باطل: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(تعیین رده)
سطر ۲: سطر ۲:
  
  
−
'''کلید واژه ها: باطل، حق، قرآن کریم'''
+
'''کلیدواژه ها: باطل، حق، قرآن کریم'''
  
 
__toc__
 
__toc__
−
«باطل» از ريشه «ب ـ ط ـ ل» به معناى ضايع،  پوچ و بى‌ محتوا، و هدر شدن است. <ref> لسان العرب، ج‌1، ص‌432، «بطل». </ref>
 
−
موجود متصف به وصف «باطل»، امری است خلاف «[[حق]]» ، که فاقد ثبات و غير منطبق با طبيعت و خلقت اصلى خود می باشد.
 
  
−
'''سخن باطل''' نيز سخن بى‌ محتوا و غير مطابق با‌ واقع است. و از نظر جرجانى، هر آنچه از اساس نادرست است، و هر امر بى فايده و فاقد نتيجه كه تنها ظاهرى درست و نيكو دارد «باطل» است.<ref> التعريفات، ص‌19.</ref>
+
«باطل» از ريشه «ب ـ ط ـ ل» به معناى ضايع،  پوچ و بى‌ محتوا و هدرشدن است. <ref> لسان العرب، ج‌1، ص‌432، «بطل».</ref> موجود متصف به وصف «باطل»، امری است خلاف «[[حق]]» که فاقد ثبات و غيرمنطبق با طبيعت و خلقت اصلى خود می باشد.
  
−
واژه «باطل» در برخى اشعار پيش از [[اسلام]] نيز به كار رفته كه داراى مفهوم سلبى و منفى است؛ مانند: «ألا كلّ شىء ما خلا الله باطل»؛<ref> السيرة النبويه، ج‌1، ص‌370؛ مجمع‌البحرين، ج‌1، ص‌213، «بطل» </ref> همچنین در فلسفه اسلامى، '''«حق»''' به معناى واقعيت و وجود، و '''«باطل»''' در مقابل آن است.<ref> الشفاء، ص‌48. </ref> از نظر عرفا نيز «حق» يا وجه الله، جنبه هستى اشيا بوده و به آنها حقيقت و بقا داده است و هر چيزى جز او «باطل»، عدم و هالك است.<ref>شرح اصطلاحات تصوف، ص‌236. </ref>
+
'''سخن باطل''' نيز سخن بى‌ محتوا و غيرمطابق با‌ واقع است و از نظر جرجانى، هر آنچه از اساس نادرست است و هر امر بى فايده و فاقد نتيجه كه تنها ظاهرى درست و نيكو دارد «باطل» است.<ref>التعريفات، ص‌19.</ref>
 +
 
 +
واژه «باطل» در برخى اشعار پيش از [[اسلام]] نيز بكار رفته كه داراى مفهوم سلبى و منفى است؛ مانند: «ألا كلّ شىء ما خلا الله باطل»؛<ref>السيرة النبويه، ج‌1، ص‌370؛ مجمع‌البحرين، ج‌1، ص‌213، «بطل».</ref> همچنین در فلسفه اسلامى، '''«حق»''' به معناى واقعيت و وجود و '''«باطل»''' در مقابل آن است.<ref>الشفاء، ص‌48.</ref> از نظر عرفا نيز «حق» يا وجه الله، جنبه هستى اشيا بوده و به آنها حقيقت و بقا داده است و هر چيزى جز او «باطل»، عدم و هالك است.<ref>شرح اصطلاحات تصوف، ص‌236.</ref>
  
 
افزون بر دين اسلام در اديان و مكاتب ديگر نيز درباره باطل بحث شده است؛ متون دينى چون عهد عتيق و عهد جديد<ref> كتاب مقدس، متى، 15: 7؛ امثال، 30: 31. </ref>، پيروان خود را از پيروى باطل نهى كرده‌اند.
 
افزون بر دين اسلام در اديان و مكاتب ديگر نيز درباره باطل بحث شده است؛ متون دينى چون عهد عتيق و عهد جديد<ref> كتاب مقدس، متى، 15: 7؛ امثال، 30: 31. </ref>، پيروان خود را از پيروى باطل نهى كرده‌اند.
  
