آیه 2 سوره جمعه

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِنْ كَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُبِينٍ

مشاهده آیه در سوره


<<1 آیه 2 سوره جمعه 3>>
سوره : سوره جمعه (62)
جزء : 28
نزول : مدینه

ترتیل

ترجمه (مکارم شیرازی)

ترجمه های فارسی

اوست خدایی که میان عرب امّی (یعنی قومی که خواندن و نوشتن نمی‌دانستند) پیغمبری بزرگوار از همان مردم برانگیخت که بر آنان آیات وحی خدا تلاوت می‌کند و آنها را (از لوث جهل و اخلاق زشت) پاک می‌سازد و شریعت و احکام کتاب سماوی و حکمت الهی می‌آموزد و همانا پیش از این همه در ورطه جهالت و گمراهی آشکار بودند.

ترجمه های انگلیسی(English translations)

It is He who sent to the unlettered [people] an apostle from among themselves, to recite to them His signs, to purify them, and to teach them the Book and wisdom, and earlier they had indeed been in manifest error.

معانی کلمات آیه

  • اميين: درس ناخوانده‏ها. راغب گويد: امّى كسى است كه خواندن و نوشتن بلد نيست و از قطرب نقل مى‌‏كند كه اميّه به معنى غفلت و جهالت، و امى از آنست، طبرسى فرمايد: «يعنى العرب و كانت امة امية لا تكتب و لا تقرء».
  • حكمة: آن در اصل به معنى درك و تشخيص است كه سبب محكم كارى مى‏‌شود، به تكاليف و اخلاقيات نيز گفته مى‏‌شود.[۱]

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)


هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ «2»

اوست كه در ميان مردم درس ناخوانده، پيامبرى از خودشان مبعوث كرد تا آيات الهى را بر آنان بخواند و آنها را رشد و پرورش داده (از آلودگى شرك و تفرقه پاك سازد) و كتاب آسمانى و حكمت به آنان بياموزد و همانا پيش از اين در انحراف و گمراهى آشكار بودند.

نکته ها

كلمه «امى»، منسوبِ كلمه «ام» است. اطلاق اين كلمه بر مردم مكّه، يا از آن جهت است كه مكّه، امّ القرى‌ است، يا از آن جهت كه در زبان عربى به كسانى كه خواندن و نوشتن را نمى‌دانند، «امى» مى‌گويند، زيرا مثل روزى هستند كه از مادر متولّد شده‌اند.

در حديثى از امام صادق عليه السلام مى‌خوانيم: چون مردم مكّه، كتاب و رهبر آسمانى نداشتند، خداوند نسبت امّى به آنان داده است وگرنه برخى از آنها توان نوشتن داشتند. «3»

«يُزَكِّيهِمْ»، از مصدر «تزكيه» و ريشه آن، «زكات» به معناى رشد و نموّ همراه با خير و بركت است. يعنى پيامبر مأمور است تا اخلاق زشت را از ميان مردم بردارد و اخلاق نيكو را در ميان آنان رواج دهد تا به رشد و كمال رسند.

مراد از «حكمت» در اينجا همان معارف و حقايقى است كه از آيات قرآن بر مى‌آيد و با تغيير

«1». منافقون، 8.

«2». فصّلت، 41.

«3». تفسير نورالثقلين.

جلد 10 - صفحه 26

نگرش انسان به جهان و دادن بينش صحيح به او، زمينه‌هاى سعادت او را فراهم مى‌سازد.

چنانكه منكران خدا مى‌گفتند: «ما هِيَ إِلَّا حَياتُنَا الدُّنْيا» «1» زندگانى ما محدود به همين دنياست. اما خداوند، حقيقت را چيز ديگرى معرفى مى‌كند و مى‌فرمايد: «ما هذِهِ الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا لَهْوٌ وَ لَعِبٌ وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ» «2»، اين دنيا، جز بازى و سرگرمى نيست و زندگانى واقعى در آخرت است. «3»

«حكمت»، جداى از «كتاب» نيست، بلكه يكى از اوصافِ آن است، چنانكه در جاى ديگر مى‌فرمايد: «وَ الْقُرْآنِ الْحَكِيمِ» «4» و خداوند نيز، كتاب و حكمت را در كنار هم، بر پيامبر نازل كرده است: «وَ أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَيْكَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ» «5». بنابراين مراد از تعليم كتاب و حكمت كه وظيفه پيامبر است، «يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ» تعليم قرآن سراسر حكمت است كه به مردم بينشِ درست زندگى كردن را مى‌آموزد. «6»

در آيه 129 سوره بقره، حضرت ابراهيم عليه السلام از خداوند درخواست كرد كه پيامبرى با چنين ويژگى‌هايى كه در اين آيه مطرح شده را در ميان مردم مبعوث كند؛ در اين آيه استجابت آن دعا را مى‌بينيم. در حديث مى‌خوانيم كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: «أنا دعوة أبى ابراهيم» يعنى من دعاى مستجاب شده پدرم ابراهيم هستم.

