قطب الدین محمد لاهیجی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(ویرایش)
 
(۲ نسخه‌ٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
==درباره قطب الدین==
+
محمد بن شیخ علی بن عبدالوهاب بن پیله فقیه اشکوری دیلمی ‌‌ملقب به «قطب‌الدین»، «شیخ الاسلام» و «بهاءالدین» از مشاهیر حکما و عارفان اسلامی ‌‌سده یازدهم هجری قمری به شمار می‌‌آید. وی از شاگردان برجسته [[میرداماد|میر محمدباقر داماد]] (متوفی ۱۰۴۲ ق) و هم‌عصر با حکیمان و عالمان بزرگی چون: [[فیض کاشانی|فیض کاشانی]] (متوفی ۱۰۹۱ ق)، [[محمدتقی مجلسی|ملا محمدتقی مجلسی]] (متوفی ۱۰۷۰ ق) و [[شیخ حر عاملی]] (متوفی ۱۱۰۴ ق) بوده و عالمی‌‌ جلیل، فاضل، عامل، متأله و متبحر در علوم و شاعر است.<ref> پیله، لفظی است گیلکی، به معنای بزرگ که در اینجا به معنای فقیه بزرگ است این کلمه در الفاظی مانند پیله سید (سید بزرگ) پیله بازار (بازار بزرگ) و استعمال می‌‌شود طبق نوشته مؤلف، در ۷ فرسنگی لاهیجان، ناحیه‌ای است که دارای هوای معتدل و آب‌های شیرین و کوه‌های بلند است وی می‌‌گوید: جد اعلای من که «پیله فقیه» می‌‌باشد، فقیهِ صالح و عالم به علوم فقه، نحو، صرف، تفسیر، معانی و بیان بود. (ر.ک: مقدمه محبوب القلوب، ترجمه سید احمد اردکانی، تصحیح و تحقیق علی اوجبی، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان چاپ و انتشارات، ۱۳۸۰ ش، ص ۲۸)</ref>
 +
==ولادت و خاندان==
  
محمد بن شيخ علي بن عبدالوهاب بن پيله فقيه اشكوري ديلمی ‌‌ملقب به «قطب‌الدين»، «شيخ الاسلام» و «بهاءالدين» از مشاهير حكما و عارفان اسلامی ‌‌سده يازدهم هجري قمري به شمار می‌‌آيد. وي از شاگردان برجسته مير محمدباقر داماد (متوفي 1042 ق) و هم‌عصر با حكيمان و عالمان بزرگي چون: فياض لاهيجي (متوفي 1051 ق)، فيض كاشاني (متوفي 1091 ق)، ملا محمدتقي مجلسي (متوفي 1070 ق) و [[شيخ حر عاملی]] (متوفي 1104 ق) بوده و عالمی‌‌ جليل، فاضل، عامل، متأله و متبحر در علوم و شاعر است.<ref> پيِله، لفظي است گيلكي، به معناي بزرگ كه در اينجا به معناي فقيه بزرگ است اين كلمه در الفاظي مانند پيله سيد (سيد بزرگ) پيله بازار (بازار بزرگ) و استعمال می‌‌شود طبق نوشته مؤلف، در 7 فرسنگي لاهيجان، ناحيه‌اي است كه داراي هواي معتدل و آب‌هاي شيرين و كوه‌هاي بلند است وي می‌‌گويد: جد اعلاي من كه «پيله فقيه» می‌‌باشد، فقيهِ صالح و عالم به علوم فقه، نحو، صرف، تفسير، معاني و بيان بود. (ر.ك: مقدمه محبوب القلوب، ترجمه سيد احمد اردكاني، تصحيح و تحقيق علي اوجبي، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، سازمان چاپ و انتشارات، 1380 ش، ص 28)</ref>
+
قطب‌الدین محمد بنا به آنچه که در خاتمه کتاب محبوب القلوب ذکر کرده در لاهیجان و در محله‌ای مشهور به «میدان» دیده به جهان گشوده است. سال تولد وی حدود ۱۰۱۰ ق. در لاهیجان بوده است و در خاندان علم، فضیلت و سیادت رشد و نمو کرده است.
  
==قطب‌الدين يا بهاءالدين==
+
قطب‌الدین محمد از طرف پدر و مادر به دو خاندان بزرگ و مهم منتسب است. پدرش شیخ علی از عالمان معروف «اشکورات» رودسر است که به خاطر داشتن موقعیت ممتاز علمی، توسط والی لاهیجان بنا به علل ناگفته، از اشکور به لاهیجان آمده و این شهر را به عنوان وطن اختیار کرده و منصب [[شیخ الاسلام|شیخ الاسلامی]] ‌‌لاهیجان را عهده‌دار گردیده است. جدش شیخ عبدالوهاب و جد اعلای او، «پیله فقیه» اشکوری، همگی از عالمان بزرگ عصر خویش در آن سامان بوده‌اند.
  
مؤلف در برخي از تأليفات خود، لقب «قطب‌الدين» و در برخي ديگر لقب «بهاءالدين» را براي خودش انتخاب نموده است. علت تعدد لقب ايشان چيست؟ در ابتدا نظري به تأليفات ايشان افكنده و سپس جواب آن را خواهيم داد. مؤلف در اولين اثر خويش، محبوب خود را قطب‌الدين معرفي نموده است. وي در مقدمه كتاب محبوب القلوب اين گونه می‌‌نويسد: و بعد يقول الفقير الي الله الغنيّ المغني قطب‌الدين محمد بن شيخ علي الشريف الديلمی ‌‌اللاهجي...<ref> ريحانةالادب، ج 4، ص 474؛ لغت نامه دهخدا، ج 32، ص 351؛ نجوم السماء، ص 148؛ مقدمه تفسير شريف لاهيجي به قلم محدث ارموي، ص 5؛ پيشينه تاريخي فرهنگي لاهيجان و بزرگان، ص 489؛ دانشوران و دولت مردان گيل و ديلم، ص 85 و 601.</ref>
+
مادرش نیز زنی علوی به نام فاطمه است که همراه پدر (سید علی) و پدر بزرگش (سید محمد یمنی) از ترس پادشاه روم برای حفظ مذهب خود به [[ایران|ایران]] آمدند. این سه، در قزوین بر شاه طهماسب صفوی وارد و از سوی وی مورد اکرام قرار گرفتند. قطب الدین در وصف مادر خود می‌‌نویسد: مادرم از سادات جلیل القدر، مؤمنه، عابده، زاهده و دارای علوم ظاهری و باطنی و واجد صفات ممتاز اخلاقی و روحی بوده است.  
  
وي در مقدمه كتاب شرح عرفاني-فلسفي [[صحيفه سجاديه]] می‌‌نويسد: باعث جرأت فقير بي‌ بضاعت قطب‌الدين محمد بن شيخ علي الشريف الديلمی ‌‌اللاهجي مولداً والديلمی ‌‌محتداً كه رأس المال و ذخيره مآلش جهت حضرات طاهرات ائمه دين صلوات الله عليهم اجمعين است بر تحرير ترجمه دعوات.<ref> محبوب القلوب، خطي، ص 3 از حضرت آيت الله محفوظي كه اين نسخه خطي را در اختيارم گذاشتند كمال تقدير را دارم.</ref>
+
'''قطب‌الدین یا بهاءالدین:'''
  
ولي در تفسير شريف لاهيجي و كتاب خيرالرجال، مؤلف براي خود لقب «بهاءالدين» را ذكر می‌‌كند و همين تعدد لقب باعث شده كه علامه تهراني در كتاب مصفي المقال<ref> مقدمه تفسر شريف لاهيجي، به قلم محدث ارموي، ص 7.</ref> از قطب‌الدين اشكوري و بهاءالدين اشكوري به طور جداگانه اسم ببرد. ولي در كتاب «الذريعه» تحت عنوان خيرالرجال می‌‌گويد: الَّفَه الشيخ بهاءالدين محمد بن الشيخ ملا علي الشريف الديلمی ‌‌اللاهيجي المظنون قويّاً انه هو الذي ترجمه الشيخ الحرّ في امل الآمل مولانا قطب‌الدين محمد بن علي... و من توصيفه بمولانا يظهر حياته عند تأليف امل الآمل (1097 هـ.ق) كما يعلم من ديدنه...
+
مؤلف در برخی از تألیفات خود، لقب «قطب‌الدین» و در برخی دیگر لقب «بهاءالدین» را برای خودش انتخاب نموده است. علت تعدد لقب ایشان چیست؟ در ابتدا نظری به تألیفات ایشان افکنده و سپس جواب آن را خواهیم داد. مؤلف در اولین اثر خویش، محبوب القلوب خود را قطب‌الدین معرفی نموده است: و بعد یقول الفقیر الی الله الغنی المغنی قطب‌الدین محمد بن شیخ علی الشریف الدیلمی ‌‌اللاهجی... .<ref> ریحانةالادب، ج ۴، ص ۴۷۴؛ لغت نامه دهخدا، ج ۳۲، ص ۳۵۱؛ نجوم السماء، ص ۱۴۸؛ مقدمه تفسیر شریف لاهیجی به قلم محدث ارموی، ص ۵؛ پیشینه تاریخی فرهنگی لاهیجان و بزرگان، ص ۴۸۹؛ دانشوران و دولت مردان گیل و دیلم، ص ۸۵ و ۶۰۱.</ref>
  
بنابراين بسيار بعيد است كه دو نفر با يك اسم و نسب و محل در يك عصر باشند و كتاب ثمرةالفؤاد از يكي از آن دو و كتاب خيرالرجال از ديگري باشد و هر دو در يك سال (1075 ق) نوشته شده باشد و در هيچ كتاب رجالي به طور مجزا اسم برده نشده باشند. از اينجا به خوبي می‌‌توان پي برد كه صاحب ترجمه، داراي دو لقب بوده؛ يكي «بهاءالدين» و ديگري «قطب‌الدين» يا لااقل در برهه‌اي از زمان به لقب «قطب‌الدين» و در برهه‌اي ديگر به لقب «بهاءالدين» ملقب بوده است.<ref> مصفي المقال، ص 370.</ref>
+
ولی در تفسیر شریف لاهیجی و کتاب خیرالرجال، مؤلف برای خود لقب «بهاءالدین» را ذکر می‌‌کند و همین تعدد لقب باعث شده که علامه تهرانی در کتاب مصفی المقال<ref> مقدمه تفسر شریف لاهیجی، به قلم محدث ارموی، ص ۷.</ref> از قطب‌الدین اشکوری و بهاءالدین اشکوری به طور جداگانه اسم ببرد. ولی در کتاب «الذریعه» تحت عنوان خیرالرجال می‌‌گوید: الَّفَه الشیخ بهاءالدین محمد بن الشیخ ملا علی الشریف الدیلمی ‌‌اللاهیجی المظنون قویاً انه هو الذی ترجمه الشیخ الحرّ فی امل الآمل مولانا قطب‌الدین محمد بن علی... و من توصیفه بمولانا یظهر حیاته عند تألیف امل الآمل (۱۰۹۷ هـ.ق).
  
