معاویه: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(قتل حجر بن عدی و یارانش)
سطر ۱۷: سطر ۱۷:
  
 
==قتل حجر بن عدی و یارانش==
 
==قتل حجر بن عدی و یارانش==
در [[سال ۵۰ قمری]] که [[زیاد بن ابیه]] حکومت [[کوفه]] را، علاوه بر [[بصره]]، از طرف معاویه به دست گرفت، هنگامی که زیاد در بصره به سر می‌برد، حجر و یارانش به [[عمرو بن حریث|عَمْروبن حُرَیث]]، جانشین زیاد در کوفه، هنگام ایراد خطبه که با بدگویی و ناسزا به امیرمؤمنان علیه‌السلام همراه بود، سنگ ریزه پرتاب کردند. عمرو به زیاد گزارش داد و زیاد به سرعت به کوفه بازگشت و مأموران خود را فرستاد تا حجر و یارانش را دستگیر کنند.<ref> دینوری، ص۲۲۳؛ قس ابن سعد، ج۶، ص۲۱۸</ref> و آنها را همراه صد تن از لشکریانش نزد معاویه فرستاد و چون حجر و یارانش به قریه [[مرج عذراء]] در دوازده میلی [[دمشق]] رسیدند، معاویه فرمان قتل آنان را صادر کرد،<ref> ابن سعد، ج۶، ص۲۱۹؛ مسعودی، ج۳، ص۱۸۹</ref>  
+
در سال ۵۰ قمری که [[زیاد بن ابیه]] حکومت [[کوفه]] را، علاوه بر [[بصره]]، از طرف معاویه به دست گرفت، هنگامی که زیاد در بصره به سر می‌برد، حجر و یارانش به [[عمرو بن حریث|عَمْروبن حُرَیث]]، جانشین زیاد در کوفه، هنگام ایراد خطبه که با بدگویی و ناسزا به امیرمؤمنان علیه‌السلام همراه بود، سنگ ریزه پرتاب کردند. عمرو به زیاد گزارش داد و زیاد به سرعت به کوفه بازگشت و مأموران خود را فرستاد تا حجر و یارانش را دستگیر کنند.<ref> دینوری، ص۲۲۳؛ قس ابن سعد، ج۶، ص۲۱۸</ref> و آنها را همراه صد تن از لشکریانش نزد معاویه فرستاد و چون حجر و یارانش به قریه [[مرج عذراء]] در دوازده میلی [[دمشق]] رسیدند، معاویه فرمان قتل آنان را صادر کرد،<ref> ابن سعد، ج۶، ص۲۱۹؛ مسعودی، ج۳، ص۱۸۹</ref>
  
 
==گرفتن بیعت برای یزید==
 
==گرفتن بیعت برای یزید==

نسخهٔ ‏۳ سپتامبر ۲۰۱۹، ساعت ۱۰:۲۷

نسب

پدر معاویه صخر ‌بن ‌حرب ‌بن ‌امیة ‌بن عبد شمس بن عبدمناف است که کنیه او ابوسفیان بود و و مادرش هند جگرخوار که به سبب به دندان گرفتن جگر حمزه سیدالشهدا پس از شهادتش به این نام نامیده شده بود. پدر و مادر او از سرسخت‌ترین دشمنان اسلام بودند و پس از فتح مکه به ناچار اسلام آوردند.[۱] معاویه بن ابی سفیان ۵ سال پیش از بعثت به دنیا آمد.[۲]

فرمانداری شام

وقتی عمر به خلافت رسيد يزيد بن ابى سفيان را استاندار شام نمود و پس از هلاکت او در طاعون عمواس، معاويه را به جاى او قرار داد و عثمان نيز پس از عمر، او را در همان مقام ابقاء كرد.[۳]

