عبدالله بن جعفر حمیری: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
جز (صفحه‌ای جدید حاوی ' {{بخشی از یک کتاب}} <keywords content='کلید واژه: یاران امام هادی علیه السلام، عبدالله بن...' ایجاد کرد)
 
(اضافه کردن رده)
سطر ۱۲۶: سطر ۱۲۶:
 
==پانویس ==
 
==پانویس ==
 
<references />
 
<references />
 +
[[رده:علمای قرن سوم]]

نسخهٔ ‏۱ اوت ۲۰۱۲، ساعت ۰۷:۵۴

این مدخل از دانشنامه هنوز نوشته نشده است.

Icon book.jpg

محتوای فعلی بخشی از یک کتاب متناسب با عنوان است.

(احتمالا تصرف اندکی صورت گرفته است)



منبع: ستارگان حرم،‌ شماره 4

نویسنده: ابوالحسن ربانی

عبدالله بن جعفر حمیری قمی ‌‌‌یکی از بزرگانی است که در شما مزرداران مکتب شیعه محسوب می‌‌‌شود و در این مقاله سعی بر آن داریم تا قدر منزلت این مرد «عظیم‌القدر» را برای نسل جوان روشن سازیم.

لقب حمیری

لقب عبدالله را «حمیری» ذکر کرده‌اند که به حمیر، است و حمیر آن گونه که در کتب لغت ذکر شده، نام محلی در غرب صنعا (مرکز یمن) و نیز نام پدر قبیله‌ای است.[۱]

در مجمع البحرین[۲] می‌‌‌خوانیم «ابوقبیله فی الیمن کان منهم الملکومک فی الزمن القدیم»، نام پد قبیله‌ای در یمن است که در قرن‌های گذشته پادشاهانی از آن ظهور کرده‌اند. بنابراین اجداد عبدالله بن جعفر حمیری از اهل یمن بوده‌اند. البته به عبدالله بن این دلیل که برخاسته از قم بود، لقب «قمی» نیز داده بودند[۳] و مشهورترین کنیه‌اش را «ابوالعباس» دانسته‌اند.[۴]

تاریخ تولد

از قراین این گونه استفاده می‌‌‌گردد که عبداله در اوائل در اوائل قرن سوم هجری قمری به دنیا آمده. از جمله این قراین سال وفات مشایخ اوست، یکی از این مشایخ محمد بن الحسین ابی الخطاب است که در سال 262 هـ.ق از دنیا رفت[۵] بنابراین می‌‌‌توان گفت که زمان تولد حمیری بین سال‌ها 220 تا 240 است.

حمیری از منظر اهل نظر

اولین بار از حمیری در رجال کشی (یکی از بزرگترین منابع شناخت بزرگان و اصحاب ائمه اطهار) یاد شده است. در این کتاب می‌‌‌خوانیم: «قال نصربن الصباح ابوالعباس الحمیری عبدالله بن جعفر کان استاد ابی الحسن...» از قول (استاد خود نقل می‌‌‌کند که حمیری استاد ابوالحسن است)[۶] و ظاهرا مراد از «ابوالحسن» در این جا پدر بزرگوار شیخ صدوق به نام علی بن الحسین بن بابویه است که یکی از شاگردان راویان «حمیری» بود.

شیخ طوسی (385-460 هـ.ق) می‌‌‌نویسد: «عبدالله بن جعفر حمیری قمی ‌‌‌مکنی به ابوالعباس و شخص ثقه و مورد اطمینانی است»[۷] و نجاشی درباره ایشان معتقد است[۸] که عبدالله بن جعفر حمیری بزرگِ علمای قم و شخصیت برجسته آن‌ها که در سال 290 و اندی از قم به شهر کوفه رفتند بزرگان و علما کوفه از حمیری اخبار و روایات ائمه را زیاد شنیدید و کتاب‌های زیادی تصنیف کردند.

