نهضت ترجمه در عهد خلفای عباسی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(ایجاد)
 
 
(۱ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۱ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
{{نیازمند ویرایش فنی}}
 
 
{{بخشی از یک کتاب}}
 
{{بخشی از یک کتاب}}
پس از آنكه اوج دوران فتوح فروكش كرد و قلمرو حكومت اسلامى ثبات يافت و مسلمانان از تدوين اساسى علوم اسلامى فراغتى نسبى يافتند، در پرتو اهتمام و سياستهاى تشويقى برخى از خلفاى عباسى، با استفاده از ثروتهاى كلان بيت‌المال، توجه جامعه مسلمانان رفته‌رفته به سوى علوم و صنايعى جلب شد كه عمدتاً در اختيار تمدنهاى غيرمسلمان قرار داشت. منبع اصلى اين توجه آيات قرآن و احاديث بسيارى بود كه مؤمنان را به كسب علم و فن ترغيب مى‌كرد.
 
  
آنچه بيش از همه در فراهم آوردن شرايط اين حركت اهميت داشت فتوح مسلمانان و به ويژه استيلاى آنان بر سراسر قلمرو ساسانيان و بخشهايى از امپراتورى روم شرقى بود. اين سرزمينها هر يك فرهنگ و تمدنى ديرپا داشتند، افزون بر آنكه، در هزاره قبل از اين، با لشكركشى اسكندر مقدونى، كم و بيش يونانى‌مآبى نيز در ميانشان رسوخ كرده بود. فاتحان مسلمان از سرزمينهاى مغلوب قلمرو يكپارچه‌اى ساختند و در كنار ديگر فرهنگها با يونانى‌مآبان دور و نزديك نيز مبادله و مشاركت فرهنگى جديدى را تجربه كردند. در مدتى كوتاه، اشتياق و فعاليت حكام، انديشمندان و دوستداران دانش در جهان اسلام چنان بالا گرفت كه بعدها آن دوره را «عصر نهضت ترجمه» نام نهادند. اين نهضت، اگرچه در عصر بنى‌اميه آغاز شد، تأثير اصلى خود را در عصر بنى‌عباس برجاى گذاشت. بيشتر مطالب ترجمه‌شده در عهد بنى‌اميه، اسناد ادارى، ديوانى، سياسى و بازرگانى بود كه به اقتضا و ضرورت ارتباط بين حكام جديد و اتباع غيرعرب‌زبان ترجمه شد و حتى متونى را كه مى‌توان آنها را فرهنگى ناميد نيز به ضرورت نظامى يا ادارى ترجمه شده بود. نهضت ترجمه آگاهانه‌اى كه آثار تاريخى و اجتماعى و فرهنگى عميق و دامنه‌دارى از خود برجاى گذاشت با ظهور نخستين خلفاى عباسى آغاز شد. اين نهضت علمى بيش از دو سده تداوم يافت. به‌ويژه از زمان حكومت منصور، دومين خليفه عباسى (حك: 158-/ 136 ق)، اقدامات مهمى در زمينه ترجمه علوم بيگانگان به دو روش تحت‌اللفظى و معنايى صورت گرفت. در اين دوره، نخستين ترجمه‌ها از فارسى به عربى بود.
+
پس از آن که اوج دوران فتوح فروکش کرد و قلمرو حکومت اسلامى ثبات یافت و مسلمانان از تدوین اساسى [[علوم اسلامی|علوم اسلامى]] فراغتى نسبى یافتند، در پرتو اهتمام و سیاست هاى تشویقى برخى از خلفاى عباسى با استفاده از ثروت هاى کلان بیت‌المال، توجه جامعه مسلمانان رفته‌رفته به سوى علوم و صنایعى جلب شد که عمدتاً در اختیار تمدن هاى غیرمسلمان قرار داشت. منبع اصلى این توجه آیات [[قرآن]] و [[احاديث|احادیث]] بسیارى بود که مؤمنان را به کسب علم و فن ترغیب مى‌کرد.
  
