حلیم (اسم الله): تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
سطر ۱: سطر ۱:
−
{{نیازمند ویرایش فنی}}
 
 
{{الگو:منبع الکترونیکی معتبر|ماخذ=پایگاه}}
 
{{الگو:منبع الکترونیکی معتبر|ماخذ=پایگاه}}
  
−
"حلیم" از اسماء و صفات خداوند متعال و به معنای مهلت دادن و شتاب نکردن بر عقوبت نسبت به گناه است. <ref> طبرسی، مجمع البیان، ج 2، ص 569، انتشارات ناصر خسرو، تهران، 1372ش. </ref> و "حلم" در لغت به معنای نگهداری نفس و طبع از هیجان، خشم و غضب است.<ref> اصفهانی، راغب، مفردات ص 253، «حلم». </ref>
 
  
−
در قرآن یازده مورد خدای متعال به عنوان "حلیم" همراه با اسامی دیگر مانند: «علیم»، «غفور»، «غنی»، «شکور» توصیف شده است، همچنین در قرآن حضرت ابراهیم (ع) و اسماعیل (ع) به این صفت نیکو ستوده شده اند:
+
__toc__
 +
 
 +
"حلیم" از اسماء و صفات خداوند متعال و به معنای مهلت دادن و شتاب نکردن بر عقوبت نسبت به گناه است.<ref>طبرسی، مجمع البیان، ج 2، ص 569، انتشارات ناصرخسرو، تهران، 1372ش.</ref> و "حلم" در لغت به معنای نگهداری نفس و طبع از هیجان، خشم و غضب است.<ref> اصفهانی، راغب، مفردات ص 253، «حلم».</ref>
 +
 
 +
در [[قرآن]] یازده مورد خدای متعال به عنوان "حلیم" همراه با اسامی دیگر مانند: «علیم»، «غفور»، «غنی»، «شکور» توصیف شده است، همچنین در قرآن [[حضرت ابراهیم]] علیه السلام و [[حضرت اسماعیل]] علیه السلام به این صفت نیکو ستوده شده اند:
 +
 
 +
* {{متن قرآن|«إِنَّ إِبْرَاهِيمَ لأوَّاهٌ حَلِيمٌ»}}؛<ref>[[سوره توبه]]/114.</ref> به یقین ابراهیم مهربان و بردبار بود.
 +
 
 +
زمانی که ابراهیم علیه السلام فرزند صالحی را از درگاه احدیت درخواست می‌کند:
 +
 
 +
* {{متن قرآن|«رَبِّ هَبْ لِي مِنَ الصَّالِحِينَ»}}؛ پروردگارا! به من از صالحان ببخش.<ref>[[سوره صافات]]/100.</ref>
  
−
« إِنَّ إِبْرَاهِيمَ لأوَّاهٌ حَلِيمٌ »<ref> توبه/114. </ref>
 
−
«به یقین ابراهیم مهربان و بردبار بود »
 
−
زمانی که ابراهیم (ع) فرزند صالحی را از درگاه احدیت درخواست می‌کند:
 
−
«رَبِّ هَبْ لِي مِنَ الصَّالِحِينَ »
 
−
«پروردگارا! به من از صالحان ببخش »<ref> صافات/100. </ref>
 
 
حاجتش با بشارت فرزندی حلیم به اجابت می‌رسد:
 
حاجتش با بشارت فرزندی حلیم به اجابت می‌رسد:
−
«فَبَشَّرْنَاهُ بِغُلَامٍ حَلِيمٍ »
 
−
«ما ابراهیم را به نوجوانی بردبار و صبور بشارت دادیم »<ref> صافات/101. </ref>
 
−
و در داستان ذبح اسماعیل (ع) آمده است که پدرش گفت:
 
−
« سَتَجِدُنِي إِن شَاء اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ »
 
−
«به خواست خدا مرا از صابران خواهی یافت »<ref> همان/102. </ref>
 
−
و بعد از آزمون الهی معلوم شد که اسماعیل واقعاً حلیم و بردبار است، <ref> میر علی اکبر قرشی، قاموس قرآن، ج 2،ص 167، دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1371ش. </ref> بنابراین حلم از فضائل انسانهای صالح و شایسته بحساب می‌آید.
 
