آیه 31 سوره عنکبوت

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

وَلَمَّا جَاءَتْ رُسُلُنَا إِبْرَاهِيمَ بِالْبُشْرَىٰ قَالُوا إِنَّا مُهْلِكُو أَهْلِ هَٰذِهِ الْقَرْيَةِ ۖ إِنَّ أَهْلَهَا كَانُوا ظَالِمِينَ

مشاهده آیه در سوره


<<30 آیه 31 سوره عنکبوت 32>>
سوره : سوره عنکبوت (29)
جزء : 20
نزول : مکه

ترجمه های فارسی

و چون رسولان ما (فرشتگان عالم قدس) به ابراهیم بشارت (فرزند) آوردند گفتند: ما (به امر خدا) اهل این دیار را که قومی سخت ظالم و بدکارند هلاک می‌کنیم.

و زمانی که فرستادگان ما با بشارت [ولادت اسحاق] نزد ابراهیم آمدند، گفتند: ما یقیناً اهل شهر را نابود می کنیم؛ زیرا اهل آن ستمکارند.

و چون فرستادگان ما براى ابراهيم مژده آوردند، گفتند: «ما اهل اين شهر را هلاك خواهيم كرد، زيرا مردمش ستمكار بوده‌اند.»

چون فرستادگان ما ابراهيم را مژده آوردند، گفتند: ما مردم اين قريه را هلاك خواهيم كرد، كه مردمى ستمكاره هستند.

و هنگامی که فرستادگان ما (از فرشتگان) بشارت (تولد فرزند) برای ابراهیم آوردند، گفتند: «ما اهل این شهر و آبادی را [و به شهرهای قوم لوط اشاره کردند] هلاک خواهیم کرد، چرا که اهل آن ستمگرند!»

ترجمه های انگلیسی(English translations)

And when Our messengers came to Abraham with the good news, they said, ‘We are indeed going to destroy the people of this town. Its people are indeed wrongdoers.’

And when Our apostles came to Ibrahim with the good news, they said: Surely we are going to destroy the people of this town, for its people are unjust.

And when Our messengers brought Abraham the good news, they said: Lo! we are about to destroy the people of that township, for its people are wrong-doers.

When Our Messengers came to Abraham with the good news, they said: "We are indeed going to destroy the people of this township: for truly they are (addicted to) crime."

معانی کلمات آیه

«رُسُلُنَا»: فرستادگان ما. مراد فرشتگان مأمور نابودی قوم لوط است. «الْبُشْری»: مژده. نوید. مراد بشارت تولّد اسحاق و بعدها نوه‌اش یعقوب است.

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)


وَ لَمَّا جاءَتْ رُسُلُنا إِبْراهِيمَ بِالْبُشْرى‌ قالُوا إِنَّا مُهْلِكُوا أَهْلِ هذِهِ الْقَرْيَةِ إِنَّ أَهْلَها كانُوا ظالِمِينَ «31»

و چون فرستادگان ما (كه از فرشتگان بودند،) براى ابراهيم مژده‌ى (تولّد فرزند) آوردند، گفتند: ما نابود كننده‌ى اهل اين منطقه هستيم، زيرا مردم آن ستمگرند.

جلد 7 - صفحه 137

نکته ها

دعاى حضرت لوط، براى پيروزى بر مفسدان مستجاب شد و خداوند فرشتگانِ عذاب را بر آنان نازل كرد.

منطقه‌ى قوم لوط، به نام «سدوم» و نزديك منطقه‌ى حضرت ابراهيم بود.

حضرت ابراهيم و همسرش ساره در حدود صد سال داشتند كه خداوند به آنان بشارت تولّد اسحاق را داد. «1»

امام سجّاد عليه السلام در صحيفه‌ى سجاديّه، گروه‌هايى از فرشتگان را نام مى‌برد كه هريك مسئوليّت خاصّى دارند، ولى فرشتگانى كه بر حضرت ابراهيم وارد شدند، چند هدف داشتند؛ هم مأمور بشارت فرزند به حضرت ابراهيم بودند، هم مأمور اعلان عذاب قوم لوط و هم مجريان عذاب الهى.

