آیه 62 سوره نساء

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

فَكَيْفَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ ثُمَّ جَاءُوكَ يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ إِنْ أَرَدْنَا إِلَّا إِحْسَانًا وَتَوْفِيقًا

مشاهده آیه در سوره


<<61 آیه 62 سوره نساء 63>>
سوره : سوره نساء (4)
جزء : 5
نزول : مدینه

ترجمه های فارسی

پس چگونه خواهد بود (حال آنها) چون مصیبتی از کردار زشت خود به آنان رسد؟ آن‌گاه نزد تو آیند و به خدا سوگند خورند که ما (در کار خود) قصدی جز نیکویی و موافقت نداشتیم!

پس [وضع و حالشان] چگونه خواهد بود هنگامی که به سبب آنچه مرتکب شده اند، حادثه ناگواری به آنان برسد، آن گاه در حالی که به خدا سوگند می خورند، نزد تو می آیند که ما [از داوری بردن نزد طاغوت] نیّتی جز نیکی و برقراری صلح و سازش [میان طرفین نزاع] نداشتیم.

پس چگونه، هنگامى كه به [سزاى‌] كار و كردار پيشينشان مصيبتى به آنان مى‌رسد، نزد تو مى‌آيند و به خدا سوگند مى‌خورند كه ما جز نيكويى و موافقت قصدى نداشتيم؟

پس چگونه است كه چون به پاداش كارهايى كه مرتكب شده‌اند مصيبتى به آنها رسد، نزد تو مى‌آيند و به خدا سوگند مى‌خورند كه ما جز احسان و موافقت قصد ديگرى نداشته‌ايم؟

پس چگونه وقتی به خاطر اعمالشان، گرفتار مصیبتی می‌شوند، سپس به سراغ تو می‌آیند، سوگند یاد می‌کنند که منظورِ (ما از بردنِ داوری نزد دیگران)، جز نیکی کردن و توافق (میان طرفین نزاع،) نبوده است؟!

ترجمه های انگلیسی(English translations)

So how [will it be] when disaster strikes them because of what their hands have put forth and then they come to you swearing by Allah, "We intended nothing but good conduct and accommodation."

How then, when they are seized by misfortune, because of the deeds which they hands have sent forth? Then their come to thee, swearing by Allah: "We meant no more than good-will and conciliation!"

معانی کلمات آیه

يحلفون: سوگند ياد مى كنند. حلف (بفتح اوّل و كسر آن) به معنى سوگند و سوگند ياد كردن است.

توفيق: ايجاد موافقت ميان دو چيز يا چيزها. وفق: مطابقت ميان دو چيز ...[۱]

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)


فَكَيْفَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ ثُمَّ جاؤُكَ يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ إِنْ أَرَدْنا إِلَّا إِحْساناً وَ تَوْفِيقاً «62»

پس چگونه وقتى به خاطر كارهايى كه از قبل انجام دادند، مصيبتى و مشكلى به آنان مى‌رسد و (از براى رهايى از آن) سراغ تو مى‌آيند، به خدا سوگند ياد مى‌كنند كه هدف ما (از مراجعه به طاغوت) جز نيكى و توافق (ميان دو طرف نزاع) نبوده است.

نکته ها

توجيه منافقان براى داورى نزد طاغوت اين بود كه هدف، آشتى دادن بوده و اگر براى داورى نزد پيامبر مى‌رفتيم و او به نفع يك طرف حكم مى‌داد، قهراً ديگرى از رسول خدادلگير مى‌شد و سر و صدا به پا مى‌كرد كه با شأن پيامبر سازگار نبود، از اين رو براى حفظ

جلد 2 - صفحه 96

آبرو و موقعيّت و محبوبيّت پيامبر، نزاع را نزد وى نبرديم.

پیام ها

1- عامل خطر كارهاى خود انسان است. «مُصِيبَةٌ بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ»

2- مسلمانان چند چهره و منافق، هنگام بروز مشكل و احساس خطر به سراغ رهبران الهى مى‌آيند. «جاؤُكَ»

3- مراجعه به طاغوت، نابسامانى‌ها و مصائبى دارد، «أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ» كه ناگزير بايد به راه انبياء برگرديد. «جاؤُكَ»

4- منافقان، خلاف‌هاى خود را توجيه مى‌كنند. «إِنْ أَرَدْنا إِلَّا إِحْساناً»

5- منافق سوگند به خدا را پوششى براى اهداف خود قرار مى‌دهد. «يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ»

6- گاهى واژه‌هاى مقدّس به دروغ دستاويز افراد نامقدّس مى‌شود. «إِنْ أَرَدْنا إِلَّا إِحْساناً وَ تَوْفِيقاً»

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



فَكَيْفَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ ثُمَّ جاؤُكَ يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ إِنْ أَرَدْنا إِلاَّ إِحْساناً وَ تَوْفِيقاً (62)

فَكَيْفَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ‌: پس چگونه باشد و چه‌

«1» سوره انعام، آيه 38.

