الإمام الصادق و المذاهب الأربعة (کتاب): تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(صفحه‌ای تازه حاوی « بندانگشتی|الإمام الصادق و المذاهب الأربعة '''الإمام الصادق...» ایجاد کرد)
 
 
(۱ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۱ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
[[پرونده:Ketab59.jpg|بندانگشتی|الإمام الصادق و المذاهب الأربعة]]
+
[[پرونده:Ketab59.jpg|بندانگشتی|240px|]]
 +
'''«الإمام الصادق و المذاهب الأربعة»''' اثر شیخ اسد حیدر نجفی (م، ۱۴۰۵ ق) مورخ و محقق [[عراق|عراقی]]، پژوهشى است به زبان عربى، پیرامون [[امام جعفر صادق(ع)|امام صادق]] علیه‌السلام و مذاهب چهارگانه [[اهل سنت|اهل تسنن]] و مقایسه آن‌ها با مکتب [[تشیع|شیعه]]. این کتاب، در واقع دائرةالمعارف کوچکى در [[تاریخ|تاریخ]]، [[فقه]]، [[حدیث]] و سیاست اسلامى و به‌ویژه شیعى است.
  
 +
==معرفی کتاب==
  
'''الإمام الصادق و المذاهب الأربعة مع الإضافات و تحقيقات جديدة''' اثر [[حیدر، اسد|اسد حيدر]]، پژوهشى است پيرامون [[امام جعفر صادق(ع)|امام صادق(ع)]] و مذاهب چهارگانه اهل سنت و مقايسه آن‌ها با مكتب تشيع، كه به زبان عربى نوشته شده است.
+
نویسنده، کتاب را به انگیزه بحث و تحقیق در باب مذاهب اسلامى و چگونگى تکوین آن‌ها و نیز در مذهب [[اهل البیت|اهل بیت]](ع) و جایگاه آن در [[شریعت]] و قانون‌گذارى اسلامى، به نگارش درآورده است.
  
نويسنده، كتاب را به انگيزه بحث و تحقيق در باب مذاهب اسلامى و چگونگى تكوين آن‌ها و نيز در مذهب اهل بيت(ع) و جايگاه آن در شريعت و قانون‌گذارى اسلامى، به نگارش درآورده است.<ref>ر.ك: مقدمه نويسنده، ج1، ص9</ref>
+
اصل کتاب توسط انتشارات «مکتبة الصدر» تهران، در سه جلد تنظیم شده است، اما پس از مدتى، همراه با اضافات و تحقیقاتى از طرف «دار التعارف المطبوعات» بیروت، در هشت جلد، عرضه شده و مقاله حاضر، با محوریت همین چاپ، سامان یافته است.
  
== ساختار ==
+
با اینکه به اقتضاى عنوان کتاب، نویسنده مى‌بایست در محدوده فقه جعفرى و ارتباط آن با مذاهب چهارگانه [[اهل سنت]] ([[حنفی|حنفى]]، [[مالکی|مالکى]]، [[شافعی|شافعى]] و [[حنبلی|حنبلى]]) سخن بگوید و یا مذهب جعفرى را با دیگر مذاهب مقایسه کند، اما چنین نیست؛ نویسنده عملاً از حوزه عنوان تحقیق خود بسیار فراتر رفته و در عرصه‌هایى گام برداشته که گاه هیچ ارتباط مستقیمى با موضوع کتاب ندارد. گویا موضوع اصلى براى نویسنده «[[شیعه]]» بوده و لذا در هر مناسبتى، عرصه سخن را چنان فراخ گرفته که بتواند از مواضع شیعه در زمینه‌هاى مختلف اعتقادى، کلامى، سیاسى، اخلاقى، علمى و فقهى دفاع کند و هر ابهامى را بزداید؛ هر چند که ارتباطى با [[امام جعفر صادق(ع)|امام صادق(ع)]] و مذاهب چهارگانه نداشته باشد. البته این شیوه کتاب را از انسجام لازم و اختصار مفید تهى ساخته، اما در عین حال، اطلاعات بسیار ارزشمندى را در حوزه‌هاى مختلف معارف اسلامى و [[تاریخ اسلام]] در اختیار خوانندگانى که آگاهى‌هاى وسیع و تخصصى با معارف دینى و تاریخ سیاسى [[اسلام]] و اختلاف و جنگ عقاید ندارند، مى‌گذارد.
  
سه مقدمه از نويسنده و يك مقدمه از دكتر حامد حنفى داود، آغازگر كتاب مى‌باشد.
+
نویسنده کوشیده است به مثابه یک پژوهشگر شیعى، به نقد و بررسى و تحلیل تاریخى موضوع مورد نظر خود بنشیند و از عقاید و آراء شیعى در برابر خرده‌گیرى‌ها و انتقادهاى وارده بر این طایفه، عالمانه دفاع کند. این اثر به دلیل تنوع و تاریخى و تحلیلى بودن آن، براى تمامى کسانى که به این نوع مسائل علاقه‌مندند و در فرهنگ و معارف دینى تحقیق مى‌کنند قابل استفاده است.
  
