مکر: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(صفحه‌ای جدید حاوی '{{الگو:منبع الکترونیکی معتبر|ماخذ=پایگاه}} {{نیازمند ویرایش فنی}} __toc__ مکر در لغت ...' ایجاد کرد)
 
سطر ۱: سطر ۱:
 
{{الگو:منبع الکترونیکی معتبر|ماخذ=پایگاه}}
 
{{الگو:منبع الکترونیکی معتبر|ماخذ=پایگاه}}
  
−
{{نیازمند ویرایش فنی}}
+
 
 
__toc__
 
__toc__
−
مکر در لغت به معنای تدبیر برای ضرر رساندن<ref> مصطفوى، حسن‌؛ التحقیق فی كلمات القرآن الكریم‌، تهران‌، بنگاه ترجمه و نشر كتاب‌، 1360ش‌، ج‌11، ص143.</ref> یا حیله­گری در نهان آمده؛<ref> ابن منظور، محمد بن مكرم‌؛ لسان العرب‌، بیروت‌، دار صادر، 1414ق‌، چاپ سوم، ج‌5، ص183.</ref> یعنی منصرف کردن غیر، از تصمیم خودش به وسیله­ی نیرنگ.<ref> راغب اصفهانی، حسین بن محمد؛ المفردات فی غریب القرآن‌، بیروت‌، دارالعلم الدارالشامیة، 1412ق‌، چاپ اول، ص772.</ref> معادل "مکر" در زبان فارسی فریب، نیرگ و... است.<ref> مهیار، رضا؛ فرهنگ ابجدى عربى- فارسى‌، بی­تا، بی­جا، ص855 و دهخدا، علی­اکبر؛ لغت­نامه­ی دهخدا، تهران، دانشگاه تهران، بهار 1373ش، چاپ اول، ج13، ص18891.</ref>
 
  
−
مکر در اصطلاح علم [[اخلاق]] به معنای جستن راه­های پنهان برای اذیت رساندن به مردمان است؛ لذا رذیله­ای از رذائل قوه­ی عاقله است و جزء مهلکات بزرگ و زشت­ترین رذائل به حساب می­آید که گناه شدید و بزرگی به شمار می­رود.<ref> نراقی، مولی مهدی؛ جامع السعادات، ترجمه سید جلال­الدین مجتبوی، تهران، حکمت، 1370ش، چاپ چهارم، ص246.</ref>
+
مکر در لغت به معنای تدبیر برای ضرر رساندن<ref>مصطفوى، حسن‌؛ التحقیق فی كلمات القرآن الكریم‌، تهران‌، بنگاه ترجمه و نشر كتاب‌، 1360ش‌، ج‌11، ص143.</ref> یا حیله­گری در نهان آمده؛<ref>ابن منظور، محمد بن مكرم‌؛ لسان العرب‌، بیروت‌، دار صادر، 1414 ق‌، چاپ سوم، ج‌5، ص183.</ref> یعنی منصرف کردن غیر، از تصمیم خودش به وسیله­ی نیرنگ.<ref> راغب اصفهانی، حسین بن محمد؛ المفردات فی غریب القرآن‌، بیروت‌، دارالعلم الدارالشامیة، 1412 ق‌، چاپ اول، ص 772.</ref> معادل "مکر" در زبان فارسی فریب، نیرنگ و... است.<ref> مهیار، رضا؛ فرهنگ ابجدى عربى-فارسى‌، بی­تا، بی­جا، ص855 و دهخدا، علی­اکبر؛ لغت­نامه­ی دهخدا، تهران، دانشگاه تهران، بهار 1373ش، چاپ اول، ج13، ص18891.</ref>
 +
 
 +
مکر در اصطلاح علم [[اخلاق]] به معنای جستن راه­های پنهان برای اذیت رساندن به مردمان است؛ لذا رذیله­ای از رذائل قوه­ی عاقله است و جزء مهلکات بزرگ و زشت­ترین رذائل به حساب می­آید که گناه شدید و بزرگی به شمار می­رود.<ref>نراقی، مولی مهدی؛ جامع السعادات، ترجمه سید جلال­الدین مجتبوی، تهران، حکمت، 1370 ش، چاپ چهارم، ص246.</ref>
 +
 
 +
ماده­ی "مکر" در [[قرآن کریم]] 43 بار بکار رفته که بیشتر موارد درباره­ی خداوند مطرح شده؛<ref>[[سوره آل عمران]]/54، [[سوره انفال]]/30، [[سوره اعراف]]/99، [[سوره یونس]]/21 و...</ref> از این رو برخی برای مکر در [[قرآن کریم]] معنای تدبیر و تقدیر را ارائه داده­اند.<ref>قرشى، سید على­اكبر؛ قاموس قرآن‌، تهران‌، دارالكتب الإسلامیة، 1371ش‌، چاپ ششم‌، ج‌6، ص265.</ref> در علم لغت واژه­ی مکر مترادف با کلماتی مانند کید و خدعه گرفته شده که در معنای پنهان­ کاری مشترک هستند؛<ref>مصطفوى، حسن‌؛ التحقیق فی كلمات القرآن الكریم، ج‌11، ص143.</ref> اما از وجوهی دیگر با هم تفاوت دارند:
 +
 
