جامعیت مقاله متوسط
عنوان بندی متوسط
مقاله مورد سنجش قرار گرفته است

توسل به اهل بیت علیهم السلام: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
 
(۱۹ نسخه‌ٔ میانی ویرایش شده توسط ۴ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
توسل عبارت است از وسیله جستن جهت تقرب به خداوند متعال كه در [[قرآن كریم]] بدان امر شده است.<ref> [[سوره مائده]]/ 35. </ref> وسیله، چیزى است كه متوسل شونده با آن به مقصود خود دست مى‌یابد.  
+
{{خوب}}
 +
'''«توسّل‌‌‌‌‌»''' عبارت است از وسیله قرار دادن کسی برای تقرب به [[خداوند]] متعال و طلب حاجت از او. این اصطلاح از [[آیه 35 سوره مائده|آیه ۳۵ سوره مائده]] گرفته شده است که مؤمنان را به جستن وسیله‌ای برای تقرب به خدا ترغیب می‌کند. برخی از روایات «وسیله» مورد اشاره در این [[آیه]] را [[اهل بیت]] علیهم‌السلام بیان نموده‌اند. با وجود مشروعیت و جواز توسل، [[ابن تیمیه]] و به تبعیت او [[وهابیت|وهابیان]]، گونه‌هایی از توسل را [[بدعت]] و همراه [[شرک]] دانسته‌اند؛ اما این نگرش انحرافی توسط بیشتر دانشمندان مذاهب اسلامی انکار شده و آثار متعددی در ردّ آن نوشته‌اند.
 +
==مفهوم توسل==
 +
«توسل» از ریشه «و.س.ل» بمعنای رغبت، طلب و نزدیکی است که شماری از واژه‌شناسان آن را هم‌خانواده «سأل» در اشتقاق کبیر دانسته‌اند.<ref>معجم الفروق اللغویه، ص۵۷۲.</ref> توسل از باب تفعّل، به معنای درخواست نزدیک شدن به کسی یا گرفتن چیزی از او با دستاویز کردن واسطه‌ای است. این واسطه را «وسیله» می‌گویند.<ref>الصحاح، ج۵، ص۱۸۴۱؛ النهایه، ج۵، ص۱۸۵، «وسل».</ref> وسیله، خود، باید از قرب، منزلت و درجه‌ای نزد کسی که مقصود این رفتار است، برخوردار باشد.<ref>القاموس المحیط، ج۴، ص۶۴، «وسل».</ref> از این رو، وسیله در این معانی نیز به‌کار رفته است.
  
==انواع وسیله==
+
روشن‌ترین اشاره به «توسل» در [[قرآن کریم]]، در [[سوره مائده]] آمده است که [[خداوند]] صریحاً به مؤمنان دستور می‌دهد برای تقریب به او وسیله‌ای بجویند: {{متن قرآن|«یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَیهِ الْوَسِیلَةَ وَجَاهِدُوا فِی سَبِیلِهِ لَعَلَّکمْ تُفْلِحُونَ»}}؛ ای اهل ایمان! از خدا پروا کنید و دست آویز و وسیله ای برای تقرّب به سوی او بجویید؛ و در راه او بکوشید تا رستگار شوید.<ref>سوره مائده، ۳۵.</ref>
  
آنچه كه موجب تقرب بنده به خداوند گردد - كه در قرآن‌ از آن به «باب» نیز تعبیر شده است {{متن قرآن|«وَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا»}}<ref> [[سوره بقره]]/ 189. </ref> - وسیله شمرده مى‌شود؛ از اعمال صالح گرفته تا اسماء الهى، معصومان علیهم‌السلام، عالمان ربّانى، مؤمنان كامل و آنچه نزد خداوند داراى قداست و عظمت است مانند قرآن كریم و تربت [[سیدالشهدا]] علیه‌السلام.<ref> تفسیر الصافى، ج2، ص33. </ref>  
+
کلمه «وسیله» در این آیه مصداق انحصاری ندارد. [[فیض کاشانی]] در این مورد می گوید: هر آن چیزی که موجب تقرب بنده به خداوند گردد «وسیله» شمرده مى‌شود؛ از [[عمل صالح|اعمال صالح]] گرفته تا [[اسماء الحسنی|اسماء الهى]]، [[معصوم|معصومان]] علیهم‌السلام، عالمان ربّانى، مؤمنان کامل و آنچه نزد خداوند داراى قداست و عظمت است مانند قرآن و [[تربت امام حسین علیه السلام|تربت سیدالشهدا]] علیه‌السلام.<ref> تفسیر الصافى، ج۲، ص۳۳. </ref>  
  
==جایگاه توسل در قرآن و روایات==
+
==جایگاه توسل به اهل‌البیت ==
 +
برخی از روایات مراد از «وسیله» در آیه شریفه {{متن قرآن|«وَابْتَغُواْ إِلَیهِ الْوَسِیلَةَ»}}<ref> سوره مائده، ۳۵. </ref> را [[اهل بیت]] علیهم اسلام معرفی نموده است. به عنوان نمونه از [[سلمان فارسی]] روایت شده است که از [[حضرت محمد]] صلی الله علیه و آله شنیدم که می گفت: خداوند عز و جل می گوید ای بندگانم آیا شما نیازهاى بزرگى ندارید؟ بدانید که به این نیازهاى بزرگ نمى‌‏رسید مگر این که محبوب ترین خلق من از شما [[شفاعت]] کند. پس بدانید که گرامى‏‌ترین و برترین خلق در نزد من، محمد و برادرش [[امام علی علیه السلام|على]] مى‏‌باشد و بعد از على هم امامانى هستند که آنها وسیله ها نزد من مى‌‏باشند. پس آگاه باشید هر کس حاجتى از من بخواهد و محمد و آل پاکش را واسطه قرار بدهد، من آن حاجتها را به خاطر محبوبترین خلقم در نزد من اجابت مى‏‌کنم.<ref>وسائل الشیعة، ج‏۷، ص۱۰۱</ref>
  
