نواب اربعه

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو

کلیدواژه: نواب اربعه، غيبت صغری، امام مهدی علیه السلام، وظایف نواب اربعه


نایبان خاص امام مهدی عجل الله تعالی فرجه شریف در دوران غیبت صغرى، چهار تن از علماى پارسا و بزرگ شیعه (و بعضا از اصحاب با سابقه امامان پیشین) بودند. این افراد به «نواب اربعه» نامیده شده اند.

اسامی نواب اربعه

نواب اربعه به ترتیب زمانى عبارت بودند از:

مقام و مرتبه نواب اربعه

نواب اربعه در واقع نائبان خاص حضرت بوده‌اند كه از سال 260 هـ تا سال 329 هـ واسطه بين آن حضرت و شيعيان بوده‌اند. اين افراد در مرتبه‌اي از فضيلت و برتري بوده‌اند كه از طرف امام زمان (عج) و بعضاً از طرف امام هادي (ع) و امام عسكري (ع) به عنوان وكلاي ايشان انتخاب شده بودند.

نواب امام سؤالات كتبي و شفاهي مردم را به حضور امام زمان علیه السلام برده و سپس پاسخ را به شيعيان مي ‌رسانيدند و همچنين، وجوه شرعي شيعيان را با وكالتي، كه از امام داشتند، مي ‌گرفتند و به حضرت تحويل مي ‌دادند يا با اجازه ايشان مصرف مي ‌كردند آنان جمعي بودند كه امام حسن عسکری علیه السلام] در زمان حيات خود عدالت شان را تأييد فرمود و همه را به عنوان امين امام زمان علیه السلام معرفي كرد و بعد از خود، ناظر املاك و متصدي كارهاي خويش گردانيد، و آن ها را با نام و نسب به مردم معرفي نمود.

نايب نخست، جناب ابوعمرو عثمان بن سعيد عمرى

ابوعمرو عثمان بن سعيد از ياران و شاگردان مورد وثوق امام دهم و يازدهم علیهم السلام و مردي جليل ‌القدر و مورد اطمينان بود كه از يازده سالگي در محضر امام هادی علیه السلام به خدمتگزاري و آموختن فقه و حدیث و تعاليم اسلامي اشتغال داشته است و شاگرد تربيت يافته ولايت و امامت بوده است. او را با توجه به قبيله، «اسدي» و محل سكونت، «عسكري» و شغل، «سمان» يا «زيات» (روغن ‌فروش) ناميده‌اند. امام هادي (ع) به احمد بن اسحاق فرمود:

«اين ابوعمرو [عثمان بن سعيد] فردي امين و مورد اطمينان من است. آنچه به شما بگويد، از جانب من مي‌گويد و آنچه به شما برساند، از طرف من مي‌رساند»[۱]

نايب دوم، جناب ابوجعفر محمد بن عثمان بن سعيد عمرى

وقتي نايب اول امام مهدی علیه السلام وفات يافت، بيش از ديگران، آن حضرت آزرده و اندوهگين شد و در نامه‌اي به فرزند عثمان، مرگ پدر را تسليت گفت و او را به جاي پدرش منصوب كرد. محمد بن عثمان به رغم مخالفت ‌هايي كه مدعيان دروغين نيابت، با وي كردند و فشارهايي كه خلفاي آن دوران وارد مي ‌ساختند، توانست وظايف نيابت ولي ‌عصر علیه السلام را به نيكي انجام دهد و نگذاشت غُلات با ترفندهاي دروغين، شيعيان را متوجه خود سازند و نيابت او را متزلزل كنند.

دوستداران ائمه اطهار علیهم السلام هيچ ‌گاه درباره نيابت و وثاقت او دچار شك و ترديد نشدند. نايب دوم بيشترين مدت را در سمت نمايندگي امام زمان علیه السلام به خود اختصاص داد و حدود چهل سال نايب و رابط امام علیه السلام و شيعيان بود. جايگاه ويژه او در خاندان ولايت و نبوت چيزي نيست كه نزد شيعيان، نيازمند دليل و برهان باشد و جلالت و عظمت وي از مسلمات تاريخ شيعه است.

در حديثي از امام حسن عسكري (ع) آمده است:

«اَلْعمري وابْنَهُ ثِقتان..»[۲] «عثمان بن سعيد و پسرش محمد بن عثمان هر دو ثقه و مورد اعتماد هستند».

