بریده اسلمی

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۲۹ اوت ۲۰۱۹، ساعت ۰۷:۱۶ توسط Akbari (بحث | مشارکت‌ها) (صفحه‌ای تازه حاوی « ==بُرَیدَة بن حُصَیب اَسلَمی، از جانبازان و فدادیان ولایت و امامت== به ذرّه گ...» ایجاد کرد)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو

بُرَیدَة بن حُصَیب اَسلَمی، از جانبازان و فدادیان ولایت و امامت

به ذرّه گر نظر لطف بوتراب کند ... به آسمان رود و کار آفتاب کند

موقعي که رسول خدا صلي الله عليه و آله در زمان هجرت عازم مدينه بود به محلي به نام «کراء الغميم» رسيد در آن جا بريده و حدود هشتاد نفر از همراهانش به پيامبر اسلام ايمان آورده و نماز عشاء را به امامت پيامبر خدا صلي الله عليه و آله به جاي آوردند. بريده در وطن خود (نزديک مدينه) ماند و پس از جنگ اُحد به مدينه آمد و در جنگ خيبر و فتح مکه و ساير غزوات شرکت جست و نيز در صلح حديبيه و بيعت رضوان حضور داشت. او در شهر مدينه ساکن شد؛ اما پس از فتح بصره، به آن جا نقل مکان کرد و در آن جا سکنا گزيد. وي در فتح خراسان و ديگر شهرهاي ايران در زمان خلافت عثمان جزو مجاهدان سپاه اسلام بود و پس از گسترش اسلام به تمام نواحي ايران، در شهر مرو (از توابع خراسان) ساکن شد و عاقبت در زمان حکومت «يزيد بن معاويه» در همان ديار در گذشت. و همان جا به خاک سپرده شد و فرزندانش نيز در مرو ماندگار شدند[ اسد الغابه، ج 1، ص 175؛ الاصابه، ج 1، ص 286؛ تهذيب التهذيب، ج 1، ص 452.] او از صحابه پیامبر اکرم(ص) که در بیشتر غزوات شرکت داشته است. او رئیس قبیله اَسْلَم بن اَفْصی بود و ایمان آوردن او سبب مسلمان شدنِ افراد زیادی از قبیله‌اش شد. پس از درگذشت رسول اکرم(ص) به هواداری امام علی(ع) از بیعت با ابوبکر امتناع ورزید.

نسب

بريده فرزند «حُصيب بن عبداللَّه بن حارث اسلمي» و کنيه اش را «ابو عبداللَّه» يا «ابو سهل» يا «ابو الحصيب» و «ابو ساسان» گفته اند. برخي نام او را «عامر» مي گويند و «بريده» لقب اوست. [ اسد الغابه، ج 1، ص 175؛ الاصابه، ج 1، ص 286. نام پدر بریده در بیشتر منابع حُصَیب و در برخی از آثار شیعه[مامقانی، تنقیح المقال، ۱۳۵۲ش، ج۱، بخش۲، ص۱۶۶؛ تستری، ] خَضیب ذکر شده است. وی رئیس قبیله اَسْلَم بن اَفْصی بوده است. برای او کنیه‌های مختلفی از قبیل ابا عبد الله، أبا سهل، أبا الحصیب و أبا ساسان گفته‌اند که مشهورترین آن اباعبدالله است.[ الاستیعاب، ج۱، ص۱۸۵]

در عصر پیامبر(ص)