و اما احتمال قوي‌تر درباره تغيير لقب صاحب ترجمه از «قطب‌الدين» به «بهاءالدين» می‌‌توان به تغيير در مشرب و طرز تفكر وي اشاره كرد، چنانچه مرحوم محدث ارموي در مقدمه تفسير شريف لاهيجي آورده است: «اگر اندكي تأمل شود می‌‌توان احتمال داد مصنف (صاحب ترجمه) در اوايل عمر خود داراي مشرب و مذاق حكمی‌‌ و فلسفي بوده و در آن اوان، كتاب محبوب القلوب و همچنين شرح صحيفه سجاديه را تأليف كرده است و در اواخر حال، نظر به رواج [[احاديث]] و اخبار، در نتيجه بيانات محمدامين استرآبادي رضوان الله تعالي عليه كه تكان بزرگ به علماي آن عصر داده؛ بلكه روش استنباط را عوض كرده، چنان كه شواهد جليه دال بر آن است، از آن مشرب و مذاق برگشته و اين تفسير (تفسير شريف لاهيجي) را طبق مذاق اهل حديث و روايت نوشته است».<ref> مقدمه تفسير شريف لاهيجي، ص 8.</ref>
+
بنابراین بسیار بعید است که دو نفر با یک اسم و نسب و محل در یک عصر باشند و کتاب ثمرةالفؤاد از یکی از آن دو و کتاب خیرالرجال از دیگری باشد و هر دو در یک سال (۱۰۷۵ ق) نوشته شده باشد و در هیچ کتاب رجالی به طور مجزا اسم برده نشده باشند. از اینجا به خوبی می‌‌توان پی برد که صاحب ترجمه، دارای دو لقب بوده؛ یکی «بهاءالدین» و دیگری «قطب‌الدین» یا لااقل در برهه‌ای از زمان به لقب «قطب‌الدین» و در برهه‌ای دیگر به لقب «بهاءالدین» ملقب بوده است.<ref> مصفی المقال، ص ۳۷۰.</ref>
  
شاهد مطلب اين است كه در تفسير شريف لاهيجي مؤلف ضمن تحقيقي نوشته است: «منقول از ملا محمدامين استرآبادي رحمةالله تعالي است كه گفته...»<ref> همان، ص 48.</ref> در جاي ديگر در ذيل آيه «ربنا اغفرلي ولوالدي...» گفته است: چنان كه مولانا محمدامين استرآبادي تصريح بر اين كرده است.<ref> همان، ج 1، ص 679.</ref> و غير ذالك.
+
و اما احتمال قوی‌تر درباره تغییر لقب صاحب ترجمه از «قطب‌الدین» به «بهاءالدین» می‌‌توان به تغییر در مشرب و طرز تفکر وی اشاره کرد، چنانچه مرحوم [[محدث ارموی|محدث ارموی]] در مقدمه [[تفسیر شریف لاهیجى (کتاب)|تفسیر شریف لاهیجی]] آورده است: «اگر اندکی تأمل شود می‌‌توان احتمال داد مصنف (صاحب ترجمه) در اوایل عمر خود دارای مشرب و مذاق حکمی‌‌ و فلسفی بوده و در آن اوان، کتاب محبوب القلوب و همچنین شرح صحیفه سجادیه را تألیف کرده است و در اواخر حال، نظر به رواج [[احادیث]] و اخبار، در نتیجه بیانات [[محمدامین استرآبادی|محمدامین استرآبادی]] رضوان الله تعالی علیه که تکان بزرگ به علمای آن عصر داده؛ بلکه روش استنباط را عوض کرده، چنان که شواهد جلیه دال بر آن است، از آن مشرب و مذاق برگشته و این تفسیر (تفسیر شریف لاهیجی) را طبق مذاق اهل حدیث و روایت نوشته است».<ref> مقدمه تفسیر شریف لاهیجی، ص ۸.</ref>
  
در هر صورت وي چون در ابتدا مذاق فلسفي و عرفاني داشته و به آثار تعقلي توجه داشت لذا قطب‌الدين را می‌‌پسنديد؛ ولي در اواخر، چون مذاق اخباري و تعبدي به خود گرفته بود لقب بهاءالدين را در تفسير براي خود برمی‌‌گزيند.
+
شاهد مطلب این است که در تفسیر شریف لاهیجی مؤلف ضمن تحقیقی نوشته است: «منقول از ملا محمدامین استرآبادی رحمةالله تعالی است که گفته...»<ref> همان، ص ۴۸.</ref> در جای دیگر در ذیل آیه «ربنا اغفرلی ولوالدی...» گفته است: چنان که مولانا محمدامین استرآبادی تصریح بر این کرده است.<ref> همان، ج ۱، ص ۶۷۹.</ref> و غیر ذالک. در هر صورت وی چون در ابتدا مذاق [[فلسفه|فلسفی]] و [[عرفان|عرفانی]] داشته و به آثار تعقلی توجه داشت لذا قطب‌الدین را می‌‌پسندید؛ ولی در اواخر، چون مذاق اخباری و تعبدی به خود گرفته بود لقب بهاءالدین را در تفسیر برای خود برمی‌‌گزیند.
  
==تولد قطب الدین محمد==
+
==تحصیلات و فعالیت علمی==
  
قطب‌الدين محمد بنا به آنچه كه در خاتمه كتاب محبوب القلوب ذكر كرده در لاهيجان و در محله‌اي مشهور به «ميدان» ديده به جهان گشوده است. سال تولد وي حدود 1010 ق. در لاهيجان بوده است و در خاندان علم، فضيلت و سيادت رشد و نمو كرده است.
+
قطب‌الدین در دوران کودکی از نعمت وجود پدر محروم شد و زیر نظر مادر فاضله‌اش تربیت یافت. سال ورود وی به مرکز علمی ‌‌لاهیجان معلوم نیست؛ ولی قسمت عمده تحصیلاتش را در لاهیجان سپری نموده است. وی در حدود سال ۱۰۳۵ ق. به حوزه علمیه [[اصفهان]] - که در آن عصر مرکز علمی ‌‌دنیای [[اسلام]] بود - وارد گردید. او در محضر عالمان مشهوری چون [[میرداماد]] و [[ملاصدرا]] تلمذ کرد و سال‌ها از دانش بیکران آنان خوشه‌ها چید و به تکمیل معلومات خود پرداخت. وی بعد از رحلت استادانش (میرداماد در سال ۱۰۴۳ ق. و ملاصدرا ۱۰۵۰ ق) برای [[صله رحم|صله ارحام]] به لاهیجان رفت و در این شهر رحل اقامت افکند. وی در این ایام با مرگ برادرش جلال‌الدین محمد که مقام «[[شیخ الاسلام|شیخ الاسلامی]]» لاهیجان را به عهده داشت مواجه شد و پس از برادرش عهده‌دار منصب «شیخ الاسلامی» لاهیجان گردید و همین امر باعث اقامت دائمی‌‌ وی در لاهیجان شد. وی به تألیف، تصنیف و به مشاغل و مناصب دینی می‌‌پرداخته است. او از روزگار کج مدار شکوه نموده به خاطر این که مشغولیات پدر و برادر، نگذاشته است که وی به کسب علوم و آداب بپردازد و از اذیت و آزار عالمان غیرعامل در رنج بوده است.  
  
==خاندان علم و سيادت لاهیجی==
+
وی در سال ۱۰۵۸ ق. مشغول تألیف کتاب محبوب القلوب در لاهیجان بوده است. او ضمن گلایه از روزگار و عالمان غیرعامل، خود عالمی ‌‌عامل و فقیه بارعی بوده. قطب‌الدین حادثه حریقی را که باعث از بین رفتن خانه‌ها، اشیا و کتب او گردیده با اندوه متذکر شده است: در سال ۱۰۵۸ ق. در شهر لاهیجان آتش سوزی‌ای اتفاق افتاد که در آن، خانه و اشیای نفیس و مهم من از جمله حدود ۶۰۰ جلد کتاب از کتاب‌های نفیسه که در میان آن‌ها، کتاب‌هایی به خط [[خواجه نصیرالدین طوسی|خواجه نصیرالدین طوسی]] و [[علامه حلی]] بود، در آتش سوخت. نیز بسیاری از نوشتجات پدر، برادرم و خودم که به خط خودم نوشته، تصحیح و مقابله کرده بودم، همه طعمه آتش شد. حتی برای من به جز سرمایه حقیقی و گرانبهای واقعی که حسن ظن به خدا و محبت [[اهل البیت|اهل بیت]] عصمت و طهارت علیهم‌السلام باشد، چیز دیگر باقی نماند.<ref> محبوب القلوب، خطی، ص ۵۱.</ref>
  
قطب‌الدين محمد از طرف پدر و مادر به دو خاندان بزرگ و مهم منتسب است. پدرش شيخ علي از عالمان معروف «اشكورات» رودسر است كه به خاطر داشتن موقعيت ممتاز علمي، توسط والي لاهيجان بنا به علل ناگفته، از اشكور به لاهيجان آمده و اين شهر را به عنوان وطن اختيار كرده و منصب شيخ الاسلامی ‌‌لاهيجان را عهده‌دار گرديده است. جدش شيخ عبدالوهاب و جد اعلاي او، «پيله فقيه» اشكوري، همگي از عالمان بزرگ عصر خويش در آن سامان بوده‌اند.
+
قطب‌الدین در سال ۱۰۸۶ ق. به هندوستان سفر کرد و کتاب تفسیر شرف را در شهر «پتنه» (عظیم‌آباد هندوستان)<ref> همان، حاشیه.</ref> به اتمام رسانید. علت سفر وی به هندوستان معلوم نیست؛ البته این احتمال قوی به نظر می‌‌رسد که مؤلف، نزدیک به تمام شدن تفسیر، به هند رفته و این کتاب را در دست تألیف داشته و در شهر پتنه هند اجزای آخر آن را تمام کرده باشد.<ref> «پتنه» یا «پتنا» یکی از شهرهای مرکزی ایالت بهار هندوستان است. ر.ک: پیشینه تاریخی لاهیجان، ص ۵۰۱، به نقل از کتاب سرزمین هند، ص ۴۲۱.</ref>
  