اصل كتاب توسط انتشارات «مكتبة الصدر» تهران، در سه جلد تنظيم شده است، اما پس از مدتى، همراه با اضافات و تحقيقاتى از طرف «دار التعارف المطبوعات» بيروت، در هشت جلد، عرضه شده و مقاله حاضر، با محوريت همين چاپ، سامان يافته است.
+
==ویژگی‌های کتاب==
 +
این کتاب داراى امتیازات متعددى است که بر اهمیت و اعتبار آن مى‌افزاید. مهمترین امتیازى که پیش از هر چیز در خور توجه است، تحقیق و تتبع وسیع نویسنده در گذشته‌هاى دور است. وسعت تحقیق و بهره‌جویى از منابع مختلف و کهن، به‌خصوص از منابع اهل سنت، براى مدلل کردن نظریات شیعى و مدعاهاى نویسنده در کتاب حاضر، چندان است که مى‌توان آن را با «[[الغدیر (کتاب)|الغدیر]]» [[علامه امینى]] در موضوع خود، مقایسه کرد. تقریباً هیچ مطلبى نیست که نویسنده بدون ارائه حداقل یک سند نگاشته باشد، هر چند که گاه مآخذ را ذکر نکرده است.
  
با اينكه به اقتضاى عنوان كتاب، نويسنده مى‌بايست در محدوده فقه جعفرى و ارتباط آن با مذاهب چهارگانه اهل سنت (حنفى، مالكى، شافعى و حنبلى) سخن بگويد و يا مذهب جعفرى را با ديگر مذاهب مقايسه كند، اما چنين نيست؛ نويسنده عملاً از حوزه عنوان تحقيق خود بسيار فراتر رفته و در عرصه‌هايى گام برداشته كه گاه هيچ ارتباط مستقيمى با موضوع كتاب ندارد. گويا موضوع اصلى براى نويسنده «شيعه» بوده و لذا در هر مناسبتى، عرصه سخن را چنان فراخ گرفته كه بتواند از مواضع شيعه در زمينه‌هاى مختلف اعتقادى، كلامى، سياسى، اخلاقى، علمى و فقهى دفاع كند و هر ابهامى را بزدايد؛ هر چند كه ارتباطى با [[امام جعفر صادق(ع)|امام صادق(ع)]] و مذاهب چهارگانه نداشته باشد. البته اين شيوه كتاب را از انسجام لازم و اختصار مفيد تهى ساخته، اما در عين حال، اطلاعات بسيار ارزشمندى را در حوزه‌هاى مختلف معارف اسلامى و تاريخ اسلام در اختيار خوانندگانى كه آگاهى‌هاى وسيع و عميق و تخصصى با معارف دينى و تاريخ سياسى اسلام و اختلاف و جنگ عقايد ندارند، مى‌گذارد.<ref>حيدر، اسد، ج1، ص18</ref>
+
امتیاز دیگر کتاب، بررسى و تحقیق عالمانه و منصفانه نویسنده است که در حد قابل قبولى صورت گرفته است. با اینکه نویسنده یک عالم [[شیعه|شیعى]] است و در تشیع نیز کاملاً استوار است، در عین حال، کوشیده است که در دفاع از تشیع و یا در نقد و رد عقاید و آراى دیگر مذاهب فقهى و یا [[علم کلام|کلامى]] اسلامى، جانب انصاف علمى را نگه دارد و تلاش کرده است که سخنى بى‌دلیل نگوید و ادعایى بى‌سند مطرح نکند. احتمالاً همین انگیزه و دغدغه نویسنده سبب شده است که در هرکجا، نکته‌اى و مطلبى طرح مى‌کند، توضیح و استدلالى نیز براى آن نکته در پى مى‌آورد.
  
اين اثر به دليل تنوع و تاريخى و تحليلى بودن آن، براى تمامى كسانى كه به اين نوع مسائل علاقه‌مندند و در فرهنگ و معارف دينى تحقيق مى‌كنند قابل استفاده است.
+
ویژگى ممتاز دیگر نویسنده در این کتاب، دید سیاسى و تحلیلى اوست و این خصوصیت کتاب را روشنگرتر کرده است. این سخن به این معناست که نویسنده صرفاً به ادعاها و یا نقل حوادث تاریخى بسنده نکرده، بلکه کوشیده است در وراى رویدادهاى اجتماعى و سیاسى و حتى حوادث علمى و فقهى و اعتقادى محض، انگیزه‌هاى سیاسى قدرتمندان را نیز به نمایش بگذارد. وى در این هدف به خوبى از عهده بر آمده و به استناد واقعیت‌هاى تاریخى، نشان داده است که چگونه پس از [[پیامبر اسلام|پیامبر]](ص)، [[اسلام]] بر اساس [[خلافت]] ساخته و پرداخته شد، نه خلافت بر اساس اسلام؛ و چگونه فرقه‌هاى کلامى و فقهى و سیاسى به دست سیاست‌بازان حرفه‌اى و دنیا طلب پدید آمدند و یا دست کم پرورده و تثبیت شدند و یا چگونه برخى از این فرقه‌هاى ضد حکومتى مورد بى‌مهرى قرار گرفته و از صحنه تاریخ محو شدند.  
  
