ولایتعهدی امام رضا علیه السلام: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(جایگزینی صفحه با 'بی شک یکی از مهم ترین اتفاقات تاریخ تشیع ، سفر امام رضا(علیه السلام) در سال 200 هجری به خرا...')
سطر ۱: سطر ۱:
−
{{بخشی از یک کتاب}}
+
بی شک یکی از مهم ترین اتفاقات تاریخ تشیع ، سفر [[امام رضا]](علیه السلام) در سال 200 هجری به خراسان و پذیرش ولایتعهدی [[مأمون]] خلیفه عباسی است که تا آن زمان در تاریخ تشیع بی سابقه بوده است.
−
 
+
== به خلافت رسیدن مأمون عباسی ==
−
 
 
−
'''کلیدواژه: امام رضا علیه السلام، بنی عباس، مأمون عباسی، ولایت عهدی امام رضا علیه السلام، پیشنهاد مأمون به امام رضا علیه السلام'''
 
−
 
 
−
[[مامون]] پس از آن كه برادرش امين را نابود كرد و بر مسند حكومت تكيه زد، در شرايط حساسى قرار گرفت، زيرا موقعيت او به ويژه در [[بغداد]] كه مركز حكومت عباسى بود و در ميان طرفداران [[عباسيان]] كه خواستار «امين » بودند و حكومت مامون را در «مرو» با مصالح خود منطبق نمى  ديدند، سخت متزلزل بود.
 
−
 
 
−
و از سوى ديگر شورش [[علويان]] تهديدى جدى براى حكومت مامون محسوب مى  شد، چرا كه در 199 هجرى  «[[محمد بن ابراهيم طباطبا]]» از علويان محبوب و بزرگوار به دستيارى  «[[ابوالسرايا]]» قيام كرد، و گروهى ديگر از علويان هم در [[عراق]] و [[حجاز]] قيام هايى داشتند و از ضعف بنى عباس كه در درگيرى مامون و امين نظام امورشان از هم پاشيده بود استفاده كردند، و بر برخى از شهرها مسلط شدند، و تقريبا از [[كوفه]] تا [[يمن]] در آشوب و اغتشاش بود، و مامون با كوشش بسيار توانست  بر اين آشوب ها چيره شود... <ref> به «[[مقاتل الطالبيين]]»، [[ابوالفرج اصفهاني]] و [[تتمة المنتهي]] و ديگر كتب تواريخ رجوع شود.</ref>و نيز ممكن بود ايرانيان هم به يارى علويان برخيزند چون ايرانيان به حق شرعى خاندان [[اميرمؤمنان]] على عليه السلام معتقد بودند، و در ابتداى كار بنى عباس هم داعيان عباسى براى سرنگونى [[بنى اميه]] از همين علاقه  ى ايرانيان به خاندان پيامبر و دودمان اميرمؤمنان استفاده كرده بودند.
 
−
 
 
−
مامون كه مردى زيرك و مكار بود، به فكر آن افتاد كه با طرح واگذارى خلافت  يا ولايتعهدى به شخصيتى مانند [[امام رضا]] عليه السلام پايه  هاى لرزان حكومت  خود را تثبيت كند، زيرا اميدوار بود كه با مبادرت به اين كار بتواند جلوى شورش علويان را بگيرد، و موجبات رضايت  خاطر آنان را فراهم سازد، و ايرانيان را نيز آماده پذيرش خلافت  خود نمايد.
 
−
 
 
−
پيداست كه تفويض خلافت  يا ولايتعهدى به امام فقط يك تاكتيك حساب شده  ى سياسى بود، و گرنه كسى كه براى حكومت، برادر خود را به قتل رسانده بود، و نيز در زندگى خصوصى خود از هيچ فسق و فجورى ابا نداشت ناگهان چنان ديانت پناه نمى  شد كه از خلافت و لطنت  بگذرد، و بهترين شاهد مكر و تزوير مامون نپذيرفتن امام از او است. چرا كه اگر مامون در گفتار و كردار خود صادق مى  بود هرگز امام از بدست گرفتن زمام خلافت كه جز امام هيچ كس صلاحيت آن را ندارد طفره نمى  رفت.
 
−
 
 
−
شواهد ديگر نيز كه در تاريخ موجود است  به روشنى از سوء نيت مامون پرده بر مى  دارد، و ما به عنوان نمونه به چند مورد اشاره مى  كنيم: مامون جاسوسانى بر امام گماشته بود تا همه  ى امور را زير نظر بگيرند و به او گزارش كنند، اين خود دليل دشمنى مامون با امام و عدم ايمان و حسن نيت او نسبت  به آن بزرگوار است، در روايات اسلامى مى  خوانيم:
 
−
 
 
−
«[[هشام بن ابراهيم راشدى]]، از نزديكترين افراد نزد امام رضا علیه السلام بود و امور امام بدست او جريان داشت، ولى هنگامي كه امام را به مرو آوردند، هشام با«[[فضل بن سهل ذوالرياستين ]]» - وزير مامون - و با مامون اتصال و ارتباط پيدا كرد، و چنان بود كه هيچ چيز را از آنان پنهان نمى  داشت، مامون او را حاجب (يعنى مسئول روابط عمومى) امام قرار داد، و هشام فقط افرادى را كه خود مايل بود نزد امام راه مى  داد، و بر امام سخت مى  گرفت و او را در مضيقه قرار مى  داد. و دوستان و پيروان امام نمى  توانستند آن گرامى را ملاقات نمايند، و هر چه امام در منزلش مى  گفت هشام به مامون و فضل بن سهل گزارش مى  كرد...».<ref> حياة الامام الرضا، جعفر مرتضي الحسيني ص 213-214 و بحار ج 49 ص 139 و مسند [[امام رضا]] علیه السلام، ج 1، ص 77-78 و عيون اخبار، ج 2، ص 153.</ref>
 