 +
# کید: به معنای سعی و تلاش در ضرر رساندن به غیر به صورت حیله کردن معنا شده است.<ref>طریحی، فخرالدین؛ مجمع البحرين، تحقیق سید احمد حسینی، تهران، کتابفروشی مرتضوی، 1375 ش، چاپ سوم، ج‌3، ص139.</ref> این ماده در بسیاری از موارد به معنای مکر بیان شده و 35 مرتبه در [[قرآن]] بکار رفته؛<ref>[[سوره آل عمران]]/120، [[سوره نساء]]/76 و...</ref> و تفاوتش با مکر اینست که شدیدتر از آن است.<ref>عسکری، ابی­هلال؛ معجم الفروق اللغویه، قم، اسلامی، 1412ق. چاپ اول، ص508.</ref>
 +
# خدعه: از ماده­ی "خدع" است به معنای واداركردن ديگرى به كارى که او در صدد آن کار نبوده و آشكار کردن كارى برخلاف آنچه كه پوشيده است.<ref>راغب اصفهانی، حسین بن محمد؛ المفردات فی غریب القرآن‌، ص276.</ref> "خدعه" معنایی شبیه به معنای مکر دارد،<ref>لسان العرب، ج‌8، ص63.</ref> که در قرآن پنج بار به ­کار رفته،<ref>[[سوره بقره]]/9، [[سوره نساء]]/142 و [[سوره انفال]]/62.</ref> اما گستره­ی معنایی آن محدودتر از "مکر" است، به نحوی که خدعه فقط شامل مخفی کردن مواردی می­شود که از شأن آنها ظاهربودن است؛ یعنی تنها تفاوتشان در صفت مخفی بودن گفته­ شده است.<ref>فراهیدى، خلیل بن احمد؛ كتاب العین‌، قم‌، هجرت‌، 1410ق،‌ چاپ دوم، ج‌5، ص370.</ref>
 +
 
 +
==مکر در قرآن==
 +
 
 +
بر اساس معنایی که برای "مکر" ذکر شده، مکر جنبه ابزاری دارد و می­تواند ابزاری برای افعال خیر یا افعال شر قرار گیرد؛ از این رو مکر هم می­تواند در افعال شر و هم در افعال خیر بکار رود؛ مانند: خوراندن داروی مفید به کودک مریض به وسیله مکر.<ref> راغب اصفهانی، حسین بن محمد؛ کرانه سعادت، ترجمه سید مهدی شمس­الدین، قم، مترجم، چاپ اول، 1376 ش، ص213.</ref> البته استعمال لفظ "مکر" بیشتر در موارد مذموم است به خصوص در زبان فارسی؛<ref>مكارم شیرازی، ناصر و همکاران؛ تفسیر نمونه‌، تهران‌، دارالكتب الإسلامیة، 1374 ش‌، چاپ اول، ج‌2، ص566.</ref> لذا برخی مفسران تمام موارد مکر را در رابطه با افعال شر و مذموم دانسته­اند.<ref> ابن عاشور، محمد بن طاهر؛ التحریر والتنویر، بی­تا، بی­جا، ج‌22، ص185.</ref>
 +
 
 +
در [[قرآن کریم]] مسائلی درباره­ی مکر بیان شده که با توجه به آن آیات می­توان گفت: مکر در نگاه قرآنی ابزاری برای نیت­های مذموم و نیت­های خیر بکار می­رود: «...اسْتِكْبَارًا فىِ الْأَرْضِ وَ مَكْرَ السَّیىّ‌ِ وَ لَایحیقُ الْمَكْرُ السَّیئّ‌ُِ إِلَّا بِأَهْلِهِ؛<ref>[[سوره فاطر]]/43.</ref> ...این ها همه بخاطر استكبار در زمین و نیرنگ­هاى بدشان بود؛ اما این نیرنگ­ها تنها دامان صاحبانش را مى‌گیرد».
 +
 
 +
در این آیه و آیات مانند آن ([[سوره غافر]]/45 و [[سوره نحل]]/45)، مکر با وصف "سیّئه" توصیف شده و این وصف می­رساند كه مكر از منظر قرآنی می­تواند ابزاری برای افعال شر باشد و در مقابل مفهوم مخالفش این است که مکر می­تواند ابزاری برای افعال خیر نیز باشد.<ref> قاموس قرآن، ج‌6، ص265.</ref>
 +
 
 +
همچنین در فرازهای دیگری از آیات شریفه مکر به خدا نسبت داده شده است: «وَ مَكَرُوا وَ مَكَرَاللَّهُ...»<ref>[[سوره آل عمران]]/54.</ref> «و (یهود و دشمنان مسیح، براى نابودى او و آیینش،) نقشه كشیدند و خداوند (بر حفظ او و آیینش،) چاره‌جویى كرد...».
 +
 
 +
انتساب مکر به خداوند و توجه به این نکته که از خدای تبارک هیچ فعل مذمومی سر نمی­زند، روشن می­کند که [[قرآن کریم]] مکر را فقط ابزاری برای افعال شر نمی­داند؛ بلکه مکر می­تواند در دست کسانی با نیت­های پاک باشد و در افعال خیر بکار رود؛ همچنان­ که می­تواند ابزاری در دست صاحبان نیت­های شوم باشد و در افعال شر بکار رود.<ref> فضل الله، سید محمدحسین‌؛ تفسیر من وحى القرآن‌، بیروت، دارالملاك، 1419ق‌، چاپ: دوم، ج‌6، ص: 46.</ref>
  
−
ماده­ی "مکر" در قرآن کریم 43 بار به کار رفته که بیشتر موارد درباره­ی خداوند مطرح شده؛<ref> آل عمران/54، انفال/30، اعراف/99، یونس/21 و...</ref> از این رو برخی برای مکر در قرآن کریم معنای تدبیر و تقدیر را ارائه داده­اند.<ref> قرشى، سید على­اكبر؛ قاموس قرآن‌، تهران‌، دارالكتب الإسلامیة، 1371ش‌، چاپ ششم‌، ج‌6، ص265.</ref>
+
==مکر خداوند==
−
در علم لغت واژه­ی مکر مترادف با کلماتی مانند کید و خدعه گرفته شده که در معنای پنهان­کاری مشترک هستند؛<ref> مصطفوى، حسن‌؛ التحقیق فی كلمات القرآن الكریم، ج‌11، ص143.</ref> اما از وجوهی دیگر با هم تفاوت دارند:
 