نايب سوم، ابوالقاسم حسين بن روح نوبختى

نايب سوم حضرت مهدي علیه السلام حسين بن روح است، كه در ميان خاندان نوبختي، پس از ابوسهل، مشهورترين ايشان بشمار مي ‌رود. وي كه يكي از ده وكيل محمد بن عثمان _ نايب دوم _ در بغداد بود، از همان زمان جايگاه ويژه‌اي نزد شيعيان داشت. حسين بن روح ويژگي ‌هاي نيكي داشت كه براي همگان جلوه مي ‌كرد مرحوم شيخ طوسی در اين باره مي ‌گويد: «او نزد شيعيان و ديگران، خردمندترين مردم بشمار مي ‌رفت و اهل تقيه بود». عباس اقبال مي‌نويسد: «حسين بن روح؛ به تصديق موافق و مخالف از فهميده‌ترين و عاقلترين مردم روزگار بوده است.»[۳] اقبال مي‌نويسد: «حسين بن روح؛ مدتي مقام وزارت مقتدر عباسي را عهده‌دار بود. وي به منظور هواداري از شيعيان در دستگاه خلافت نفوذ كرده بود. اما باروي كار آمدن "حامدبن عباس"، وزارت او با مشكلاتي مواجه شد و از سال 312 تا 317 در زندان بسر برد[۴] حسين بن روح به منظور حفظ تقيه يكي از خدمتكاران خود را تنها به اين دليل كه معاويه را لعن نمود، عزل و اخراج كرد.[۵] در مجلسی وي به جهت حفظ تقيّه خلفاي راشدين را به نيكي ياد كرد. اين سخن موجب شد يكي از دوستانش ناخواسته تبسم كند. حسين بن روح پس از آن جلسه او را توبيخ كرد كه چرا خنديدي؟ چه بسا اين گونه برخورد كردن روش تقيّه را به خطر اندازد.[۶] اين مسئله نشان دهنده وضعيت خاص شيعيان و فشار و خفقاني است كه از طرف دولت عباسي، شيعيان با آن مواجه بودند. بدون شك حسين بن روح و ديگر نواب خاص حضرت داراي صبر، شجاعت، تقوا، و رازداري و صفات برجسته‌اي بوده‌اند كه به اين مقام منصوب شده‌اند. در خصوص صبر و مقاومت و رازداري حسين بن روح آمده است: [۷] 58.پرسيدند: تو چرا نائب خاص حضرت نشدي و به جاي تو حسين بن روح به اين منصب رسيد؟ او گفت: ائمه (ع) خود بهتر مي‌دانند چه كسي لايق اين مقام است. من آدمي هستم كه با دشمنان زياد رفت و آمد دارم و با آنها مناظره مي‌كنم. اگر آنچه را "حسين بن روح" در مورد امام مهدي (ع) مي‌داند، من مي‌دانستم، شايد در بحث‌هايم وقتي لجاجت دشمنانم را مي‌ديدم، مي‌كوشيدم دلايل بنيادي بر وجود امام (ع) ارائه دهم. در نتيجه محل اقامت او را برملا مي‌ساختم. اما اگر حسين بن روح امام را زير عباي خود پنهان كرده باشد، اگر بدنش را با قيچي قطعه قطعه كنند، تا امام را نشان دهد، هرگز عباي خود را كنار نمي‌زند و امام را نشان نخواهد داد[۸]

نايب چهارم، علي بن محمد سمري

آخرين نايب حضرت مهدي علیه السلام علي بن محمد سَمُري است كه به دليل شدت مراقبت ‌هاي حكومت عباسي چندان آزادي عمل نداشت. مدت وكالت وي نيز از ديگران كمتر و نزديك به دو سال بود. از ايشان هم در طول وكالت، كراماتي نقل كرده‌اند. وي از سال 326 تا سال 329 هـ نائب خاص حضرت بود و در اين سال از دنيا رفت. با رحلت او غيبت كبري امام زمان (ع) آغاز شد.[۹].حضرت مهدي (ع) در توقیعي كه به وي نوشت، زمان درگذشت وي را اعلام كرد و به او دستور فرمود نائبي براي خود مشخص نكند. در بخشي از اين توقيع آمده است: «اي علي بن محمد خداوند پاداش برادران ديني تو را در مصيبت تو بزرگ دارد. تا شش روز ديگر خواهي مرد. پس امر حساب و كتاب خود را مرتب كن و درباره جانشیني اين مقام نيابت به كسي وصيت مكن. زيرا غيبت دومي فرا رسيده است...»[۱۰].

سرانجام در نيمه شعبان سال 328 قمري همان ‌گونه كه حضرت علیه السلام خبر داده بودند، او وفات يافت و كتاب نيابت بسته شد و عصر غم ‌بار غيبت كبری آغاز گشت.


