ابن مقله

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۲۸ اکتبر ۲۰۱۳، ساعت ۱۰:۵۱ توسط Zamani (بحث | مشارکت‌ها)
پرش به ناوبری پرش به جستجو

ابوعلي محمد بن علي بغدادي، اديب، خوشنويس، مبتكر و مبدع خطوط مختلف و وزير عباسيان در شوال 272 ق. در بغداد زاده شد؛ هر چند به نوشته برخي متأخران، اصل خاندان وي از بيضاي فارس بوده است. پدر او ابوالعباس علي‌ بن حسين، ملقب به مقله، خطي زيبا داشته و قرآني نوشته كه ابن‌ نديم آن را ديده است.

ابن مقله نزد كساني چون ابوالعباس ثَعْلَبْ و ابوبكر ابن دُريْد به كسب دانش پرداخت و در علوم ادبي تبحر يافت. وي در شانزده سالگي به دستگاه ابوعبدالله محمد بن داوود بن جرّاح راه يافت و به دبيري پرداخت، اما بعد از هشت ماه از ابن جراح جدا شد. ظاهراً نخستين سمت ديواني او گردآوري ماليات اراضي فارس بود و پس از چندي در دستگاه ابوالحسن علي‌ بن محمد بن فُرات سمت دبيري يافت و ابن فرات در حق وي بسيار نيكي كرد و افزون بر شغل دبيري مسئوليت‌هاي ديگري بر عهده او نهاد كه برايش منافعي دربر داشت.

ابن مقله در نخستين دورة وزارت ابن فرات (296-299 ق.) سمت دبيري و رياست ديوان خاتم را بر عهده داشت و در دوره دوم وزارت او (304-306 ق)، جزو خواص دستگاه وي و عهده‌دار دبيري سيّده، مادر المقتدر گرديد. از آنجا كه وي به طمع وزارت در اين دوره با مخالفان ابن فرات همدست شده بود، پس از بركناري وي از سوي علي‌ بن عيسي كه در اين هنگام رياست ديوان‌ها را بر عهده داشت، به نظارت امور مالي ناحيه سواد انتخاب گرديد.

چون در 311 ق. ابن فرات براي سومين بار به وزارت المقتدر رسيد، ابن مقله را دستگير و به‌ همراه همدستانش، نخست به بصره سپس به اهواز و بعد به شيراز تبعيد كرد. ابن مقله سرانجام در 312 ق. به شيراز رسيد و با آن كه ابن فرات به حاكم شيراز دستور قتل او را داده بود جان سالم به‌در برد، اما در عين حال اموال وي مصادره شد. در 314 ق، به‌ هنگام وزارت علي‌ بن عيسي، ابن مقله بار ديگر قدرت يافت، اما شغل رسمي پيدا نكرد. وي اخباري را از فردي به حاجب المقتدر مي‌داده و رضايت خاطر او و خليفه را فراهم مي‌آورده است و ظاهراً همين امر باعث شد، تا پس از بركناري علي‌ بن عيسي در 316 ق. به توصيه نصر حاجب، المقتدر او را به وزارت برگزيند.

نخستين دوره وزارت وي، دو سال‌ و چهار ماه به طول انجاميد و در سال 318 ق. از وزارت بركنار و زنداني شد و پس از مصادره اموالش بار ديگر به شيراز تبعيد گرديد.

پس از درگذشت المقتدر، ابن مقله دو نوبت ديگر به وزارت خلفاي عباسي رسيد. يك‌بار در زمان خلافت القاهر (320-321 ق) كه پس از بدست گرفتن زمام امور، سختگيري بسيار روا داشت و اموال مختلفي از مردم مصادره و آنان را دستگير كرد. بار ديگر نيز پس از به خلافت رسيدن الراضي‌بالله (322 ق) به فرمان او به وزارت منصوب شد و همان سياست گذشته را در مورد مخالفان در پيش گرفت. در سال 323 ق. به‌ دستور خليفه، براي فرونشاندن شورشِ ابومحمد حسن‌ بن عبدالله ناصرالدوله حمداني به موصل رفت اما تلاش وي براي سركوب مخالفان به جايي نرسيد و سرانجام مجبور به استعفا گرديد و در 324 ق. دستگير و زنداني شد. در زندان هم كه بود كوشيد تا نظر خليفه را تغيير دهد ولي توفيقي نيافت و چون بيم آن مي‌رفت كه با نوشته‌هايش موجب آشوب شود دست راست وي را بريدند.

ابن مقله در علوم و فنون مختلف دست داشت، از جمله در فن بلاغت، حفظ لغت، علم اِعراب و فنون شعر استاد بود. اشعار وي زيبا و مليح بود و توقيعات او بي‌مانند و بسيار زيبا شمرده شده است. بيشتر شهرت او در هنر خوشنويسي است. اختراع نوعي خط به نام "خط منسوب" كه بعدها به‌دست ابن بوّاب تكميل شد نيز به او يا برادرش ابوعبدالله حسن منسوب است. ابن نديم مرتبه كمال هنر خوشنويسي را مخصوص اين دو برادر دانسته است. ثعالبي نيز ضمن آن كه خط وي را نيكوترين خطوط دنيا و غيرقابل توصيف دانسته به نامه‌اي اشاره كرده كه در كليساي قسطنطنيه بوده و در جشن‌ها، آن را در حجره ويژه‌اي از حجره‌هاي عبادت به نمايش مي‌گذاشتند و از زيبايي و ملاحت آن در شگفت مي‌ماندند.

بيشتر كساني كه شرح حال وي را نوشته‌اند، او را نخستين مخترع و مبتكر رسم‌الخط بديع و شيوه جديد خط عربي دانسته‌اند.

او خط نسخ را در 310 ق. در زمان المقتدر عباسي و وزارت ابن فرات اختراع و وضع كرد كه به مناسبت سهولت در تحرير، ناسخ خطوط ديگر شد و از همين‌رو "نسخ" نام گرفت و از همان زمان در ممالك اسلامي شايع و رايج گرديد. ابن مقله هر يك از اين خطوط را براي نوشتن مطلبي مخصوص تعيين كرد و الف را مقياس اساسي حروف مي‌دانست.

ابن مقله، اواخر عمر را در زندان الراضي‌بالله سپري كرد. به‌ سبب مكاتبات بسيار ابن مقله با افراد، اطرافيان الراضي از وي ايمن نبودند؛ به همين سبب زبانش را هم بريدند و به اين ترتيب زندگي پرتلاطم او پايان يافت (328 ق) و در بغداد به خاك سپرده شد.

آثار برجاي مانده از ابن مقله عبارتند از: رساله في علم‌الخط‌‌والقلم كه در دارالكتب موجود است؛ رساله في ميزان‌الخط كه در كتابخانه عطارين تونس نگهداري مي‌شود؛ مرقّعي از خطاطان مختلف كه در كتابخانه سلطنتي (سابق) در تهران موجود است. همچنين از وي چند نامه برجاي مانده كه در مآخذ از آنها ياد شده است.

منابع