ابن رشد اندلسی

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۲۰ سپتامبر ۲۰۲۶، ساعت ۱۷:۱۱ توسط Zamani (بحث | مشارکت‌ها)
پرش به ناوبری پرش به جستجو

ابن رشد اندلسی (ابوالولید محمد بن احمد بن محمد بن رشد؛ ۵۲۰–۵۹۵ ق / ۱۱۲۶–۱۱۹۸ م) فیلسوف، فقیه، پزشک و قاضی برجسته اندلسی بود. ابن رشد به شرح آثار ارسطو می‌پرداخت

زندگی و خاندان

ابن رشد در سال ۵۲۰ هجری قمری در شهر قرطبه در اندلس زاده شد. خاندان او از فقیهان و عالمان نامدار بودند و پدربزرگ و پدرش منصب قاضی‌القضات اندلس را بر عهده داشتند. او در سال ۵۶۵ ق قاضی اشبیلیه شد و پس از ده سال به قرطبه بازگشت و در سال ۵۷۸ ق به عنوان قاضی‌القضات قرطبه منصوب شد. ابن رشد در نهم صفر ۵۹۵ هجری قمری در مراکش درگذشت و پس از سه ماه جسدش را به قرطبه بردند و در آنجا به خاک سپردند.[۱]

ابن رشد در اواخر عمر به دلایل نامعلومی- شاید اختلاف وی با فقیهان- از دربار موحدین طرد شد، و به دنبال صدور فرمانی مبنی بر تحریم و تکفیر فلسفه و فیلسوفان، به روستای یهودی‌نشین یسانه (الیسانة) در حوالی قرطبه تبعید شد.[۱] در این مدت، خلیفه منصور موحدی دستور داد کتاب‌های او را در قرطبه علناً بسوزانند و برخی از شاگردانش نیز به تبعید فرستاده شدند.[۱] ابن رشد پس از دو یا سه سال تبعید، در حالی که مورد عفو منصور موحدی قرار گرفته بود، در نهم صفر ۵۹۵ درگذشت.[۱] گفته می‌شود ابن عربی، عارف شهیر مراکشی، در مجلس بزرگداشت او حضور داشت.[۱]

فلسفه ابن رشد

ابن رشد را در غرب با عنوان شارح و مفسر فلسفه ارسطو می‌شناسند.[۲] چرا که توجه خاصی به شرح آثار ارسطو داشت. ابن رشد برای آثار ارسطو سه نوع شرح نوشت که هر یک ویژگی متفاوتی دارد:[۳][۴]

  • شرح اکبر (تفسیر بزرگ): در این نوع شرح، ابن رشد هر فقره از فقرات ارسطو را به‌طور کامل نقل می‌کند و سپس جزء‌به‌جزء به تفسیر آن می‌پردازد. در این شرح، ابن رشد نظر خود را نیز اظهار می‌کند و از این رو، شرح اکبر او تنها شرح نیست، بلکه اثری فلسفی مستقل به شمار می‌آید.[۳][۴] شرح کبیر بر «درباره نفس» ارسطو از مهم‌ترین آثار اوست که متن عربی آن از میان رفته و تنها ترجمه لاتین آن باقی مانده است.[۵]
  • شرح اوسط (تفسیر میانه): در این نوع، ابن رشد کلمات اول هر فقره از متن ارسطو را نقل می‌کند و سپس به شرح و توضیح باقی مطلب می‌پردازد.[۳][۴]
  • تلخیص (جوامع): در این نوع، ابن رشد به‌طور مستقل و با روش خود به بیان آرای ارسطو می‌پردازد و مطالب را به شیوه‌ای منظم و با تکیه بر آثار دیگر ارسطو تکمیل می‌کند.[۳][۴]

ابن رشد شرح‌هایی بر کتاب‌های «تحلیلات ثانیه» (کتاب البرهان)، «سماع طبیعی»، «السماء والعالم»، «النفس»، «ما بعدالطبیعه»، «ارگانون» (منطق) و کتاب «الکون والفساد» نوشت و همچنین تلخیص‌هایی از «الآثار العلویه»، «اخلاق نیکوماخوس» و «الحس والمحسوس» ارائه کرد.[۳]