مترجمان اين آثار معمولًا زرتشتى‌زادگانى نومسلمان بودند. ترجمه چند كتاب ادبى ازجمله كليله و دمنه، به دست عبداللَّه‌بن مقفع، نويسنده ايرانى (م 141 ق) از آن جمله است. طى دوره‌هاى بعد، مترجمان اسلامى در فنون ترجمه تبحر بيشترى يافتند و بر اساس تجربه‌اى كه در اين راه يافتند آثارى از زبانهاى سريانى و يونانى به عربى ترجمه كردند. در اين دوره، حنين‌بن اسحاق، مشهور به‌ شيخ المترجمين، پزشك حاذق نسطورى‌مذهب كه به زبانهاى يونانى و سريانى و عربى و پهلوى تسلط داشت، نخستين مترجمى بود كه گروهى را گرد آورد و به كار ترجمه نظم بخشيد. ازجمله شاگردان او در ترجمه فرزندش اسحاق و خواهرزاده‌اش حُبيش‌بن اعسم بودند. حنين همچنين ترجمه‌هاى بسيارى از مترجمان ديگرى را با اصل متن آنها مقابله و اصلاح مى‌كرد.
+
آنچه بیش از همه در فراهم آوردن شرایط این حرکت اهمیت داشت فتوح مسلمانان و به ویژه استیلاى آنان بر سراسر قلمرو ساسانیان و بخش هایى از امپراتورى روم شرقى بود. این سرزمین ها هر یک فرهنگ و تمدنى دیرپا داشتند، افزون بر آن که در هزاره قبل از این، با لشکرکشى اسکندر مقدونى کم و بیش یونانى‌مآبى نیز در میانشان رسوخ کرده بود.
  
به طور كلى، نهضت ترجمه در دوره عباسى را مى‌توان به دوره‌هايى تقسيم كرد. در هر كدام از اين دوره‌ها، بسته به علاقه خليفه يا عواملى ديگر، تفاوتى در موضوع يا تعداد ترجمه‌ها رخ مى‌داد. اين دوره‌ها را، به‌ويژه از زمان خلافت پنجمين خليفه عباسى، هارون‌الرشيد (حك: 193-/ 170 ق)، مى‌توان چنين دسته‌بندى كرد:
+
فاتحان مسلمان از سرزمین هاى مغلوب قلمرو یکپارچه‌اى ساختند و در کنار دیگر فرهنگ ها با یونانى‌مآبان دور و نزدیک نیز مبادله و مشارکت فرهنگى جدیدى را تجربه کردند. در مدتى کوتاه، اشتیاق و فعالیت حکام، اندیشمندان و دوستداران دانش در جهان [[اسلام]] چنان بالا گرفت که بعدها آن دوره را «عصر نهضت ترجمه» نام نهادند.
  
'''الف) دوره هارون الرشيد:'''
+
این نهضت، اگرچه در عصر [[بنی امیه|بنى‌امیه]] آغاز شد، تأثیر اصلى خود را در عصر [[حکومت بنی عباس|بنى‌عباس]] برجاى گذاشت. بیشتر مطالب ترجمه‌ شده در عهد بنى‌امیه، اسناد ادارى، دیوانى، سیاسى و بازرگانى بود که به اقتضا و ضرورت ارتباط بین حکام جدید و اتباع غیرعرب‌زبان ترجمه شد و حتى متونى را که مى‌توان آنها را فرهنگى نامید نیز به ضرورت نظامى یا ادارى ترجمه شده بود.
  
در اين دوره، تكيه اصلى بر ترجمه آثارى در علوم بود و يحيى‌بن خالد برمكى، وزير هارون، براى به‌دست‌آوردن مترجمانى قابل كوشش بسيارى كرد. در زمان هارون، كتابخانه شهرهايى كه به دست مسلمانان مى‌افتاد كلًا به بغداد منتقل مى‌شد. نخستين آثار علوم يونانى، ازجمله كتابهاى اصول هندسه نوشته اقليدس و مجسطى، نوشته بطلميوس و نيز آثارى در پزشكى از زبان هندى در اين دوره به عربى ترجمه شد.
+
نهضت ترجمه آگاهانه‌اى که آثار تاریخى و اجتماعى و فرهنگى عمیق و دامنه‌دارى از خود برجاى گذاشت با ظهور نخستین خلفاى عباسى آغاز شد. این نهضت علمى بیش از دو سده تداوم یافت. به ‌ویژه از زمان حکومت [[منصور (خلیفه عباسی)|منصور]]، دومین خلیفه عباسى (حک: ۱۵۸-/۱۳۶ ق)، اقدامات مهمى در زمینه ترجمه علوم بیگانگان به دو روش تحت‌اللفظى و معنایى صورت گرفت. در این دوره، نخستین ترجمه‌ها از فارسى به عربى بود.
  
