اهورامزدا

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو

اهورامزدا (در اوستا: اهورمزده؛ در فارسی میانه: اورمزد؛ در فارسی نو: هرمزد، هرمز و اورمزد) نام خدای بزرگ ایران باستان و خدای برتر آیین زرتشتی است. معنای اصلی نام او را «سرور دانا» دانسته‌اند؛ «اهورا» لقب سرور و «مزدا» برگرفته از ریشهٔ دانایی و خرد است.[۱] زرتشت در گاتاها او را آفریدگار آسمان و زمین، سرچشمهٔ نیکی و نگاهبان راستی («اشه») می‌خواند؛ پیروان او نیز خود را «مزدیسن» (پرستندهٔ مزدا) می‌نامند.[۲] در سنت زرتشتی متأخر، اهورامزدا در برابر اهریمن (انگره مینو) قرار می‌گیرد و امشاسپندان و ایزدان آفریدهٔ او شمرده می‌شوند.[۳] قرآن از اهورامزدا نام نبرده و تنها از «مجوس» یاد کرده است؛ اما آثار متأخر اسلامی، مانند المیزان، نام او را نیز آورده و باور زرتشتیان را گزارش کرده‌اند.[۴]

نام و ریشه‌شناسی

این نام در اوستا به صورت «اهورمزده» و در کتیبه‌های هخامنشی به صورت «ائورمزده» آمده است. در فارسی میانه «اورمزد» و در فارسی نو «هرمزد»، «هرمز» و «اورمزد» شده و در فرهنگ‌های فارسی، افزون بر نام خدا، به معنای «خدا» و نیز نام سیارهٔ مشتری (برجیس) ضبط شده است.[۵] دهخدا تصریح می‌کند که وجه تسمیهٔ ستارهٔ مشتری به هرمزد روشن نیست و میان خدای ماوراءالطبیعی ایرانیان با خدایان طبیعتِ یونانی و رومی رابطه‌ای وجود ندارد.[۶]

دربارهٔ معنای واژه، «اهورا» را به معنای سرور و خداوند و «مزدا» را به معنای دانا و خردمند دانسته‌اند؛ از این‌رو نام او را «سرور دانا» یا «خدای خردمند» ترجمه کرده‌اند و دهخدا نیز معنی اصلی آن را «سرور داناست» ضبط کرده است.[۷]

در گاتاها این نام به دو صورت کوتاه و بلند آمده است: گاه «مزدا» یا «اهورا» تنها و گاه «اهورامزدا». در بندی از گاتاها، زرتشت می‌گوید: «ای مزدا و ای دیگر اهوراها»؛[۸] به نظر برخی پژوهشگران، کاربرد جمع «اهوراها» نشان می‌دهد که این واژه در اصل عنوانی برای خدایان بوده است. به همین سبب، برخی پژوهشگران «اهورامزدا» را بیشتر لقبی توصیفی می‌دانند تا نامی شخصی؛ در کتیبهٔ بیستون نیز او با عنوان «بَغَ وَزرَکَه» (خدای بزرگ) خوانده شده است.[۹]

اهورامزدا در گاتاها

گاتاها کهن‌ترین بخش اوستا و شامل هفده سرود است که به زبانی کهن سروده شده و در پژوهش‌ها کهن‌ترین لایهٔ آموزهٔ زرتشت شمرده می‌شود.[۱۰] در این سرودها اهورامزدا خدایی است که زرتشت او را با صفت «دانا» می‌خواند؛ آفریدگار آسمان و زمین و سرچشمهٔ راستی است و در برابر او «دروج» (دروغ) قرار دارد.[۱۱]

زرتشت در گاتاها از او می‌پرسد که آفرینش چگونه آغاز شد و چه کسی نظم جهان را برقرار کرد:

«این از تو می‌پرسم، ای اهورا، راست بگو: چه کسی در آغاز پدر راستی بود؟ چه کسی راه خورشید و ستارگان را معیّن کرد؟ چه کسی است که ماه را گاه می‌افزاید و گاه می‌کاهد؟ ... چه کسی زمین را از فروریختن و آسمان را از فروافتادن نگاه می‌دارد؟ چه کسی آب‌ها و گیاهان را [نگه می‌دارد]؟ ...»[۱۲]

در بند هفتم همین سرود، او «آفریدگار همه‌چیز از راه مینوی مقدس» خوانده می‌شود.[۱۳] در گاتاها نشانی از بت و تصویر خدا نیست. در آیین زرتشتی، نیایش اهورامزدا با اندیشه و گفتار و کردار نیک همراه است و آتش نیز نماد راستی و پاکی است، نه معبود؛ زرتشتیان آتش را نمی‌پرستند و در برابر آن به نیایش می‌ایستند.[۱۴]

امشاسپندان و ایزدان

اهورامزدا در کیهان‌شناسی زرتشتی، شش «امشاسپند» (جاودانان بخشنده) را می‌آفریند: بهمن (اندیشهٔ نیک)، اردیبهشت (بهترین راستی)، شهریور (توانمندی و کشور آرمانی)، سپندارمذ (فروتنی مقدس)، خرداد (کمال و تندرستی) و امرداد (بی‌مرگی).[۱۵] در روایت‌های پهلوی، هر یک از اینان نگاهبان یکی از آفریده‌ها است: شهریور نگاهبان آسمان، خرداد نگاهبان آب، سپندارمذ نگاهبان زمین، امرداد نگاهبان گیاه، بهمن نگاهبان گاو و اردیبهشت نگاهبان آتش؛ آفرینش انسان نخستین (کیومرث) نیز به حمایت خود اهورامزدا سپرده شده است.[۱۶] دهخدا نیز یادآور می‌شود که «امشاسپندان و ایزدان نیز آفریدهٔ اویند».[۱۷]

با این حال، در گاتاها این موجودات گاه در کنار اهورامزدا و به عنوان خصلت‌هایی چون راستی و اندیشهٔ نیک یاد می‌شوند و گاه چنان مستقل خطاب می‌شوند که مرز میان صفت و شخصیت مبهم می‌شود.[۱۸] در کنار امشاسپندان، ایزدان نیز در سنت زرتشتی جایگاه یافتند و پرستیده شدند؛ اما در دستگاه کلامی زرتشتی، همهٔ آنان آفریدهٔ اهورامزدا و فروتر از او شمرده می‌شوند.[۱۹]

اهورامزدا و اهریمن: مسئلهٔ ثنویت

در گاتاها از دو «مینو»ی آغازین سخن رفته است:

«آن دو مینوی نخستین که در آغاز به صورت دو همزاد آشکار می‌شوند، یکی بهتر و یکی بدند؛ در اندیشه و گفتار و کردار. خردمندان از میان این دو، درست را برمی‌گزینند و نادانان چنین نمی‌کنند. و چون این دو مینو در آغاز به هم رسیدند، زندگی و نازندگی را پدید آوردند؛ و در پایان، بدترین هستی از آنِ پیروان دروغ خواهد بود و بهترین هستی از آنِ کسی که راستی را برمی‌گزیند.»[۲۰]

در گاتاها اهورامزدا برترین موجود و سرچشمهٔ نیکی است و در برابر او «دروج» قرار دارد؛ اما بندهای یادشده دربارهٔ دو مینو، در سنت متأخر به دو اصل اهورامزدا و اهریمن تفسیر شد.[۲۱] در روایت‌های پهلوی، اهریمن نیز آفرینشگری دارد و آفریده‌های زیان‌بار را می‌سازد؛ تاریخ جهان به دوازده هزار سال و چهار مقطع سه‌هزارساله تقسیم می‌شود و در پایان، با ظهور سوشیانت و «فرشگرد»، بدی از میان می‌رود.[۲۲]