مادرش زني علوي به نام فاطمه است كه همراه پدر (سيد علي) و پدر بزرگش (سيد محمد يمني) از ترس پادشاه روم براي حفظ مذهب خود به ايران آمدند. اين سه، در قزوين بر شاه طهماسب صفوي وارد و از سوي وي مورد اكرام قرار گرفتند. به دستور شاه آنان در منزل قاضي محمد رازي كه از مقربان سلطان بود، به مدت 3 ماه ماندگار شدند؛ ولي به علت بدي آب و هوا و ناسازگاري آن با وضع مزاجي، سيد محمد يمني از دنيا رفت.
+
==آثار و تألیفات==
  
شاه طهماسب صفوي فرماني براي والي لاهيجان نوشت و چون آب و هوايش موافق با هواي يمن بود، سيد علي و تنها دخترش فاطمه (مادر قطب‌الدين)، راهي اشكور و پس از مدتي به لاهيجان وارد شدند و مورد اكرام والي لاهيجان قرار گرفته و منزلي در جوار عمارتش براي آنان تهيه كرد. به واسطه رفاقت و الفتي كه بين پيله فقيه و سيد علي يمني بود. پيله فقيه دختر سيد علي را براي پسرش كه فقيهي عامل بود، خواستگاري نمود و به عقد او درآورد.
+
تاکنون ۹ اثر از قطب‌الدین، در علوم گوناگون همانند: [[تفسیر قرآن|تفسیر]]، علوم [[روایت|روایی]]، [[فقه]]، [[فلسفه]]، [[کلام]]، [[عرفان]]، [[اخلاق]] و [[ریاضی|ریاضیات]] شناخته شده است:
  
قطب الدين چگونگي سكونت جدي مادري (سيد علي) در لاهيجان را اين گونه می‌‌نويسد: «شاه طهماسب صفوي فرماني براي امراي لاهيجان نوشت تا سيد علي يمني (جد) و دخترش فاطمه (مادرم) را اكرام نمايند و آن فرمان الآن نزد مؤلف (قطب‌الدين محمد) موجود است. سيد علي و دخترش به لاهيجان آمدند و بر جد من پيله فقيه اشكوري وارد شدند و اهالي محلات لاهيجان ازدحام كردند و اهالي هر محله‌اي می‌‌خواستند كه سيد علي و دخترش در محله آنان اقامت نمايند. چون اين امر به منازعه كشيد، والي لاهيجان گفت: ما آنان را در مكاني كه نزديك ما باشد سكنا می‌‌دهيم و در محله مشهور به «ميدان»، قطعه زميني نزديك قلعه‌اي كه محل سكناي ولات و حكام تاكنون است، می‌‌خريم و براي آنان عمارتي بنا می‌‌كنيم؛ تا در آن ساكن شوند. مؤلف می‌‌گويد آن موضع الآن محل سكونت ما، در لاهيجان است».
+
*۱. [[تفسیر شریف لاهیجى (کتاب)|تفسیر شریف لاهیجی]]؛ این تفسیر به زبان فارسی و در چهار جلد تدوین شده و تفسیر مبسوطی است که بیشتر صبغه روایی دارد و در رتبه تفاسیر متوسط قرار می‌‌گیرد، یعنی از حد یک ترجمه و تفسیر ساده فراتر بوده و در عین حال چندان عمیق، مفصل و فنی نیست. مؤلف، این کتاب را در شهر پتنه هند در سال ۱۰۸۶ ق. به اتمام رسانده است. این تفسیر تاکنون دوبار چاپ شده؛ نخست بخشی از آن در هند در حاشیه تفسیر لوامع التنزیل و تحت عنوان تفسیر بهیه و بار دوم به صورت کامل با تصحیح و تحقیق مرحوم دکتر سید جلال الدین محدث ارموی که در مقدمه، صاحب کتاب را معرفی کرده است. این کتاب در سال ۱۳۴۰ ق. چاپ شده است و نیز دکتر آیتی دو جلد آن را به صورت جداگانه تصحیح نموده است. در مقدمه آن از دگرگونی‌هایی که در روش اخلاقی و مذهبی و عقیدتی مؤلف پدید آمده، سخن به میان آمده است. قطب‌الدین در این کتاب از رساله مثالیه خود بسیار نقل قول نموده است.<ref> همان، ص ۴.</ref>
  
و آن گاه می‌‌نويسد: مادرم از سادات جليل القدر، مؤمنه، عابده، زاهده و داراي علوم ظاهري و باطني و واجد صفات ممتاز اخلاقي و روحي بوده است.
+
*۲. محبوب القلوب؛ شاید به جرأت بتوان گفت که محبوب القلوب قطب‌الدین اشکوری، یکی از مهمترین منابع، در زمینه تاریخ [[فلسفه]] و حاوی ویژگی‌هایی است که آن را از آثار مشابه ممتاز می‌‌گرداند. محبوب القلوب از پنج بخش اساسی تشکیل شده است: مقدمه: در بیان حقیقت فلسفه و مبدأ پیدایش آن. مقاله نخست: در شرح حال و آرای حکمای پیش از [[اسلام]]، از [[حضرت آدم علیه السلام|حضرت آدم]] تا یحیی نحوی است از جمله آنان است: حضرت آدم علیه‌السلام، شیث، [[حضرت ادریس]] علیه‌السلام، هرمس، اسقلبیوس، بقراط، جالینوس، [[لقمان]]، انباذقلس، فیثاغورس، سقراط، افلاطون، ارسطو، اسکندر، [[ذوالقرنین|ذوالقرنین]] و... . مقاله دوم: به شرح حال ۱۲۶ فیلسوف اختصاص دارد که از حرث بن کلده ثقفی آغاز و به میر غیاث‌الدین منصور دشتکی ختم می‌‌شود. از جمله فیلسوفان صاحب نامی‌‌ که در این قسمت به آن‌ها پرداخته شده می‌‌توان به شخصیت‌های ذیل اشاره کرد: بختشیوع، حنین بن اسحاق، اسحاق بن حنین، کندی، ثابت بن مرة، متی بن یونس و... . اشکوری در پایان این بخش به شرح حال ۳۱ تن از بزرگان [[عرفان]] و [[تصوف]] اشاره کرده که از جمله آن‌هاست: [[اويس قرنى|اویس قرنی]]، [[کمیل بن زیاد نخعی|کمیل بن زیاد نخعی]]، ذوالنون مصری، [[ابراهیم ادهم|ابراهیم بن ادهم]] و... . مقاله سوم: در سیره [[ائمه اطهار|امامان]] معصوم علیهم‌السلام و بخشی از [[احادیث]] مروی از ایشان و مشایخ [[امامیه|امامیه]] است. خاتمه: در شرح حال مؤلف و اجدادش. قطب‌الدین در محبوب القلوب در کنار بیوگرافی اجمالی هر فیلسوف، به تبیین و تفسیر دیدگاه‌ها و اندیشه‌های وی پرداخته و آن گاه که آن را مطابق با واقع نمی‌‌بیند، با عبارت «لعلّ مراده» (شاید مقصودش این باشد) و نظایر آن، دست به توجیه زده و به گونه‌ای تفسیر می‌‌کند که از دید خودش ایرادی بر آن وارد نشود. مؤلف، در این کتاب نشان داده که فقط یک مورخ نیست؛ بلکه فیلسوفی تمام عیار است. او آثار فلسفی ارزشمندی دارد و از شاگردان ممتاز مکتب فلسفی [[میرداماد]] به شمار می‌‌آید؛ از این رو تفسیر و تحلیل‌های وی می‌‌تواند قابل استناد و تأمل باشد و به راحتی نمی‌‌توان از کنار آن‌ها گذاشت. ختم کتابت این نسخه در سال ۱۰۹۵ ق. بدست شیخ محمدجعفر فرزند قطب‌الدین صورت گرفته است. اخیراً نسخه محبوب القلوب (مجلس شورای اسلامی) با ترجمه سید احمد اردکانی، با تصحیح و تحقیق: علی اوجبی که یک جلد آن در حدود ۶۰۰ صفحه است، در سال ۱۳۸۰ ش. به چاپ رسیده است.<ref> مقدمه محبوب القلوب، (نسخه مجلس شورای اسلامی)، ترجمه سید احمد اردکانی، ۱۳۸۰ ش، ص ۲۴.</ref>
  
==داستانی از قطب الدین محمد==
+
*۳. فانوس الخیال فی ارادة عالم المثال یا الرسالة المثالیه؛ این اثر به زبان عربی آمیخته به فارسی نوشته شده است. در این رساله، نخست با استناد به [[حدیث|احادیث]] مروی از امامان معصوم علیهم‌السلام به تبیین عالم مثال و صُوَر مثالی پرداخته شده و پس از آن دیدگاه‌های حکمای اشراقی، عرفا، صوفیه و اهل ذوق تفسیر شده است. تاریخ ختم کتابت در سال ۱۰۷۷ ق. است.<ref> همان، ص ۵۰-۵۵.</ref> این کتاب به ادعای [[شیخ آقا بزرگ تهرانی|علامه تهرانی]]، سومین کتاب قطب‌الدین لاهیجی است.<ref> [[الذریعه]]، ج ۱۶، ص ۱۰۰.</ref>
  
جد مادري قطب‌الدين (سيد علي يمني) داراي علوم باطني و علوم غريبه بود. مؤلف می‌‌گويد: پدرم (شيخ علي) برايم قصه لطيفي را بدين صورت نقل كرد: مادرم (مادر شيخ علي) برايم نقل كرده پدرم سيد علي فرزندي جز من (فاطمه) نداشت. بنابراين علوم واجبات و مستحبات و نحو و صرف و علوم رمل را به من آموخت. روزي مادرم به من گفت: شما فرزندي جز او نداريد، پس از آن علوم غريبه‌اي كه می‌‌دانيد و در بلاد روم آموخته‌ايد به وي بياموزيد.
+
. الخطرات القلبیة یا اعمال القلب؛ این اثر به زبان عربی نگاشته شده و می‌‌کوشد این نکته را تبیین کند که آدمی‌‌ به خاطر خطورات قلبی مؤاخذه خواهد شد. وی این کتاب را به درخواست برخی از دوستانش و در جواب سؤال مؤاخذ از خطورات قلبی، نوشته است.<ref> طبقات اعلام الشیعه، قرن ۱۲، ص ۶۹۸.</ref>
  
