مقاله بدون شناسه یا دارای شناسه ضعیف است
مقاله مورد سنجش قرار گرفته است

حسین لنکرانی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
 
(۷ نسخه‌ٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
{{خوب}}
+
{{منبع الکترونیکی معتبر}}{{خوب}}
 +
'''«آیت‌الله شیخ حسین لنکرانی»''' (۱۲۶۸-۱۳۶۸ ش)، خطیب، سیاستمدار و عالم مجاهد [[شیعه]] معاصر بود. وی مشهور به «مرد دین و سیاست» بود و از زمان قاجار و پهلوی تا پیروزی انقلاب اسلامی [[ایران]]، همواره در کانون مبارزه علیه استبداد و استعمار بوده است؛ چنانکه در نهضت ملی شدن نفت از همفکران [[سید ابوالقاسم کاشانی|آیت‌الله کاشانی]] و در جریان انقلاب اسلامی جزو همراهان [[امام خمینی]] بشمار می‌آمد.
  
 
{{شناسنامه عالم
 
{{شناسنامه عالم
 
|نام کامل = حسین لنکرانی
 
|نام کامل = حسین لنکرانی
|تصویر=[[پرونده:حسین لنکرانی0.jpg|250px|center]]
+
|تصویر=[[پرونده:حسین لنکرانی0.jpg|۲۵۰px|center]]
|زادروز =  1268 شمسی
+
|زادروز =  ۱۲۶۸ شمسی
|زادگاه =  تهران
+
|زادگاه =  [[تهران]]
|وفات =   18 خرداد 1368 شمسی   
+
|وفات =   ۱۳۶۸ شمسی   
|مدفن =  حرم حضرت شاه عبدالعظیم علیه السلام - شهرری
+
|مدفن =  شهر ری، حرم حضرت عبدالعظیم حسنی
|اساتید =  
+
|اساتید = [[آخوند خراسانی]]، [[شیخ فضل الله نوری|شیخ فضل‌الله نوری]]،...
|شاگردان =  
+
|شاگردان = [[علی ابوالحسنی]]، ابوذر بیدار،...
 
|آثار =  
 
|آثار =  
 
}}
 
}}
{{منبع الکترونیکی معتبر}}
+
==ولادت و تحصیلات==
==ولادت و نسب==
 
آيت‌الله شيخ حسين لنکراني، در سال 1268ش در يکي از محله‌هاي قديمي شهر تهران (سنگلج) و در يک خانواده روحاني پا به عرصه وجود گذاشت. پدرش آيت‌الله حاج شيخ علي لنکراني از عالمان و مجتهدان طراز اول تهران به شمار مي‌آمد. پدربزرگ و جد بزرگ وي نيز از مجتهدان سرشناس زمان خود بودند.
 
  
خاندان لنکراني نسل ‌در نسل حدود چهارصد سال رهبري ديني، مذهبي و سياسي مردم را بر عهده داشتند. شيخ حسين دوران کودکي را در چنين خاندان علمي، معنوي و جهادي پشت سر گذاشت. وي خواندن و نوشتن و بخشي از مقدمات علوم اسلامي را نزد پدر و بخشي ديگر را در محضر استادان حوزه علميه تهران فراگرفت. سپس به [[نجف]] اشرف هجرت کرد. در نجف تحصيلات خود را تا رسيدن به اجتهاد ادامه داد. وي علاوه بر علوم حوزه در ساير علوم نيز اطلاعات لازم و کافي داشت و با زبانهاي انگليسي، روس و عربي نيز آشنا بود.
+
حسین لنکرانی، در سال ۱۲۶۸ شمسی در یکی از محله‌های قدیمی شهر [[تهران]] (سنگلج) و در یک خانواده روحانی پا به عرصه وجود گذاشت. پدرش آیت‌الله حاج شیخ علی لنکرانی از عالمان و مجتهدان طراز اول تهران به شمار می‌آمد. پدربزرگ و جد بزرگ وی نیز از مجتهدان سرشناس زمان خود بودند. خاندان لنکرانی نسل ‌در نسل حدود چهارصد سال، رهبری مذهبی و سیاسی مردم را بر عهده داشتند.  
  
==فعالیتهای سیاسی و دینی==
+
شیخ حسین خواندن و نوشتن و بخشی از مقدمات [[علوم اسلامی|علوم اسلامی]] را نزد پدر و بخشی دیگر را در محضر استادان [[حوزه علمیه]] تهران از جمله [[شیخ فضل الله نوری|شیخ فضل‌الله نوری]] فراگرفت. سپس به [[نجف]] اشرف هجرت کرد و در درس [[آخوند خراسانی]] حضور یافت و تحصیلات خود را تا رسیدن به [[اجتهاد]] ادامه داد. وی علاوه بر علوم حوزوی، در سایر علوم نیز اطلاعات لازم و کافی داشت و با زبانهای انگلیسی، روس و عربی نیز آشنا بود.
شيخ پس از بازگشت به وطن به ترويج فرهنگ اهل بيت و نشر تفکر جهاد و مبارزه بر ضد استبداد داخلي و استعمار خارجي پرداخت. در اعتراض به قرارداد خفت‌بار 1919 شيخ حسين به عنوان يک روحاني جوان (بيست‌ ساله) و مبارز در برابر اين خيانت تاريخي ايستاد. ايشان در رديف شخصيت هايي بود که در برابر جمهوري‌خواهي دروغين رضاخان ايستاد و براي افشاي ماهيت آن اقدام به انتشار اعلاميه‌اي کرد. لنکراني از اعضاي فعال جمعيتي بود که به خاطر حمايت از انقلاب عراق و آزادي حرمين شريفين و بين‌النهرين از دست بيگانگان تشکيل شد.
 