نجاشی تعبیرهایی درباره این استاد رجال راوی شناس بزرگ می‌‌‌آورد که بسیار جالب توجه است. وی از عظمت و جلالت محدث و فقیه شیعه سخن این گونه می‌گوید: «جناب حمیری در قم و بلکه در جهان شیعه، معروف و مشهور بود. وقتی به کوفه می‌‌‌رفت، اعاظم در پای منبر حدیث او جمع می‌‌‌شدند در حالی که کوفه خود از مرکز اصلی معارف احادیث اهل بیت علیهم‌السلام عصمت و طهارت بود، جالب این که تعریف و تمجیدهایی که توسط علمای رجال درباره شخصیت عبدالله صورت گرفته، همانند عبارتی است که در حق شیخ صدوق ذکر شده است.

عبارت مرحوم نجاشی چنین است: محمد بن علی بن الحسین ابن بابویه سکن شهر ری، شیخ، فقه و چهره برجسته شیعه در ناحیه خراسان در سال 355 هـ.ق وارد بغداد شد. بزرگان طایفه و شخصیت‌های فقه و فقاهت و درایت از او روایت شنیدند در حالی که صدوق هنوز «جوان» بود.[۹] اما علامه حلی در کتاب «خلاصه» خویش همین عبارت‌ها را در شأن عبدالله بن جعفر حمیری ذکر کرده است.

صحابی معصومین علیهم‌السلام

عبدالله این افتخار بزرگ را داشت که در جرگه یاران امام هادی و امام حسن عسکری علیهم‌السلام وارد شود. در بعضی از اخبار می‌‌‌خوانیم عبدالله به خدمت امام هادی علیه‌السلام نامه نوشت و از حضرت با عنوان الرجل نام برد.[۱۰] البته در موارد زیادی نیز با عنوان ابی محمد[۱۱] نامه می‌‌‌نوشت و به خدمت امام حسن عسکری علیه‌السلام می‌‌‌فرستاد. شیخ در رجال[۱۲] ایشان را از اصحاب حضرت هادی و امام عسکری علیهم‌السلام می‌‌‌داند[۱۳] همچنین همه عالمانی که در علم رجال تألیف دارند، این نکته را تأیید کرده‌اند.

اساتید

عبدالله در طول عمر خود از مکتب بزرگانی استفاده کرد و از آن‌ها روایت نقل نمود. این اساتید عبارتند از:

  • 1- ابراهیم بن مهزیار اهوازی، برادر جناب علی بن مهزیار، که از بزرگانِ یاران امام علیهم‌السلام بود.[۱۴]
  • 2- حسین بن مالک (شیخ در رجال او را ثقه از اصحاب امام هادی علیه‌السلام می‌‌‌داند).[۱۵]
  • 3- محمد بن جزک (از یاران امام هادی علیه‌السلام و مورد وثوق است).[۱۶]
  • 4- حسن بن علی بن کیان.[۱۷]
  • 5- ایوب بن نوح.[۱۸]
  • 6- احمد بن خالد برقی.[۱۹]
  • 7- هارون بن مسلم.[۲۰]
  • 8- ابراهیم بن هاشم قمی.[۲۱]
  • 9- احمد بن محمد بن عیسی اشعری قمی.[۲۲]
  • 10- محمد بن الحسین ابی الخطاب.[۲۳]
  • 11- محمد بن عبدالجبار القمی.[۲۴]
  • 12- محمد بن عیسی یقطینی.[۲۵]

شاگردان

جمعی از افراد برجسته از محضر عبدالله کسب فیض و معرفت کرده‌اند که شمار تعاریف آن‌ها تقریبا به 12 نفر می‌‌‌رسد و اما به برخی از آنان به این صورت است:

  • 1- علی بن الحسین بابویه؛[۲۶]
  • 2- محمد بن الحسن بن الولید (از مشایخ مرحوم صدوق است).[۲۷]
  • 3- محمد بن موسی بن متوکل (از شایخ صدوق است).[۲۸]
  • 4- محمد بن الحسن الصفار (متوفی سال 290[۲۹] و صاحب کتاب بصائرالدرجات).[۳۰]
  • 5- محمد بن یحیی العطار القمی.[۳۱]
  • 6- احمد بن محمد یحیی.[۳۲]
  • 7- سعد بن عبدالله الاشعری (متوفی به سال 301 یا 299).[۳۳]
  • 8- محمد بن عبدالله بن جعفر حمیری (فرزند عبدالله حمیری بود).[۳۴]

آثار و کتب

این محدث عظیم‌الشأن کتاب‌های زیادی تصنیف کرد. مرحوم شیخ در فهرست[۳۵] پانزده کتاب برای ایشان ذکر می‌‌‌کند و می‌‌‌نویسد: له کتب، و منها «کتاب الدلائل»، «کتاب الطلب»، «کتاب التوحید...» و «قرب الاسناد» و نجاشی نیز 26 کتاب برای وی می‌‌‌شمارد.[۳۶]

البته این کتاب‌ها از بین رفته‌اند و یا تاکنون به دست ما نرسیده‌اند و تنها یک کتاب از این محدث بزرگ به یادگار مانده است و آن کتاب معروف «قرب الاسناد» است که یکی از منابع و مآخذ کتب اربعه شیعه را تشکیل می‌‌‌دهد.

مرحوم صاحب وسائل از این کتاب بسیار نقل روایت می‌‌‌فرماید[۳۷] و نیز علامه مجلسی در مقدمه بحارالانوار این کتاب را مورد عنایت قرار داده است.[۳۸]

این کتاب شریف در زمان حیات آیت الله بروجردی با عنایت و اشراف و مقدمه ایشان چاپ شد. و اخیرا هم به ضمیمه کتاب «جعفریات» به وسیله آقای احمد صادقی اردستانی تصحیح و تنقیح و چاپ شده است.

خوشه‌هایی از خرمن حمیری

در این بخش روایتی چند از کتاب حمیری را نقل می‌‌‌کنیم و شما را به استفاده بیشتر از مکتب این راوی بزرگ فرامی‌‌‌خوانیم.

میزان شناخت مؤمن و منافق

جناب حمیری به سند خود از امام باقر علیه‌السلام نقل می‌‌‌کند «قال عبدالله بن عمر والله ما کنا نعرف المنافقین فی زمان رسول الله صلی الله علیه و آله الا ببغضهم علیا».

عبدالله بن عمر گفت: به خدا قسم ما در زمان رسول کرم صلی الله علیه و آله افراد منافق را نمی‌‌‌شناختیم مگر به وسیله دشمنی که با علی علیه‌السلام داشتند که هر کس دشمن علی علیه‌السلام بود منافق بود.[۳۹]

نشانه ریاکاران

رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «للمرائی ثلاث علامات یکسل اذا کان وحده و ینشط اذا کان عندالناس و یحب ان یحمد جمیع اموره؛[۴۰] ریاکار سه نشانه دارد، در تنهایی بی‌علاقه به عبادت است و در حضور دیگران بانشاط، ریاکار دوست دارد در تمام کارهایش او را ستایش کنند».

نماز اول وقت

قال الصادق علیه‌السلام: «لفضل الوقت الاول علی الاخیر خیر، للمؤمن من ولده و ماله؛[۴۱] فضیلت نماز اول وقت در مقابل آخر وقت، برای مؤمن از فرزند و مال و ثروت بهتر است».

خاندان و فرزندان

حمیری چهار فرزند به نام‌های محمد، جعفر، حسین و احمد داشت که همه چهار نفر با امام هادی، امام حسن عسکری و صاحب الزمان علیهم‌السلام مکاتبه داشتند[۴۲] کل کان له مکاتبة از کلام نجاشی چنین استفاده می‌‌‌شود که فرزندان عبدالله بن جعفر در شمار بزرگان دانشوران بودند. البته در میان این چهار برادر فقط محمد بن عبدالله بن جعفر توثیق شده است.[۴۳] گاهی در کتب روایت مانند پدر بزرگوارش با عنوان «حمیری» از او یاد می‌‌‌شود.