مقابله با امام علی علیه السلام

زمانى كه امام علی علیه السلام به خلافت رسيد، بر آن شد تا عبد الله بن عباس را به حكومت‏ شام بفرستد. مقدمتا نامه‏ اى به معاويه نوشت و از او خواست تا همراه اشراف شام به مدينه بيايد. معاويه پاسخى به نامه امام نداد و تنها نامه سفيدى را كه در آن نوشته شده بود: از معاويه به على بن ابى طالب، براى آن حضرت فرستاد. كسى كه نامه را آورده بود گفت: از طرف مردمى مى‌‏آيد كه معتقدند تو عثمان را كشته‏‌اى و جز به كشتن تو رضايت نمى‏ دهند.[۴] اين ماجرا همراه شد با آغاز مساله شورشيان جمل كه امام را براى مدتى به خود مشغول داشت. در اين فرصت، ماجراى جمل، فرصت تبليغاتى ديگرى براى معاويه فراهم كرد. او توانست‏ با استناد به شورش طلحه، و زبير و عايشه به عنوان همسر پيامبر (ص) دخالت امام را در قتل عثمان، بهتر از پيش در اذهان شاميان تثبيت كند.[۵]

پس از خاتمه ماجراى جمل، امام در كوفه مستقر شد، و در نامه هایی به معاویه حقانیت خلافت خود و باطل بودن ادعاهای معاویه را شرح داد و او را به فرمانبرداری از خود فراخواند[۶] اما معاویه همچنان بر سر حرف خود ماند و به دنبال آن در سال ۳۷ هجری در منطقه‌ای به نام صفین جنگی میان سپاه شام و سپاه امام علی علیه السلام رخ داد. در این جنگ سپاه علی علیه السلام جمع بسیاری از صحابه پیامبر حضور داشتند در حالی که به جز چند نفر معدود از اصحاب آن حضرت با معاویه نبودند. در میانه جنگ هنگامی که سپاه معاویه رو به شکست بود، معاویه به مشورت عمروعاص دست به حیله زد و دستور داد سپاهیانش قرآن ها را بر نیزه کنند. پس از این کار برخی از سپاهیان امام علی(ع) از ادامه جنگ سر باز زدند و علی علیه السلام ناچار شد برای جلوگیری از اختلاف اصحابش به حکمیت یعنی تعیین داورانی میان دو طرف تن بدهد. از طرف معاویه عمروعاص تعیین شد. اما امام علی علیه السلام عبدالله بن عباس را تعیین نمود. اما طرفداران حکمیت در سپاه امام علی علیه السلام کسی جز ابوموسی اشعری را نپذیرفتند. سرانجام عمروعاص ابوموسی را فریب داد و بر خلاف توافق بینشان معاویه را به خلافت تعیین و علی علیه السلام را عزل نمود[۷] و به این شکل جنگ صفین بی نتیجه ماند.

معاویه در زمان امام حسن علیه السلام

پس از شهادت امام علی، مردم شام در بیت المقدس با معاویه به عنوان خلیفه بیعت کردند و او را امیرالمؤمنین نامیدند.[۸] امام حسن علیه السلام ابتدا برای تادیب معاویه به سمت او لشکرکشی نمود. اما نفاق‌ ها و خيانت‌ هاى سپاه امام علیه السلام موجب آن شد تا حسن بن على‌ علیه السلام به ناچار با معاویه قرارداد ترک‌ مخاصمه امضا کند. اما معاویه به هیچ یک از تعهدات صلحنامه وفا نکرد. به کشتار بى‌گناهان و دستگیرى و قتل یاران على‌ علیه السلام پرداخت و هواداران اهل بیت‌ علیهم السلام را سرکوب و قلع و قمع‌ نمود و عمال خویش را بر اموال و جانها و نوامیس مسلمین مسلط ساخت و دیکتاتورى‌ترین شیوه‌هاى حکومتى را در قالب تزویر و تبلیغات، اعمال مى‌کرد.[۹]