در سال 1303 در جهت انجام وظيفه تاريخي و ديني خود اقدام به راه اندازي روزنامه‌اي تحت عنوان اتحاد اسلام کرد و در پي فعاليت هاي ضد استعماري و انقلابي از سوي رضاخان چندين بار تبعيد شد.
 
  
===ورود به مجلس شورای ملی===
+
==فعالیتهای اجتماعی و سیاسی==
لنکراني در انتخابات دوره چهاردهم از حوزه انتخابيه اردبيل به مجلس راه يافت. وي در غالب اقدامات از جمله لغو امتياز مالي ـ اقتصادي دکتر ميلسپو مستشار آمريکايي و رئيس کل دارايي وقت، رد پيشنهاد کميسيون سه جانبه روس ـ انگليس ـ آمريکا (کميسيون قيمومت)، مخالفت ناموفق با تصويب طرح تعويق انتخابات دوره پانزدهم تا تخليه ايران از قشون خارجي، ارائه و طرح و برنامه دقيق جهت پايان يافتن غائله آذربايجان شرکت داشت.
+
'''مبارزه با استبداد و استعمار:'''
  
==نقش شیخ حسین لنکرانی در انقلاب اسلامی==
+
شیخ لنکرانی پس از بازگشت به [[ایران]] به ترویج فرهنگ [[اهل البیت|اهل بیت]] و نشر تفکر [[جهاد]] و مبارزه بر ضد استبداد داخلی و استعمار خارجی پرداخت. در اعتراض به قرارداد استعمارى ۱۹۱۹ توسط وثوق‌الدوله، شیخ حسین به عنوان یک روحانی مبارز و جوان (بیست‌ ساله) در برابر این خیانت تاریخی ایستاد. ایشان در ردیف شخصیت هایی بود که در برابر جمهوری‌خواهی دروغین رضاخان ایستاد و برای افشای ماهیت آن اقدام به انتشار اعلامیه‌ای کرد.
  
شيخ با علما و شخصيتهاي مبارزي چون آيت‌الله کاشاني و نواب ‌صفوي ارتباط داشت و تلاشهاي ضداستعماري و ضداستبدادي آنها را تاييد مي‌کرد. آشنايي وي با امام نيز از سالهاي 1323 آغاز شد و با اين که از نظر سني دوازده سال از امام بزرگتر بود و چندين سال سابقه مبارزاتي داشت ولي به شدت تحت تأثير شخصيت علمي، اخلاقي و انقلابي امام بود. حضرت امام نيز به وي به ديد احترام مي‌نگريست و از افکار و انديشه‌هاي سياسي او بهره مي‌گرفت.<ref>گلشن ابرار، ج6، قم: نشر معروف، 1385، ص259-270.</ref>
+
لنکرانی از اعضای فعال جمعیتی بود که به خاطر حمایت از انقلاب [[عراق]] و آزادی حرمین شریفین و [[بین النهرین|بین‌النهرین]] از دست بیگانگان تشکیل شد.
  
===مخالفت با انقلاب سفید===
+
همچنین در سال ۱۳۰۳ شمسی در جهت انجام وظیفه تاریخی و دینی خود اقدام به راه اندازی روزنامه‌ای تحت عنوان «اتحاد اسلام» کرد و در پی فعالیت های ضد استعماری و انقلابی، از سوی رضاخان چندین بار تبعید شد.
  
اسفند 1341 طرح آمريکايي «انقلاب سفيد» شاه با مخالفت سرسختانه علما و آزاديخواهان و به تبع آنها مردم روبرو شد و توالي آن به تشديد مبارزه قهر‌آميز مردم تحت رهبري امام و مراجع تقليد با اساس رژيم انجاميد. لنکراني نيز منتظر فرصت بود تا گامي قاطع در جهت اصلاح اوضاع برداشته شود به همين خاطر همه توانش را در انتقال تجربيات مبارزات 50 ساله خويش به امام و حمايت جدي از وي به کار بست.
+
'''ورود به مجلس شورای ملی:'''
  
