مقاله مورد سنجش قرار گرفته است

دنیاطلبی

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو

«دنیاطلبی» یکی از رذائل اخلاقی و موانع بزرگ در رسیدن به کمالات انسانی است. دنیاطلبی و مشغول شدن به متاع اندک دنیا موجب غفلت انسان از یاد خدا و فراموشی مبدأ و مقصد آفرینش و در نتیجه باز ماندن از بندگی خداوند می شود. در آموزه های اسلامی، «دنیاطلبی» ریشه همه گناهان دانسته شده و به شدت از آن نهی گردیده است.

دنیای خوب، دنیای بد

در آموزه های اسلامی فاصله میان تولد و مرگ توقفی کوتاه در دنیا جهت کسب کمالات انسانی و در بستری از ابتلاءات و آزمونهای کوچک و بزرگ الهی است. اما چه بسا در متن زندگی توجه به زینت های دنیا انسان را از یاد خدا و هدف خلقت خود و توجه به مبدأ و معاد باز می دارد و موجب سرگرم شدن او به متاع ناچیز دنیا شود تا آنجا که انسان شیفته ظواهر دنیا شده و همه فرصت طلایی دنیا را به جمع مال و هوسرانی و بازی های دنیا می گذراند. از این حالت در قرآن و روایات اسلامی به «حب الدنیا» یا «دنیا دوستی» تعبیر شده است.

بنابراین زندگی دنیایی انسان از یک سو می تواند زمینه ساز سعادت ابدی او باشد و از سوی دیگر ممکن است باعث شقاوت و بدبختی شود. چنانکه در روایاتی از امام سجاد علیه السلام آمده است: «الدُّنْیا دُنْیاءَانِ دُنْیا بَلَاغٌ وَ دُنْیا مَلْعُونَة»؛[۱] دنیا دو گونه است: دنیاى رساننده و دنیاى ملعون.

دنیای «بلاغ» یا «رساننده» همان دنیائى که انسان را به اطاعت و قرب خدا می رساند و در نگاه پیشوایان دین ستوده شده است و دنیای «ملعونه» دنیایی است که انسان را به ورطه ی غفلت کشانده و نابود می کند. به همین جهت است که گاه در کلام پیشوایان دین، دنیا به شدت مذمت شده و گاهی مورد ستایش قرار گرفته است.[۲] به عنوان نمونه چنانکه در نهج البلاغه آمده، امام علی علیه السلام از یک سو دنیا را «ماری سمی» و «کشنده ای تبهکار» توصیف کرده و از سوی دیگر می فرمایند «دنیا جای داد و ستد دوستان خداست که رحمت خدا را به دست می‌آورند و بهشت سودشان می‌شود».[۳]

نیز می فرمایند: «من اَبصَر بصّرتهُ و من اَبصَر الیها اَعمَتهُ.»[۴]؛ در این عبارت، حضرت علی علیه‌السلام به صراحت بیان می‌نمایند که دنیا می‌تواند دو نقش مثبت و منفی، سازندگی و تخریب داشته باشد، هم می‌تواند مایه تربیت و سازندگی باشد و هم می‌تواند مایه نابینایی و گم‌راهی شود. اگر انسان با چشم بصیرت به دنیا نگاه کند به او درس و پند می‌دهد، و وسیله نجات و صعود در کمالات روحی و معنوی می‌گردد. و نیز دنیا می‌تواند انسان را کور کند و بر روی چشم حقیقت‌بین او پرده افکند و وسیله هلاکت و نابودی‌اش گردد.