«2» سوره مائده، آيه 3

«3» اصول كافى، جلد اوّل، كتاب الحجّة، صفحه 198، حديث اوّل- كمال الدّين، جزء دوّم، باب 58، صفحه 675، حديث 31.

تفسير اثنا عشرى، ج‌2، ص: 488

كنند زمانى كه برسد ايشان را عقوبت صلود و اعراض، به سبب آنچه پيش فرستاده دستهاى آنها، يعنى به آنچه مرتكب شده‌اند كه تحاكم است به طاغوت. و گويند مصيبت قتل عمر بود منافق را. ثُمَّ جاؤُكَ يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ‌:

پس بيايند نزد تو و زبان به اعتذار گشايند يا ديه قتل طلبند، در حالتى كه قسم مى‌خورند به خدا. مضمون قسم آنكه: إِنْ أَرَدْنا إِلَّا إِحْساناً وَ تَوْفِيقاً: نخواستيم ما به عدول از مجلس حكم شما، مگر نيكوئى بر وجه حسن كه به ما لاحق شود نه به اسائه، و مگر تأليف و موافقت كه بين الخصمين پديد آيد و يا به جهت احتشام تو و حفظ ادب از رفع صوت در محضر عالى تو مباحثه و مجادله نكرديم و مرافعه را به غير تو عرض كرديم، نه آنكه مراد ما مخالفت تو بوده باشد. و مى‌تواند بود كه مراد اصحاب مقتولند كه به طلب خونبها آمده باشند، و گفته‌اند: ما اراده نكرديم به تحاكم عمر، مگر آنكه عمر احسان نمايد ميان او و خصم او.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


فَكَيْفَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ ثُمَّ جاؤُكَ يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ إِنْ أَرَدْنا إِلاَّ إِحْساناً وَ تَوْفِيقاً (62)

ترجمه‌

پس چگونه است وقتى برسد آنها را مصيبتى بسبب آنچه پيش فرستاده است دستهاشان پس بيايند نزد تو قسم ياد كنند بخدا كه نخواستيم مگر نيكوئى و توافق را..

تفسير

حضرات منافقين وقتى مورد عقوبت الهى و سخط پيغمبر (ص) واقع ميشدند براى اعراض از آنحضرت و رجوع بطاغيان ناچار در محضر آنحضرت حاضر ميشدند و معذرت مى‌طلبيدند و قسم ياد مينمودند كه ما غرضى در اينعمل نداشتيم جز آنكه چون مشاغل حضرتت زياد بود نخواستيم مزاحم شويم غرض ما نيكوئى بود نسبت بتو و طرفين مرافعه كه توافق نظر بين آنها حاصل شود و رفع خصومت گردد بدون آنكه گرد ملال از اين قيل و قال بر خاطر مباركت بنشيند.

جلد 2 صفحه 76

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


فَكَيف‌َ إِذا أَصابَتهُم‌ مُصِيبَةٌ بِما قَدَّمَت‌ أَيدِيهِم‌ ثُم‌َّ جاؤُك‌َ يَحلِفُون‌َ بِاللّه‌ِ إِن‌ أَرَدنا إِلاّ إِحساناً وَ تَوفِيقاً (62)

‌پس‌ چگونه‌ ‌است‌ حال‌ كساني‌ ‌که‌ ‌بر‌ خورد ميكنند ببليات‌ و مصائب‌ اعمال‌ زشت‌ ‌خود‌ ‌که‌ بدست‌ ‌خود‌ انجام‌ دادند سپس‌ آمدند نزد تو و اظهار كردند ‌که‌ ‌ما غرضي‌ نداشتيم‌ جز احسان‌ و رفع‌ تنازع‌.

جلد 5 - صفحه 121

‌اينکه‌ ‌آيه‌ شريفه‌ ‌را‌ دو نحوه‌ ميتوان‌ تفسير نمود چون‌ مربوط بآيه‌ قبل‌ ‌است‌ يك‌ نحوه‌ بنا ‌بر‌ قول‌ مفسرين‌ ‌که‌ ‌آيه‌ قبل‌ راجع‌ بتنازع‌ و ترافع‌ نزد حكام‌ جور بوده‌ ‌که‌ ‌پس‌ ‌از‌ رجوع‌ بحاكم‌ جور و حكم‌ ‌آن‌ ‌بر‌ خلاف‌ حق‌ و گرفتار شدن‌ ‌آنها‌ ببلا و مصيبت‌ آمدند خدمت‌ پيغمبر صلّي‌ اللّه‌ ‌عليه‌ و آله‌ و سلّم‌ بعذر خواهي‌ ‌که‌ ‌ما غرضمان‌ ‌از‌ رجوع‌ بحاكم‌ جور ‌اينکه‌ بوده‌ ‌که‌ مزاحم‌ حال‌ ‌شما‌ نشويم‌ و هتك‌ حرمت‌ ‌شما‌ نشود ‌که‌ ‌در‌ حضور ‌شما‌ تشاجر و تنازع‌ كنيم‌ و داد و فرياد بزنيم‌ و جار و جنجال‌ نمائيم‌ و نيز غرض‌ حكم‌ حاكم‌ جور نبوده‌ بلكه‌ ميخواستيم‌ بيك‌ نحوي‌ اصلاح‌ كنند و رفع‌ تنازع‌ نمايند ‌که‌ معناي‌ توفيق‌ ‌است‌.