===نقش شیخ حسین لنکرانی در نهضت 15 خرداد===
+
لنکرانی در انتخابات دوره چهاردهم از حوزه انتخابیه اردبیل به مجلس راه یافت. وی در غالب اقدامات از جمله لغو امتیاز مالی ـ اقتصادی دکتر میلسپو مستشار آمریکایی و رئیس کل دارایی وقت، رد پیشنهاد کمیسیون سه جانبه روس، انگلیس و آمریکا (کمیسیون قیمومتمخالفت ناموفق با تصویب طرح تعویق انتخابات دوره پانزدهم تا تخلیه [[ایران|ایران]] از قشون خارجی، ارائه و طرح و برنامه دقیق جهت پایان یافتن غائله آذربایجان شرکت داشت.
لنکراني نزديک به يک هفته پيش از 15 خرداد با امام در [[قم]] ديدار داشت و راجع به ضرورت و کيفيت مبارزه با رژيم تبادل نظر کرد. خانه وي نيز در تهران محل رفت و آمد مبارزان و مرکز پخش اخبار و دستورهاي مربوط به نهضت بود. شب 15 خرداد، لنکراني تصوير امام را در تيراژي بسيار وسيع در تهران چاپ کرد و روز بعد در ميان تظاهرکنندگان که از ميدان شاه (قيام فعلي) به سمت دانشگاه مي‌رفتند، پخش نمود. پيرو اين اقدامات در 20 خرداد 42 توسط فرمانداري نظامي دستگير و روانه زندان شد و اواخر تير همان سال آزاد گرديد.<ref>علي ابوالحسني (منذرروابط و مناسبات آيت‌الله حاج شيخ حسين لنکراني و امام خميني 1324-1368، قسمت اول، تاريخ معاصر ايران، س6، ش21و22 (بهار و تابستان 1381)، ص 95 و 98.</ref>
 
  
گفته مي‌شود که نعمت‌الله نصيري (رئيس شهرباني کل کشور در جريانات 15 خرداد) در آن حادثه به شاه گفته بود. «بر ما مسلم است که بلواي تهران، عمدتاً زير سر آيت‌الله لنکراني است، اما وي با تردستي و زرنگي هيچ مدرکي از خود به جاي نگذاشته است»!
+
'''نقش شیخ در انقلاب اسلامی:'''
  
===مبارزه با کاپیتولاسیون===
+
شیخ حسین لنکرانی با علما و شخصیتهای مبارزی چون [[سید ابوالقاسم کاشانی|آیت‌الله کاشانی]] و [[شهید نواب صفوی|نواب ‌صفوی]] ارتباط داشت و تلاشهای ضداستعماری و ضداستبدادی آنها را تایید می‌کرد. آشنایی وی با [[امام خمینی]] نیز از سال ۱۳۲۳ پس از تألیف کتاب «کشف‌الاسرار» آغاز شد و با این که از نظر سنی دوازده سال از امام بزرگتر بود و چندین سال سابقه مبارزاتی داشت، ولی به شدت تحت تأثیر شخصیت علمی، اخلاقی و انقلابی امام بود. حضرت امام نیز به وی به دید احترام می‌نگریست و از افکار و اندیشه‌های سیاسی او بهره می‌گرفت.<ref>گلشن ابرار، ج۶، قم: نشر معروف، ۱۳۸۵، ص۲۵۹-۲۷۰.</ref>
  
پس از تصويب کاپيتولاسيون در مجلس به شهادت ناظران عيني و پيش از ايراد نطق کوبنده امام بر ضد لايحه مذکور و وکلاي مجلس فرمايشي، متن مذاکرات مجلس از ناحيه لنکراني تهيه و جهت اطلاع کامل و دقيق امام و برخي ديگر از مراجع به [[قم]] فرستاده شده بود و اين اولين و آخرين اخبار سياسي مهم ارسالي از سوي ايشان به قم و ديگر بلاد نبود.<ref>نگاهي بر زندگاني بزرگمرد دين و سياست: آيت‌الله حاج شيخ حسين لنکراني، [بي‌جا: بي‌نا، 1370؟]، ص 28 و 29.</ref>
+
'''مخالفت با انقلاب سفید:'''
  
پس از تبعيد امام به ترکيه لنکراني ضمن ادامه ارتباط با ايشان، با رجال نهضت نظير آيت‌الله سعيدي و رباني‌شيرازي جلسات مستمر گذاشته به بحث و مذاکره پيرامون مسائل جاري کشور مي‌پرداخت و در همين راستا، عناصر حوزه و دانشگاه و بازار را به مبارزه دلگرم و اميدوار مي‌ساخت و به جهت ادامه ستيز با رژيم ستم‌شاهي تحريک مي‌کرد.<ref>علي ابوالحسني (منذر)، قسمت دوم، تاريخ معاصر ايران، س6، ش23 (پاييز 1381)، ص14.</ref>
+
اسفند ۱۳۴۱ طرح آمریکایی «انقلاب سفید» شاه با مخالفت سرسختانه علما و آزادیخواهان و به تبع آنها مردم روبرو شد و توالی آن به تشدید مبارزه قهر‌آمیز مردم تحت رهبری امام و مراجع تقلید با اساس رژیم انجامید. لنکرانی نیز منتظر فرصت بود تا گامی قاطع در جهت اصلاح اوضاع برداشته شود به همین خاطر همه توانش را در انتقال تجربیات مبارزات ۵۰ ساله خویش به امام و حمایت جدی از وی به کار بست.
  