در هجرت رسول اکرم(ص) از مکه به مدینه، هنگامی که ایشان در قرارگاه الغمیم توقف فرمود، بریده همراه با هشتاد خانواده از قبیله خود اسلام آورد؛ اما به گفته ابن حَجَر عسقلانی[ ابن حجر، الاصابة، ۱۳۲۸ق، ج۱، ص۱۴۶.] وی پس از غزوه بَدْر مسلمان شد. بریدة پس از غزوه اُحُد به مدینه رفت و به پیامبر(ص) پیوست و در آنجا اقامت گزید و در همه غزوات پیامبر(ص) شرکت کرد. در سال نهم هجری قمری، یک بار برای گرفتن خراج از اَسلَم و غِفار فرستاده شد، و بار دیگر برای دعوت آنان، که به غزوه تبوک بپیوندند. وی از پیامبر(ص) حدیث نقل کرده و ابوداوود صاحب مسند، از او روایت کرده است. فرزندش عبدالله بن بریده، و نوادگانش اوس بن عبدالله و سهل بن عبدالله نیز از او روایت کرده‌اند.[کشّی، اختیار معرفة الرجال، ۱۳۴۸ش، ص۳۰، ۳۸، ۹۴؛ ابن قتیبه، عیون الاخبار، بی‌تا، ج۱، ص۳۸، ج۳، ص۱۱۹.] از او نقل شده: پیامبر(ع) به من، ابو بکر، عمر، طلحه و زبیر دستور داد تا به حضرت علی(ع) به عنوان امیرالمؤمنین سلام کنیم و ما چنین کردیم.[رجمه الإرشاد، ص۴۲] فرستاده پیامبر برای خراج گرفتن و دعوت به جنگ در سال نهم هجرت، یک بار برای گرفتن خراج از اَسلَم و غِفار فرستاده شد، و بار دیگر برای دعوت آنان، که به غزوه تبوک بپیوندند.

نقل مکان به بصره

پس از رحلت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم، به اقامت در مدینه تا بنیادیابی بصره ادامه داد و سپس بدانجا نقل مکان کرد. سیر زندگی بریدة تا رحلت پیامبر بریده در خراسان جنگید و در مرو اقامت کرد و همانجا، در زمان فرمانروایی یزید بن معاویه (۶۰ـ۶۴)، درگذشتگفته‌اند که وی با ربیع بن زیاد جزو پنجاه هزار تنی بود که در ۵۱ به فرمان زیادبن ابیه همراه خانواده خود از بصره و کوفه به خراسان کوچیدند. به نوشته ابن حجر عسقلانیوی در ۶۳ درگذشته است.اسد الغابة، ج۱، ص۱۷۵. - الاصابة فی تمییزالصحابة، ابن حجر عسقلانی، ج۱، ص۱۴۶. - ابن اثیر ۱۳۹۹ـ۱۴۰۲، ج۳، ص۴۸۹.- فتوح البلدان ج۳، ص۵۰۷. - الاصابة فی تمییزالصحابة، ابن حَجَر عسقلانی ج۱، ص۱۴۶.

تاریخ دیگری از زندگی بریدة

بریدة اسلمی پس از درگذشت رسول اکرم صلّی اللّه علیه وآله وسلّم به هواداری علی علیه السّلام از بیعت با ابوبکر امتناع ورزید.قاموس الرجال، تستری، ج۲، ص۲۸۷ـ۲۸۸، ۲۹۱.قاموس الرجال، تستری، ج۲، ص۲۹۱.

راوی بودن بریدة

وی از پیامبرحدیث نقل کرده و ابوداوود صاحب مسند، از او روایت کرده است. فرزندش عبدالله بن بریده، و نوادگانش اوس بن عبدالله و سهل بن عبدالله نیز از او روایت کرده اند. بریدة اسلمی پس از درگذشت رسول اکرم صلّی اللّه علیه وآله وسلّم به هواداری علی علیه السّلام از بیعت با ابوبکر امتناع ورزید. (قاموس الرجال، تستری، ج۲، ص۲۸۷ـ۲۸۸، قاموس الرجال، تستری، ج۲، ص۲۹۱.