−
 
−
== آثار حلیم بودن خداوند در دنیا ==
 
  
−
=== عذاب نکردن مشرکان و فرصت توبه برای آنان: ===
+
* {{متن قرآن|«فَبَشَّرْنَاهُ بِغُلَامٍ حَلِيمٍ»}}؛ ما ابراهیم را به نوجوانی بردبار و صبور بشارت دادیم.<ref>[[سوره صافات]]/101.</ref>
 +
 
 +
و در داستان ذبح اسماعیل علیه السلام آمده است که پدرش گفت:
 +
 
 +
* {{متن قرآن|«سَتَجِدُنِي إِن شَاء اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ»}}؛ به خواست خدا مرا از صابران خواهی یافت.<ref>همان/102.</ref>
 +
 
 +
و بعد از آزمون الهی معلوم شد که اسماعیل واقعاً حلیم و بردبار است،<ref>میرعلی اکبر قرشی، قاموس قرآن، ج2، ص167، دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1371ش.</ref> بنابراین حلم از فضائل انسانهای صالح و شایسته بحساب می‌آید.
 +
 
 +
==آثار حلیم بودن خداوند در دنیا==
 +
 
 +
===عذاب نکردن مشرکان و فرصت توبه برای آنان:===
 +
 
 +
خداوند متعال در آیات 41 تا 44 [[سوره اسراء]] بعد از بیان اعتقادات و نسبت های ناروای مشرکین نسبت به انتخاب شدن [[فرشتگان ]] به عنوان دختران خدا! و سرزنش آنان، در آخر می‌فرماید:
 +
 
 +
* {{متن قرآن|«...إِنَّهُ كَانَ حَلِيمًا غَفُورًا»}} یعنی خداوند حلم و حوصله‌اش بسیار است و در عقوبت مشرکان عجله نمی‌کند بلکه آنان را مهلت می‌دهد تا هر کسی را که [[توبه]] کرده و به سویش بازگردد، بیامرزد.<ref>محمدحسین طباطبائی، المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی همدانی، ج 13، ص 154، دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین، قم، 1374ش.</ref>
 +
 
 +
===متلاشی نشدن آسمانها و زمین تا مدت معین شان===
  
−
خداوند متعال در آیات 41 تا 44 سوره اسراء بعد از بیان اعتقادات و نسبتهای ناروای مشرکین نسبت به انتخاب شدن فرشتگان به عنوان دختران خدا! و سرزنش آنان، در آخر می‌فرماید:
+
{{متن قرآن|«إِنَّ اللَّهَ يُمْسِكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ أَن تَزُولَا وَلَئِن زَالَتَا إِنْ أَمْسَكَهُمَا مِنْ أَحَدٍ مِّن بَعْدِهِ إِنَّهُ كَانَ حَلِيمًا غَفُورًا»}}؛<ref> [[سوره فاطر]]/41.</ref> خداوند آسمانها و زمین را نگه می‌دارد تا از نظام خود منحرف نشوند و هرگاه منحرف گردند کسی جز او نمی‌تواند آنها را نگه دارد، او بردبار و آمرزنده است.
−
«...إِنَّهُ كَانَ حَلِيمًا غَفُورًا »
 
−
یعنی خداوند حلم و حوصله‌اش بسیار است و در عقوبت مشرکان عجله نمی‌کند بلکه آنان را مهلت می‌دهد تا هر کسی را که توبه کرده و به سویش بازگردد، بیامرزد. <ref> محمد حسین طباطبائی، المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی همدانی، ج 13، ص 154، دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین، قم، 1374ش. </ref>
 
  
−
=== متلاشی نشدن آسمانها و زمین تا مدت معینشان: ===
+
مقتضای حلیم و غفور بودن این است که آسمان ها و زمین را از این که مشرف به زوال شوند تا مدتی معین نگه دارد.<ref>ترجمه المیزان، ج 17، ص 80، تفسیر نور، محسن قرائتی، ج 9، ص 510، مرکز فرهنگی درس هایی از قرآن، تهران، 1383ش.</ref>
  