  
−
1. کید: به معنای سعی و تلاش در ضرر رساندن به غیر به صورت حیله کردن معنا شده است.<ref> طریحی، فخرالدین؛ مجمع البحرين، تحقیق سیداحمد حسینی، تهران، کتابفروشی مرتضوی، 1375ش، چاپ سوم، ج‌3، ص139.</ref> این ماده در بسیاری از موارد به معنای مکر بیان شده و 35 مرتبه در قرآن به کار رفته؛<ref> آل عمران/120، نساء/76 و...</ref> و تفاوتش با مکر اینست که شدیدتر از آن است.<ref> عسکری، ابی­هلال؛ معجم الفروق اللغویه، قم، اسلامی، 1412ق. چاپ اول، ص508.</ref>
+
مکر درباره­ی خدا در آیات بسیاری بکار رفته و کاربرد آن در [[قرآن کریم]] مباحث بسیاری را در پی دارد که به برخی از آنها اشاره می­کنیم:
−
2. خدعه: از ماده­ی "خدع" است به معنای وادار كردن ديگرى به كارى که او در صدد آن کار نبوده و آشكار کردن كارى بر خلاف آنچه كه پوشيده است.<ref> راغب اصفهانی، حسین بن محمد؛ المفردات فی غریب القرآن‌، ص276.</ref> "خدعه" معنایی شبیه به معنای مکر دارد،<ref> لسان العرب، ج‌8، ص63.</ref> که در قرآن پنج بار به­کار رفته،<ref> . بقرة/9، نساء/142 و أنفال/62.</ref> اما گستره­ی معنایی آن محدودتر از "مکر" است، به نحوی که خدعه فقط شامل مخفی کردن مواردی می­شود که از شأن آنها ظاهر بودن است؛ یعنی تنها تفاوتشان در صفت مخفی بودن گفته­ شده است.<ref> فراهیدى، خلیل بن احمد؛ كتاب العین‌، قم‌، هجرت‌، 1410ق،‌ چاپ دوم، ج‌5، ص370.</ref>
 
  
−
== مکر در قرآن ==
+
'''1. معنا و مفهوم مکر خدا:'''
  
−
بر اساس معنایی که برای "مکر" ذکر شده، مکر جنبه ابزاری دارد و می­تواند ابزاری برای افعال خیر یا افعال شر قرار گیرد؛ از این رو مکر هم می­تواند در افعال شر و هم در افعال خیر به کار رود؛ مانند: خوراندن داروی مفید به کودک مریض به وسیله مکر.<ref> راغب اصفهانی، حسین بن محمد؛ کرانه سعادت، ترجمه سیدمهدی شمس­الدین، قم، مترجم، چاپ اول، 1376ش، ص213.</ref> البته استعمال لفظ "مکر" بیشتر در موارد مذموم است، به خصوص در زبان فارسی؛<ref> مكارم شیرازی، ناصر و همکاران؛ تفسیر نمونه‌، تهران‌، دارالكتب الإسلامیة، 1374ش‌، چاپ اول، ج‌2، ص566.</ref> لذا برخی مفسران تمام موارد مکر را در رابطه با افعال شر و مذموم دانسته­اند.<ref> ابن عاشور، محمد بن طاهر؛ التحریر و التنویر، بی­تا، بی­جا، ج‌22، ص185.</ref>
+
در معناشناختی مکر خداوند در بیان قرآنی نظریات متفاوتی از سوی مفسران ارائه شده است: برخی قائلند که مکر درباره­ی خداوند به صورت حقیقی بکار نرفته و این که قرآن می­فرماید: «وَ مَكَرُوا وَ مَكَرَاللَّهُ...»،<ref>[[سوره آل عمران]]/54.</ref> کاربرد این نوع مکر به صورت مجازی است؛ البته مجازی بودن به دو صورت توجیه شده است:
−
در قرآن کریم مسائلی درباره­ی مکر بیان شده که با توجه به آن آیات می­توان گفت: مکر در نگاه قرآنی ابزاری برای نیت­های مذموم و نیت­های خیر به کار می­رود:
+
 
−
«...اسْتِكْبَارًا فىِ الْأَرْضِ وَ مَكْرَ السَّیىّ‌ِ وَ لَایحیقُ الْمَكْرُ السَّیئّ‌ُِ إِلَّا بِأَهْلِهِ»<ref> فاطر/43.</ref>
+
اولاً: به­کارگیری مکر خدا در برابر مکر دیگران اشاره به برتر و قدرتمندتر بودن خداوند نسبت به دیگران است که به بدکاران نتیجه مکرشان را می­چشاند، نه این که معنای واقعی مکر اراده شده باشد.<ref>دروزة، محمد عزت‌؛ التفسیر الحدیث‌، قاهره‌، دار إحیاء الكتب العربیة، 1383ق‌، ج‌2، ص435.</ref>
−
«...اینها همه بخاطر استكبار در زمین و نیرنگ­هاى بدشان بود؛ امّا این نیرنگ­ها تنها دامان صاحبانش را مى‌گیرد.»
+
 
 +
ثانیاً: مکر خدا تنها برای هماهنگی و تقارن در کلام است؛ مثل آیه­ی ذیل که می­فرماید: «...فَمَنِ اعْتَدى‌ عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَااعْتَدى‌ عَلَيْكُم؛ ...و (به طور كلى) هر كس به شما تجاوز كرد، همانند آن بر او تعدى كنيد!».<ref>[[سوره بقره]]/194.</ref>‌
 +
 
 +
تعدی به مثل، تجاوز نیست؛ بلکه جزاء تعدی کننده است؛<ref> طوسى، محمد بن حسن؛‌ التبیان فى تفسیر القرآن،‌ بیروت، دار احیاء التراث العربى،‌ بی­تا، ج‌2، ص476.</ref> به عبارتی تعدی اولی ظلم است، اما دومی ظلم نیست؛ بلکه عقاب و جزاء تجاوزگران است؛<ref> لسان العرب، ج‌5، ص183.</ref> پس "مکر" اگرچه قبیح است اما چون خداوند به خودش نسبت داده، برای تقارن [[کلام]] بوده و مجازاتی است برای مکرکنندگان جهت عقوبت؛ بنابراین مکر حقیقی نیست بلکه به عنوان مجاز بکار رفته است.<ref>التبیان فى تفسیر القرآن،‌ ج‌2، ص476 و لسان العرب، ج‌5، ص183.</ref>
 +
 
