حیره

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۲۴ مهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۶:۵۵ توسط Zamani (بحث | مشارکت‌ها)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
منطقه حیره در غرب ایران

حیره شهری قدیمی بوده است در جنوب شهر کوفه و در کنار دریاچه‌ بحر نجف واقع بوده است. این شهر در دوران ساسانى محل سکونت اعرابى به نام لخمى‌ها بود که تابع دولت شاهنشاهى ایران بودند و در واقع مانند حصارى ایران را از تاخت و تاز بدویان چادرنشین محفوظ مى‌داشت.

بعد از آنکه مدائن پایتخت ساسانیان به تصرف مسلمانان در آمد. سعد بن ابى‌وقاص، فرمانده مسلمانان براى سكونت سپاهیان مسلمان، شهر جديد كوفه را در نزدیکی حیره ساخت و با تأسيس كوفه، حیره از رونق افتادو کم کم آبادانى آن از بین رفت.

نام حیره

لفظ «حيره» در زبان مردم عربستان جنوبى به معناى اردوگاه است. در برخى منابع آمده كه حيره لفظى آرامى بوده و به معناى مجموعه‌اى از خيمه‌هاست كه به اردوگاه ثابت اميران لَخمى تبديل شده و به مرور زمان، شكل شهر يافت [۱]

حیره در منابع قدیمی

خرابه‌هاى «حیره» در کمتر از یک فرسخى جنوب کوفه قرار داشت که در زمان ساسانیان شهرى بزرگ بود و در مجاورت آن دو کاخ معروف خورنق و سدیر بود.

این شهر در دوران ساسانى محل سکونت اعرابى شد به نام لخمى‌ها که تابع دولت شاهنشاهى ایران بودند و در واقع مانند حصارى ایران را از تاخت و تاز بدویان چادرنشین محفوظ مى‌داشت.[۲]

ابن خرداذبه از حیره هنگام وصف راه کوفه تا دمشق نام برده است.[۳] به نوشته ابن رسته، از نعمانیه که شهرى از شهرهاى حیره است، قالى و فرش هاى حیرى صادر مى‌شد.[۴]

یعقوبى مى‌نویسد: حیره منازل خاندان بقیله و غیر از آنها و پادشاهان بنى لخم یعنى خاندان نعمان بن منذر بود و ایشان اشراف حیره و نصرانى بودند.[۵]

نولدکه به نقل از طبری مى‌نویسد: حیره و انبار هر دو در زمان بخت النّصّر ساخته شده بود؛ حیره ویران شد و مردم آن به انبار رفتند... تا آن که در زمان عمرو بن عدىّ از نو آباد شد؛ چون او در حیره سکونت گزید. از آن زمان به بعد ۵۳۰ سال و اندى آباد بماند.[۶]

گویند، نعمان پادشاه حیره، کاخ خورنق را براى بهرام گور... ساخت.[۷] به نوشته بلاذرى، وقتى خالد بن ولید به عراق رسید... به حیره رفت و مردم آنجا در کاخ هاى سفید، ابن بقیله و عدسیان حصار گرفتند... و سرانجام با خالد صلح کردند.[۸]

اصطخرى در نیمه اول قرن چهارم هجرى قمرى در وصف حیره مى‌نویسد: شهرى است قدیمى واقع‌ بر کرانه بیابان. چون کوفه را بنا کردند، حیره خالى شد؛ اما خاک و هواى حیره بهتر است و از آنجا تا کوفه یک فرسنگ راه است.[۹]

یاقوت علاوه بر تأیید گفته جغرافیانویسان قبل از خود درباره حیره مى‌نویسد: این شهر بر کنار نجف واقع است. عده‌اى گمان کرده‌اند که دریاى فارس به آنجا متصل مى‌شده (یعنى تا آنجا امتداد داشته)... و جایگاه پادشاهان عرب از خانواده نعمان و اجدادش بوده و به حیرة البیضاء معروف بوده است.[۱۰]

