منابع و پی نوشتهای ضعیف
رعایت ادبیات دانشنامه ای متوسط
جامعیت مقاله متوسط
سیر منطقی به صورت کامل رعایت نشده
مقاله بدون شناسه یا دارای شناسه ضعیف است
کیفیت پژوهش متوسط است
مقاله مورد سنجش قرار گرفته است

سب و فحش دادن

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۱۶ مهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۴:۴۷ توسط مهدی موسوی (بحث | مشارکت‌ها)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو

این مدخل از دانشنامه هنوز نوشته نشده است.

Icon-computer.png
محتوای فعلی مقاله یکی از پایگاه های معتبر متناسب با عنوان است.

(احتمالا تصرف اندکی صورت گرفته است)

«سَبّ‌» یا «فُحش» به معنای دشنام و ناسزاگویی و گفتار زشت نسبت به دیگران، از جمله آفات زبان و استفاده‌های غیرصحیح از آن است. در قرآن و روایات، ضمن نکوهش ناسزاگویی، از آن نهی شده و آثار بدی برایش بیان گردیده است.

معنای سبّ و فحش

«سَبّ‌» در لغت به معنای فحش دادن و دشنام دادن است. راغب اصفهانی می گوید: «اَلسَّبُّ‌: اَلشَّتِّمُ‌ الوَجيعُ».[۱] «سَّبّ‌» ناسزا و دشنام زشت و دردناک و سخت است.

این کلمه در قرآن کریم به این صورت ذکر شده است: «وَ لَا تَسُبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُّوا اللَّهَ عَدْوًا بِغَيْرِ عِلْمٍ...»؛[۲] و معبودانی را که کافران به جای خدا می پرستند، دشنام ندهید، که آنان هم از روی دشمنی و نادانی خدا را دشنام خواهند داد.

گفته شده «سَبّ‌» در اصل به معنى سبب است؛ گويى وسيله است به بد ياد كردن. و به قولى دیگر، اصل آن به معنى قطع است.[۳]

کلمه «فُحْش» و مشتقات آن نیز در قرآن به شکلهای مختلف آمده است، از جمله: «وَ الَّذِينَ إِذَا فَعَلُوا فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنفُسَهُمْ ذَكَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ...»؛[۴] و آنان که چون کار زشتی مرتکب شوند یا بر خود ستم ورزند، خدا را یاد کنند و برای گناهانشان آمرزش خواهند.

راغب اصفهانی در این مورد می گوید: «اَلْفُحْشُ‌ و اَلْفَحْشَاءُ و اَلْفَاحِشَةُ‌»، ما عَظُمَ قُبحُه مِن الأفعال و الأقوال»؛[۵] افعال يا گفتارى است كه قباحت و زشتى آنها بسى بزرگ و آشكار است. و ابن منظور گفته است: «كلُّ‌ خَصْلة قبيحةٍ‌، فهی فاحشةٌ‌ من الأَقوال و الأَفعال».[۶]

«فُحش» عبارت است از این که انسان امور بد و زشت را به واسطه کلمات صریح و در بعضی موارد رکیک و زننده بیان نماید و بیشتر اوقات به وسیله الفاظ مربوط به مسایل جنسی (آمیزش) و آلات و متعلّقات آن به کار می رود و افراد لاابالی و بی شرم و حیا آن عبارات را صریحا بر زبان جاری می کنند.

در نکوهش فحش همین بس که انسان ابتداء از به کار بردن چنین الفاظی ابا می کند و لذا انسان های با شخصیت و شرافتمند چنین کاری را هرگز برای خود نمی پسندند، بلکه حتی در موقع ضرورت هم با کنایه و رمز به آن اشاره می کنند. چنانکه در مورد قرآن کریم نیز گفته شده: خداوند با حیا و کریم است، عفّت می ورزد و نه تنها الفاظ رکیک را در کلامش نمی آورد، بلکه در این امور به کنایه سخن می گوید، این ادب و عفّت کلام در قرآن و کلام الهی مخصوص به امور زناشویی نیست، بلکه حتی از قضاء حاجت و بول و غائط هم به کنایه تعبیر می کند و این رمز گونه صحبت کردن به مراتب از صریح و بی پرده سخن گفتن شایسته تر است.