نظام فلسفی ابن رشد، بر هماهنگی عقل و وحی استوار است. او حقیقت را واحد می‌دانست و معتقد بود دین و فلسفه با دو روش متفاوت — خطابه برای عموم و برهان برای نخبگان — به آن می‌رسند.[۶] [۷] در جهان‌شناسی، بر ضرورت علّی و نظم غایت‌مند طبیعت تأکید داشت و خدا را «محرک اول» می‌دانست.[۸] نظریه عقل او میان سه مرتبه «عقل هیولانی»، «عقل بالملکه» و «عقل فعال» تمایز قائل می‌شود و به آموزه «وحدت عقل» می‌انجامد.[۸] در اخلاق به عینی بودن خوبی و بدی باور داشت و در هرمنوتیک، تفسیر تمثیلی را ویژه نخبگان و معنای ظاهری را برای عموم مناسب می‌دانست.[۸]

ابن رشد در انتقال فلسفه ارسطو به جهان اسلام و از آنجا به غرب نقشی محوری داشت. شرح‌های ابن رشد پس از ترجمه به لاتین و عبری، تأثیری عمیق بر فیلسوفان یهودی و مسیحی گذاشت و او را به «شارح بزرگ» (The Commentator) مشهور ساخت.[۹] در قرن سیزدهم میلادی، مترجمانی چون مایکل اسکات (Michael Scot) آثار او را از عربی به لاتین برگرداندند.[۱۰] ترجمه‌های لاتین شرح‌های ابن رشد، به‌ویژه شرح کبیر بر «درباره نفس»، به‌عنوان متون اصلی فلسفه ارسطویی در دانشگاه‌های اروپایی تدریس می‌شد.[۵] مورخان غربی ابن رشد را مؤثرترین فیلسوف مسلمان در تفکر اروپایی می‌شناسند و مکتب فکری «ابن‌رشدی‌گری» (Averroism) در دانشگاه‌های پاریس و پادوآ شکل گرفت.[۱][۹] تأثیر شرح‌های ابن رشد بر اندیشمندان اروپایی تا حدی بود که برخی پژوهشگران او را در شکل‌گیری رنسانس و روشنگری اروپایی مؤثر می‌دانند.[۹]

آثار و تألیفات

ابن رشد در بسیاری از موضوعات علمی از قبیل فلسفه، کلام، فقه، ستاره‌شناسی، پزشکی، لغت، ادبیات و اخلاق صاحب تألیف است.[۱]

  • فصل المقال: کتابی به عربی در فلسفه است که نام کامل آن «فصل المقال فی تقریر ما بین الشریعة و الحکمة من الاتصال» است. مؤلف در این اثر می‌کوشد تا علم فلسفه و گرایش به علوم عقلی را با شریعت سازگار کند.[۶][۱۱] در این کتاب، ابن رشد مردم را به سه دسته عامه (اهل خطابه)، متکلمان (اهل جدل) و حکما (اهل برهان) تقسیم می‌کند و تأویل برهانی را ویژه حکما می‌داند.[۱۲]
  • تهافت التهافت: از بزرگ‌ترین آثار کلامی-فلسفی ابن رشد و پاسخیه او به «تهافت الفلاسفة» غزالی است.[۱۳][۱۴]
  • الکلیات: از معروف‌ترین آثار پزشکی ابن رشد است.[۱]
  • بدایة المجتهد و نهایة المقتصد: اثری مهم در فقه مالکی است.[۱]
  • تلخیص ما بعدالطبیعه: تلخیص کتاب «ما بعدالطبیعه» ارسطو است که ابن رشد در آن، گاه سخنان خود را به‌طور مستقل از متن ارسطو آورده و مطالب را تلخیص کرده است.[۱۵]

تأثیر و میراث

در قرون وسطی، شرح‌های ابن رشد بسیار مورد توجه فیلسوفان یهودی و مسیحی قرار گرفت و همراه با تألیفاتش به عبری و لاتین ترجمه شد.[۱] مورخان غربی، ابن رشد را نامدارترین فیلسوف اسلام و مؤثرترین آنان در تفکر اروپایی می‌شناسند و به همین جهت او را «شارح بزرگ» لقب دادند.[۱]

با این حال، درباره ورود میراث ابن رشد به جهان اسلام و ایران، دیدگاه‌های متفاوتی وجود دارد. شماری از مستشرقان و تعدادی از اندیشمندان مسلمان بر این باورند که میراث حکمی و کلامی ابن رشد در جهان اسلام و از جمله ایران، وارد نشد و حکیمان و متکلمان مسلمان التفاتی به نوشته‌های او نکردند.[۱۶] توجیهاتی مانند نبود نسخه‌های آثار ابن رشد یا نداشتن شاگردان وفادار به وی نیز بر این باور ارائه شده است.[۱۶]

