چله نشینی

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به: ناوبری, جستجو

چله‌نشینى، اصطلاحى عرفانى و معادل اربعین یا اربعینیه، به معناى خلوت‌نشینى سالك به مدت چهل روز یا در چند دوره چهل روزه.

محتویات

رموز عدد چهل

عدد چهل در فرهنگ ديني و اسلامي در ميان ساير اعداد از جايگاه ويژه اي برخوردار است. به راستي راز و رمز آن چيست. آيا صرفاً يك اعتبار و قرارداد است كه براي هر عددي مي توانست در نظر گرفته شود و يا اين كه از يك پشتوانه تكويني و تكاملي روند حركت انسان در ابعاد مادي و معنوي برخوردار است. در اين رابطه بهترين منابعي كه حق مطلب را در تبيين رموز عدد چهل ادا مي كند آيات شريفه قرآن و روايات معصومين علیهم السلام است.

شكل گيري شخصيت انسان

اهميت چهل سالگي انسان قابل انكار نيست، چنانكه در روايات متعددي از پيامبر صلی الله علیه و آله و معصومان آمده است: هنگامي كه بنده به چهل سالگي مي رسد خداوند به دو فرشته مراقب او مي گويد: ازاين پس بر او سخت بگيريد و همه كارهاي كوچك و بزرگ و زياد و كم را ثبت كنيد. اين روايات همه از اين حقيقت خبر مي دهند كه شخصيت انسان تا چهل سالگي شكل گرفته و از آن پس تحولات دروني در او سخت تر مي شود.

مشرب عرفا

دانشمندان مسلمان به ويژه آنان كه مشرب عرفاني دارند، به عدد چهل در زمينه خودسازي به ديده اهميت مي نگرند و براي اين عدد در فعليت يافتن استعدادهاي انسان و كامل شدن ملكات اخلاقي و پيمودن درجات معرفت تاثيري ويژه قائل هستند.

عدد چهل از منظر قرآن

عدد چهل يا اربعين، از موضوعاتي است كه در قرآن و روايات از جايگاه ويژه اي برخوردار است و تاكنون كتاب هاي فراواني درباره آن نوشته شده است. در قرآن كريم اين واژه در چهار آيه و مرتبط با سه موضوع ديده مي شود:

مفسران برآنند كه آن چهل شب در سي شب ذی القعده و دهه اول ذی الحجه بوده است؛ چنان كه در رواياتي از امام صادق علیه السلام نيز بر اين تعيين دلالت دارد؛ اما آلوسي بدون استناد به دليلي، اين احتمال را كه ميقات در سي روز ذی الحجه و دهه اول محرم بوده نيز نقل كرده است. ميقات چهل روز و چهل شبه موسي در تورات آمده است.

مفسران در ذيل هر يك از آيات پيشين درصدد برآمده اند. رازي متناسب با موضوع را براي عدد چهل بيان كنند. در آيه 15 سوره احقاف از كمال رشد انسان و چهل سالگي وي ياد شده است. بيشتر مفسران، كمال رشد را در 33 سالگي مي دانند؛ ولي برخي آن را در همان چهل سالگي دانسته اند.

بنا به روايتي از امام صادق علیه السلام انسان در 33 سالگي به رشد كامل جسماني خود مي رسد و اين رشد تا چهل سالگي ثابت است و از آن پس، بدن رو به كاستي مي رود. در هر صورت برخي، سر تأكيد آيه بر چهل سالگي را اين دانسته اند كه از يك سو معمولاً عقل انسان در اين سن كامل مي شود و در همين زمان حجت خداوند بر او تمام شده، جهالت جواني از وي فاصله گرفته، حق واجب خداوند را در نيكي به پدر و مادر مي شناسد و از سوي ديگر در چهل سالگي صفات اخلاقي در وي قوي شده، از آن پس به آساني از او جدا نمي شود.

عدد چهل از منظر روايات

آنچه قابل انكار نيست، اهميت اين مرحله از عمر انسان است؛ چنان كه در روايات متعددي از پيامبر صلی الله علیه و آله و معصومان آمده است هنگامي كه عمر بنده به چهل سالگي مي رسد، خداوند به دو فرشته مراقب او مي گويد: از اين پس بر او سخت بگيريد و همه كارهاي كوچك و بزرگ و زياد و كم او را ثبت كنيد.