توسل به آنچه كه از نظر شرع یا عقل موجب تقرب به خداوند مى‌گردد - به ویژه توسل به [[رسول خدا]] صلى الله علیه و آله و [[ائمه اطهار]] علیهم‌السلام به خصوص [[امام زمان]] عجل الله تعالى فرجه الشریف - امرى مطلوب و مستحب<ref> كشف الغطاء، ج3، ص500. </ref> و مورد توصیه قرآن كریم است.<ref> سوره مائده/ 35؛ سوره بقره/ 189. </ref>  
+
و در روایتی از [[حضرت زهرا]] سلام الله علیها آمده است:
 +
تمام آنچه در آسمان و زمین است، برای تقرب به [[خداوند]] در پی وسیله است و ما وسیله و واسطه خداوند در میان خلق اوییم.<ref>ابن أبی الحدید، شرح نهج البلاغة، ۱۴۰۴ق، ج۱۶، ص۲۱۱</ref> مشابه این روایات از [[ائمه]] دیگر نیز صادر شده است.<ref>رجوع کنید به وسائل الشیعه، ج۷، کتاب الصلوه، ابواب دعاء، بَابُ اسْتِحْبَابِ التَّوَسُّلِ.</ref>
  
در روایات رسیده از ائمه علیهم‌السلام آمده است: مراد از «وسیله» در آیه شریفه {{متن قرآن|«وَابْتَغُواْ إِلَيهِ الْوَسِيلَةَ»}}<ref> سوره مائده/ 35. </ref> ما هستیم<ref> دلائل الإمامة/ 114. </ref> و ماییم «ابواب» خداوند<ref> تفسیر عیاشى، ج1، ص86. </ref> و ماییم اسماء حسناى الهى كه خداوند به بندگانش امر كرده<ref> [[سوره اعراف]]/ 180؛ [[سوره اسراء]]/ 110. </ref> او را بدان‌ها بخوانند.<ref> تفسیر عیاشى ج2، ص42.</ref>  
+
توسل به اهل بیت علیهم السلام ریشه در آیات دیگری از قرآن نیز دارد. به عنوان نمونه در [[آیه 103 سوره آل عمران|آیه ۱۰۳ سوره آل عمران]] از بندگان خواسته شده است که به ریسمان الهی چنگ زنند و گرد هم آیند: {{متن قرآن|«وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعاً وَلاتَفَرَّقُوا»}}. بنا بر روایات [[شیعه]]، مقصود از ریسمان الهی، [[اهل بیت]] پیامبر (صلی الله علیه و آله) است.<ref>طباطبائی،المیزان، موسسة الاعلمی، ج۳، ص۳۶۹.</ref>
  
==مشروعیت توسل==
+
همچنین، در آیه‌ای از ستمکاران به خویشتن خواسته می‌شود که افزون بر [[استغفار]] نزد پیامبر روند و از او بخواهند که برایشان از خداوند طلب آمرزش کند: {{متن قرآن|«وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُواْ أَنفُسَهُمْ جَآؤُوک فَاسْتَغْفَرُواْ اللهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُواْ اللهَ تَوَّابًا رَّحِیمًا»}}<ref>سوره نساء، ۶۴.</ref> رفتن نزد پیامبر (ص) و درخواست از ایشان برای طلب استغفار از خداوند، مصداق آشکار توسل به شمار رفته است.<ref>مجمع البیان، ج۳، ص۱۰۵.</ref>
 +
 
 +
دو بیت زیر از [[شافعی]] نیز در توسل به اهل بیت علیهم السلام سروده شده ­است:
  
تا پيش از ابن تيميه(م.728ق.) توسل وارد ميدان بحث و گفت‌وگوي جدي علمي نشده بود و بابي با نام توسل در كتاب‌هاي كلامي يا حديثي و يا در ضمن رديه‌ها يافت نمي‌گشت. توسل به دستاويزها براي رسيدن به اهداف مادّي يا معنوي، امري مطلوب و حتي ضروري از ديدگاه فطري و عقلايي به شمار مي‌رود كه در اصل مشروعيت و جواز آن، ترديدي وجود نداشته است.
+
آل النٌبی ذریعتی، هم الیه وسیلتی * ارجو بهم اعطی غـداً بیدی الیمین صحیفتی<ref>ابن حجر هیثمی، صواعق المحرقه، ص۱۰۸.</ref>
  
ابن تيميه و پيروان وي، موسوم به سلفيه، به طور جدي به نقد توسل پرداخته و گونه‌هايي از آن را نامشروع، بدعت و همراه شرك دانسته‌اند. آنان توسل را يا به واسطه اعمال و رفتار نيك افراد مي‌دانند و يا به معناي واسطه نهادن شخصي ديگر كه در اين صورت، نقش آن شخص تنها در حد دعاي خيري است كه به درگاه خدا انجام مي‌دهد و يا آن شخص، خود، واسطه ميان خدا و بندگان قرار مي‌گيرد. البته توسل به اين شخص نيز دو حالت دارد؛ گاه در زمان حيات او و گاه پس از مرگ وي صورت مي‌گيرد.
+
خاندان پیامبر وسیله من به سوی خدا هستند. به وسیله آنان امیدوارم که نامه عملم به دست راستم داده شود.
+
==مشروعیت توسل==
ابن تيميه در رساله‌اي با عنوان قاعدة جليلة في التوسل و الوسيله بر پايه همين تقسيم‌بندي، از دو‌گونه توسل مشروع و نامشروع ياد مي‌كند.<ref> نك: قاعدة جليله، ص87، 123-127؛ نك: دقائق التفسير، ج2، ص47-48. </ref> گونه اول آن است كه ايمان و رفتار صالح، واسطه تقرب به خدا قرار گيرد يا آن‌كه كسي از پيامبر (ص) يا هر بنده ديگر در هنگام زندگاني وي و در حال حضورش درخواست دعاي خير كند. اين نيز تنها در صورتي ممكن است كه آن فرد خود اهل ايمان باشد؛ و گر نه، دعاي پيامبر (ص) و ديگران براي غير مؤمنان سودي ندارد. نيز سوگند دادن خدا به پيامبر (ص) و واسطه نهادن مقام و منزلت پيامبر (ص) در طلب حاجت از خدا، بدعت و نامشروع شمرده شده است. پس توسل به ذات پيامبر (ص) و ديگران در هيچ حال جايز نيست و بدعت شمرده مي‌شود. درخواست دعاي خير از ايشان نيز تنها هنگام زندگاني رسول خدا (ص) و به طور مستقيم و رودررو، در زمره سنت صحابه بوده و جز اين، بدعت قلمداد مي‌گردد.<ref> نك: تحفة الاحوذي، ج10، ص25-28؛ المنار، ج6، ص370-377؛ ج11، ص6-7. </ref>
+
بحث در مورد مشروعیت توسل از زمانی آغاز شد که [[ابن تیمیه]] (م، ۷۲۸ ق) به طور جدی به نقد توسل پرداخته و گونه‌هایی از آن را نامشروع، [[بدعت]] و همراه [[شرک]] دانست و پیروان وی، موسوم به سلفیه نیز از او در این مورد پیروی کردند.  
  