در برخی جریان‌ها، به‌ویژه آیین زروانی، «زمان» (زروان) اصل نخستین شمرده می‌شد و دو مبدأ خیر و شر به آن بازمی‌گشتند؛ دانشنامه جهان اسلام از پیوند کیهان‌شناسی زرتشتی با این آیین سخن گفته است.[۲۳]

پژوهشگران در تفسیر این آموزه اختلاف دارند. گروهی با تکیه بر برتری اهورامزدا در گاتاها، زرتشتی‌گری را توحیدی می‌دانند و ثنویت را به کیهان‌شناسی و لایه‌های متأخر محدود می‌کنند؛ گروهی دیگر با تکیه بر هم‌آوایی دو مینو و آفرینشگری اهریمن در متون پهلوی، آن را ثنوی می‌شمارند.[۲۴]

متکلمان مسلمان به ثنویت زرتشتیان نقد کرده‌اند. به گزارش دانشنامه جهان اسلام، مبنای ثنویت و انتساب آفرینش شر به اهریمن، کانون اصلی نقد آنان بود و آن را مستلزم شرک و نقص در ذات خدا می‌دانستند؛ ماتُریدی در التوحید (ص۱۷۲-۱۷۶)، باقلانی در التمهید (ص۷۱-۷۴) و قاضی عبدالجبار در المغنی (ج۵، ص۷۱-۷۹) به این بحث پرداخته‌اند.[۲۵] در برابر، زرتشتیان نیز در رساله‌های جدلی خود به نقد مسلمانان پاسخ گفته‌اند.[۲۶] داوری نهایی دربارهٔ توحیدی یا ثنوی بودن زرتشتی‌گری، به تفسیر منابع و به مراد از «ثنویت» بستگی دارد.[۲۷]

اهورامزدا در کتیبه‌ها و تاریخ ایران

دورهٔ هخامنشی

کهن‌ترین آگاهی‌های تاریخی دربارهٔ پرستش اهورامزدا در کتیبه‌های هخامنشی دیده می‌شود. داریوش در آغاز کتیبهٔ بیستون او را چنین می‌ستاید:

«خدای بزرگی است اهورامزدا که این زمین را آفرید، آن آسمان را آفرید، انسان را آفرید، شادی را برای انسان آفرید، که داریوش را شاه کرد...»[۲۸]

در این کتیبه‌ها اهورامزدا «خدای بزرگ» خوانده شده و پادشاه، شهریاری خود را از او می‌داند.[۲۹] اشاره به اهورامزدا در کتیبه‌های هخامنشی، به‌ویژه بیستون، شاهد رواج زرتشتی‌گری در سپهر دینی هخامنشیان دانسته شده است. در مقابل، پژوهشگرانی اشارهٔ کتیبه‌های شاهان هخامنشی به خدایان دیگر در کنار اهورامزدا را شاهدی بر چندخدایی جامعهٔ هخامنشی گرفته‌اند.[۳۰] دست‌کم روشن است که دین زرتشتی در دورهٔ هخامنشی رسمیت نیافت.[۳۱]

دورهٔ ساسانی

در دورهٔ ساسانی، دین زرتشتی به دین رسمی ایران بدل شد و دستگاه روحانی نیرومندی پدید آورد. تنسر و کرتیر، دو روحانی بانفوذ این دوره، در تثبیت اقتدار آن سهم داشتند و سه آتشکدهٔ بزرگ آذرفرنبغ در فارس، آذرگشنسپ در آذربایجان و آذربرزین‌مهر در خراسان، مراکز بزرگ نیایش زرتشتی بودند.[۳۲] در کنار زرتشتی‌گری، مذاهب زروانی و مانوی نیز در دورهٔ ساسانی به حیات خود ادامه دادند و کیش مزدکی در دورهٔ میانهٔ ساسانی ظهور کرد.[۳۳]

پس از فروپاشی دولت ساسانی، اقتدار دین زرتشتی در ایران پایان یافت؛ اما نام اهورامزدا در نام سیارهٔ مشتری (هرمز یا برجیس) باقی ماند.[۳۴]

