ابن شجری: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(صفحه‌ای جدید حاوی '{<I>منبع اين نوشتار يک سايت است. آن را با نوشته خودتان جايگزين کنيد.</I>} اِبْن شَجَ...' ایجاد کرد)
 
(اضافه کردن رده)
سطر ۲۸: سطر ۲۸:
  
 
منبع:[http://lib.ahlolbait.ir/parvan/resource.do?action=resource&id=35980&scope=Z-ljg0Zl-Mse4HVbAfmJ_ewSB6XGtSla&flowLastAction=view&from=search&query=%D8%A7%D8%A8%D9%86&field=&collectionPID=18&lang=&count=20&execute=true کتابخانه اهل البیت]
 
منبع:[http://lib.ahlolbait.ir/parvan/resource.do?action=resource&id=35980&scope=Z-ljg0Zl-Mse4HVbAfmJ_ewSB6XGtSla&flowLastAction=view&from=search&query=%D8%A7%D8%A8%D9%86&field=&collectionPID=18&lang=&count=20&execute=true کتابخانه اهل البیت]
 +
[[رده: علمای قرن پنجم]]

نسخهٔ ‏۱۳ اوت ۲۰۱۲، ساعت ۱۰:۱۲

{منبع اين نوشتار يک سايت است. آن را با نوشته خودتان جايگزين کنيد.}

اِبْن شَجَري ، ابوالسعادات هبةالله بن على علوي حسنى (450- 20 رمضان 542ق /1058-12 فورية 1148)، نحوي ، لغوي ، اديب و شاعرِ شيعى . نسب او به امام حسن مجتبى (ع ) مى رسد و به همين سبب علوي حسنى ناميده شده است . دربارة شهرت يافتن او به ابن شجري اختلاف است . ياقوت (19/282) او را از طرف مادر به خاندان «شجري » منسوب مى داند، اما ابن خلكان (6/50) انتساب او را هم به اين خاندان محتمل مى داند و هم به قرية شجره واقع در نزديكى مدينه (براي نظرات ديگر، نك: سيوطى ، 1/324).

وي ادب و نحو را نزد ابن طباطبا، خطيب تبريزي ، سعيد بن على سُلالى و ابن فَضال مُحاشِعى آموخت و علم حديث را نزد جماعتى از شيوخ چون ابوالحسن مبارك بن عبدالجبار صيرفى و محمد بن سعيد ابن نبهان كاتب فراگرفت (ياقوت ، 19/282-283؛ قفطى ، 3/356؛ ابن خلكان ، 6/46) و از دوريستى ، ابن قدامه و ديگران روايت كرد (افندي ، 5/318). وي هرگز از دانش اندوزي نياسود، چنانكه در سن پيري نيز در درس ابوالحسن بن طيوري و برخى ديگر حاضر مى شد (ذهبى ، 2/463)، حال آنكه او خود در فنون ادب تجارب بسيار اندوخته و در بغداد، سرور نحودانان گشته بود و چندي هم ، به نيابت از سوي الطاهر ابوعبدالله احمد بن ابى الحسن علوي ، نقيب طالبيان در محلة كرخ بغداد بود (ابن انباري ، 284؛ ابن كثير، 11/223). گويند وي مدت 70 سال به تدريس نحو و ادب اشتغال داشت . در اين مدت طولانى بسياري از مشاهير نحو و لغت ، چون تاج الدين كندي ، ابوالبركات ابن انباري (ياقوت ، 19/283؛ ابن انباري ، 286) و ابن خشاب (فيروزآبادي ، 278) از او دانش آموختند؛ عده اي چون شيخ برهان الدين حمدانى قزوينى و قطب راوندي نيز از او روايت حديث كردند (افندي ، همانجا).

مقام ارجمند او را همگان ستوده اند: منتجب الدين (ص 197) او را فاضل و صالح دانسته است ؛ ابن انباري (ص 285-286) سلسلة مشايخ او را در نحو به على (ع ) رسانده است ؛ ياقوت (همانجا) نيز وي را بسيار ستوده و گفته است در علم نحو يگانة روزگار بود، اشعار و احوال و ايام عرب را نيك مى دانست و در ادب تسلط كامل و كافى داشت . ابن هشام (1/45، 60، 64، 65، جم) به آراء و نظرات او در چندين مورد استناد كرده و ابن خلكان (6/46-47) به تبحر او در استشهاد به شعر عرب اشاره نموده است . بدين سان ابن شجري به درجه اي از اعتبار و شهرت رسيده بود كه بزرگى چون زمخشري ، هنگام بازگشت از سفر حج ، در بغداد به ديدنش رفت و در حضور عده اي ، از جمله ابن انباري ، در باب حديث و شعر و ادب با او به مباحثه پرداخت (ياقوت ، 19/128؛ ابن خلكان ، همانجا). ابن شجري شعر نيز مى سرود، اما از اشعار او تنها دو قطعة كوتاه مجموعاً 5 بيت و نيز 16 بيت از يك قصيده در مدح وزير نظام الدين ابونصر مظفر باقى مانده است (ابن خلكان ، 6/47- 48). گويا اشعار وي مورد پسند اهل ادب نبوده است ، چنانكه حسن بن احمد بن جكينا شاعر بغدادي شعر او را مورد طعن قرار داده است (ابن خلكان ، 6/49؛ ابن شاكر، 1/321). ابن شجري در بغداد چشم از جهان فروبست و در كرخ كه محلة شيعه نشين بغداد بود، به خاك سپرده شد (قفطى ، 3/356).