وظائف نواب خاص

نواب خاص، وظايفي بر عهده داشتند كه عبارت بود از:

  • اول: پنهان نگه داشتن نام و مكان امام علیه السلام و رفع شك و ترديد درباره آن حضرت.
  • دوم: جلوگيري از به وجود آمدن فرقه ‌هاي انحرافي شيعيان.
  • سوم: پاسخ ‌گويي به پرسش ‌هاي فقهي و مشكلات علمي و عقيدتي.
  • چهارم: مبارزه با مدعيان دروغين نيابت.
  • پنجم: اخذ و توزيع اموال متعلق به امام.
  • ششم: سازماندهي وكلا.

با توجه به وضوح موارد فوق و بي ‌نيازي آن ها از توضيح، تنها اشاره‌اي به مورد آخر، يعني «سازماندهي وكلا» خواهيم داشت: سياست تعيين وكيل براي اداره امور نواحي گوناگون و ايجاد ارتباط ميان شيعيان و امامان، از روزگارِ امامان پيشين علیهم السلام در كار بود. در دوران غيبت، تماس مردم با امام زمان علیه السلام قطع گرديد و محور ارتباط با امام علیه السلام نايبي بود كه امام زمان علیه السلام تعيين مي ‌كرد.

مناطق شيعه ‌نشين تقريباً مشخص بود و بنا به ضرورت، در هر منطقه وكيلي تعيين مي ‌شد و گاه چند وكيل در مناطق كوچكتر در سرپرستي وكيلي قرار داشتند كه امام و بعد از او نواب براي آن ها تعيين مي ‌كردند.

اين وكلا اموالي را كه بابت وجوه مي ‌گرفتند، به شيوه‌هاي گوناگوني به بغداد، نزد نواب مي ‌فرستادند و آن ها نيز طبق دستور امام علیه السلام در مواردي كه لازم بود، به كار مي ‌گرفتند. در مواردي ممكن بود برخي وكلا براي يك بار امام زمان علیه السلام را ملاقات كنند؛ چنان كه محمد بن احمد قطان، كه از وكيلان ابوجعفر ـ نايب دوم ـ بود به ملاقات امام علیه السلام نايل آمد. اما معمولاً آن ها تحت نظر نايب خاص امام، انجام وظيفه مي ‌كردند. به نقل از احمد بن متيل قمي، ابوجعفر، ده وكيل در بغداد داشته كه نزديك ‌ترين آن ها به وي حسين بن روح بود.

از ديگر نزديكان وي جعفر بن احمد بن متيل بود كه بسياري گمانشان بر اين بود كه وي به جانشيني ابوجعفر خواهد رسيد. از روايتي ديگر برمي ‌آيد كه در برابر اموالي كه به وكلا داده مي ‌شد، قبوضي از آنان دريافت مي‌ كرده‌اند، اما از نايب خاص چنين قبوضي دريافت نمي ‌‌شد و زماني كه ابوالقاسم، حسين بن روح را به جانشيني برگزيد، دستور داد كه از وي نيز قبوضي نخواهند.

همچنين، برخي از وكلا ساكن در اهواز، سامرا، مصر، حجاز، يمن و نيز مناطقي از ايران همچون خراسان، ري و قم بودند كه اخبار آن ها به صورت جسته و گريخته، ذيل موضوعاتي ديگر در كتاب ‌هاي الغيبة طوسي و كمال ‌الدين صدوق ذكر شده است.

پانویس

  1. طوسي، محمد بن حسن؛ الغيبه، تهران مكتبه نينوي الحديثه، بي تا، ص 215.
  2. طوسي، محمد بن حسن، پيشين، ص 219.
  3. اقبال، عباس؛ خاندان نوبختي، تهران، كتابخانه طهوري، 1357، ص 221.
  4. همان، ص 218-217.
  5. طوسي، محمد بن حسن؛غ پيشين، ص 237.
  6. قمي، شيخ عباس؛ الكني والالقاب، بي جا، بي تا، ج 1، ص 93.
  7. «عده‌اي از ابوسهل نوبختي ابوسهل اسسماعيل بن علي نوبختي، شيخ المتكلمين در بغداد بود و كتابهاي زيادي نوشته است. وي امام حسن عسكري (ع) را هنگام وفات درك كرده و حضرت مهدي (عج) را ديده است. شيخ مفيد،المسائل السرويه، بي جا، المؤتمر العالمي لا لفية الشيخ المفيد، بي تا، ص
  8. طوسي، محمد بن حسن؛ پيشين، ص 240.
  9. نعماني، محمد بن ابراهيم؛ كتاب الغيبه، تهران، مكتبه الصدوق، بي تا، ص 170
  10. محمد بن علي بن بابويه، كمال الدين و تمام النهه، قم، مؤسسه النشر الاسلامي، 1416، ج 2، ص 516


منابع

  • مهدي پيشوايي، سيره پيشوايان، صفحه 675