ابن تيميه بر مبناي اين نگرش، به نقد و تأويل رواياتي پرداخته كه از توسل اصحاب پيامبر (ص) به ايشان حكايت مي‌كنند و در همه موارد مي‌كوشد كه توسل را تنها به همان دو معناي مشروع نخست بازگرداند.
+
ابن تیمیه در رساله‌ای با عنوان "قاعدة جلیلة فی التوسل و الوسیله" از دو‌گونه توسل مشروع و نامشروع یاد می‌کند.<ref> نک: قاعدة جلیله، ص۸۷، ۱۲۳-۱۲۷؛ نک: دقائق التفسیر، ج۲، ص۴۷-۴۸. </ref> توسل مشروع آن است که ایمان و رفتار صالح، واسطه تقرب به خدا قرار گیرد، یا آن‌که کسی از [[پیامبر اسلام|پیامبر]] (ص) یا هر بنده دیگر در هنگام زندگانی وی و در حال حضورش درخواست دعای خیر کند. اما سوگند دادن خدا به پیامبر (ص) و واسطه نهادن مقام و منزلت پیامبر (ص) در طلب حاجت از خدا، یا درخواست دعای خیر از ایشان پس از وفاتشان، بدعت و نامشروع شمرده شده است.<ref> نک: تحفة الاحوذی، ج۱۰، ص۲۵-۲۸؛ المنار، ج۶، ص۳۷۰-۳۷۷؛ ج۱۱، ص۶-۷. </ref>
 
نگرش ابن تيميه در نقد توسل را عموم دانشمندان مذاهب اسلامي انكار نموده و رديه‌هاي متعدد در اين زمينه نگاشته‌اند.<ref> نك: شفاء السقام، ص245-320؛ وفاء الوفاء، ج4، ص193-199؛ نك: شواهد الحق، ص137-142. </ref> بيشتر اين رديه‌ها به تحليل ماهيت رفتار افراد در توسل به صالحان و نيكان و رد اتهام شرك پرداخته‌اند و به آيه 35 مائده/5 و نيز آياتي كه از استغفار پيامبر براي مؤمنان ياد مي‌كند (براي نمونه: يوسف/12، 97-98؛ منافقون/63، 5) و رواياتي كه از توسل صحابه به پيامبر (ص) در زندگاني و پس از مرگ ايشان حكايت دارند <ref> نك: المعجم الصغير، ج1، ص3؛ مجمع الزوائد، ج2،
 
ص279. </ref>، استناد مي‌كنند. براي نمونه، مردي نابينا به سفارش پيامبر (ص) با توسل به ايشان بينايي خود را بازيافت.<ref> مجموع الفتاوي، ج1، ص105؛ وفاء الوفاء، ج4، ص194؛ ارغام المبتدع، ص17. </ref>همچنين بر پايه دعايي از پيامبر (ص)، توسل به مقام و منزلت صالحان روا شمرده شده است. <ref> نك: مسند احمد، ج3، ص21؛ سنن ابن ماجه، ج1، ص256. </ref>گاه نيز از توسل افراد متعدد به پيامبر (ص) با تعابيري چون «بحق نبيك» در حضور يا غياب ايشان ياد شده است. عدم نهي پيامبر (ص) از اين كار و انجام آن از سوي چهره‌هاي پذيرفته اهل سنت، دليلي ديگر بر اعتبار اين رفتار به شمار مي‌رود.<ref> نك: حلية الاولياء، ج3، ص121؛ المعجم الكبير، ج24، ص351. </ref> توسل به پيامبران: نيز در روايات گزارش شده است<ref> شفاء السقام، ص393؛ تحفة الاحوذي، ج1، ص25. </ref>؛ چنان‌كه خود پيامبر (ص) هنگام دفن فاطمه بنت اسد، با توسل به پيامبران پيشين براي او آمرزش خواست.<ref> نك: وفاء الوفاء، ج3، ص87-88؛ ج4، ص195. </ref>
 
