سید محمدمهدی اصفهانی

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۱۴ ژوئیهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۰۷:۴۶ توسط Zamani (بحث | مشارکت‌ها)
پرش به ناوبری پرش به جستجو

سيد محمدمهدی اصفهانی متولد 1319 ق از فقهای بزرگ امامیه در قرن چهاردهم استو او در شهر کاظمين متولد شد و در نزد سيد ابوتراب خوانساری، ميرزا حسين نائينی، آقا سيد ابو الحسن اصفهانی و عالمان ديگری تحصیل نمود و بعد از نيل به اجتهاد به زادگاه خويش کاظمين مراجعت نمود و تا آخر عمر به تدريس و تصنيف اشتغال داشت. از آثار او احسن الوديعه کتابی در شرح حال مشاهير شيعه است. او در سال 1391ق در شهر کاظمين وفات نمود.

ولادت

سید محمدمهدى موسوى، سوم شعبان سال (1319 هـ .ق.) مصادف با سالروز ولادت سیدالشهدا، امام حسین(علیه السلام)، در شهر کاظمین([1]) عراق، به دنیا آمد.([2])

نیاکان

پدرش سید محمد اصفهانى، معروف به واعظ، 13 شعبان 1273 هـ .ق. در اصفهان به دنیا آمد. مقدمات و سطوح علوم دینى را نزد مدرسان عالم و فقیه زادگاهش به پایان برد. وى در صفر سال (1304 هـ .ق.) به کربلا مهاجرت نمود و نزد آیات عظام شیخ زین العابدین مازندرانى، سید ابوالقاسم فرزند سید حسن، از نوادگان سید على طباطبایى، صاحب ریاض، به فراگیرى دروس خارج فقه و اصول پرداخت تا به درجه اجتهاد نایل آمد.

وى داراى احاطه کافى و گسترده در اخبار، تاریخ و رجال بود و در ادبیات آگاهى هاى فراوان داشت. اشعار عربى و فارسى زیادى از او به یادگار مانده است.

از آثار او: «احوال الائمه(علیهم السلام)»، «السیر و السلوک فى نصایح العلماء و الملوک»، «المجالس العامرة فى آثار العترة الطاهره» و «دیوان شعر» است.

آیت الله سید محمد اصفهانى 11 محرم 1355 هـ .ق. در کاظمین به درود حیات گفت. پیکرش در صحن مطهر دو امام کاظم و جواد(علیهما السلام) در حجره چهارم، طرف راست، درب رو به قبله، به خاک سپرده شد.([3])

جد اولش، علامه بزرگ، سید محمدصادق اصفهانى چهارسوقى از عالمان و فقیهان خوانسار و اصفهان بود.

جد دومش، سید زین العابدین خوانسارى، نویسنده شرح زبده شیخ بهایى، فرزند ابوالقاسم جعفر، از عالمان و فقیهان اصفهان بود که 8 ذیقعده (1192 هـ .ق.) در خوانسار متولد شد.

وى علوم مقدماتى را در خوانسار و مدارج عالى را تا حد اجتهاد، در عتبات عالیات نزد آیات عظام، سید جعفر خوانسارى، سید محمدمهدى خوانسارى، سید محمدباقر بیدآبادى، سید صدرالدین عاملى، سید محمدحسین امام جمعه، سید محمدمعصوم رضوى مشهدى و ملا على نورى به خوبى به پایان رساند.

آیت الله سید زین العابدین 10 جمادى الثانیه 1276 هـ .ق. به درود حیات گفت و در قبرستان تخت فولاد اصفهان، در تکیه شیخ محمدتقى، طرف بالا سر مادر شاهزاده، به خاک سپرده شد.([4])

خاندان سید محمدمهدى اصفهانى که نسبشان با چند واسطه به امام موسى کاظم(علیه السلام)([5]) مى رسد، از خاندان هاى شریف، در شهرهاى خوانسار، اصفهان و کاظمین هستند که در جهات مختلف علمى، کمال و نسب، شرافت ویژه اى دارند. از این خاندان، فقیهان، ادیبان و مورخان بسیارى نسل اندر نسل برخاسته اند که در کتاب هاى تراجم و اجازه نامه هاى فقهى و روایى، نام آنان ذکر شده است.

مؤسس این خاندان در کاظمین پدرش سید محمد خوانسارى است. او هنگام بازگشت از کربلا به سوى ایران، در کاظمین توقف کرد. از آن جا که مردم آن سامان، با علم و فضل او آشنایى داشتند، از او درخواست کردند تا در آن شهر سکونت گزیند و مردم را ارشاد کند. او نیز قبول کرد و تا آخر عمر به وعظ، ارشاد و اقامه نماز جماعت در صحن مطهر حرم کاظمین(علیهما السلام)پرداخت.([6])

سید محمدمهدى، به اعتبار انتسابش به امام موسى کاظم(علیه السلام)، به موسوى و به علت اقامت اجدادش در اصفهان و خوانسار، به اصفهانى و خوانسارى و به خاطر تولد و اقامتش در کاظمین، به کاظمینى معروف شده است.([7])

