ابن عبدالبر اندلسی

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۲۶ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۶:۳۸ توسط مهدی موسوی (بحث | مشارکت‌ها) (صفحه‌ای تازه حاوی «'''«یوسف‌ بن‌ عبدالله‌ قُرطبی اندلسى»''' معروف به '''«ابن ‌عبد‌ُالبَرّ»''' (۳۶...» ایجاد کرد)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو

«یوسف‌ بن‌ عبدالله‌ قُرطبی اندلسى» معروف به «ابن ‌عبد‌ُالبَرّ» (۳۶۸-۴۶۳ ق‌)، مورخ، محدث‌، رجالی، فقیه‌ و ادیب‌ نامدار اندلسى در قرن پنجم هجری است‌. وى در علوم رجال و تاریخ و انساب متبحر بود و آثار او از منابع اصلى در زمینۀ صحابه‌شناسی و تاریخ اسلام به شمار مى‌رود. شهرت اصلى ابن عبدالبرّ بخاطر تألیف کتاب «الاستیعاب فى معرفة الاصحاب» است.

نام کامل یوسف‌ ابن ‌عبد‌البر قرطبی آندلسى
زادروز ۳۶۸ قمری
زادگاه قرطبه، اندلس
وفات ۴۶۳ قمری
مدفن شاطبه‌

Line.png

اساتید

ابوالولید ابن‌ فرَضی‌، ابوعمر طلمنکی‌، قاسم‌ بن‌ اصبغ‌ بیانی‌، عبدالرحمن بن عبدالله همدانى، ابوعمر ابن‌ مکوی‌،...

شاگردان

ابوعبدالله حمیدی‌، ابوالعباس‌ دلایی‌، ابومحمد بن‌ ابی‌‌قحافه‌، ابوعلی‌ غسّانی‌، ابن حزم اندلسی،...

آثار

الاستیعاب فى معرفة الاصحاب، التمهید لما فی‌ الموطأ، الاستذکار، الانباه علی‌ قبائل‌ الرواة، بهجة المجالس‌ و انس‌ المجالس‌، جامع‌ بیان‌ العلم‌ و فضله‌، الدُرَر فی‌ اختصار المغازی‌ و السیر،...

زندگی‌نامه

ابوعمر یوسف‌ بن‌ عبدالله‌ بن‌ محمد بن‌ عبدالبر نَمری‌ در ۲۵ ربیع الثانی ۳۶۸ هجری در قرطبه در اندلس زاده‌ شد و در همان‌جا رشد کرد. پدرش‌ عبدالله‌ از فقیهان‌ قرطبه‌ بود و او در ۱۸ سالگی‌ پدر را از دست‌ داد.[۱]

در روزگاری‌ که‌ ابن‌ عبدالبر در قرطبه به‌ سر می‌برد، این‌ شهر مرکز حکومت‌ امویان در اندلس بود و هشام‌ مؤید بن‌ حکم‌ (حک ۳۶۶-۳۹۹ ق‌) بر آن‌ فرمانروایی‌ داشت‌. فرزند هشام که محمد بن هشام ملقب به مهدى بود بر پدرش شورید و خودش فرمانروا گشت. در این سالها جنگ خونینى بر سر امارت و ریاست اتفاق افتاد و بسیارى از مردم از جمله‌ ابن‌ فرضی‌[۲] استاد ابن‌ عبدالبر، نیز کشته شدند. ابن‌ عبدالبر در این‌ شرایط جز دور شدن‌ از این‌ آشوب‌ها و رفتن‌ به‌ محیطی‌ آرام‌، فراروی‌ خود راهی‌ نمی‌دید. از این‌ رو از قرطبه‌ بیرون‌ آمد، ولی‌ هیچ‌گاه‌ از اندلس‌ بیرون‌ نرفت‌.[۳] او که‌ به‌ دنبال‌ مکانی‌ مناسب‌ می‌گشت‌، تنها دانیه‌ را که‌ دورترین‌ نقطه شرق‌ اندلس‌ بود، برگزید و به‌ آنجا رهسپار شد. این‌ شهر در نزدیکی‌ بلنسیه‌ و تحت‌ حکومت‌ ابوالحسن‌ مجاهد عامری‌ (حک ۴۰۸-۴۳۲ق‌) که‌ به‌ دانش‌ دوستی‌ شهره‌ بود، قرار داشت‌.