−
« إِنَّ اللَّهَ يُمْسِكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ أَن تَزُولَا وَلَئِن زَالَتَا إِنْ أَمْسَكَهُمَا مِنْ أَحَدٍ مِّن بَعْدِهِ إِنَّهُ كَانَ حَلِيمًا غَفُورًا » <ref> فاطر/41. </ref>
+
==اثر حلم و بردباری با دیگران==
−
«خداوند آسمانها و زمین را نگه می‌دارد تا از نظام خود منحرف نشوند و هرگاه منحرف گردند کسی جز او نمی‌تواند آنها را نگه دارد او بردبار و آمرزنده است »
 
  
−
مقتضای حلیم و غفور بودن این است که آسمانها و زمین را از اینکه مشرف به زوال شوند تا مدتی معین نگه دارد. <ref> ترجمه المیزان، ج 17، ص 80، تفسیر نور، محسن قرائتی، ج 9، ص 510، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، تهران، 1383ش. </ref>
+
{{متن قرآن|«وَلَا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَلَا السَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَبَيْنَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ»}}؛<ref>[[سوره فصلت]]/41.</ref> هرگز نیکی و بدی یکسان نیست بدی را با نیکی دفع کن ناگاه (خواهی دید) همان کسی که میان تو و او دشمنی است، گویی دوستی گرم و صمیمی است.
−
 
−
== اثر حلم و بردباری با دیگران ==
 
  
−
« وَلَا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَلَا السَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَبَيْنَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ  » <ref> فصلت/ 41. </ref>
+
این آیه به یکی از آثار درخشان حلم و خویشتنداری اشاره می‌کند که به وسیله حلم و مدارا می­توان جهل و خشونت را دفع کرد و بدین وسیله دشمنان سرسخت را همچون دوستان، گرم و صمیمی کرد.<ref>ناصر مکارم شیرازی، نمونه، ج 20، ص 280، دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1374ش، ترجمه المیزان، ج 17، ص 595.</ref>
−
«هرگز نیکی و بدی یکسان نیست بدی را با نیکی دفع کن ناگاه (خواهی دید) همان کسی که میان تو و او دشمنی است، گویی دوستی گرم و صمیمی است »
 
  
−
این آیه به یکی از آثار درخشان حلم  و خویشتن داری اشاره می‌کند که به وسیله حلم و مدارا می­توان جهل و خشونت را دفع کرد و بدین وسیله دشمنان سرسخت را همچون دوستان، گرم و صمیمی کرد. <ref> ناصر مکارم شیرازی، نمونه، ج 20، ص 280، دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1374ش، ترجمه المیزان، ج 17، ص 595. </ref>
+
==شعیب علیه السلام فردی حلیم و بردبار==
  
−
== شعیب (ع) فردی حلیم و بردبار ==
+
{{متن قرآن|«قَالُواْ يَا شُعَيْبُ أَصَلاَتُكَ تَأْمُرُكَ أَن نَّتْرُكَ مَا يَعْبُدُ آبَاؤُنَا أَوْ أَن نَّفْعَلَ فِي أَمْوَالِنَا مَا نَشَاء إِنَّكَ لَأَنتَ الْحَلِيمُ الرَّشِيدُ»}}؛<ref>[[سوره هود]]/ 87.</ref> گفتند: ای شعیب! آیا نمازت به تو دستور می‌دهد که آنچه را پدرانمان می‌پرستیدند، ترک کنیم یا آنچه را می‌خواهیم در اموالمان انجام ندهیم؟! تو که مورد بردبار و فهمیده‌ای هستی!
  