تحصیلات

تحصیلات محمدمهدى با یادگیرى، خواندن و نوشتن در مکتب آغاز شد. هوش سرشار، استعداد ذاتى و شوق فراوان او موجب شد تا پدرش سید محمد اصفهانى، عنایت خاصى نسبت به او پیدا کند از این رو مدرسانى چند براى تعلیم و تربیت او به خدمت گرفت. آنان در برابر مزدى که جناب سید محمد اصفهانى به آنان مى داد هر روز در منزل حاضر شده، درس هاى صرف، نحو، منطق و معانى و بیان را به او مى آموختند. سید محمدمهدى همه آن درس ها را به خوبى و با کمال اشتیاق، با کمک حافظه قوى، فرا مى گرفت به طورى که تعجب معلمان خود را برمى انگیخت.

وى بعد از گذراندن دروس مقدماتى علوم حوزوى، به یادگیرى دروس سطح نزد استادان معروف کاظمیّه پرداخت. و هنوز نوجوانى او به پایان نرسیده بود که کتاب هاى رسائل شیخ انصارى و کفایة الاصول آخوند خراسانى را به اتمام رساند.([8])

سفر به کربلا و نجف

سید محمدمهدى، براى کسب درجات عالى علوم حوزوى، راهى شهرهاى کربلا و نجف شد و در درس خارج فقه و اصول استادان معروف آن شهرها حضور یافت. وى بعد از سال ها تحصیل و پژوهش در رشته هاى متنوع علوم اسلامى به درجه اجتهاد نایل آمد و از طرف بسیارى از استادان مشهور آن شهرها، مفتخر به دریافت اجازه نامه اجتهاد و روایت گردید.

دانشمندان علم تراجم، از منزلت علمى و مقام بلند دانش او در رشته هاى مختلف علوم دینى تجلیل کرده اند و او را به عالم فاضل، مجتهد بزرگ، مورخ پژوهشگر، سید عالمان و مجتهدان، زبان فقیهان و متکلمان، آگاه بر اخبار و روایات و علامه ستوده اند.([9])

استادان و مشایخ

سید محمدمهدى به علت دسترسى آسان به شهرهاى کربلا و نجف اشرف حضور استادان دانشمند و فقیه در آن شهرها را غنیمت شمرد و از خرمن علم و اخلاق آن ها خوشه هاى دانش و کمال چید. او از آن سرچشمه هاى جوشان، آب حیات بخش علم و معرفت را در کام جان ریخت. نام بسیارى از آن ها در کتاب هاى تراجم و آثار به جا مانده از سید محمدمهدى ذکر شده است.

1. شیخ حسین رشتى (1348 ـ 1295هـ .ق.)

شیخ حسین رشتى نجفى کاظمى در شهر رشت به دنیا آمد. بعد از گذراندن مقدمات علوم دینى، براى کسب مراتب عالى علم و اخلاق به نجف اشرف هجرت کرد و در آن جا به درجه اجتهاد نایل آمد. او بنابر درخواست شیخ مهدى خالصى (متوفاى 1343 هـ .ق.) و نیاز حوزه علمیه کاظمین، وارد آن شهر شد و به تدریس علوم دینى پرداخت. او بعد از هجرت شیخ مهدى خالصى به مشهد مقدس، استاد طراز اوّل شهر کاظمین به حساب آمد از این رو بسیارى از طلاب و فضلاى آن شهر در درس فقه و اصول او حاضر شدند.([10]) سید محمدمهدى اصفهانى نیز کتاب هاى شرح لمعه، قوانین، کفایة الاصول، رسائل شیخ انصارى، طهارت، ریاض المسائل، شرح تجرید و شرح منظومه را نزد شیخ مهدى خالصى فراگرفت.([11])

2. میرزا ابراهیم سلماسى

میرزا ابراهیم سلماسى از استادان شناخته شده شهر کاظمیه بود. سید محمدمهدى اصفهانى، مدتى نزد او به تحصیل علوم دینى پرداخت و کتاب هاى شرح لمعه (جلد اول) و فصول را نزد او آموخت.([12])

3. سید ابوتراب موسوى خوانسارى (متوفاى 1346 هـ .ق.)

وى فرزند سید ابوالقاسم و نوه سید محمدمهدى خوانسارى، نویسنده «عدیمة النظیر فى احوال ابى بصیر»، 17 رجب 1271هـ .ق. است و در خوانسار متولد شد. علوم مقدماتى را در خوانسار و سطوح را در اصفهان به پایان رساند و سپس به نجف اشرف هجرت کرد. او نزد استادان بزرگ آن دیار چون سید حسین تبریزى کوهکمرى، به کسب درجات عالى علوم دینى پرداخت و از طرف استادان و مشایخ بسیارى به دریافت اجازه نامه اجتهاد و روایت مفتخر گردید.

آیت الله سید ابوتراب خوانسارى، بعد از وفات استادش سید کوهکمرى، مرجعیت فتوا را به عهده گرفت و در مقام تدریس، شاگردان بسیارى را تربیت کرد. از آثار او «سبل الرشاد فى شرح نجاة العباد» و «البیان فى تفسیرالقرآن» است.([13])

4. سید محمد اصفهانى (متوفاى 1355هـ .ق.).