مدت‌ اقامت‌ ابوعمر اندلسی در دانیه‌ را از پرثمرترین‌ دوران‌ زندگی‌ او شمرده‌اند، زیرا در همین‌ جا بود که‌ بیشتر کتابهای‌ بزرگش‌ را نوشت‌ و در افق‌ این‌ شهر بود که‌ دانش‌ وی‌ آشکار گردید.[۴] ابوعمر پس‌ از مردن‌ مجاهد و روی‌ کار آمدن‌ پسرش‌ علی‌،[۵] ظاهراً محیط دانیه‌ را چندان‌ مناسب‌ ندید و به‌ قصد یافتن‌ مأوایی‌ دیگر از شرق‌ اندلس‌ به‌ غرب‌ آمد. در این‌ میان‌، مظفر ابن‌ افطس‌ (حک ۴۳۷-۴۶۰ق‌) -که‌ او را به‌ عقل‌، ادب‌ و شجاعت وصف‌ کرده‌اند-، در بطلمیوس‌ حکومت‌ را به‌ عهده‌ گرفته‌ بود.[۶] ابن‌ عبدالبر به‌ نزد او رفت‌ و از طرف‌ وی‌ در اشبونه‌ و شنترین‌ به‌ منصب‌ قضا گماشته‌ شد.[۷]

ابن‌ عبدالبر در آغاز به مذهب‌ «ظاهریه» متمایل بود، سپس‌ مالکی شد و گاه‌ در پاره‌ای‌ از مسائل‌ به‌ فقه‌ شافعی می‌گرایید.[۸] او على رغم قائل شدن به قیاس، در بسیارى از مسائل به مذهب شافعى حکم مى داد. نکته حائز اهمیت درباره عقاید ابن عبدالبر این است که اهل سنت او را به دلیل پیروى از مذهب حنبلی و فقه شافعى و گرایش به اصول اشعرى، سلفىّ الاعتقاد دانسته و از این جهت به زعم خود گفته اند که او در دیانتش متین و استوار بود؛ یعنى به شیعه گرایش نداشت.

یوسف ابن‌ عبدالبر سرانجام‌ در ربیع الاول سال ۴۶۳ هجری در شاطبه‌ درگذشت‌.[۹]

تحصیل و تدریس

اساتید و مشایخ:

ابن‌ عبدالبر در قرطبه به‌ فراگیری‌ دانشهای‌ معمول‌ آن‌ زمان‌ پرداخت‌.[۱۰] او چندان‌ به‌ درس‌ و پژوهش‌ اهتمام‌ ورزید که‌ پس‌ از چندی‌ از دیگر پیشینیان‌ اندلسی‌ خود پیشی‌ گرفت‌.[۱۱]

از استادان او می‌توان‌ به‌ اینان‌ اشاره‌ کرد: ابوالولید ابن‌ فَرَضی‌، ابوعمر طَلْمَنَکی‌، قاسم‌ بن‌ اصبغ‌ بیانی‌ -که‌ نزد او حدیث خواند-،[۱۲] عبدالرحمن بن عبدالله همدانى، ابوعمر ابن‌ مکوی‌، سعید بن‌ نصر،[۱۳] احمد بن‌ فتح‌ تاجر، احمد بن‌ قاسم‌ تاهرتی‌ بزاز -که‌ کتابهای‌ محمد بن جریر طبری به‌ نامهای‌ صریح‌ السنة، التبصیر و فضائل‌ الجهاد را نزد او خواند-، قاضی‌ ابن‌ صفار و ابن‌ جسور -که‌ ذیل‌ المذیل‌ را نزد او خواند-.[۱۴]

شاگردان و راویان:

ابوعبدالله حمیدی‌ در ۴۴۸ق‌. ضمن‌ آنکه‌ با ابن‌ عبدالبر دیدار کرده‌ است‌، از وی‌ اجازه‌ای‌ برای‌ روایت‌ شنیده‌ها و گردآورده‌هایش‌ گرفته‌ است‌.[۱۵]