== گزارش محتوا ==
+
محقق آگاه، زندگى [[امام صادق]](ع) را به نمایش مى‌گذارد و با تبیین همه جانبه شخصیت او نشان مى‌دهد که امام(ع)، صرف‌نظر از اعتقاد خاص شیعى نسبت به آن بزرگوار، در زمان خود آگاهترین و عالیترین عالمان امت و از نظر صلاحیت‌هاى فکرى، اخلاقى، علمى و سیاسى براى رهبرى امت، مناسب‌ترین و لا یق‌ترین فرد بوده است، اما به دلایلى وى از پذیرفتن رهبرى سیاسى و زعامت جامعه تن مى‌زند و به رهبرى فکرى و معنوى بسنده مى‌کند؛ در عین حال، [[منصور (خلیفه عباسی)|منصور دوانیقى]] صرفا به خاطر اینکه خطر بالقوه امام تبدیل به خطر بالفعل نگردد و شخصیت عظیم او روزى پرچمدار رهایى و محور مخالفان نشود، آن همه سختى‌ها را بر امام روا مى‌دارد و سرانجام وى را به [[شهادت امام صادق علیه السلام|شهادت]] مى‌رساند. بر اساس این تحلیل مستند تاریخى، انگیزه مخالفت خلفاى [[بنی امیه|اموى]]، به ویژه منصور با امام صادق(ع)، چیزى جز جاه‌طلبى و قدرت‌پرستى نبوده و تمامى کوشش این بوده است که قدرت غاصبانه و ظالمانه آنان، پایدار بماند و لذا براى تحقق این هدف، از هیچ جنایتى فروگذار نکردند.
  
 +
در این کتاب، افزون بر زندگى و سرنوشت امام صادق(ع)، که در آن بازى سیاست به روشنى نشان داده شده است، سرنوشت مذاهب فقهى نیز به خوبى تشریح و نشان داده شده که چرا و چگونه این مذاهب به وجود آمده، رشد کرده و به پیروزى رسیده‌اند، و سرانجام چرا و به چه دلیل برخى از این مذاهب استمرار یافته و طرفدارانى وسیع پیدا کردند و برخى نیز به طور کلى محو شده و امروز نامى از آنان در میان نیست. در این مورد، نقشى که دست سیاست بازى کرد، به طور مستند نشان داده شده است. به هر حال نگرش سیاسى و تحلیلى نویسنده بسیار روشنگر و آموزنده و سودمند خواهد بود.
  
در مقدمات نويسنده، به انگيزه نگارش و برخى ويژگى‌هاى كتاب، اشاره شده است.<ref>مقدمه نويسنده، ج1، ص9- 14</ref>
+
از این ویژگى‌هاى کلى که بگذریم، مهمترین برجستگى کتاب براى خوانندگان [[ایران|ایرانى]] که غالبا شیعه‌اند، محورى بودن آن حول مذهب و تاریخ شیعى است. چنانکه پیش از این اشاره رفت، نویسنده به بهانه بررسى زندگى امام صادق(ع)، به بسیارى از عقاید و شعائر شیعى و به ویژه تاریخ تلخ و دردناک شیعیان پرداخته و کوشیده است گوشه‌هایى از حقایق را بازگوید و ابهامات را روشن سازد و پاسخ خرده‌گیران و منتقدان گذشته و حال شیعه را بدهد. در عین حال، گفتنى است که نویسنده بدون اینکه به عقاید و مذاهب دیگر توهینى روا دارد، با کمال ادب کوشیده است از مذهب ویژه و آیین سیاسى و تاریخى خود دفاع کند.
  
در مقدمه حامد حنفى داود، ضمن بيان اهميت و ارزش كتاب، به برخى از خصوصيات و ويژگى‌هاى آن اشاره گرديده است كه از جمله آنها، گستره و آفاق پردامنه كتاب و توجه به اكثر جوانب شخصيت [[امام جعفر صادق(ع)|امام صادق(ع)]] است.<ref>مقدمه حامد داود، ج1، ص15-20</ref>
+
از خصوصیات دیگر کتاب، بررسى تفصیلى زندگى [[امام جعفر صادق(ع)|امام صادق(ع)]] و تبیین ابعاد متنوع شخصیت و زندگى پرفراز و نشیب آن امام و بخصوص انجام یک مقایسه تقریبا دقیق و علمى بین «[[مذهب جعفری|مذهب جعفرى]]» و دیگر مذاهب بزرگ و متداول اسلامى است.
  
اين كتاب، در واقع دائرة المعارف كوچكى است در تاريخ، فقه، حديث و سياست اسلامى و به‌طور خاص شيعى. نويسنده محقق و متتبع آن، كوشيده است به مثابه يك پژوهشگر شيعى، به نقد و بررسى و تحليل تاريخى موضوع مورد نظر خود بنشيند و از عقايد و آراء شيعى در برابر خرده‌گيرى‌ها و انتقادهاى وارده بر اين طايفه، عالمانه دفاع كند.<ref>حيدر، اسد، ج1، ص18</ref>
+
کتاب از شمول و عمومیت و تنوعى برخوردار است که آن را به صورت یک دائرةالمعارف کوچک فقه و حدیث و رجال و تاریخ سه قرن اول اسلام و به ویژه دائرةالمعارف جعفرى درآورده است. به همین دلیل، این کتاب براى عموم مسلمانان مفید و خواندنى و حاوى مطالب تازه و هدایتگر است. پیروان مذاهب چهارگانه [[اهل سنت]] نیز در این کتاب نکات نو و قابل استفاده بسیار خواهند یافت که بر عمق آگاهى‌هایشان از مذهب خویش خواهد افزود.
  