 
در سيره اصحاب پيامبر (ص) و تابعين و صالحان نيز موارد متعدد از توسل به چشم مي‌خورد كه بر پسنديده بودن اين رفتار نزد ايشان دلالت دارد.<ref> الغدير، ج5، ص142-146؛ معالم‌المدرستين، ج1، ص38-39. </ref>براي نمونه، عمر در مراسم طلب باران، به عموي پيامبر (ص)، عباس بن عبدالمطلب، توسل جست.<ref> صحيح البخاري، ج2، ص16؛ فتح الباري، ج2، ص411-412؛ وفاء الوفاء، ج4، ص196. </ref> در گزارشي، از توسل مردي عرب به ابوبكر ياد شده است.<ref> الغدير، ج7، ص239-240؛ مستدرك سفينة البحار، ج9، ص244. </ref>بلال بن حارث براي طلب باران به رسول خدا (ص) متوسل گشت.<ref> وفاء الوفاء، ج4، ص195. </ref> مالك بن انس در گفت‌وگو با منصور دوانيقي، چگونگي زيارت پيامبر (ص) و توسل به ايشان را به او آموخت.<ref> وفاء الوفاء، ج4، ص196-197؛ شفاء السقام، ص163؛ البشارة و الاتحاف، ص51. </ref> در برخي اشعار شافعي، به صراحت از خاندان پيامبر (ص) به عنوان وسيله تقرب به خداوند ياد شده است.<ref> الصواعق المحرقه، ص180. </ref>نيز از توسل امام احمد حنبل به امام شافعي و توسل مردم مغرب به امام مالك مي‌توان ياد كرد.<ref> الغدير، ج5، ص194. </ref>
 
 
در منابع روايي تفسيري، به نمونه‌هاي متعدد از توسل در دوره پيش از اسلام اشاره شده كه پيامبران و چهره‌هاي معتبر ديگر انجام داده‌اند.<ref> شفاء السقام، ص296-297؛ الفصول المهمه، ج1، ص24. </ref>از آن جمله، تلقي كلمات در آيه 37 بقره/2 به آشنايي وي با پيامبر (ص) و اهل بيت او و توسل به ايشان تفسير شده كه پس از آن، توبه وي پذيرفته شد.<ref> التبيان، ج1، ص169؛ تفسير ثعلبي، ج1، ص184؛ الدر المنثور، ج1، ص59-60. </ref> نيز توسل نوح، ابراهيم، موسي: وفرزندان يعقوب (ع) به پيامبر (ص) و توسل يوسف (ع) به حرمت پدرانش و اهل حرم<ref>  مستدرك سفينة البحار، ج2، ص301-302. </ref> گزارش شده است. عبدالمطلب و ابوطالب نيز در دو رخداد جدا‌گانه، هنگام استسقاء، پيامبر (ص) را به عنوان وسيله به درگاه خداوند ياد كردند و به ايشان توسل جستند. <ref> فتح الباري، ج2، ص412؛ السيرة الحلبيه، ج1، ص189-191؛ ج3، ص268ـ270؛ شرح نهج البلاغه، ج14، ص80. </ref>
 
 
اين روايات به رغم ترديد برخي از سلفيان معاصر چون رشيد رضا در درستي آن‌ها، از تواتر معنوي برخوردارند و اعتبار شرعي اصل انديشه توسل را به اثبات مي‌رسانند.<ref> التوسل، ص85؛ آيين وهابيت، ص147-149. </ref> از اين رو، دانشوران مذاهب اسلامي پس ازابن تيميه به نقد مفصل انديشه وي در اين موضوع پرداخته‌اند. براي نمونه، سبكي شافعي (م.746ق.) بابي جدا‌گانه را در كتاب شفاء السقام به موضوع توسل به پيامبر (ص) اختصاص داده و از رواج و اعتبار فراگير آن تا پيش ازابن تيميه ياد كرده و وي را نخستين كسي دانسته كه در درستي اين امر ترديد ورزيده است.<ref> شفاء السقام، ص294-296؛ حاشية رد المحتار، ج6، ص716؛ فيض القدير، ج2، ص170. </ref>آن گاه در اثبات درستي توسل به پيامبر (ص)، به ذكر شماري گسترده از روايات پرداخته و آن‌ها را در تقسيمي مبتكرانه در سه بخش پيش از رسول خدا، در مدت زندگي ايشان و پس از وفات ايشان دسته‌بندي كرده است.<ref>  شفاء السقام، ص161-168 </ref> در تقسيم ديگر از جهت مفهومي، توسل به معناي طلب حاجت از خداوند با واسطه نهادن شخصي مبارك يا طلب دعا از فردي محترم و يا درخواست از پيامبر (ص) براي شفاعت نزد خداوند جهت برآورده شدن حاجت، تقسيم شده و در هر بخش نيز به احاديثي استناد گشته است.<ref> شفاء السقام، ص163، 169، 174. </ref>
 
 
افزون بر اين همه، از ديدگاه تحليل مفهومي مي‌توان گفت كه ماهيت توسل با زنده و مرده بودن تفاوت نمي‌يابد و لازمه پذيرش توسل به زنده، پذيرفتن توسل به مرده نيز هست. حداكثر مي‌توان گفت كه توسل به مرده بي‌فايده است، نه آن‌كه موجب شرك باشد. بسياري از فقيهان اهل سنت نه تنها توسل به صالحان و نيكان را جايز شمرده‌اند<ref> مواهب الجليل، ج4، ص406؛ حاشية رد المحتار، ج6، ص716؛ الانصاف، ج2، ص456. </ref>؛ بلكه برخي آن را مستحب هم دانسته‌اند.<ref> الانصاف، ج2، ص456. </ref>
 
 
گفت‌وگو در باره توسل در سده‌هاي اخير در پرتو رشد وهابيت، بيش از گذشته مورد توجه قرار گرفت و بازار رديه‌نويسي از هر دو سو بسيار گرم شد.<ref> نك: كشف الارتياب، ص241-344؛ نك: دعاوي المناوئين، ص241-277. </ref> در اين ميان، سلطه وهابيت بر مكان‌هاي مقدس اسلامي در دوره اخير و سختگيري آنان بر زائران شيعي و ايراني براي توسل به مزارهاي مقدس، انگيزه‌اي ويژه براي نقد ديدگاه وهابيت در موضوع توسل گشته است. در مجموع منابع نقد وهابيت، بحث توسل از عناوين اصلي است كه در آن به اثبات نادرستي ديدگاه وهابيان پرداخته شده است.<ref> نك: «الصواعق الالهيه»؛ نك: التوسل بالنبي و جهلة الوهابيين؛ نك: الرد علي الوهابيه. </ref>
 