سيد علي گفت: علوم غريبه از اسراري است كه بايد از غير اهلش پنهان داشته شود و به هر كس نبايد آموخت و زن‌ها تحمل آموختن اين علوم را ندارند.
+
*۵. ثمرة الفؤاد؛ در بیان اسرار [[احکام]] و حقایق اعمال عبادی، شامل: مقدمه درباره این که [[عقل]] رسول باطنی است و دو مائده که هر یک متضمن بخش‌های جزیی‌تر به نام ثمره است و به بیان اسرار عبادات و معاملات تا پایان دیات پرداخته و خاتمه‌ای در تعیین فرقه ناجیه است.<ref> الذریعه، ج ۱۶، ص ۱۰۰؛ محبوب القلوب، ج ۱، ص ۲۲۰.</ref>
  
من از مادرم بسيار می‌‌خواستم كه به پدر (سيد علي) اصرار كند تا آن علوم را به من بياموزد و سرانجام پدرم (سيد علي) گفت: پاره‌اي از آن را به او می‌‌آموزم اگر مراعات آن را نمود بقيه را نيز به او خواهم آموخت و به من گفت اگر خواستي وقايع آينده براي تو آشكار شود ابتدا بايد كارهايي را انجام بدهي. سپس كبوتري نزد تو می‌‌آيد و مقابل تو می‌‌نشيند و با تو سخن می‌‌گويد و اگر بخواهي، هر واقعه و حادثه‌اي را كه اتفاق خواهد افتاد، به تو می‌‌گويد. روزي پدرم از خانه بيرون رفته بود و اتاق او (كتابخانه‌اش) طبق معمول، قفل بود. به فكرم رسيد كه آن عمل را در خلوت انجام بدهم تا ببينم پدرم راست گفته است يا خواسته مرا دست به سر كند. لذا درب اتاقش را باز نمودم و وارد شدم، تا كسي مرا نبيند و آن اعمال را انجام دادم.  
+
*۶. خیر الرجال؛ این کتاب به زبان عربی آمیخته به فارسی است. در این اثر [[علم رجال|رجالی]]، احوال راویان اسناد کتاب [[من لایحضره الفقیه]] به ترتیب ابواب آن بیان شده و در فهرست پایانی کتاب نام راویان به ترتیب حروف الفبا ذکر گردیده است. شیخ [[آقا بزرگ تهرانی]] درباره این کتاب توصیفات بلندی دارد.<ref> مقدمه محبوب القلوب، ص ۲۵.</ref> و سید اعجاز حسین هندی نیز تصریح کرده، هر که در این اثر تأمل کند به عمق دانش، قوت با قدرت نقادی و تحقیقات استوار وی پی می‌‌برد که بسیاری از کتاب‌های مشابه فاقد آن است.<ref> همان، ص ۲۴؛ الذریعه، ج ۷، ص ۲۸۳.</ref>
  
وقتي تمام شد، كبوتري از روزنه طرف غربي اتاق پدرم وارد شد و بر طاقچه اتاق نشست و شروع به سخن گفتن كرد و من چون چنين ديدم، سينه‌ام تنگ شد و بدنم به لرزش افتاد و ناله‌اي زدم و غش كردم. مادرم صداي شيون مرا شنيد و در همان وقت پدرم نيز وارد خانه شد. وي چون مرا بدين حالت ديد به مادرم گفت كه بدن مرا مالش دهد و گلاب و بخورات مناسب آماده كند، تا اين كه كم‌كم حالم خوب شد. آن گاه با خشم رو به مادرم كرد و گفت: نتيجه پيروي از قول زن‌ها جز پيشماني و ندامت نيست.<ref> همان، ص 674.</ref>
+
*۷. شرح الصحیفة السجادیه؛ که ترجمه فارسی و شرح مختصری است بر [[صحیفه سجادیه]] و بیشتر صبغه عرفانی-اخلاقی دارد.<ref> تفسیر شریف لاهیجی، ج ۱، ص ۷۳.</ref>
  
==كودكي و تحصيلات قطب‌الدين==
+
*۸. شرح بیتی از مثنوی؛<ref> مقدمه محبوب القلوب، ص ۲۴.</ref>
  
قطب‌الدين در دوران كودكي از نعمت وجود پدر محروم شد و زير نظر مادر فاضله‌اش تربيت يافت. سال ورود وي به مركز علمی ‌‌لاهيجان معلوم نيست؛ ولي قسمت عمده تحصيلاتش را در لاهيجان سپري نموده است. وي در حدود سال 1035 ق. به حوزه علميه اصفهان - كه در آن عصر مركز علمی ‌‌دنياي [[اسلام]] بود - وارد گرديد. او در محضر عالمان مشهوري چون ميرداماد و [[ملاصدرا]] تلمذ كرد و سال‌ها از دانش بيكران آنان خوشه‌ها چيد و به تكميل معلومات خود پرداخت. وي بعد از رحلت استادانش: ميرداماد در سال 1043 ق. و ملاصدرا 1050 ق. براي صله ارحام به لاهيجان رفت و در اين شهر رحل اقامت افكند.  
+
. لطائف الحساب در ریاضیات.<ref> تفسیر شریف لاهیجی، ج ۱، ص ۴۳.</ref>
  
وي در اين ايام با مرگ برادرش جلال‌الدين محمد كه مقام «شيخ الاسلامي» لاهيجان را به عهده داشت مواجه شد و پس از برادرش عهده‌دار منصب «شيخ الاسلامي» لاهيجان گرديد و همين امر باعث اقامت دائمی‌‌ وي در لاهيجان شد. وي به تأليف، تصنيف و به مشاغل و مناصب ديني می‌‌پرداخته است. او از روزگار كج مدار شكوه نموده به خاطر اين كه مشغوليات پدر و برادر، نگذاشته است كه وي به كسب علوم و آداب بپردازد و از اذيت و آزار عالمان غيرعامل در رنج بوده است.
+
قطب‌الدین دارای قریحه [[شعر|شعری]] نیز بوده است. با ملاحظه کتاب محبوب القلوب و... این مطلب صریحاً آشکار می‌‌شود؛ زیرا مؤلف مقدار زیادی از اشعار را به صراحت به خود اسناد می‌‌هد. از ملاحظه این اشعار پرمغز و پخته، قدرت طبع و قریحه سرشار و توانایی وی در شعر بدست می‌‌آید. در محبوب القلوب این گونه آورده است:
  
وي در سال 1058 ق. مشغول تأليف كتاب محبوب القلوب در لاهيجان بوده است. او ضمن گلايه از روزگار و عالمان غيرعامل، خود عالمی ‌‌عامل و فقيه بارعي بوده. قطب‌الدين حادثه حريقي را كه باعث از بين رفتن خانه‌ها، اشيا و كتب او گرديده با اندوه متذكر شده است: در سال 1058 ق. در شهر لاهيجان آتش سوزي‌اي اتفاق افتاد كه در آن، خانه و اشياي نفيس و مهم من از جمله حدود 600 جلد كتاب از كتاب‌هاي نفيسه كه در ميان آن‌ها، كتاب‌هايي به خط خواجه نصيرالدين طوسي و [[علامه حلی]] بود، در آتش سوخت. نيز بسياري از نوشتجات پدر، برادرم و خودم كه به خط خودم نوشته، تصحيح و مقابله كرده بودم، همه طعمه آتش شد. حتي براي من به جز سرمايه حقيقي و گرانبهاي واقعي كه حسن ظن به خدا و محبت اهل بيت عصمت و طهارت علیهم‌السلام باشد، چيز ديگر باقي نماند.<ref> محبوب القلوب، خطي، ص 51.</ref>
+
خدایا لطف کن علم لدنّی * کزو قائم شود ارکان دینی
  
==مسافرت قطب الدین به هندوستان==
+
ز تحقیقات اشراقی چه لافی * ز تدقیقات مشایی چه بافی
  
قطب‌الدين در سال 1086 ق. به هندوستان سفر كرد و كتاب تفسير شرف را در شهر «پتنه» (عظيم‌آباد هندوستان)<ref> همان، حاشيه.</ref> به اتمام رسانيد. علت سفر وي به هندوستان معلوم نيست؛ ولي مسلم است كه زن و فرزندان وي در لاهيجان ساكن بوده‌اند.
+
حکیمی‌‌ کو براه عقل پوید * تو گویی علم خود از جهل جوید
  
«تمّ تأليف هذه الترجمة الانيفة علي يد مؤلفه بهاءالدين محمد بن شيخ علي بن عبدالوهاب ابن پيله فقيه الاشكوري الديلمی ‌‌الشريف اللاهجّي عفا الله عنهم في شهر مولود من نزل عليه القرآن صلوات الله عليه و آله في يوم الثلثاء اربع و عشرين من سنة ستّ و ثمانين و الف (1086 هـ.ق) من هجرة خير البرية علي آله الصلوة والتحية في بلدة پتنه صانها الله عن الفساد و الفتنه من بلاد الهند».
+
به عقل خود چسان پیچیده گویی * که نقلی در جهان نشنیده گویی
  
البته اين احتمال قوي به نظر می‌‌رسد كه مؤلف، نزديك به تمام شدن تفسير، به هند رفته و اين كتاب را در دست تأليف داشته و در شهر پتنه هند اجزاي آخر آن را تمام كرده باشد.<ref> «پتنه» يا «پتنا» يكي از شهرهاي مركزي ايالت بهار هندوستان است. ر.ك: پيشينه تاريخي لاهيجان، ص 501، به نقل از كتاب سرزمين هند، ص 421.</ref>
+
ترا از آب و عقل اهل یونان * طهارت کی شود حاصل به بایقان
  
==سفر مجدد ایشان به اصفهان و حادثه ديگر==
+
ز خاک یثرب نقل ار نمایی * تیمّم به که زیشان آب خواهی
  
معلوم نيست قطب‌الدين چند سال در هند اقامت داشته است. وي از طريق دريا به ايران بازگشت و در سال 1088 ق. به اصفهان رسيد و در اين شهر اقامت گزيد. وي در اصفهان به امور علمی ‌‌می‌‌پرداخته كه خبر حادثه عظيم زلزله در لاهيجان و گيلان به وي می‌‌رسد و وي را به سختي ناراحت و نگران می‌‌نمايد.
+
گر آیین کلامت خوش نماید * ترا تحقیق بی شبهت فزاید
  