از دیگر شاگردان او، ابوالعباس‌ دلایی‌، ابومحمد بن‌ ابی‌‌قحافه‌، طاهر بن‌ مفوز، ابوبحر سفیان‌ بن‌ عاصی‌، ابوعلی‌ غسّانی‌ -که‌ الموطأ را نزد او خواند- و ابن‌ بُربال‌ حِجازی‌ بودند و افزون‌ بر اینان‌ ابن حزم اندلسی را نیز از شاگردان‌ وی‌ شمرده‌اند.[۱۶]

آثار و تألیفات

  1. الاستیعاب فى معرفة الاصحاب؛ کتابی‌ است‌ درباره صحابه که‌ از مهم‌ترین‌ منابع‌ در این‌ زمینه‌ به‌ شمار می‌رود.
  2. التمهید لما فی‌ الموطأ من‌ المعانی‌ و الاسانید؛ کتابی در شرح‌ «الموطّأ» مالک‌ بن‌ انس‌ در هفتاد جلد. ابن حزم اندلسی -دوست‌ یا به‌ تعبیری‌ شاگرد ابن‌ عبدالبر- درباره این‌ کتاب‌ می‌گوید: من‌ در فن‌ حدیث‌ مانند آن‌ را ندیدم‌، چه‌ رسد به‌ بهتر از آن‌.[۱۷]
  3. الاستذکار فى شرح مذاهب علماء الامصار؛ این‌ کتاب‌ تحریر و تلخیص از کتاب «التمهید» است که مؤلف‌ در آن به‌ بررسی‌ و نقد آراء فقیهان‌ پیشین‌ نیز پرداخته‌ است‌؛
  4. الانباه علی‌ قبائل‌ الرواة، که‌ در باب‌ نسب‌ شناسی‌ است‌ و تنها به‌ قبیله‌های‌ مهمی‌ که‌ رجال‌ آن‌ از پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) حدیث نقل‌ کرده‌اند، پرداخته‌ است‌؛
  5. الانتقاء فی‌ فضائل‌ الثلاثة الائمة الفقهاء. این‌ کتاب‌ درباره ۳ تن‌ از امامان‌ مذاهب فقهی‌ یعنی‌ مالک بن انس، شافعی و ابوحنیفه است‌.
  6. الانصاف‌ فیما فی‌ بسم‌الله‌ من‌ الخلاف‌.
  7. بَهجة المَجالس‌ و اُنس‌ المَجالِس‌. در این‌ کتاب‌ امثال‌ سائر، ابیات‌ نادر، گزارشهای‌ ظریف‌، سخنان‌ حکیمان‌ پیشین‌، حکایتهای‌ دلپذیر و مانند آن‌ گردآوری‌ شده‌ است‌. مؤلف‌ در این‌ کتاب‌ نه‌ تنها مقدار قابل‌ ملاحظه‌ای‌ از شعر شاعران‌ اندلس را آورده‌ که‌ در منابع‌ دیگری‌ یافت‌ نمی‌شود، بلکه‌ در پاره‌ای‌ از موارد شعرهایی‌ از شاعران‌ شرقی‌ آورده‌ که‌ در خود منابع‌ شرق‌ یافت‌ نشده‌ است‌. این‌ کتاب‌ از مهم‌ترین‌ منابع‌ در باره ادب‌ اندلس‌ در سده‌های‌ ۴ و ۵ قمری به‌ شمار می‌آید.[۱۸]
  8. جامع‌ بیان‌ العلم‌ و فضله‌؛ این‌ کتاب‌ِ حدیثی‌ درباره معنای‌ دانش‌ و فضیلت‌ جست‌وجوی‌ آن‌، ستوده‌ بودن‌ کوشش‌ در آن‌ و عنایت‌ به‌ آن‌ است‌.
  9. الدُّرَر فی‌ اختصار المغازی‌ و السیر؛ این‌ اثر در سیره نبوی‌ و خلاصه‌ای‌ از سیره ابن اسحاق است‌. البته‌ افزون‌ بر کتاب‌ ابن‌ اسحاق‌، روایتهایی‌ از کتابهای‌ موسی‌ ابن‌ عقبه‌ و ابن‌ ابی‌ خیثمه‌ و نیز از روایتهای‌ استادانش‌ آورده‌ است‌. ابن‌ حزم‌ نیز در جوامع‌ السیرة از این‌ کتاب‌ بهره‌ جسته‌ است‌.[۱۹]
  10. الزیادات‌ التی‌ تقع‌ فی‌ الموطأ عند یحیی‌ بن‌ یحیی‌ عن‌ مالک‌.
  11. القصد و الامَم‌ فی‌ التعریف‌ باصول‌ العرب‌ و العجم‌؛ این‌ کتاب‌ نیز همچون‌ «الانباة» در نسب‌ شناسی‌ است‌، با این‌ فرق‌ که‌ از آن‌ کوچک‌تر است‌ و درباره ریشه‌های‌ اصلی‌ ملل‌ گوناگون‌ از عرب‌، بربر، حبشه و مصر گرفته‌ تا یونان، ترک‌، چین‌ و... بحث‌ کرده‌ است‌.
  12. الکافی‌ فی‌ فقه‌ اهل‌ المدینة المالکی‌.
  13. تعریف‌ فقهاء المالکیة.[۲۰]
  14. التمهید فی‌ الانساب‌.
  15. رسالة فی‌ آداب‌ المجالسة و خوض‌ اللسان‌.
  16. نزهة المستمعین‌ و روضة الخائفین‌.[۲۱]