−
سوفسطايى‌ گرى در يونان قديم نيز با انكار هرگونه حق و باطل ثابتى، حق را به چيزى كه فرد آن را حق بپندارد و باطل را آنچه باطل بشمرد، دانسته‌اند. پيدايش [[فلسفه]] به وسيله‌ سقراط و شاگردانش افلاطون و ارسطو، نوعى واكنش در برابر اين جريان و تلاش براى شناخت حق و باطل به شمار مى‌رود.<ref> مجموعه آثار، ج‌6‌، ص‌76‌ـ‌77، «اصول فلسفه و روش رئاليسم». </ref>
+
سوفسطايى‌ گرى در يونان قديم نيز با انكار هر گونه حق و باطل ثابتى، حق را به چيزى كه فرد آن را حق بپندارد و باطل را آنچه باطل بشمرد، دانسته‌اند. پيدايش [[فلسفه]] به وسيله‌ سقراط و شاگردانش افلاطون و ارسطو، نوعى واكنش در برابر اين جريان و تلاش براى شناخت حق و باطل به شمار مى‌رود.<ref>مجموعه آثار، ج‌6‌، ص‌76‌ـ‌77، «اصول فلسفه و روش رئاليسم».</ref>
  
 
==واژه «باطل» در [[قرآن کریم]]==
 
==واژه «باطل» در [[قرآن کریم]]==
  
−
'''باطل''' و هم خانواده‌هاى آن 36 بار در قرآن به كار رفته است. بيشتر استعمال هاى اين واژه در قرآن به همراه واژه «حق» و در برابر آن است.
+
'''باطل''' و هم خانواده‌هاى آن 36 بار در [[قرآن]] بكار رفته است. بيشتر استعمال هاى اين واژه در قرآن به همراه واژه «حق» و در برابر آن است.
−
+
 
−
قرآن كريم خداوند را عين حق: «فَتَعلَى اللّهُ المَلِكُ الحَقُّ» ([[سوره طه]]/114) و منشأ حق: «اَلحَقُّ مِن رَبِّكَ» ([[سوره بقره]]/147) دانسته، و هر معبودى را جز او باطل خوانده است: «ذلِكَ بِاَنَّ اللّهَ هُوَ الحَقُّ و اَنَّ ما يَدعُونَ مِن دونِهِ هُوَ البطِلُ». ([[سوره حج]]/62)
+
قرآن كريم خداوند را عين حق: {{متن قرآن|«فَتَعلَى اللّهُ المَلِكُ الحَقُّ»}} ([[سوره طه]]/114) و منشأ حق: {{متن قرآن|«اَلحَقُّ مِن رَبِّكَ»}} ([[سوره بقره]]/147) دانسته و هر معبودى را جز او باطل خوانده است: {{متن قرآن|«ذلِكَ بِاَنَّ اللّهَ هُوَ الحَقُّ و اَنَّ ما يَدعُونَ مِن دونِهِ هُوَ البطِلُ»}}. ([[سوره حج]]/62)
  
−
قرآن واژه '''باطل''' را در مناسبت هاى گوناگونى بكار برده است؛ در مواردى به تقابل حق و باطل به طور مطلق اشاره كرده و باطل را نابود شونده دانسته: «جاءَ الحَقُّ و زَهَقَ البطِلُ اِنَّ البطِلَ كانَ زَهوقا» ([[سوره اسراء]]/81)، در مواردى نيز مصاديقى از اين دو مفهوم را بيان كرده است.  
+
قرآن واژه '''باطل''' را در مناسبت هاى گوناگونى بكار برده است؛ در مواردى به تقابل حق و باطل به طور مطلق اشاره كرده و باطل را نابود شونده دانسته: {{متن قرآن|«جاءَ الحَقُّ و زَهَقَ البطِلُ اِنَّ البطِلَ كانَ زَهوقا»}} ([[سوره اسراء]]/81)، در مواردى نيز مصاديقى از اين دو مفهوم را بيان كرده است.  
  