پس از رحلت پیامبر(ص)

بریدة اسلمی پس از درگذشت رسول اکرم(ص) به هواداری علی(ع) از بیعت با ابوبکر امتناع ورزید.[ تستری، قاموس الرجال، ۱۴۱۵ق، ج۲، ص۲۸۷ـ ۲۸۸، ۲۹۱.] پس از رحلت پیامبر(ص)، به اقامت در مدینه تا زمان ساخته شدن بصره ادامه داد و سپس بدانجا نقل مکان کرد. وی در خراسان جنگید و در مرو اقامت کرد.[ابن اثیر، اسدالغابة، ۱۹۷۳م، ج۱، ص۲۰۹؛ ابن حجر، الاصابة، ۱۳۲۸ق، ج۱، ص۱۴۶.] ابن اثیر[ ابن اثیر، الکامل، ۱۴۰۲ق، ج۳، ص۴۸۹.] و بلاذری[بلاذری، فتوح البلدان، ۱۹۵۶م، ص۵۰۷.] گفته‌اند که وی با ربیع بن زیاد جزو پنجاه هزار نفری بود که در سال ۵۱ق به فرمان زیاد بن اَبیه همراه خانواده خود از بصره و کوفه به خراسان کوچ کردند.

علاقه به حضرت علی علیه السلام

علاقه او به حضرت علی(ع) به همراهی وی در مسافرت به یمن برمی‌گردد. در این مسافرت خالد بن ولید که از عملکرد حضرت علی ناراضی بود او را پیش پیامبر(ص) فرستاد تا از حضرت علی شکایت کند.[تاریخ تحقیقی اسلام، ج۴، ص۳۵۲]او وقتی نزد پیامبر(ص) آمد و سفارش پیامبر(ص) نسبت به حضرت علی(ع) را شنید از علاقه‌مندان حضرت علی شد. پس از انتخاب ابوبکر به خلافت او به میان قبیله بنی اسلم رفت و پرچمی در میان قبیله نسب کرده و مردم را به اعتراض و بیعت با حضرت علی(ع) دعوت کرد.[سید مرتضی، الشافی، ۱۴۱۰ ق، ج۳، ص ۲۴۳؛ شیخ طوسی، تلخیص الشافی، ۱۳۸۲ش، ج۳، ص ۷۸] او روایات زیادی از پیامبر(ص) در فضیلت حضرت علی(ع) نقل کرده‌است از جمله: حدیث غدیر: در غدیر خم[الاستیعاب، ج۱، ص۱۸۵] داستان گرفتن پرچم از ابوبکر و اعطای آن به حضرت علی توسط پیامبر(ص) در جریان جنگ خیبر.[طبری، تاریخ الرسل و الملوک، ۱۹۰۱م، ج۳، ص۱۱-۱۲]پیامبر در این جریان فرمود: «فردا پرچم را به کسی خواهد داد که خدا و رسولش او را دوست می‌دارند و خداوند به دست او فتح را نصیب مسلمانان خواهد کرد و او گریزنده نیست.»[طبری، تاریخ الرسل و الملوک، ۱۹۰۱م، ج۳، ص ۱۱-۱۲]