'''ب) دوره مأمون (حك: 218-/ 198 ق):'''
+
مترجمان این آثار معمولاً [[زرتشت|زرتشتى]] زادگانى نومسلمان بودند. ترجمه چند کتاب ادبى از جمله کلیله و دمنه بدست عبداللَّه‌ بن مقفع، نویسنده ایرانى (م ۱۴۱ ق) از آن جمله است. طى دوره‌هاى بعد، مترجمان اسلامى در فنون ترجمه تبحر بیشترى یافتند و بر اساس تجربه‌اى که در این راه یافتند آثارى از زبان هاى سریانى و یونانى به عربى ترجمه کردند.
  
مأمون، دوره كوتاهى پس از هارون‌الرشيد به حكومت رسيد، و هنگام به خلافت رسيدن او اوج دوره رواج مباحث كلامى بر اساس برداشتهاى متفاوت از آيات قرآن كريم بود. در اين دوره به‌ويژه آثار فلسفى متعددى به عربى ترجمه شد.
+
در این دوره، حنین‌ بن اسحاق، مشهور به‌ شیخ المترجمین، پزشک حاذق نسطورى‌ مذهب که به زبان هاى یونانى و سریانى و عربى و پهلوى تسلط داشت، نخستین مترجمى بود که گروهى را گرد آورد و به کار ترجمه نظم بخشید. از جمله شاگردان او در ترجمه فرزندش اسحاق و خواهرزاده‌اش حُبیش‌ بن اعسم بودند. حنین همچنین ترجمه‌هاى بسیارى از مترجمان دیگرى را با اصل متن آنها مقابله و اصلاح مى‌کرد.
 +
 
 +
به طور کلى، نهضت ترجمه در دوره عباسى را مى‌توان به دوره‌هایى تقسیم کرد. در هر کدام از این دوره‌ها، بسته به علاقه خلیفه یا عواملى دیگر، تفاوتى در موضوع یا تعداد ترجمه‌ها رخ مى‌داد. این دوره‌ها را، به‌ویژه از زمان خلافت پنجمین خلیفه عباسى، [[هارون الرشید|هارون‌الرشید]] (حک: ۱۹۳-/ ۱۷۰ ق)، مى‌توان چنین دسته‌بندى کرد:
 +
 
 +
'''الف) دوره هارون الرشید:'''
 +
 
 +
در این دوره، تکیه اصلى بر ترجمه آثارى در علوم بود و یحیى ‌بن خالد برمکى، وزیر هارون براى بدست‌آوردن مترجمانى قابل کوشش بسیارى کرد. در زمان هارون، کتابخانه شهرهایى که بدست مسلمانان مى‌افتاد کلاً به [[بغداد]] منتقل مى‌شد. نخستین آثار علوم یونانى، از جمله کتاب هاى اصول هندسه نوشته اقلیدس و مجسطى، نوشته بطلمیوس و نیز آثارى در پزشکى از زبان هندى در این دوره به عربى ترجمه شد.
 +
 
 +
'''ب) دوره مأمون (حک: ۲۱۸-/ ۱۹۸ ق):'''
 +
 
 +
[[مأمون]]، دوره کوتاهى پس از هارون‌الرشید به حکومت رسید و هنگام به [[خلافت]] رسیدن او اوج دوره رواج مباحث [[علم کلام|کلامى]] بر اساس برداشت هاى متفاوت از آیات [[قرآن كريم|قرآن کریم]] بود. در این دوره به‌ ویژه آثار [[فلسفه|فلسفى]] متعددى به عربى ترجمه شد.
  