وي در اين باره می‌‌نويسد: روز چهارشنبه عيد قربان سال 1088 ق. به هنگام [[نماز صبح]]، زلزله عظيم و هولناكي در گيلان، خصوصاً در شهر ما، لاهيجان روي داد. به طوري كه در ظرف 6 دقيقه، بيشتر ساختمان‌ها و مسجدها، خصوصاً مسجد جامع با مناره‌هاي بلندش، زيارتگاه‌ها، حمام‌ها و پل‌ها ويران شد. ساختمان‌هاي مسكوني ما نيز به كلي منهدم شد، به طوري كه قابل تعمير و اصلاح نبود. در اين واقعه هولناك بيش از 60 نفر كه بيشترشان در حمام‌ها بودند، جان سپردند. اگر اين واقعه در دل شب وقتي كه مردم خواب بودند اتفاق می‌‌افتاد، گمان می‌‌رفت بازماندگان اين واقعه كمتر از جان سپردگان باشد.
+
سخن جویی ز صوفی خود چه حاصل * که گوید از ریاضت گشته واصل
  
از آنجا كه من در آن زمان، در دارالسلطنه اصفهان بودم خبر اين واقعه پس از 20 روز شفاهاً به وسيله مسافران به من رسيد. پيش از آن كه كيفيت واقعه به وسيله نامه به من برسد. به دليل نگراني از حال فرزندان، برادران، بستگان، خويشان و خدمتگزاران و غير ايشان از ساكنان اهل خانه‌ام چنان مضطرب بودم كه قلم از تقرير و انگشتان از بيانش، عاجز است. پس از 5 روز از شنيدن اين خبر به طور مجمل، نامه‌اي از فرزند عزيزم، شيخ ابوسعيد رسيد. در اين نامه آمده بود فرزندان و برادران و ساير مردان و زنان از خدمتگزاران و غير ايشان از ساكنان اهل خانه من همه سالمند، پس شكر خدا را به جا آوردم، چنان كه عادت و روش به هنگام وقوع حوادث است.<ref> مقدمه تفسير شريف، ص 49؛ [[اعيان الشيعه]]، ج 9، ص 431؛ طبقات اعلام الشيعه، ج 5، ص 497؛ قرن 12، ص 699.</ref>
+
نمود از گوشه گیری پلّه پلّه * گمان اعتکاف شرع چله
  
==شعر قطب الدین محمد==
+
چو در دین عجایز عجز بودست * از آن پیغمبر این طاعت شنود است
  
قطب‌الدين داراي قريحه شعري بوده است. با ملاحظه محبوب القلوب و... اين مطلب صريحاً آشكار می‌‌شود؛ زيرا مؤلف مقدار زيادي از اشعار را به صراحت به خود اسناد می‌‌هد. از ملاحظه اين اشعار پرمغز و پخته، قدرت طبع و قريحه سرشار و توانايي وي در شعر بدست می‌‌آيد. در محبوب القلوب اين گونه آورده است:
+
به در گاه حق ار عجز آوری پیش * شوی در دانش از هر کاملی بیش.<ref> حاشیه محبوب القلوب، ص ۵۲.</ref>
  
خدايا لطف كن علم لدنّي × كز و قائم شود اركان ديني
+
==وفات ==
  
ز تحقيقات اشراقي چه لافي × ز تدقيقات مشايي چه بافي
+
از سال رحلت قطب‌الدین اطلاع دقیقی در دست نیست اما از آنجا که خود در محبوب القلوب تصریح کرده، از زلزله هولناک لاهیجان که در سال ۱۰۸۸ ق. رخ داده، جان سالم بدر برده و از طرف دیگر فرزندش، شیخ محمدجعفر، در سال ۱۰۹۵ ق. از آماده‌سازی فهرست محبوب القلوب فراغت یافته و در آنجا، هنگامی‌‌ که از پدر خویش یاد می‌‌کند، عبارت «رحمة الله علیه» را بکار برده که حاکی از درگذشت اشکوری است. در ضمیمه این دو مطلب می‌‌شود نتیجه گرفت که او در فاصله زمانی ۱۰۸۸-۱۰۹۵ ق. چشم از جهان فروبسته است. وی در هنگام عزیمت به گیلان در منطقه تاریخی دیلمان چشم از جهان فروبست.<ref> پیشینه تاریخی فرهنگی لاهیجان و بزرگان آن، ص ۵۰۴.</ref> پیکر پاک وی را به [[قم]] منتقل و در این سرزمین مقدس به خاک سپردند.
  
حكيمی‌‌ كو براه عقل پويد × تو گويي علم خود از جهل جويد
+
مؤلف کتاب منتخب التواریخ<ref> منتخب التواریخ، باب هشتم، در شرح حال [[امام صادق]] علیه‌السلام در ذکر قبور شریف بزرگان و رُواتی که در قم مدفونند.</ref> می‌‌گوید: از جمله رواتی که در قم مدفون‌اند عبارتند از: قطب‌الدین الاشکوری، جناب محمد بن شیخ علی اللاهیجی الاشکوری مصنف کتاب محبوب القلوب و ایشان هم [[شیعه]] بودند و هم از تلامذه [[میرداماد]].<ref> منتخب التواریخ، حاج محمدهاشم خراسانی، انتشارات اسلامیه، ۱۳۷۶ ش، ص ۴۹۴.</ref>
  
به عقل خود چسان پيچيده گويي × كه نقلي در جهان نشنيده گويي
+
==پانویس==
 
 
ترا از آب و عقل اهل يونان × طهارت كي شود حاصل به بايقان
 
 
 
ز خاك يثرب نقل ارنمايي × تيمّم به كه زيشان آب خواهي
 
 
 
گر آيين كلامت خوش نمايد × ترا تحقيق بي شبهت فزايد
 
 
 
سخن جويي ز صوفي خود چه حاصل × كه گويد از رياضت گشته واصل
 
 
 
نمود از گوشه گيري پلّه پلّه × گمان اعتكاف شرع چله
 
 
 
چو در دين عجايز عجز بودست × از آن پيغمبر اين طاعت شنود است
 
 
 
به در گاه حق ار عجز آوري پيش × شوي در دانش از هر كاملي بيش.<ref> حاشيه محبوب القلوب، ص 52.</ref>
 
 
 
==تأليفات قطب الدین محمد لاهیجی==
 
 
 
تاكنون 9 اثر از قطب‌الدين، در علوم گوناگون همانند: تفسير، علوم روايي، [[فقه]]، [[فلسفه]]، [[كلام]]، [[عرفان]]، [[اخلاق]] و رياضيات شناخته شده است.
 
 
 
* 1. تفسير شريف لاهيجي؛ اين تفسير به زبان فارسي و در چهار جلد تدوين شده و تفسير مبسوطي است كه بيشتر صبغه روايي دارد و در رتبه تفاسير متوسط قرار می‌‌گيرد، يعني از حد يك ترجمه و تفسير ساده فراتر بوده و در عين حال چندان عميق، مفصل و فني نيست.
 
 
 
مؤلف، اين كتاب را در شهر پتنه هند در سال 1086 ق. به اتمام رسانده است. اين تفسير تاكنون دوبار چاپ شده؛ نخست بخشي از آن در هند در حاشيه تفسير لوامع التنزيل و تحت عنوان تفسير بهيه و بار دوم به صورت كامل با تصحيح و تحقيق مرحوم دكتر سيد جلال الدين محدث ارموي كه در مقدمه، صاحب كتاب را معرفي كرده است. اين كتاب در سال 1340 ق. چاپ شده است و نيز دكتر آيتي دو جلد آن را به صورت جداگانه تصحيح نموده است. در مقدمه آن از دگرگوني‌هايي كه در روش اخلاقي و مذهبي و عقيدتي مؤلف پديد آمده، سخن به ميان آمده است. قطب‌الدين در اين كتاب از رساله مثاليه خود بسيار نقل قول نموده است.<ref> همان، ص 4.</ref>
 
 
 
* 2. محبوب القلوب؛ شايد به جرأت بتوان گفت كه محبوب القلوب قطب‌الدين اشكوري، يكي از مهمترين منابع، در زمينه تاريخ فلسفه و حاوي ويژگي‌هايي است كه آن را از آثار مشابه ممتاز می‌‌گرداند. محبوب القلوب از پنج بخش اساسي تشكيل شده است:
 
 
 
مقدمه: در بيان حقيقت فلسفه و مبدأ پيدايش آن.
 
 
 
مقاله نخست: در شرح حال و آراي حكماي پيش از [[اسلام]]، از حضرت آدم تا يحيي نحوي است از جمله آنان است: [[حضرت آدم]] علیه‌السلام، شيث، [[حضرت ادریس]] علیه‌السلام، هرمس، اسقلبيوس، بقراط، جالينوس، لقمان، انباذقلس، فيثاغورس، سقراط، افلاطون، ارسطو، اسكندر، ذوالقرنين و...
 
 
 
مقاله دوم: به شرح حال 126 فيلسوف اختصاص دارد كه از حرث بن كلده ثقفي آغاز و به مير غياث‌الدين منصور دشتكي ختم می‌‌شود. از جمله فيلسوفان صاحب نامی‌‌ كه در اين قسمت به آن‌ها پرداخته شده می‌‌توان به شخصيت‌هاي ذيل اشاره كرد: بختشيوع، حنين بن اسحاق، اسحاق بن حنين، كندي، ثابت بن مرة، متي بن يونس و...
 
 
 
اشكوري در پايان اين بخش به شرح حال 31 تن از بزرگان عرفان و تصوف اشاره كرده كه از جمله آن‌هاست: اويس قرني، كميل بن زياد نخعي، ذوالنون مصري، ابراهيم بن ادهم و...
 
 
 
مقاله سوم: در سيره امامان معصوم علیهم‌السلام و بخشي از [[احاديث]] مروي از ايشان و مشايخ اماميه است.
 
 
 
خاتمه: در شرح حال مؤلف و اجدادش.
 
 
 
قطب‌الدين در محبوب القلوب در كنار بيوگرافي اجمالي هر فيلسوف، به تبيين و تفسير ديدگاه‌ها و انديشه‌هاي وي پرداخته و آن گاه كه آن را مطابق با واقع نمی‌‌بيند، با عبارت «لعلّ مراده» (شايد مقصودش اين باشد) و نظاير آن، دست به توجيه زده و به گونه‌اي تفسير می‌‌كند كه از ديد خودش ايرادي بر آن وارد نشود.
 
