تدريس كلام در ابتداى تحصيلات حوزه قرار گرفته؛ زمانى كه طلبه هنوز قدرت استنباط كافى ندارد و بعداً ديگر كسى در مورد آن ها فكر نمى كند و اظهارنظر نمى نمايد و محتواى آن ها نارسا و كمتر از نيازهاى فكرى جامعه اسلامى است.
| |
| − | | |
| − | 3. علم اصول نيز احتياج به دسته بندى جديدى دارد و همه مسائل مورد نياز در آن مطرح نشده. لذا فقها و همچنين نمايندگان مجلس، در استنباط احكام اجتماعى به مشكل نداشتن مسائل زيربنايى برخورد مى كنند. به نظرم بهتر است علم اصول را در چند بخش قرار دهيم:
| |
| − | | |
| − | * 1) مباحث الفاظ؛
| |
| − | | |
| − | * 2) مباحث ادله فقاهتى؛
| |
| − | | |
| − | * 3) مباحث ادله اجتهادى يا اصول عمليه؛
| |
| − | | |
| − | * 4) مباحث قواعد كلى.
| |
| − | | |
| − | در بحث قواعد فقهى كه پراكنده است، مسائل اقتصادى و سياسى را بگنجانيم و زمينه را براى [[اجتهاد]] آيندگان فراهم سازيم.
| |
| − | | |
| − | 4. [[فقه]] موجود ما تنها وظايف فرد را نسبت به خدا و ديگران، آن هم در رابطه بسيار كمى، مطرح ساخته است. ما نياز به دو نوع فقه داريم:
| |
| − | | |
| − | * الف) فقه فردى كه وظايف امت را در 3 بخش به دقت تنظيم نمايد (كه بخشى از آن در رساله ها منعكس است): وظايف فردى؛ وظايف الهى؛ وظايف اجتماعى.
| |
| − | | |
| − | * ب) فقه دولتى و مسائل مسؤولين در سه بخش: 1) در رابطه با پرسنل خود (اصلاح و تكامل آن)؛ 2) در رابطه با خدا (حفظ مصالح اسلام)؛ 3) در رابطه با ديگران (حفظ مصالح مسلمين).
| |
| − | | |
| − | 5. تفسير از نو، خصوصاً آيات سياسى، اجتماعى و جهاد، تفسير درستى بشود.
| |
| − | | |
| − | 6. [[فلسفه]] و [[عرفان]]، آن چه از فلسفه و عرفان با مكتب انبيا سازش دارد، جدا شده، در سطح معينى تدريس شده و امتيازات مكتب [[وحى]] از غير آن مشخص شود. و معارف دين از قالب هاى از پيش ساخته شده فلاسفه بيرون آمده و در همان چهارچوب اصلاحات دينى ريخته شود.
| |
| − | | |
| − | موفقيت همگان را از خدا خواهانم. اينجانب مدتى روى اين مسائل كار كردم؛ لكن تمام نشده است. پنج شنبه 64/8/29
| |
| − | | |
| − | '''فعاليت اقتصادى '''
| |
| − | | |
| − | اگر چه وى در طول عمر خود فعاليت هاى فرهنگى، مبارزاتى داشت، اما بنا بر احساس وظيفه در برابر اقشار كم درآمد و طلاب، اقدام به فعاليت هاى اقتصادى كرد. يكى از آن فعاليت ها، گرفتن امتياز صادرات و واردات از طريق مرز آذربايجان بود. وى درآمد حاصله را در امور فرهنگى و حمايت از طلاب و ديگر موارد لازم صرف نمود. همچنين به منظور خدمت به طلاب، يكى از مؤسسين تعاونى طلاب نيز بود.
| |
| − | | |
| − | '''حضور در جنگ '''
| |
| − | | |
| − | او كه براى پيشبرد اهداف [[اسلام]] از هيچ كارى دريغ نورزيده بود، وقتى جنگ نابرابر [[عراق]] بر ايران تحميل شد، باز هم وظيفه خود را به خوبى انجام داد و بارها و بارها در جبهه هاى حق عليه باطل شركت جست و دوشادوش رزمندگان اسلام اسلحه به دست گرفت و به ستيز با دشمنان دين خدا برخاست.