 
'''ج) دوره پس از مأمون:'''
 
'''ج) دوره پس از مأمون:'''
  
پس از مأمون، و در دوره متوكل عباسى (حك: 247-/ 232 ق) كار ترجمه همچنان ادامه داشت. ازجمله حنين‌بن اسحاق همچنان در دوره متوكل به كار ترجمه اشتغال داشت؛ اما انتقال مركز حكومت اسلامى از بغداد به سامرا در دوره معتصم (حك: 227-/ 218 ق) باعث تغييراتى در چگونگى ترجمه آثار مختلف به عربى شد. مهم‌ترين علت اين تغيير كاسته شدن اهميت بيت‌الحكمه، مهم‌ترين نهاد علمى اين دوره، بود.
+
پس از مأمون و در دوره [[متوکل]] عباسى (حک: ۲۴۷-/ ۲۳۲ ق) کار ترجمه همچنان ادامه داشت. از جمله حنین ‌بن اسحاق همچنان در دوره متوکل به کار ترجمه اشتغال داشت؛ اما انتقال مرکز حکومت اسلامى از بغداد به [[سامرا]] در دوره [[معتصم]] (حک: ۲۲۷-/ ۲۱۸ ق) باعث تغییراتى در چگونگى ترجمه آثار مختلف به عربى شد. مهم‌ترین علت این تغییر کاسته شدن اهمیت [[بیت الحكمه|بیت‌الحکمه]]، مهم‌ترین نهاد علمى این دوره بود.
 +
 
 +
'''د) پایان نهضت ترجمه:'''
 +
 
 +
نهضت ترجمه در بغداد پس از دو قرن کار جدى به ‌تدریج رو به افول نهاد و سرانجام در آستانه هزاره جدید میلادى به پایان کار خود رسید. البته افول نهضت ترجمه به معناى کاهش علاقه به علوم ترجمه ‌شده یا کم شدن شمار دانشمندان مسلط به ترجمه از زبان یونانى نبود، بلکه سبب اصلى خاموشى نهضت ترجمه را فقط مى‌توان عدم ارائه مطالب تازه دانست.
 +
 
 +
به عبارت دیگر این نهضت موضوعیت اجتماعى خود را از دست داده بود. عدم ارائه مطالب تازه به این معنا نبود که کتاب غیردینى یونانى دیگرى براى ترجمه وجود نداشت بلکه به این معنا بود که کتاب یونانى دیگرى که به ملاحظات و خواسته‌هاى بانیان، عالمان و دانشمندان مربوط شود، وجود نداشت.
  
'''د) پايان نهضت ترجمه:'''
+
در بیشتر رشته‌هاى علمى، متون اصلى از مدتى پیش تألیف شده بود. در نتیجه همه رشته‌ها به سطحى بالاتر از سطوح آثار ترجمه شده رسیده بودند و بانیان و حامیان، اکنون بیش از گذشته به ‌جاى سفارش و پشتیبانى از ترجمه، پشتیبان و سفارش‌دهنده مطالب اصیل و به زبان عربى بودند.
  
نهضت ترجمه در بغداد پس از دو قرن كار جدى به‌تدريج رو به افول نهاد و سرانجام در آستانه هزاره جديد ميلادى به پايان كار خود رسيد. البته افول نهضت ترجمه به معناى كاهش علاقه به علوم ترجمه‌شده يا كم شدن شمار دانشمندان مسلط به ترجمه از زبان يونانى نبود، بلكه سبب اصلى خاموشى نهضت ترجمه را فقط مى‌توان عدم ارائه مطالب تازه دانست. به عبارت ديگر، اين نهضت موضوعيت اجتماعى خود را از دست داده بود. عدم ارائه مطالب تازه به اين معنا نبود كه كتاب غيردينى يونانى ديگرى براى ترجمه وجود نداشت، بلكه به اين معنا بود كه كتاب يونانى ديگرى كه به ملاحظات و خواسته‌هاى بانيان، عالمان و دانشمندان مربوط شود وجود نداشت. در بيشتر رشته‌هاى علمى، متون اصلى از مدتى پيش تأليف شده بود. در نتيجه، همه رشته‌ها به سطحى بالاتر از سطوح آثار ترجمه شده رسيده بودند و بانيان و حاميان، اكنون بيش از گذشته، به‌جاى سفارش و پشتيبانى از ترجمه، پشتيبان و سفارش‌دهنده مطالب اصيل و به زبان عربى بودند.
+
==منابع==
  
==منبع==
+
*علی اکبر ولایتی، فرهنگ و تمدن اسلامى، ص 29 تا 31.
علی اکبر ولایتی، فرهنگ و تمدن اسلامى، ص 29 تا 31
 
  
 
[[رده:فرهنگ و تمدن اسلام]]
 
[[رده:فرهنگ و تمدن اسلام]]
 
[[رده:بنی عباس]]
 
[[رده:بنی عباس]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۸ آوریل ۲۰۱۹، ساعت ۰۵:۰۸

این مدخل از دانشنامه هنوز نوشته نشده است.