5. شیخ على بن رضا بن موسى بن جعفر کاشف الغطاء نجفى (متوفاى 1350).

6. شیخ محمدحسین کاشف الغطاء (متوفاى 1373هـ .ق.)

7. سید محمد کاشانى حائرى

8. شیخ على شاهرودى

9. آقا ضیاءالدین عراقى نجفى (متوفاى 1361هـ .ق.)

10. شیخ کاظم شیرازى

11. میرزا احمد تقى شیرازى (متوفاى 1338هـ .ق.)

12. سید محسن امین عاملى (متوفاى 1371)

13. شیخ محمد خالصى (متوفاى 1343)

14. شیخ على بن ابراهیم قمى نجفى

15. شیخ على مازندرانى نجفى

شیخ على مازندرانى نجفى (متوفاى 1352هـ .ق.) از دانشمندان و مدرسان ماهر در شهر نجف بود. گروه بسیارى از طلاب و جویندگان علوم عالى حوزه در محضر او حاضر شده، و از محضرش بهره هاى فراوان برده اند. او از شاگردان شیخ محمدکاظم خراسانى، سید محمدکاظم یزدى و شیخ عبدالله مازندرانى در نجف اشرف بود.([14])

16. شیخ میرزا اسدالله زنجانى (متوفاى 1371هـ .ق.)

شیخ میرزا اسدالله فرزند محمدجعفر زنجانى نجفى، تحصیلات مقدماتى علوم حوزوى، فلسفه و ریاضیات را در تهران نزد استادان و مدرسان آن شهر به ویژه میرزا ابراهیم زنجانى فراگرفت. وى به نجف اشرف هجرت کرد و تحصیلات عالى خود را تا حد اجتهاد نزد آیات عظام، میرزاى نایینى نویسنده «فوائد الاصول» و سید ابوالحسن اصفهانى ادامه داد. از او آثار متعدد و متنوعى در مورد علوم مختلف اسلامى به جا مانده که هنوز به چاپ نرسیده و به صورت خطى باقى مانده است.([15])

17. شیخ محمدعلى قمى (متوفاى 1358 هـ .ق.)

شیخ محمدعلى، فرزند محمدجعفر از استادان بنام کربلا بود. تحصیلات علوم حوزوى را در قم، کربلا، سامرا، نجف اشرف و مشهد مقدس تا حد اجتهاد ادامه داد. از آثار ارزشمند او «رد الوهابیه»، «مختارات الاصول»، «رساله الاجتهاد و التقلید»، «التعادل و التراجیح»، «بطلان الترتب»، «حاشیة الکفایه» و «العداله» است.([16])

18. میرزا هادى خراسانى حائرى (1339 ـ 1296هـ .ق.)

سید هادى خراسانى فرزند سید على خراسانى حائرى در خراسان به دنیا آمد. مقدمات علوم حوزوى را در آن شهر به پایان رساند و سپس به نجف اشرف مهاجرت کرد. وى نزد ملا کاظم آخوند خراسانى و سید محمدکاظم طباطبایى یزدى، علوم عالى حوزوى را ادامه داد و بعد از آن به کربلا رفت و در آن جا نیز در محضر درس استادان و آیات عظام، به ویژه میرزا محمدتقى شیرازى حاضر شده، تحصیلات خود را به حد کمال رساند و به درجه اجتهاد نایل آمد.

سید هادى خراسانى، کربلا را براى اقامت برگزید و در حوزه آن مکان مقدس به تدریس علوم دینى پرداخت. او در کنار تدریس، به تألیف روى آورد که آثار ارزشمندى از جمله: «هدایة الفحول فى شرح کفایة الاصول»، «دعوة الحق فى الرد على الوهابیه»، «الامامة و العصمة» و «رساله علم اجمالى»([17]) را به یادگار گذاشت.

سید محمدمهدى اصفهانى، علاوه بر نقل روایت از مشایخ شیعى، از مشایخ اهل سنت نیز روایت نقل مى کرد. نام دو تن از آنان در کتاب هاى تراجم ثبت شده است که عبارتند از:

ـ سید ابراهیم راوى بغدادى

ـ شیخ یوسف عطاء حنفى([18])

بازگشت به زادگاه

سید محمدمهدى اصفهانى، بعد از پایان دروس عالى علوم اسلامى، مدتى قبل از وفات پدر عالم و فقیهش سید محمد اصفهانى، در سال 1355 هـ .ق، به زادگاهش کاظمین بازگشت. او تحول بزرگى در فرهنگ مذهبى مردم ایجاد کرد و حیاتى دوباره به حوزه علمیه آن شهر بخشید.([19])

تدریس

اولین اقدام سید محمدمهدى اصفهانى در شهر کاظمین، تدریس در حوزه علمیه آن شهر در رشته هاى مختلف علوم دینى به ویژه تدریس فقه و اصول بود. احاطه بر مبانى و اصول علوم مختلف اسلامى، آشنایى با آرا و نظرات بزرگان آن دانش ها و برخوردارى از بیان گویا و روان، موجب شد تا عده بسیارى از جویندگان علم و کمال در محضرش حاضر و پروانهوار گرد شمع او جمع شده، از نور علمش بهره جویند. بسیارى از عالمان، فقیهان و محدثان از آن محدث و فقیه بزرگ اجازه روایت دریافت کرده اند که اسامى ده ها نفر از آنان در کتاب هاى تراجم ذکر شده است.