−
 
 
−
«ابا صلت » در مورد دشمنى مامون با امام مى  گويد: امام عليه السلام  «با دانشمندان مناظره و بر آنان غلبه مى  كرد، و مردم مى  گفتند: به خدا قسم او از مامون به خلافت  سزاوارتر است، و جاسوسان اين مطلب را به مامون گزارش مى  كردند...».<ref> حياة الامام الرضا، ص 214 و بحار ج 49 ص 290 و عيون اخبار ج 2 ص 239.</ref>
 
−
 
 
−
و نيز مى  بينيم  «جعفر بن محمد بن الاشعث » در ايامى كه امام در خراسان و نزد مامون بوده است، به امام پيام مى  دهد كه نامه  هاى او را پس از خواندن بسوزاند تا مبادابدست ديگرى بيفتد، و امام براى اطمينان خاطر او مى  فرمايد: نامه  هايش را پس از خواندن مى  سوزانم...<ref> حياة الامام الرضا، ص 214 و [[كشف الغمه]]، ج 3 ص 92 و مسند امام رضا ج 1 ص 178 و [[عيون الاخبار]]، ج 2 ص 219.</ref>
 
−
 
 
−
و نيز مى  بينيم امام عليه السلام در همان ايام كه نزد مامون و ظاهرا وليعهد است در پاسخ  «احمد بن محمد بزنطى » مى  نويسد: ...و اما اين كه اجازه  ى ملاقات خواسته  يى، آمدن نزد من دشوار است، و اين ها اكنون بر من سخت گرفته  اند، و فعلا برايت ممكن نيست، انشاءالله بزودى ملاقات ميسر خواهد شد...<ref> حياة الامام الرضا، ص 215 و رجال ممقاني ج 1 ص 97 و عيون اخبار، ج 2 ص 212.</ref>
 
−
 
 
−
آشكارتر از همه آن كه مامون خود گاهى نزد برخى نزديكان و وابستگانش به هدف هاى واقعى خود در مورد امام عليه السلام اعتراف و صريحا از نيات پليد خود پرده برداشته است: مامون در پاسخ  «[[حميد بن مهران ]]» - يكى از درباريانش - و گروهى از [[عباسيان]] كه او را به علت  سپردن ولايتعهدى به امام رضا علیه السلام سرزنش مى  كردند مى  گويد:
 
−
 
 
−
«...اين مرد از ما پنهان و دور بود، و براى خود دعوت مى  كرد، ما خواستيم او را وليعهد خويش قرار دهيم تا دعوتش براى ما باشد، و به سلطنت و خلافت ما اعتراف نمايد، و شيفتگان او دريابند كه آن چه او ادعا مى  كرد در او نيست، و اين امر - خلافت - مخصوص ماست نه او.
 
−
 
 
−
و ما بيمناك بوديم اگر او را به حال خود باقى گذاريم، آشوبى براى ما بر پا سازد كه نتوانيم جلوى آن را بگيريم، و وضعى پيش آورد كه طاقت مقابله ى آن را نداشته باشيم...».<ref> حياة الامام الرضا، ص 364 و به شرح ميميه ابي فراس، ص 196 و عيون اخبار، ج 2 ص 170 و بحار، ج 49 ص 183 و مسند امام رضا، ج 2 ص 96 رجوع شود.</ref>
 
−
 
 
−
بنابراين مامون در تفويض خلافت يا ولايتعهدى به امام، حسن نيت نداشت، و در اين بازى سياسى به دنبال هدف هاى ديگرى بود، او مى  خواست از يك سو امام را به رنگ خود درآورد و قدس و تقواى امام را ناچيز و آلوده سازد، و از سوى ديگر امام هر يك از دو پيشنهاد خلافت و ولايتعهدى را بصورتي كه مامون خواسته بود مى  پذيرفت به سود مامون تمام مى  شد، زيرا اگر امام خلافت را مى  پذيرفت مامون شرط مى  كرد خودش وليعهد باشد و بدين وسيله مشروعيت  حكومت  خود را تامين و سپس پنهانى و با دسيسه امام را از ميان بر مى  داشت و اگر امام ولايتعهدى را مى  پذيرفت  باز حكومت مامون پا بر جا و امضا شده بود...
 
−
 
 
−
امام در واقع راه سومى انتخاب كرد، و با آن كه به اجبار ولايتعهدى را پذيرفت، با روش خاص خود به گونه يى عمل نمود كه مامون به هدف هاى خويش از نزديك شدن به امام و كسب مشروعيت نرسد، و طاغوتى بودن حكومتش بر جامعه برملا باشد.
 
  
 
==پانویس==
 
==پانویس==
سطر ۳۶: سطر ۶:
  
 
==منابع==
 
==منابع==
−
* هیئت تحریریه موسسه اصول دین قم، پيشواى هشتم حضرت امام على بن موسى الرضا علیه السلام
 
  
 
[[رده:امام رضا علیه السلام]]
 
[[رده:امام رضا علیه السلام]]

نسخهٔ ‏۸ اوت ۲۰۱۶، ساعت ۱۳:۵۸

بی شک یکی از مهم ترین اتفاقات تاریخ تشیع ، سفر امام رضا(علیه السلام) در سال 200 هجری به خراسان و پذیرش ولایتعهدی مأمون خلیفه عباسی است که تا آن زمان در تاریخ تشیع بی سابقه بوده است.

به خلافت رسیدن مأمون عباسی

پانویس


منابع

مسابقه از خطبه ۸۳ نهج البلاغه