آبرو

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به: ناوبری، جستجو

جایگاه آبرو[ویرایش]

یکی از بالاترین سرمایه های انسان ها، آبرو است. هر انسانی از آشکارشدن ضعف ها و عملکردهای زشت خود در هراس است. از دست رفتن وجهه و آبرو، سرآغاز بسیاری از هنجارشکنی ها، بزهکاری ها و گناهان است. از فراوانترین واژه های قرآن کریم و متنهای روایی «ایمان» و مشتقات آن است. این واژه، گذشته از گرویدن و باورداشتن، «امنیت بخشیدن» به دیگران را نیز دربردارد.

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: ««الا اُنَبِّئُکُم لِمَ سُمِّی المؤمنُ مؤمنا؟ لایمانِهِ الناس علی انفسِهِم و اموالهم، الا اُنَبِّئُکُم مَنْ المسلم؟ مَنْ سَلمَ الناسُ مِنْ یدِهِ ولِسانه»؛[۱] آیا به شما خبر دهم که چرا مؤمن، مؤمن نامیده شده است؟ برای این که مردم را نسبت به جان و مالشان، ایمنی می بخشد. آیا شما را خبر دهم که چه کسی مسلمان است؟ کسی که مردم از دست و زبانش در سلامت باشند. بدیهی است که ارزش آبرو از مال بالاتر است.

آبروداری در تعالیم اسلام هم تکلیف خود انسان است و هم حقی است که بر دیگران دارد. همچنین در دائره صفات الهی، خدای متعال با این که «عَلّام الغیوب» است «سَتّار العیوب» هم هست و بزرگترین آبرودار بندگان خویش.

آبرو و آبرومندی در قرآن[ویرایش]

نیازمندان آبرومند[ویرایش]

اگر انسان تنگدست شخصیت خویش را پاس دارد شایسته ستایش است و قرآن ضمن مشخص کردن یکی از موارد مصرف زکات، این تهیدستان آبرومند را می ستاید: «لِلْفُقَرَاءِ الَّذِينَ أُحْصِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ لَا يَسْتَطِيعُونَ ضَرْبًا فِي الْأَرْضِ يَحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ أَغْنِيَاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُمْ بِسِيمَاهُمْ لَا يَسْأَلُونَ النَّاسَ إِلْحَافًا ۗ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ»؛ [۲]

(این صدقات) برای آن (دسته از) نیازمندانی است که در راه خدا فرومانده اند و نمی توانند (برای تأمین هزینه زندگی) در زمین سفر کنند. از شدت خویشتن داری، فرد بی اطلاع آنان را توانگر می پندارد. آنها را از سیمایشان می شناسی. با اصرار (چیزی) از مردم نمی خواهند و هر مالی (به آنان) انفاق کنید، قطعاً خدا از آن آگاه است.

امام علی علیه السلام فرمود: «ماءُ وَجْهِکَ جامدٌ تقطره السؤال فَانظُر عِندَ مَن تَقطُرُه»؛ [۳] .آبروی تو[مثل یخ جامد و] محفوظ و پا برجاست. اما درخواست از دیگران، آن را قطره قطره فرو می ریزد، پس اندیشه کن که آن را نزد چه کسی می ریزی؟».

دست طلب چو پیش کسان کنی دراز پل بسته ای که بگذری از آبروی خویش

                      

در روایتی از امام صادق علیه السلام می خوانیم: «شیعتُنا مَنْ لایسألُ الناس شیئاً و لَو ماتَ جوعاً»[۴]؛ شیعه ما، دست نیاز به سوی مردم دراز نمی کند اگرچه از گرسنگی بمیرد».

آبروداری در حریم خانواده[ویرایش]

قرآن کریم زن و شوهر را لباس یکدیگر دانسته است و روشن است که یکی از مهمترین ویژگی های لباس «عیب پوشی» و «زینت بخشی» است. أُحِلَّ لَكُمْ لَيْلَةَ الصِّيَامِ الرَّفَثُ إِلَىٰ نِسَائِكُمْ ۚ هُنَّ لِبَاسٌ لَكُمْ وَأَنْتُمْ لِبَاسٌ لَهُنَّ ۗ عَلِمَ اللَّهُ أَنَّكُمْ كُنْتُمْ تَخْتَانُونَ أَنْفُسَكُمْ فَتَابَ عَلَيْكُمْ وَعَفَا عَنْكُمْ ۖ فَالْآنَ بَاشِرُوهُنَّ وَابْتَغُوا مَا كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ ۚ وَكُلُوا وَاشْرَبُوا حَتَّىٰ يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الْأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الْأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ۖ ثُمَّ أَتِمُّوا الصِّيَامَ إِلَى اللَّيْلِ ۚ وَلَا تُبَاشِرُوهُنَّ وَأَنْتُمْ عَاكِفُونَ فِي الْمَسَاجِدِ ۗ تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ فَلَا تَقْرَبُوهَا ۗ كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ آيَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ (سوره بقره، آیه 187)؛ آنان برای شما لباسی هستند و شما برای آنان لباسی هستید.