رحلت

هر چند می‌‌‌دانیم تولد عبدالله در اوائل قرن سوم هجری قمری است اما زمان دقیق آن مشخص نیست، با این حال زمان رحلتش نیز نامعلوم است و نمی‌‌‌توان قاطعانه درباره زمان رحلت ایشان ابراز نظر کرد. ولی از قرائن بدست می‌‌‌آید که زمان وفات ایشان اواخر قرن سوم هجری بود. به این دلیل که یکی از شاگردانش سعد بن عبدالله اشعری بود که در سال 299 یا 301 درگذشت.

محمد بن حسن صفار نیز که از دیگر شاگردان وی بود، در سال 290 رحلت کرد. از این رو سن استاد از شاگرد بیشتر است و طبیعتاً زودتر از شاگرد از این دنیا رحلت کرده است. بر این اساس شاید بتوان گفت رحلت عبدالله بین سال‌های 300 تا 305 هـ.ق اتفاق افتاد. روحش شاد و راهش پرروهرو باد.

مرقد حمیری

درباره رحلت و محل دفن عبدالله هر چند به اشاره چیزی در کتاب‌های مربوطه ذکر نشده است. اما به نظر می‌‌‌رسد در قم از دنیا رفته، در کنار بی‌بی حضرت معصومه سلام الله علیها مدفون شده باشد.

پانویس

  1. قاموس اللغه، ج 2، ص 14.
  2. مجمع البحرین، ماده حَمَرَ.
  3. رجال نجاشی، ص 152 و فهرست شیخ، ص 102.
  4. همان، ص 152 و فهرست شیخ، ص 102.
  5. همان، ص 236.
  6. رجال کشی، ج 2، ص 864.
  7. فهرست شیخ، ص 102.
  8. رجال نجاشی، ص 152.
  9. همان، ص 276.
  10. الرجل اصطلاح محدثین شیعه به امام هادی علیه‌السلام اطلاق می‌‌‌شود.
  11. رجال محقق اردبیلی، ج 1، ص 479.
  12. رجال شیخ طوسی، ص 419.
  13. همان، ص 432.
  14. تنقیح المقال، مماقانی، ج 1، ص 136 و جامع الروات، ج 1، ص 479.
  15. رجال شیخ، ص 413.
  16. همان، ص 423.
  17. جامع الروات، ج 1، ص 479 و تنقیح المقال، ج 1، ص 300.
  18. تنقیح المقال، ج 1، ص 160.
  19. امالی صدوق، مجلس 10، ص 41.
  20. همان، 36، ص 116.
  21. همان، 37، ص 171.
  22. همان، 38، ص 178.
  23. همان، 39، ص 181.
  24. همان، 48، ص 238.
  25. ءم ءل ی ص دوق، م جل س 48، ص 238.
  26. شرح مشیخه، ج 4، ص 122.
  27. همان.
  28. همان.
  29. نجاشی، ص 251.
  30. جامع الروات، ج 1، ص 478.
  31. نجاشی، ص 250 و خلاصه علامه، ص 157.
  32. رجال نجاشی، ص 152.
  33. رجال نجاشی، ص 127 و جامع الروات، ج 1، ص 471.
  34. جامع الروات، ج 1، ص 471.
  35. فهرست، ص 102.
  36. نجاشی، ص 152.
  37. وسائل الشیعه، ج 2، ص 40.
  38. بحارالانوار، ج 1، ص 6.
  39. قرب الاسناد به تحقیق صادق اردستانی، ص 39.
  40. همان، ص 41.
  41. همان، ص 51.
  42. رجال نجاشی، ص 251.
  43. همان، ص 251.