خاکی شیرازی

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۳ اوت ۲۰۲۱، ساعت ۱۰:۳۶ توسط مهدی موسوی (بحث | مشارکت‌ها) (ویرایش)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو

ملا محمدابراهیم قاری متخلص به «خاکی شیرازی» (م، ۱۲۸۶ ه. ق)، یکى از دراویش و شعرای ایران در قرن سیزدهم‌ هجری است. خاکی ‌اهل ‌طریقت ‌بود، از ظاهر شرع‌ تجاوز نمی‌کرد و در عین ‌فقر، قناعت ‌و در کمال‌ عجز، مناعت‌ طبع داشت.

زندگی‌نامه

رضا قلی خان ‌هدایت در «ریاض العارفین» شرح حال او را چنین مى آورد: اسم او میرزا امین، فقیرى است دردمند و سالکى است دل نژند، پیوسته در زحمت و ابتلاء مبتلى و گرفتار و از ملامت و شناعت منکرین در آزار، رنجهاى بیشمار کشیده و مجاهدات بسیار دیده، در کنج قناعت آرمیده. در ایام شباب سیاحت فارس و عراق عرب و عراق عجم نموده و مدتها در عتبات زائر بوده، اگرچه بسیارى از مشایخ معاصرین را دریافته، اما در وادى اخلاص و ارادت محب على شاه چشتى شتافته، از میامن خدمت او به مقاصد اصلى کامیاب آمده، چندى در قلمرو على تنکر توقف داشته و جمعى همت بر ارادتش گماشته، طریقه سلسله چشتیه دریافتند. اکنون در خارج شیراز در بقعه هفت‌تنان زاویه و خانقاهى دارند و احبّاء صحبت ایشان را غنیمت مى شمارند.[۱] [۲]

از خاکی شیرازی اشعار پراکنده‌اى در دو تذکره «حدیقةالشعراء» و «مرآةالفصاحه» به چاپ رسیده‌است که در سبک عراقى است و او از شیوه بیانى این سبک براى به تصویر کشیدن مطالبى که در نظر داشته استفاده کرده‌است. از جمله اشعار اوست:

اى دل اگر دمى ز خودى با خدا شدى از پاى تا بسر همه نور و ضیا شدى

گفتى کز اختلاف جهان نیستم خلاص هستت خلاص گر بخلافش رضا شدى

یابى فراغتى ز ستمهاى نفس گر با سالکان راه خدا آشنا شدى

وفات

درباره تاریخ ‌وفات ‌او اتفاق ‌نظر نیست‌. به ‌گفته فسائی‌ در «فارسنامه ‌ناصری‌»، وی‌ در حدود سال‌ ۱۲۵۰ ق. وفات ‌یافت‌، اما اشاره مؤلف‌ تذکره «حدیقة ‌الشعراء» حاکی ‌از آن ‌است ‌که ‌خاکی ‌شیرازی ‌در حدود سال ۱۲۶۰ ق، هنوز در شیراز ساکن ‌بوده ‌است‌. با توجه ‌به ‌اشاره رضا قلی خان ‌هدایت به ‌مرگ ‌خاکی‌، یقیناً تاریخ‌ وفاتش ‌قبل ‌از ۱۲۸۸ ق. بوده‌ است‌.

جنازه خاکی‌ شیرازی را در قبرستان ‌حاج ‌میرزا حسین ‌(از قدیم‌ترین‌ قبرستانهای ‌تهران‌) به ‌خاک‌ سپردند.

پانویس

  1. ریاض العارفین، چاپ اول، ص۲۵۸.
  2. هدایت در مجمع الفصحاء صفحه ۱۰۸ جلد دوم نیز از او یاد مى کند.

منابع