فرزندان

ابن سعد در طبقات کبری از شخصی به نام عبدالله یاد می‌کند که فرزند بریده اسلمی بوده و از پدرش حدیث نقل کرده‌است.[رجمه الطبقات الکبری، ج۳، ص۲۳۳واقد پدر بزرگ محمد بن عمر واقدی مورخ، بنده آزاد کردۀ عبدالله بن بریده بوده‌است.[تاریخ الإسلام، ج۱۴، ص۳۶۱] امیرالمومنین علیه السّلام:فرمود: علم چراغ عقل است. امیرالمومنین علیه السّلام:نادان مرده است حتّی اگر زنده باشد. بريده پس از رحلت رسول گرامي اسلام صلي الله عليه و آله همواره از ارادتمندان و حاميان اميرالمؤمنين علي عليه السلام و خاندان رسالت بود، و پس از قتل عثمان در زمره کساني که با حضرت علي عليه السلام تا پاي جان بيعت کردند قرار گرفت[الجمل، ص 104.] ==شرکت بريده در تجهيز فاطمه== بريده در تمام شرايط طاقت فرسايي که پس از رحلت پيامبر اسلام بر علي بن ابي طالب عليه السلام و اولاد معصومش گذشت، ثابت قدم ماند و از حمايت و فداکاري لازم دريغ نکرد و حتي در نماز بر جنازه فاطمه زهرا عليها السلام و دفن پيکر مطهر آن حضرت عليها السلام که مخفيانه و محرمانه انجام شد، شرکت کرده است. علامه مجلسي از «روضة الواعظين» نقل مي کند که: وقتي فاطمه زهرا عليها السلام در بستر بيماري قرار گرفت به علي عليه السلام وصيّت کرد که جنازه او را شبانه غسل داده و نماز بخواند و شبانه به خاک بسپارد و هيچ کس از افرادي که به او ظلم کرده اند بر جنازه اش حاضر نشوند. چون فاطمه عليها السلام از دنيا رفت تمام اهل مدينه گريستند و صداي ضجه و ناله زنان بني هاشم خانه فاطمه را فرا گرفته بود و همه منتظر شرکت در تشييع جنازه يادگار پيامبر بودند؛ اما ابوذر از خانه علي عليه السلام بيرون آمد و اعلام کرد همه بروند، تشييع جنازه دختر پيامبر عليها السلام به تأخير افتاده است. همه مردم به خانه هاي خود رفتند تا فردا صبح براي تشييع جنازه و نماز و دفن حاضر شوند. اما پس از گذشت پاسي از شب که همه چشم ها به خواب رفت، امير مؤمنان عليه السلام طبق وصيت فاطمه عليها السلام با جمع اندکي بر جنازه مطهرش نماز خواند و محرمانه جنازه آن مظلومه تاريخ را به خاک سپرد، تشييع کنندگان و نمازگزاران و همراهان علي عليه السلام عبارت بودند از: عمار ياسر، مقداد، ابوذر، امام حسن و امام حسين عليهماالسلام، سلمان، زبير، عقيل، بريدة بن حصيب اسلمي و تعدادي از بني هاشم و خواص آنان. امام علي عليه السلام تعداد هفت قبر در اطراف قبر فاطمه عليها السلام درست کرد تا قبر او شناخته نشود.و برخي از خواص گفته اند: قبر فاطمه را با زمين هموار کرد تا شناخته نشود[ الجمل، ص192 ) آري بريده نيز چون سلمان و ابوذر و مقداد از محارم اسرار خاندان پيامبر صلي الله عليه و آله بود.

