جرح و تعدیل

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۲۳ اکتبر ۲۰۱۲، ساعت ۱۲:۵۳ توسط مهدی موسوی (بحث | مشارکت‌ها) (ایجاد صفحه)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو

این مدخل از دانشنامه هنوز نوشته نشده است.

Icon book.jpg

محتوای فعلی بخشی از یک کتاب متناسب با عنوان است.

(احتمالا تصرف اندکی صورت گرفته است)


«جرح و تعديل» یکی از اصطلاحالات حديثی است. «جرح» در لغت یعنی عيب كردن، نقصان وارد آوردن است به کسی، و در اصطلاح فقها اظهار كردن فسق شاهد باشد. و كسى را «مجروح» گويند كه اعتبارى به قول و فعل او نباشد از جهت سهل انگارى و مسامحه در انجام احكام.

در اصطلاح حديث گويند: راوى بايد «مجروح» نباشد يعنى كلماتى كه جرح است در باره وى گفته نشده باشد و بلكه بايد در باره او كلماتى كه مدح است گفته شده باشد.[۱]

در مقابل «جرح»، «تعدیل» قرار دارد که به معنی موثق و عادل دانستن راوی حدیث می باشد.


در اصول رشاد در مورد جرح و تعديل آمده است:

«هرگاه راوى مشتهر به تقوى و يا متهم به فساد اخلاق باشد، همين اشتهار براى قبول يا رد روايت وى كافى است؛ ولى اگر خصوصيات اخلاقى وى بر اهل حديث مجهول باشد در اين صورت از عدول مطلعين در باره وى اختبار مى شود، چنانچه مطلعين وى را تعديل كردند حديثش مقبول و اگر جرح كردند مطرود مىگردد.»


در «جرح و تعديل» لازم است كه «جارح»[۲] و «مُزَكِّى»[۳] عادل و مطلع بر احوال رجال خبر باشد و از حيث تعداد هم لااقل دو نفر باشند، چرا كه تعديل و يا جرح مانند تزكيه «شاهد» (گواه) است و همانطور كه در تزكيه شاهد تعدد مُزَكِّى لازم است همينطور در تعديل راوى و يا جرح وى نيز تعدد معدّل و جارح لازم مى باشد.


جرح و تعديل بايد مدلل و مقرون به ذكر سبب باشد يعنى موجبات عدالت و يا ضعف راوى در آنها صريحاً قيد گردد، بنابر اين تعديل مطلق و يا جرح بدون ذكر سبب مؤثر نخواهد بود.

هرگاه يكى از رواة را عدّه اى جرح و عده اى ديگر تعديل نمايند، در اين صورت قول جارحين مقدم مى شود، چه آنكه قول معدل معمولا مبتنى بر عدم مشاهده عمل خلاف از راوى مزبور است؛ لكن قول جارح مبتنى بر مشاهده خلاف از وى مى باشد، پس قول دوم كه مبتنى بر حس و مشاهده است مقدم خواهد بود.[۴]

پانویس

  1. معالم، ص205؛ قوانين، ص475؛ درايه، ص 93.
  2. کسی که دیگری را جرح کند و به او عیبی را نسبت دهد.
  3. کسی که راوی را تعدیل کند و او را موثق بداند.
  4. اصول رشاد، 212.


منبع: سید مصطفی حسینی دشتی، فرهنگ «معارف و معاریف»؛