 
 
مؤلف، در اين كتاب نشان داده كه فقط يك مورخ نيست؛ بلكه فيلسوفي تمام عيار است. او آثار فلسفي ارزشمندي دارد و از شاگردان ممتاز مكتب فلسفي ميرداماد به شمار می‌‌آيد؛ از اين رو تفسير و تحليل‌هاي وي می‌‌تواند قابل استناد و تأمل باشد و به راحتي نمی‌‌توان از كنار آن‌ها گذاشت. ختم كتابت اين نسخه در سال 1095 ق. بدست شيخ محمدجعفر فرزند قطب‌الدين صورت گرفته است.
 
 
 
يك نسخه از كتاب محبوب القلوب از كتابخانه آيت الله محفوظي كه شامل 160 صفحه است، در سال 1317 ق. توسط عبدالكريم شيرازي، با خط خوش ثلث و نستعليق تحرير يافته است. اخيراً نسخه محبوب القلوب (مجلس شوراي اسلامي) با ترجمه سيد احمد اردكاني، با تصحيح و تحقيق: علي اوجبي كه يك جلد آن در حدود 600 صفحه است، در سال 1380 ش. به چاپ رسيده است.<ref> مقدمه محبوب القلوب، (نسخه مجلس شوراي اسلامي)، ترجمه سيد احمد اردكاني، 1380 ش، ص 24.</ref>
 
 
 
* 3. فانوس الخيال في ارادة عالم المثال يا الرسالة المثاليه؛ اين اثر به زبان عربي آميخته به فارسي نوشته شده است. در اين رساله، نخست با استناد به احاديث مروي از امامان معصوم علیهم‌السلام به تبيين عالم مثال و صُوَر مثالي پرداخته شده و پس از آن ديدگاه‌هاي حكماي اشراقي، عرفا، صوفيه و اهل ذوق تفسير شده است. تاريخ ختم كتابت در سال 1077 ق. است.<ref> همان، ص 50-55.</ref>
 
 
 
اين كتاب به ادعاي علامه تهراني، سومين كتاب قطب‌الدين لاهيجي است.<ref> [[الذريعه]]، ج 16، ص 100.</ref>
 
 
 
* 4. الخطرات القلبية يا اعمال القلب؛ اين اثر به زبان عربي نگاشته شده و می‌‌كوشد اين نكته را تبيين كند كه آدمی‌‌ به خاطر خطورات قلبي مؤاخذه خواهد شد. وي اين كتاب را به درخواست برخي از دوستانش و در جواب سؤال مؤاخذ از خطورات قلبي، نوشته است.<ref> طبقات اعلام الشيعه، قرن 12، ص 698.</ref>
 
 
 
* 5. ثمرةالفؤاد؛ در بيان اسرار [[احكام]] و حقايق اعمال عبادي، شامل: مقدمه درباره اين كه عقل رسول باطني است و دو مائده كه هر يك متضمن بخش‌هاي جزيي‌تر به نام ثمره است و به بيان اسرار عبادات و معاملات تا پايان ديات پرداخته و خاتمه‌اي در تعيين فرقه ناجيه است.<ref> الذريعه، ج 16، ص 100؛ محبوب القلوب، ج 1، ص 220.</ref>
 
 
 
* 6. خيرالرجال؛ اين كتاب به زبان عربي آميخته به فارسي است. در اين اثر رجالي، احوال راويان اسناد كتاب [[من لايحضره الفقيه]] به ترتيب ابواب آن بيان شده و در فهرست پاياني كتاب نام راويان به ترتيب حروف الفبا ذكر گرديده است. شيخ [[آقا بزرگ تهرانی]] درباره اين كتاب توصيفات بلندي دارد.<ref> مقدمه محبوب القلوب، ص 25.</ref> و سيد اعجاز حسين هندي نيز تصريح كرده، هر كه در اين اثر تأمل كند به عمق دانش، قوت با قدرت نقادي و تحقيقات استوار وي پي می‌‌برد كه بسياري از كتاب‌هاي مشابه فاقد آن است.<ref> همان، ص 24؛ الذريعه، ج 7، ص 283.</ref>
 
 
 
* 7. شرح الصحيفة السجاديه؛ كه ترجمه فارسي و شرح مختصري است بر [[صحيفه سجاديه]] و بيشتر صبغه عرفاني-اخلاقي دارد.<ref> تفسير شريف لاهيجي، ج 1، ص 73.</ref>
 
 
 
* 8. شرح بيتي از مثنوي؛<ref> مقدمه محبوب القلوب، ص 24.</ref>
 
 
 
* 9. لطائف الحساب در رياضيات.<ref> تفسير شريف لاهيجي، ج 1، ص 43.</ref>
 
 
 
==وفات قطب الدین محمد لاهیجی==
 
 
 
از سال رحلت قطب‌الدين اطلاع دقيقي در دست نيست اما از آنجا كه خود در محبوب القلوب تصريح كرده، از زلزله هولناك لاهيجان كه در سال 1088 ق. رخ داده، جان سالم بدر برده و از طرف ديگر فرزندش، شيخ محمدجعفر، در سال 1095 ق. از آماده‌سازي فهرست محبوب القلوب فراغت يافته و در آنجا، هنگامی‌‌ كه از پدر خويش ياد می‌‌كند، عبارت «رحمة الله عليه» را بكار برده كه حاكي از درگذشت اشكوري است. در ضميمه اين دو مطلب می‌‌شود نتيجه گرفت كه او در فاصله زماني 1088-1095 ق. چشم از جهان فروبسته است. وي در هنگام عزيمت به گيلان در منطقه تاريخي ديلمان چشم از جهان فروبست.<ref> پيشينه تاريخي فرهنگي لاهيجان و بزرگان آن، ص 504.</ref> پيكر پاك وي را به [[قم]] منتقل و در اين سرزمين مقدس به خاك سپردند.
 
 
 
مؤلف كتاب منتخب التواريخ<ref> منتخب التواريخ، باب هشتم، در شرح حال [[امام صادق]] علیه‌السلام در ذكر قبور شريف بزرگان و رُواتي كه در [[قم]] مدفونند.</ref> می‌‌گويد: از جمله رواتي كه در قم مدفون‌اند عبارتند از: قطب‌الدين الاشكوري، جناب محمد بن شيخ علي اللاهيجي الاشكوري مصنف كتاب محبوب القلوب و ايشان هم [[شيعه]] بودند و هم از تلامذه ميرداماد.<ref> منتخب التواريخ، حاج محمدهاشم خراساني، انتشارات اسلاميه، 1376 ش، ص 494.</ref>
 
 
 
==پانویس ==
 
 
<references />
 
<references />
  
===منبع===
+
==منبع==
محمدتقي ادهم‌نژاد لنگرودي, ستارگان حرم، جلد 18، صفحه 203-217
+
محمدتقی ادهم‌نژاد لنگرودی، [[ستارگان حرم (کتاب)|ستارگان حرم]]، جلد ۱۸، صفحه ۲۰۳-۲۱۷.
 
[[رده: علمای قرن یازدهم]]
 
[[رده: علمای قرن یازدهم]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۹ نوامبر ۲۰۱۹، ساعت ۰۶:۵۵

محمد بن شیخ علی بن عبدالوهاب بن پیله فقیه اشکوری دیلمی ‌‌ملقب به «قطب‌الدین»، «شیخ الاسلام» و «بهاءالدین» از مشاهیر حکما و عارفان اسلامی ‌‌سده یازدهم هجری قمری به شمار می‌‌آید. وی از شاگردان برجسته میر محمدباقر داماد (متوفی ۱۰۴۲ ق) و هم‌عصر با حکیمان و عالمان بزرگی چون: فیض کاشانی (متوفی ۱۰۹۱ ق)، ملا محمدتقی مجلسی (متوفی ۱۰۷۰ ق) و شیخ حر عاملی (متوفی ۱۱۰۴ ق) بوده و عالمی‌‌ جلیل، فاضل، عامل، متأله و متبحر در علوم و شاعر است.[۱]

ولادت و خاندان

قطب‌الدین محمد بنا به آنچه که در خاتمه کتاب محبوب القلوب ذکر کرده در لاهیجان و در محله‌ای مشهور به «میدان» دیده به جهان گشوده است. سال تولد وی حدود ۱۰۱۰ ق. در لاهیجان بوده است و در خاندان علم، فضیلت و سیادت رشد و نمو کرده است.

قطب‌الدین محمد از طرف پدر و مادر به دو خاندان بزرگ و مهم منتسب است. پدرش شیخ علی از عالمان معروف «اشکورات» رودسر است که به خاطر داشتن موقعیت ممتاز علمی، توسط والی لاهیجان بنا به علل ناگفته، از اشکور به لاهیجان آمده و این شهر را به عنوان وطن اختیار کرده و منصب شیخ الاسلامی ‌‌لاهیجان را عهده‌دار گردیده است. جدش شیخ عبدالوهاب و جد اعلای او، «پیله فقیه» اشکوری، همگی از عالمان بزرگ عصر خویش در آن سامان بوده‌اند.

مادرش نیز زنی علوی به نام فاطمه است که همراه پدر (سید علی) و پدر بزرگش (سید محمد یمنی) از ترس پادشاه روم برای حفظ مذهب خود به ایران آمدند. این سه، در قزوین بر شاه طهماسب صفوی وارد و از سوی وی مورد اکرام قرار گرفتند. قطب الدین در وصف مادر خود می‌‌نویسد: مادرم از سادات جلیل القدر، مؤمنه، عابده، زاهده و دارای علوم ظاهری و باطنی و واجد صفات ممتاز اخلاقی و روحی بوده است.