 
'''برخى از كاربردهاى واژه باطل در قرآن بدين قرار است:'''  
 
'''برخى از كاربردهاى واژه باطل در قرآن بدين قرار است:'''  
  
−
* حق بودن كلام الهى و راه نداشتن باطل در آن، در مقابل ادعاى كافران مبنى بر بطلان قرآن: «لا‌يَأتيهِ البـطِـلُ مِن بَينِ يَدَيهِ و لا مِن خَلفِهِ تَنزيلٌ مِن حَكيم حَميد». ([[سوره فصلت]]/41،42)
+
* حق بودن كلام الهى و راه نداشتن باطل در آن، در مقابل ادعاى كافران مبنى بر بطلان قرآن: {{متن قرآن|«لا‌يَأتيهِ البطِلُ مِن بَينِ يَدَيهِ و لا مِن خَلفِهِ تَنزيلٌ مِن حَكيم حَميد»}}. ([[سوره فصلت]]/41،42)
−
* پيروى كافران از باطل در برابر پيروى اهل ايمان از حق: «ذلِكَ بِاَنَّ الَّذينَ كَفَرُوا اتَّبَعُوا البطِلَ واَنَّ الَّذينَ ءامَنُوا اتَّبَعُوا الحَقّ». ([[سوره محمد]]/47،3)
+
* پيروى كافران از باطل در برابر پيروى اهل ايمان از حق: {{متن قرآن|«ذلِكَ بِاَنَّ الَّذينَ كَفَرُوا اتَّبَعُوا البطِلَ واَنَّ الَّذينَ ءامَنُوا اتَّبَعُوا الحَقّ»}}. ([[سوره محمد]]/47،3)
−
* شهادت دروغ و اختلاط حق و باطل: «ولا تَلبِسُوا الحَقَّ بِالبطِلِ وتَكتُموا الحَقَّ». ([[سوره بقره]]/42)
+
* شهادت دروغ و اختلاط حق و باطل: {{متن قرآن|«ولا تَلبِسُوا الحَقَّ بِالبطِلِ وتَكتُموا الحَقَّ»}}. ([[سوره بقره]]/42)
−
* باطل و بيهوده نبودن آفرينش جهان: «رَبَّنا ما خَلَقتَ هـذا باطِلاً». ([[سوره آل عمران]]/ 191)
+
* باطل و بيهوده نبودن آفرينش جهان: {{متن قرآن|«رَبَّنا ما خَلَقتَ هذا باطِلاً»}}. ([[سوره آل عمران]]/ 191)
−
* بى‌ فايده و بى‌ نتيجه بودن اعمال و رفتار كافران براى از بين بردن حق با مجادله به باطل: «و‌ يُجادِلُ الَّذينَ كَفَروا بِالبطِل لِيُدحِضوا بِهِ الحَقَّ». ([[سوره كهف]]/ 56)، «فَوَقَعَ الحَقُّ و بَطَـلَ ما كانوا يَعمَلون». ([[سوره اعراف]]/118)
+
* بى‌ فايده و بى‌ نتيجه بودن اعمال و رفتار كافران براى از بين بردن حق با مجادله به باطل: {{متن قرآن|«و‌ يُجادِلُ الَّذينَ كَفَروا بِالبطِل لِيُدحِضوا بِهِ الحَقَّ»}}. ([[سوره كهف]]/ 56)، {{متن قرآن|«فَوَقَعَ الحَقُّ و بَطَلَ ما كانوا يَعمَلون»}}. ([[سوره اعراف]]/118)
−
* منع مردم از استفاده ناروا از اموال ديگران: «لا تَأكُلوا اَمولَكُم بَينَكُم بِالبطِل». ([[سوره نساء]]/ 29)
+
* منع مردم از استفاده ناروا از اموال ديگران: {{متن قرآن|«لاتَأكُلوا اَمولَكُم بَينَكُم بِالبطِل»}}. ([[سوره نساء]]/ 29)
  