| |
| − | | |
| − | وى در تشكيل بسيج عشاير و سازماندهى نيروهاى مقاوم بومى در منطقه جنوب نيز نقش خود را به خوبى ايفا نمود و اگر چه به سبب كسالت جسمانى نتوانست به طور دائم تا پايان جنگ در جبهه ها حضور يابد، اما در اين راه مقدس فرزند رشيدش (محمدجواد آل اسحاق) و داماد و برادرزاده خود (مهندس ابوالحسن آل اسحاق) را تقديم اسلام كرد. و خم به ابرو نياورد و بدين شكل دِين خود به انقلاب و اسلام را ادا كرد.
| |
| − | | |
| − | '''ويژگى هاى اخلاقى'''
| |
| − | | |
| − | زندگى اش رنگ خدايى داشت و اين، در اعمال و رفتارش هويدا بود. رابطه روحى و معنوى با [[ائمه اطهار]] داشت. زهد و پارسايى او زبانزد و كاملاً به زخارف دنيا بى توجه بود. با وجود اين كه موقعيت رسيدن به پست ها و مقامات متعددى داشت، ترجيح مى داد ساده زندگى كند. هر كس وارد منزلش مى شد؛ ساده زيستى را به خوبى در او و زندگى اش مشاهده مى كرد. با اهل خانه بسيار مهربان بود. خانواده اش چنان با اخلاق خوش و رفتار اسلامى او انس داشتند كه تحمل فقدان او، برايشان، بسيار دشوار بود.
| |
| − | | |
| − | '''شاگردان '''
| |
| − | | |
| − | وى در عراق كلاس درسى داير كرده بود و عده زيادى از طلاب اهل تركيه در مجلس درس وى حضور مى يافتند كه شيخ صلاح الدين (رهبر مبارز تركيه اى) يكى از آنان است. وى پس از انقلاب در دانشگاه هاى مختلف از جمله: دانشگاه شهيد بهشتى تهران، دانشگاه تبريز و دانشكده [[امام حسين]] علیه السلام به فعاليت پرداخت و به عنوان استاد دانشگاه، معارف [[دين اسلام]] را براى دانشجويان مطرح مى كرد. همچنين در مدارس علميه از جمله: مدرسه [[امام خمينى]]، مدرسه حجتيه (براى طلاب خارجى)، مدرسه الهادى و مدرسه صدوقى(براى طلاب ايرانى) درس اخلاق و دروس ديگر مى گفت.
| |
| − | | |
| − | [[فقه]] و [[اصول]] را نيز در خانه اش تدريس مى نمود. همچنين براى پاسخ به شبهه هاى مطرح شده، كلاسى در مدرسه فيضيه تحت عنوان «[[احكام]] اجتماعى [[قرآن]] و تبيين مسائل روز» تشكيل داده بود.
| |
| − | | |
| − | '''آثار قلمى'''
| |
| − | | |
| − | يكى از ويژگى هاى اين مرد بزرگ تأليفات متنوع و مفيد، با وجود فعاليت هاى فرهنگى سياسى است. تأليفات وى بدين قرار است:
| |
| − | | |
| − | * 1. اسلام از ديدگاه دانشمندان جهان؛
| |
| − | | |
| − | * 2. آشنايى با مكتب وحى (مسيحيت)؛
| |
| − | | |
| − | * 3. مسئوليت امت از ديدگاه امام؛
| |
| − | | |
| − | * 4. جبهه يا دانشگاه خودسازى؛
| |
| − | | |
| − | * 5. كنترل زبان؛
| |
| − | | |
| − | * 6. ياد خدا عامل انقلاب؛
| |
| − | | |
| − | * 7. اخلاق و رفتار يا اصول [[تزكيه]] و [[حكمت]] (دوره ويژه جهادسازندگى)؛
| |
| − | | |
| − | * 8. اصول خودسازى يا اخلاق در مكتب وحى الهى. (كه جهت تدريس در دانشگاه شهيد بهشتى نگاشته شده بود)؛
| |
| − | | |
| − | * 9. زمينه اسلام شناسى، ايدئولوژى در سنگر بسيج عشاير دزفول.