−
« قَالُواْ يَا شُعَيْبُ أَصَلاَتُكَ تَأْمُرُكَ أَن نَّتْرُكَ مَا يَعْبُدُ آبَاؤُنَا أَوْ أَن نَّفْعَلَ فِي أَمْوَالِنَا مَا نَشَاء إِنَّكَ لَأَنتَ الْحَلِيمُ الرَّشِيدُ »<ref> هود/ 87. </ref>
+
بعد از این که [[حضرت شعیب]] علیه السلام قوم خود را از پرستش بت ها، کم فروشی و نپرداختن حقوق مردم بازمی‌داشت. آنان این عمل وی را ناپسند تلقی کرده و با سخن خود «إِنَّكَ لَأَنتَ الْحَلِيمُ الرَّشِيدُ» که با سه تأکید همراه است (حرف انّ، لام تأکید، جمله اسمیه بودن، خبر انّ) خواسته‌اند به وجه قوی‌تری حلم و رشد را بر آن بزرگوار اثبات کنند تا به گمان خود ناپسند بودن ملامت و انکار آن حضرت را نسبت به عادات خرافی و اعمال زشت خود اعلام کنند زیرا عمل سفیهانه از هر کسی بد است ولی از کسی که حلیم و رشد یافته است بدتر و شخصی که هیچ شکلی در حلم و رشد او نیست هرگز نباید به چنین عملی دست بزند! و علیه حریت و استقلال فکری و عقیدتی مردم قیام نماید!
−
«گفتند ای شعیب! آیا نمازت به تو دستور می‌دهد که آنچه را پدرانمان می‌پرستیدند ترک کنیم، یا آنچه را می‌خواهیم در اموالمان انجام ندهیم؟! تو که مورد بردبار و فهمیده‌ای هستی!»
 
−
بعد از اینکه حضرت شعیب (ع) قوم خود را از پرستش بتها، کم فروشی و نپرداختن حقوق مردم باز می‌داشت آنان این عمل وی را ناپسند تلقی کرده و با سخن خود « إِنَّكَ لَأَنتَ الْحَلِيمُ الرَّشِيدُ » که با سه تأکید همراه است (حرف انّ، لام تأکید، جمله اسمیه بودن، خبر انّ) خواسته‌اند به وجه قوی‌تری حلم و رشد را بر آن بزرگوار اثبات کنند تا به گمان خود ناپسند بودن ملامت و انکار آن حضرت را نسبت به عادات خرافی و اعمال زشت خود اعلام کنند، زیرا عمل سفیهانه از هر کسی بد است ولی از کسی که حلیم و رشد یافته است بدتر، و شخصی که هیچ شکلی در حلم و رشد او نیست هرگز نباید به چنین عملی دست بزند! و علیه حریت و استقلال فکری و عقیدتی مردم قیام نماید!
 
−
با این بیان روشن شد بسیاری از مفسران در تفسیر این آیه دچار اشتباه شده‌اند که توصیف آن جناب توسط قومش به حلم و رشد را نیز از باب استهزاء گرفته و گفته‌اند: منظور اهل مدین از این توصیف این بوده که بگویند تو نه حلم داری و نه رشد بلکه مردی جاهل و گمراه هستی.<ref> ترجمه المیزان، ج 10، ص 548. </ref>
 
  
−
== پانویس ==
+
با این بیان روشن شد بسیاری از مفسران در تفسیر این آیه دچار اشتباه شده‌اند که توصیف آن جناب توسط قومش به حلم و رشد را نیز از باب استهزاء گرفته و گفته‌اند: منظور اهل مدین از این توصیف این بوده که بگویند تو نه حلم داری و نه رشد بلکه مردی جاهل و گمراه هستی.<ref>ترجمه المیزان، ج 10، ص 548. </ref>
  
 +
==پانویس==
 
<references/>
 
<references/>
  
−
== منابع ==
+
==منابع==
 +
[http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=45938#_ftn1 حلیم، کاظم احمدزاده، سایت پژوهشکده باقرالعلوم علیه السلام (بخش فرهنگ علوم انسانی و اسلامی)] تاریخ بازیابی: 25 بهمن 1391.
  
−
[http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=45938#_ftn1 حلیم، کاظم احمد زاده، سایت پژوهشکده باقر العلوم(ع) (بخش فرهنگ علوم انسانی و اسلامی)] تاریخ بازیابی : 25 بهمن 1391 .
 