كتاب داراى امتيازات متعددى است كه بر اهميت و اعتبار آن مى‌افزايد. مهمترين امتيازى كه پيش از هر چيز در خور توجه است، تحقيق و تتبع وسيع نويسنده در گذشته‌هاى دور است؛ در روزگارى كه علوم و معارف دينى رواج وافر داشت و فرهنگ اسلامى گسترده و متنوع بود، عالمان و محققان معمولاً بدون تحقيق و تفحص كافى دست به قلم نمى‌بردند و بدون سند و دليل سخن نمى‌گفتند.<ref>همان، ص19</ref>
+
با این همه، کتاب داراى برخى کاستى‌ها و نواقص مى‌باشد. صرف‌نظر از محتواى کتاب، مهم‌ترین اشکالى که از نظر شکل تدوین کتاب به چشم مى‌خورد، عدم انسجام آن است. البته کتاب، نظم و قالب خاص خود را دارد و نویسنده بر اساس قالب انتخابى خود تحقیق خود را به پیش مى‌برد، اما این قالب و سازمان به‌گونه‌اى است که نویسنده به‌طور اجتناب‌ناپذیرى به تکرار و بازگویى برخى از مطالب و موضوعات دچار مى‌شود. نویسنده روشى را انتخاب نکرده که تمامى مطالب و گفتنى‌هایش را در یک موضوع و در یک‌جا عرضه کند، بلکه وى موضوعى واحد را در جاهاى مختلف و به مناسبت‌هاى گوناگون مطرح کرده و در هرکجا کم و زیاد به آن پرداخته و سرانجام وعده داده که بعداً به تفصیل به آن‌ها خواهد پرداخت؛ مثلاً نویسنده در هر جلد و حتى در یک جلد چند بار، به زندگى نامه [[امام جعفر صادق(ع)|امام صادق(ع)]] پرداخته و لاجرم برخى مطالب را عیناً تکرار کرده است و یا در مورد مذاهب دیگر، همین بى‌نظمى وجود دارد. فى‌المثل برخى از مطالب مربوط به زندگى امامان مذاهب نیز، چند بار (گاه کوتاه و گاه مفصل) بازگو شده است. اسامى و گاه زندگى راویان [[حدیث]] نیز تکرار شده است. گاه عین عبارت منقول از منابع آورده شده است.  
 +
==منابع==
  
وسعت تحقيق و بهره‌جويى از منابع مختلف و كهن، به‌خصوص از منابع اهل سنت، براى مدلل كردن نظريات شيعى و مدعاهاى نويسنده در كتاب حاضر، چندان است كه مى‌توان آن را با «[[موسوعة الغدير في الكتاب و السنة و الأدب|الغدير]]» [[علامه امينى]] در موضوع خود، مقايسه كرد. تقريباً هيچ مطلبى نيست كه نويسنده بدون ارائه حداقل يك سند نگاشته باشد، هر چند كه گاه متأسفانه مآخذ را ذكر نكرده است.<ref>همان، ص19- 20</ref>
+
* "الإمام الصادق و المذاهب الأربعة"، اسد حیدر، ترجمه حسن یوسفى اشکورى، شرکت سهامى انتشار، چاپ اول، ۱۳۶۹، در دسترس در: ویکی نور.
  
امتياز ديگر كتاب، بررسى و تحقيق عالمانه و منصفانه نويسنده است كه در حد قابل قبولى صورت گرفته است. با اينكه نويسنده يك عالم شيعى است و در تشيع نيز كاملاً راسخ و استوار است، در عين حال، كوشيده است كه در دفاع از تشيع و يا در نقد و رد عقايد و آراى ديگر مذاهب فقهى و يا كلامى اسلامى، جانب اعتدال و انصاف علمى را نگه دارد و تلاش كرده است كه سخنى بى‌دليل نگويد و ادعايى سست و بى‌سند مطرح نكند. احتمالاً همين انگيزه و دغدغه نويسنده سبب شده است كه در هركجا، و لو به عنوان يك جمله معترضه و كاملاً حاشيه‌اى، نكته‌اى و مطلبى طرح مى‌كند، توضيح و استدلالى نيز براى آن نكته در پى مى‌آورد و اين در حالى است كه نويسنده در نظر دارد كه در جاى خود به تفصيل به آن مطلب بپردازد؛ هر چند كه اين شيوه خود بر اطناب و بى‌نظمى كتاب افزوده است.<ref>ر.ك: همان</ref>
+
[[رده:امام صادق علیه السلام]]
 