آبروداری در آئینه روایات[ویرایش]

در روایات ائمه اطهار، هیچ مجوزی برای پرده دری از خویش یا دیگران نیامده است. اما دستورهای فراوانی برای پرده پوشی آمده است:

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «مَنْ اَذاعَ فاحشةً کانَ کَمُبتدئها و مَنْ عَیرَ مُؤمنا بِشیءٍ لَم یمُت حتّی یرکبه»[۵]؛هر کس کار دیگران را افشا کند، همچون کسی است که مرتکب آن گناه شده و هر کس مؤمنی را به سبب رفتار [اشتباهش] سرزنش کند، از دنیا نمی رود تا خود نیز به ارتکاب آن، آلوده گردد.

به گفته شاعر:

چون خدا خواهد که پردە کس دَرَد میلش اندر طعنه پاکان بَرَد

                      

قال علی علیه السلام: «ذَووالعیوبِ یحِبّونَ إشاعةَ معایبِ الناسِ لیتَّسِعَ لَهُم العُذرُ فی مَعایبهم»[۶]؛ انسان های مشکل دار، دوست دارند که ضعف های دیگران افشا شود تا عذرشان برای خطاکاری توجیه شود».

پاداش پرده پوشی[ویرایش]

در روایتی از امام صادق علیه السلام آمده است: «مَنْ سَتَرَ عَلی مؤمنٍ یخافُها، سَتَرَاللهُ علیه سَبعینَ عورةً مِنْ عَوراتِ الدنیا والآخرة»؛ هر کس عیبی را از مؤمنی بپوشاند که از افشای آن می هراسد، خداوند هفتاد عیب از عیب های دنیا و آخرت او را می پوشاند».

و رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «مَن سَتَرَ عَلی مؤمنٍ خِزَیهً فَکانَّما أحیا مَؤودَةً مِن قَبرِها»[۷]؛ هر کس مانع رسوایی مؤمنی شود، مانند این است که دختر زنده به گور شده ای را از قبر برهاند.

راهکارهای حفظ آبرو[ویرایش]

هر انسانی باید حرمت خود را پاس بدارد و به امید پرده پوشی دیگران، خویشتن را آماج تهمت و غیبت و سوءظن و تحقیر دیگران قرار ندهد. نمونه های زیر، در این باره شایان اعتنا است.

پرهیز از مواضع تهمت[ویرایش]

امام صادق علیه السلام فرمود: «مَن دَخَلَ مَوضِعاً مِن مِواضِع التُهمة فَاتُّهِمَ لایلومَنَّ إلّا نَفسَه»[۸]؛ هر کس به مکان تهمت خیز وارد شود و متهم شود، جز خودش کسی را شماتت نکند».

حفظ زبان[ویرایش]

بی احتیاطی و بی مبالاتی و زیاده روی در سخن موجب تخریب آبرو و شخصیت انسان است. «إذا أرادَاللهُ بِعَبدٍ خِزیاً أجری فَضیحتَهُ علی لسانه»[۹]؛ اگر خدا رسوایی کسی را بخواهد او را به وسیله زبانش مفتضح می کند».

«إنَ السفله هُو الذی لایبالی بِما قالَ ولا ما قیلَ فیه»؛ انسان بی شخصیت و پست کسی است که به پیامدهای گفتار خودش بی اعتنا است و به قضاوت های دیگران دربارە خود اهمیت نمی دهد».

خودداری از شِکوِه و اظهار عجز[ویرایش]

علی علیه السلام فرمود: «رَضی بالذُّل مَنَ کَشَفَ عَن ضُرِّه» [۱۰]؛ کسی که از مشکلات خویش پرده برداری کند، تن به خواری داده است».

پرهیز از ستیزه[ویرایش]

علی علیه السلام فرمود: «مَنْ ضَنَّ بِعرضِه فَلَیدَع المِراءَ» [۱۱]؛ هر کس به حفظ آبروی خود علاقه دارد، باید جدال را فرو گذارد».

استفاده از دارایی برای حفظ آبرو[ویرایش]

امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود: «إنَّ أفضَلَ الفعالِ صیانَةُ العِرض بِالمال»[۱۲]؛بهترین کارها، حفظ آبرو به وسیله دارایی است. در روایتی دیگر آمده است: «خَیرُ اموالِکَ ما وَقی عِرضَکَ» [۱۳]؛ بهترین اموال تو، آنهایی است که موجب آبرومندی تو شود.

پیامبر گرامی اسلام در مقام ارزش و اهمیت حفظ آبرو می فرمایند: «ذُبُّوا عَنْ أَعْراضِکُمْ بِأَمْوالِکُمْ»[۱۴]؛ با اموال خود از آبروی خویش دفاع کنید».

البته آبروداری به وسیله مال نباید به اشرافی گری، اسراف، تکلّف و تفاخر بینجامد.

پانویس[ویرایش]

  1. بحار الأنوار: 67/60/3.
  2. (سوره بقره، آیه 273)
  3. نهج البلاغة : الحكمة 346
  4. وسائل الشيعة : 6/309/15.
  5. الكافي : ج 2 ص 356
  6. غرر الحكم : 5198
  7. كنزالعمّال : 6387 .
  8. الأمالی (للصدوق) , ج 1 , ص 497
  9. بحار الأنوار : 78/228/101.
  10. تحف العقول: 201، شرح نهج البلاغة : 18/84 .
  11. حکمت 354 نهج البلاغه
  12. مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل , ج 15 , ص 267
  13. نزهة الناظر , ج 1 , ص 83
  14. نهج الفصاحه، ش 1616

منابع[ویرایش]