به نوشته ابوالفداء، منذر بن امرؤ القیس در آنجا کیش مسیحیت برگزید و کلیساهاى بزرگ بنا کرد. حیره در محلى است که آن را نجف خوانند.[۱۱]

حمدالله مستوفی مى‌نویسد: حیره از اقلیم سوم و از مداین هفتگانه عراق است، آثار و خرابی هاى کاخى که نعمان براى بهرام گور ساخته بود هنوز پابرجاست و عمارتى بس عالى بوده است.[۱۲][۱۳]

از بین رفتن شهر حیره

سعد بن ابى‌وقاص، فرمانده قواى مسلمانان در نبرد قادسيه، پس از اين فتح بزرگ، به سوى مدائن رفت و اين قلمرو را به تصرف خود درآورد. آن‌گاه مقرر گرديد كه در همان نزديكى، مقرّى براى سكونت رزمندگان انتخاب كند. وى مى‌خواست به شهر انبار برود و آن را مركز فرمانروايى و پايگاه بسيج لشكريان مسلمان قرار دهد، ولى شرايط اين شهر با طبع آنان سازگارى نداشت. سپس در چند كيلومترى حيره، طرح شهر جديدى را ريخت كه كوفه نام گرفت. بنيان اين شهر در سال ١٧ هجرى گذاشته شد و بر روى رسوبات استپى در كنار شاخه اصلى رودخانه فرات و در ارتفاع حدود ٢٢ مترى از سطح درياى آزاد، در نزديكى حيره بنا گرديد.

با تأسيس كوفه، حيات سياسى و اجتماعى حيره در مسير زوال افتاد و آبادانى در آن كاستى گرفت و در اوايل حكومت معتضد عباسى كاملاً ويران شد. ابوالحسن على بن حسين مسعودى مورخ بزرگ شيعه گفته است:

با وجود متروك گرديدن حيره، اين شهر به دليل لطافت هوا، جاذبه‌هاى اقليمى و نزديكى به خورنق و نجف، عده‌اى از حاكمان عباسى در آن به سر مى‌بردند اما اكنون (زمان تأليف كتاب مروج الذهب: سال ٣٣٢ هجرى) جز بوم (جغد) و انعكاس صوت افراد، كسى آن‌جا نمى‌باشد.[۱۴]

پانویس

  1. فرهنگ زیارت، جمعی از نویسندگان، نشر مشعر، تهران، ١٣٨٨ش، ص۷۴
  2. ایران در زمان ساسانیان؛ ص ۱۱۵.
  3. المسالک والممالک؛ ص ۷۵.
  4. الاعلاق النفیسه؛ ص ۲۱۸.
  5. البلدان؛ ص ۸۸.
  6. تاریخ ایرانیان و عربها در زمان ساسانیان؛ ص ۵۱.
  7. سرزمین هاى خلافت شرقى؛ ص ۸۲.
  8. فتوح البلدان؛ ص ۳۴۹.
  9. مسالک و ممالک؛ ص ۸۴ و حدود العالم؛ ص ۱۵۴.
  10. معجم البلدان؛ ج۲، ص۳۲۸ و مراصد الاطلاع؛ ج۱، ص۴۴۱.
  11. تقویم البلدان؛ ص ۳۳۹.
  12. نزهة القلوب؛ ص ۴۰.
  13. حسین قره چانلو، جغرافیاى تاریخى کشورهاى اسلامى، سمت، تهران، ۱۳۸۰، ج‌۱، ص ۲۷۳-۲۷۴.
  14. فرهنگ زیارت، جمعی از نویسندگان، نشر مشعر، تهران، ١٣٨٨ش، ص٨٣

منابع

  • حسین قره چانلو، جغرافیاى تاریخى کشورهاى اسلامى، سمت، تهران، ۱۳۸۰، ج‌۱، ص ۲۷۳-۲۷۴.
  • فرهنگ زیارت، جمعی از نویسندگان، نشر مشعر، تهران، ١٣٨٨ش، ص٨٣.
مسابقه از خطبه ۱۹۱ نهج البلاغه