سیره بزرگان دین نیز بر این بوده است که نه تنها زبان را به فحش آلوده نمی نمودند، بلکه حتی امور عادی را هم با ظرافت خاصی بیان می نمودند که بوی بد زبانی از آن به مشام نرسد. پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله در نکوهش فحش می فرماید: یا عَائِشَةُ إِنَّ الْفُحْشَ لَوْ کانَ مُمَثَّلًا لَکانَ مِثَالَ سَوْءٍ؛ ای عایشه اگر فحش بصورت انسانی متمثّل می شد، حتما به شکل بدی ظاهر می شد.[۷] و حضرت على عليه السلام در جنگ صفين به سربازان خود توصيه مى‌كرد: «به پيروان معاويه دشنام و ناسزا نگويند، بلكه سيماى آنان را مطرح كنند كه بهتر از دشنام است».[۸]

منشاء فحاشی و بدگویی

منشاء فحّاشی و بدگویی را می توان پستی و خباثت نفس معرفی نمود به گونه ای که در کلام معصومین علیهم السلام ریشه این صفت را در آغاز شکل گیری انسان یعنی نطفه جستجو می کنند، به گونه ای که رسول مکرم اسلام می فرمایند: إِنَّ اللَّهَ حَرَّمَ الْجَنَّةَ عَلَی کلِّ فَحَّاشٍ بَذِیّ قَلِیلِ الْحَیاءِ لَا یُبَالِی مَا قَالَ و َلَا مَا قِیلَ لَهُ فَإِنَّک إِنْ فَتَّشْتَهُ لَمْ تَجِدْهُ إِلَّا لِغَیةٍ أَوْ شِرْک شَیطَان؛ خداوند بهشت را بر هر فحّاش بی آبرو و کم شرمی که باکی از آن چه گوید و آن چه به او گویند ندارد حرام کرده است، زیرا اگر درباره او کنجکاوی و بازرسی کنی یا از زنا است یا شیطان در نطفه او با پدرش شریک شده است.[۹]

انسان به خودی خود و در شرایطی که از انسانیت خود دور نشده است، از به زبان آوردن الفاظ زشت و رکیک امتناع می کند، اما کم کم با دور شدن از مدار انسانیت و نزدیکی به محدوده خصایص حیوانی، ذکر چنین الفاظی برایش عادی می شود و گاهی به عادت تبدیل می شود، که به بیان امیرالمؤمنین علیه السلام: سُنَّةُ اللِّئامِ قُبْحُ الْکلامِ؛ سنت و منش انسان های پست، بدگویی و بدزبانی است.[۱۰]

بنابراین منشأ فحش و ناسزا در کلام انسان، گرایش او به پستی و انحراف از مسیر انسانی است و دور شدن از انسانیت و تبعات آن چیزی است که به هیچ عنوان مورد رضایت و پسند پروردگار عالم نیست.

آثار فحش و ناسزا در زندگی

الف. فحش دادن موجب از بین رفتن علاقه بین برادران دینی و ایجاد دشمنی و کینه توزی بین آن ها می شود:

  • پیامبر مکرم اسلام حضرت محمد صلی الله علیه وآله در وصیتی که به مردی از بنی تمیم دارند می فرمایند: لاَ تَسُبُّوا النّاسَ فَتَکتَسِبُوا الْعَدَاوَةَ بَینَهُمْ؛ به مردم دشنام مدهید زیرا باعث می شود که از آن ها کسب عداوت و دشمنی کنید.[۱۱]
  • در جای دیگر امام علی علیه السلام می فرماید: سُوْءُ الْمَنْطِقِ یُزْرِی بِالْقَدرِ و یُفْسِدُ الاُخُوَّةَ؛ بدگویی و هرزه گویی قدر و منزلت انسان را پایین می آورد و اخوت (برادری و دوستی) را از بین می برد.[۱۲]
  • و همچنین در وصیت مولای متقیان علی علیه السلام آمده است که: وَلَا تَتَکلَّمُوا بِالْفُحْشِ فَإِنَّهُ لَا یلِیقُ بِنَا و لا بِشِیعَتِنَا وَ إِنَّ الْفَاحِشَ لَا یکونُ صَدِیقاً؛ در کلامتان از فحش استفاده نکنید چرا که فحش و بدزبانی زیبنده ما خاندان و شیعیان ما نیست و انسان فحاش شایستگی دوستی را ندارد.[۱۳]

ب. به بیان اهل بیت علیهم السلام، فحش و ناسزاگویی انسان را از اسلام دور و به نفاق و کفر نزدیک می کند:

  • پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله می فرمایند: إِنَّ الْفُحْشَ والتَّفَحُّشَ لَیسَا مِن الاِسْلامِ فِی شیءٍ؛ هرزه گویی و بدزبانی از صفات اسلام نیست. (با اسلام سازگار نیست).[۱۴]
  • و فرمود: الَبذَاءُ وَالبیانُ شُعبَتَانِ مِنَ النِّفَاقِ؛ هرزه گوئی و پرده دری دو شعبه از شعبه های نفاق و دوروئی است.[۱۵] مراد از بیان (در این جا) کشف و اظهار چیزی است که کشف و اظهار آن جائز نیست.
  • و فرمود: سِبابُ المُسْلِمِ فُسُوقٌ و قِتالُهُ کفرٌ؛ بد گفتن به مسلمان فسق و جنگ با او کفر است.[۱۶]

ج. نتیجه بدزبانی در همین دنیا دامنگیر صاحبش می شود، چرا که فحاشی و بدگویی برکت را از زندگی انسان می برد:

  • امام معصوم علیه السلام می فرماید: مَنْ فَحُشَ عَلَی أَخِیهِ الْمُسْلِمِ نَزَعَ اللَّهُ مِنْهُ بَرَکةَ رِزْقِهِ وَ وَکلَهُ إِلَی نَفْسِهِ وَ أَفْسَدَ عَلَیهِ مَعِیشَتَهُ؛ کسی که به برادر دینی اش فحش دهد خداوند برکت را از روزی او برمی دارد و او را به حال خود رها می نماید و زندگانی را بر او تنگ می گیرد.[۱۷]
  • در جای دیگر امام علی علیه السلام می فرماید: مَن سَاءَ لَفْظُهُ سَاءَ حَظُّهُ؛ کسی که کلامش زشت و نکوهیده باشد بهره اش از زندگی بد خواهد بود.[۱۸]

د. خداوند متعال انسانهای بدگو و فحش دهنده را دشمن می دارد و در آخرت به عذاب مبتلا خواهد نمود:

  • پیامبر اکرم می فرمایند: أَرْبَعَةٌ یزِیدُ عَذَابُهُمْ عَلَی عَذَابِ أَهْلِ النَّارِ، إِلَی أَنْ قَالَ و َرجُلٌ یسْتَلِذُّ الرَّفَثَ وَ الْفُحْشَ فَیسِیلُ مِنْ فِیهِ قَیحٌ وَ دَمٌ؛ چهار نفرند که عذاب آن ها سبب زیاد شدن عذاب دوزخیان می شود... و یکی از آنها مردی است که با فحش (بدزبانی) دنبال لذت جویی است که پیوسته چرک از دهان او در جهنم روان و سبب زیادشدن عذاب دوزخیان می شود.[۱۹]
  • و امام صادق علیه السلام فرمودند: الْبَذَاءُ مِنَ الْجَفَاءِ وَالْجَفَاءُ فِی النَّار؛ بدزبانی از جفاکاری است و جفاکاری در آتش است.[۲۰]
  • و در جای دیگر فرمودند: مَنْ خَافَ النَّاسُ لِسَانَهُ فَهُوَ فِی النَّار؛ هر که مردم از زبان او بترسند در آتش خواهد بود.[۲۱]
  • پیامبر اعظم صلی اللّه علیه وآله می فرماید: إِیاکمْ وَ الْفُحْشَ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ لَا یُحِبُّ الْفَاحِشَ الْمُتَفَحِّشَ؛ از فحش بر حذر باشید زیرا خدای تعالی شخص ناسزاگو را دوست ندارد.[۲۲]
  • و می فرماید: الْجنَّةُ حرامٌ علی کلِّ فاحِشٍ إنْ یدخُلَها؛ دخول در بهشت بر فحّاش حرام است.[۲۳]
  • و می فرمایند: إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْحَییّ الْحَلِیم... أَلَا و َإِنَّ اللَّهَ یبْغِضُ الْفَاحِشَ الْبَذِی؛ خداوند بنده با حیای بردبار را دوست دارد و فحش گوی بی شرم را دشمن دارد.[۲۴]
  • و می فرمایند: شَرُّ النَّاسِ عِنْدَ اللَّهِ یوْمَ الْقِیامَةِ الَّذِینَ یکرَمُونَ اتِّقَاءَ شَرِّهِمْ؛ بدترین مردم نزد خدا در قیامت کسانی اند که مردم از بیم شرّ آن ها اکرام و احترامشان کنند.[۲۵]

جواب دشنام دهنده

خداوند متعال در قرآن مجید می فرماید: «وَعِبَادُ الرَّحْمَٰنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا»[۲۶]؛ بندگان خالص خداوند کسانی هستند که در روی زمین به نرمی و راهوار راه می روند و زمانی که مخاطب انسان های جاهل قرار می گیرند به سلامت از کنار آنها درمی گذرند.