1. سید مهدى، فرزند سید محمدجعفر، فرزند سید مهدى، فرزند سید محمدباقر موسوى خوانسارى.

2. سید فضل الله، فرزند سید عطاءالله.

3. سید آقا جلال الدین تقوى دینانى، مشهور به آقازاده لاریجانى تهرانى.

4. سید محمدحسن آل طیب شوشترى

5. شیخ محمدمهدى آل علامه شرف الدین شوشترى

6. شیخ محمد مختار، فرزند شیخ امان الله هندى.

7. شیخ هادى محمود

8. سید مصطفى خوانسارى صفایى

سید محمدمهدى اصفهانى (15 ربیع الاول 1369 هـ .ق.) اجازه نامه مفصلى براى او نوشت و نام آن را فیض البارى فى الاجازة للعلامة الخوانسارى، نهاد.

9. شیخ ابوالفضل ثقفى تهرانى، که سید محمدمهدى اصفهانى (ربیع الاول 1370هـ .ق.) اجازه نامه مفصلى براى او نوشت و نام آن را «احسن الحبل فى الاجازة للحاج میرزا ابوالفضل» نهاد.

10. شیخ حسین قدیحى بحرانى

سید محمدمهدى اصفهانى براى وى دو اجازه نامه صادر کرده است، مفصل و مختصر. و اجازه نامه مفصل را در (12 ربیع الاول 1375هـ .ق.) به او داده است و آن را «انوار الکاظمین فى الاجازة للشیخ حسین» نامیده است.

11. شیخ فرج الله آل عمران قطیفى، که سید محمدمهدى اصفهانى در (6 شوال 1371 هـ .ق.) اجازه نامه اى به نام «احسن الدرج فى الاجازة للشیخ فرج» به وى داده است.

12. شیخ على اکبر مروج خراسانى

13. سید عبدالمجید حائرى

14. حاج میرزا احمد احمدآبادى اصفهانى، معروف به طبیب زاده.

15. حسین على محفوظ

16. سید على موسوى کاظمى

17. سید محمدحسین جلالى، که سید محمدمهدى اصفهانى اجازه نامه اى به نام «الدرر الغوالى فى الاجازة لسیدنا الجلالى، به او داده است.

18. سید شهاب الدین مرعشى نجفى

علاوه بر شاگردان و راویان مذکور، به عالمان دیگر نیز اجازه نامه روایت اعطا کرده است که با ذکر تاریخ آورده مى شوند.

19. سید احمد مامقانى، (15 جمادى الثانى 1367 هـ .ق.).

20. شیخ احمد زنجانى، (25 جمادى الثانى 1367 هـ .ق.).

21. آقا جعفر فیض مهدوى کرمانشاهى، (7 ربیع الاول 1368 هـ .ق.).

22. سید محمد فرزند سید نعمت الله جزائرى، (27 ذى القعده 1369 هـ .ق.).

23. شیخ جعفر حائرى، (24 رجب 1370 هـ .ق.).

24. شیخ عباس رفسنجانى، (6 جمادى الثانى 1371 هـ .ق.).

25. سید محمدمهدى خراسانى حائرى، (5 رجب 1371 هـ .ق.).

26. سید محمدرضا بهشتى اصفهانى، (26 جمادى الثانى 1374 هـ .ق.).

27. شیخ عبدالرسول واعظى تسترى، (16 ذیحجه 1373 هـ .ق.).

28. شیخ محمدحسین کمره اى، (3 ربیع الثانى 1374 هـ .ق.).

29. سید شهاب الدین لُنبانى اصفهانى، (26 ربیع الثانى 1374 هـ .ق.).

30. سید موسى بحرانى بغدادى، (15 جمادى الثانى 1374 هـ .ق.).

31. سید عزیزالله امامت کاشانى، (23 صفر 1375 هـ .ق.).