Icon book.jpg

محتوای فعلی بخشی از یک کتاب متناسب با عنوان است.

(احتمالا تصرف اندکی صورت گرفته است)


پس از آن که اوج دوران فتوح فروکش کرد و قلمرو حکومت اسلامى ثبات یافت و مسلمانان از تدوین اساسى علوم اسلامى فراغتى نسبى یافتند، در پرتو اهتمام و سیاست هاى تشویقى برخى از خلفاى عباسى با استفاده از ثروت هاى کلان بیت‌المال، توجه جامعه مسلمانان رفته‌رفته به سوى علوم و صنایعى جلب شد که عمدتاً در اختیار تمدن هاى غیرمسلمان قرار داشت. منبع اصلى این توجه آیات قرآن و احادیث بسیارى بود که مؤمنان را به کسب علم و فن ترغیب مى‌کرد.

آنچه بیش از همه در فراهم آوردن شرایط این حرکت اهمیت داشت فتوح مسلمانان و به ویژه استیلاى آنان بر سراسر قلمرو ساسانیان و بخش هایى از امپراتورى روم شرقى بود. این سرزمین ها هر یک فرهنگ و تمدنى دیرپا داشتند، افزون بر آن که در هزاره قبل از این، با لشکرکشى اسکندر مقدونى کم و بیش یونانى‌مآبى نیز در میانشان رسوخ کرده بود.

فاتحان مسلمان از سرزمین هاى مغلوب قلمرو یکپارچه‌اى ساختند و در کنار دیگر فرهنگ ها با یونانى‌مآبان دور و نزدیک نیز مبادله و مشارکت فرهنگى جدیدى را تجربه کردند. در مدتى کوتاه، اشتیاق و فعالیت حکام، اندیشمندان و دوستداران دانش در جهان اسلام چنان بالا گرفت که بعدها آن دوره را «عصر نهضت ترجمه» نام نهادند.

این نهضت، اگرچه در عصر بنى‌امیه آغاز شد، تأثیر اصلى خود را در عصر بنى‌عباس برجاى گذاشت. بیشتر مطالب ترجمه‌ شده در عهد بنى‌امیه، اسناد ادارى، دیوانى، سیاسى و بازرگانى بود که به اقتضا و ضرورت ارتباط بین حکام جدید و اتباع غیرعرب‌زبان ترجمه شد و حتى متونى را که مى‌توان آنها را فرهنگى نامید نیز به ضرورت نظامى یا ادارى ترجمه شده بود.

نهضت ترجمه آگاهانه‌اى که آثار تاریخى و اجتماعى و فرهنگى عمیق و دامنه‌دارى از خود برجاى گذاشت با ظهور نخستین خلفاى عباسى آغاز شد. این نهضت علمى بیش از دو سده تداوم یافت. به ‌ویژه از زمان حکومت منصور، دومین خلیفه عباسى (حک: ۱۵۸-/۱۳۶ ق)، اقدامات مهمى در زمینه ترجمه علوم بیگانگان به دو روش تحت‌اللفظى و معنایى صورت گرفت. در این دوره، نخستین ترجمه‌ها از فارسى به عربى بود.

مترجمان این آثار معمولاً زرتشتى زادگانى نومسلمان بودند. ترجمه چند کتاب ادبى از جمله کلیله و دمنه بدست عبداللَّه‌ بن مقفع، نویسنده ایرانى (م ۱۴۱ ق) از آن جمله است. طى دوره‌هاى بعد، مترجمان اسلامى در فنون ترجمه تبحر بیشترى یافتند و بر اساس تجربه‌اى که در این راه یافتند آثارى از زبان هاى سریانى و یونانى به عربى ترجمه کردند.