 
[[رده:اسماء و صفات الهی]]
 
[[رده:اسماء و صفات الهی]]

نسخهٔ ‏۲۵ فوریهٔ ۲۰۱۳، ساعت ۱۰:۵۴

این مدخل از دانشنامه هنوز نوشته نشده است.

Icon-computer.png
محتوای فعلی مقاله یکی از پایگاه های معتبر متناسب با عنوان است.

(احتمالا تصرف اندکی صورت گرفته است)


"حلیم" از اسماء و صفات خداوند متعال و به معنای مهلت دادن و شتاب نکردن بر عقوبت نسبت به گناه است.[۱] و "حلم" در لغت به معنای نگهداری نفس و طبع از هیجان، خشم و غضب است.[۲]

در قرآن یازده مورد خدای متعال به عنوان "حلیم" همراه با اسامی دیگر مانند: «علیم»، «غفور»، «غنی»، «شکور» توصیف شده است، همچنین در قرآن حضرت ابراهیم علیه السلام و حضرت اسماعیل علیه السلام به این صفت نیکو ستوده شده اند:

  • «إِنَّ إِبْرَاهِيمَ لأوَّاهٌ حَلِيمٌ»؛[۳] به یقین ابراهیم مهربان و بردبار بود.

زمانی که ابراهیم علیه السلام فرزند صالحی را از درگاه احدیت درخواست می‌کند:

  • «رَبِّ هَبْ لِي مِنَ الصَّالِحِينَ»؛ پروردگارا! به من از صالحان ببخش.[۴]

حاجتش با بشارت فرزندی حلیم به اجابت می‌رسد:

  • «فَبَشَّرْنَاهُ بِغُلَامٍ حَلِيمٍ»؛ ما ابراهیم را به نوجوانی بردبار و صبور بشارت دادیم.[۵]

و در داستان ذبح اسماعیل علیه السلام آمده است که پدرش گفت:

  • «سَتَجِدُنِي إِن شَاء اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ»؛ به خواست خدا مرا از صابران خواهی یافت.[۶]

و بعد از آزمون الهی معلوم شد که اسماعیل واقعاً حلیم و بردبار است،[۷] بنابراین حلم از فضائل انسانهای صالح و شایسته بحساب می‌آید.

آثار حلیم بودن خداوند در دنیا

عذاب نکردن مشرکان و فرصت توبه برای آنان:

خداوند متعال در آیات 41 تا 44 سوره اسراء بعد از بیان اعتقادات و نسبت های ناروای مشرکین نسبت به انتخاب شدن فرشتگان به عنوان دختران خدا! و سرزنش آنان، در آخر می‌فرماید:

  • «...إِنَّهُ كَانَ حَلِيمًا غَفُورًا» یعنی خداوند حلم و حوصله‌اش بسیار است و در عقوبت مشرکان عجله نمی‌کند بلکه آنان را مهلت می‌دهد تا هر کسی را که توبه کرده و به سویش بازگردد، بیامرزد.[۸]

متلاشی نشدن آسمانها و زمین تا مدت معین شان

«إِنَّ اللَّهَ يُمْسِكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ أَن تَزُولَا وَلَئِن زَالَتَا إِنْ أَمْسَكَهُمَا مِنْ أَحَدٍ مِّن بَعْدِهِ إِنَّهُ كَانَ حَلِيمًا غَفُورًا»؛[۹] خداوند آسمانها و زمین را نگه می‌دارد تا از نظام خود منحرف نشوند و هرگاه منحرف گردند کسی جز او نمی‌تواند آنها را نگه دارد، او بردبار و آمرزنده است.

مقتضای حلیم و غفور بودن این است که آسمان ها و زمین را از این که مشرف به زوال شوند تا مدتی معین نگه دارد.[۱۰]

اثر حلم و بردباری با دیگران

«وَلَا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَلَا السَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَبَيْنَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ»؛[۱۱] هرگز نیکی و بدی یکسان نیست بدی را با نیکی دفع کن ناگاه (خواهی دید) همان کسی که میان تو و او دشمنی است، گویی دوستی گرم و صمیمی است.