===شیخ حسین لنکرانی پس از پیروزی انقلاب اسلامی===
+
'''در نهضت ۱۵ خرداد:'''
پس از پيروزي انقلاب اسلامي شيخ حسين به رغم کهولت سن و ضعف مفرط مزاج و گرفتاري به انواع و اقسام بيماريهاي مزمن از تأييد مقام رهبري و تعقيب اساس نظام و قانون اساسي جمهوري اسلامي بازنايستاد و از هيچگونه کمک فکري دريغ نداشت و نظرات سياسي ـ نظامي ايشان به‌ طور مستقيم و غيرمستقيم گاه حتي در شوراي عالي دفاع مطرح و مورد بررسي قرار مي‌گرفت.<ref>نگاهي بر زندگاني...، ص30و31.</ref>
 
  
==وفات==
+
لنکرانی نزدیک به یک هفته پیش از ۱۵ خرداد ۴۲ با امام در [[قم]] دیدار داشت و راجع به ضرورت و کیفیت مبارزه با رژیم تبادل نظر کرد. خانه وی نیز در تهران محل رفت و آمد مبارزان و مرکز پخش اخبار و دستورهای مربوط به نهضت بود. شب ۱۵ خرداد، لنکرانی تصویر امام را در تیراژی بسیار وسیع در تهران چاپ کرد و روز بعد در میان تظاهرکنندگان که از میدان شاه (قیام فعلی) به سمت دانشگاه می‌رفتند، پخش نمود. پیرو این اقدامات در ۲۰ خرداد ۴۲، توسط فرمانداری نظامی دستگیر و روانه زندان شد و اواخر تیر همان سال آزاد گردید.<ref>علی ابوالحسنی (منذر)، روابط و مناسبات آیت‌الله حاج شیخ حسین لنکرانی و امام خمینی ۱۳۲۴-۱۳۶۸، قسمت اول، تاریخ معاصر ایران، س۶، ش۲۱و۲۲ (بهار و تابستان ۱۳۸۱)، ص ۹۵ و ۹۸.</ref>
سرانجام آيت‌الله شيخ حسين لنکراني پس از حدود يک قرن زندگي پربار و مبارزه بي‌امان با استعمار خارجي و استبداد داخلي در 18 خرداد 1368 دعوت حق را لبيک گفت و در جوار حرم حضرت عبدالعظيم به خاک سپرده شد.<ref>گلشن ابرار، ص277.</ref>
+
 
 +
گفته می‌شود که نعمت‌الله نصیری (رئیس شهربانی کل کشور) در جریانات ۱۵ خرداد در آن حادثه به شاه گفته بود: «بر ما مسلم است که بلوای تهران، عمدتاً زیر سر آیت‌الله لنکرانی است، اما وی با تردستی و زرنگی هیچ مدرکی از خود به جای نگذاشته است»!
 +
 
 +
'''مبارزه با کاپیتولاسیون:'''
 +
 
 +
پس از تصویب کاپیتولاسیون در مجلس به شهادت ناظران عینی و پیش از ایراد نطق کوبنده امام بر ضد لایحه مذکور و وکلای مجلس فرمایشی، متن مذاکرات مجلس از ناحیه لنکرانی تهیه و جهت اطلاع کامل و دقیق امام و برخی دیگر از مراجع به [[قم]] فرستاده شده بود و این اولین و آخرین اخبار سیاسی مهم ارسالی از سوی ایشان به قم و دیگر بلاد نبود.<ref>نگاهی بر زندگانی بزرگمرد دین و سیاست: آیت‌الله حاج شیخ حسین لنکرانی، ص ۲۸ و ۲۹.</ref>
 +
 
 +
شیخ حسین لنکرانی پس از تبعید امام به [[ترکیه|ترکیه]]، ضمن ادامه ارتباط با ایشان، با رجال نهضت نظیر [[شهید آیت الله سعیدی|آیت‌الله سعیدی]] و ربانی‌ شیرازی جلسات مستمر گذاشته به بحث و مذاکره پیرامون مسائل جاری کشور می‌پرداخت و در همین راستا، عناصر حوزه و دانشگاه و بازار را به مبارزه دلگرم و امیدوار می‌ساخت و به ادامه ستیز با رژیم ستم‌شاهی تحریک می‌کرد.<ref>علی ابوالحسنی (منذر)، قسمت دوم، تاریخ معاصر ایران، س۶، ش۲۳ (پاییز ۱۳۸۱)، ص۱۴.</ref>
 +
 
 +
'''پس از پیروزی انقلاب اسلامی:'''
 +
 
 +
پس از پیروزی انقلاب اسلامی شیخ حسین لنکرانی به رغم کهولت سن و بیماریهای مزمن از تأیید مقام رهبری و تعقیب اساس نظام و قانون اساسی جمهوری اسلامی بازنایستاد و از هیچگونه کمک فکری دریغ نداشت و نظرات سیاسی ـ نظامی ایشان به‌ طور مستقیم و غیرمستقیم گاه حتی در شورای عالی دفاع مطرح و مورد بررسی قرار می‌گرفت.<ref>نگاهی بر زندگانی...، ص۳۰و۳۱.</ref>
 +
 
 +
==ویژگی‌های اخلاقی==
 +
'''عاشق اهل بیت علیهم‌السّلام:'''
 +
 
 +
او واقعا عاشق و شیدای [[اهل البیت|اهل بیت]] علیهم‌السّلام و [[ائمه اطهار|ائمه معصومین]] علیهم‌السّلام بود و در ایام شهادت و رحلت آن بزرگان، همانند مادران فرزند مرده گریه می‌کرد.
 +
 