+
[[رده:کتابهای با موضوع اهل البیت علیهم السلام]]
ويژگى ممتاز ديگر نويسنده در اين كتاب، ديد سياسى و تحليلى اوست و اين خصوصيت كتاب را خواندنى‌تر و روشنگرتر كرده است. اين سخن به اين معناست كه نويسنده صرفاً به ادعاها و يا نقل خشك حوادث تاريخى بسنده نكرده، بلكه كوشيده است در وراى رويدادهاى اجتماعى و سياسى و حتى حوادث علمى و فقهى و اعتقادى محض، انگيزه‌هاى سياسى قدرتمندان و خداوندان زمين و زمان را نيز كشف كند و به نمايش بگذارد. وى در اين هدف به خوبى از عهده بر آمده و به استناد واقعيت‌هاى تاريخى، نشان داده است كه چگونه پس از پيامبر(ص)، اسلام بر اساس خلافت ساخته و پرداخته شد، نه خلافت بر اساس اسلام؛ و چگونه فرقه‌هاى كلامى و فقهى و سياسى به دست سياست‌بازان حرفه‌اى و دنيا طلب پديد آمدند و يا دست كم پرورده و تثبيت شدند و يا چگونه برخى از اين فرقه‌هاى ضد حكومتى مورد بى‌مهرى قرار گرفته و از صحنه تاريخ محو شدند. نويسنده بسيار روشن نشان داده است كه «وقتى زور جام سبز تقوا به تن كند» و دين ابزار دست قدرت و جاه‌طلبى قرار گيرد، چه فاجعه عظيمى روى مى‌دهد، شرايطى پديد مى‌آيد كه دين به جاى اينكه عامل «آگاهى» و «آزادى» آدميان باشد و كرامت انسان را به او بازگرداند و عدالت اجتماعى را تأمين كند، خود زنجيرى مى‌شود بر دست و پاى آدمى. محقق آگاه زندگى [[امام صادق]](ع) را به نمايش مى‌گذارد و با تبيين همه جانبه شخصيت او نشان مى‌دهد كه امام(ع)، صرف‌نظر از اعتقاد خاص شيعى نسبت به آن بزرگوار، در زمان خود آگاهترين و عاليترين عالمان امت و از نظر صلاحيت‌هاى فكرى، اخلاقى، علمى و سياسى براى رهبرى امت، مناسب‌ترين و لا يق‌ترين فرد بوده است، اما به دلايلى وى از پذيرفتن رهبرى سياسى و زعامت جامعه تن مى‌زند و به رهبرى فكرى و معنوى بسنده مى‌كند؛ در عين حال، منصور دوانيقى صرفا به خاطر اينكه خطر بالقوه امام تبديل به خطر بالفعل نگردد و شخصيت عظيم او روزى پرچمدار رهايى و محور مخالفان نشود، آن همه سختى‌ها را بر امام روا مى‌دارد و سرانجام وى را به شهادت مى‌رساند. بر اساس اين تحليل مستند تاريخى، انگيزه مخالفت خلفاى اموى، به ويژه منصور با [[امام جعفر صادق(ع)|امام صادق(ع)]]، چيزى جز جاه‌طلبى و قدرت‌پرستى نبوده و تمامى كوشش اين بوده است كه قدرت غاصبانه و ظالمانه آنان، پايدار بماند و لذا براى تحقق اين هدف، از هيچ جنايتى فروگذار نكردند.<ref>همان، ص21- 22</ref>
+
[[رده:کتابهای شخصیت شناسی]][[رده:سرگذشت نامه ها]]
 
 
در اين كتاب، افزون بر زندگى و سرنوشت [[امام جعفر صادق(ع)|امام صادق(ع)]]، كه در آن بازى سياست به روشنى نشان داده شده است، سرنوشت مذاهب فقهى نيز به خوبى باز و تشريح و نشان داده شده كه چرا و چگونه اين مذاهب به وجود آمده، رشد كرده و به پيروزى رسيده‌اند، و سرانجام چرا و به چه دليل برخى از اين مذاهب استمرار يافته و طرفدارانى وسيع پيدا كردند و برخى نيز به طور كلى محو شده و امروز نامى از آنان در ميان نيست. در اين مورد، نقشى كه دست سياست بازى كرد، به طور مستند نشان داده شده است. به هر حال نگرش سياسى و تحليلى نويسنده بسيار روشنگر و براى روشنفكران و جوانان مسلمان بسيار آموزنده و سودمند خواهد بود.<ref>همان، ص22</ref>
 
 
 
از اين ويژگى‌هاى كلى كه بگذريم، مهمترين برجستگى كتاب براى خوانندگان ايرانى كه غالبا شيعه‌اند، محورى بودن آن حول مذهب و تاريخ شيعى است. چنانكه پيش از اين اشاره رفت، نويسنده به بهانه بررسى زندگى [[امام جعفر صادق(ع)|امام صادق(ع)]]، به بسيارى از عقايد و شعائر شيعى و به ويژه تاريخ تلخ و دردناك شيعيان پرداخته و كوشيده است گوشه‌هايى از حقايق را بازگويد و ابهامات را روشن سازد و پاسخ خرده‌گيران و منتقدان گذشته و حال شيعه را بدهد. در عين حال، گفتنى است كه نويسنده بدون اينكه به عقايد و مذاهب ديگر توهينى روا دارد، با كمال ادب كوشيده است از مذهب ويژه و آيين سياسى و تاريخى خود دفاع كند.<ref>همان</ref>
 
 
 
از خصوصيات ديگر كتاب، بررسى تفصيلى زندگى [[امام جعفر صادق(ع)|امام صادق(ع)]] و تبيين ابعاد متنوع شخصيت و زندگى پرفراز و نشيب آن بزرگ و بخصوص انجام يك مقايسه تقريبا دقيق و علمى بين «مذهب جعفرى» و ديگر مذاهب بزرگ و متداول اسلامى است.<ref>همان</ref>
 
 
 