32. سید على شمس المحدثین، (11 رجب 1372 هـ .ق.).([20])

اداره حوزه علمیه

از خدمات علمى فرهنگى سید محمدمهدى اصفهانى در شهر کاظمین، اداره حوزه علمیه و تأمین نیازمندى هاى طلاب و فضلاى مشغول به تحصیل در آن شهر است. از نامه ها، اجازه نامه ها و برخى از آثار او برمى آید که وى دغدغه خاصى نسبت به حفظ امنیت حوزه علمیه، تأمین اقتصادى طلاب و حفظ انسجام آنان داشته است. وى در مقدمه کتاب ایقاظ الامة بیان مى کند، کشور عراق به انواع گرفتارى ها مثل جنگ داخلى، فقر عمومى، گسترش فساد اخلاقى و ناامنى، مبتلا شده بود و این گرفتارى ها در سرنوشت حوزه علمیه آن شهر تأثیر داشت. او براى جلوگیرى از تأثیرات سوء این حوادث بر آن حوزه، متحمل زحمات فراوانى شد. او براى این منظور، علاوه بر ارتباط منظم و بیشتر با مردم و حضور در بین جویندگان علوم اسلامى، بسیارى از عالمان و خواص را در شهرهاى مختلف عراق و ایران به عنوان وکیل خود قرار داد تا وجوهات شرعى را جمع آورى و به سوى وى ارسال کنند. آن عالم فرزانه این کار را جهت تأمین هزینه تحصیلى و ایجاد مکان مناسبى براى محل تدریس و تحصیل طلاب آن شهر، انجام داد و در این راه به موفقیت کامل رسید و حوزه علمیه را به نحو احسن اداره نمود.([21])

کتابخانه ارزشمند

سید محمدمهدى اصفهانى، علاقه فراوانى به کتاب و کتابخوانى به ویژه کتاب هاى علمى و ادبى و کتاب هاى مرتبط با دروس حوزوى، داشت. از این رو از ابتداى تحصیلات علوم دینى تا سال هاى آخر عمر پر برکتش، مدام هر جا کتابى مى دید که در تحقیقات و تألیفات و دیگر فعالیت هاى فرهنگى و مذهبى وى دخالت دارد، آن را خریدارى کرده، در کتابخانه شخصى خود نگه دارى مى کرد.

او از وضعیت چاپ کتاب در شهرها و کشورهاى مختلف دور و نزدیک، مثل ایران، هند و کشورهاى اروپایى با خبر مى شد و هر گاه کتاب تازه اى، به چاپ مى رسید، سفارش تهیه نسخه اى از آن را مى نمود و در نگه دارى آن کمال کوشش را به خرج مى داد.

ویژگى کتابخانه آیت الله سید محمدمهدى اصفهانى در کاظمین: فراوانى کتاب ها، تنوع در موضوعات، مورد نیاز بودن آن ها و وجود نسخه هاى نایاب بود، که منبع و مأخذ بسیار مهمى براى پژوهش و تألیف در موضوعات مختلف علوم دینى به حساب مى آمد. او از این گنجینه پرگهر و ارزشمند، نهایت استفاده را کرد و تألیفات بسیارى را با کمک آن در موضوعات مختلف در قالب کتاب و رساله، به جهان اسلام عرضه داشت.([22])

اخلاق

سید محمدمهدى اصفهانى در کنار تحصیل علوم دینى، به تهذیب نفس و خودسازى نیز مى پرداخت. او با استفاده از ارشاد معلمان بزرگ اخلاق، به ویژه در شهر نجف اشرف مثل آیت الله سید ابوتراب خوانسارى، رذائل اخلاقى را از خود دور و نفس خود را به فضایل، مزین کرده، روز به روز به تقویت آن پرداخت تا به مرحله کمال معنوى مطلوب دست پیدا کرد.

او داراى همتى بلند، خُلقى کریم، و شرافت نفس بود. از هر گونه بدى پرهیز داشت. نه خود از کسى به بدى یاد مى کرد و نه اجازه مى داد تا نزد او از کسى به بدى یاد کنند و حتى در کتاب هایش، نام کسى را نمى برد مگر آن که با تعظیم و احترام نام او را ذکر مى کرد. نسبت به اهل علم، احترام خاصى قائل بود و در هر مجلسى مى گفت:

عالمان عامل، فرزندان دین هستند احترام آن ها بر همه مسلمانان واجب است.

و به همین خاطر در کتاب شریف معجم القبور، فصل مشروحى در مورد فضیلت عالمان اختصاص داد.

نظم در زندگى، از ویژگى هاى اخلاقى او بود. وى قسمتى از وقت خود را به امور زندگى شخصى و رسیدگى به خانواده و ساعاتى را براى پژوهش و تألیف و فرصتى را براى ملاقات با مردم داشت. وى بعد از ظهرها، قبل از نماز مغرب و عشا، در صحن مطهر کاظمین حاضر مى شد و در محراب مى نشست و مردم مسائل دینى و یا مشکلات خود را با او در میان مى گذاشتند. او با علاقه به جواب گویى مسائل شرعى، و رفع مشکلات آنان مى پرداخت و بسیار، آنان را امر به معروف و نهى از منکر مى کرد و نسبت به احقاق حق و ابطال باطل، اهتمام مىورزید.

از هر گونه کار یا ملاقاتى که موجب تلف شدن وقت او مى شد پرهیز داشت از این رو جز محافل دینى، مذهبى، زیارت معصومین(علیهم السلام) و ملاقات با مردم ـ براى رفع مشکلات آنان ـ از هر گونه مجلس یا سفرى که فایده علمى و دینى نداشت، دورى مى کرد.([23])

تألیفات

آیت الله سید محمدمهدى اصفهانى، تألیفات بسیارى در موضوعات مختلف علوم اسلامى: فقه، اصول، منطق، کلام، تراجم، تاریخ، رجال و حدیث، در قالب کتاب و رساله، به رشته تحریر درآورده است. او با برنامه ریزى دقیق، قسمت عمده اى از عمر شریف خود را در کتابخانه شخصى خود گذراند و به پژوهش در موضوعات گوناگون علوم مذکور پرداخت و کتاب ها و رساله هاى فراوانى با عبارات شیوا و با قلمى روان و با تحلیل هاى عمیق و محققانه تألیف نمود.