−
اشاره به مفهوم عدم و نيستى در همه كاربردهاى واژه «باطل» مشترك است. از مجموع آيات چنين برمى‌آيد كه باطل، مفهومى اعتبارى بوده و وجود مستقلى ندارد و با نقيض خود شناخته مى‌شود. در نگاه قرآن حق اصيل و باطل بى‌ ريشه است و همواره بين اين دو نزاع و اختلاف وجود‌دارد.<ref> مجموعه آثار، ج‌3، ص‌427، «حق و باطل». </ref>
+
اشاره به مفهوم عدم و نيستى در همه كاربردهاى واژه «باطل» مشترك است. از مجموع آيات چنين برمى‌آيد كه باطل، مفهومى اعتبارى بوده و وجود مستقلى ندارد و با نقيض خود شناخته مى‌شود. در نگاه [[قرآن]] حق اصيل و باطل بى‌ ريشه است و همواره بين اين دو نزاع و اختلاف وجود‌ دارد.<ref>مجموعه آثار، ج‌3، ص‌427، «حق و باطل».</ref>
  
 
==ويژگي ها و نشانه‌هاى «باطل»==
 
==ويژگي ها و نشانه‌هاى «باطل»==
سطر ۳۹: سطر ۳۹:
 
در برخی از آیات قرآن کریم تعابیری در وصف «باطل» ملاحضه می شود که به مواردی از آن اشاره می شود:
 
در برخی از آیات قرآن کریم تعابیری در وصف «باطل» ملاحضه می شود که به مواردی از آن اشاره می شود:
  
−
# بد فرجامى باطل؛ «حق» همواره اصيل است و «باطل» از هيچ گونه ثبات و استقرارى برخوردار نيست: «اِنَّ الباطِلَ كانَ زَهوقاً».(اسراء/ 81)،«و ما يُبدِئُ البطِلُ و ما يُعيد» ([[سوره سبأ]]/ 49)
+
# بدفرجامى باطل؛ «حق» همواره اصيل است و «باطل» از هيچ گونه ثبات و استقرارى برخوردار نيست: {{متن قرآن|«اِنَّ الباطِلَ كانَ زَهوقاً»}}.([[سوره اسراء]]/81)، {{متن قرآن|«و ما يُبدِئُ البطِلُ و ما يُعيد»}}. ([[سوره سبأ]]/ 49)
−
# درآميختگى و فرورفتن در پوشش حق؛ اهل باطل براى جلوه دادن باطل خود آن را با حق درآميخته، لباس حق بر آن مى‌ پوشانند و در مقابل، حق را باطل جلوه مى‌دهند: «و‌ لا‌تَلبِسُوا الحَقَّ بِالبطِلِ و تَكتُموا الحَقَّ و اَنتُم تَعلَمون». ([[سوره بقره]]/ 42)
+
# درآميختگى و فرورفتن در پوشش حق؛ اهل باطل براى جلوه دادن باطل خود آن را با حق درآميخته، لباس حق بر آن مى‌ پوشانند و در مقابل، حق را باطل جلوه مى‌دهند: {{متن قرآن|«و‌ لا‌تَلبِسُوا الحَقَّ بِالبطِلِ و تَكتُموا الحَقَّ و اَنتُم تَعلَمون»}}. ([[سوره بقره]]/ 42)
−
# پيروى نابخردان از باطل؛ قرآن بارها اهل باطل را افرادى سفيه، فاقد تعقل و فاقد ادراك می داند: «وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِّنَ الْجِنِّ وَالإِنسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لاَّيَفْقَهُونَ بِهَا وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لاَّيُبْصِرُونَ بِهَا وَ لَهُمْ آذَانٌ لاَّيَسْمَعُونَ بِهَا أُوْلَئِكَ كَالأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُوْلَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ». ﴿[[سوره منافقون]]/179﴾
+
# پيروى نابخردان از باطل؛ قرآن بارها اهل باطل را افرادى سفيه، فاقد تعقل و فاقد ادراك می داند: {{متن قرآن|«وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِّنَ الْجِنِّ وَالإِنسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لاَّيَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لاَّيُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لاَّيَسْمَعُونَ بِهَا أُوْلَئِكَ كَالأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُوْلَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ»}}. ﴿[[سوره منافقون]]/179﴾
  
 
==پانویس==
 
==پانویس==
سطر ۴۷: سطر ۴۷:
  
 
==منابع==
 
==منابع==
−
مرکز فرهنگ و معارف قرآن، دایره المعارف قرآن کریم، مدخل "باطل" از ابوالفضل خوش منش [http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=5]
+
مرکز فرهنگ و معارف قرآن، دایره المعارف قرآن کریم، مدخل "باطل" از ابوالفضل خوش منش [http://www.maarefquran.com/Files/viewdmaarefBooks.php?bookId=5].
  