 +
این نوع تفسیر در صورتی با معنای مکر سازگاری دارد که مکر را ذاتاً مذموم فرض کنیم؛ لذا به توجیه آن می­پردازیم. بر اساس همین اندیشه درباره­ی مذموم بودن مکر، برخی انتساب مکر به خداوند را در غیر از مواردی که در [[قرآن]] بکار رفته، ناحق می­دانند.<ref> کرانه سعادت، ص214 – 215.</ref>
 +
 
 +
پس از بیان تفاسیر ارائه شده برای آشکارشدن معنای مکر در انتساب به خداوند، به دو نوع کاربرد مکر می­پردازیم که به خدا نسبت داده شده­اند و در آیات به دو صورت ابتدایی و ثانوی بکار رفته­اند و برای هر کدام معنا و مفهوم خاص ارائه شده است:<ref> خدایاری، ناصر؛ و مرادی صادق؛ نگرشی بر اخلاق از دیدگاه قرآن، تبریز، سالار، 1379ش، ص372.</ref>
 +
 
 +
مکر ابتدایی: در برخی از آیات قرآن نسبت مکر به خدای تبارک به صورت ابتدایی بوده و به طور مستقیم از مکر خدا سخن به میان آمده است: «أَفَأَمِنُوا مَكْرَاللَّهِ فَلا یأْمَنُ مَكْرَاللَّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْخاسِرُونَ؛ و آیا (آنان) از ترفند خدا ایمن شده‌اند و (حال آن كه) جز گروه زیانكاران از ترفند خدا ایمن نمى‌باشند؟».<ref>[[سوره اعراف]]/99.</ref>
 +
 
 +
مكر ابتدايى یعنی بدون اين كه بنده­ای مرتکب معصيت و مکری شود، صدورش از ناحیه­ی خداوند ممتنع است؛ اما اين كه فرمود: «هیچ احدی از عذاب الهی در امان نیست»، وجهش اینست كه ايمن بودن از مكر خدا در حقيقت خود مكرى از ناحیه­ی خداى تعالى است كه دنبالش عذاب است و این که فرمود: «مردم ايمن از مكر خدا فقط زيانكارانند»، چون همان ايمنى‌شان نیز مكر خداست.‌<ref>طباطبایى(علامه)، سید محمدحسین؛‌ المیزان فى تفسیر القرآن، قم‌، جامعه‌ى مدرسین حوزه علمیه قم، ‌1417ق،‌ چاپ پنجم، ج‌8، ص202.</ref>
 +
 
 +
مکر ثانوی: در اکثر آیات مکر خدا در مرتبه­ی دوم بکار رفته؛ یعنی اول از مکر دیگران در برابر خداوند و دین خدا یاد شده، سپس در مقابل این مکر از مکر خداوند نیز یاد شده است: «إِنَّ الْمُنافِقینَ یخادِعُونَ اللَّهَ وَ هُوَ خادِعُهُمْ وَ إِذا قامُوا إِلَى الصَّلاةِ قامُوا كُسالى‌ یراؤُنَ النَّاسَ وَ لایذْكُرُونَ اللَّهَ إِلاَّ قَلیلاً؛ منافقان مى‌خواهند خدا را فریب دهند؛ در حالى ­كه او آنها را فریب مى‌دهد و هنگامى كه به [[نماز]] برمى‌خیزند، با كسالت برمى‌خیزند و در برابر مردم ریا مى‌كنند و خدا را جز اندكى یاد نمى‌نمایند!». <ref>[[سوره نساء]]/142.</ref>
 +
 
 +
"مكر" در اصل به معنای غافل‌گير کردن شخصى و ضرر رساندن به اوست؛ اين عمل از خداوند وقتى صحيح است كه به عنوان مجازات صورت بگيرد و از ناحیه­ای که خود فریبکار از آن غافل است، عذاب نماید؛ و همچنین خداوند سرنوشتى را براى او تنظيم می­كند كه وی با پاى خودش، در حالی­ که غافل از سرنوشت خود است، بسوى عذاب الهی برود.<ref>المیزان فى تفسیر القرآن، ج‌8، ص202.</ref>
 +
 
 +
بنابراین خدعه­ی منافقان همان ناتوانی، حیله­گری، کذب و نفاق است؛ اما خدعه­ی خداوند همان قدرت لایتناهی است در برابر ناتوانی آنها، صدق در جاری کردن احکام اسلام در برابر کذبشان و جزاء موافق با پنهان کاری و حال منافقان، و در آخرت نیز گرفتار عذاب دردناک می­شوند.<ref>صادقى تهرانى، محمد؛ الفرقان فى تفسير القرآن بالقرآن‌، قم، فرهنگ اسلامى‌، 1365 ش‌، چاپ دوم، ج1، ص191 و 192.</ref>
 
   
 
   
−
در این آیه و آیات مانند آن (غافر/45 و نحل/45)، مکر با وصف "سیّئه" توصیف شده و این وصف می­رساند كه مكر از منظر قرآنی می­تواند ابزاری برای افعال شر باشد؛ و در مقابل مفهوم مخالفش این است که مکر می­تواند ابزاری برای افعال خیر نیز باشد.<ref> قاموس قرآن، ج‌6، ص265.</ref>
+
'''2. صفات مکر خدا:'''
−
همچنین در فرازهای دیگری از آیات شریفه مکر به خدا نسبت داده شده است:
+
 