اهورامزدا در قرآن، حدیث و کلام شیعه

قرآن کریم تنها یک بار واژهٔ «مجوس» را به کار برده است:

إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَادُوا وَالصَّابِئِينَ وَالنَّصَارَى وَالْمَجُوسَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا إِنَّ اللَّهَ يَفْصِلُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ ۚ إِنَّ اللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ
«بی‌گمان کسانی که ایمان آوردند و یهودی شدند و صابئیان و مسیحیان و مجوس و کسانی که شرک ورزیدند، خداوند روز قیامت میان آنان داوری می‌کند؛ همانا خداوند بر هر چیزی گواه است.» (حج: ۱۷)[۳۵]

در این آیه نامی از اهورامزدا نیست و داوری دربارهٔ مجوس به خدا واگذار شده است. مفسران و متکلمان در تعیین نسبت مجوس با اهل کتاب اختلاف دارند.[۳۶] علامه طباطبایی در تفسیر همین آیه می‌نویسد که زرتشتیان برای تدبیر جهان دو مبدأ اثبات می‌کنند، اما همه را به اهورامزدا بازمی‌گردانند:

«آنچه مسلّم است این است که آنان برای تدبیر جهان دو مبدأ اثبات می‌کنند: مبدأ خیر و مبدأ شر، یزدان و اهریمن، یا نور و ظلمت ... و همه را به «اهورامزدا» که آفریدگار همه است بازمی‌گردانند.»[۳۷]

او در ادامه یادآور می‌شود که کتاب زرتشتیان در حملهٔ اسکندر از میان رفت و در دورهٔ ساسانی بازنویسی شد و از این‌رو دستیابی به حقیقت مذهب آنان دشوار است.[۳۸]

در روایات شیعه، مجوس دارای پیامبر و کتاب دانسته شده‌اند. در وسائل الشیعه از امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده است که از او پرسیدند آیا مجوس پیامبری داشتند و او پاسخ داد آری؛ سپس به نامهٔ پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) به مردم مکه اشاره کرد که در آن آمده بود مجوس پیامبری داشتند که او را کشتند و کتابش را سوزاندند.[۳۹] در روایت دیگری آمده است که پیامبرشان با کتابی در دوازده هزار پوست گاو نزد آنان آمد و نام آن کتاب «جاماست» بود.[۴۰] شیخ صدوق نیز به همین مضمون اشاره کرده و نام پیامبر را «داماست» و کتاب را «جاماست» آورده است.[۴۱] شیخ مفید در المقنعة از امام علی (علیه‌السلام) نقل کرده است که مجوس تنها در جزیه و دیات به یهود و نصارا ملحق شدند، زیرا در گذشته کتابی داشتند.[۴۲]

بر پایهٔ این روایات، فقیهان شیعه جزیه را از مجوس می‌پذیرند و آنان را در این حکم به اهل کتاب ملحق می‌کنند؛ هرچند در اینکه مجوس اهل کتاب حقیقی باشند اختلاف دارند.[۴۳] این برخورد فقهی، به معنای تأیید همهٔ آموزه‌های زرتشتی نیست.

در کلام شیعه، شیخ صدوق در کتاب التوحید به نقد ثنویت پرداخته است.[۴۴] در قرآن و روایات شیعه نامی از اهورامزدا نیست و سخن از «مجوس» است؛ در منابع کلامی اسلامی نیز بیشتر از دو اصل «یزدان» و «اهریمن» سخن رفته است. از سده‌های متأخر، مفسرانی مانند علامه طباطبایی نام اهورامزدا را نیز در تفسیر خود آورده‌اند.[۴۵]