در حديث آمده است: كساني كه به چهل سالگي مي رسند و توبه نمي كنند، شيطان دستي به صورت آنها كشيده، مي گويد: پدرم فداي رويي كه رستگار نمي شود. اين روايات همه از اين حقيقت خبر مي دهد كه شخصيت انسان تا چهل سالگي شكل گرفته و از آن پس، تحولات دروني در او سخت تر مي شود؛ البته در حديثي از امام صادق علیه السلام نيز آمده كه خداوند افراد چهل ساله را گرامي مي دارد. اين روايت شايد دستوري اخلاقي براي رعايت احترام اشخاصي باشد كه داراي عمري چهل سال و بيشتر از آن هستند.

آلوسي درباره سر چهل سال سرگرداني بني اسرائيل مي گويد: چهل سال، زمان لازمي بود كه بني اسرائيل از ناداني خود در مخالفت با موسي علیه السلام دست بردارند. برخي ديگر نيز چهل سال را زمان لازم براي انقضاي نسل نافرمان بني اسرائيل - كه به اخلاق فاسد خو گرفته بودند - و نيز ظهور نسل جديد از آنان دانسته و برآنند كه پس از آن زمان، نسل جديد بني اسرائيل وارد سرزمين مقدس شد.

راز ميقات چهل شبه موسي نيز روشن نيست؛ اما وجود اين روايت از رسول خدا صلی الله علیه و آله كه فرمود: هر كس چهل روز اخلاص ورزد و اعمال خود را براي خدا خالص گرداند، چشمه هاي حكمت از قلبش بر زبانش جاري مي شود: «من اخلص لله اربعين صباحا جرت ينابيع الحكمه من قلبه علي لسانه» در كنار دو آيه ميقات، سبب شده تا دانشمندان مسلمان به ويژه آنان كه مشرب عرفاني دارند؛ به عدد چهل در زمينه خودسازي با ديده اهميت بنگرند و براي اين عدد در فعليت يافتن استعدادهاي انسان و كامل شدن ملكات اخلاقي و پيمودن درجات معرفت تأثيري ويژه قايل شوند.

صدرالمتألهين شيرازي بر آن است كه فقط پيامبران و اولياي الهي از راز تعيين عدد چهل باخبرند؛ سپس به نقل نكته اي لطيف از سهروردي، صاحب عوارف المعارف درباره راز آن مي پردازد كه خداي سبحان، گل آدم را در چهل روز سرشت؛ چنان كه در حديث آمده: «خمرت طينه آدم بيدي اربعين صباحا» و او را به گونه اي متناسب با عالم شهادت و غيب آفريد و در هر صباح كه مرتبه اي از قوا و طبقه اي از اعضا را براي آباداني جنبه شهادت (دنيايي) وي در او به وديعه نهاد بين او و عوالم غيبي حجابي پديد آورد و او را به نوعي از ساحت قدس الهي دور كرد؛ بنابراين براي بيرون آمدن وي از اين حجاب ها و نزديك شدن به آن ساحت يك اربعين اخلاص در عمل لازم است.

وي در ادامه، همين نكته را منشأ تعيين عدد چهل (چله نشيني ها) براي خلوت ها و رياضت هاي عارفان دانسته است. همچنان كه روايت پيشين، توجه عارفان را به خود جلب كرد، نقل حديث ديگري از رسول خدا صلی الله علیه و آله كه فرمود: هر كس از امت من چهل حديث مورد نياز مردم در امور دين را حفظ كند، خداوند او را در روز قيامت فقيه و دانشمند برمي انگيزد. توجه فقيهان و محدثان را به خود معطوف داشت، به طوري كه كتاب هاي زيادي در زمينه چهل حديث نگاشته شد. برخي بيش از 72 كتاب و برخي ديگر افزون بر 90 كتاب در اين موضوع ياد كرده اند. روايات فراواني نيز نقل شده كه در آن به نوعي از عدد چهل نام برده شده است.

شرایط چله نشینی

نویسندگان صوفیه، براى به چله‌نشستن سالك شرایط و لوازمى برشمرده‌اند، از جمله اجازه و نظارت شیخ نسفى،[۱] دوام چله‌نشین بر طهارت بدن و دوام وضو، انتخاب مكان مناسب و نشستن در حجره‌اى تاریك و بی‌روزن، سكوت و خاموشى، روزه‌دارى یا كم كردن خوراك، مداومت بر ذكر و حضور قلب، انتخاب زمان مناسب و داشتن توانایى جسمى و روحى لازم، خلوص نیت، نفى خواطر و جز آنها.[۲]