آثار ارزشمند او، نشان نبوغ فکرى، ژرف اندیشى و قدرت فوق العاده اش در تحلیل مسائل و مطالب علوم دینى است. این صفات پسندیده با مراجعه به تألیفات وى، به خوبى قابل لمس است.([24])

آثار فقهى

1. التنبیه على جواز التشبیه

2. تحفة الساجد فى احکام المساجد

3. ترجمه تحفة الساجد فى احکام المساجد([25])

4. جلاء الخاطر فى الاجوبة المسکنة و النوادر

5. جواز تقلید المیت

6. الحواشى على خلاصة الاقوال للعلامة الحلى([26])

7. حواشى بر خلاصة الاقوال علامه حلى،([27])(فارسى)

8. ضوء الشمعه فى الحواشى على شرح اللمعه

9. مطلوب البغاة فى الحواشى على بغیة الوعاة

10. نزهة المرتاض فى شرح طهارة الریاض

11. نتائج المطالعات و ثمرات المراجعات

آثار اصولى

12. القول المقبول فى مباحث الاصول

13. صرف العنایة فى حل معضلات کفایة الاصول

14. ارشاد السائل الى الرسائل

آثار کلامى

15. ایقاظ الامة من الضجعة فى اثبات الرجعه([28])

موضوع این کتاب، رجعت است. مؤلف آن در مقدمه کتاب به ذکر معناى لغوى و اصطلاحى رجعت پرداخته و سپس در باب اول به بررسى آیات، در باب دوم به بررسى روایات و در باب سوم به ذکر اقوال عالمان و نائبان معصومین(علیهم السلام) و در خاتمه به بررسى شبهات در مورد رجعت و معرفى کسانى که در مورد رجعت، دست به تألیف زده اند، پرداخته است.

این اثر ارزشمند در سال 1371 هـ .ق. در تهران به وسیله دانشمند محقق، جناب ابوالقاسم سحاب تفرشى ترجمه شده و نامش بیدارى امت در اثبات رجعت است.([29]) این کتاب هم اکنون توسط محقق محترم، ناصر باقرى بیدهندى، مورد تحقیق قرار گرفته و آماده چاپ مجدد است.

16. اصول الشیعة و فروعه

17. دوائر المعارف

18. نفایس الکلام فى شرح اسماء الحسنى العظام

زندگینامه ها

19. الانوار الکاظمیة فى احوال السادات الموسویه

20. احسن الذریعة فى تراجم علماء الشیعه این کتاب، غیر از احسن الودیعه فى تراجم مشاهیر مجتهدى الشیعه، است که بعداً ذکر مى شود.

21. اَلاُْسَرُ الشیعه

22. ابوالشهداء و العقاد

23. البرهان الجلى على ایمان زید بن على(علیه السلام)

24. الحواشى اللمعات على روضات الجنات

25. رشحات الاقدام فى تراجم الاعلام

26. رساله شرح احوال سید محمدمهدى اصفهانى و مشایخ او

27. مختصر الانوار الکاظمیة فى احوال السادات الموسویه

28. مواهب البارى فى ترجمة آیت الله العلامة الخوانسارى

29. مطلع الشمسین فى الدفاع عن السیّدین

30. النقد و البیان فیما یتعلق بکتب الاعیان

31. معجم القبور

این کتاب ارزشمند، در شش جلد تألیف شده. موضوع جلد اول، مباحث و مطالب گسترده در مورد اصل قبر و زیارت قبر شریف پیامبر(صلى الله علیه وآله) و على(علیه السلام)، موضوع جلد دوم ذکر زیارت قبر ائمه(علیهم السلام) از امام حسن(علیه السلام) تا امام حسن عسکرى(علیه السلام) و ذکر احوال و مناقب امام زمان(عج)، ادله اثبات رجعت، موجود بودن آن حضرت در حال حاضر، با استناد به روایات شیعه و سنى. موضوع جلد سوم، ذکر قبر اولاد پیامبر(صلى الله علیه وآله) و ائمه(علیهم السلام)، موضوع جلد چهارم، شرح حال انبیاى مشهور و مکان دفن آن ها، موضوع جلد پنجم، ذکر شهرهاى شیعه نشین، قبرها و مزارهاى واقع در آن شهرها. و موضوع جلد ششم در مورد مقابر مهم و مساجد معظمه در شهرهاى اسلامى و فضیلت زیارت آن ها است.