−
«وَ مَكَرُوا وَ مَكَرَ اللَّهُ...»<ref> آل عمران/54.</ref>
+
در [[قرآن کریم]] مکر خدا سریع­ترین و کارآمدترین مکرها و خداوند بهترین و برترین مکاران معرفی شده که در این بخش به بررسی برخی از این صفات می­پردازیم: «...وَاللَّهُ خَیرُالْماكِرینَ؛ ...و خداوند، بهترین چاره‌جویان است».<ref>[[سوره آل عمران]]/54 و [[سوه انفال]]/30.</ref>
−
«و (یهود و دشمنان مسیح، براى نابودى او و آیینش،) نقشه كشیدند و خداوند (بر حفظ او و آیینش،) چاره‌جویى كرد...»
+
 
−
+
مکر خداوند در این آیه به صفت "خیر" یعنی برتر بودن متصف شده که از دو لحاظ می­توان آن را در نظر گرفت؛ هم از لحاظ نظری به این معنا که از جهت حق، صدق، صحت و روابودن كامل‌تر است؛ هم از لحاظ عملی به این معنا که از نظر قوت و قدرت برتر است. پس این که مکر خداوند و ماکر بودن او خیر است؛ یعنی از هر دو جنبه برتر از مکرها و ماکرهای غیر اوست.<ref> جوادی آملی، عبدالله؛ تفسیر تسنیم، قم، اسراء، 1378ش، چاپ اول، ج14، ص381.</ref>
−
انتساب مکر به خداوند و توجه به این نکته که از خدای تبارک هیچ فعل مذمومی سر نمی­زند، روشن می­کند که قرآن کریم مکر را فقط ابزاری برای افعال شر نمی­داند؛ بلکه مکر می­تواند در دست کسانی با نیت­های پاک باشد و در افعال خیر به کار رود؛ همچنان­که می­تواند ابزاری در دست صاحبان نیت­های شوم باشد و در افعال شر به کار رود.<ref> فضل الله، سید محمد حسین‌؛ تفسیر من وحى القرآن‌، بیروت، دارالملاك، 1419ق‌، چاپ: دوم، ج‌6، ص: 46.</ref>
+
 
 +
در آیه­ی دیگر می­فرماید: «...قُلِ اللَّهُ أَسْرَعُ مَكْراً؛ ...خداوند سریع­تر از شما مكر (چاره‌جویى‌) مى‌كند».<ref>[[سوره یونس]]/21. </ref>
 +
 
 +
صفت دیگری که برای مکر خداوند در [[قرآن کریم]] بیان شده، سریع­تر بودن است؛ اما خدا چگونه سریع­ترین مکار است و منظور از سرعت در مکر چیست؟ مفسران در این زمینه چنین بیان کرده­اند که خداوند از اعمال و اراده­ی بندگان خود پیش از همه آگاهی دارد و نمی­توان چیزی را بر خدا مخفی کرد؛ از این رو بندگانی که در رفتار و نیت­های خود خیال می­کنند خداوند از آنها آگاهی ندارد و می­توانند درباره­ی دین خدا مکری بکار گیرند، در اشتباهند و در حقیقت به خود مکر می­زنند. بنابراین اضلال خداوند و مکر اوست که پیش از هر مکر به آنها رسیده و این چنین سریع بودن مکر خدا معنا پیدا می­کند.<ref>المیزان فی تفسیر القرآن، ج‌10، ص36، تفسیر من وحى القرآن‌، ج‌13، ص127 و زحیلى، وهبة بن مصطفى؛ التفسیر المنیر فى العقیدة والشریعة والمنهج،‌ بیروت، دارالفكر المعاصر، 1418ق‌، چاپ دوم‌، ج‌13، ص193.</ref>
 +
 
 +
==مکر غیرخداوند==
 +
 
 +
در برابر مکر خداوند در [[قرآن کریم]]، خداوند از مکری یاد کرده که غالباً مذموم می­باشد؛ این مکر به منافقان،<ref>[[سوره نساء]]/142.</ref> کافران،<ref>[[سوره رعد]]/33.</ref> زنان،<ref>[[سوره یوسف]]/31.</ref> شیطان،<ref>[[سوره نساء]]/120.</ref> دنیا<ref>[[سوره لقمان]]/33.</ref> و... نسبت داده شده است.
 +
 
 +
==تبیین روانشناختی مکر==
 +
 
 +
مکر، رفتاری ناپسند است که خداوند مکاران را به شدت توبیخ نموده<ref>«وَ إِذَا أَذَقْنَا النَّاسَ رَحْمَةً مِّن بَعْدِ ضَرَّاءَ مَسَّتهمْ إِذَا لَهُم مَّكْرٌ فىِ ءَايَاتِنَا: هنگامى كه به مردم پس از ناراحتى كه به آنها رسيده است رحمتى بچشانيم، در آيات ما نيرنگ مى‌كنند». [[سوره یونس]]/21.</ref> و در [[قرآن]] مجازاتی را برای آنها رقم زده که این مجازات نشان از ریشه داشتن این رفتار در اختیار و صفات­ روانی انسان دارد.<ref> اژه­ای، جواد؛ انسان در قرآن از دیدگاه فردی و اجتماعی، مجله روانشناسی و علوم تربیتی، شماره 3و4، 1385ش، ص11.</ref>
 +
 
 +
==مکرزدن به خدا از نگاه قرآنی==
 +
 
 +
مکر غیر خداوند در قرآن کریم در برابر حق است که گاهی در برابر خداوند بیان شده، گاهی در برابر [[پیامبران]] و گاهی در برابر مؤمنان؛ اما سؤال اینست که آیا مکر زدن به خداوند امکان دارد؟ و اگر ممکن است، منظور از آن چیست؟
 +
 
