حدیث سفینه

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۵ سپتامبر ۲۰۱۹، ساعت ۰۵:۱۱ توسط سید مهدی خدایی (بحث | مشارکت‌ها) (افزودن مطلب)
پرش به ناوبری پرش به جستجو

از جمله احادیث مشهور میان مسلمانان شیعه و سنی، حدیثی از پیامبر صلی الله علیه و آله است که در آن اهل بیت خود را به عنوان کشتی نجات (سفینه) امت اسلامی معرفی می نماید.

متن حدیث سفینه

حدیث سفینه از احادیث متفق ‏ًٌعلیه در میان پیراون مکتب خلفاء و پیروان مکتب اهل‏بیت: است. این حدیث دارای نقل‏های فراوانی است. در این نقل‏ها تفاوت‏های اندکی وجود دارد و دلیل این تفاوت‏ها نیز این است که به دلیل اهمیت مسئله، پیامبراکرم آن را در موارد مختلف و با تعبیرهای متفاوت بیان فرموده است.

از این میان عبارت «مثل اهل‏بیتی فیکم کسفینة نوح من رکبها نجی ومن تخلف عنها غرق» مشهورترین نقل حدیث سفینه به شمار می‏رود. [۱]

تواتر وصحت حدیث سفینه

حدیث سفینه از معتبرترین احادیث میان شیعه و اهل سنت است. برخی پژوهشگران روایت حدیث را با 50 طریق نشان داده اند [۲]و با این کثرت طرق، تواتر حدیث  ثابت است، و در صحت حدیث متواتر تردیدی نیست. یازده نفراز صحابه در طبقه اول حدیث قرار دارند. دو نفر از امامان اهل‏بیت یعنی امیرالمؤمنین و امام حسن مجتبی و نُه نفر از دیگر صحابه پیامبر. [۳] سه نفر از امامان اهل‏بیت یعنی امام سجاد، امام صادق و امام رضا و بیست و هفت نفر از تابعین[۴]، در طبقه دوم قرار دارند. بنابراین در صدور حدیث از رسول گرامی جای هیچ تردیدی نیست.

شبهه سندی حدیث و پاسخ آن

با وجود درجة بالای اعتبار حدیث، حتی نزد عامه، ایجاد شبهه ابن‏ تیمیه در صدور حدیث سفینه جای تعجب است! ابن‏ تیمیه بدون هیچ دلیل و مدرکی، مدعی شده حدیث سفینه سند صحیح ندارد، در منبع معتبری نیامده، و نقل‏ کنندگان آن مانند هیزم‏ کشان شب، راوی احادث مجعول ‏اند [۵]

در پاسخ او، سخن علامه میرحامد حسین کافی است. وی پس از ذکر نام بسیاری از علمای بزرگ اهل‏ سنت و کتب معتبرآنان که حدیث سفینه را نقل کرده ‏اند، می‏ پرسد: اگر این بزرگان هیزم‏ کشان شب و راوی احادیث مجعول ‏اند، پس به ‏کدام محدّث باید اعتماد کرد؟ [۶]

مفاد و مدلول حدیث سفینه

همان‏گونه که حدیث سفینه به لحاظ سندی از جایگاه ویژه‏ای برخوردار است، به لحاظ محتوایی و دلالی نیز دارای جایگاهی رفیع است.پیامبر اکرم در حدیث سفینه، با تشبیه اهل‏بیت خویش به کشتی نوح، در صدد بیان امور مهمی بودند که علمای بزرگ اسلام به برخی از آنها اشاراتی داشته‏ اند از جمله:

وجوب محبت اهل‏بیت

جمع کثیری از علمای شیعه و سنی وجوب محبت و تعظیم اهل‏بیت: را از حدیث سفینه استنباط کرده‏ اند. آنان نجات امت اسلامی را بدون تحصیل محبت و تعظیم  اهل‏بیت: ناممکن دانسته، و محروم از این محبت را مستحق عذاب الیم الهی شمرده‏ اند. شماری از عالمان اهل‏ سنت که بر دلالت حدیث سفینه بر وجوب محبت اهل‏بیت  پیامبر اکرم  تصریح کرده ‏اند عبارتند از: فخررازی [۷]، نظام الدین نیشابوری [۸] ، بقاعی [۹]، ابن هجر هیتمی[۱۰]، مناوی [۱۱]، ملاعلی هروی قاری [۱۲]، شافعی [۱۳] و...

وجوب اطاعت و پیروی

بسیاری از علماء علاوه بر وجوب محبت و تعظیم، وجوب اطاعت و پیروی را نیز از حدیث سفینه فهمیده ‏اند. زیرا اطاعت از آنان که یگانه سبب نجات ‏اند، موجب نجات است، و هر چه سبب نجات گردد، واجب است، پس اطاعت واجب است.  ملا علی هروی قاری، [۱۴] محب الدین طبری [۱۵]، سمهودی، [۱۶] عاصمی، [۱۷] و...