این آیه به یکی از آثار درخشان حلم و خویشتنداری اشاره می‌کند که به وسیله حلم و مدارا می­توان جهل و خشونت را دفع کرد و بدین وسیله دشمنان سرسخت را همچون دوستان، گرم و صمیمی کرد.[۱۲]

شعیب علیه السلام فردی حلیم و بردبار

«قَالُواْ يَا شُعَيْبُ أَصَلاَتُكَ تَأْمُرُكَ أَن نَّتْرُكَ مَا يَعْبُدُ آبَاؤُنَا أَوْ أَن نَّفْعَلَ فِي أَمْوَالِنَا مَا نَشَاء إِنَّكَ لَأَنتَ الْحَلِيمُ الرَّشِيدُ»؛[۱۳] گفتند: ای شعیب! آیا نمازت به تو دستور می‌دهد که آنچه را پدرانمان می‌پرستیدند، ترک کنیم یا آنچه را می‌خواهیم در اموالمان انجام ندهیم؟! تو که مورد بردبار و فهمیده‌ای هستی!

بعد از این که حضرت شعیب علیه السلام قوم خود را از پرستش بت ها، کم فروشی و نپرداختن حقوق مردم بازمی‌داشت. آنان این عمل وی را ناپسند تلقی کرده و با سخن خود «إِنَّكَ لَأَنتَ الْحَلِيمُ الرَّشِيدُ» که با سه تأکید همراه است (حرف انّ، لام تأکید، جمله اسمیه بودن، خبر انّ) خواسته‌اند به وجه قوی‌تری حلم و رشد را بر آن بزرگوار اثبات کنند تا به گمان خود ناپسند بودن ملامت و انکار آن حضرت را نسبت به عادات خرافی و اعمال زشت خود اعلام کنند زیرا عمل سفیهانه از هر کسی بد است ولی از کسی که حلیم و رشد یافته است بدتر و شخصی که هیچ شکلی در حلم و رشد او نیست هرگز نباید به چنین عملی دست بزند! و علیه حریت و استقلال فکری و عقیدتی مردم قیام نماید!

با این بیان روشن شد بسیاری از مفسران در تفسیر این آیه دچار اشتباه شده‌اند که توصیف آن جناب توسط قومش به حلم و رشد را نیز از باب استهزاء گرفته و گفته‌اند: منظور اهل مدین از این توصیف این بوده که بگویند تو نه حلم داری و نه رشد بلکه مردی جاهل و گمراه هستی.[۱۴]

پانویس

  1. ↑ طبرسی، مجمع البیان، ج 2، ص 569، انتشارات ناصرخسرو، تهران، 1372ش.
  2. ↑ اصفهانی، راغب، مفردات ص 253، «حلم».
  3. ↑ سوره توبه/114.
  4. ↑ سوره صافات/100.
  5. ↑ سوره صافات/101.
  6. ↑ همان/102.
  7. ↑ میرعلی اکبر قرشی، قاموس قرآن، ج2، ص167، دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1371ش.
  8. ↑ محمدحسین طباطبائی، المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی همدانی، ج 13، ص 154، دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین، قم، 1374ش.
  9. ↑ سوره فاطر/41.
  10. ↑ ترجمه المیزان، ج 17، ص 80، تفسیر نور، محسن قرائتی، ج 9، ص 510، مرکز فرهنگی درس هایی از قرآن، تهران، 1383ش.
  11. ↑ سوره فصلت/41.
  12. ↑ ناصر مکارم شیرازی، نمونه، ج 20، ص 280، دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1374ش، ترجمه المیزان، ج 17، ص 595.
  13. ↑ سوره هود/ 87.
  14. ↑ ترجمه المیزان، ج 10، ص 548.

منابع

حلیم، کاظم احمدزاده، سایت پژوهشکده باقرالعلوم علیه السلام (بخش فرهنگ علوم انسانی و اسلامی) تاریخ بازیابی: 25 بهمن 1391.

مسابقه از خطبه ۸۳ نهج البلاغه