كتاب از شمول و عمومیت و تنوعى برخوردار است كه آن را به صورت يك دائرةالمعارف كوچك فقه و حديث و رجال و تاريخ سه قرن اول اسلام و به ويژه دائرةالمعارف جعفرى درآورده است. به همين دليل، اين كتاب براى عموم مسلمانان مفيد و خواندنى و حاوى مطالب تازه و هدايتگر است. پيروان مذاهب چهارگانه اهل سنت نيز در اين كتاب نكات نو و قابل استفاده بسيار خواهند يافت كه بر عمق آگاهى‌هايشان از مذهب خويش خواهد افزود.<ref>همان، ص23</ref>
 
 
 
با اين همه، كتاب داراى برخى كاستى‌ها و نواقص مى‌باشد. صرف‌نظر از محتواى كتاب، مهم‌ترين اشكالى كه از نظر شكل تدوين كتاب به چشم مى‌خورد، عدم انسجام آن است. البته كتاب نظم و قالب خاص خود را دارد و نويسنده بر اساس قالب انتخابى خود تحقيق خود را به پيش مى‌برد، اما اين قالب و سازمان به‌گونه‌اى است كه نويسنده به‌طور اجتناب‌ناپذيرى به تكرار و بازگويى برخى از مطالب و موضوعات دچار مى‌شود. نويسنده روشى را انتخاب نكرده كه تمامى مطالب و گفتنى‌هايش را در يك موضوع و در يك‌جا عرضه كند، بلكه وى موضوعى واحد را در جاهاى مختلف و به مناسبت‌هاى گوناگون مطرح كرده و در هركجا كم و زياد به آن پرداخته و سرانجام وعده داده كه بعداً به تفصيل به آن‌ها خواهد پرداخت؛ مثلاً ايشان مى‌توانست زندگى و شخصيت فردى و اجتماعى و علمى و سياسى [[امام جعفر صادق(ع)|امام صادق(ع)]] را در طى يك تقسيم‌بندى مطرح كند و حول محور آن تقسيم‌بندى و عناوين مناسب، مطالب لازم را بياورد و از تكرار جلوگيرى كند و حال آن‌كه ايشان در هر جلد و حتى در يك جلد چند بار، به زندگى امام پرداخته و لاجرم برخى مطالب را عيناً تكرار كرده است و يا در مورد مذاهب ديگر، همين بى‌نظمى وجود دارد. فى‌المثل برخى از مطالب مربوط به زندگى امامان مذاهب نيز، چند بار (گاه كوتاه و گاه مفصل) بازگو شده است.<ref>ر.ك: همان، ص25</ref>
 
 
 
اسامى و گاه زندگى راويان حديث نيز تكرار شده است. گاه عين عبارت منقول از منابع آورده شده است. اگر چنين روشى به‌كار گرفته نمى‌شد، قطعاً تا حدودى از حجم كتاب كاسته مى‌شد و ذهن خواننده نيز دچار آشفتگى نمى‌گشت و مطالب ارزشمند كتاب هماهنگ‌تر و طبقه‌بندى‌شده‌تر به اذهان مخاطبان انتقال مى‌يافت.<ref>همان، ص25- 26</ref>
 
 
 
== وضعيت كتاب ==
 
 
 
 
 
فهرست مطالب هر جلد، در انتهاى همان جلد آمده است.
 
 
 
در پاورقى‌ها كه بسيار مفصل بوده و بر حجم كتاب افزوده است، علاوه بر ذكر منابع.<ref>ر.ك: پاورقى، ج1، ص28</ref>و توضيح برخى از مطالب متن.<ref>ر.ك: همان33</ref>به ارائه شرح حال مختصرى از برخى اعلام مذكور در متن.<ref>ر.ك: همان، ص27</ref>پرداخته شده است.
 
 
 
 
 
==پانويس ==
 
<references />
 
 
 
 
 
== منابع مقاله ==
 
#مقدمه و متن كتاب.
 
#حيدر، اسد، «[[امام صادق]] و مذاهب چهارگانه»، ترجمه حسن يوسفى اشكورى، شركت سهامى انتشار، چاپ اول، 1369.
 
 
 
 
 
== منبع ==
 
ویکی نور
 

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۵ ژانویهٔ ۲۰۲۴، ساعت ۰۸:۰۰

Ketab59.jpg

«الإمام الصادق و المذاهب الأربعة» اثر شیخ اسد حیدر نجفی (م، ۱۴۰۵ ق) مورخ و محقق عراقی، پژوهشى است به زبان عربى، پیرامون امام صادق علیه‌السلام و مذاهب چهارگانه اهل تسنن و مقایسه آن‌ها با مکتب شیعه. این کتاب، در واقع دائرةالمعارف کوچکى در تاریخ، فقه، حدیث و سیاست اسلامى و به‌ویژه شیعى است.

معرفی کتاب

نویسنده، کتاب را به انگیزه بحث و تحقیق در باب مذاهب اسلامى و چگونگى تکوین آن‌ها و نیز در مذهب اهل بیت(ع) و جایگاه آن در شریعت و قانون‌گذارى اسلامى، به نگارش درآورده است.

اصل کتاب توسط انتشارات «مکتبة الصدر» تهران، در سه جلد تنظیم شده است، اما پس از مدتى، همراه با اضافات و تحقیقاتى از طرف «دار التعارف المطبوعات» بیروت، در هشت جلد، عرضه شده و مقاله حاضر، با محوریت همین چاپ، سامان یافته است.