بريده و اعتراض به خلافت ابوبکر

هنگامي که اميرالمؤمنين علي عليه السلام مشغول غسل و کفن پيکر مطهر رسول خدا صلي الله عليه و آله بود،جمعي در سقيفه بني ساعده اجتماع کردند و با ابوبکر بيعت کردند. «بريدة بن حصيب» در آن روز در مدينه نبود (چون از پرچم داران سپاه اسامه در بيرون شهر بود) [ شرح ابن ابي الحديد، ج 1، ص 160.] به محض ورود به شهر با خبر شد که مردم با ابوبکر بيعت کرده و او را به جانشيني پيامبر صلي الله عليه و آله برگزيده اند. فوراً به منزل «عمران بن حصين» رفت و به او گفت: اي عمران، ديدي مردم آن چه از پيامبر خدا صلي الله عليه و آله درباره علي عليه السلام در باغ و بستانِ بني فلان از انصار شنيده بودند، چه زود فراموش کردند! آيا يادت هست که در آن باغ هر کس وارد مي شد و به رسول خدا صلي الله عليه و آله سلام مي کرد، حضرت پس از جواب سلام، به او مي فرمود: «سلّم علي اميرالمؤمنين، علي بن أبي طالب؛ بر علي بن ابي طالب که امير مؤمنان است، سلام کن.» همه سلام کردند و کسي جز «عمر بن خطاب» اعتراض نکرد که: آيا اين سلام بر علي عليه السلام به عنوان اميرالمؤمنين به دستور خداست يا به دستور رسول خدا؟ پيامبر خدا صلي الله عليه و آله فرمود: «بل من اللَّه و من رسوله؛ اين دستور هم از جانب خداست و هم از جانب رسول خداست.» اي عمران، آيا اين داستان را به ياد داري؟ عمران گفت: آري چنين روزي را به ياد دارم. بريده گفت: پس اکنون برخيز با هم نزد ابوبکر برويم و سؤال کنيم: آيا پس از اين داستان، خبر و دستور جديدي ازپيامبر صلي الله عليه و آله شنيده است که ما از آن بي خبريم؟ چرا که اگر او خبري را نشنيده باشد، به پيامبر دروغ نمي بندد و به ما نيز دروغ نمي گويد. بريده و عمران با هم نزد ابوبکر رفتند و موضوع سلام بر اميرالمؤمنين علي عليه السلام در باغ يکي از انصار را يادآور شدند و گفتند: در آن روز خودت به علي عليه السلام به عنوان اميرالمؤمنين سلام کردي، ديگر سزاوار نيست کس ديگري بر او امارت و حکومت کند! آيا بعد از آن، دستور جديدي از پيامبر شنيده اي که ما از آن بي خبريم؟ابوبکر تصديق کرد که آن روز را به ياد مي آورم. بريده گفت: بنابراين چگونه کسي سزاوار حکومت بر اميرالمؤمنين است با اين که پيامبر خدا صلي الله عليه و آله او را امير بر مؤمنان قرار داده است؟ ابوبکر گفت: راست مي گوييد، اما مسلمانان مرا انتخاب و با من بيعت کرده اند و من هم از رأي آنها پيروي مي کنم. بُريده گفت: «و اللَّه ما ذلک لک و لا للمسلمين خلاف رسول اللَّه صلي الله عليه و آله؛ نه، سوگند به خدا براي شما و ديگر مسلمانان سزاوار نيست که با پيامبر مخالفت کنيد، بايد امامت و ولايت را به علي بن ابي طالبعليه السلام واگذار کنيد.» چون سخن به اين جا رسيد، ابوبکر گفت: بايد با عمر در اين باره مذاکره کنيم. وقتي عمر آمد، گفت [درست است، اما]: «لا يجتمع النبوة و الملک في اهل بيت واحد؛ هيچ گاه نبوت و سلطنت در يک خانواده جمع نمي شود!» بريده که مردي دانا و پرجرأت در گفتار بود، گفت: اي عمر، چرا بر خلاف منطق قرآن سخن مي گويي؟ مگر نمي داني خداوند اين ادعاي تو را اشتباه و خطا خوانده و مي فرمايد: «أَم يَحسُدونَ الناسُ علي ما آتاهُمُ اللَّه مِن فَضْلِه فَقَد آتَيْنَا آلَ إبْراهِيمَ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ آتَيْناهُم مُّلْکاً عَظِيماً»[ نساء 4، آيه 54 «آيا مردم حسد مي ورزند که خداوند از فضل خويش به آنان (پيامبران) عطا فرمايد؟! همانا ما به خاندان ابراهيم کتاب و دانش و نيز حکومت بزرگي عطا کرديم».]