 
[[رده:واژگان قرآنی]]
 
[[رده:واژگان قرآنی]]

نسخهٔ ‏۱۰ ژانویهٔ ۲۰۱۳، ساعت ۱۱:۲۹

Icon-encycolopedia.jpg

این صفحه مدخلی از دائرة المعارف قرآن کریم است

(احتمالا تصرف اندکی صورت گرفته است)


کلیدواژه ها: باطل، حق، قرآن کریم

«باطل» از ريشه «ب ـ ط ـ ل» به معناى ضايع، پوچ و بى‌ محتوا و هدرشدن است. [۱] موجود متصف به وصف «باطل»، امری است خلاف «حق» که فاقد ثبات و غيرمنطبق با طبيعت و خلقت اصلى خود می باشد.

سخن باطل نيز سخن بى‌ محتوا و غيرمطابق با‌ واقع است و از نظر جرجانى، هر آنچه از اساس نادرست است و هر امر بى فايده و فاقد نتيجه كه تنها ظاهرى درست و نيكو دارد «باطل» است.[۲]

واژه «باطل» در برخى اشعار پيش از اسلام نيز بكار رفته كه داراى مفهوم سلبى و منفى است؛ مانند: «ألا كلّ شىء ما خلا الله باطل»؛[۳] همچنین در فلسفه اسلامى، «حق» به معناى واقعيت و وجود و «باطل» در مقابل آن است.[۴] از نظر عرفا نيز «حق» يا وجه الله، جنبه هستى اشيا بوده و به آنها حقيقت و بقا داده است و هر چيزى جز او «باطل»، عدم و هالك است.[۵]

افزون بر دين اسلام در اديان و مكاتب ديگر نيز درباره باطل بحث شده است؛ متون دينى چون عهد عتيق و عهد جديد[۶]، پيروان خود را از پيروى باطل نهى كرده‌اند.

سوفسطايى‌ گرى در يونان قديم نيز با انكار هر گونه حق و باطل ثابتى، حق را به چيزى كه فرد آن را حق بپندارد و باطل را آنچه باطل بشمرد، دانسته‌اند. پيدايش فلسفه به وسيله‌ سقراط و شاگردانش افلاطون و ارسطو، نوعى واكنش در برابر اين جريان و تلاش براى شناخت حق و باطل به شمار مى‌رود.[۷]

واژه «باطل» در قرآن کریم

باطل و هم خانواده‌هاى آن 36 بار در قرآن بكار رفته است. بيشتر استعمال هاى اين واژه در قرآن به همراه واژه «حق» و در برابر آن است.

قرآن كريم خداوند را عين حق: «فَتَعلَى اللّهُ المَلِكُ الحَقُّ» (سوره طه/114) و منشأ حق: «اَلحَقُّ مِن رَبِّكَ» (سوره بقره/147) دانسته و هر معبودى را جز او باطل خوانده است: «ذلِكَ بِاَنَّ اللّهَ هُوَ الحَقُّ و اَنَّ ما يَدعُونَ مِن دونِهِ هُوَ البطِلُ». (سوره حج/62)

قرآن واژه باطل را در مناسبت هاى گوناگونى بكار برده است؛ در مواردى به تقابل حق و باطل به طور مطلق اشاره كرده و باطل را نابود شونده دانسته: «جاءَ الحَقُّ و زَهَقَ البطِلُ اِنَّ البطِلَ كانَ زَهوقا» (سوره اسراء/81)، در مواردى نيز مصاديقى از اين دو مفهوم را بيان كرده است.