این نحوه نگرش ما نسبت به دنیاست که موجب می‌شود وصف خوب یا بد به خود بگیرد. «وَ لَنعمَ دارٌ من لم یَرضَ بها داراً و محلّ من لَم یُوَطّنا مَحَلاً»[۵]؛ دنیا چه خوب خانه‌ای است برای آن کس که آن را جاودانه نپندارد، و خوب محلی است برای آن کس که آن را وطن خویش انتخاب نکند.[۶]

ریشه گناهان

در تعالیم اسلام از دنیا طلبی به شدت نهی شده است. در برخی روایات از آن به وصف «أکبَرُ الکبائِرِ»، یعنی بزرگترین گناه کبیره و «أعظَمُ الخَطایا»[۷] بزرگ ترینِ خطاها و «رَأسُ الفِتَنِ وأصلُ المِحَنِ»[۸]؛ منشأ فتنه ها و ریشه رنج ها یاد شده است.

نیز در روایاتی دیگر دنیا دوستی به عنوان «أصلُ کلِّ مَعصِیةٍ»[۹]؛ ریشه همه گناهان، «أوَّلُ کلِّ ذَنبٍ»[۹]؛ آغاز هر گناهی؛ و «سَبَبُ إحباطِ کلِّ حَسَنَةٍ»[۱۰]؛ سبب بى حاصل شدن هر کار نیک، نامیده شده است.

امام صادق علیه السلام در مذمت این خوی بد می فرمایند: «جُعِلَ الشَّرُّ کلُّهُ فی بَیتٍ و جُعِلَ مِفتاحُهُ حُبَّ الدُّنیا»[۱۱]؛ تمام بدى در خانه اى نهاده شده و دنیا دوستى کلید آن گشته است.

آثار دنیا طلبی

دنیا طلبی و دنیا دوستی آثار ناگوار فراوانی در پی دارد، از جمله:

فراموشی یاد خدا:

از آثار ناگوار دنیا دوستی غفلت و فراموشی یاد خداست. قرآن کریم می فرماید: «ما جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَینِ فی‏ جَوْفِه...‏»[۱۲] مراد آن است که انسان یک قلب دارد و جز یک عشق در آن نمی گنجد[۱۳]. اگر محبت دنیا قلب انسان را پر کند دیگر جایی برای تجلی محبت خدا باقی نمی ماند. امام علی علیه السلام می فرمایند: «کیفَ یدَّعی حُبَّ اللّهِ مَن سَکنَ قَلبَهُ حُبُّ الدُّنیا؟!»[۱۴] کسى که دوستىِ دنیا در دلش خانه کرده است، چگونه ادّعاى دوستىِ خدا مى کند؟! و نیز می فرمایند: «کمَا أَنَّ الشَّمْسَ وَ اللَّیلَ لَا یجْتَمِعَانِ کذَلِک حُبُّ اللَّهِ وَ حُبُّ الدُّنْیا لَا یجْتَمِعَان‏»[۱۴] همچنان که روز و شب با هم جمع نمى شوند، خدا دوستى و دنیا دوستى نیز با هم گرد نمى آیند.

غفلت از آخرت:

پیامد آشکار مشغول شدن قلب انسان به دنیا، فراموشی آخرت است که موجب خسران ابدی برای انسان است. امام علی علیه السلام می فرمایند: «کیفَ یعْمَلُ لِلْآخِرَةِ الْمَشْغُولُ بِالدُّنْیا»[۱۵] کسى که سرگرم دنیاست، چگونه براى آخرت کار کند؟!

قرآن کریم چنین می فرماید: «یعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ هُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غافِلُونَ»؛[۱۶] ظاهرى از زندگى پست (دنیا) را مى ‏دانند، در حالى که آنان خود از آخرت غافلند. پیامبر خدا صلى الله علیه و آله نیز می فرمایند: «إنَّ حُبَّ الدُّنیا وَالأَموالِ فِتنَةٌ، ومَشغَلَةٌ عَنِ الآخِرَةِ»[۱۷]. همانا دوستىِ دنیا و اموال، فتنه و باز داشته شدن از آخرت است.