| |
| − | | |
| − | وى آثار ديگرى نيز دارد كه به چاپ نرسيده است؛ از جمله:
| |
| − | | |
| − | * 1. قرائت [[امام خمينى]] از ولايت مطلقه فقيه يا حكومت جهانى فرامين الهى؛
| |
| − | | |
| − | * 2. تقريرات [[اصول فقه]] مرحوم آيت الله العظمى محمدباقر زنجانى؛
| |
| − | | |
| − | * 3. النكاح على المذاهب الخمسه (عربى)؛
| |
| − | | |
| − | * 4. الفقه الاسلامى (الحلقه الاولى، عربى)؛
| |
| − | | |
| − | * 5. آخرين نظريات علماى اصول در محور كفاية الاصول از مرحوم آخوند تا امام؛
| |
| − | | |
| − | * 6. مبانى فكرى امام امت يا اصول سياسى، اجتماعى اسلام؛
| |
| − | | |
| − | * 7. بهترين راهنماى [[حج]] (مطابق با فتاواى امام خمينى)؛
| |
| − | | |
| − | * 8. معالم دين يا تنظيم مضامين عالى [[دعاى ندبه]]؛
| |
| − | | |
| − | '''فرزندان '''
| |
| − | | |
| − | آقا شيخ على داراى 5 فرزند بود: سه دختر و دو پسر. يكى از پسران او در جبهه هاى جنگ به شهادت رسيد كه نامش «محمدجواد» بود. محمدجواد جوانى فعال، پرشور، و خداجوى بود و در مسجد اباذر (واقع در محله زاويه قم) در عرصه هاى مختلف به فعاليت مشغول بود؛ همانند جمع آورى كمك ها به رزمندگان، جذب جوانان براى امور فرهنگى و مذهبى و... اكنون نيز كتابخانه آن مسجد به نام همين جوان فعال مزين است. پسر ديگر ايشان «رضا» نام دارد كه هم اكنون در حال تحصيل است. دامادهاى اين عالم پرتلاش عبارتند از:
| |
| − | | |
| − | * 1- مهندس ابوالحسن آل اسحاق، كه در جبهه جنگ به فيض [[شهادت]] نايل شد. و برادر وى به نام حسين پس از او به افتخار دامادى عموى خود يافت.
| |
| − | | |
| − | * 2- دكتر ساحلى است، كه در محله نيروگاه قم، مطب دارد. و به درمان بيماران توفيق يافته است.
| |
| − | | |
| − | * 3- آقاى دهقان كه كاردار وزارت خارجه جمهورى اسلامى ايران در ژاپن مى باشد.
| |
| − | | |
| − | '''سفارش به فرزندان '''
| |
| − | | |
| − | تربيت فرزندان يكى از وظايف مهم هر پدر و مادرى است. مرحوم شيخ على نيز با جديت فراوان مى كوشيد تابه اين وظيفه خود عمل كند. از اين رو، او هيچ گاه از سفارش به فرزندان خود دريغ نمى ورزيد و واضح است كه اين سفارش ها، راه گشاى افكار تمامى جوانان خواهد بود؛ چنان كه گفته است: «...اسلام رابه دقت بشناسيد و آن طورى كه دسته بندى كرده ام، به دقت مطالعه كنيد. تاريخ زندگى [[پيامبر اسلام]] و [[ائمه اطهار]] علیهم السلام را هر چند سال يك بار بررسى نماييد. تا مى توانيد با هم دوست و با محبت باشيد و بر سر مسائل جزئى با هم اختلاف نكنيد. در اين انقلاب، تا وقت درس است، درس بخوانيد و سپس خدمت كنيد. به مادرتان كه خيلى رنج كشيده است، كمك كار باشيد، پس از [[ازدواج]] رابطه صميمى خود را با مادرتان قطع نكنيد. والسلام. با چشم گريان و دستى لرزان. خداحافظ».
| |
| − | | |
| − | '''غروب'''
| |
| − | | |
| − | اين مرد مجاهد و نستوه كه تا آخرين نفس بر آرمان هاى خود پافشارى كرد و يك لحظه از خدمت به [[دين]] و نظام اسلامى غفلت نورزيد، در اواخر عمرش به خاطر مرض قند و ناراحتى قلبى، كمتر موفق به فعاليت هاى اجتماعى مى شد؛ اما دغدغه تهاجم آشكار فرهنگى و گسترش فساد در ميان جوانان و... آراكش را از او ربوده بود؛ به طورى كه شب جمعه 24 خرداد سال 1380 ش. در تماس تلفنى با برادرش درباره اوضاع فرهنگى گفتگو مى كند. ساعت 2 نيمه شب نيز بر اثر سكته قلبى دار فانى را وداع مى گويد.