در این دوره، حنین‌ بن اسحاق، مشهور به‌ شیخ المترجمین، پزشک حاذق نسطورى‌ مذهب که به زبان هاى یونانى و سریانى و عربى و پهلوى تسلط داشت، نخستین مترجمى بود که گروهى را گرد آورد و به کار ترجمه نظم بخشید. از جمله شاگردان او در ترجمه فرزندش اسحاق و خواهرزاده‌اش حُبیش‌ بن اعسم بودند. حنین همچنین ترجمه‌هاى بسیارى از مترجمان دیگرى را با اصل متن آنها مقابله و اصلاح مى‌کرد.

به طور کلى، نهضت ترجمه در دوره عباسى را مى‌توان به دوره‌هایى تقسیم کرد. در هر کدام از این دوره‌ها، بسته به علاقه خلیفه یا عواملى دیگر، تفاوتى در موضوع یا تعداد ترجمه‌ها رخ مى‌داد. این دوره‌ها را، به‌ویژه از زمان خلافت پنجمین خلیفه عباسى، هارون‌الرشید (حک: ۱۹۳-/ ۱۷۰ ق)، مى‌توان چنین دسته‌بندى کرد:

الف) دوره هارون الرشید:

در این دوره، تکیه اصلى بر ترجمه آثارى در علوم بود و یحیى ‌بن خالد برمکى، وزیر هارون براى بدست‌آوردن مترجمانى قابل کوشش بسیارى کرد. در زمان هارون، کتابخانه شهرهایى که بدست مسلمانان مى‌افتاد کلاً به بغداد منتقل مى‌شد. نخستین آثار علوم یونانى، از جمله کتاب هاى اصول هندسه نوشته اقلیدس و مجسطى، نوشته بطلمیوس و نیز آثارى در پزشکى از زبان هندى در این دوره به عربى ترجمه شد.

ب) دوره مأمون (حک: ۲۱۸-/ ۱۹۸ ق):

مأمون، دوره کوتاهى پس از هارون‌الرشید به حکومت رسید و هنگام به خلافت رسیدن او اوج دوره رواج مباحث کلامى بر اساس برداشت هاى متفاوت از آیات قرآن کریم بود. در این دوره به‌ ویژه آثار فلسفى متعددى به عربى ترجمه شد.

ج) دوره پس از مأمون:

پس از مأمون و در دوره متوکل عباسى (حک: ۲۴۷-/ ۲۳۲ ق) کار ترجمه همچنان ادامه داشت. از جمله حنین ‌بن اسحاق همچنان در دوره متوکل به کار ترجمه اشتغال داشت؛ اما انتقال مرکز حکومت اسلامى از بغداد به سامرا در دوره معتصم (حک: ۲۲۷-/ ۲۱۸ ق) باعث تغییراتى در چگونگى ترجمه آثار مختلف به عربى شد. مهم‌ترین علت این تغییر کاسته شدن اهمیت بیت‌الحکمه، مهم‌ترین نهاد علمى این دوره بود.

د) پایان نهضت ترجمه:

نهضت ترجمه در بغداد پس از دو قرن کار جدى به ‌تدریج رو به افول نهاد و سرانجام در آستانه هزاره جدید میلادى به پایان کار خود رسید. البته افول نهضت ترجمه به معناى کاهش علاقه به علوم ترجمه ‌شده یا کم شدن شمار دانشمندان مسلط به ترجمه از زبان یونانى نبود، بلکه سبب اصلى خاموشى نهضت ترجمه را فقط مى‌توان عدم ارائه مطالب تازه دانست.

به عبارت دیگر این نهضت موضوعیت اجتماعى خود را از دست داده بود. عدم ارائه مطالب تازه به این معنا نبود که کتاب غیردینى یونانى دیگرى براى ترجمه وجود نداشت بلکه به این معنا بود که کتاب یونانى دیگرى که به ملاحظات و خواسته‌هاى بانیان، عالمان و دانشمندان مربوط شود، وجود نداشت.

در بیشتر رشته‌هاى علمى، متون اصلى از مدتى پیش تألیف شده بود. در نتیجه همه رشته‌ها به سطحى بالاتر از سطوح آثار ترجمه شده رسیده بودند و بانیان و حامیان، اکنون بیش از گذشته به ‌جاى سفارش و پشتیبانى از ترجمه، پشتیبان و سفارش‌دهنده مطالب اصیل و به زبان عربى بودند.

منابع

  • علی اکبر ولایتی، فرهنگ و تمدن اسلامى، ص 29 تا 31.