ارزیابی تاریخی

آگاهی‌های ما دربارهٔ اهورامزدا از چند دستهٔ متفاوت منابع می‌آید: گاتاها که متنی نیایشی و کهن است، بخش‌های متأخر اوستا، متون پهلوی که بیشتر در سده‌های نخستین اسلامی تدوین شدند، کتیبه‌های هخامنشی و ساسانی، گزارش‌های یونانی و رومی، و نوشته‌های ملل و نحل اسلامی.[۴۶] هیچ‌یک از این منابع هم‌زمان با زرتشت نیست و هر یک از دغدغه‌های دینی و کلامی دورهٔ خود اثر پذیرفته است. از این‌رو، می‌توان گفت که برتری اهورامزدا در گاتاها و جایگاه او به عنوان خدای بزرگ در کتیبه‌ها نسبتاً روشن است، اما چند و چون تحول این باور از گاتاها تا متون پهلوی، و نسبت آن با ثنویت، همچنان محل اختلاف پژوهشگران است.[۴۷]

جستارهای وابسته

پانویس

  1. ↑ دهخدا، لغت‌نامه، ذیل «اهورامزدا».
  2. ↑ دانشنامه جهان اسلام، مدخل «زردشت، دین»؛ اوستا، یسنا، بند ۱۲.
  3. ↑ دانشنامه جهان اسلام، مدخل «زردشت، دین» (با ارجاع به بندهش، ص۳۶-۴۲)؛ دهخدا، لغت‌نامه، ذیل «اهورامزدا».
  4. ↑ قرآن، حج: ۱۷؛ طباطبایی، المیزان، ج۱۴، ذیل حج: ۱۷.
  5. ↑ دهخدا، لغت‌نامه، ذیل «اهورامزدا».
  6. ↑ همان.
  7. ↑ دهخدا، لغت‌نامه، ذیل «اهورامزدا»؛ دانشنامه جهان اسلام، مدخل «زردشت، دین».
  8. ↑ اوستا، یسنا، ۳۰: ۹.
  9. ↑ کتیبهٔ بیستون، ستون ۱؛ دانشنامه جهان اسلام، مدخل «زردشت، دین».
  10. ↑ دانشنامه جهان اسلام، مدخل «زردشت، دین».
  11. ↑ دانشنامه جهان اسلام، مدخل «زردشت، دین»؛ اوستا، یسنا، ۴۴: ۳-۷.
  12. ↑ اوستا، یسنا، ۴۴: ۳-۴؛ برگردان فارسی از ترجمهٔ انگلیسی ل. ه. میلز.
  13. ↑ اوستا، یسنا، ۴۴: ۷.
  14. ↑ دانشنامه جهان اسلام، مدخل «زردشت، دین»؛ توفیقی، آشنایی با ادیان بزرگ، ص۵۹-۶۰.
  15. ↑ دانشنامه جهان اسلام، مدخل «زردشت، دین».
  16. ↑ همان (با ارجاع به بندهش، ص۳۶-۴۲).
  17. ↑ دهخدا، لغت‌نامه، ذیل «اهورامزدا».
  18. ↑ اوستا، یسنا، ۳۰: ۷؛ ۳۱: ۴.
  19. ↑ دانشنامه جهان اسلام، مدخل «زردشت، دین».
  20. ↑ اوستا، یسنا، ۳۰: ۳-۴؛ برگردان فارسی از ترجمهٔ انگلیسی ل. ه. میلز.
  21. ↑ دانشنامه جهان اسلام، مدخل «زردشت، دین».
  22. ↑ همان (با ارجاع به بندهش، ص۳۳-۳۵، ۵۱-۵۲).
  23. ↑ دانشنامه جهان اسلام، مدخل «زردشت، دین»؛ جلالی مقدم، آیین زروانی، ص۴۳-۴۶.
  24. ↑ دانشنامه جهان اسلام، مدخل «زردشت، دین».
  25. ↑ همان (با ارجاع به منابع یادشده).
  26. ↑ همان.
  27. ↑ همان.
  28. ↑ کتیبهٔ بیستون، ستون ۱، بندهای ۱-۳.
  29. ↑ دهخدا، لغت‌نامه، ذیل «اهورامزدا»؛ کتیبهٔ بیستون، ستون ۱.
  30. ↑ دانشنامه جهان اسلام، مدخل «زردشت، دین» (با ارجاع به ویزه‌هوفر، ص۹۹-۱۰۰؛ شوارتس، ص۶۸۴-۶۹۵).
  31. ↑ همان.
  32. ↑ دانشنامه جهان اسلام، مدخل «زردشت، دین».
  33. ↑ همان.
  34. ↑ دهخدا، لغت‌نامه، ذیل «اهورامزدا».
  35. ↑ قرآن، حج: ۱۷.
  36. ↑ طباطبایی، المیزان، ج۱۴، ذیل حج: ۱۷؛ شهرستانی، الملل و النحل، قسم۱، ص۲۱۶.
  37. ↑ طباطبایی، المیزان، ج۱۴، ذیل حج: ۱۷.
  38. ↑ همان.
  39. ↑ حر عاملی، وسائل الشیعة، ج۱۱، ص۹۶.
  40. ↑ همان، ص۹۷.
  41. ↑ همان، ص۹۷.
  42. ↑ همان، ص۹۸ (به نقل از المقنعة).
  43. ↑ حر عاملی، وسائل الشیعة، ج۱۱، ص۹۶-۹۸؛ دانشنامه جهان اسلام، مدخل «زردشت، دین».
  44. ↑ صدوق، التوحید، ص۲۴۳-۲۵۴ (به گزارش دانشنامه جهان اسلام، مدخل «زردشت، دین»).
  45. ↑ طباطبایی، المیزان، ج۱۴، ذیل حج: ۱۷.
  46. ↑ دانشنامه جهان اسلام، مدخل «زردشت، دین».
  47. ↑ همان؛ طباطبایی، المیزان، ج۱۴، ذیل حج: ۱۷.