تا جایی که امکان دارد انسان باید در برخورد با این گونه انسان ها سعه صدر داشته باشد و عکس العمل نشان ندهد و حتی آن ها را مورد مهر و ملاطفت قرار دهد و به درستی سیره معصومین ما بر این بوده است.

یکى از بستگان امام زین العابدین علیه السلام در حضور جمعى به آن گرامی ناسزا گفت و رفت، امام به حاضران فرمود: گفتار او را شنیدید، اکنون دوست دارم همراه من بیایید تا پاسخ مرا بشنوید. گفتند: همراه شما مى آییم و چه خوب بود همان وقت که بدگویی می کرد شما و ما پاسخش را می دادیم. امام با آنان به سوى خانهآن ناسزاگو رفت، و در راه این آیه را که اوصاف عالى برخى از مؤمنان را شرح می دهد قرائت می فرمود: «... وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ ۗ وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ»[۲۷]؛ ... و فرو خورندگان خشم و درگذرندگان از مردم و خداوند نیکوکاران را دوست می دارد.

همراهان که نخست گمان دیگرى داشتند، دریافتند امام برای تلافی نمى رود. به خانه آن مرد رسیدند و امام او را صدا زد و فرمود به او بگویید علی بن الحسین آمده است. او به گمان آن که امام علیه السلام براى تلافى آمده خود را آماده ستیز ساخت و بیرون آمد. امام فرمود: برادرم تو چند دقیقه پیش نزد من آمدى و حرف هایى زدى؛ اگر آن چه گفتى در من هست، از خدا می خواهم مرا بیامرزد و اگر در من نیست، از خدا می خواهم تو را بیامرزد. نرمش عظیم امام مرد را شرمنده ساخت، پیش آمد و پیشانى امام را بوسید و گفت: آنچه گفتم در شما نبود و اعتراف می کنم که خود به آن چه گفتم سزاوارترم.

و روایت شده است که شخصی در محضر پیغمبر صلّی اللّه علیه وآله به ابوبکر دشنام داد و او ساکت بود و چون أبوبکر به تلافی آغاز کرد، پیغمبر اکرم برخاست و به او خطاب کرد: فرشته ای از جانب تو به او جواب می داد، و چون به سخن آمدی فرشته رفت و شیطان آمد و در مجلسی که شیطان در آن است من نمی نشینم.

البته بر کسی پوشیده نیست که مسأله امر به معروف و نهی از منکر با حفظ مراتب و شرایط آن، به کمال قوت خویش ‍ باقی است.

پانویس

  1. مفردات ألفاظ القرآن، ج۱، ص۳۹۱.
  2. سوره انعام، ۱۰۸.
  3. تفسیر احسن الحدیث، سید علی‌اکبر قرشی.
  4. سوره آل عمران، ۱۳۵.
  5. مفردات ألفاظ القرآن ، ج۱، ص۶۲۶.
  6. لسان العرب، ج۶، ص۳۲۵.
  7. الکافی، ج۲، ص۳۲۶
  8. نهج‌البلاغه، كلام ۲۰۶.
  9. بحارالانوار، ج۶۰، ص۲۰۷
  10. غرر الحکم و درر الکلم، ص۲۲۳
  11. الکافی، ج۲، ص۳۶۰
  12. غررالحکم، ص۲۲۳
  13. مستدرک الوسائل، ج۱۲، ص۸۲
  14. مجموعه ورام، ج۱، ص۱۱۰
  15. مجموعه ورام، ج۱، ص۱۱۰
  16. بحارالانوار، ج۷۱، ص۲۴۶
  17. الکافی، ج۲، ص۳۲۶
  18. غررالحکم، ص۲۲۳.
  19. مستدرک الوسائل، ج۱۲، ص۸۲
  20. بحارالانوار، ج۱، ص۱۴۹
  21. الکافی، ج۲، ص۳۲۷.
  22. بحارالانوار، ج۷۶، ص۱۱۰
  23. مجموعه ورام، ج۱، ص۱۱۰
  24. بحارالانوار، ج۹۳، ص۱۵۶
  25. الکافی، ج۲، ص۳۲۷
  26. سوره فرقان، ۶۳.
  27. سوره آل عمران، ۱۳۴.

منابع




مسابقه از خطبه ۱۳۳ و ۱۳۳ و ۱۶۷ نهج البلاغه