سید ابوالحسن انگجی

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۹ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۰:۱۹ توسط مهدی موسوی (بحث | مشارکت‌ها)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو

«آیت‌الله سید ابوالحسن حسینی انگجی» (۱۲۸۲-۱۳۵۷ ق)، فقیه و اصولی نامدار شیعه در قرن چهاردهم هجری و از شاگردان فاضل ایروانى است. از صفات بارز این عالم مجاهد، سرسختی در امر به معروف و نهی از منکر و تبلیغ در احکام اسلامی بود. آیت‌الله انگجى در ابتدا از نهضت مشروطیت طرفداری می‌کرد، ولی پس از چندی با رویه مشروطه‌خواهان مخالفت ورزید. وی همچنین از مخالفان رضاخان و از معترضان به دستگاه جبار پهلوی بود.

۲۰۰px
نام کامل سید ابوالحسن حسینی انگجی تبریزی
زادروز ۱۲۸۲ قمری
زادگاه تبریز
وفات ۱۳۵۷ قمری
مدفن تبریز

Line.png

اساتید

فاضل ایروانى، میرزا حبیب‌الله رشتى، محمدحسن مامقانی، محمدحسین کاظمینى،...

شاگردان

شیخ محمد خیابانی، سید اسدالله مدنى، سید محمدعلی قاضى طباطبایى، عبدالحسين غروى تبريزى،...

آثار

ازاحة الالتباس، رساله سؤال و جواب، کتاب الحج، حاشیه بر ریاض المسائل، حاشیه بر رسائل، حاشیه بر مکاسب،...

تحصیلات و اساتید

سید ابوالحسن انگجی تبریزی (متولد ۱۲۸۲ قمری)، فرزند حاج میرزا محمد، در زادگاه خویش - تبریز - وارد مدرسه دینى گردید. مدارس دینى تبریز هر چند در آن زمان چندان شکوفایى نداشت، لکن دروس دینى همچنان برپا بود و اساتید بزرگى چون، میر فتاح سرابى و آقا میرزا محمد اصولى در آن به تدریس اشتغال داشتند. سید ابوالحسن مى گوید: دو جلد قوانین را از اول تا آخر، نزد آقا میرزا مهدى اصولى خواندم.[۱] او در این حوزه علاوه بر استفاده از اساتید مذکور، محضر پدر بزرگوارش را که از استادان وقت حوزه علمیه آنجا بود، نیز مغتنم مى شمرد.

آقا سید ابوالحسن در سال ۱۳۰۴ ق. در ۲۲ سالگى راهى حوزه علمیه نجف گردید و نزدیک ۶ سال در آن حوزه اشتغال به تحصیل داشت و در فقه و اصول به مرتبه اجتهاد رسید. از جمله بزرگانى که وى از محضر آنان در حوزه نجف استفاده کرد، عبارتند از:

شاگردان

بزرگان و طلاب زیادى در محضر آیت الله انگجى شاگردى کرده و از محضر ایشان بهره برده اند، از جمله:

جایگاه علمى

آیت الله سید ابوالحسن انگجى هر چند مدتى طولانى در حوزه علمیه نجف اقامت نگزید، لیکن در این چند سال کوتاه توانست راه طولانى اجتهاد را بپیماید و به منزلت بلند علمى نایل گردد.

  • نویسنده کتاب «علماء معاصرین» مى نویسد: (آیت الله انگجى) از مجتهدین تراز اول ایران و عمده مراجع احکام این زمان و مراتب اجتهادش مسلم است.... . صاحب وقار و متانت و ابهت، کثیرالعلم، ولى بسیار قلیل‌الکلام بود. کرارا حقیر، مسئله مهمى مى پرسیدم که شاید تفصیلى و شرحى بیان فرماید، فقط به جواب مسئله اکتفا مى فرمودند. حافظه عجیبى داشتند، حاضر الفتوا بودند.[۴]
  • نویسنده «رجال آذربایجان» نیز به این بعد از شخصیت ایشان اشاره مى کند و مى نویسد: مرحوم انگجى عالم فاضل بود و در عمر خود از معاریف آذربایجان بشمار مى رفت. علاوه بر فقه، در علوم ادب نیز اطلاع فراوان داشت و هر مشکل فقهى و ادبى را حل مى کرد.
  • میرزا حسن مجتهد تبریزی -که از علماى برجسته آذربایجان و معاصر آیت الله انگجى بود- به مقام علمى او اذعان داشت و مکرر این معنا را مى گفت تا مراتب فضل او پوشیده نماند.

آثار و تألیفات

از آثار آیت‌الله انگجی

از این عالم فرزانه آثار قلمى متعددى به ویژه در فقه و اصول به جاى مانده که عبارت است از:


فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی

مهمترین و برجسته ترین چهره زندگى آیت الله انگجى، اهتمام ایشان به امر به معروف و نهى از منکر بوده است. آن هم در روزگارى که عده اى براى آشفته ساختن افکار دینى و مذهبى مردم، در مطبوعات به هر وسیله بر علیه دین می‌تاختند. او مردى انزواطلب و گوشه‌نشین نبود، بلکه در مسائل مربوط به اسلام و مسلمین پیشتاز بود.