  
 +
نگرش ابن تیمیه در نقد توسل را عموم دانشمندان مذاهب اسلامی انکار نموده و ردیه‌های متعدد در این زمینه نگاشته‌اند.<ref> نک: شفاء السقام، ص۲۴۵-۳۲۰؛ وفاء الوفاء، ج۴، ص۱۹۳-۱۹۹؛ نک: شواهد الحق، ص۱۳۷-۱۴۲. </ref> بیشتر این ردیه‌ها به تحلیل ماهیت رفتار افراد در توسل به صالحان و نیکان و رد اتهام شرک پرداخته‌اند و به [[آیه 35 سوره مائده|آیه ۳۵ سوره مائده]] و نیز آیاتی که از [[استغفار]] پیامبر برای مؤمنان یاد می‌کند<ref>برای نمونه: سوره یوسف، ۹۷-۹۸؛ سوره منافقون، ۵.</ref> و روایاتی که از توسل [[صحابه]] به پیامبر (ص) در زندگانی و پس از مرگ ایشان حکایت دارند،<ref> نک: المعجم الصغیر، ج۱، ص۳؛ مجمع الزوائد، ج۲، ص۲۷۹. </ref> استناد می‌کنند. چنان‌که خود پیامبر (ص) هنگام دفن [[فاطمه بنت اسد]]، با توسل به پیامبران پیشین برای او آمرزش خواست.<ref> نک: وفاء الوفاء، ج۳، ص۸۷-۸۸؛ ج۴، ص۱۹۵. </ref>
  
 +
با این وجود در سده‌های اخیر، [[وهابیت|وهابیت]] که اندیشه های سلفیه را دارند و بر مکان‌های مقدس اسلامی سلطه دارند، با دستاویز قرار دادن این اعتقاد، توسل به مزارهای مقدس را ممنوع نموده اند و گروه های [[تکفیر|تکفیری]] جهادی نیز که از ابن تیمیه پیروی می کنند، یکی از دلایل خود برای جنگ با [[شیعه]] و کشتار آنان را توسل می دانند.
 
==پانویس==
 
==پانویس==
<references/>
+
<references />
 
 
 
==منابع==
 
==منابع==
*جمعى از پژوهشگران زیر نظر سید محمود هاشمى شاهرودى، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم‌السلام، جلد ‌2، ص 663.
+
*فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم‌السلام، جمعى از پژوهشگران، ج ‌۲، ص ۶۶۳.
*[http://hajj.ir/99/6025 سایت حج]
+
*"توسل"، [http://hajj.ir/fa/content/id/id=86851 دانشنامه حج و حرمین شریفیننوشته علی معموری.
 
 
'''مشخصات منابع سایت حج:'''
 
 
 
آيين وهابيت:سبحاني، قم، انتشارات اسلامي، 1364ش؛ارغام المبتدع الغبي بجواز التوسل بالنبي(ص):الحافظ بن الصديق المغربي، به كوشش السقاف، عمان، دار الامام النووي، 1412ق؛الانصاف في معرفة الراجح من الخلاف:المرداوي (م.885ق.)، به كوشش محمد حامد، بيروت، دار احياء التراث العربي، 1377ق؛البداية و النهايه:ابن كثير (م.774ق.)، به كوشش علي شيري، بيروت، دار احياء التراث العربي، 1408ق؛البشارة و الاتحاف:حسن بن علي السقاف، اردن، دار الامام النووي، 1413ق؛التبيان:الطوسي (م.460ق.)، به كوشش العاملي، بيروت، دار احياء التراث العربي؛تحفة الاحوذي:المبارك فوري (م.1353ق.)، بيروت، دار الكتب العلميه، 1410ق؛التفسير الكبير:الفخر الرازي (م.606ق.)، بيروت، دار الكتب العلميه، 1421ق؛تفسير ثعلبي (الكشف و البيان):الثعلبي (م.427ق.)، به كوشش ابن عاشور، بيروت، دار احياء التراث العربي، 1422ق؛التوسل المشروع و التوسل الممنوع:محمد رشيد بن علي رضا، مصر، وزارة الاوقاف السعوديه؛التوسل بالنبي(ص)و جهلة الوهابيين:ابوحامد بن مرزوق، استانبول، مكتبة اشيق، 1396ق؛التوسل:السبحاني، بيروت، الدار الاسلاميه، 1412ق؛جامع البيان:الطبري (م.310ق.)، به كوشش صدقي جميل، بيروت، دار الفكر، 1415ق؛حاشية رد المحتار:ابن عابدين (م.1252ق.)، بيروت، دار الفكر، 1415ق؛حلية الاولياء:ابونعيم الاصفهاني (م.430ق.)، بيروت، دار الكتاب العربي، 1405ق؛دائرة المعارف قرآن كريم:مركز فرهنگ و معارف قرآن، قم، بوستان كتاب، 1386ش؛الدر المنثور:السيوطي (م.911ق.)، بيروت، دار المعرفه، 1365ق؛دعاوي المناوئين لدعوة الشيخ محمد بن عبدالوهاب: عبدالعزيز بن محمد، رياض، دار الوطن، 1412ق؛دقائق التفسير:ابن التيميه (م.728ق.)، به كوشش محمد السيد، دمشق، مؤسسة علوم القرآن، 1404ق؛الرد علي الوهابيه:محمد جواد البلاغي (م.1328ق.)، به كوشش الحكيم، قم، آل البيت؛رفع المناره:محمود سعيد ممدوح، عمان، دار الامام النووي، 1416ق؛روح المعاني:الآلوسي (م.1270ق.)، بيروت، دار احياء التراث العربي؛سنن ابن ماجه:ابن ماجه (م.275ق.)، به كوشش محمد فؤاد، بيروت، دار احياء التراث العربي، 1395ق؛السيرة الحلبيه:الحلبي (م.1044ق.)، بيروت، دار المعرفه، 1400ق؛شرح نهج البلاغه:ابن ابي‌الحديد (م.656ق.)، به كوشش محمد ابوالفضل، دار احياء الكتب العربيه، 1378ق؛شفاء السقام:تقي الدين السبكي (م.756ق.)، به كوشش الحسيني الجلالي، 1419ق؛شواهد الحق:يوسف النبهاني (م.1350ق.)؛الصحاح:الجوهري (م.393ق.)، به كوشش العطار، بيروت، دار العلم للملايين، 1407ق؛صحيح البخاري:البخاري (م.256ق.)، بيروت، دار الفكر، 1401ق؛الصواعق الالهيه:سليمان بن عبدالوهاب النجدي، مركز الابحاث العقائديه؛الصواعق المحرقه:احمد بن حجر الهيتمي (م.974ق.)، به كوشش عبدالرحمن و كامل محمد، لبنان، الرساله، 1417ق؛عمدة القاري:العيني (م.855ق.)، بيروت، دار احياء التراث العربي؛الغدير:الاميني (م.1390ق.)، تهران، دار الكتب الاسلاميه، 1366ش؛فتح الباري:ابن حجر العسقلاني (م.852ق.)، بيروت، دار المعرفه؛الفصول المهمة في اصول الائمه::الحر العاملي (م.1104ق.)، به كوشش قائيني، قم، معارف اسلامي امام رضا (ع)، 1418ق؛فيض القدير:المناوي (م.1031ق.)، به كوشش احمد عبدالسلام، بيروت، دار الكتب العلميه، 1415ق؛قاعدة جليلة في التوسل و الوسيله:ابن تيميه(م.728ق.)، به كوشش عمير المدخلي، عجمان، مكتبة الفرقان، 1422ق؛القاموس المحيط:الفيروزآبادي (م.817ق.)، بيروت، دار العلم؛قواعد الاحكام:العلامة الحلي (م.726ق.)، قم، النشر الاسلامي، 1413ق؛كشف الارتياب:سيد محسن الامين (م.1371ق.)، به كوشش امين، مكتبة الحريس، 1382ق؛كشف الاسرار:ميبدي (م.520ق.)، به كوشش حكمت، تهران، امير كبير، 1361ش؛لسان العرب:ابن منظور (م.711ق.)، قم، ادب الحوزه، 1405ق؛مجمع البيان:الطبرسي (م.548ق.)، به كوشش گروهي از علما، بيروت، اعلمي، 1415ق؛مجمع الزوائد:الهيثمي (م.807ق.)، بيروت، دار الكتاب العربي، 1402ق؛مجموع الفتاوي:ابن تيميه
 