 +
'''ذوب در تشیع:'''
 +
 
 +
او با تمام وجود به مکتب [[شیعه|تشیع]] عشق می‌ورزید و به آن افتخار می‌کرد. اعتقادش این بود که مکتب تشیع، مکتب عشق و محبت می‌باشد و سراپا تحرک و پویایی است و تنها عشق و پویایی باقی و ماندگار خواهد بود. شیخ لنکرانی همه چیز را برای اعتلای [[ایران]] می‌خواست چون ایران را برای تشیع می‌دانست و به همین دلیل در دفاع از این سرزمین پرگهر، سر از پا نمی‌شناخت و از همه چیزش می‌گذشت. در نگاه او، سرزمین ایران به منزله ظرف و تشیع به مثابه مظروف آن قلمداد می‌شد. او ظرف را برای حفظ مظروف آن می‌خواست و معتقد بود که اگر مظروف بریزد، ظرف خالی ارزشی ندارد و با از میان رفتن تشیع، استقلال و اتحاد این کشور از هم خواهد پاشید.
 +
 
 +
'''ثبات و پایداری:'''
  
==پانویس==
+
آیة الله لنکرانی از شخصیت‌های نادری بود که نزدیک به یک قرن، در مبارزه با بیگانگان، همچنان ثبات و استواری خود را حفظ کرد. او در سخت‌ترین و دشوارترین شرایط دوران ستمشاهی استقامت کرد و دیگران را نیز توصیه به استقامت نمود. آیة الله لنکرانی برای ثبات قدم و مقاومت افراد در زندگی و مبارزه، ارزش زیادی قائل بود و هروقت می‌خواست برای خود و دیگران دعا کند، بر ثبات قدم او در زندگی سیاسی، اجتماعی، دینی و فرهنگی تکیه می‌کرد و دعای «یاالله یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک» و نیز آیه «ربنا افرغ علینا صبرا و ثبت اقدامنا و انصرنا علی القوم الکافرین»<ref>سوره بقره، آیه ۲۵۰.</ref> را همواره تکرار می‌کرد و به دیگران نیز خواندن آن را توصیه می‌کرد.
<references/>
 
  
==منابع==
+
'''دفاع از مرزهای عقیدتی:'''
* طاهره شکوهي، آيت‌الله شيخ حسين لنکراني، [http://www.iichs.org/index.asp?id=1036&doc_cat=7 موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران]، تاریخ بازیابی: 8 آذرماه 1392.
 
  
 +
آیة الله لنکرانی، در هر دو جبهه اعتقادی و نظامی، بارها [[غیرت]] دینی خود را به نمایش گذاشت. در دوران ستمشاهی، وقتی باخبر شد که در کتاب‌های درسی (تعلیمات دینی) [[عربستان|عربستان سعودی]]، مطالبی خلاف واقع در مدح [[یزید بن معاویه]] برای دانش آموزان نوشته شده از شدت [[تعصب]] دینی، آزرده خاطر شد به طوری که شبها نمی‌توانست بخوابد و همواره در تکاپو و چاره اندیشی بود تا این که [[سید مرتضی عسکری|علامه سید مرتضی عسکری]] را به حضور طلبید و او مقاله‌ای در رد آن مطالب تحریف آمیز از کتابهای [[اهل سنت]] تهیه و برای وزارت فرهنگ عربستان ارسال کرد. این اقدام، مؤثر واقع شد و آن مطالب از برنامه درسی تعلیمات دینی عربستان حذف گردید.<ref>تاریخ معاصر ایران، ش ۲۱و۲۲، ص۲۰.</ref>
  
 +
==وفات==
 +
آیت‌الله شیخ حسین لنکرانی سرانجام پس از حدود یک قرن زندگی پربار و مبارزه بی‌امان با استعمار خارجی و استبداد داخلی، در ۱۸ خرداد ۱۳۶۸ دعوت حق را لبیک گفت و در شهرری در جوار حرم [[حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السلام|حضرت عبدالعظیم]] به خاک سپرده شد.<ref>گلشن ابرار، ص۲۷۷.</ref>
 +
==پانویس==
 +
<references />
 +
==منابع==
 +
*"آیت‌الله شیخ حسین لنکرانی"، طاهره شکوهی، [http://www.iichs.org/index.asp?id=1036&doc_cat=7 موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران]، تاریخ بازیابی: ۸ آذر ۱۳۹۲.
 +
*"شیخ حسین لنکرانی"، سایت فرهیختگان تمدن شیعه.
 
==آرشیو عکس و تصویر==
 
==آرشیو عکس و تصویر==
<gallery mode=packed heights=170px>
+
<gallery mode="packed" heights="170">
 
پرونده:حسین لنکرانی (1).jpg|حسین لنکرانی در جوانی
 
پرونده:حسین لنکرانی (1).jpg|حسین لنکرانی در جوانی
 
پرونده:حسین لنکرانی (66).jpg|حسین لنکرانی
 
پرونده:حسین لنکرانی (66).jpg|حسین لنکرانی
 
پرونده:حسین لنکرانی (2).jpg|از راست: ابوذر بیدار و حسین لنکرانی
 
پرونده:حسین لنکرانی (2).jpg|از راست: ابوذر بیدار و حسین لنکرانی
پرونده:حسین لنکرانی (33).jpg|1. سید عبدالله موسوی شیرازی، 2. حسین لنکرانی و 3. علی ابوالحسنی (منذر) در حسینیه فاطمیون تهران
+
پرونده:حسین لنکرانی (33).jpg|1. [[آیت الله سید عبدالله شیرازی|سید عبدالله موسوی شیرازی]]، 2. حسین لنکرانی و 3. [[علی ابوالحسنی]] (منذر) در حسینیه فاطمیون تهران
 