برخى از كاربردهاى واژه باطل در قرآن بدين قرار است:

  • حق بودن كلام الهى و راه نداشتن باطل در آن، در مقابل ادعاى كافران مبنى بر بطلان قرآن: «لا‌يَأتيهِ البطِلُ مِن بَينِ يَدَيهِ و لا مِن خَلفِهِ تَنزيلٌ مِن حَكيم حَميد». (سوره فصلت/41،42)
  • پيروى كافران از باطل در برابر پيروى اهل ايمان از حق: «ذلِكَ بِاَنَّ الَّذينَ كَفَرُوا اتَّبَعُوا البطِلَ واَنَّ الَّذينَ ءامَنُوا اتَّبَعُوا الحَقّ». (سوره محمد/47،3)
  • شهادت دروغ و اختلاط حق و باطل: «ولا تَلبِسُوا الحَقَّ بِالبطِلِ وتَكتُموا الحَقَّ». (سوره بقره/42)
  • باطل و بيهوده نبودن آفرينش جهان: «رَبَّنا ما خَلَقتَ هذا باطِلاً». (سوره آل عمران/ 191)
  • بى‌ فايده و بى‌ نتيجه بودن اعمال و رفتار كافران براى از بين بردن حق با مجادله به باطل: «و‌ يُجادِلُ الَّذينَ كَفَروا بِالبطِل لِيُدحِضوا بِهِ الحَقَّ». (سوره كهف/ 56)، «فَوَقَعَ الحَقُّ و بَطَلَ ما كانوا يَعمَلون». (سوره اعراف/118)
  • منع مردم از استفاده ناروا از اموال ديگران: «لاتَأكُلوا اَمولَكُم بَينَكُم بِالبطِل». (سوره نساء/ 29)

اشاره به مفهوم عدم و نيستى در همه كاربردهاى واژه «باطل» مشترك است. از مجموع آيات چنين برمى‌آيد كه باطل، مفهومى اعتبارى بوده و وجود مستقلى ندارد و با نقيض خود شناخته مى‌شود. در نگاه قرآن حق اصيل و باطل بى‌ ريشه است و همواره بين اين دو نزاع و اختلاف وجود‌ دارد.[۸]

ويژگي ها و نشانه‌هاى «باطل»

در برخی از آیات قرآن کریم تعابیری در وصف «باطل» ملاحضه می شود که به مواردی از آن اشاره می شود:

  1. بدفرجامى باطل؛ «حق» همواره اصيل است و «باطل» از هيچ گونه ثبات و استقرارى برخوردار نيست: «اِنَّ الباطِلَ كانَ زَهوقاً».(سوره اسراء/81)، «و ما يُبدِئُ البطِلُ و ما يُعيد». (سوره سبأ/ 49)
  2. درآميختگى و فرورفتن در پوشش حق؛ اهل باطل براى جلوه دادن باطل خود آن را با حق درآميخته، لباس حق بر آن مى‌ پوشانند و در مقابل، حق را باطل جلوه مى‌دهند: «و‌ لا‌تَلبِسُوا الحَقَّ بِالبطِلِ و تَكتُموا الحَقَّ و اَنتُم تَعلَمون». (سوره بقره/ 42)
  3. پيروى نابخردان از باطل؛ قرآن بارها اهل باطل را افرادى سفيه، فاقد تعقل و فاقد ادراك می داند: «وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِّنَ الْجِنِّ وَالإِنسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لاَّيَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لاَّيُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لاَّيَسْمَعُونَ بِهَا أُوْلَئِكَ كَالأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُوْلَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ». ﴿سوره منافقون/179﴾

پانویس

  1. ↑ لسان العرب، ج‌1، ص‌432، «بطل».
  2. ↑ التعريفات، ص‌19.
  3. ↑ السيرة النبويه، ج‌1، ص‌370؛ مجمع‌البحرين، ج‌1، ص‌213، «بطل».
  4. ↑ الشفاء، ص‌48.
  5. ↑ شرح اصطلاحات تصوف، ص‌236.
  6. ↑ كتاب مقدس، متى، 15: 7؛ امثال، 30: 31.
  7. ↑ مجموعه آثار، ج‌6‌، ص‌76‌ـ‌77، «اصول فلسفه و روش رئاليسم».
  8. ↑ مجموعه آثار، ج‌3، ص‌427، «حق و باطل».

منابع

مرکز فرهنگ و معارف قرآن، دایره المعارف قرآن کریم، مدخل "باطل" از ابوالفضل خوش منش [۱].

مسابقه از خطبه ۸۳ نهج البلاغه