انسان دنیا دوست همه توان و توجه خود را در گرد آوری توشه ی ناچیز دنیا صرف خواهد کرد و و دستش از توشه ی آخرت به کلی خالی خواهد بود. امام على علیه السلام فرمود: «مَا ظَفِرَ بِالْآخِرَةِ مَنْ کانَتِ الدُّنْیا مَطْلَبَه»[۱۸]؛ کسى که دنیا مقصود او باشد، به آخرت دست نمى یابد. و فرمود: «مَنْ رَضِی بِالدُّنْیا فَاتَتْهُ الْآخِرَة»[۱۹]؛ کسى که به دنیا رضایت بدهد، آخرت از دستش مى رود.

شعله ور شدن آتش طمع:

طمع سرچشمه بسیاری از بدبختی های انسان است و دنیا دوستی باعث شعله ور شدن آتش طمع در انسان می شود. چنانکه امام علی علیه السلام فرمودند: «حُبُّ الدُّنْیا یوجِبُ الطَّمَع‏»؛[۲۰] دنیادوستى، موجب طمعکارى مى شود. انسان هر چه از دنیا به دست می آورد بیشتر از آن را طلب می کند و امام صادق علیه السلام می فرمایند: «مَثَلُ الدُّنْیا کمَثَلِ مَاءِ الْبَحْرِ کلَّمَا شَرِبَ مِنْهُ الْعَطْشَانُ ازْدَادَ عَطَشاً حَتَّى یقْتُلَهُ».[۲۱] دنیا مانند آب دریاست که هر چه شخص تشنه از آن بیشتر آشامد، تشنگی اش بیشتر شود تا او را بکشد.

آلودگی به انواع گناهان:

شعله ور شدن میل انسان به ظواهر دنیا باعث می شود که انسان از راهی به دنبال رسیدن به خواسته های بی پایان خود باشد. او چشم و گوش بسته به هر بی اخلاقی تن می دهد تا به اهدافش برسد. برای چنین انسانی رعایت حدود الهی و مرزهای زهد و تقوا ممکن نخواهد بود. چنانکه امام علی فرمودند: «حَرَامٌ عَلَى کلِّ قَلْبٍ مُتَوَلِّهٍ بِالدُّنْیا أَنْ یسْکنَهُ التَّقْوَى»[۲۲]؛ بر هر دلى که شیفته دنیاست، حرام است که تقوا در آن خانه کند.

تباهی خرد:

دنیا دوستی آنچنان عقل و جان انسان را احاطه می کند که او را از درست اندیشیدن باز می دارد. امام على علیه السلام: «حُبُّ الدُّنیا یفسِدُ العَقلَ»؛ محبّت دنیا خرد را تباه مى کند. او گوشی برای شنیدن حکمت ها و چشمی برای دیدن حقایق نخواهد داشت. امام علی می فرمایند: «لِحُبِّ الدُّنْیا صَمَّتِ الْأَسْمَاعُ عَنْ سَمَاعِ الْحِکمَةِ وَ عَمِیتِ الْقُلُوبُ عَنْ نُورِ الْبَصِیرَة»[۲۳]؛ از براى دوستى دنیا کر شده ‏اند گوشها از شنیدن حکمت، و کور گشته ‏اند دلها از نور بصیرت.

نشانه‌های اهل دنیا

در حدیث شریفی از رسول خدا صلی الله علیه و آله درباره شب معراج، نشانه های اهل دنیا این گونه بیان شده است:

«پرخورى، خنده زیاد، خواب بى ‏اندازه، کثرت خشم، قلّت رضا و خشنودى نسبت به حق و خلق و عدم عذرخواهى در برابر رفتار سویى که نسبت به دیگران‏ داشته، قبول نکردن عذر خواه، کسالت در طاعت، بى ‏باکى در معصیت، آرزوى دراز، نزدیکى مرگ، عدم محاسبه نفس، کم سود، پر حرف، کم ترس، خوشحالى زیاد به وقت خوردن، عدم شکر به هنگام راحتى، بى‏ صبرى به وقت بلا و آزمایش، بسیارى مردم به پیش نظرشان کم است و به آنچه که انجام نداده ‏اند از خویش ستایش مى ‏کنند، نسبت به آنچه ندارند ادعا مى ‏کنند، احسان خود را بازگو کرده و از گفتن بدى‏ هاى مردم پروا ندارند، نیکى مردم را از نظر دور داشته و پنهان مى ‏کنند!... جهل و حماقتشان بسیار و نسبت به استادان خود متکبر و پیش خود عاقل، ولى نزد عارفان احمقند.»[۲۴]