پانویس

  1. قاضی‌ عیاض‌ بن‌ موسی‌، ترتیب‌ المدارک‌، ج۴، ص۵۵۶.
  2. محمد حمیدی‌، جذوة المقتبس‌، ج۱، ص۲۳۸.
  3. محمد حمیدی‌، جذوة المقتبس‌، ج۱، ص۳۴۴.
  4. علی‌ ابن‌ سعید، المغرب‌، ج۲، ص۴۰۷.
  5. عبدالواحد مراکشی‌، المعجب‌ فی‌ تلخیص‌ اخبار المغرب‌، ص۷۴.
  6. محمد ابن‌ عذاری‌ مراکشی‌، البیان‌ المغرب‌، ج۳، ص۲۳۶.
  7. ابن‌ خلکان‌، وفیات‌ الاعیان، ج۷، ص۶۷.
  8. محمد ذهبی‌، سیر اعلام‌ النبلاء، ج۱۸، ص۱۵۶-۱۵۷.
  9. قاضی‌ عیاض‌ بن‌ موسی‌، ترتیب‌ المدارک‌، ج۴، ص۸۱۰.
  10. محمد حمیدی‌، جذوة المقتبس‌، ج۱، ص۳۴۴.
  11. قاضی‌ عیاض‌ بن‌ موسی‌، ترتیب‌ المدارک‌، ج۴، ص۸۰۹.
  12. محمد حمیدی‌، جذوة المقتبس‌، ج۱، ص۱۰۶.
  13. قاضی‌ عیاض‌ بن‌ موسی‌، ترتیب‌ المدارک‌، ج۴، ص۸۰۸.
  14. محمد حمیدی‌، جذوة المقتبس‌، ج۱، ص۹۹.
  15. محمد حمیدی‌، جذوة المقتبس‌، ج۱، ص۳۴۵.
  16. عبدالحق‌ ابن‌ عطیه‌، فهرس‌، ج۱، ص۷۸؛ قاضی‌ عیاض‌ بن‌ موسی‌، ترتیب‌ المدارک‌، ج۴، ص۸۰۸.
  17. احمد مقری‌، نفح‌ الطیب‌، ج۳، ص۱۵۶-۱۶۹.
  18. محمد مرسی‌ خولی‌، مقدمه‌ و حاشیه‌ بر بهجة المجالس‌، ج۱، ص۲۸-۳۰.
  19. شوقی‌ ضیف‌، مقدمه‌ بر الدّرر، ج۱، ص۱۷.
  20. فؤاد سید، فهرس‌ المخطوطات‌ المصورة، ج۲، ص۴۰.
  21. خیرالدین زرکلی‌، الاعلام‌، ج۸، ص۲۴۰.

منابع

مسابقه از خطبه ۱۳۳ و ۱۳۳ و ۱۶۷ نهج البلاغه