پرونده:حسین لنکرانی (4).jpg|حسین لنکرانی در منزل شخصی
 
پرونده:حسین لنکرانی (4).jpg|حسین لنکرانی در منزل شخصی
 
پرونده:حسین لنکرانی (5).jpg|حسین لنکرانی
 
پرونده:حسین لنکرانی (5).jpg|حسین لنکرانی
پرونده:حسین لنکرانی (666).jpg|از راست: سید غلامرضا سعیدی، محمدتقی شریعتی، سید محمود علایی طالقانی، حسین لنکرانی و ناشناس
+
پرونده:حسین لنکرانی (666).jpg|از راست: سید غلامرضا سعیدی، [[محمد تقی شریعتی|محمدتقی شریعتی]]، [[سید محمود طالقانی|سید محمود علایی طالقانی]]، حسین لنکرانی و ناشناس
پرونده:حسین لنکرانی (7).jpg|قبر حسین لنکرانی
+
پرونده:حسین لنکرانی (7).jpg|قبر حسین لنکرانی در حرم حضرت عبدالعظیم سلام الله علیه
 
 
 
</gallery>
 
</gallery>
 
{{سنجش کیفی
 
{{سنجش کیفی
سطر ۸۲: سطر ۱۰۴:
 
|رده=دارد
 
|رده=دارد
 
}}
 
}}
[[رده:علمای معاصر|لنکرانی،حسین]]
+
[[رده:علمای معاصر|لنکرانی،حسین]][[رده:علماء شیعه]]
 
[[رده:مبارزان علیه پهلوی]]
 
[[رده:مبارزان علیه پهلوی]]
[[رده: مقاله های مرتبط به دانشنامه]]
+
[[رده: مدفونین در حرم حضرت عبدالعظیم حسنی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۳ ژوئن ۲۰۲۳، ساعت ۰۸:۳۳

این مدخل از دانشنامه هنوز نوشته نشده است.

Icon-computer.png
محتوای فعلی مقاله یکی از پایگاه های معتبر متناسب با عنوان است.

(احتمالا تصرف اندکی صورت گرفته است)

«آیت‌الله شیخ حسین لنکرانی» (۱۲۶۸-۱۳۶۸ ش)، خطیب، سیاستمدار و عالم مجاهد شیعه معاصر بود. وی مشهور به «مرد دین و سیاست» بود و از زمان قاجار و پهلوی تا پیروزی انقلاب اسلامی ایران، همواره در کانون مبارزه علیه استبداد و استعمار بوده است؛ چنانکه در نهضت ملی شدن نفت از همفکران آیت‌الله کاشانی و در جریان انقلاب اسلامی جزو همراهان امام خمینی بشمار می‌آمد.

۲۵۰px
نام کامل حسین لنکرانی
زادروز ۱۲۶۸ شمسی
زادگاه تهران
وفات ۱۳۶۸ شمسی
مدفن شهر ری، حرم حضرت عبدالعظیم حسنی

Line.png

اساتید

آخوند خراسانی، شیخ فضل‌الله نوری،...

شاگردان

علی ابوالحسنی، ابوذر بیدار،...


ولادت و تحصیلات

حسین لنکرانی، در سال ۱۲۶۸ شمسی در یکی از محله‌های قدیمی شهر تهران (سنگلج) و در یک خانواده روحانی پا به عرصه وجود گذاشت. پدرش آیت‌الله حاج شیخ علی لنکرانی از عالمان و مجتهدان طراز اول تهران به شمار می‌آمد. پدربزرگ و جد بزرگ وی نیز از مجتهدان سرشناس زمان خود بودند. خاندان لنکرانی نسل ‌در نسل حدود چهارصد سال، رهبری مذهبی و سیاسی مردم را بر عهده داشتند.

شیخ حسین خواندن و نوشتن و بخشی از مقدمات علوم اسلامی را نزد پدر و بخشی دیگر را در محضر استادان حوزه علمیه تهران از جمله شیخ فضل‌الله نوری فراگرفت. سپس به نجف اشرف هجرت کرد و در درس آخوند خراسانی حضور یافت و تحصیلات خود را تا رسیدن به اجتهاد ادامه داد. وی علاوه بر علوم حوزوی، در سایر علوم نیز اطلاعات لازم و کافی داشت و با زبانهای انگلیسی، روس و عربی نیز آشنا بود.

فعالیتهای اجتماعی و سیاسی

مبارزه با استبداد و استعمار:

شیخ لنکرانی پس از بازگشت به ایران به ترویج فرهنگ اهل بیت و نشر تفکر جهاد و مبارزه بر ضد استبداد داخلی و استعمار خارجی پرداخت. در اعتراض به قرارداد استعمارى ۱۹۱۹ توسط وثوق‌الدوله، شیخ حسین به عنوان یک روحانی مبارز و جوان (بیست‌ ساله) در برابر این خیانت تاریخی ایستاد. ایشان در ردیف شخصیت هایی بود که در برابر جمهوری‌خواهی دروغین رضاخان ایستاد و برای افشای ماهیت آن اقدام به انتشار اعلامیه‌ای کرد.