 +
جواب اینست که منظور از مکر و حیله زدن به خدا نمی­تواند به صورت واقعی باشد؛ چون در معنای مکر قید مخفی بودن و ضرر رساندن لحاظ شده؛ در حالی ­که چیزی برای خداوند مخفی نیست و کسی نمی­تواند به خدا ضرر برساند؛ لذا خدعه و مکری که به خدا نسبت داده شده، به چند معنا قابیل توجیه است:<ref> تفسیر تسنیم، ج2، ص253 – 254.</ref>
 +
 
 +
# این تعبیر به اعتبار رفتار منافقان آمده، به این صورت که عمل و رفتار آنان طورى است كه اگر كسى باطن قضیه و واقع را نداند، گول می­خورد؛ با این که در حقیقت احدی نمی­تواند خدا را گول بزند.<ref>مجمع البیان فى تفسیر القرآن‌، ج‌1، ص134.</ref>
 +
# مراد حقیقی از این تعبیر، مکر با پیامبر است؛ زیرا همان­طور كه اطاعت [[رسول خدا]] صلی الله علیه و آله اطاعت خداست، نیرنگ با آن حضرت نیز نیرنگ با خداست.<ref> تفسیر تسنیم، ج2، ص254.</ref>
  
−
== مکر خداوند ==
+
==بی تأثیری مکر در دیدگاه قرآن==
  
−
مکر درباره­ی خدا در آیات بسیاری به کار رفته و کاربرد آن در قرآن کریم مباحث بسیاری را در پی دارد که به برخی از آنها اشاره می­کنیم:
+
مکارانی که می­خواهند مکر خود را در برابر حق بکار ببرند، از نظر بیانات و آموزه­های قرآنی شکست خوده­ هستند که ذیل دو عنوان بر اساس آیات قرآن به نوع شکست می­پردازیم:
−
1. معنا و مفهوم مکر خدا:
 
−
در معناشناختی مکر خداوند در بیان قرآنی نظریات متفاوتی از سوی مفسران ارائه شده است:
 
−
برخی قائلند که مکر درباره­ی خداوند به صورت حقیقی به کار نرفته و اینکه قرآن می­فرماید: «وَ مَكَرُوا وَ مَكَرَ اللَّهُ...»،<ref> آل عمران/54.</ref>  کاربرد این نوع مکر به صورت مجازی است؛ البته مجازی بودن به دو صورت توجیه شده است:
 
−
اولاً.به­کارگیری مکر خدا در برابر مکر دیگران اشاره به برتر و قدرتمندتر بودن خداوند نسبت به دیگران است که به بدکاران نتیجه مکرشان را می­چشاند، نه اینکه معنای واقعی مکر اراده شده باشد.<ref> دروزة، محمد عزت‌؛ التفسیر الحدیث‌، قاهره‌، دار إحیاء الكتب العربیة، 1383ق‌، ج‌2، ص435.</ref>
 
−
ثانیاً. مکر خدا تنها برای هماهنگی و تقارن در کلام است؛ مثل آیه­ی ذیل که می­فرماید:
 
−
«...فَمَنِ اعْتَدى‌ عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَااعْتَدى‌ عَلَيْكُم»<ref> بقره/194.</ref>‌
 
−
«...و (به طور كلّى) هر كس به شما تجاوز كرد، همانند آن بر او تعدّى كنيد!»
 
−
 
−
تعدی به مثل، تجاوز نیست؛ بلکه جزاء تعدی کننده است؛<ref> طوسى، محمد بن حسن؛‌ التبیان فى تفسیر القرآن،‌ بیروت، دار احیاء التراث العربى،‌ بی­تا، ج‌2، ص476.</ref> به عبارتی تعدی اولی ظلم است، اما دومی ظلم نیست؛ بلکه عقاب و جزاء تجاوزگران است؛<ref> لسان العرب، ج‌5، ص183. </ref> پس "مکر" اگرچه قبیح است، اما چون خداوند به خودش نسبت داده، برای تقارن کلام بوده و مجازاتی است برای مکر کنندگان جهت عقوبت؛ بنابراین مکر حقیقی نیست، بلکه به عنوان مجاز به کار رفته است.<ref>  التبیان فى تفسیر القرآن،‌ ج‌2، ص476 و لسان العرب، ج‌5، ص183. </ref>
 
−
این نوع تفسیر در صورتی با معنای مکر سازگاری دارد که مکر را ذاتاً مذموم فرض کنیم؛ لذا به توجیه آن می­پردازیم. بر اساس همین اندیشه درباره­ی مذموم بودن مکر، برخی انتساب مکر به خداوند را در غیر از مواردی که در قرآن به کار رفته، ناحق می­دانند.<ref> کرانه سعادت، ص214 – 215.</ref>
 
−
 
−
پس از بیان تفاسیر ارائه شده برای آشکار شدن معنای مکر در انتساب به خداوند، به دو نوع کاربرد مکر می­پردازیم که به خدا نسبت داده شده­اند و در آیات به دو صورت ابتدایی و ثانوی به کار رفته­اند و برای هر کدام معنا و مفهوم خاص ارائه شده است:<ref> خدایاری، ناصر؛ و مرادی صادق؛ نگرشی بر اخلاق از دیدگاه قرآن، تبریز، سالار، 1379ش، ص372.</ref>
 
−
مکر ابتدایی: در برخی از آیات قرآن نسبت مکر به خدای تبارک به صورت ابتدایی بوده و بطور مستقیم از مکر خدا سخن به میان آمده است:
 
−
«أَفَأَمِنُوا مَكْرَاللَّهِ فَلایأْمَنُ مَكْرَاللَّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْخاسِرُونَ»<ref> أعراف/99.  </ref>
 
−
«و آیا (آنان) از ترفند خدا ایمن شده‌اند و [حال آنكه‌] جز گروه زیانكاران از ترفند خدا ایمن نمى‌باشند؟»
 
