غزوه ذی قرد: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(کشته شدن پشر ابوذر و اسارت همسرش)
سطر ۸: سطر ۸:
 
=== حمله غطفانی ها ===
 
=== حمله غطفانی ها ===
 
عيينه از طايفه غطفانى ‌ها گرسنگان جزيره بودند كه در جاهليت براى سير كردن شكم خود به يثرب مى‌ آمدند. عيينة بن حصن فزارى با عده‌اى از سواران قبيله غطفان (كه با رسول خدا صلى الله عليه و آله دشمنى ديرينه داشتند) باطراف مدينه حمله برد و در جائى موسوم به «غابة» (كه نزديكيهاى مدينه و در طرف شام قرار داشت) عده‌اى از شترهاى شيرده رسول خدا صلى الله عليه و آله را به سرقت بردند، و مردى از بنى غفار را كه متصدى نگهدارى شترها بود كشتند و زنش را نيز باسارت بردند.<ref>زندگانى‌محمد(ص)/ترجمه،ج‌2،ص:192  </ref>
 
عيينه از طايفه غطفانى ‌ها گرسنگان جزيره بودند كه در جاهليت براى سير كردن شكم خود به يثرب مى‌ آمدند. عيينة بن حصن فزارى با عده‌اى از سواران قبيله غطفان (كه با رسول خدا صلى الله عليه و آله دشمنى ديرينه داشتند) باطراف مدينه حمله برد و در جائى موسوم به «غابة» (كه نزديكيهاى مدينه و در طرف شام قرار داشت) عده‌اى از شترهاى شيرده رسول خدا صلى الله عليه و آله را به سرقت بردند، و مردى از بنى غفار را كه متصدى نگهدارى شترها بود كشتند و زنش را نيز باسارت بردند.<ref>زندگانى‌محمد(ص)/ترجمه،ج‌2،ص:192  </ref>
=== کشته شدن پشر ابوذر و اسارت همسرش ===
+
=== کشته شدن پسر ابوذر و اسارت همسرش ===
 
مقريزى و ديگران نوشته‌اند: «أبوذرّ» از رسول خدا اجازه خواست كه برود و در «غابه» شترهاى شيرده رسول خدا را سرپرستى كند و رسول خدا به او گفت كه: من از ناحيه «عيينه» و همراهان وى ايمن نيستم و مى ‌ترسم پيش‌آمدى رخ دهد. چون «أبوذرّ» بيشتر اصرار كرد به وى فرمود: مى‌ بينم كه مى ‌روى و روزى مى ‌ريزند و پسرت را مى‌ كشند و زنت را مى ‌برند و با عصاى خويش نزد من بازمى‌ گردى. «أبوذرّ» با زن و پسرش رفت و روزى كه «عيينة بن حصن فزارى» براى بردن بيست شتر رسول خدا حمله برد، پسرش كشته شد و زن او را بردند.<ref>المغازى/ترجمه،متن،ص:407 </ref>
 
مقريزى و ديگران نوشته‌اند: «أبوذرّ» از رسول خدا اجازه خواست كه برود و در «غابه» شترهاى شيرده رسول خدا را سرپرستى كند و رسول خدا به او گفت كه: من از ناحيه «عيينه» و همراهان وى ايمن نيستم و مى ‌ترسم پيش‌آمدى رخ دهد. چون «أبوذرّ» بيشتر اصرار كرد به وى فرمود: مى‌ بينم كه مى ‌روى و روزى مى ‌ريزند و پسرت را مى‌ كشند و زنت را مى ‌برند و با عصاى خويش نزد من بازمى‌ گردى. «أبوذرّ» با زن و پسرش رفت و روزى كه «عيينة بن حصن فزارى» براى بردن بيست شتر رسول خدا حمله برد، پسرش كشته شد و زن او را بردند.<ref>المغازى/ترجمه،متن،ص:407 </ref>
 +
 
=== واکنش مسلمانان به این حمله ===
 
=== واکنش مسلمانان به این حمله ===
 
نخستين كسى كه از اين جريان مطلع شد: سلمة بن عمرو بن اكوع بود كه‌ در آن روز بسوى غابة ميرفت و چون به ثنية الوداع رسيد از جريان مطلع شد و از اين رو خود را بجاى بلندى از كوه سلع (كه در كنار مدينه قرار دارد) رسانيد و با فريادهاى «وا صباحاه». مردم مدينه را از جريان مطلع ساخت.
 