لنکرانی از اعضای فعال جمعیتی بود که به خاطر حمایت از انقلاب عراق و آزادی حرمین شریفین و بین‌النهرین از دست بیگانگان تشکیل شد.

همچنین در سال ۱۳۰۳ شمسی در جهت انجام وظیفه تاریخی و دینی خود اقدام به راه اندازی روزنامه‌ای تحت عنوان «اتحاد اسلام» کرد و در پی فعالیت های ضد استعماری و انقلابی، از سوی رضاخان چندین بار تبعید شد.

ورود به مجلس شورای ملی:

لنکرانی در انتخابات دوره چهاردهم از حوزه انتخابیه اردبیل به مجلس راه یافت. وی در غالب اقدامات از جمله لغو امتیاز مالی ـ اقتصادی دکتر میلسپو مستشار آمریکایی و رئیس کل دارایی وقت، رد پیشنهاد کمیسیون سه جانبه روس، انگلیس و آمریکا (کمیسیون قیمومت)، مخالفت ناموفق با تصویب طرح تعویق انتخابات دوره پانزدهم تا تخلیه ایران از قشون خارجی، ارائه و طرح و برنامه دقیق جهت پایان یافتن غائله آذربایجان شرکت داشت.

نقش شیخ در انقلاب اسلامی:

شیخ حسین لنکرانی با علما و شخصیتهای مبارزی چون آیت‌الله کاشانی و نواب ‌صفوی ارتباط داشت و تلاشهای ضداستعماری و ضداستبدادی آنها را تایید می‌کرد. آشنایی وی با امام خمینی نیز از سال ۱۳۲۳ پس از تألیف کتاب «کشف‌الاسرار» آغاز شد و با این که از نظر سنی دوازده سال از امام بزرگتر بود و چندین سال سابقه مبارزاتی داشت، ولی به شدت تحت تأثیر شخصیت علمی، اخلاقی و انقلابی امام بود. حضرت امام نیز به وی به دید احترام می‌نگریست و از افکار و اندیشه‌های سیاسی او بهره می‌گرفت.[۱]

مخالفت با انقلاب سفید:

اسفند ۱۳۴۱ طرح آمریکایی «انقلاب سفید» شاه با مخالفت سرسختانه علما و آزادیخواهان و به تبع آنها مردم روبرو شد و توالی آن به تشدید مبارزه قهر‌آمیز مردم تحت رهبری امام و مراجع تقلید با اساس رژیم انجامید. لنکرانی نیز منتظر فرصت بود تا گامی قاطع در جهت اصلاح اوضاع برداشته شود به همین خاطر همه توانش را در انتقال تجربیات مبارزات ۵۰ ساله خویش به امام و حمایت جدی از وی به کار بست.

در نهضت ۱۵ خرداد:

لنکرانی نزدیک به یک هفته پیش از ۱۵ خرداد ۴۲ با امام در قم دیدار داشت و راجع به ضرورت و کیفیت مبارزه با رژیم تبادل نظر کرد. خانه وی نیز در تهران محل رفت و آمد مبارزان و مرکز پخش اخبار و دستورهای مربوط به نهضت بود. شب ۱۵ خرداد، لنکرانی تصویر امام را در تیراژی بسیار وسیع در تهران چاپ کرد و روز بعد در میان تظاهرکنندگان که از میدان شاه (قیام فعلی) به سمت دانشگاه می‌رفتند، پخش نمود. پیرو این اقدامات در ۲۰ خرداد ۴۲، توسط فرمانداری نظامی دستگیر و روانه زندان شد و اواخر تیر همان سال آزاد گردید.[۲]

گفته می‌شود که نعمت‌الله نصیری (رئیس شهربانی کل کشور) در جریانات ۱۵ خرداد در آن حادثه به شاه گفته بود: «بر ما مسلم است که بلوای تهران، عمدتاً زیر سر آیت‌الله لنکرانی است، اما وی با تردستی و زرنگی هیچ مدرکی از خود به جای نگذاشته است»!

مبارزه با کاپیتولاسیون:

پس از تصویب کاپیتولاسیون در مجلس به شهادت ناظران عینی و پیش از ایراد نطق کوبنده امام بر ضد لایحه مذکور و وکلای مجلس فرمایشی، متن مذاکرات مجلس از ناحیه لنکرانی تهیه و جهت اطلاع کامل و دقیق امام و برخی دیگر از مراجع به قم فرستاده شده بود و این اولین و آخرین اخبار سیاسی مهم ارسالی از سوی ایشان به قم و دیگر بلاد نبود.[۳]

شیخ حسین لنکرانی پس از تبعید امام به ترکیه، ضمن ادامه ارتباط با ایشان، با رجال نهضت نظیر آیت‌الله سعیدی و ربانی‌ شیرازی جلسات مستمر گذاشته به بحث و مذاکره پیرامون مسائل جاری کشور می‌پرداخت و در همین راستا، عناصر حوزه و دانشگاه و بازار را به مبارزه دلگرم و امیدوار می‌ساخت و به ادامه ستیز با رژیم ستم‌شاهی تحریک می‌کرد.[۴]

پس از پیروزی انقلاب اسلامی:

پس از پیروزی انقلاب اسلامی شیخ حسین لنکرانی به رغم کهولت سن و بیماریهای مزمن از تأیید مقام رهبری و تعقیب اساس نظام و قانون اساسی جمهوری اسلامی بازنایستاد و از هیچگونه کمک فکری دریغ نداشت و نظرات سیاسی ـ نظامی ایشان به‌ طور مستقیم و غیرمستقیم گاه حتی در شورای عالی دفاع مطرح و مورد بررسی قرار می‌گرفت.[۵]

ویژگی‌های اخلاقی

عاشق اهل بیت علیهم‌السّلام:

او واقعا عاشق و شیدای اهل بیت علیهم‌السّلام و ائمه معصومین علیهم‌السّلام بود و در ایام شهادت و رحلت آن بزرگان، همانند مادران فرزند مرده گریه می‌کرد.