منابع

  • قرآن کریم.
  • اوستا؛ یسنا، ترجمهٔ انگلیسی ل. ه. میلز، در: Sacred Books of the East، ۱۸۹۸م؛ نسخهٔ آنلاین: avesta.org، تاریخ بازدید: ۶ آبان ۱۴۰۵ش.
  • بندهش، گردآوری فرنبغ دادگی، ترجمهٔ مهرداد بهار، تهران: توس، ۱۳۶۹ش.
  • توفیقی، حسین؛ آشنایی با ادیان بزرگ، تهران: سمت، ۱۳۸۶ش.
  • جلالی مقدم، مسعود؛ آیین زروانی: مکتب فلسفی ـ عرفانی زرتشتی بر مبنای اصالت زمان، تهران: امیرکبیر، ۱۳۸۴ش.
  • حر عاملی، محمد بن حسن؛ وسائل الشیعة، بیروت: دار إحیاء التراث العربی، بی‌تا؛ ج۱۱.
  • دانشنامه جهان اسلام، مدخل «زردشت، دین»، تهران: بنیاد دائرةالمعارف اسلامی، ۱۳۹۵ش؛ ج۲۱؛ پیوند، تاریخ بازدید: ۶ آبان ۱۴۰۵ش.
  • دهخدا، علی‌اکبر؛ لغت‌نامه، تهران: مؤسسهٔ لغت‌نامهٔ دهخدا و مرکز بین‌المللی آموزش زبان فارسی؛ ذیل «اهورامزدا»؛ پیوند، تاریخ بازدید: ۶ آبان ۱۴۰۵ش.
  • شهرستانی، محمد بن عبدالکریم؛ الملل و النحل، تحقیق محمد بدران، قاهره: ۱۳۷۵ق/۱۹۶۵م؛ قسم۱.
  • صدوق، محمد بن علی؛ التوحید، قم: جامعة المدرسین، ۱۳۵۷ش.
  • طباطبایی، محمدحسین؛ المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت: مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، چاپ دوم، ۱۳۹۰ق؛ ج۱۴.
  • کتیبهٔ بیستون (DB)، ستون ۱.
مسابقه از خطبه ۸۳ نهج البلاغه