(م.728ق.)، به كوشش عبدالرحمن، مكتبة ابن تيميه؛مستدرك سفينة البحار:علي نمازي شاهرودي (م.1405ق.)، به كوشش نمازي، قم، نشر اسلامي، 1419ق؛مسند احمد: احمد بن حنبل (م.241ق.)، بيروت، دار صادر؛المعجم الصغير:الطبراني (م.360ق.)، بيروت، دار الكتب العلميه؛معجم الفروق اللغويه:ابوهلال العسكري (م.395ق.)، قم، انتشارات اسلامي، 1412ق؛المعجم الكبير:الطبراني (م.360ق.)، به كوشش حمدي عبدالمجيد، دار احياء التراث العربي، 1405ق؛معجم مقاييس اللغه:ابن فارس (م.395ق.)، به كوشش عبدالسلام، قم، دفتر تبليغات، 1404ق؛المنار:رشيد رضا (م.1354ق.)، مصر، الهيئة المصريه، 1990م؛مواهب الرحمن:سيد عبدالاعلي السبزواري، دفتر آية الله سبزواري، 1414ق؛الميزان:الطباطبائي (م.1402ق.)، بيروت، اعلمي، 1393ق؛النهايه:مبارك ابن اثير (م.606ق.)، به كوشش الزاوي و الطناحي، قم، اسماعيليان، 1367ش؛وسيلة الاسلام بالنبي(ص):احمد بن الخطيب ابن قنفذ (م.810ق.)، به كوشش المحامي، بيروت، دار الغرب الاسلامي، 1404ق؛وفاء الوفاء:السمهودي (م.911ق.)، به كوشش خالد عبدالغني، بيروت، دار الكتب العلميه، 2006م.
 
 
 
 
==پیوندها==
 
==پیوندها==
*[http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=sokhan&id=15 پاسخ به شبهات توسل،  سيد محمد حسيني قزويني، سایت مرکز تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)]
+
*[http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=sokhan&id=15 "پاسخ به شبهات توسل"، سید محمد حسینی قزوینی، سایت مرکز تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)].
*[http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=41944 توسل، سایت پژوهه]
+
*"توسل"، [http://pajoohe.ir/%D8%AA%D9%88%D8%B3%D9%84__a-41944.aspx دانشنامه پژوهه]، سیده معصومه جوادی، بازیابی: ۲۳ شهریور ۱۳۹۳.
*[http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=38000 توسل در اسلام، سایت پژوهه]
+
*"توسل در اسلام"، [http://pajoohe.ir/%D8%AA%D9%88%D8%B3%D9%84--%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85__a-38000.aspx دانشنامه پژوهه]، ولی عبدالهی، بازیابی: ۲۳ شهریور ۱۳۹۳.
* توسل، دائره المعارف بزرگ اسلامی
+
*"توسل"، دانشنامه جهان اسلام، از جعفر سبحانی.
 