ذوب در تشیع:

او با تمام وجود به مکتب تشیع عشق می‌ورزید و به آن افتخار می‌کرد. اعتقادش این بود که مکتب تشیع، مکتب عشق و محبت می‌باشد و سراپا تحرک و پویایی است و تنها عشق و پویایی باقی و ماندگار خواهد بود. شیخ لنکرانی همه چیز را برای اعتلای ایران می‌خواست چون ایران را برای تشیع می‌دانست و به همین دلیل در دفاع از این سرزمین پرگهر، سر از پا نمی‌شناخت و از همه چیزش می‌گذشت. در نگاه او، سرزمین ایران به منزله ظرف و تشیع به مثابه مظروف آن قلمداد می‌شد. او ظرف را برای حفظ مظروف آن می‌خواست و معتقد بود که اگر مظروف بریزد، ظرف خالی ارزشی ندارد و با از میان رفتن تشیع، استقلال و اتحاد این کشور از هم خواهد پاشید.

ثبات و پایداری:

آیة الله لنکرانی از شخصیت‌های نادری بود که نزدیک به یک قرن، در مبارزه با بیگانگان، همچنان ثبات و استواری خود را حفظ کرد. او در سخت‌ترین و دشوارترین شرایط دوران ستمشاهی استقامت کرد و دیگران را نیز توصیه به استقامت نمود. آیة الله لنکرانی برای ثبات قدم و مقاومت افراد در زندگی و مبارزه، ارزش زیادی قائل بود و هروقت می‌خواست برای خود و دیگران دعا کند، بر ثبات قدم او در زندگی سیاسی، اجتماعی، دینی و فرهنگی تکیه می‌کرد و دعای «یاالله یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک» و نیز آیه «ربنا افرغ علینا صبرا و ثبت اقدامنا و انصرنا علی القوم الکافرین»[۶] را همواره تکرار می‌کرد و به دیگران نیز خواندن آن را توصیه می‌کرد.

دفاع از مرزهای عقیدتی:

آیة الله لنکرانی، در هر دو جبهه اعتقادی و نظامی، بارها غیرت دینی خود را به نمایش گذاشت. در دوران ستمشاهی، وقتی باخبر شد که در کتاب‌های درسی (تعلیمات دینی) عربستان سعودی، مطالبی خلاف واقع در مدح یزید بن معاویه برای دانش آموزان نوشته شده از شدت تعصب دینی، آزرده خاطر شد به طوری که شبها نمی‌توانست بخوابد و همواره در تکاپو و چاره اندیشی بود تا این که علامه سید مرتضی عسکری را به حضور طلبید و او مقاله‌ای در رد آن مطالب تحریف آمیز از کتابهای اهل سنت تهیه و برای وزارت فرهنگ عربستان ارسال کرد. این اقدام، مؤثر واقع شد و آن مطالب از برنامه درسی تعلیمات دینی عربستان حذف گردید.[۷]

وفات

آیت‌الله شیخ حسین لنکرانی سرانجام پس از حدود یک قرن زندگی پربار و مبارزه بی‌امان با استعمار خارجی و استبداد داخلی، در ۱۸ خرداد ۱۳۶۸ دعوت حق را لبیک گفت و در شهرری در جوار حرم حضرت عبدالعظیم به خاک سپرده شد.[۸]

پانویس

  1. گلشن ابرار، ج۶، قم: نشر معروف، ۱۳۸۵، ص۲۵۹-۲۷۰.
  2. علی ابوالحسنی (منذر)، روابط و مناسبات آیت‌الله حاج شیخ حسین لنکرانی و امام خمینی ۱۳۲۴-۱۳۶۸، قسمت اول، تاریخ معاصر ایران، س۶، ش۲۱و۲۲ (بهار و تابستان ۱۳۸۱)، ص ۹۵ و ۹۸.
  3. نگاهی بر زندگانی بزرگمرد دین و سیاست: آیت‌الله حاج شیخ حسین لنکرانی، ص ۲۸ و ۲۹.
  4. علی ابوالحسنی (منذر)، قسمت دوم، تاریخ معاصر ایران، س۶، ش۲۳ (پاییز ۱۳۸۱)، ص۱۴.
  5. نگاهی بر زندگانی...، ص۳۰و۳۱.
  6. سوره بقره، آیه ۲۵۰.
  7. تاریخ معاصر ایران، ش ۲۱و۲۲، ص۲۰.
  8. گلشن ابرار، ص۲۷۷.

منابع

آرشیو عکس و تصویر