پیام ها

1- سلسله مراتب بايد مراعات شود. (فرشتگانى كه مأمور بودند تا قوم لوط را هلاك كنند، بايد در آغاز، حضرت ابراهيم را كه پيامبرى اولواالعزم و صاحب شريعت بود در جريان بگذارند وسپس حضرت لوط را كه مبلّغ دين ابراهيم عليه السلام بود.) «جاءَتْ رُسُلُنا إِبْراهِيمَ»

2- دعاى بندگان صالح خدا، مستجاب مى‌شود. رَبِّ انْصُرْنِي‌ ... إِنَّا مُهْلِكُوا

3- فرشتگان، مأموران قهر و مهر الهى هستند. جاءَتْ رُسُلُنا ... بِالْبُشْرى‌ ... إِنَّا مُهْلِكُوا

4- گناه لواط، از سوى يك جمعيّت شهوت‌ران و منحرف انجام مى‌شد، ولى همين كه قهر خدا آمد، همه‌ى اهل منطقه هلاك شدند، شايد به خاطر سكوت نابجا، به همه‌ى آنان لقب ظالم داده شد. «إِنَّ أَهْلَها كانُوا ظالِمِينَ»

5- ظلم، مايه‌ى هلاكت است. إِنَّا مُهْلِكُوا ... ظالِمِينَ‌

«1». تفسير اطيب البيان.

تفسير نور(10جلدى)، ج‌7، ص: 138

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



وَ لَمَّا جاءَتْ رُسُلُنا إِبْراهِيمَ بِالْبُشْرى‌ قالُوا إِنَّا مُهْلِكُوا أَهْلِ هذِهِ الْقَرْيَةِ إِنَّ أَهْلَها كانُوا ظالِمِينَ (31)

جلد 10 - صفحه 228

خداوند سبحان بيان اجابت دعاوى لوط فرمايد:

وَ لَمَّا جاءَتْ رُسُلُنا: و زمانى كه آمدند فرستادگان ما، يعنى جبرئيل با جمعى از ملائكه، إِبْراهِيمَ بِالْبُشْرى‌: ابراهيم عليه السّلام را به جهت بشارت فرزند و نبيره او، يعنى اسحق و يعقوب چنانچه فرموده‌ «فَبَشَّرْناها بِإِسْحاقَ وَ مِنْ وَراءِ إِسْحاقَ يَعْقُوبَ» قالُوا إِنَّا مُهْلِكُوا: گفتند بدرستى كه ما هلاك كنندگانيم، أَهْلِ هذِهِ الْقَرْيَةِ: اهل اين شهر را كه سدوم است، زيرا آنها تكذيب برادر زاده تو نمودند، يعنى ما هلاك خواهيم كرد اهل سدوم را. إِنَّ أَهْلَها كانُوا ظالِمِينَ‌: بدرستى كه اهل آن هستند ستمكاران به سبب كفر و انواع منكرات.

اين تعليل اهلاك ايشان است به تمادى در ظلم كه آن كفر و ارتكاب معاصى است.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


وَ لَمَّا جاءَتْ رُسُلُنا إِبْراهِيمَ بِالْبُشْرى‌ قالُوا إِنَّا مُهْلِكُوا أَهْلِ هذِهِ الْقَرْيَةِ إِنَّ أَهْلَها كانُوا ظالِمِينَ (31) قالَ إِنَّ فِيها لُوطاً قالُوا نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَنْ فِيها لَنُنَجِّيَنَّهُ وَ أَهْلَهُ إِلاَّ امْرَأَتَهُ كانَتْ مِنَ الْغابِرِينَ (32) وَ لَمَّا أَنْ جاءَتْ رُسُلُنا لُوطاً سِي‌ءَ بِهِمْ وَ ضاقَ بِهِمْ ذَرْعاً وَ قالُوا لا تَخَفْ وَ لا تَحْزَنْ إِنَّا مُنَجُّوكَ وَ أَهْلَكَ إِلاَّ امْرَأَتَكَ كانَتْ مِنَ الْغابِرِينَ (33) إِنَّا مُنْزِلُونَ عَلى‌ أَهْلِ هذِهِ الْقَرْيَةِ رِجْزاً مِنَ السَّماءِ بِما كانُوا يَفْسُقُونَ (34) وَ لَقَدْ تَرَكْنا مِنْها آيَةً بَيِّنَةً لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ (35)

جلد 4 صفحه 227

ترجمه‌

و چون آمدند فرستادگان ما نزد ابراهيم براى بشارت گفتند همانا ما هلاك كنندگانيم اهل اين بلد را همانا اهلش باشند ستمكاران‌

گفت همانا در آنجا است لوط گفتند ما داناتريم بآنانكه در آنجا هستند هر آينه نجات ميدهيم او و اهلش را مگر زنش را كه باشد از بازماندگان‌

و چون كه آمدند فرستادگان ما لوط را محزون شد براى ورود ايشان و تنگ شد بسبب آنها بر او طاقت و گفتند مترس و اندوهگين مشو همانا ما رهاننده‌ايم تو و خانواده‌ات را مگر زنت را كه باشد از بازماندگان‌

همانا ما فرود آورندگانيم بر اهل اين قريه عذابى از آسمان بسبب آنكه بودند كه گناه مينمودند

و بتحقيق واگذاشتيم از آن نشانه آشكارى براى گروهى كه تعقل ميكنند.