با اینکه به اقتضاى عنوان کتاب، نویسنده مى‌بایست در محدوده فقه جعفرى و ارتباط آن با مذاهب چهارگانه اهل سنت (حنفى، مالکى، شافعى و حنبلى) سخن بگوید و یا مذهب جعفرى را با دیگر مذاهب مقایسه کند، اما چنین نیست؛ نویسنده عملاً از حوزه عنوان تحقیق خود بسیار فراتر رفته و در عرصه‌هایى گام برداشته که گاه هیچ ارتباط مستقیمى با موضوع کتاب ندارد. گویا موضوع اصلى براى نویسنده «شیعه» بوده و لذا در هر مناسبتى، عرصه سخن را چنان فراخ گرفته که بتواند از مواضع شیعه در زمینه‌هاى مختلف اعتقادى، کلامى، سیاسى، اخلاقى، علمى و فقهى دفاع کند و هر ابهامى را بزداید؛ هر چند که ارتباطى با امام صادق(ع) و مذاهب چهارگانه نداشته باشد. البته این شیوه کتاب را از انسجام لازم و اختصار مفید تهى ساخته، اما در عین حال، اطلاعات بسیار ارزشمندى را در حوزه‌هاى مختلف معارف اسلامى و تاریخ اسلام در اختیار خوانندگانى که آگاهى‌هاى وسیع و تخصصى با معارف دینى و تاریخ سیاسى اسلام و اختلاف و جنگ عقاید ندارند، مى‌گذارد.

نویسنده کوشیده است به مثابه یک پژوهشگر شیعى، به نقد و بررسى و تحلیل تاریخى موضوع مورد نظر خود بنشیند و از عقاید و آراء شیعى در برابر خرده‌گیرى‌ها و انتقادهاى وارده بر این طایفه، عالمانه دفاع کند. این اثر به دلیل تنوع و تاریخى و تحلیلى بودن آن، براى تمامى کسانى که به این نوع مسائل علاقه‌مندند و در فرهنگ و معارف دینى تحقیق مى‌کنند قابل استفاده است.

ویژگی‌های کتاب

این کتاب داراى امتیازات متعددى است که بر اهمیت و اعتبار آن مى‌افزاید. مهمترین امتیازى که پیش از هر چیز در خور توجه است، تحقیق و تتبع وسیع نویسنده در گذشته‌هاى دور است. وسعت تحقیق و بهره‌جویى از منابع مختلف و کهن، به‌خصوص از منابع اهل سنت، براى مدلل کردن نظریات شیعى و مدعاهاى نویسنده در کتاب حاضر، چندان است که مى‌توان آن را با «الغدیر» علامه امینى در موضوع خود، مقایسه کرد. تقریباً هیچ مطلبى نیست که نویسنده بدون ارائه حداقل یک سند نگاشته باشد، هر چند که گاه مآخذ را ذکر نکرده است.

امتیاز دیگر کتاب، بررسى و تحقیق عالمانه و منصفانه نویسنده است که در حد قابل قبولى صورت گرفته است. با اینکه نویسنده یک عالم شیعى است و در تشیع نیز کاملاً استوار است، در عین حال، کوشیده است که در دفاع از تشیع و یا در نقد و رد عقاید و آراى دیگر مذاهب فقهى و یا کلامى اسلامى، جانب انصاف علمى را نگه دارد و تلاش کرده است که سخنى بى‌دلیل نگوید و ادعایى بى‌سند مطرح نکند. احتمالاً همین انگیزه و دغدغه نویسنده سبب شده است که در هرکجا، نکته‌اى و مطلبى طرح مى‌کند، توضیح و استدلالى نیز براى آن نکته در پى مى‌آورد.

ویژگى ممتاز دیگر نویسنده در این کتاب، دید سیاسى و تحلیلى اوست و این خصوصیت کتاب را روشنگرتر کرده است. این سخن به این معناست که نویسنده صرفاً به ادعاها و یا نقل حوادث تاریخى بسنده نکرده، بلکه کوشیده است در وراى رویدادهاى اجتماعى و سیاسى و حتى حوادث علمى و فقهى و اعتقادى محض، انگیزه‌هاى سیاسى قدرتمندان را نیز به نمایش بگذارد. وى در این هدف به خوبى از عهده بر آمده و به استناد واقعیت‌هاى تاریخى، نشان داده است که چگونه پس از پیامبر(ص)، اسلام بر اساس خلافت ساخته و پرداخته شد، نه خلافت بر اساس اسلام؛ و چگونه فرقه‌هاى کلامى و فقهى و سیاسى به دست سیاست‌بازان حرفه‌اى و دنیا طلب پدید آمدند و یا دست کم پرورده و تثبیت شدند و یا چگونه برخى از این فرقه‌هاى ضد حکومتى مورد بى‌مهرى قرار گرفته و از صحنه تاریخ محو شدند.