شکايتي که سبب حب علي شد

ابن ابي الحديد از بريده نقل مي کند: رسول خدا صلي الله عليه و آله، حضرت علي عليه السلام را در سريه اي [سريه: عبارت از گروهي است که بدون پيامبر صلي الله عليه و آله به جانب دشمن مي رفتند.] و «خالد بن وليد» را در سريه ديگري قرار داد و هر دو سريه را به جانب يمن اعزام نمود و به هر دو سريه فرمود: اگر شما دو گروه با هم جمع شديد، فرمانده کل هر دو گروه علي بن ابي طالب است، اما اگر از هم جدا بوديد، فرماندهي يکي از آن گروه با علي عليه السلام و ديگري با خالد است؛ اما چون در يمن همه در قالب يک سپاه در آمدند، فرماندهي سپاه را علي عليه السلام به عهده گرفت و پس از پيروزي بر اهل يمن و به دست آوردن غنايم جنگي از اموال و اسيران، در اين ميان حضرت علي عليه السلام از غنايم جنگي جاريه اي را براي خود برداشت. «خالد بن وليد» چون از اين کار ناراحت گرديد به چهار نفر از جمله «بريده اسلمي» که همراه آن سپاه بود، گفت: شما به نزد رسول خدا صلي الله عليه و آله برويد و اين موضوع را به عرض او برسانيد و بگوييد: علي عليه السلام چنين کرد. پس از بازگشت سپاه از يمن، بريده و همراهان زودتر از همه خدمت رسول خدا صلي الله عليه و آله رسيدند، يکي از آنها عرض کرد: علي عليه السلام چنين و چنان کرد و از غنايم، جاريه اي براي خود برداشته است! حضرت چون واقف به شأن علي بود و مي دانست هرگز علي مرتکب خلاف نمي شود، لذا از آن شخص معترض روي برتافت، و ديگري پيش آمد باز همين موضوع را تکرار کرد و حضرت از او نيز روي برتافت، در آخر بريده جلو آمد و گفت: علي عليه السلام چنين و چنان کرد و از غنايم يمن، جاريه اي براي خود برداشت. حضرت در اين نوبت به غضب رفت به طوري که رنگ صورتش سرخ گرديد و فرمود: دعوا لي علياً - يکرّرها - إنّ علياً مني و أنا مِن علي، و إنّ حظّه في الخمس أکثر مما أخذ، و هو وليُّ کلِّ مؤمنٍ من بعدي؛ علي را بياوريد (چندين بار تکرار کرد) بعد فرمود: همانا علي از من است و من از علي و همانا سهم او از خمس غنايم، بيش از آن است که او برداشته، و او پيشوا و وليّ هر مؤمني بعد از من است. [بحارالانوار، ج 40، ص 83.

بریده در زمان معاویه

یک سرپیچی شیرین «حكم بن عمرو» یکی از یاران پیامبر(ص) است که در ترکمنستان مدفون شده است. او اگرچه در زمان معاویه به حکومت خراسان منصوب شد، اما اخلاق و منش حکومتی اش هیچ سنخیتی با حکومت منافقانه معاویه نداشت. هنگامى كه او به حكومت خراسان منصوب شد، عمران بن حُصين كه يكى از دوستان قديمى او بود در دار الحكومه بصره پيش حكم آمد و گفت: «مى دانى براى چه به ملاقات تو آمدم؟فقط براى اينكه يك جمله از گفتار پيغمبر صلی الله علیه وآله و سلم را يادآورى كنم و آن اين است:ياد دارى موقعى كه به رسول خدا صلی الله علیه وآله و سلم گفتند: يكى از سرداران به سربازى گفت: كه برخيز و در ميان آتش برو و آن سرباز ابتدا خواست اطاعت كند ولى نافرمانى كرد و نرفت.پيامبر صلی الله علیه وآله و سلم فرمود: اگر رفته بود جهنمى مى شد. در مقام نافرمانى خدا اطاعت هيچ بنده اى را نبايد كرد.» حکم، این فرمایش پیامبر گرامی اسلام(ص) را سرلوحه کارش قرار داده بود. نمونه رفتارهای حکم را می توان در ماجرای پاسخ تندش به والی معاویه دید. سال 50 هجری قمری بود که زياد بن ابيه(والی معاویه در عراق) براي او نوشت كه معاويه تصميم گرفته درهم و دينارها را جمع آوري و ذخيره كند، بنابراین هر چه داريد براي او بفرستيد و بين مردم تقسيم نكنيد. اما حكم در جواب او نوشت:«من نامه شما را خواندم و از مضمون آن اطلاع پيدا كردم. شما براي من نوشته ايد من طلاها و نقره ها را براي معاويه به شام بفرستم. اما من كتاب خدا را برنامه معاويه مقدم مي دارم و قبل از اين كه نامه او را بخوانم كتاب خداوند را قرائت كرده ام و من در كتاب خدا اين چنين دستوري نديده ام كه درهم و دينار را براي او بفرستم و مردمم را از آن محروم سازم. به خداوند سوگند اگر آسمان و زمين به هم بيايند من اين اموال را براي او نخواهم فرستاد. من مطمئن هستم كه خداوند مرا از مشكلاتي كه پيش خواهد آمد نجات خواهد داد و از گزند معاويه نجات پيدا خواهم كرد.» او پس از نوشتن این نامه، همه اموال و غنایم را بین مردم تقسیم کرد و بعد گفت:« بار خدايا اگر عمل نيكي در نزد تو دارم هم اكنون جان مرا بگير و مرا آسوده ساز.» نوشته اند که حكم همان روز درگذشت و در مرو خراسان به خاك سپرده شد. جایی که اکنون در خاک کشور ترکمنستان است. بریده بن حصیب اسلمی دیگر یار وفادار و نزدیک پیامبر اسلام(ص) و امیرالمومنین(ع) است که در ترکمنستان به خاک سپرده شده است. او از جمله 80 نفری بود که در هنگام هجرت پیامبر(ص) از مکه به مدینه، در محلی بنام «کراع الغمیم» به وی ایمان آورده و نماز عشا را به امامت پیامبر اقامه کردند. قبیله او اولین گروه و قبیله مسلمانان، بعد از هجرت بودند. بریده در جنگ‌های مختلف صدر اسلام حضور داشت و در دوران عثمان در گسترش اسلام در خراسان نیز مشارکت داشت. در مرو ساکن شد و در همان جا هم درگذشت. مقبره بریده هم اکنون در شهر مرو ترکمنستان قرار دارد