پانویس

  1. الکافی، ج‏۲، ص: ۱۳۱
  2. رک: مقاله سیمای دنیا در نهج البلاغه،حسینعلی کیخا، مجله معرفت، ش ۱۲۰
  3. نهج البلاغه، حکمت ۱۳۱، ص ۶۵۶
  4. نهج البلاغة، الخطبة ۸۲
  5. نهج البلاغه (للصبحی صالح)، ص: ۳۴۵
  6. مقاله سیمای دنیا در نهج البلاغه، حسینعلی کیخا، مجله معرفت، ش ۱۲۰
  7. تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ص: ۱۴۰
  8. تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ص: ۱۳۹
  9. ۹٫۰ ۹٫۱ مجموعة ورام، ج‏۲، ص: ۱۲۲
  10. بحار الأنوار، ج‏۷۴، ص: ۱۸۲
  11. مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ص: ۲۶۴
  12. سوره ی احزاب آیه ۴
  13. تفسیر نمونه، ج‏۱۷، ص: ۱۹۴
  14. ۱۴٫۰ ۱۴٫۱ تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ص: ۱۴۱
  15. تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ص: ۱۴۱
  16. سوره روم آیه ۷
  17. الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏۵، ص: ۳۱۳
  18. تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ص: ۱۴۱
  19. تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ص: ۱۴۱
  20. تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ص: ۱۴۲
  21. الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏۲، ص: ۱۳۶
  22. تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ص: ۱۴۲
  23. تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ص: ۱۴۲
  24. إرشاد القلوب إلى الصواب (للدیلمی)، ج‏۱، ص: ۲۰۱

منابع

  • پاینده، ابو القاسم، نهج الفصاحة، ۱جلد، دنیاى دانش - تهران، چاپ: چهارم، ۱۳۸۲ش.
  • کلینى، محمد بن یعقوب، الکافی، ۸جلد، دار الکتب الإسلامیة - تهران، چاپ: چهارم، ۱۴۰۷ ق.
  • مازندرانى، محمد صالح بن احمد، شرح الکافی-الأصول و الروضة، ۱۲جلد، المکتبة الإسلامیة - تهران، چاپ: اول، ۱۳۸۲ ق.
  • تمیمى آمدى، عبد الواحد بن محمد، تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ۱جلد، دفتر تبلیغات - ایران ؛ قم، چاپ: اول، ۱۳۶۶ش.
  • دیلمى، حسن بن محمد، إرشاد القلوب إلى الصواب، ۲جلد، الشریف الرضی - قم، چاپ: اول، ۱۴۱۲ق.
  • شریف الرضى، محمد بن حسین، نهج البلاغة، ۱جلد، هجرت - قم، چاپ: اول، ۱۴۱۴ ق.
  • ورام بن أبی فراس، مسعود بن عیسى، تنبیه الخواطر و نزهة النواظر، ۲جلد، مکتبه فقیه - قم، چاپ: اول، ۱۴۱۰ ق.
  • مجلسى، محمد باقر، بحار الأنوار، ۱۱۱جلد، دار إحیاء التراث العربی - بیروت، چاپ: دوم، ۱۴۰۳ ق.
  • طبرسى، على بن حسن، مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ۱جلد، المکتبة الحیدریة - نجف، چاپ: دوم، ۱۳۸۵ق.