تفسير

خداوند متعال بعد از دعاء حضرت لوط چند نفر از فرشتگان را مأمور نازل نمودن عذاب بر بلد سدوم كه مسكن او بود فرمود و ضمنا مقرّر گرديد براى احترام حضرت ابراهيم قبلا خدمت او برسند و بشارت ولادت حضرت اسحق را باو و ساره بدهند و با اجازه آنحضرت بر لوط وارد شوند و او را مهياى بيرون رفتن از سدوم نمايند و آنها چون وارد بر حضرت ابراهيم شدند در ضمن صحبتهائى كه شد و در سور سابقه ذكر گرديد گفتند ما براى هلاكت و نابود نمودن اهل آبادى سدوم آمده‌ايم چون اهل آن بلد ستمكار بر خود و خلق بوده و هستند و حضرت ابراهيم براى حضرت لوط كه مأمور ارشاد اهل آن بلد بود و خانواده او نگران شد لذا فرمود در آنجا لوط مسكن دارد حال او چگونه خواهد شد آنها عرضه داشتند ما اهالى آن بلد را بهتر از هر كس ميشناسيم او و خانواده او را از عذاب نجات ميدهيم مگر زوجه‌اش را كه در ميان عذاب شوندگان باقى خواهد ماند و چون فرشتگان وارد بر حضرت لوط شدند بتفصيلى كه در سوره هود و غيره گذشت آنحضرت براى آنها از شرّ قوم نگران و بد حال و افسرده خاطر گشت و چون در خود طاقت مقاومت با اغراض فاسده قوم را نميديد دلتنگ و پريشان خاطر گرديد و آنها احساس نمودند و عرضه داشتند مترس و محزون مباش ما فرشتگان خدائيم و براى عذاب اين قوم و اجابت دعاى تو آمده‌ايم و تو و خانواده‌ات را نجات خواهيم داد ولى زنت كه كافره و با آنها همراه است در ميان آنها معذب خواهد ماند و تمامى بعذاب‌

جلد 4 صفحه 228

آسمانى معذب و مجازات بر نافرمانى خدا خواهند شد و شرح اين قضايا مكرّر ذكر شده است لذا با جمال اكتفا ميشود و خداوند از آن بلد و قريه نشانه و دليل روشنى بر قدرت و بزرگى معصيت خود باقى گذارد كه موجب عبرت و تنبّه مردمان صاحب نظر و عقل و خردى است كه بر آن ديار عبور ميكنند و آثار خرابه آن شهر را مشاهده مينمايند و بعضى گفته‌اند مراد از آيه بيّنه سنگ گلى است كه بر آنها باريد و اسم معذّبين در آنها نقش بود و تا زمان ظهور اسلام باقى ماند و اللّه اعلم و لننجينّه بتخفيف جيم و سكون نون و انّا منجوك از باب افعال و منزّلون از باب تفعيل نيز قرائت شده است.

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


وَ لَمّا جاءَت‌ رُسُلُنا إِبراهِيم‌َ بِالبُشري‌ قالُوا إِنّا مُهلِكُوا أَهل‌ِ هذِه‌ِ القَريَةِ إِن‌َّ أَهلَها كانُوا ظالِمِين‌َ (31)

و چون‌ آمدند فرستادگان‌ ‌ما ابراهيم‌ ‌را‌ ‌به‌ بشارت‌ باسحق‌ گفتند ‌به‌ درستي‌ ‌که‌ ‌ما هلاك‌ ميكنيم‌ اهل‌ ‌اينکه‌ شهرستان‌ لوط ‌را‌ بدرستي‌ ‌که‌ اهل‌ ‌اينکه‌ شهرستان‌ هستند ظلم‌ كنندگان‌.