گاه توصیه می‌شد كه سالك به هنگام چله‌نشینى به حالتِ چهارزانو یا دوزانو و رو به قبله به ذكر بنشیند.[۳] علاوه بر اینها ــ كه در همه فرقه‌هاى صوفیه مورد تأكید بود ــ در برخى طریقت ها، به سالك چله‌نشین توصیه‌هاى دیگرى نیز می‌شد. مثلاً عزیزالدین نسفى در قرن هفتم از ترك خوراك حیوانى در طول چله یاد كرده است.[۴] همچنین گاه بر بیدارى در شب هاى ابتداى چله‌نشینى، پوشاندن سر به هنگام خروج موقت از چله‌خانه، تكیه ندادن به جایى یا چیزى در هنگام نشستن در چله‌خانه، بستن چشم و شروع به چله‌نشینى در آغاز حلول خورشید در برج جَدى در اول زمستان تأكید شده است.[۵]

دفعات چله‌نشینى در میان طریقت هاى صوفیه یكسان نبود. این كه صوفى چنان سلوك كند كه گویى تمام عمر خویش را در حالت چله‌نشینى بسر می‌برد،[۶] آرمانى صوفیانه به شمار می‌رفت و از این رو، گاه صوفیان به صورت متوالى مثلاً چهل‌بار پشت سرهم[۷] چله می‌گرفتند، چنان‌كه به اوحدالدین كرمانى، 72 اربعین، به شیخ اویس‌ بن عبداللّه خُنجى بیش از پنجاه اربعین [۸] و در روایتى به علاءالدوله سمنانى 140 اربعین در خانقاه سَكاكیه در سمنان و نیز 130 اربعین در جاهاى دیگر نسبت داده شده است.

توالى اربعینات یا چله‌ها به نظر شیخ و مربىِ سالك بستگى داشت، به طورى كه شیخ با هر چله‌اى، ریاضت هاى جدیدى را به سالك دستور می‌داد تا آلودگی هاى نفسانى وى كاملاً از بین برود و معراج و سیر و استغراق براى سالك ملكه و عادت شود با این حال، ظاهراً سالانه یك تا چهار چله براى صوفیان معمول بوده است.[۹] معروف‌ترین گونه چله‌نشینى در میان صوفیه، اربعین موسوى نام داشت كه یادآور اقامت چهل روزه حضرت موسى در كوه طور بود.

این چله از اول ذی القعده آغاز می‌شد و در دهم ذی الحجه پایان می‌یافت. نوعى چله، به نام چله معكوس نیز در برخى طریقت ها مرسوم بود كه در آن سالك چهل شبانه روز را در حالى كه با سر در چاهى آویزان بود، به ذكر و مراقبه می‌گذراند.

چله نشینی عرفان یا بدعت

به‌ رغم اهمیت رسم چله‌نشینى در نزد گروه هایى از صوفیان و از جمله تأكید فراوان مولویه به آن[۱۰] و اقوال گوناگون درباره فواید و واقعات و مشاهدات حاصل از آن [۱۱] برخى صوفیان تأكید می‌كردند كه این رسم از محمدیان نیست و نوعى بدعت به شمار می‌رود.[۱۲] و معتقد بودند كه مثلاً براى اصحاب دیوان، رعایت حال مسكینان و رهاندن مظلومان از چنگ ظالمان از هزاران خلوت چله بهتر است و بر آن بودند كه این رسوم اعتبارى ندارند، بلكه كاركردن داراى اعتبار است.[۱۳]

پانویس

  1. ،1359ش، ص134ـ135؛ همو، 1341ش، ص104؛ ابرقوهى، ص329.
  2. رجوع کنید به نسفى، 1359ش؛ همو، 1341ش، همانجاها؛ ابرقوهى، ص330؛ باخرزى، ج2، ص314.
  3. رجوع کنید به نجم‌رازى، ص282؛ عزالدین كاشانى، ص165؛ باخرزى؛ ابرقوهى، همانجاها.
  4. 1359ش، ص134.
  5. الفیوضات الربّانیة، ص51ـ52.
  6. رجوع کنید به سهروردى، ص207.
  7. هجویرى، ص417.
  8. رجوع کنید به جنید شیرازى، ص272.
  9. رجوع کنید به نسفى، 1359ش، ص133؛ باخرزى، ج2، ص311.
  10. رجوع کنید به گولپینارلى، ص474.
  11. براى نمونه رجوع کنید به عزالدین كاشانى، ص161ـ162؛ علاءالدوله سمنانى، 1369ش، ص164؛ باخرزى، ج2، ص294ـ295؛ محمود بن عثمان، ص417؛ جامى، ص599ـ600.
  12. رجوع کنید به شمس تبریزى، ج1، ص323؛ افلاكى، ج2، ص793.
  13. نسفى، 1359ش، ص135؛ افلاكى، ج1، ص308.


منابع

دانشنامه اسلامی
دانشنامه‌ای مشارکتی با عضویت آزاد برای توسعه پژوهش های اسلامی
ابزارهای شخصی
گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
جعبه‌ابزار