در جریان مشروطیت نیز از مدافعین مشروطه بشمار مى رفت و با آخوند خراسانى در ارتباط بود. بسیارى از جریانات که مى رفت به آشوب و خونریزى تبدیل گردد، به دست ایشان هدایت مى شد و به جهت نفوذ در بین مردم، در این جریانات نقش آفرین بود. وى روزى بالاى منبر رفت و به مجاهدین مشروطیت گفت: «گیرم که حاج میرزا حسن آقا مجتهد کافر شده، شما با کدام صلاحیت منزل او و دکانش را غارت کردید. اگر کسى از دین خدا هم برگشته باشد صلاحیت منزل او به ورّاثش مى رسد نه به مجاهدین و فدائیان».[۷]

در جریان سید حسن تقى‌زاده نیز آیت الله انگجى از طرف آیت الله آخوند خراسانى موظف گردید پیام آخوند را به مردم برساند. آخوند خراسانى در نامه اى به ایشان مى نویسد: جناب مستطاب شریعت مدار کهف الانام ثقة الاسلام آقاى حاج میرزا ابوالحسن انگجى دام تأییداته. در خصوص حکمى که از این خادمان شرع انور درباره آقا سید حسن تقى‌زاده صادر شده بود مکاتیب و سئوالاتى از تبریز رسیده لازم است. جناب مستطاب عالى به عموم علماء و قاطبه مسلمین اعلام فرمایید حکم مزبور تکفیر نبوده و نسبت تکفیر بى‌اصل است، فقط حکم به عدم جواز مداخله در امور نوعیه مملکت و عدم لیاقت عضویت مجلس محترم و لزوم خروجش بوده لاغیر، البته زائد بر مدلول حکمى مترتب نشود.[۸]

البته مشروطه اى که آیت الله انگجى و صدها مجاهد دیگر براى آن فداکارى کرده بودند، مورد سوء استفاده عناصر فرصت ‌طلب و عوامل استعمار قرار گرفت و با روى کار آمدن رضاخان در جریان کودتاى ۱۲۹۹ شمسى، دیگر از مشروطه که با اهداف آزادى و نفى سلطه و براى گذر از استبداد به حکومت مردمى به وقوع پیوسته بود، جز اسمى باقى نمانده بود و ایران رها یافته از قید سلطه سلاطین نادان قاجار، بار دیگر استعمار را تجربه کرد.

در جریان حرکت‌هاى ضد دینى پهلوى، آیت الله انگجى پیشرو مبارزین بود و تبریز را عملا کانون مبارزه بر علیه پهلوى کرده بود و دولت نیز به جهت این که از نفوذ ایشان در بین مردم اطلاع داشت، از جانب این عالم بزرگ بیمناک بود. به همین جهت نیز عوامل حکومت حضور وى را در تبریز تحمل نکرده و او را از شهر تبریز تبعید کردند و آیت الله انگجى به همراه چند تن از علماء از جمله آیت الله میرزا صادق آقا تبریزی تبعید گردیدند.

اولین درگیری ایشان با حکومت رضاخان زمانی آغاز شد که سرتیپ محمدحسین آیرم امیرلشکر تبریز در محل فرماندهی خود در روزهای تاسوعا و عاشورا به طور علنی به فسق مشغول شد. این موضوع بر اهالی غیور تبریز و روحانیون گران آمد و در نتیجه دست به تظاهرات و مخالفت زدند. انگجی نیز که از علمای مورد احترام مردم بود، در نتیجه رفتار آیرم به کلی از حکومت مرکزی روی گرداند. به دستور شاه سپهبد امیراحمدی از تهران جهت رفع غائله به تبریز رفت و در اولین ملاقات با آیت‌الله انگجی از او خواست که در رفع اختلافات مساعدت کند، ایشان ضمن تقبیح اعمال زشت آیرم گفت: «من حاضرم که این خانه‌ام بر سرم فرود آید و آناً بمیرم به شرطی که پای رضا شاه از ایران کنده شود».

موضعگیری دیگر آیت‌الله در برابر تغییر لباس و قانون نظام اجباری بود که منجر به دستگیری و تبعید ایشان به سمنان شد و پس از پایان تبعید به حوزه درس خود بازگشت و مشغول تدریس گردید. او مدتى نیز در قم اقامت گزید و سپس به تبریز مراجعت کرد و همچنان به تبلیغ و ترویج معارف پرداخت.

وفات

مرحوم آیت الله سید ابوالحسن انگجى سرانجام پس از عمرى تلاش و خدمت به اسلام و جامعه مسلمین، در ماه ذی القعده سال ۱۳۵۷ هجرى قمرى در تبریز وفات یافت و همانجا به خاک سپرده شد.

پانویس

  1. علماء معاصرین، ص ۱۷۸.
  2. در برخی منابع، شیخ محمدحسین کاظمینى نیز از جمله اساتید وى آمده است.
  3. گنجینه دانشمندان، رازى، ج ۱، ص ۲۴۵.
  4. علماء معاصرین، ص ۱۷۸.
  5. علماء معاصرین، ص ۱۷۸.
  6. علماى بزرگ شیعه از کلینى تا خمینى، ص ۳۷۰.
  7. رجال آذربایجان، مجتهدى، ص ۱۸۱.
  8. امام خمینى به مبارزه علماى آذربایجان و تلاش‌هاى این مرد بزرگ مکرر اشاره کرده است؛ صحیفه نور.

منابع

آرشیو عکس و تصویر

مسابقه از خطبه ۱۹۱ نهج البلاغه