و اما نحوه‌ ديگر اينست‌ ‌که‌ بگوئيم‌ ‌آيه‌ قبل‌ ‌که‌ إِذا قِيل‌َ لَهُم‌ الايه‌ ‌باشد‌ راجع‌ بمنافقين‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌بعد‌ ‌از‌ رحلت‌ پيغمبر صلّي‌ اللّه‌ ‌عليه‌ و آله‌ و سلّم‌ تخلف‌ ‌از‌ بيعت‌ ‌علي‌ ‌عليه‌ السّلام‌ كردند و ابا بكر و عمر ‌را‌ گرفتند و پشت‌ پا زدند بآيات‌ قرآنيه‌ و اخبار متواتره‌ فرداي‌ قيامت‌ ‌که‌ گرفتار عذاب‌ ميشوند ‌ يا ‌ ‌در‌ دنيا ‌که‌ گرفتار ظلمهاي‌ خلفاء شدند قيامت‌ حضور پيغمبر صلّي‌ اللّه‌ ‌عليه‌ و آله‌ و سلّم‌ ‌که‌ ‌از‌ ‌آنها‌ سؤال‌ فرمايد ‌که‌ چرا ‌از‌ آيات‌ قرآني‌ و فرمايشات‌ ‌من‌ تخلف‌ كرديد اعتذار بجويند و قسم‌ ياد كنند ‌که‌ ‌ما غرضمان‌ احسان‌ بامت‌ و اينكه‌ شق‌ عصاي‌ مسلمين‌ نشود و اختلاف‌ ايجاد نگردد ‌بود‌ نه‌ ‌از‌ راه‌ دشمني‌ ‌با‌ ‌علي‌ (ع‌) و مخالفت‌ ‌با‌ ‌شما‌.

و ‌بر‌ طبق‌ ‌اينکه‌ معني‌ ‌هم‌ اخباري‌ داريم‌ مثل‌ خبر ‌علي‌ ‌بن‌ ابراهيم‌ ‌از‌ ‌إبن‌ ابي‌ عمير ‌از‌ منصور ‌از‌ صادقين‌ عليهما ‌السلام‌ ‌که‌ فرمودند

(المصيبة هي‌ الخسف‌ و اللّه‌ بالمنافقين‌ ‌عن‌ الحوض‌

و نيز روايت‌ ‌از‌ حضرت‌ صادق‌ ‌عليه‌ السّلام‌ ‌که‌ فرمود ‌در‌ تفسير ‌آيه‌ (‌يعني‌ فلان‌ و فلان‌) و روايت‌ عياشي‌ ‌از‌ ‌آن‌ حضرت‌ فرمود

(الخسف‌ و اللّه‌ عند الحوض‌ بالفاسقين‌)

و خبر جابر ‌از‌ حضرت‌ باقر ‌عليه‌ السّلام‌ مثله‌، و خبر نجاشي‌ ‌از‌ حضرت‌ صادق‌ فرمود (‌يعني‌ فلان‌ و فلان‌) و اللّه‌ العالم‌.

122

برگزیده تفسیر نمونه


(آیه 62)

باز در این آیه روی سخن به پیامبر صلّی اللّه علیه و آله است، میفرماید: «پس چگونه موقعی که بر اثر اعمالشان گرفتار مصیبتی میشوند سپس به سراغ تو میآیند»؟ (فَکیفَ إِذا أَصابَتهُم مُصِیبَةٌ بِما قَدَّمَت أَیدِیهِم ثُمَّ جاؤُکَ).

و در این موقع «سوگند یاد میکنند که منظور و هدف ما (از بردن داوری نزد دیگران) جز نیکی کردن و ایجاد توافق در میان (طرفین نزاع) نبوده است» (یحلِفُونَ بِاللّهِ إِن أَرَدنا إِلّا إِحساناً وَ تَوفِیقاً).

سایرتفاسیر این آیه را می توانید در سایت قرآن مشاهده کنید:

تفسیر های فارسی

ترجمه تفسیر المیزان

تفسیر خسروی

تفسیر عاملی

تفسیر جامع

تفسیر های عربی

تفسیر المیزان

تفسیر مجمع البیان

تفسیر نور الثقلین

تفسیر الصافی

تفسیر الکاشف

پانویس

  1. تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی

منابع