−
 
−
مكر ابتدايى یعنی بدون اينكه بنده­ای مرتکب معصيت و مکری شود، صدورش از ناحیه­ی خداوند ممتنع است؛ اما اينكه فرمود: «هیچ احدی از عذاب الهی در امان نیست»، وجهش اینست كه ايمن بودن از مكر خدا در حقيقت خود مكرى از ناحیه­ی خداى تعالى است كه دنبالش عذاب است؛ و اینکه فرمود: «مردم ايمن از مكر خدا فقط زيانكارانند»، چون همان ايمنى‌شان نیز مكر خداست.‌<ref> طباطبایى(علامه)، سیدمحمدحسین؛‌ المیزان فى تفسیر القرآن، قم‌، جامعه‌ى مدرسین حوزه علمیه قم، ‌1417ق،‌ چاپ پنجم، ج‌8، ص202. </ref>
 
−
 
−
مکر ثانوی: در اکثر آیات مکر خدا در مرتبه­ی دوم به کار رفته؛ یعنی اول از مکر دیگران در برابر خداوند و دین خدا یاد شده، سپس در مقابل این مکر از مکر خداوند نیز یاد شده است:
 
−
«إِنَّ الْمُنافِقینَ یخادِعُونَ اللَّهَ وَ هُوَ خادِعُهُمْ وَ إِذا قامُوا إِلَى الصَّلاةِ قامُوا كُسالى‌ یراؤُنَ النَّاسَ وَ لایذْكُرُونَ اللَّهَ إِلاَّ قَلیلاً»<ref> نساء/142.  </ref>
 
−
«منافقان مى‌خواهند خدا را فریب دهند؛ درحالى­كه او آنها را فریب مى‌دهد و هنگامى كه به نماز برمى‌خیزند، با كسالت برمى‌خیزند و در برابر مردم ریا مى‌كنند و خدا را جز اندكى یاد نمى‌نمایند!»
 
−
 
−
"مكر" در اصل به معنای غافل‌گير کردن شخصى و ضرر رساندن به اوست؛ اين عمل از خداوند وقتى صحيح است كه به عنوان مجازات صورت بگيرد، و از ناحیه­ای که خود فریبکار از آن غافل است، عذاب نماید؛ و همچنین خداوند سرنوشتى را براى او تنظيم می­كند كه وی با پاى خودش، درحالی­که غافل از سرنوشت خود است، بسوى عذاب الهی برود.<ref> المیزان فى تفسیر القرآن، ج‌8، ص202. </ref>
 
−
بنابراین خدعه­ی منافقان همان ناتوانی، حیله­گری، کذب و نفاق است؛ اما خدعه­ی خداوند همان قدرت لایتناهی است در برابر ناتوانی آنها، صدق در جاری کردن احکام اسلام در برابر کذبشان و جزاء موافق با پنهان کاری و حال منافقان، و در آخرت نیز گرفتار عذاب دردناک می­شوند.<ref> صادقى تهرانى، محمد؛ الفرقان فى تفسير القرآن بالقرآن‌، قم، فرهنگ اسلامى‌، 1365ش‌، چاپ دوم، ج1، ص191 و 192.</ref>
 
−
 
−
2. صفات مکر خدا:
 
−
در قرآن کریم مکر خدا سریع­ترین و کارآمدترین مکرها و خداوند بهترین و برترین مکاران معرفی شده که در این بخش به بررسی برخی از این صفات می­پردازیم:
 
−
«...وَاللَّهُ خَیرُ الْماكِرینَ»<ref> آل‌عمران/54 و أنفال/30.  </ref>
 
−
«...و خداوند، بهترین چاره‌جویان است.»
 
−
 
−
مکر خداوند در این آیه به صفت "خیر" یعنی برتر بودن متصف شده که از دو لحاظ می­توان آن را در نظر گرفت؛ هم از لحاظ نظری به این معنا که از جهت حق، صدق، صحت و روابودن كامل‌تر است؛ هم از لحاظ عملی به این معنا که از نظر قوت و قدرت برتر است. پس اینکه مکر خداوند و ماکر بودن او خیر است؛ یعنی از هر دو جنبه برتر از مکرها و ماکرهای غیر اوست.<ref> جوادی آملی، عبدالله؛ تفسیر تسنیم، قم، اسراء، 1378ش، چاپ اول، ج14، ص381.</ref>
 
−
در آیه­ی دیگر می­فرماید:
 
−
«...قُلِ اللَّهُ أَسْرَعُ مَكْراً»<ref> یونس/21.  </ref>
 
−
«...خداوند سریع­تر از شما مكر [چاره‌جویى‌] مى‌كند»
 
−
 
−
صفت دیگری که برای مکر خداوند در قرآن کریم بیان شده، سریع­تر بودن است؛ اما خدا چگونه سریع­ترین مکار است و منظور از سرعت در مکر چیست؟ مفسران در این زمینه چنین بیان کرده­اند که خداوند از اعمال و اراده­ی بندگان خود پیش از همه آگاهی دارد و نمی­توان چیزی را بر خدا مخفی کرد؛ از این رو بندگانی که در رفتار و نیت­های خود خیال می­کنند خداوند از آنها آگاهی ندارد و می­توانند درباره­ی دین خدا مکری به کار گیرند، در اشتباهند و در حقیقت به خود مکر می­زنند.بنابراین اضلال خداوند و مکر اوست که پیش از هر مکر به آنها رسیده و اینچنین سریع بودن مکر خدا معنا پیدا می­کند.<ref> المیزان فی تفسیر القرآن، ج‌10، ص36، تفسیر من وحى القرآن‌، ج‌13، ص127 و زحیلى، وهبة بن مصطفى؛ التفسیر المنیر فى العقیدة و الشریعة و المنهج،‌ بیروت، دارالفكر المعاصر، 1418ق‌، چاپ دوم‌، ج‌13، ص193.</ref>
 
  
−
== مکر غیر خداوند ==
+
'''1. بازگشت مکر به خود مکار:'''
  