در آيه قبل، سخن از خداوندِ حكيم بود، در اين آيه، يكى از نشانه‌هاى حكمت خدا، بعثت پيامبر و يكى از دلايل بعثت انبيا تعليم حكمت به مردم معرفى شده است.

در قرآن، چهل و شش مرتبه از ضلالت و گمراهى و انحراف سخن به ميان آمده و در بيشتر موارد كلمه‌ى‌ «ضَلالٍ» همراه با «مُبِينٍ» آمده و گاهى نيز تعبير به‌ «ضَلالٍ كَبِيرٍ» «7» و «ضَلالٍ بَعِيدٍ» «8» شده است؛ با يك نگاه كوتاه در مى‌يابيم كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مردم را:

از فرزند كشى به فرزند دوستى،

از جهل به علم،

«1». جاثيه، 24.

«2». عنكبوت، 64.

«3». تفسير الميزان.

«4». يس، 2.

«5». نساء، 113.

«6». تفسير الميزان.

«7». ملك، آيه 9.

«8». ابراهيم، 3.

جلد 10 - صفحه 27

از غارت اموال ديگران به ايثار و گذشت از اموال خود،

از رباخوارى به كسب و كار حلال،

از شرك به توحيد،

از تفرقه به وحدت،

از خرافات به حقيقت،

از ذلّت به عزّت،

و در يك كلام، از ضلالت به هدايت رهنمون ساخت.

چنانكه جعفر بن ابيطالب، در نزد نجاشى پادشاه حبشه، در وصف پيامبر اسلام گفت: ما مردمى بوديم كه بت مى‌پرستيديم، مردار مى‌خوريم، كارهاى زشت انجام مى‌داديم، رشته خويشاوندى را بريده بوديم، حق همسايگان را رعايت نمى‌كرديم، افراد قوى به افراد ضعيف رحم نمى‌كردند و ... تا اين كه خداوند پيامبرى از ميان ما برانگيخت و او ما را به ارزش‌هاى انسانى فرمان داد. «وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ»

سؤال: آيا پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله تنها بر امّيين و مردم حجاز و عربها مبعوث شده است؟

پاسخ: حضرت محمّد صلى الله عليه و آله در ميان مردم مكّه ظهور كرد و دعوت خود را از آنجا آغاز نمود، ولى نامه‌هايى كه آن حضرت به پادشاهان ايران و روم و رؤساى قبايل مختلف فرستاد، بيانگر اين حقيقت است كه دعوت آن حضرت، محدود به جزيرةالعرب و يا قوم عرب نبوده است.

پیام ها

1- بعثت پيامبران كارى الهى است. «هُوَ الَّذِي بَعَثَ»

2- بعثت پيامبران، عامل رويش، جهش و رستاخيز در همه سطوح و امور جامعه است. «بَعَثَ»

3- برخاستن پيامبر از يك جامعه امّى و آنگاه پرچمدارى علم و حكمت، يك معجزه الهى است. «بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا»

4- رهبر جامعه اسلامى بايد از مردم، «رَسُولًا مِنْهُمْ» و در مردم باشد. «فِي الْأُمِّيِّينَ»

5- تلاوت قرآن، وسيله و مقدمه تزكيه و تزكيه مقدم بر تعليم و تعلّم است‌

جلد 10 - صفحه 28

يَتْلُوا ... يُزَكِّيهِمْ‌ ... يُعَلِّمُهُمُ‌. (چنانكه در جاى ديگر مى‌خوانيم: «اتَّقُوا اللَّهَ وَ يُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ» «1» از خداوند پروا كنيد تا خداوند، حقايقى را به شما بياموزد).

6- تزكيه و خودسازى بايد در سايه مكتب انبيا و آيات الهى باشد. (رياضت‌ها و رهبانيت‌هايى كه در سايه تعليم پيامبران نباشد، خود نوعى انحراف است.)

«يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ»

7- تزكيه و تعليم در رأس برنامه‌هاى انبياست. «يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ»

8- در مكتب انبيا، پرورش روحى و آموزش فكرى، در كنار بينش و بصيرت مطرح است. «يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ»

9- در محيط فاسد نيز مى‌توان كار تربيتى كرد. «وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ»

10- براى درك زحمت‌هاى پيامبران الهى، بايد به وضعيّت فرهنگى و اخلاقى مردم زمان آن‌ها توجه كرد. «وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ»

پانویس

  1. پرش به بالا تفسير احسن الحديث، سید علی اکبر قرشی، ج11، ص156-157

منابع