| |
| − | | |
| − | '''تشييع و خاكسپارى'''
| |
| − | | |
| − | پيكر مرحوم شيخ على آل اسحاق روز شنبه 26 خرداد با شركت گسترده مردم از مسجد [[امام حسن عسکری]] علیه السلام تا حرم مطهر [[حضرت معصومه]] سلام الله علیها تشييع شد و شركت كنندگان در غم از دست دادن اين يار دلسوز امام، اشك ماتم ريختند. پس از تشييع، بدن مطهرش در گلزار على بن جعفر علیه السلام، در قطعه مخصوص پدر شهيدان به خاك سپرده شد. در مراسم روز چهلم، جزوه اى كه حاوى خلاصه اى از زندگى اين مرد بزرگ بود، پخش گرديد.
| |
| − | | |
| − | پى نوشت
| |
| − | | |
| − | (1). گنجينه دانشمندان، ج 5، ص 233 و 234.
| |
| − | | |
| − | (2). همان، ج 6، ص 223.
| |
| − | | |
| − | (3). اسناد انقلاب اسلامى، ج 2، ص 387.
| |
| − | | |
| − | تذكر: در اين مقاله علاوه بر منابع فوق، از جزوه اى كه درباره وى منتشر شده و نيز از سخنان خانواده و برادر معظم له حجت الاسلام والمسلمين شيخ محمد آل اسحاق استفاده شده است.
| |
| − | | |
| − | ===منبع===
| |
| − | | |
| − | *مهدى احمدى, ستارگان حرم، جلد 12.
| |
| − | | |
| − | | |
| − | *علی آل اسحاق،[http://www.ahl-ul-bayt.org/fa.php/page,8731A12793.html پایگاه اهل بیت علیهم السلام]، بازیابی: 30 بهمن 1390.
| |
| − | [[رده:علمای قرن چهاردهم]]
| |
| − | [[رده:مجتهدین]]
| |
| − | [[رده:مراجع تقلید]]
| |
| − | [[رده:فقیهان]]
| |
«آیتالله شیخ علی آلاسحاق» (۱۳۸۰-۱۳۱۸ ش) از علمای مجاهد و فقیهان معاصر شیعه و از شاگردان و ملازمان امام خمینی بود. وی در برخی دانشگاهها و مدارس علمیه کشور به تدریس دروس معارف و اخلاق اسلامی پرداخت و نیز آثار علمی متعددی در فقه و اخلاق و سیاست تألیف نمود.
|
|
| نام کامل
|
على آل اسحاق
|
| زادروز
|
۲۵ تیر ۱۳۱۸ شمسی
|
| زادگاه
|
خوئین، زنجان
|
| وفات
|
۲۵ خرداد ۱۳۸۰ شمسی
|
| مدفن
|
قم، گلزار على بن جعفر علیهالسلام
|
|
|
| اساتید
|
آقا جواد تبریزى، امام خمینی، آیت الله خویی، حسین وحید خراسانى، محمدباقر صدر،...
|
| شاگردان
|
شیخ صلاح الدین،...
|
| آثار
|
اسلام از دیدگاه دانشمندان جهان، اخلاق و رفتار یا اصول تزکیه و حکمت، اصول خودسازى یا اخلاق در مکتب وحى الهى، مسئولیت امت از دیدگاه امام، کنترل زبان،...
|
|
|
|
ولادت
علی آلاسحاق در ۲۵ تیر سال ۱۳۱۸ ش (۱۳۵۸ ق) در خوئین، از توابع زنجان در خانوادهای مذهبى به دنیا آمد.
پدرش شیخ عبدالکریم خوئینى، از عالمان بزرگ عصر خود بشمار مى رود. وى از شاگردان مرحوم آخوند خراسانى بود. روحیه مبارزاتى شدیدى داشت و با عمال و وابستگان حکومت طاغوت رضاخان، که با منافع مردم در تضاد بود، به شدت مقابله مى کرد؛ به عنوان نمونه در مقابل دو خان، که مى خواستند زمین هاى کشاورزى مردم را به تصرف خود درآورند، ایستادگى کرد و توانست آنان را از تصرف در اموال مردم بازدارد.
تحصیل و استادان
علی آل اسحاق از هشت سالگى که با پدر به قم آمد، شروع به تحصیل نمود و مقدمات را در محضر آیت الله سید حسین بُدَلّا (رئیس ائمه جماعات) و استادان دیگر به پایان برد.
ایشان پس از ۸ سال اقامت تحصیلی در قم، در شانزده سالگى در سال ۱۳۳۴ شمسی در حالى که دو سال از فوت پدرش مى گذشت، به عتبات عالیات سفر نمود و به نجف اشرف رفت و در مدرسه آیت الله بروجردى اقامت مى گزیند.