وَ لَمّا جاءَت‌ رُسُلُنا إِبراهِيم‌َ بِالبُشري‌ شرح‌ آمدن‌ ملائكه‌ نزد ابراهيم‌ ‌را‌ ‌در‌ سوره‌ قبل‌ بيان‌ فرموده‌ و ‌در‌ سوره‌ هود ‌از‌ ‌قوله‌ ‌تعالي‌ وَ لَقَد جاءَت‌ رُسُلُنا إِبراهِيم‌َ جبرئيل‌ و اسرافيل‌ و ميكائيل‌ و دردائيل‌ بصورت‌ بشريت‌ بعنوان‌ ضيافت‌ ‌بر‌ ابراهيم‌ نازل‌ شدند ‌براي‌ ‌آنها‌ عجل‌ ثمين‌ آورد ‌آنها‌ تناول‌ نكردند خوفي‌ ‌بر‌ ابراهيم‌ وارد شد گفتند مترس‌ ‌ما ملائكه‌ فرستادگان‌ خداونديم‌ تو ‌را‌ بشارت‌ دهيم‌ بفرزندي‌ اسحق‌ و ‌در‌ ‌اينکه‌ موقع‌ ابراهيم‌ ‌از‌ سن‌ مباركش‌ نود و شش‌ سال‌ گذشته‌ و ساره‌ عيال‌ ‌او‌ ‌که‌ دختر خاله‌ ابراهيم‌ و خواهر لوط ‌بود‌ يك‌ سال‌ بزرگتر ‌از‌ ابراهيم‌ ‌بود‌ ‌اينکه‌ بشارت‌ ‌را‌ شنيد بصورت‌ زد و «قالَت‌ عَجُوزٌ عَقِيم‌ٌ» ‌که‌ ‌در‌ سن‌ جواني‌ عقيم‌

جلد 14 - صفحه 317

‌بود‌ و فعلا ‌که‌ نود و هفت‌ ساله‌ ‌است‌ عجوز ‌شده‌ دو مانع‌ بزرگ‌ ‌براي‌ ولادت‌ دارد گفتند «أَ تَعجَبِين‌َ مِن‌ أَمرِ اللّه‌ِ» خداوند قدرت‌ دارد همان‌ نحوي‌ ‌که‌ آدم‌ ‌را‌ آفريد و عيسي‌ ‌را‌ بدون‌ فحل‌ ‌از‌ مريم‌ قدرت‌ دارد ‌از‌ عجوز عقيم‌ ‌هم‌ فرزند آورد.

قالُوا إِنّا مُهلِكُوا أَهل‌ِ هذِه‌ِ القَريَةِ ‌که‌ حضرت‌ ابراهيم‌ پرسيد ‌از‌ ‌آنها‌ ‌که‌ «فَما خَطبُكُم‌ أَيُّهَا المُرسَلُون‌َ» گفتند ‌ما ‌براي‌ اهلاك‌ قوم‌ لوط آمده‌ايم‌ و علت‌ و سبب‌ هلاكت‌ ‌آنها‌ اينست‌.

إِن‌َّ أَهلَها كانُوا ظالِمِين‌َ ‌که‌ ‌اينکه‌ نحوه‌ هلاكت‌ اثر ظلم‌ ‌است‌ چنانچه‌ ميفرمايد:

فَلَمّا جاءَ أَمرُنا جَعَلنا عالِيَها سافِلَها وَ أَمطَرنا عَلَيها حِجارَةً مِن‌ سِجِّيل‌ٍ مَنضُودٍ مُسَوَّمَةً عِندَ رَبِّك‌َ وَ ما هِي‌َ مِن‌َ الظّالِمِين‌َ بِبَعِيدٍ (هود ‌آيه‌ 82 و 83) و ‌در‌ اخبار ‌هم‌ دارد ‌که‌ ‌هر‌ ظالمي‌ يكي‌ ‌از‌ ‌آن‌ حجاره‌ها ‌را‌ سهم‌ دارد ‌در‌ مورد هلاكت‌ ‌او‌.

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 31)- و این هم سر نوشت آلودگان! سر انجام دعای لوط مستجاب شد، فرشتگانی که مأمور عذاب بودند قبل از آن که به سر زمین لوط (ع) برای انجام مأموریت خود بیایند به سر زمینی که ابراهیم (ع) در آن بود برای ادای رسالتی دیگر، یعنی بشارت ابراهیم (ع) به تولد فرزندان رفتند.

آیه می‌گوید: «و هنگامی که فرستادگان ما (از فرشتگان) بشارت (تولد فرزند) برای ابراهیم آوردند، گفتند: ما اهل این شهر و آبادی را [و به شهرهای قوم لوط اشاره کردند] هلاک خواهیم کرد، چرا که اهل آن ستمگرند» (وَ لَمَّا جاءَتْ رُسُلُنا إِبْراهِیمَ بِالْبُشْری قالُوا إِنَّا مُهْلِکُوا أَهْلِ هذِهِ الْقَرْیَةِ إِنَّ أَهْلَها کانُوا ظالِمِینَ).

سایرتفاسیر این آیه را می توانید در سایت قرآن مشاهده کنید:

تفسیر های فارسی

ترجمه تفسیر المیزان

تفسیر خسروی

تفسیر عاملی

تفسیر جامع

تفسیر های عربی

تفسیر المیزان

تفسیر مجمع البیان

تفسیر نور الثقلین

تفسیر الصافی

تفسیر الکاشف

پانویس

منابع