نخستين كسى كه از اين جريان مطلع شد: سلمة بن عمرو بن اكوع بود كه‌ در آن روز بسوى غابة ميرفت و چون به ثنية الوداع رسيد از جريان مطلع شد و از اين رو خود را بجاى بلندى از كوه سلع (كه در كنار مدينه قرار دارد) رسانيد و با فريادهاى «وا صباحاه». مردم مدينه را از جريان مطلع ساخت.

نسخهٔ ‏۶ اوت ۲۰۱۶، ساعت ۰۷:۰۱

غزوه ذى قرد یا «غزوه­ غابه» [۱] غزوه ای است که در منطقه ذی قرد بین مسلمانان و عيينة بن حصن فزارى همراه با عده ای از سواران قبيله غطفان درگرفت.در این غزوه ابتدا سواران غطفانی به منظور غارت شتران به مزارع آنها حمله کردند ولی با واکنش سریع مسلمانان نقشه آنها بی اثر ماند.

تاریخ و مکان وقوع غزوه ذی قرد

واقدی می نویسد:عيينه شب چهارشنبه سه شب از ربيع الآخر سال ششم گذشته بر مسلمان غارت آورد.[۲]

منطقه غابه در شش كيلومترى شمال غربى مدينه قرار دارد. دراين ناحيه شتران ماده رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به چرا برده مى‌شدند. كسانى نيز به محافظت از آنها مى‌ پرداختند. در سوم ربيع الثانى سال ششم عُيَيْنة بن حصن با چهل سوار به شتران يورش برده آنان رابه همراه خويش بردند.[۳]

غزوه ذی قرد

حمله غطفانی ها

عيينه از طايفه غطفانى ‌ها گرسنگان جزيره بودند كه در جاهليت براى سير كردن شكم خود به يثرب مى‌ آمدند. عيينة بن حصن فزارى با عده‌اى از سواران قبيله غطفان (كه با رسول خدا صلى الله عليه و آله دشمنى ديرينه داشتند) باطراف مدينه حمله برد و در جائى موسوم به «غابة» (كه نزديكيهاى مدينه و در طرف شام قرار داشت) عده‌اى از شترهاى شيرده رسول خدا صلى الله عليه و آله را به سرقت بردند، و مردى از بنى غفار را كه متصدى نگهدارى شترها بود كشتند و زنش را نيز باسارت بردند.[۴]

کشته شدن پسر ابوذر و اسارت همسرش

مقريزى و ديگران نوشته‌اند: «أبوذرّ» از رسول خدا اجازه خواست كه برود و در «غابه» شترهاى شيرده رسول خدا را سرپرستى كند و رسول خدا به او گفت كه: من از ناحيه «عيينه» و همراهان وى ايمن نيستم و مى ‌ترسم پيش‌آمدى رخ دهد. چون «أبوذرّ» بيشتر اصرار كرد به وى فرمود: مى‌ بينم كه مى ‌روى و روزى مى ‌ريزند و پسرت را مى‌ كشند و زنت را مى ‌برند و با عصاى خويش نزد من بازمى‌ گردى. «أبوذرّ» با زن و پسرش رفت و روزى كه «عيينة بن حصن فزارى» براى بردن بيست شتر رسول خدا حمله برد، پسرش كشته شد و زن او را بردند.[۵]

واکنش مسلمانان به این حمله

نخستين كسى كه از اين جريان مطلع شد: سلمة بن عمرو بن اكوع بود كه‌ در آن روز بسوى غابة ميرفت و چون به ثنية الوداع رسيد از جريان مطلع شد و از اين رو خود را بجاى بلندى از كوه سلع (كه در كنار مدينه قرار دارد) رسانيد و با فريادهاى «وا صباحاه». مردم مدينه را از جريان مطلع ساخت.