نتیجه

ابن رشد اندلسی با شرح‌های دقیق خود بر ارسطو و آثار فلسفی مستقل خود، یکی از تأثیرگذارترین متفکران تاریخ فلسفه اسلامی و حلقه وصل فلسفه یونان به اروپای لاتینی است.[۱][۲] اندیشه او در هماهنگی دین و فلسفه، نظریه عقل و مباحث انسان‌شناختی، همچنان موضوع پژوهش‌های معاصر در ایران و جهان است.[۱۷]

منابع

  1. ↑ ۱٫۰۰ ۱٫۰۱ ۱٫۰۲ ۱٫۰۳ ۱٫۰۴ ۱٫۰۵ ۱٫۰۶ ۱٫۰۷ ۱٫۰۸ ۱٫۰۹ ۱٫۱۰ ۱٫۱۱ مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی. دانشنامه بزرگ اسلامی. جلد ۳، ذیل «ابن رشد، ابوالولید محمد». تهران: مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، ۱۳۷۰، صص ۱۲۳۸–۱۲۳۹.
  2. ↑ ۲٫۰ ۲٫۱ «ابن رشد را در غرب با عنوان شارح و مفسر فلسفه ارسطو می‌شناسند.» قبسات، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.
  3. ↑ ۳٫۰ ۳٫۱ ۳٫۲ ۳٫۳ ۳٫۴ تاریخ الفکر الأندلسی، بخش «شروح مؤلفات أرسطو».
  4. ↑ ۴٫۰ ۴٫۱ ۴٫۲ ۴٫۳ «شرح ابن رشد مؤلفات أرسطو بثلاث طرق: شرح صغير وشرح وسط وشرح كبير.»
  5. ↑ ۵٫۰ ۵٫۱ مرکز پژوهش‌های ایرانی و اسلامی، مدخل «ابن‌رشد».
  6. ↑ ۶٫۰ ۶٫۱ دانشنامه آزاد فارسی، «فصل المقال».
  7. ↑ ابن رشد، محمد بن احمد. فصل المقال فی ما بین الحکمة و الشریعة من الاتصال. ترجمه سید جعفر سجادی. تهران: انجمن فلسفه ایران، ۱۳۵۸.
  8. ↑ ۸٫۰ ۸٫۱ ۸٫۲ قربانی، علی. «عقل هیولانی مفارق (Separate Material Intellect) در فلسفه ابن رشد.» فلسفه، دوره ۱۰، شماره ۱۸ (۱۳۹۵): ۱۵۵–۱۷۴.
  9. ↑ ۹٫۰ ۹٫۱ ۹٫۲ «Ibn Rushd (Averroës).» Oxford Bibliographies, 2020.
  10. ↑ ترجمه لاتین شرح کبیر درباره نفس، حدود ۱۲۲۰ میلادی.
  11. ↑ ابن رشد، محمد بن احمد. فصل المقال فی ما بین الحکمة و الشریعة من الاتصال. ترجمه سید جعفر سجادی. تهران: انجمن فلسفه ایران، ۱۳۵۸، مقدمه مترجم.
  12. ↑ همان، ج۱، صص ۷۶ و ۸۸.
  13. ↑ دانشنامه آزاد فارسی، «تهافت التهافت».
  14. ↑ ابن رشد، محمد بن احمد. تهافت التهافت. ترجمه حسن فتحی. تهران: حکمت، ۱۳۸۷، مقدمه مترجم، صص ۱–۳۰.
  15. ↑ ابن رشد، محمد بن احمد. تلخیص ما بعدالطبیعه. تحقیق عبدالرحمن بدوی. قاهره: مکتبه النهضة المصریة، ۱۹۵۸، مقدمه محقق.
  16. ↑ ۱۶٫۰ ۱۶٫۱ نوئی، ابراهیم. «واکاوی سرانجام میراث فلسفی و کلامی ابن رشد در جهان اسلام.» پژوهش‌های علم و دین، دوره ۱۳، شماره ۱ (۱۴۰۱): ۳۱۵–۳۳۴، بخش نتیجه‌گیری.
  17. ↑ ابراهیمی دینانی، غلامحسین. درخشش ابن رشد در حکمت مشاء. تهران: طرح نو، ۱۳۸۵، فصل اول: «پرتو اندیشه ابن رشد و ابن سینا در آثار فلسفی قرون وسطی مغرب‌زمین»، ص ۸۸.
مسابقه از خطبه ۸۳ نهج البلاغه