32. احسن الودیعة فى تراجم مشاهیر مجتهدى الشیعه

این کتاب از مشهورترین کتاب هاى سید محمدمهدى اصفهانى است که در دو جلد در یک مجلد بارها به چاپ رسیده است موضوع آن، شرح حال عالمان و فقیهان مشهور شهرهاى کاظمین، نجف، کربلا، اصفهان و دیگر شهرهاست و در واقع، مکمل و متمم کتاب «روضات الجنات» سید محمدباقر خوانسارى (متوفاى 1313 هـ .ق.) است از این رو نام دیگر آن را «الباقیات الصالحات فى تتمیم روضات الجنات» نهاده است.

تفاوت «احسن الودیعه» با «روضات الجنات» در آن است که در این کتاب، رعایت حروف الفبایى نشده است بلکه ذکر عالمان و فقیهان بر اساس ترتیب طبقات آن ها آمده است از این رو، گاه فاضل بر افضل و کامل بر اکمل مقدم شده است جز سید ابوتراب خوانسارى (متوفاى 1346 هـ .ق.) که در ابتداى جلد دوم بر خلاف شیوه نویسنده آن در تدوین کتاب، شرح حال او ذکر شده است.

در جلد دوم این کتاب، مراکز علمى شیعه به طور مبسوط معرفى شده است مثل نجف، کربلا، کوفه، حله، حلب، حمص، بحرین، قم، کاشان، مشهد، کاظمین، سامراء، رى و... . در آخر کتاب، تصویر برخى از بزرگان دین آورده شده است مثل تصویر آیات عظام سید ابوتراب خوانسارى، شیخ محمدمهدى کرمانشاهى، محمدحسین نائینى و محمدحسین آل کاشف الغطاء.

دیگر آثار

33. بغیة الرجال فى الحواشى على منتهى المقال

34. بغیة الادیب و غنیة الاریب

35. تنبیه اهل الحجى على بطلان نسبة کتاب الفقه الى الرضا(علیه السلام)

36. جامع الشتات فى النوادر و المتفرقات در چهار جلد

37. فهرست امالى شیخ طوسى

38. فهرست عیون اخبار الرض

39. فهرست النهایه لابن الاثیر

40. فهرست وفیات الاعیان

41. زبدة الکلام فى المنطق و الکلام در دو جلد

42. مسالک المتقین فى اجازات علمائنا المجتهدین، در دو جلد

43. هدیة الصبیان([30])

علاوه بر آثار مذکور، چند کتابچه دیگر نیز وجود دارد که موضوع آن ها، اجازه نامه روایت به شاگردان و عالمان بزرگ در عصر خویش است که قبلاً در بحث شاگردان، نام آن ها برده شد.

جوابى به ابن خلکان و ابن فارض

ابن خلکان در کتاب «وفیات الاعیان» خود وقتى به شرح حال عَمْرو بن فارض مى رسد مى نویسد: از برخى از دوستان خود شنیده ام که: ابن فارض روزى در خلوت، بیت زیر را که مال حریرى نویسنده مقامات است زمزمه مى کرد:

من ذاالذى ما ساء قط *** و من له الحسنى فقط

کیست که هرگز بدى نکرده است *** و تنها کار او خوبى بود؟ ابن فارض مى گوید: به من الهام شد که:

محمد الهادى الذى *** علیه جبریل هبط

آن کسى که هیچ بدى نکرده و تنها کار او خوبى است، محمد(صلى الله علیه وآله) راهنماى بحق است که جبرییل امین بر او نازل شده است.

سید محمدمهدى اصفهانى مى گوید:

من وقتى این دو بیت را از صاحب مقامات و ابن فارض به نقل از ابن خلکان خواندم بالبداهه به ذهنم خطور کرد:

و مهره و صنوه *** و من حواهم النمط

فهم ائمة الهدى *** و من یعادیهم غلط

تَروى العلوم عنهم *** و من تعداهم خَبَط

بهم تمسکى غدا *** و سوف یدرى من سقط

مضمون این ابیات این است که: آن که هیچ بدى نکرده و تنها، کارش، خوبى بود، علاوه بر پیامبر(صلى الله علیه وآله)، داماد و برادر و پسرعموى او و دیگر امامان هدایت گر هستند. آنان پیشواى دین و راهنمایان طریق هدایت هستند، هر کس با آنان دشمنى کند، قطعاً به خطا رفته است. آنان کسانى هستند که علم و دانش از آن ها روایت شده و کسى که از راه آنان تجاوز کند (بیراهه رود) به اشتباه گرفتار شده. تمسک من در فرداى قیامت به آن هاست و به زودى آن کس که به پرتگاه جهالت افتاده این نکته را دانسته و ملتفت خواهد شد.([31])

وفات

آیت الله سید محمدمهدى اصفهانى کاظمینى بعد از سال ها کوشش در راه اعتلاى دین، خورشید عمرش در (13 محرم 1391 هـ .ق.) در اثر بیمارى، در بیمارستان کاظمین، غروب کرد. پیکر پاکش بعد از تشییع شایسته اى بر روى دوش مردم کاظمین و بعد از اقامه نماز به وسیله فرزندش سید على کاظمینى، در صحن مطهر کاظمین در مقبره خانوادگى آن فقیه مرحوم، به خاک سپرده شد. از آن فقیه فرزانه، چند فرزند پسر به یادگار ماند که عبارتند از:

سید محمد نورالدین سید محمدباقر، سید محمدابراهیم، سیدعلى و سید احمد.([32])

پانویس

[1]. کاظمین یا الکاظمیه، واقع در استان بغداد، 8 کیلومترى شهر بغداد، 173 کیلومترى شهر نجف و 110 کیلومترى شهر کربلا، یکى از شهرهاى مذهبى عراق است که حرم مطهر امام موسى کاظم(علیه السلام) و امام جواد(علیه السلام) در آن واقع شده و به همین خاطر «کاظمین» نامیده شده است.