وفات

وي در فتح خراسان و ديگر شهرهاي ايران در زمان خلافت عثمان جزو مجاهدان سپاه اسلام بود و پس از گسترش اسلام به تمام نواحي ايران، وی با ربیع بن زیاد جزو پنجاه هزار تنی بود که در ۵۱ به فرمان زیادبن ابیه همراه خانواده خود از بصره و کوفه به خراسان کوچیدند. وی در خراسان جنگید و در مرو اقامت کرد و همانجا، در زمان فرمانروایی یزید بن معاویه (۶۰ـ۶۴)،درگذشت . به نوشته ابن حجر عسقلانی وی در سال ۶۳ درگذشته است (الاصابة فی تمییزالصحابة، ابن حَجَر عسقلانی ج۱، ص۱۴۶.). و به گفته ابن اثیر، در زمان فرمانروایی یزید بن معاویه، (۶۰ـ۶۴) در خراسان (در اطراف مرو) درگذشته است.[ابن اثیر، اسد الغابة، ۱۹۷۳م، ج۱، ص۲۰۹.] آرامگاه او در ترکمنستان امروزی است. حکم بن غفاری نیز که از اصحاب و یاران پیامبر اکرم(ص) است در کنار قبر برید دفن شده و این دو در بین مردم مسلمان این مرز و بوم به علمداران دوقلوی اسلام معروف هستند. طبرسی در اعلام الوری روایتی از پیامبر(ص) خطاب به بریده نقل می‌کند که مهاجرت وی و تعدادی دیگر را به مرو پیشگویی کرده بود.[ترجمه إعلام الوری، ص۴۵]

مجله مهر: یاران خاص پیامبر اکرم(ص)، اگرچه زیاد بودند و بسیاری از آنان در مکه و مدینه و کشورهای اطراف مدفون شده اند، اما بعضی از یاران نزدیک ایشان هم در سرزمین هایی مدفون شده اند. یارانی همچون «حجر بن عدی» که ماجرای نبش مقبره این یار بزرگوار پیامبر(ص) و امام علی(ع) سال گذشته خبرساز شده بود. اما شاید برایتان جالب باشد اگر بدانید دو تن از نزدیک ترین یاران پیامبر گرامی اسلام(ص) در کشور ترکمنستان به خاک سپرده شده اند. مقبره هایی که دولت ترکیه در حال بازسازی آن است.