قطب‌الدین یا بهاءالدین:

مؤلف در برخی از تألیفات خود، لقب «قطب‌الدین» و در برخی دیگر لقب «بهاءالدین» را برای خودش انتخاب نموده است. علت تعدد لقب ایشان چیست؟ در ابتدا نظری به تألیفات ایشان افکنده و سپس جواب آن را خواهیم داد. مؤلف در اولین اثر خویش، محبوب القلوب خود را قطب‌الدین معرفی نموده است: و بعد یقول الفقیر الی الله الغنی المغنی قطب‌الدین محمد بن شیخ علی الشریف الدیلمی ‌‌اللاهجی... .[۲]

ولی در تفسیر شریف لاهیجی و کتاب خیرالرجال، مؤلف برای خود لقب «بهاءالدین» را ذکر می‌‌کند و همین تعدد لقب باعث شده که علامه تهرانی در کتاب مصفی المقال[۳] از قطب‌الدین اشکوری و بهاءالدین اشکوری به طور جداگانه اسم ببرد. ولی در کتاب «الذریعه» تحت عنوان خیرالرجال می‌‌گوید: الَّفَه الشیخ بهاءالدین محمد بن الشیخ ملا علی الشریف الدیلمی ‌‌اللاهیجی المظنون قویاً انه هو الذی ترجمه الشیخ الحرّ فی امل الآمل مولانا قطب‌الدین محمد بن علی... و من توصیفه بمولانا یظهر حیاته عند تألیف امل الآمل (۱۰۹۷ هـ.ق).

بنابراین بسیار بعید است که دو نفر با یک اسم و نسب و محل در یک عصر باشند و کتاب ثمرةالفؤاد از یکی از آن دو و کتاب خیرالرجال از دیگری باشد و هر دو در یک سال (۱۰۷۵ ق) نوشته شده باشد و در هیچ کتاب رجالی به طور مجزا اسم برده نشده باشند. از اینجا به خوبی می‌‌توان پی برد که صاحب ترجمه، دارای دو لقب بوده؛ یکی «بهاءالدین» و دیگری «قطب‌الدین» یا لااقل در برهه‌ای از زمان به لقب «قطب‌الدین» و در برهه‌ای دیگر به لقب «بهاءالدین» ملقب بوده است.[۴]

و اما احتمال قوی‌تر درباره تغییر لقب صاحب ترجمه از «قطب‌الدین» به «بهاءالدین» می‌‌توان به تغییر در مشرب و طرز تفکر وی اشاره کرد، چنانچه مرحوم محدث ارموی در مقدمه تفسیر شریف لاهیجی آورده است: «اگر اندکی تأمل شود می‌‌توان احتمال داد مصنف (صاحب ترجمه) در اوایل عمر خود دارای مشرب و مذاق حکمی‌‌ و فلسفی بوده و در آن اوان، کتاب محبوب القلوب و همچنین شرح صحیفه سجادیه را تألیف کرده است و در اواخر حال، نظر به رواج احادیث و اخبار، در نتیجه بیانات محمدامین استرآبادی رضوان الله تعالی علیه که تکان بزرگ به علمای آن عصر داده؛ بلکه روش استنباط را عوض کرده، چنان که شواهد جلیه دال بر آن است، از آن مشرب و مذاق برگشته و این تفسیر (تفسیر شریف لاهیجی) را طبق مذاق اهل حدیث و روایت نوشته است».[۵]

شاهد مطلب این است که در تفسیر شریف لاهیجی مؤلف ضمن تحقیقی نوشته است: «منقول از ملا محمدامین استرآبادی رحمةالله تعالی است که گفته...»[۶] در جای دیگر در ذیل آیه «ربنا اغفرلی ولوالدی...» گفته است: چنان که مولانا محمدامین استرآبادی تصریح بر این کرده است.[۷] و غیر ذالک. در هر صورت وی چون در ابتدا مذاق فلسفی و عرفانی داشته و به آثار تعقلی توجه داشت لذا قطب‌الدین را می‌‌پسندید؛ ولی در اواخر، چون مذاق اخباری و تعبدی به خود گرفته بود لقب بهاءالدین را در تفسیر برای خود برمی‌‌گزیند.

تحصیلات و فعالیت علمی

قطب‌الدین در دوران کودکی از نعمت وجود پدر محروم شد و زیر نظر مادر فاضله‌اش تربیت یافت. سال ورود وی به مرکز علمی ‌‌لاهیجان معلوم نیست؛ ولی قسمت عمده تحصیلاتش را در لاهیجان سپری نموده است. وی در حدود سال ۱۰۳۵ ق. به حوزه علمیه اصفهان - که در آن عصر مرکز علمی ‌‌دنیای اسلام بود - وارد گردید. او در محضر عالمان مشهوری چون میرداماد و ملاصدرا تلمذ کرد و سال‌ها از دانش بیکران آنان خوشه‌ها چید و به تکمیل معلومات خود پرداخت. وی بعد از رحلت استادانش (میرداماد در سال ۱۰۴۳ ق. و ملاصدرا ۱۰۵۰ ق) برای صله ارحام به لاهیجان رفت و در این شهر رحل اقامت افکند. وی در این ایام با مرگ برادرش جلال‌الدین محمد که مقام «شیخ الاسلامی» لاهیجان را به عهده داشت مواجه شد و پس از برادرش عهده‌دار منصب «شیخ الاسلامی» لاهیجان گردید و همین امر باعث اقامت دائمی‌‌ وی در لاهیجان شد. وی به تألیف، تصنیف و به مشاغل و مناصب دینی می‌‌پرداخته است. او از روزگار کج مدار شکوه نموده به خاطر این که مشغولیات پدر و برادر، نگذاشته است که وی به کسب علوم و آداب بپردازد و از اذیت و آزار عالمان غیرعامل در رنج بوده است.

وی در سال ۱۰۵۸ ق. مشغول تألیف کتاب محبوب القلوب در لاهیجان بوده است. او ضمن گلایه از روزگار و عالمان غیرعامل، خود عالمی ‌‌عامل و فقیه بارعی بوده. قطب‌الدین حادثه حریقی را که باعث از بین رفتن خانه‌ها، اشیا و کتب او گردیده با اندوه متذکر شده است: در سال ۱۰۵۸ ق. در شهر لاهیجان آتش سوزی‌ای اتفاق افتاد که در آن، خانه و اشیای نفیس و مهم من از جمله حدود ۶۰۰ جلد کتاب از کتاب‌های نفیسه که در میان آن‌ها، کتاب‌هایی به خط خواجه نصیرالدین طوسی و علامه حلی بود، در آتش سوخت. نیز بسیاری از نوشتجات پدر، برادرم و خودم که به خط خودم نوشته، تصحیح و مقابله کرده بودم، همه طعمه آتش شد. حتی برای من به جز سرمایه حقیقی و گرانبهای واقعی که حسن ظن به خدا و محبت اهل بیت عصمت و طهارت علیهم‌السلام باشد، چیز دیگر باقی نماند.[۸]

قطب‌الدین در سال ۱۰۸۶ ق. به هندوستان سفر کرد و کتاب تفسیر شرف را در شهر «پتنه» (عظیم‌آباد هندوستان)[۹] به اتمام رسانید. علت سفر وی به هندوستان معلوم نیست؛ البته این احتمال قوی به نظر می‌‌رسد که مؤلف، نزدیک به تمام شدن تفسیر، به هند رفته و این کتاب را در دست تألیف داشته و در شهر پتنه هند اجزای آخر آن را تمام کرده باشد.[۱۰]

آثار و تألیفات

تاکنون ۹ اثر از قطب‌الدین، در علوم گوناگون همانند: تفسیر، علوم روایی، فقه، فلسفه، کلام، عرفان، اخلاق و ریاضیات شناخته شده است:

  • ۱. تفسیر شریف لاهیجی؛ این تفسیر به زبان فارسی و در چهار جلد تدوین شده و تفسیر مبسوطی است که بیشتر صبغه روایی دارد و در رتبه تفاسیر متوسط قرار می‌‌گیرد، یعنی از حد یک ترجمه و تفسیر ساده فراتر بوده و در عین حال چندان عمیق، مفصل و فنی نیست. مؤلف، این کتاب را در شهر پتنه هند در سال ۱۰۸۶ ق. به اتمام رسانده است. این تفسیر تاکنون دوبار چاپ شده؛ نخست بخشی از آن در هند در حاشیه تفسیر لوامع التنزیل و تحت عنوان تفسیر بهیه و بار دوم به صورت کامل با تصحیح و تحقیق مرحوم دکتر سید جلال الدین محدث ارموی که در مقدمه، صاحب کتاب را معرفی کرده است. این کتاب در سال ۱۳۴۰ ق. چاپ شده است و نیز دکتر آیتی دو جلد آن را به صورت جداگانه تصحیح نموده است. در مقدمه آن از دگرگونی‌هایی که در روش اخلاقی و مذهبی و عقیدتی مؤلف پدید آمده، سخن به میان آمده است. قطب‌الدین در این کتاب از رساله مثالیه خود بسیار نقل قول نموده است.[۱۱]
  • ۲. محبوب القلوب؛ شاید به جرأت بتوان گفت که محبوب القلوب قطب‌الدین اشکوری، یکی از مهمترین منابع، در زمینه تاریخ فلسفه و حاوی ویژگی‌هایی است که آن را از آثار مشابه ممتاز می‌‌گرداند. محبوب القلوب از پنج بخش اساسی تشکیل شده است: مقدمه: در بیان حقیقت فلسفه و مبدأ پیدایش آن. مقاله نخست: در شرح حال و آرای حکمای پیش از اسلام، از حضرت آدم تا یحیی نحوی است از جمله آنان است: حضرت آدم علیه‌السلام، شیث، حضرت ادریس علیه‌السلام، هرمس، اسقلبیوس، بقراط، جالینوس، لقمان، انباذقلس، فیثاغورس، سقراط، افلاطون، ارسطو، اسکندر، ذوالقرنین و... . مقاله دوم: به شرح حال ۱۲۶ فیلسوف اختصاص دارد که از حرث بن کلده ثقفی آغاز و به میر غیاث‌الدین منصور دشتکی ختم می‌‌شود. از جمله فیلسوفان صاحب نامی‌‌ که در این قسمت به آن‌ها پرداخته شده می‌‌توان به شخصیت‌های ذیل اشاره کرد: بختشیوع، حنین بن اسحاق، اسحاق بن حنین، کندی، ثابت بن مرة، متی بن یونس و... . اشکوری در پایان این بخش به شرح حال ۳۱ تن از بزرگان عرفان و تصوف اشاره کرده که از جمله آن‌هاست: اویس قرنی، کمیل بن زیاد نخعی، ذوالنون مصری، ابراهیم بن ادهم و... . مقاله سوم: در سیره امامان معصوم علیهم‌السلام و بخشی از احادیث مروی از ایشان و مشایخ امامیه است. خاتمه: در شرح حال مؤلف و اجدادش. قطب‌الدین در محبوب القلوب در کنار بیوگرافی اجمالی هر فیلسوف، به تبیین و تفسیر دیدگاه‌ها و اندیشه‌های وی پرداخته و آن گاه که آن را مطابق با واقع نمی‌‌بیند، با عبارت «لعلّ مراده» (شاید مقصودش این باشد) و نظایر آن، دست به توجیه زده و به گونه‌ای تفسیر می‌‌کند که از دید خودش ایرادی بر آن وارد نشود. مؤلف، در این کتاب نشان داده که فقط یک مورخ نیست؛ بلکه فیلسوفی تمام عیار است. او آثار فلسفی ارزشمندی دارد و از شاگردان ممتاز مکتب فلسفی میرداماد به شمار می‌‌آید؛ از این رو تفسیر و تحلیل‌های وی می‌‌تواند قابل استناد و تأمل باشد و به راحتی نمی‌‌توان از کنار آن‌ها گذاشت. ختم کتابت این نسخه در سال ۱۰۹۵ ق. بدست شیخ محمدجعفر فرزند قطب‌الدین صورت گرفته است. اخیراً نسخه محبوب القلوب (مجلس شورای اسلامی) با ترجمه سید احمد اردکانی، با تصحیح و تحقیق: علی اوجبی که یک جلد آن در حدود ۶۰۰ صفحه است، در سال ۱۳۸۰ ش. به چاپ رسیده است.[۱۲]
  • ۳. فانوس الخیال فی ارادة عالم المثال یا الرسالة المثالیه؛ این اثر به زبان عربی آمیخته به فارسی نوشته شده است. در این رساله، نخست با استناد به احادیث مروی از امامان معصوم علیهم‌السلام به تبیین عالم مثال و صُوَر مثالی پرداخته شده و پس از آن دیدگاه‌های حکمای اشراقی، عرفا، صوفیه و اهل ذوق تفسیر شده است. تاریخ ختم کتابت در سال ۱۰۷۷ ق. است.[۱۳] این کتاب به ادعای علامه تهرانی، سومین کتاب قطب‌الدین لاهیجی است.[۱۴]
  • ۴. الخطرات القلبیة یا اعمال القلب؛ این اثر به زبان عربی نگاشته شده و می‌‌کوشد این نکته را تبیین کند که آدمی‌‌ به خاطر خطورات قلبی مؤاخذه خواهد شد. وی این کتاب را به درخواست برخی از دوستانش و در جواب سؤال مؤاخذ از خطورات قلبی، نوشته است.[۱۵]
  • ۵. ثمرة الفؤاد؛ در بیان اسرار احکام و حقایق اعمال عبادی، شامل: مقدمه درباره این که عقل رسول باطنی است و دو مائده که هر یک متضمن بخش‌های جزیی‌تر به نام ثمره است و به بیان اسرار عبادات و معاملات تا پایان دیات پرداخته و خاتمه‌ای در تعیین فرقه ناجیه است.[۱۶]
  • ۶. خیر الرجال؛ این کتاب به زبان عربی آمیخته به فارسی است. در این اثر رجالی، احوال راویان اسناد کتاب من لایحضره الفقیه به ترتیب ابواب آن بیان شده و در فهرست پایانی کتاب نام راویان به ترتیب حروف الفبا ذکر گردیده است. شیخ آقا بزرگ تهرانی درباره این کتاب توصیفات بلندی دارد.[۱۷] و سید اعجاز حسین هندی نیز تصریح کرده، هر که در این اثر تأمل کند به عمق دانش، قوت با قدرت نقادی و تحقیقات استوار وی پی می‌‌برد که بسیاری از کتاب‌های مشابه فاقد آن است.[۱۸]
  • ۷. شرح الصحیفة السجادیه؛ که ترجمه فارسی و شرح مختصری است بر صحیفه سجادیه و بیشتر صبغه عرفانی-اخلاقی دارد.[۱۹]
  • ۸. شرح بیتی از مثنوی؛[۲۰]
  • ۹. لطائف الحساب در ریاضیات.[۲۱]

قطب‌الدین دارای قریحه شعری نیز بوده است. با ملاحظه کتاب محبوب القلوب و... این مطلب صریحاً آشکار می‌‌شود؛ زیرا مؤلف مقدار زیادی از اشعار را به صراحت به خود اسناد می‌‌هد. از ملاحظه این اشعار پرمغز و پخته، قدرت طبع و قریحه سرشار و توانایی وی در شعر بدست می‌‌آید. در محبوب القلوب این گونه آورده است:

خدایا لطف کن علم لدنّی * کزو قائم شود ارکان دینی

ز تحقیقات اشراقی چه لافی * ز تدقیقات مشایی چه بافی

حکیمی‌‌ کو براه عقل پوید * تو گویی علم خود از جهل جوید

به عقل خود چسان پیچیده گویی * که نقلی در جهان نشنیده گویی

ترا از آب و عقل اهل یونان * طهارت کی شود حاصل به بایقان

ز خاک یثرب نقل ار نمایی * تیمّم به که زیشان آب خواهی

گر آیین کلامت خوش نماید * ترا تحقیق بی شبهت فزاید

سخن جویی ز صوفی خود چه حاصل * که گوید از ریاضت گشته واصل

نمود از گوشه گیری پلّه پلّه * گمان اعتکاف شرع چله

چو در دین عجایز عجز بودست * از آن پیغمبر این طاعت شنود است

به در گاه حق ار عجز آوری پیش * شوی در دانش از هر کاملی بیش.[۲۲]

وفات

از سال رحلت قطب‌الدین اطلاع دقیقی در دست نیست اما از آنجا که خود در محبوب القلوب تصریح کرده، از زلزله هولناک لاهیجان که در سال ۱۰۸۸ ق. رخ داده، جان سالم بدر برده و از طرف دیگر فرزندش، شیخ محمدجعفر، در سال ۱۰۹۵ ق. از آماده‌سازی فهرست محبوب القلوب فراغت یافته و در آنجا، هنگامی‌‌ که از پدر خویش یاد می‌‌کند، عبارت «رحمة الله علیه» را بکار برده که حاکی از درگذشت اشکوری است. در ضمیمه این دو مطلب می‌‌شود نتیجه گرفت که او در فاصله زمانی ۱۰۸۸-۱۰۹۵ ق. چشم از جهان فروبسته است. وی در هنگام عزیمت به گیلان در منطقه تاریخی دیلمان چشم از جهان فروبست.[۲۳] پیکر پاک وی را به قم منتقل و در این سرزمین مقدس به خاک سپردند.

مؤلف کتاب منتخب التواریخ[۲۴] می‌‌گوید: از جمله رواتی که در قم مدفون‌اند عبارتند از: قطب‌الدین الاشکوری، جناب محمد بن شیخ علی اللاهیجی الاشکوری مصنف کتاب محبوب القلوب و ایشان هم شیعه بودند و هم از تلامذه میرداماد.[۲۵]

پانویس

  1. پیله، لفظی است گیلکی، به معنای بزرگ که در اینجا به معنای فقیه بزرگ است این کلمه در الفاظی مانند پیله سید (سید بزرگ) پیله بازار (بازار بزرگ) و استعمال می‌‌شود طبق نوشته مؤلف، در ۷ فرسنگی لاهیجان، ناحیه‌ای است که دارای هوای معتدل و آب‌های شیرین و کوه‌های بلند است وی می‌‌گوید: جد اعلای من که «پیله فقیه» می‌‌باشد، فقیهِ صالح و عالم به علوم فقه، نحو، صرف، تفسیر، معانی و بیان بود. (ر.ک: مقدمه محبوب القلوب، ترجمه سید احمد اردکانی، تصحیح و تحقیق علی اوجبی، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان چاپ و انتشارات، ۱۳۸۰ ش، ص ۲۸)
  2. ریحانةالادب، ج ۴، ص ۴۷۴؛ لغت نامه دهخدا، ج ۳۲، ص ۳۵۱؛ نجوم السماء، ص ۱۴۸؛ مقدمه تفسیر شریف لاهیجی به قلم محدث ارموی، ص ۵؛ پیشینه تاریخی فرهنگی لاهیجان و بزرگان، ص ۴۸۹؛ دانشوران و دولت مردان گیل و دیلم، ص ۸۵ و ۶۰۱.
  3. مقدمه تفسر شریف لاهیجی، به قلم محدث ارموی، ص ۷.
  4. مصفی المقال، ص ۳۷۰.
  5. مقدمه تفسیر شریف لاهیجی، ص ۸.
  6. همان، ص ۴۸.
  7. همان، ج ۱، ص ۶۷۹.
  8. محبوب القلوب، خطی، ص ۵۱.
  9. همان، حاشیه.
  10. «پتنه» یا «پتنا» یکی از شهرهای مرکزی ایالت بهار هندوستان است. ر.ک: پیشینه تاریخی لاهیجان، ص ۵۰۱، به نقل از کتاب سرزمین هند، ص ۴۲۱.
  11. همان، ص ۴.
  12. مقدمه محبوب القلوب، (نسخه مجلس شورای اسلامی)، ترجمه سید احمد اردکانی، ۱۳۸۰ ش، ص ۲۴.
  13. همان، ص ۵۰-۵۵.
  14. الذریعه، ج ۱۶، ص ۱۰۰.
  15. طبقات اعلام الشیعه، قرن ۱۲، ص ۶۹۸.
  16. الذریعه، ج ۱۶، ص ۱۰۰؛ محبوب القلوب، ج ۱، ص ۲۲۰.
  17. مقدمه محبوب القلوب، ص ۲۵.
  18. همان، ص ۲۴؛ الذریعه، ج ۷، ص ۲۸۳.
  19. تفسیر شریف لاهیجی، ج ۱، ص ۷۳.
  20. مقدمه محبوب القلوب، ص ۲۴.
  21. تفسیر شریف لاهیجی، ج ۱، ص ۴۳.
  22. حاشیه محبوب القلوب، ص ۵۲.
  23. پیشینه تاریخی فرهنگی لاهیجان و بزرگان آن، ص ۵۰۴.
  24. منتخب التواریخ، باب هشتم، در شرح حال امام صادق علیه‌السلام در ذکر قبور شریف بزرگان و رُواتی که در قم مدفونند.
  25. منتخب التواریخ، حاج محمدهاشم خراسانی، انتشارات اسلامیه، ۱۳۷۶ ش، ص ۴۹۴.

منبع

محمدتقی ادهم‌نژاد لنگرودی، ستارگان حرم، جلد ۱۸، صفحه ۲۰۳-۲۱۷.