قتل حجر بن عدی و یارانش

در سال ۵۰ قمری که زیاد بن ابیه حکومت کوفه را، علاوه بر بصره، از طرف معاویه به دست گرفت، هنگامی که زیاد در بصره به سر می‌برد، حجر و یارانش به عَمْروبن حُرَیث، جانشین زیاد در کوفه، هنگام ایراد خطبه که با بدگویی و ناسزا به امیرمؤمنان علیه‌السلام همراه بود، سنگ ریزه پرتاب کردند. عمرو به زیاد گزارش داد و زیاد به سرعت به کوفه بازگشت و مأموران خود را فرستاد تا حجر و یارانش را دستگیر کنند.[۱۰] و آنها را همراه صد تن از لشکریانش نزد معاویه فرستاد و چون حجر و یارانش به قریه مرج عذراء در دوازده میلی دمشق رسیدند، معاویه فرمان قتل آنان را صادر کرد،[۱۱]

گرفتن بیعت برای یزید

از بدعت هاى معاویه، بیعت گرفتن اجبارى از مردم و شخصیت ها براى ولایت عهدى‌ فرزند شرابخوار و نالایقش‌ «یزید» بود. قوى‌ترین گروه مخالف با آن بیعت، بنى هاشم و در راس آنان حسین بن على‌ علیه السلام بود که مخالفت‌ خویش را آشکارا اعلام کرد.[۱۲] معاویه در سال شصت هجری به هلاکت رسید و پیش از مرگ در وصیتی که به یزید داشت، به او هشدار داد که اهل عراق، حسین بن علی را وادار به ‌خروج بر ضد او مى‌کنند.[۱۳]

پانویس

  1. ابن طقطقی، الفخری، ص۱۰۹
  2. منهاج سراج‏، طبقات ناصرى‏، ۱۳۶۳ش، ج۱، ص۹۳
  3. ابن خلدون، تاريخ‏ ابن‏ خلدون، ج‏۳ ،ص۴
  4. انساب الاشراف، ج 2، صص 212- 211
  5. جعفریان، تاریخ خلفا، ص274
  6. جعفریان، تاریخ خلفا، ص۲۷۷و۲۷۸
  7. یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۱۸۸و۱۸۹
  8. ابن قتیبه، الامامة و السیاسة، ج ۱، ص۱۶۳؛ طبری، تاریخ الرسل و الملوک، ج ۵، ص۱۶۱
  9. محدثی، فرهنگ عاشورا، ص ۴۲۸.
  10. دینوری، ص۲۲۳؛ قس ابن سعد، ج۶، ص۲۱۸
  11. ابن سعد، ج۶، ص۲۱۹؛ مسعودی، ج۳، ص۱۸۹
  12. محدثی، فرهنگ عاشورا، ص ۴۲۸.
  13. ابن طقطقی، الفخری، ص۱۱۵

منبع

  • محدثی، جواد، فرهنگ عاشورا، نشر معروف، ۱۳۷۶ش.
  • منهاج سراج‏، عثمان بن محمد، طبقات ناصرى‏، تحقيق عبد الحى حبيبى، تهران، دنياى كتاب، چاپ اول، ۱۳۶۳ش.
  • ابن طقطقى، محمد بن على بن طباطبا، الفخرى فى الآداب السلطانية و الدول الاسلامية، تحقيق عبد القادر محمد مايو، بيروت، دار القلم العربى، ط الأولى، 1418/1997.
  • ابن خلدون، عبد الرحمن بن محمد بن خلدون، تاريخ‏ ابن‏ خلدون، تحقيق خليل شحادة، بيروت، دار الفكر، ط الثانية، 1408/1988.
  • جعفریان، رسول، تاریخ خلفاء، قم، انتشارات دلیل ما، 1394ش.
  • یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب، تاریخ یعقوبی، ترجمه محمدابراهیم آیتی، تهران، علمی و فرهنگی، ۱۳۷۸ش.