آنگاه بسرعت غارت كنندگان را تعقيب كرد، و چون به آنها رسيد شروع به تير اندازى كرد و هر گاه عيينة و همراهانش بسوى او حمله ور مي شدند فرار ميكرد و چون بمسير خود باز مي گشتند دو باره آنها را تعقيب مي كرد و با تيرهاى پى در پى مزاحمتى در رفتن آنها ايجاد مي نمود. و چنانچه گويند سلمة پياده بوده است‌.

نخستين كسى كه (از مهاجرين) خود را بدر خانه آن حضرت رساند مقداد بود و پس از او از انصار عباد بن بشر و سعد بن زيد بن ظهير و محرز بن نضلة و ديگران بودند كه اسبهاى تند رو خود را سوار شده حاضر شدند. رسول خدا صلى الله عليه و آله مقداد بن عمرو[۶] را بر آنان امير ساخته فرمود: شما بتعقيب دشمن برويد تا من نيز از دنبال بشما برسم. اينان بدستور آن حضرت به راه افتادند.

رسول خدا صلى الله عليه و آله نيز ابن ام مكتوم را در مدينه منصوب فرمود و با گروهى از مسلمانان حركت كرد، سوارانى كه از جلو رفته بودند برخى از آنها بدنباله غارتگران رسيدند، و پسر عيينة بن حصن كه حبيب نام داشت بدست يكى از سواران مسلمان بنام ابو قتادة كشته شد و دو نفر ديگر از آنها نيز بنام اوبار و پسرش عمرو بن اوبار كه بر يك شتر سوار شده بودند بدست يكى ديگر از سواران اسلام بنام عكاشة بن محصن بقتل رسيدند و عكاشة و ابو قتادة و ديگران كه خود را بآنها رسانده بودند موفق شدند قسمتى از شتران غارت شده را از آنها باز گيرند.

رسول خدا صلى الله عليه و آله نيز از عقب بدانها رسيد و همچنان تا كوه ذى قرد بتعقيب دشمن پيش رفتند ولى چون عيينة و همراهان خود را بغطفان رسانده بودند لشگريان اسلام بدانها نرسيدند و در ذى قرد فرود آمدند و يك شبانه روز در آنجا مانده سپس بمدينه باز گشتند.[۷]

نماز خوف

رسول خدا در «ذى قرد» نماز خوف خواند، و يك شب و روز آنجا ماند و در ميان أصحاب خود كه پانصد يا هفتصد نفر بودند، به هر صد نفر يك شتر داد كه براى خوراك خود بكشند. «سعد بن عباده» هم از مدينه چند بار خرما و ده شتر فرستاد كه در «ذى- قرد» به رسول خدا رسيد. از سوى ديگر سعدبن عباده نيز با يك گروه سيصد نفرى از مدينه، حراست مى ‌كرد.

ولی علامه جعفر مرتضی با توجه به حدیث زیر از امام صادق(علیه السلام) این قضیه را رد کرده اند:

«إنها نزلت لما خرج رسول اللّه «صلى اللّه عليه و آله» إلى الحديبية، يريد مكة»[۸]

کشته شدگان این غزوه

شهداء غزوه ذى قرد

محرز بن نضله (از بنى أسد بن خزيمه) كه او را «أحزم» و نيز «قمير» مى‌گفتند و بر اسب «محمود بن مسلمه» كه «ذو اللّمّه» [1] نام داشت سوار شد و خود را به دشمن رسانيد و سر راه بر آنان گرفت و سرانجام به دست «عبد الرحمن بن- عيينه» به شهادت رسيد.

