منابع و پی نوشتهای متوسط
جامعیت مقاله متوسط
شناسه ناقص است
مقاله مورد سنجش قرار گرفته است

اخلاق

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۲۵ آوریل ۲۰۲۶، ساعت ۱۴:۴۲ توسط Zamani (بحث | مشارکت‌ها)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو

«اخلاق» در اصطلاح به صفات درونی انسان گفته می‌شود که در او به صورت عادت در آمده است، به گونه‌ای که عمل مربوط به آن صفت در جایی که موقعیت آن پیش می‌آید، بدون درنگ از شخص سر بزند. علم اخلاق، در کنار اعتقادات و احکام فقهی، به‌‌منزله یکی از سه پایه اساسی معارف دینی است، که با شناساندن صفات نیک و بد و اعمال درست و نادرست، راه زندگی خداپسندانه و شیوه صحیح حرکت به‌سوی کمال نهایی و ارتباط با خدای متعال را تعلیم می‌دهد.

تعریف اخلاق

«اخلاق» جمع «خُلْق» در اصل واژه‌ای عربی و به‌معنای «سرشت و سجیه» به‌کار رفته است؛ اعم از اینکه سجیه و سرشتی نیکو و پسندیده باشد مانند جوان‌مردی و دلیری، یا زشت و ناپسند باشد مثل فرومایگی و بزدلی.[۱] در لغت نامه دهخدا آمده است: اخلاق جمع «خُلق» و در لغت به معناى خوی‌هاست.[۲]

اخلاق در اصطلاح دانشمندان و عالمان اخلاقی، معانی و کاربردهای متفاوتی دارد. سه معنی زیر برای اصطلاح اخلاق در نظر عالمان اخلاقی بر شمرده شده است:

  • صفات راسخ نفسانی: صفات و هیئت‌های پایدار در نفس که موجب صدور افعالی متناسب با آنها به‌طور خودجوش و بدون نیاز به تفکر و تأمل از انسان می‌شوند.
  • صفات نفسانی: هر‌گونه صفت نفسانی است که موجب پیدایش کارهای خوب یا بد می‌شود؛ چه آن صفت نفسانی به‌صورت پایدار و راسخ باشد و چه به‌صورت ناپایدار، و چه از‌ روی فکر حاصل شود و یا بدون تفکر و تأمل سرزند.
  • فضایل اخلاقی: گاهی واژه اخلاق صرفاً در مورد اخلاق نیک و فضایل اخلاقی به‌کار می‌رود؛ مثلا وقتی گفته می‌شود «فلان کار اخلاقی است» یا «دروغ‌گویی کاری غیراخلاقی است»، و یا زمانی که گفته می‌شود «عصاره اخلاق عشق و محبت است»، منظور از اخلاق، تنها اخلاق فضیلت است.[۳]

اما در کتابهایی که به علم اخلاق اختصاص دارند معمولا کاربرد نخست به عنوان تعریف اخلاق ارائه می گردد. علم اخلاق نیز که اغلب با حذف کلمه علم از ابتدای آن به طورمطلق بکار می رود، علمى است که از انواع صفات خوب و بد بحث کرده، آنها را مورد شناسایی و تعریف و تبیین قرار داده، کیفیت اکتساب صفات خوب و فضایل را و نیز چگونگی زدودن صفات رذیله را بیان کرده است.[۴] به‌تعبیر مرحوم نراقی: «علم اخلاق عبارت است از دانش صفات مُهلکه و مُنجیه، و چگونگی متصف شدن و گرویدن به صفات نجات‌بخش و رها شدن از صفات هلاک‌کننده».[۵] بنابراین، هدف نهایی علم اخلاق این است که انسان را به کمال و سعادت حقیقی خود، یعنی قرب الهی برساند.

اهمیت اخلاق در اسلام

تربیت اخلاقی در اسلام از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است و از نظر اسلام یکی از اهداف اصلی برانگیختن پیامبران و فرستادن پیام‌های آسمانی، پرورش اخلاق و تزکیه و تهذیب جان‌هاست: «هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِنْ كَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُبِينٍ»[۶].

پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله) نیز در حدیث بسیار مشهوری هدف از بعثت خود را به نهایت رساندن مکارم اخلاقی بیان کرده، می‌فرماید: «إنّما بُعِثْتُ لاُِتَمِّمَ مَکارِمَ الاَْخْلاَقِ؛ من مبعوث شده ام تا خوبی های اخلاقی را تمام کنم».[۷]

در نگاه پیشوایان دین اسلام اخلاق حتی بدون اعتقاد به ثواب و عقاب اخروی هم اهمیت بالایی دارد. در حدیثی از امام علی علیه السلام می خوانیم که فرمود: «لو کُنّا لانَرجو جنّة ولانَخشی ناراً ولا ثواباً ولا عقاباً، لکان یَنبغی لَنا أن نطالبَ بمکارمِ الاخلاق فانّها مما تدلّ علی سبیل النجاح؛ اگر ما امید و ایمانی به بهشت و ترس و وحشتی از دوزخ، و انتظار ثواب و عقابی هم نمی داشتیم، شایسته بود به سراغ فضائل اخلاقی برویم، چرا که آنها راهنمای نجات و پیروزی و موفقیت هستند.»[۸]

و امام کاظم علیه السلام فرمود: «الْزَمُ الْعِلْمِ لَک ما دَلَّک عَلى صَلاحِ قَلْبِک وَاظْهَرَ لَک فَسادَهُ؛[۹] لازمترین علم براى تو آن است که تو را به پاکسازى دل (و تهذیب نفس) راهنمایى کرده، فساد آن را براى تو آشکار کند».

مبانی علم اخلاق

مهمترین مبانی اخلاق از دیدگاه اسلام عبارتند از:

  1. فطری‌ بودن: قرآن کریم فطرت انسان را فطرتی الهی معرفی کرده است[۱۰]، انسان بر اساس فطرت خود متوجه خیر و کمال است و از نقص و شرور تنفر دارد[۱۱].
  2. عقلی‌ بودن حسن و قبح افعال: بیشتر حکما و اندیشمندان اسلامی حسن و قبح افعال را عقلی می‌دانند و آن را از مدرکات عقل عملی می‌شمارند، مانند ادراک حسن عدل و قبح ظلم[۱۲].
  3. اختیاری‌ بودن: اندیشمندان اسلامی بر این نکته تاکید کرده‌اند که شکل‌گیری و تغییر خُلق امری اختیاری است؛ بنابراین حصول صفات نیکو و زشت امری اکتسابی است[۱۳].[۱۴]

پانویس

  1. فلسفه اخلاق، مصباح یزدی، موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، چاپ سوم، پاییز ۱۳۹۴، ص ۱۹
  2. لغت نامه دهخدا، دانشگاه تهران، ج ۵، ص ۱۵۲۵.
  3. فلسفه اخلاق، مصباح یزدی، موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، چاپ سوم، پاییز ۱۳۹۴، ص ۱۹ تا ۲۲
  4. فرق میان اخلاق و علم اخلاق چیست؟، اسلام کوئست
  5. محمد‌مهدی نراقی، جامع السعادات، ج۱، ص۹ـ۱۵.
  6. سوره جمعه، آیه ۲.
  7. مجلسی، بحارالانوار، ج۶۷، ب ۵۹، حدیث ۱۸.
  8. پیام قرآن، مکارم شیرازی، ج۲، ص ۲۲ به نقل از مستدرک الوسائل، ج ۲، ص ۲۸۳.
  9. بحارالانوار، ج ۷۸، ص ۳۳۳.
  10. سوره روم، آیه ۳۰.
  11. امام‌ خمینی، صحیفه، ۱۴/۳۲-۳۳؛ امام‌ خمینی، حدیث جنود، ۷۹.
  12. قاضی‌عبدالجبار، المغنی، ۱۳/۳۵۱؛ حلی، الباب الحادی عشر، ۲۵.
  13. فارابی، سعادت، ۴۵-۴۶.
  14. علی‌زاده و احمدپور، مقاله «اخلاق»، دانشنامه امام خمینی ج۱، ص ۵۱۹ - ۵۳۰.

پیوندها



مسابقه از خطبه ۱۳۳ و ۱۳۳ و ۱۶۷ نهج البلاغه