دور الشیعة فی بناء الحضارة الاسلامیة (کتاب)

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۱۹ ژوئیهٔ ۲۰۲۱، ساعت ۱۱:۱۶ توسط مهدی موسوی (بحث | مشارکت‌ها) (ویرایش)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو

کتاب «دور الشیعة فی بناء الحضارة الإسلامیة» یکى از آثار ارزنده آیت‌الله جعفر سبحانى (متولد ۱۳۰۸ ش) به زبان عربى است که به بررسى نقش شیعیان در پیدایش و ترویج و تولید علوم اسلامى می پردازد. این اثر از نظر تحلیلى بودن و استناد به منابع معتبر و همچنین اختصار و رسایى، ستودنى است.

ساختار کتاب

آیت‌الله سبحانى در این کتاب، مطالب متعددى را بدون تقسیم به بخش یا فصل، تحت عناوین گوناگون بیان کرده است.

نویسنده نخست به نقش قدماى شیعه در مورد علوم اسلامى (نحو، صرف، لغت، کلام، شعر، تفسیر، علم الحدیث، فقه، اصول فقه، مغازى و سیر، رجال، علوم عقلى، و...) پرداخته و بعد توضیحاتى درباره کشورهاى شیعه‌نشین داده و آنگاه به مناسبت، بحث علل تشیع ایرانیان را مطرح کرده و سرانجام به مقدار جمعیت شیعه در جهان توجه کرده و کتاب را به پایان برده است.

گزارش محتوا

در مورد مباحث کتاب «دور الشیعة فی بناء الحضارة الإسلامیة» (نقش شیعه در بنیان‌گذارى تمدن اسلامى) چند نکته گفتنى است:

  1. زبان و بیان کتاب باآنکه علمى و معتبر است، ولى بسیار روان و شیواست و مى‌توان آن را از آثار ممتاز و قابل ارائه به جهان اسلام دانست. این نکته طبیعى است؛ زیرا نویسنده علاوه بر سابقه بیش از پنجاه سال تدریس و پژوهش در حوزه‌هاى علمیه، با زبان و ادبیات عربى کاملا آشناست و سال‌هاست که کتاب‌هاى متعدد به زبان عربى امروزى پدید آورده است.
  2. نویسنده توضیح داده است که براى اولین بار این ابوالاسود دوئلى بود که به فرمان امیرالمؤمنین على(ع) به تدوین علم نحو اقدام کرد. حضرت امام على(ع) در نخستین گام خودش مطالبى را براى ابوالاسود بیان کرد که از جمله این بود که کلام، همه‌اش اسم و فعل و حرف است و... و ابوالاسود این مطالب را از امیرالمؤمنین(ع) گرفت و مطالبى هم به آن افزود و بعد به نزد امام(ع) آورد و آن حضرت آن را کم و زیاد و اصلاح کرد و به این ترتیب سرانجام علم نحو شکل گرفت و... .[۱]
  3. نویسنده درباره نقش شیعیان در تفسیر ترتیبی و موضوعى قرآن کریم توضیحاتى ارزشمند ارائه کرده است.[۲] شایان ذکر است که نویسنده خودش نیز از کسانى است که در زمینه تفسیر ترتیبى و موضوعى قرآن کریم فعالیت کرده است.
  4. نویسنده با بیان این نکته که اسلام آمد تا عقل انسان را آزاد سازد، در مورد نقش شیعه درباره علوم عقلى یادآور شده است که خطبه‌هاى امام على(ع) سنگ بناى کلام شیعه و آراى اعتقادى آنان را پدید آورد و امامان اطهار(ع) هرکدام یکى بعد از دیگرى بر غناى آن افزودند و به پرسش‌ها و شبهات پاسخ دادند. سپس نویسنده با ذکر اسامى متکلمان شیعه در قرن دوم و سوم و چهارم و فیلسوفانى که بعد از آن آمدند، به ذکر توضیحاتى در مورد آنان پرداخته است.[۳]
  5. نویسنده بیان کرده است که نشاط شیعه در تولید و ترویج علوم منحصر به علوم اسلامى، مانند نحو، صرف، فقه، تفسیر و کلام نبود، بلکه آنان در زمینه علوم ریاضى و طبیعى و زمینى، مانند فیزیک و زمین‌شناسى و... نیز فعال بودند؛ همان‌طورکه براى مثال هشام بن حکم نظریاتى درباره رنگ و طعم و بو ابراز کرد و... .[۴]
  6. یکى از بحث‌هاى بسیار مفید این اثر در مورد عامل ورود اسلام به ایران و نیز چگونگى پیدایش تشیع ایرانیان است. نویسنده بر آن است که سبب اصلى پذیرش اسلام از سوى ایرانیان همان عاملى بود که سایر مردم را به‌سوى این دین الهى کشاند و آن عبارت از این مطلب است که اسلام همه مردم را برابر و برادر مى‌شمارد و هیچ تفاوتى بین آنان قرار نمى‌دهد و همچنین سبب گرایش شیعیان به محبت و ولایت اهل بیت(ع) عبارت است از همان عامل مشترکى که همه را به‌سوى خود جلب مى‌کند؛ یعنى این حقیقت که هر کسى با اهل بیت(ع) آشنا مى‌شود مى‌یابد که آنان با ظلم و بى‌عدالتى مبارزه مى‌کنند و در عملکرد خودشان عدل و مساوات را مراعات مى‌کنند و هرگز تبعیض روا نمى‌دارند.[۵]
  7. نویسنده در مورد دانشگاه‌هاى شیعه با ذکر این نکته که اسلام دین علم و دانایى است و آدمى را به‌سوى اندیشیدن و فرهنگ مى‌کشاند، به ذکر اسامى برخى از مراکز علمى شیعه در طول تاریخ مانند دانشگاه مدینه، کوفه، بغداد، نجف، مصر، قم، رى و... اشاره کرده و برخى از خصوصیات آن را به‌طور مختصر شرح داده است؛ به‌عنوان مثال نویسنده توضیح داده است که امام صادق(ع) از فرصت طلایى دوره انتقال حکومت اموى به عباسى استفاده کرد و دانشگاه بزرگى را در کوفه پدید آورد و... .[۶]
  8. آخرین بحث کتاب در مورد آمار شیعیان جهان است. نویسنده، معتقد است که مراکز آمارى جهان تحت تسلط صهیونیست‌ها و نفوذ دشمنان اسلام قرار دارند و به همین جهت ما آمار دقیق و واقعى مسلمانان و شیعیان را در دست نداریم، ولى نویسنده اعتقاد دارد که بر اساس قرائن و شواهد موجود، شیعیان (اعم از زیدى و امامى و اسماعیلى) یک پنجم و یا یک چهارم مسلمانان جهان را تشکیل مى‌دهند و اگر مسلمانان دنیا، یک میلیارد شمرده شوند، شیعیان حدود دویست میلیون نفر هستند.[۷] البته لازم به یادآورى است که آمارى که نویسنده محترم بیان کرده، مربوط به ده‌ها سال قبل است و اکنون دست کم پنجاه درصد به آمار مذکور اضافه شده است.

پانويس

  1. متن کتاب، ص ۱۹ - ۲۵
  2. همان، ص ۴۱ - ۴۳
  3. همان، ص ۶۷ - ۹۰
  4. همان، ص ۹۰ - ۹۴
  5. همان، ص ۱۱۲
  6. همان، ص ۱۲۰ - ۱۳۳
  7. همان، ص ۱۳۳

منابع

  • ویکی نور

متن کتاب

دور الشیعة فی بناء الحضارة الإسلامیة