كشته ‌هاى دشمن‌

  1. حبيب بن عيينة بن حصن، كه «أبو قتاده» يا «مقداد» او را كشت.
  2. أو بار.
  3. عمرو بن أوبار، اين پدر و پسر بر يك شتر سوار بودند و «عكّاشة بن- محصن» با نيزه‌اى آن دو را به هم دوخت و هر دو را كشت.
  4. مسعده، كه به دست «أبو قتاده» كشته شد.
  5. قرفة بن مالك بن حذيفة بن بدر، كه به دست «مقداد» كشته شد.[۹]

نتیجه این جنگ

غزوه ذى قرد نشانگر آن بود كه اعراب اطراف، چشم طمع به مدينه داشته و براى ضربه زدن به اسلام از شبيخون خوددارى نمى‌ كرده‌اند. بنابراين رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم محق بود كه هر از چندى به محض شنيدن كمترين گزارشى از تلاش مشركان، به سوى آنان حركت كند.[۱۰]

پانویس

  1. واقدی، کتاب المغازی، تحقیق مارسون جونس، بیروت، مؤسسة الاعلمی، 1989م.، الطبعه الاولی، ج2، ص537.
  2. المغازى/ترجمه،متن،ص:407
  3. سبل الهدى، ج 5، ص 167- 166
  4. زندگانى‌محمد(ص)/ترجمه،ج‌2،ص:192
  5. المغازى/ترجمه،متن،ص:407
  6. ابن هشام معتقد است که که رسول خدا سعد بن زید را فرمانده قرار داده است.
  7. زندگانى‌ محمد(ص)/ترجمه،ج‌2،ص:194
  8. البرهان ج 1 ص 411 و مستدرك الوسائل ج 6 ص 518 و البحار ج 86 ص 110 و تفسير القمي ج 1 ص 150 و الصافي ج 1 ص 494 و كنز الدقائق ج 2 ص 606 و الميزان ج 5 ص 64.
  9. تاريخ پيامبر اسلام، آيتى ،متن،ص:431
  10. سيره رسول خدا(ص)، جعفريان ،ص:572

منابع

  • سيره رسول خدا صلى الله عليه و آله وسلم‌ ،رسول جعفريان،دليل ما، قم‌، 1383 ش‌
  • مغازى تاريخ جنگهاى پيامبر(ص)، محمد بن عمر واقدى (م 207)، ترجمه محمود مهدوى دامغانى، تهران، مركز نشر دانشگاهى، چ دوم، 1369ش.
  • تاريخ پيامبر اسلام‌،محمد ابراهيم آيتى،دانشگاه تهران،تهران، 1378 ش‌
  • فروغ ابدیت، ج2، ص571.
  • تاريخ يعقوبى، احمد بن ابى يعقوب ابن واضح يعقوبى (م بعد 292)، ترجمه محمد ابراهيم آيتى ، تهران ، انتشارات علمى و فرهنگى ، چ ششم ، 1371ش.
  • زندگانى محمد(ص) پيامبر اسلام، ابن هشام (م 218)، ترجمه سيد هاشم رسولى، تهران، انتشارات كتابچى، چ پنجم ، 1375ش.
غزوات پیامبر اکرم (ص)
2 هجری غزوه ودّان * غزوه بواط * غزوه عشيره‌ * غزوه كدر * غزوه بنى قينقاع * غزوه سويق‌
3 هجری غزوه بدر * غزوه غطفان‌ * غزوه احد * غزوه حمراء الأسد
4 هجری غزوه بنى نضير * غزوه ذات الرقاع * غزوه بدر الموعد
5 هجری غزوه دومة الجندل‌ * غزوه خندق یا احزاب * غزوه بنى قريظه‌
6 هجری غزوه بنى لحيان * غزوه ذى قرد * غزوه بنى مصطلق * غزوه حديبيه
7 هجری غزوه خيبر
8 هجری غزوه فتح مكه‌ * غزوه حنين * غزوه طائف‌
9 هجری غزوه تبوك‌