آثار:

از وي آثاري در زمينه هاي مختلف برجاي مانده كه عبارتند از:

1. الامالى . اين كتاب يكى از آثار كم نظير و ارزشمند است كه صاحب آن بسياري از آراء نحوي را با شواهد شعري مختلف در 84 مجلس براي شاگردانش املا كرده است . تاريخ بسياري از مجالس دقيقاً ثبت شده ، اما از شروع نخستين مجلس اطللاع دقيقى در دست نيست و با توجه به انيكه مجلس هشتم در اوايل جمادي الاوّل 524 املا گرديده و پس از آن به طور مرتب ادامه داشته است ، شروع آن احتمالاً در اوايل ربيع الاول همان سال بوده است .

ابن شجري در اين كتاب آراء بسياري را بدون ذكر نام آورده است . به عنوان مثال چند فصل كامل از كتاب الازهية هروي را بدون ذكر مأخذ نقل كرده است ( الامالى ، 2/343-351؛ قس : هروي ، 148-157؛ ابن شجري ، مالم ينشر، 30-31؛ قس : هروي ، 54 - 55، جم)

وي بخش وسيعى از الامالى را (نك: ابن شجري ، مالم ينشر، 41- 65) به ذكر لغزشهاي مكى بن ابى طالب مغربى در كتاب مشكل اِعراب القرآن اختصاص داده است . برخى از متأخران (ضامن ، 6 -7) انگيزة اين كار او را اختلافات مذهبى دانسته اند و گفته اند كه چون مكى بن ابى طالب ، مالكى مذهب بوده و در چند جا از نوشته هايش معتزله را مورد انتقاد قرار داده و آنان را ملحد دانسته ، ابن شجري در مقام دفاع از معتزله به طرح اين انتقادات پرداخته است ، اما دربارة اين سخن بايد اندكى ترديد كرد، چه همة موارد نيز چندان نابجا نيست (ابن شجري ، همان ، 43). كتاب الامالى در 1349ق در دو مجلد در حيدرآباد به طور ناقص به چاپ رسيده و يك بار نيز در بيروت بدون ذكر تاريخ ، تجديد چاپ شده است . بخش پايانى آن با عنوان مالم ينشر من الامالى الشجرية به كوشش حاتم صالح ضامن در 1405ق /1984م در بيروت چاپ شده كه بقية مجلس 78 تا مجلس 84 را شامل مى شود.

2. الحماسة. اين اثر گلچينى از بهترين اشعار شعراي جاهلى و اسلامى عصر اموي و عباسى است كه وي به تقليد از حماسة ابوتمّام و بحتري گردآورده است . برخى معتقدند كه در سلسلة حماسه هاي عرب ، اثرِ ابن شجري از همه ارزشمندتر است (مردم بك 45/882). حماسه در 1345ق توسط مستشرق آلمانى فريتس كرنكو در حيدرآباد و در 1970م به كوشش عبدالمعين الملوحى و اسماء الحمصى در دمشق به چاپ رسيده است .

3. مختارات شعراء العرب ، شامل 50 قصيده از قصايد معروف عصر جاهلى و مخضرمين است . اين اثر در 1306 ق در قاهره چاپ سنگى شده ، در 1344ق به كوشش محمود حسن الزناتى در قاهره و يك بار ديگر در 1975م به كوشش على محمد بجاوي در همانجا به چاپ رسيده است .

4. منظومة ابن الشجري . اين اثر در 1330ق در قاهره چاپ شده است .

افزون بر اينها، نسخه اي از يك فرهنگ مشتركات لفظى در برلين مضبوط است I/493) كه شايد همان ما اتفق لفظه و اختلف معناه باشد كه ياقوت (19/283) از آن نام برده است .

آثار ديگري هم براي ابن شجري ذكر كرده اند كه عبارتند از: 1. الانتصار. هنگامى كه ابن شرجى املاي كتاب الامالى را به پايان برد، ابن خشاب از وي خواست تا آن را نزد او فراگيرد، اما وي نپذيرفت . در نتيجه ابن خشاب به ردّ بعضى از موضوعات كتاب پرداخت و ابن شجري در پاسخ آن الانتصار را نوشت (ياقوت ، همانجا؛ قفطى ، 3/356-357)؛ 2. شرح التصريف الملوكى ابن جنى ؛ 3. شرح اللمع ابن جنى (ابن خلكان ، 6/45).

منبع:کتابخانه اهل البیت