عصمت اهل‏بیت

اگر کشتی اهل‏بیت: راکبین خود را ازخطر غرق شدن حفظ می ‏نماید، پس به طریق اولی، خود از غرق شدن مصون است. [۱۸]. اگر آن که پیرویش واجب است، محتمل‏ الخطاء باشد، برای نجات پیرو ضمانتی نیست، و حال آن‏که در حدیث، نجات پیروان اهل‏بیت: تضمین شده است. [۱۹]

استدلال دیگر این است که سرپیچی از آن‏که در مسیر خطا است، موجب هلاکت نیست، و حال آن‏که پیامبر  فرمود: هر کس از اهل‏بیت تخلف کند، اهل هلاکت است.[۲۰]

مطابق سنت بودن معارف اهل‏بیت

پیامبر اکرم 9 به نشستن برکشتی اهل‏بیت فرمان داده است، یعنی به پیروی و فراگیری دانش از آنان فرمان داده است و حاشا که حضرت  به پیروی از اهل بدعت و فراگیری دانش از مخالف سنت دعوت کرده باشد! [۲۱]

خلافت امیرالمؤمنین

امیرالمؤمنین از اهل‏بیت:، بلکه کامل‏ترین مصداق ایشان است، پس اطاعت ایشان واجب است، و این مقتضی قبول خلافت آن حضرت است  [۲۲]

توسل و التجاء به اهل‏بیت

سوارر شدن بر کشتی اهل‏بیت:، یعنی به هنگام شدائد و مشکلات به آنان متوسل شدن [۲۳]، و به ‏وسیله آنان به خدای متعال تقرب جستن است، [۲۴] به‏ خصوص که بعضی توسل و التجاء به اهل‏بیت: را تنها راه پاک شدن از آثار طبیعی گناهان دانسته و معتقدند این همان طریقت است، مانند عبدالعزیز دهلوی در فتح العزیز و عبدالحق دهلوی در مناقب اهل‏ البیت [۲۵]

وجود اهل‏بیت معصوم در تمامی اعصار

وجود فردی معصوم از اهل‏بیت: در تمامی اعصار، لازم است، تا اینکه همیشه مصداق کشتی نجات موجود و حجت الهی تمام باشد [۲۶]

افضلیت اهل‏بیت

اگر دیگران افضل بودند، آنان به عنوان کشتی نجات معرفی می‏شدند نه اهل‏بیت [۲۷] چون پیامبر  معصوم است، و از روی هوای نفس سخن نمی‏ گوید.

فرقة ناجیه

اگر حدیث سفینه در کنار حدیث «افتراق»[۲۸] گذاشته شود، معلوم می گردد که فرقه ناجیه از بین 73 فرقه، تنها پیروان واقعی اهل‏بیت: می‏ باشند [۲۹]

پانویس

  1. زید بن علی، بی‏تا: 30؛ صالحی الشامی، 1414، 11: 11؛ شیخ صدوق، 1405: 329؛ الطبرانی، 1415، 5: 306؛ خطیب بغدادی، 1417، 12: 90.
  2. پژوهشی در حدیث سفینه، غلامرضا رضایی، فصلنامه علمی پژوهشی کلام اسلامی
  3. ابوذر غفاری، ابوسعیدخدری، عبدالله بن عباس، انس بن مالک، سلمةبن اکوع، عبدالله بن زبیر، مقداد، عمروبن العاص و ابوموسی اشعری.
  4. ابوالطفیل عامر بن واثله، حسن بن ابی الحسن بصری، عبدالله بن حارث، مکحول، عباد بن عبدالله اسدی، ابی مخنف، یزیدبن ابی حبیب مصری، حنش بن معتمر، حذیفةبن اسید، زیان ین عمرانه، سعیدبن مسیب، سعیدبن جبیر، رافع غلام ابوذر، مورق عجلی، سلیم بن قیس، عطیةبن ابی سعید، عامربن عبدالله، ابی الجوزاء، ابان بن ابی عیاش، علقمة بن قیس، ابوظبیان جنبی، عبدالرحمن ابی لیلی، عمر بن ابی سلمة، ابوالاسود دوئلی، ایاس بن سلمة، اسلم مکی وزاذان بن عمر
  5. ابن‏تیمیه، 1046، 7: 395
  6. میرحامد حسین، 1366، 23: 914
  7. مفاتیح الغیب،2: 596
  8. غرائب القرآن، 6: 74
  9. نظم الدرر،6: 624
  10. الصواعق المحرقه، 2: 455-456
  11. فیض الغدیر، 2: 51 و5 : 517
  12. مرقاة المفاتیح، 9: 3988
  13. رشفة الصادی، 2: 57
  14. مرقاةالمفاتیح، 9: 3988
  15. نفحة الریحانة،4: 330
  16. جواهر العقدین،2: 120 و 123و126
  17. زین الفتی، 1: 434-454
  18. میرحامد حسین، همان، 23: 956
  19. شریف مرتضی، 1410، 3: 120
  20. شیخ حسن عبدالله، بی‏تا: 62؛ نیز ر.ک. میرحامد حسین، همان، 23: 976؛ تنکابنی، بی‏تا، 2: 368.
  21. میرحامد حسین، همان، 23: 956.
  22. شریف مرتضی، همان، 3: 120؛ ابن‏جبر، بی‏تا: 594؛ علامه حلی، 1379، 155.
  23. قزوینی، 1397: 24
  24. کراجکی، 1421: 151
  25. میرحامد حسین، همان، 23: 1082 و 948.
  26. ابوالصلاح حلبی، 1404: 210؛ میرحامد حسین، همان، 23: 987.
  27. میرحامد حسین، همان، 23: 977
  28. ابن‏ حنبل، ‏1421، 19: 462؛ سجستانی، بی‏تا، 4: 198؛ دارمی، بی‏تا، 3: 1636؛ بیهقی، 1424، 10: 208؛ خزاز قمی، 1401: 155
  29. حلی، 1379: 49؛ میلانی، 1414: 124