[2]. بیدارى امت در اثبات رجعت، ص 4 احسن الودیعه، ج 1، ص 14 المسلسلات، ج 2، ص 163 الاعلام، ج 7، ص 116.

[3]. المسلسلات، ج 2، ص 163 اعیان الشیعه، ج 9، ص 416 مکارم الاثار، ج 6، ص 2013 موسوعة العتبات المقدسه، ج 10، جزء 3، ص 72.

[4]. مکارم الاثار، ج 6، ص 2013 اعیان الشیعه، ج 7، ص 165 بیدارى امت در اثبات رجعت، ص 4.

[5]. سید محمدمهدى، فرزند سید محمد، فرزند سید محمدصادق، فرزند زینالعابدین، فرزند ابوالقاسم جعفر، فرزند حسین، فرزند ابوالقاسم جعفر معروف به میر، فرزند حسین، فرزند قاسم، فرزند محبالله، فرزند مهدى، فرزند زینالعابدین، فرزند ابراهیم، فرزند کریمالدین، فرزند رکنالدین، فرزند زینالعابدین، فرزند سید صالحالقصیر، فرزند محمد، فرزند محمود، فرزند حسین، فرزند حسن، فرزند احمد، فرزند ابراهیم، فرزند عیسى، فرزند حسن، فرزند یحیى، فرزند ابراهیم، فرزند حسن، فرزند عبدالله، فرزند امام موسى کاظم(علیه السلام).

[6]. المسلسلات، ج 2، ص 164 احسن الودیعه، ج 1، ص 16 بیدارى امت در اثبات رجعت، ص 5 اعیان الشیعه، ج 9، ص 416.

[7]. معارف الرجال، ج 3، ص 313 بیدارى امت در اثبات رجعت، ص 2.

[8]. بیدارى امت در اثبات رجعت، ص 4 احسن الودیعه، ج 1، ص 14.

[9]. بیدارى امت در اثبات رجعت، ص 2 احسن الودیعه، ج 1، ص 14 المسلسلات، ج 2، ص 164 معجم رجال الفکر، ص 37 ریحانة الادب، ج 2، ص 190.

[10]. المسلسلات، ج 2.

[11]. همان، ج 2، ص 164.

[12]. همان.

[13]. احسن الودیعه، ج 2، ص 7.

[14]. نقباء البشر، ج 4، ص 1315.

[15]. همان، ج 1، ص 136.

[16]. همان، ج 4، ص 1368.

[17]. معارف الرجال، ج 3، ص 232.

[18]. معارف الرجال، ج 3، ص 158 و ص 313 احسن الودیعه، ج 1، ص 24 بیدارى امت در اثبات رجعت، ص 10 المسلسلات، ج 2، ص 165.

[19]. المسلسلات، ج 2، ص 164.

[20]. بیدارى امت در اثبات رجعت، ص 11 المسلسلات، ج 2، ص 165 احسن الودیعه، ج 1، ص25.

[21]. بیدارى امت در اثبات رجعت، ص 12 وصیت نامه حجت الاسلام و المسلمین سید ناصرعلى ضیغمیان، ص21.

[22]. المسلسلات، ج 2، ص 165 احسن الودیعه، ج 1، ص 23 بیدارى امت در اثبات رجعت، ص 10 معجم القبور، ج 1، ص 9.

[23]. معجم القبور، ج 1، ص 9 ایقاظ الامه صفحه جیم. احسن الودیعه، ج 1، ص 14 المسلسلات، ج 2، ص164.

[24]. معجم القبور، ج 1، ص 9.

[25]. مترجم خود مؤلف است که آن را به فارسى برگردانده است.

[26]. عربى.

[27]. فارسى.

[28]. چاپ مطبعة النجاح، بغداد، 1366 هـ .ق.

[29]. بیدارى امت رد اثبات رجعت، انتشارات کتابفروشى حاج محمدعلى علمى.

[30]. المسلسلات، ج 2، ص 166 احسن الودیعه، ج 1، ص 18 ریحانة الادب، ج 2، ص 191 ایقاظ الامه، ص ط معجم القبور، ج 1، ص 27 الذریعه، ج 1، ص 289 و ج 2، ص 439 مصفى المقال، ص 470 و معجم رجال الفکر، ص 37.

[31]. بیدارى امت، ص 9.

[32]. المسلسلات، ج 2، ص 167 معجم القبور، ج 1، ص5.