محقق آگاه، زندگى امام صادق(ع) را به نمایش مى‌گذارد و با تبیین همه جانبه شخصیت او نشان مى‌دهد که امام(ع)، صرف‌نظر از اعتقاد خاص شیعى نسبت به آن بزرگوار، در زمان خود آگاهترین و عالیترین عالمان امت و از نظر صلاحیت‌هاى فکرى، اخلاقى، علمى و سیاسى براى رهبرى امت، مناسب‌ترین و لا یق‌ترین فرد بوده است، اما به دلایلى وى از پذیرفتن رهبرى سیاسى و زعامت جامعه تن مى‌زند و به رهبرى فکرى و معنوى بسنده مى‌کند؛ در عین حال، منصور دوانیقى صرفا به خاطر اینکه خطر بالقوه امام تبدیل به خطر بالفعل نگردد و شخصیت عظیم او روزى پرچمدار رهایى و محور مخالفان نشود، آن همه سختى‌ها را بر امام روا مى‌دارد و سرانجام وى را به شهادت مى‌رساند. بر اساس این تحلیل مستند تاریخى، انگیزه مخالفت خلفاى اموى، به ویژه منصور با امام صادق(ع)، چیزى جز جاه‌طلبى و قدرت‌پرستى نبوده و تمامى کوشش این بوده است که قدرت غاصبانه و ظالمانه آنان، پایدار بماند و لذا براى تحقق این هدف، از هیچ جنایتى فروگذار نکردند.

در این کتاب، افزون بر زندگى و سرنوشت امام صادق(ع)، که در آن بازى سیاست به روشنى نشان داده شده است، سرنوشت مذاهب فقهى نیز به خوبى تشریح و نشان داده شده که چرا و چگونه این مذاهب به وجود آمده، رشد کرده و به پیروزى رسیده‌اند، و سرانجام چرا و به چه دلیل برخى از این مذاهب استمرار یافته و طرفدارانى وسیع پیدا کردند و برخى نیز به طور کلى محو شده و امروز نامى از آنان در میان نیست. در این مورد، نقشى که دست سیاست بازى کرد، به طور مستند نشان داده شده است. به هر حال نگرش سیاسى و تحلیلى نویسنده بسیار روشنگر و آموزنده و سودمند خواهد بود.

از این ویژگى‌هاى کلى که بگذریم، مهمترین برجستگى کتاب براى خوانندگان ایرانى که غالبا شیعه‌اند، محورى بودن آن حول مذهب و تاریخ شیعى است. چنانکه پیش از این اشاره رفت، نویسنده به بهانه بررسى زندگى امام صادق(ع)، به بسیارى از عقاید و شعائر شیعى و به ویژه تاریخ تلخ و دردناک شیعیان پرداخته و کوشیده است گوشه‌هایى از حقایق را بازگوید و ابهامات را روشن سازد و پاسخ خرده‌گیران و منتقدان گذشته و حال شیعه را بدهد. در عین حال، گفتنى است که نویسنده بدون اینکه به عقاید و مذاهب دیگر توهینى روا دارد، با کمال ادب کوشیده است از مذهب ویژه و آیین سیاسى و تاریخى خود دفاع کند.

از خصوصیات دیگر کتاب، بررسى تفصیلى زندگى امام صادق(ع) و تبیین ابعاد متنوع شخصیت و زندگى پرفراز و نشیب آن امام و بخصوص انجام یک مقایسه تقریبا دقیق و علمى بین «مذهب جعفرى» و دیگر مذاهب بزرگ و متداول اسلامى است.

کتاب از شمول و عمومیت و تنوعى برخوردار است که آن را به صورت یک دائرةالمعارف کوچک فقه و حدیث و رجال و تاریخ سه قرن اول اسلام و به ویژه دائرةالمعارف جعفرى درآورده است. به همین دلیل، این کتاب براى عموم مسلمانان مفید و خواندنى و حاوى مطالب تازه و هدایتگر است. پیروان مذاهب چهارگانه اهل سنت نیز در این کتاب نکات نو و قابل استفاده بسیار خواهند یافت که بر عمق آگاهى‌هایشان از مذهب خویش خواهد افزود.

با این همه، کتاب داراى برخى کاستى‌ها و نواقص مى‌باشد. صرف‌نظر از محتواى کتاب، مهم‌ترین اشکالى که از نظر شکل تدوین کتاب به چشم مى‌خورد، عدم انسجام آن است. البته کتاب، نظم و قالب خاص خود را دارد و نویسنده بر اساس قالب انتخابى خود تحقیق خود را به پیش مى‌برد، اما این قالب و سازمان به‌گونه‌اى است که نویسنده به‌طور اجتناب‌ناپذیرى به تکرار و بازگویى برخى از مطالب و موضوعات دچار مى‌شود. نویسنده روشى را انتخاب نکرده که تمامى مطالب و گفتنى‌هایش را در یک موضوع و در یک‌جا عرضه کند، بلکه وى موضوعى واحد را در جاهاى مختلف و به مناسبت‌هاى گوناگون مطرح کرده و در هرکجا کم و زیاد به آن پرداخته و سرانجام وعده داده که بعداً به تفصیل به آن‌ها خواهد پرداخت؛ مثلاً نویسنده در هر جلد و حتى در یک جلد چند بار، به زندگى نامه امام صادق(ع) پرداخته و لاجرم برخى مطالب را عیناً تکرار کرده است و یا در مورد مذاهب دیگر، همین بى‌نظمى وجود دارد. فى‌المثل برخى از مطالب مربوط به زندگى امامان مذاهب نیز، چند بار (گاه کوتاه و گاه مفصل) بازگو شده است. اسامى و گاه زندگى راویان حدیث نیز تکرار شده است. گاه عین عبارت منقول از منابع آورده شده است.

منابع

  • "الإمام الصادق و المذاهب الأربعة"، اسد حیدر، ترجمه حسن یوسفى اشکورى، شرکت سهامى انتشار، چاپ اول، ۱۳۶۹، در دسترس در: ویکی نور.