بریده بن حصیب اسلمی دیگر یار وفادار و نزدیک پیامبر اسلام(ص) و امیرالمومنین(ع) است که در ترکمنستان به خاک سپرده شده است. او از جمله 80 نفری بود که در هنگام هجرت پیامبر(ص) از مکه به مدینه، در محلی بنام «کراع الغمیم» به وی ایمان آورده و نماز عشا را به امامت پیامبر اقامه کردند. قبیله او اولین گروه و قبیله مسلمانان، بعد از هجرت بودند. بریده در جنگ‌های مختلف صدر اسلام حضور داشت و در دوران عثمان در گسترش اسلام در خراسان نیز مشارکت داشت. در مرو ساکن شد و در همان جا هم درگذشت.

بریده بن حصیب اسلمی حامی ولایت و نمازگزار به حضرت زهراء علیها السلام

با مطالعه حالات و سرگذشت این مردان بزرگ . متوجه می شویم که در راه ولایت امیرمومنان علیه السلام متحمل چه زحماتی شده و چگونه برای حفظ آن عاشقانه جانفشانی کرده اند که یکی از آنها بریده اسلمی است بطور خلاصه قسمتهائی از حالات او را ذیلا مطالعه نمائید.

پانویس

ابن اثیر، اسدالغابة فی معرفة الصحابة، چاپ محمدابراهیم بنا و محمداحمد عاشور، قاهره ۱۹۷۰ـ۱۹۷۳م - ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، بیروت ۱۳۹۹ـ۱۴۰۲/۱۹۷۹ـ۱۹۸۲م.- ابن حجر عسقلانی، الاصابة فی تمییزالصحابة، مصر، ۱۳۲۸ق. - ابن سعد، الطبقات الکبیر، چاپ ادوارد سخو، لیدن ۱۳۳۱ـ۱۳۴۷/ ۱۹۰۴ـ۱۹۴۰م. - ابن قتیبه، عیون الاخبار، بیروت، بی‌تا. - بلاذری، احمد بن یحیی، فتوح البلدان، چاپ صلاح الدین منجد، قاهره، ۱۹۵۶م.- تستری، محمدتقی، قاموس الرجال، قم ۱۴۱۰ ـ ۱۴۱۵ق. - سید مرتضی، الشافی فی الإمامة، شریف مرتضی، تحقیق و تعلیق از سید عبد الزهراء حسینی، مؤسسة الصادق ع، تهران، ۱۴۱۰ ق، چاپ دوم.- شیخ طوسی، تلخیص الشافی، ملاحظات مقدمه و تحقیق از حسین بحر العلوم ، انتشارات المحبین، قم، ۱۳۸۲ش، چاپ اول. طبری، محمدبن جریر، تاریخ الرسل والملوک، چاپ دخویه... (و دیگران)، لیدن، ۱۸۷۹ـ۱۹۰۱م - کشّی، محمدبن عمر، اختیار معرفة الرجال، تلخیص محمدبن حسن طوسی، چاپ حسن مصطفوی، مشهد ۱۳۴۸ش. - مامقانی، عبدالله، تنقیح المقال فی علم الرجال، چاپ سنگی نجف، ۱۳۴۹ـ۱۳۵۲ق. - نووی، یحیی بن شرف، تهذیب الاسماء واللغات، تهران، بی‌تا. - : دانشنامه جهان اسلام -؛ تهذيب التهذيب، ج 1،- الجمل، ص - شرح ابن ابي الحديد، - نساء 4، آيه 54 - بحارالانوار، ابوتراب سایت تخصصی امیرمئمنان علیه السلام - ویکی شیعه - کتاب اصحاب امام علی علیه السلام سيد اصغر ناظم زاده قمي- پایگاه جامع عاشوراء - راه برتربنها پورتال خبری سبک زندگی - ویکی فقه - و مدارک دیگر.

منابع

امینی گلستانی، محمد، " درجات بعضی اصحاب... حنظله شستشو شونده ی فرشتگان"، پایگاه اندیشوران