آقا شیخ على آل اسحاق در نجف اشرف در محضر شیخ صدراى بادکوبه اى «مکاسب» را فراگرفت و کتاب «رسائل» را، به همراه ۳ نفر دیگر به طور خصوصى در محضر آیت الله آقا جواد تبریزى، آموخت. وى جلد اول «کفایه» را نزد آیت الله حسین راستى کاشانى، آیت الله حسین وحید خراسانى، آیت الله شیخ على فلسفى و جلد دوم آن را نزد آیت الله شهید محمدباقر صدر به اتمام رساند. وى که به مقام علمى شهید صدر پى برده بود، در جلسات درس دیگر او، که کتاب هاى «فلسفتُنا»، «اقتصادُنا» و برخى مباحث دیگر را تعلیم مى داد، شرکت مى کند و همان دروس را در مسجد هندی نجف براى عموم محصلین تدریس مى نماید.
شیخ على آل اسحاق، «شرح تجرید» را در محضر آیت الله شهید سید اسدالله مدنی و فلسفه را در محضر آیت الله شیخ عباس قوچانی و همچنین علم طب را از مرحوم سید حسین حکیم فراگرفت. به علاوه، دو سال در درس خارج فقه آیت الله سید ابوالقاسم خویى و سید محمود شاهرودى شرکت جست و سپس به مدت ۱۲ سال، دو دوره درس خارج فقه آیت الله میرزا محمدباقر زنجانى را گذراند.
پس از تشریف فرمایى امام خمینى به نجف، در درس خارج فقه ایشان و نیز در درس «ولایت فقیه» امام شرکت کرد و تا سال ۱۳۵۳ شمسی که حکومت بعث عراق امام را دستگیر کرد، در محضر ایشان بود.
شیخ على آل اسحاق دروس حوزه را تا رسیدن به مرحله اجتهاد ادامه داد و به گفته خانواده ایشان، از دو عالم بزرگ: آیت الله سید محسن حکیم و آقا بزرگ تهرانى، اجازه اجتهاد گرفت.
تدریس و شاگردان
آیت الله آل اسحاق در عراق کلاس درسى دایر کرده بود و عده زیادى از طلاب اهل ترکیه در مجلس درس وى حضور مى یافتند که شیخ صلاح الدین (رهبر مبارز ترکیه اى) یکى از آنان است. وى پس از انقلاب در دانشگاه هاى مختلف از جمله: دانشگاه شهید بهشتى تهران، دانشگاه تبریز و دانشکده امام حسین علیه السلام به فعالیت پرداخت و به عنوان استاد دانشگاه، معارف دین اسلام را براى دانشجویان مطرح مى کرد. همچنین در مدارس علمیه از جمله: مدرسه امام خمینى، مدرسه حجتیه (براى طلاب خارجى)، مدرسه الهادى و مدرسه صدوقى (براى طلاب ایرانى) درس اخلاق و دروس دیگر مى گفت.
فقه و اصول را نیز در خانه اش تدریس مى نمود. همچنین براى پاسخ به شبهه هاى مطرح شده، کلاسى در مدرسه فیضیه تحت عنوان «احکام اجتماعى قرآن و تبیین مسائل روز» تشکیل داده بود.
آثار و تألیفات
یکى از ویژگى هاى آیت الله آل اسحاق تألیفات متنوع و مفید، با وجود فعالیت هاى فرهنگى و سیاسى است. تألیفات وى بدین قرار است:
- ۱. اسلام از دیدگاه دانشمندان جهان؛
- ۲. آشنایى با مکتب وحى (مسیحیت)؛
یکی از آثار استاد آل اسحاق
- ۳. مسئولیت امت از دیدگاه امام؛
- ۴. جبهه یا دانشگاه خودسازى؛
- ۷. اخلاق و رفتار یا اصول تزکیه و حکمت (دوره ویژه جهادسازندگى)؛
- ۸. اصول خودسازى یا اخلاق در مکتب وحى الهى (که جهت تدریس در دانشگاه شهید بهشتى نگاشته شده بود)؛
- ۹. زمینه اسلام شناسى، ایدئولوژى در سنگر بسیج عشایر دزفول.