{{اعتقادات شیعه}}
 
{{اعتقادات شیعه}}
 
[[رده:واژگان قرآنی]]
 
[[رده:واژگان قرآنی]]
 
[[رده:اعتقادات]]
 
[[رده:اعتقادات]]
 
[[رده:احکام عبادی]]
 
[[رده:احکام عبادی]]
 +
[[رده: مقاله های مهم]]
 +
{{سنجش کیفی
 +
|سنجش=شده
 +
|شناسه= خوب
 +
|عنوان بندی مناسب= متوسط
 +
|کفایت منابع و پی نوشت ها= خوب
 +
|رعایت سطح مخاطب عام= خوب
 +
|رعایت ادبیات دانشنامه ای= خوب
 +
|جامعیت= متوسط
 +
|رعایت اختصار= خوب
 +
|سیر منطقی= خوب
 +
|کیفیت پژوهش= خوب
 +
|رده= دارد
 +
}}

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۲ نوامبر ۲۰۲۲، ساعت ۱۰:۰۴

«توسّل‌‌‌‌‌» عبارت است از وسیله قرار دادن کسی برای تقرب به خداوند متعال و طلب حاجت از او. این اصطلاح از آیه ۳۵ سوره مائده گرفته شده است که مؤمنان را به جستن وسیله‌ای برای تقرب به خدا ترغیب می‌کند. برخی از روایات «وسیله» مورد اشاره در این آیه را اهل بیت علیهم‌السلام بیان نموده‌اند. با وجود مشروعیت و جواز توسل، ابن تیمیه و به تبعیت او وهابیان، گونه‌هایی از توسل را بدعت و همراه شرک دانسته‌اند؛ اما این نگرش انحرافی توسط بیشتر دانشمندان مذاهب اسلامی انکار شده و آثار متعددی در ردّ آن نوشته‌اند.

مفهوم توسل

«توسل» از ریشه «و.س.ل» بمعنای رغبت، طلب و نزدیکی است که شماری از واژه‌شناسان آن را هم‌خانواده «سأل» در اشتقاق کبیر دانسته‌اند.[۱] توسل از باب تفعّل، به معنای درخواست نزدیک شدن به کسی یا گرفتن چیزی از او با دستاویز کردن واسطه‌ای است. این واسطه را «وسیله» می‌گویند.[۲] وسیله، خود، باید از قرب، منزلت و درجه‌ای نزد کسی که مقصود این رفتار است، برخوردار باشد.[۳] از این رو، وسیله در این معانی نیز به‌کار رفته است.

روشن‌ترین اشاره به «توسل» در قرآن کریم، در سوره مائده آمده است که خداوند صریحاً به مؤمنان دستور می‌دهد برای تقریب به او وسیله‌ای بجویند: «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَیهِ الْوَسِیلَةَ وَجَاهِدُوا فِی سَبِیلِهِ لَعَلَّکمْ تُفْلِحُونَ»؛ ای اهل ایمان! از خدا پروا کنید و دست آویز و وسیله ای برای تقرّب به سوی او بجویید؛ و در راه او بکوشید تا رستگار شوید.[۴]

کلمه «وسیله» در این آیه مصداق انحصاری ندارد. فیض کاشانی در این مورد می گوید: هر آن چیزی که موجب تقرب بنده به خداوند گردد «وسیله» شمرده مى‌شود؛ از اعمال صالح گرفته تا اسماء الهى، معصومان علیهم‌السلام، عالمان ربّانى، مؤمنان کامل و آنچه نزد خداوند داراى قداست و عظمت است مانند قرآن و تربت سیدالشهدا علیه‌السلام.[۵]

جایگاه توسل به اهل‌البیت

برخی از روایات مراد از «وسیله» در آیه شریفه «وَابْتَغُواْ إِلَیهِ الْوَسِیلَةَ»[۶] را اهل بیت علیهم اسلام معرفی نموده است. به عنوان نمونه از سلمان فارسی روایت شده است که از حضرت محمد صلی الله علیه و آله شنیدم که می گفت: خداوند عز و جل می گوید ای بندگانم آیا شما نیازهاى بزرگى ندارید؟ بدانید که به این نیازهاى بزرگ نمى‌‏رسید مگر این که محبوب ترین خلق من از شما شفاعت کند. پس بدانید که گرامى‏‌ترین و برترین خلق در نزد من، محمد و برادرش على مى‏‌باشد و بعد از على هم امامانى هستند که آنها وسیله ها نزد من مى‌‏باشند. پس آگاه باشید هر کس حاجتى از من بخواهد و محمد و آل پاکش را واسطه قرار بدهد، من آن حاجتها را به خاطر محبوبترین خلقم در نزد من اجابت مى‏‌کنم.[۷]

و در روایتی از حضرت زهرا سلام الله علیها آمده است: تمام آنچه در آسمان و زمین است، برای تقرب به خداوند در پی وسیله است و ما وسیله و واسطه خداوند در میان خلق اوییم.[۸] مشابه این روایات از ائمه دیگر نیز صادر شده است.[۹]

توسل به اهل بیت علیهم السلام ریشه در آیات دیگری از قرآن نیز دارد. به عنوان نمونه در آیه ۱۰۳ سوره آل عمران از بندگان خواسته شده است که به ریسمان الهی چنگ زنند و گرد هم آیند: «وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعاً وَلاتَفَرَّقُوا». بنا بر روایات شیعه، مقصود از ریسمان الهی، اهل بیت پیامبر (صلی الله علیه و آله) است.[۱۰]

همچنین، در آیه‌ای از ستمکاران به خویشتن خواسته می‌شود که افزون بر استغفار نزد پیامبر روند و از او بخواهند که برایشان از خداوند طلب آمرزش کند: «وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُواْ أَنفُسَهُمْ جَآؤُوک فَاسْتَغْفَرُواْ اللهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُواْ اللهَ تَوَّابًا رَّحِیمًا»[۱۱] رفتن نزد پیامبر (ص) و درخواست از ایشان برای طلب استغفار از خداوند، مصداق آشکار توسل به شمار رفته است.[۱۲]

دو بیت زیر از شافعی نیز در توسل به اهل بیت علیهم السلام سروده شده ­است:

آل النٌبی ذریعتی، هم الیه وسیلتی * ارجو بهم اعطی غـداً بیدی الیمین صحیفتی[۱۳]

خاندان پیامبر وسیله من به سوی خدا هستند. به وسیله آنان امیدوارم که نامه عملم به دست راستم داده شود.