وى آثار دیگرى نیز دارد که تاکنون به چاپ نرسیده است؛ از جمله:
- ۱. قرائت امام خمینى از ولایت مطلقه فقیه یا حکومت جهانى فرامین الهى؛
- ۲. تقریرات اصول فقه مرحوم آیت الله محمدباقر زنجانى؛
- ۳. النکاح على المذاهب الخمسه (عربى)؛
- ۴. الفقه الاسلامى (الحلقة الاولى، عربى)؛
- ۶. مبانى فکرى امام امت یا اصول سیاسى، اجتماعى اسلام؛
- ۷. بهترین راهنماى حج (مطابق با فتاواى امام خمینى)؛
- ۸. معالم دین، یا تنظیم مضامین عالى دعای ندبه.
فعالیتهای اجتماعی و سیاسی
آیت الله آل اسحاق در زمان مرجعیت آیت الله سید محسن حکیم، نماینده ایشان در استان موصل عراق در شهرهاى سنجار و طلعفر بود و به مدت ۱۱ سال در فصل تابستان، دهه ماه محرم، دهه ماه صفر و ماه رمضان به آنجا مى رفت. از آن رو که مردم آن مناطق کرد بودند، او قبل از اعزام در طى سه ماه، زبان کردى را فرامى گیرد. شیخ على، در ایام تبلیغ، در جلسات مناظره و مباحثه با اهل سنت آن ناحیه شرکت مى جست. این تلاش ها، باعث گرایش و جذب عده زیادى به مذهب تشیع گردید؛ به طورى که توانست مسجد و مدرسه علمیه بسازد.
پس از رحلت آیت الله حکیم، وى نمایندگى امام خمینی در همان منطقه را بر عهده گرفت.
برخی از فعالیت هاى فرهنگى و مبارزاتى او نیز عبارتند از:
- سخنرانی در مسجد علوى شهر خرم آباد و دستگیری بعد از آن
- تبلیغ در شهر سنجان، واقع در استان مرکزى در اوایل انقلاب و اشتغال سمت مسئول کمیته انقلاب اسلامى منطقه مذکور
- فعالیت هاى فرهنگى و مذهبى در یافت آباد تهران در سال ۱۳۵۶ شمسی
- تشکیل بسیج مردمى و ایجاد وحدت میان شیعه و سنی در استان سیستان و بلوچستان
- تشکیل جلسات پاسخویی به شبهات در سپاه پاسداران، جهاد سازندگى، اداره بهدارى و بهزیستى در شهرهاى مختلف
- دو سفر تبلیغى به خارج از کشور (آذربایجان و لبنان)
- وی همچنین بنا بر احساس وظیفه در برابر اقشار کم درآمد و طلاب، اقدام به فعالیت هاى اقتصادى کرد. یکى از آن فعالیت ها، گرفتن امتیاز صادرات و واردات از طریق مرز آذربایجان بود. وى درآمد حاصله را در امور فرهنگى و حمایت از طلاب و دیگر موارد لازم صرف نمود. همچنین به منظور خدمت به طلاب، یکى از مؤسسین تعاونى طلاب نیز بود.
- آیت الله آل اسحاق بارها در جبهه هاى حق علیه باطل شرکت جست و دوشادوش رزمندگان اسلام اسلحه به دست گرفت. وى در تشکیل بسیج عشایر و سازماندهى نیروهاى مقاوم بومى در منطقه جنوب نیز نقش خود را به خوبى ایفا نمود و اگرچه به سبب کسالت جسمانى نتوانست به طور دائم تا پایان جنگ در جبهه ها حضور یابد، اما در این راه مقدس فرزند رشیدش (محمدجواد آل اسحاق) و داماد و برادرزاده خود (مهندس ابوالحسن آل اسحاق) را تقدیم اسلام کرد.
وفات
مرحوم آیت الله علی آل اسحاق، سرانجام در روز جمعه ۲۵ خرداد سال ۱۳۸۰ ش. (۱۴۲۲ ق) دار فانى را وداع گفت و پیکرش با شرکت گسترده مردم قم از مسجد امام حسن عسکری علیه السلام تا حرم حضرت معصومه علیها السلام، تشییع و سپس در گلزار امامزاده علی بن جعفر، در قطعه مخصوص پدر شهیدان به خاک سپرده شد.
منابع
- ستارگان حرم، جلد ۱۲، زندگینامه علی آلاسحاق، از مهدى احمدى.
آرشیو عکس و تصویر
علی آل اسحاق و شهید محمدجواد آل اسحاق
علی آل اسحاق در بین رزمندگان اسلام