مشروعیت توسل

بحث در مورد مشروعیت توسل از زمانی آغاز شد که ابن تیمیه (م، ۷۲۸ ق) به طور جدی به نقد توسل پرداخته و گونه‌هایی از آن را نامشروع، بدعت و همراه شرک دانست و پیروان وی، موسوم به سلفیه نیز از او در این مورد پیروی کردند.

ابن تیمیه در رساله‌ای با عنوان "قاعدة جلیلة فی التوسل و الوسیله" از دو‌گونه توسل مشروع و نامشروع یاد می‌کند.[۱۴] توسل مشروع آن است که ایمان و رفتار صالح، واسطه تقرب به خدا قرار گیرد، یا آن‌که کسی از پیامبر (ص) یا هر بنده دیگر در هنگام زندگانی وی و در حال حضورش درخواست دعای خیر کند. اما سوگند دادن خدا به پیامبر (ص) و واسطه نهادن مقام و منزلت پیامبر (ص) در طلب حاجت از خدا، یا درخواست دعای خیر از ایشان پس از وفاتشان، بدعت و نامشروع شمرده شده است.[۱۵]

نگرش ابن تیمیه در نقد توسل را عموم دانشمندان مذاهب اسلامی انکار نموده و ردیه‌های متعدد در این زمینه نگاشته‌اند.[۱۶] بیشتر این ردیه‌ها به تحلیل ماهیت رفتار افراد در توسل به صالحان و نیکان و رد اتهام شرک پرداخته‌اند و به آیه ۳۵ سوره مائده و نیز آیاتی که از استغفار پیامبر برای مؤمنان یاد می‌کند[۱۷] و روایاتی که از توسل صحابه به پیامبر (ص) در زندگانی و پس از مرگ ایشان حکایت دارند،[۱۸] استناد می‌کنند. چنان‌که خود پیامبر (ص) هنگام دفن فاطمه بنت اسد، با توسل به پیامبران پیشین برای او آمرزش خواست.[۱۹]

با این وجود در سده‌های اخیر، وهابیت که اندیشه های سلفیه را دارند و بر مکان‌های مقدس اسلامی سلطه دارند، با دستاویز قرار دادن این اعتقاد، توسل به مزارهای مقدس را ممنوع نموده اند و گروه های تکفیری جهادی نیز که از ابن تیمیه پیروی می کنند، یکی از دلایل خود برای جنگ با شیعه و کشتار آنان را توسل می دانند.

پانویس

  1. معجم الفروق اللغویه، ص۵۷۲.
  2. الصحاح، ج۵، ص۱۸۴۱؛ النهایه، ج۵، ص۱۸۵، «وسل».
  3. القاموس المحیط، ج۴، ص۶۴، «وسل».
  4. سوره مائده، ۳۵.
  5. تفسیر الصافى، ج۲، ص۳۳.
  6. سوره مائده، ۳۵.
  7. وسائل الشیعة، ج‏۷، ص۱۰۱
  8. ابن أبی الحدید، شرح نهج البلاغة، ۱۴۰۴ق، ج۱۶، ص۲۱۱
  9. رجوع کنید به وسائل الشیعه، ج۷، کتاب الصلوه، ابواب دعاء، بَابُ اسْتِحْبَابِ التَّوَسُّلِ.
  10. طباطبائی،المیزان، موسسة الاعلمی، ج۳، ص۳۶۹.
  11. سوره نساء، ۶۴.
  12. مجمع البیان، ج۳، ص۱۰۵.
  13. ابن حجر هیثمی، صواعق المحرقه، ص۱۰۸.
  14. نک: قاعدة جلیله، ص۸۷، ۱۲۳-۱۲۷؛ نک: دقائق التفسیر، ج۲، ص۴۷-۴۸.
  15. نک: تحفة الاحوذی، ج۱۰، ص۲۵-۲۸؛ المنار، ج۶، ص۳۷۰-۳۷۷؛ ج۱۱، ص۶-۷.
  16. نک: شفاء السقام، ص۲۴۵-۳۲۰؛ وفاء الوفاء، ج۴، ص۱۹۳-۱۹۹؛ نک: شواهد الحق، ص۱۳۷-۱۴۲.
  17. برای نمونه: سوره یوسف، ۹۷-۹۸؛ سوره منافقون، ۵.
  18. نک: المعجم الصغیر، ج۱، ص۳؛ مجمع الزوائد، ج۲، ص۲۷۹.
  19. نک: وفاء الوفاء، ج۳، ص۸۷-۸۸؛ ج۴، ص۱۹۵.

منابع

پیوندها

‌اعتقادات شیعه
توحید توحید ذاتی * توحید صفاتی * توحید افعالی * توحید در عبادت * بداء * اسماء و صفات الهی
عدل قضا و قدر * اختیار * امر بین الامرین
نبوت عصمت پیامبران * خاتمیت * وحی * اعجاز * عدم تحریف قرآن
امامت

باورها:

ضرورت وجود امام * عصمت امامان * اهل بیت * چهارده معصوم * ولایت تكوینی * علم غیب امامان * غیبت امام زمان (عج) * انتظار * رجعت * توسل * شفاعت * آخر الزمان

ائمه علیهم السلام:

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله * امام علی(ع) * امام حسن(ع) * امام حسین(ع) * امام سجاد(ع) * امام باقر(ع) * امام صادق(ع) * امام کاظم(ع) * امام رضا(ع) * امام جواد(ع) * امام هادی(ع) * امام عسکری(ع) * امام مهدی(عج)

معاد برزخ * معاد جسمانی * حشر * صراط * میزان * بهشت * جهنم