−
در برابر مکر خداوند در قرآن کریم، خداوند از مکری یاد کرده که غالبا مذموم می­باشد؛ این مکر به منافقان،<ref> نساء/142.</ref> کافران،<ref> رعد/33.</ref> زنان،<ref> یوسف/31.</ref> شیطان،<ref> نساء/120.</ref> دنیا<ref> لقمان/33.</ref> و... نسبت داده شده است.
+
در آیاتی از [[قرآن کریم]] خداوند مکر و خدعه­ی مکاران را خودفریبی دانسته و بازگشت آن به خود مکار بیان نموده است: «يخُادِعُونَ اللَّهَ وَالَّذِينَ ءَامَنُواْ وَ مَا يخدَعُونَ إِلَّا أَنفُسَهُمْ وَ مَا يَشْعُرُونَ؛ با خدا و كسانى كه ايمان آورده‌اند، نيرنگ مى‌بازند. در حالى كه جز بر خودشان نيرنگ نمى‌زنند و (با درك حسّى) متوجه نمى‌شوند».<ref>[[سوره بقره]]/9.</ref>
−
 
−
تبیین روانشناختی مکر
 
−
مکر، رفتاری ناپسند است که خداوند مکاران را به شدت توبیخ نموده<ref> «وَ إِذَا أَذَقْنَا النَّاسَ رَحْمَةً مِّن بَعْدِ ضَرَّاءَ مَسَّتهمْ إِذَا لَهُم مَّكْرٌ فىِ ءَايَاتِنَا: هنگامى كه به مردم، پس از ناراحتى كه به آنها رسيده است، رحمتى بچشانيم، در آيات ما نيرنگ مى‌كنند.» یونس/21.</ref> و در قرآن مجازاتی را برای آنها رقم زده که این مجازات نشان از ریشه داشتن این رفتار در اختیار و صفات­ روانی انسان دارد.<ref> اژه­ای، جواد؛ انسان در قرآن از دیدگاه فردی و اجتماعی، مجله روانشناسی و علوم تربیتی، شماره 3و4، 1385ش، ص11.</ref>
 
  
−
== مکر زدن به خدا از نگاه قرآنی ==
+
نیرنگ منافقان با خداوند و مؤمنان در حقیقت خودفریبی است. منافقان با نیرنگ خود کسی جز خود را فریب نداده و نمی­دهند و طبق آیات قرآن اثر عمل انسان، نیک باشد یا بد به خود اوست؛<ref>[[سوره اسراء]]/7.</ref> و این نکته سرّ پنهان است در قرآن که بازگشت حیله­ی مکاران را به خودشان می­داند.<ref>تفسير تسنيم، ج2، ص 254.</ref>
  
−
مکر غیر خداوند در قرآن کریم در برابر حق است که گاهی در برابر خداوند بیان شده، گاهی در برابر پیامبران و گاهی در برابر مؤمنان؛ اما سؤال اینست که آیا مکر زدن به خداوند امکان دارد؟ و اگر ممکن است، منظور از آن چیست؟
+
'''2. شکست مکاران در حیله و مکرشان:'''
−
جواب اینست که منظور از مکر و حیله زدن به خدا نمی­تواند به صورت واقعی باشد؛ چون در معنای مکر قید مخفی بودن و ضرر رساندن لحاظ شده؛ درحالی­که چیزی برای خداوند مخفی نیست و کسی نمی­تواند به خدا ضرر برساند؛ لذا خدعه و مکری که به خدا نسبت داده شده، به چند معنا قابیل توجیه است:<ref> تفسیر تسنیم، ج2، ص253 – 254.</ref>
 
−
1. این تعبیر به اعتبار رفتار منافقان آمده، به این صورت که عمل و رفتار آنان طورى است كه اگر كسى باطن قضیه و واقع را نداند، گول می­خورد؛ با اینکه در حقیقت احدی نمی­تواند خدا را گول بزند.<ref> مجمع البیان فى تفسیر القرآن‌، ج‌1، ص134.</ref>
 
−
2. مراد حقیقی از این تعبیر، مکر با پیامبر است؛ زیرا همان­طور كه اطاعت رسول خدا(ص) اطاعت خداست، نیرنگ با آن حضرت نیز نیرنگ با خداست.<ref> تفسیر تسنیم، ج2، ص254.</ref>
 
  
−
== بی تأثیری مکر در دیدگاه قرآن ==
+
[[قرآن کریم]] از مکر و خدعه­ی بسیاری از مکاران یاد کرده و این مکر را شکست خورده دانسته که در مورد مکر کافران می­فرماید: «نقشه­ی كافران جز در گمراهى نيست».<ref>[[سوره غافر]]/25.</ref> و یا درباره­ی مکر فرعون می­فرماید: «توطئه­ی فرعون (و همفكران او) جز به نابودى نمى‌انجامد!».<ref>[[سوره غافر]]/37.</ref>
  
−
مکارانی که می­خواهند مکر خود را در برابر حق به کار ببرند، از نظر بیانات و آموزه­های قرآنی شکست خوده­ هستند که ذیل دو عنوان بر اساس آیات قرآن به نوع شکست می­پردازیم:
+
دلیل شکست مکاران در برابر حق این است که خداوند عالم و محیط بر همه چیز است و مکر و نیرنگ در برابر چنین شخصی امکان ندارد: «وَ قَدْ مَكَرُواْ مَكْرَهُمْ وَ عِندَاللَّهِ مَكْرُهُمْ وَ إِن كاَنَ مَكْرُهُمْ لِتزَولَ مِنْهُ الجبَالُ؛ و به يقين (با) فريب­كاريشان فريب­كارى كردند و فريب­كاريشان نزد خدا (آشكار) است و اگرچه فريبشان (چنان باشد كه) از آن كوه‌ها از جا كنده شود!».<ref>[[سوره ابراهیم]]/46.</ref>
−
1. بازگشت مکر به خود مکار:
 
−
در آیاتی از قرآن کریم خداوند مکر و خدعه­ی مکاران را خودفریبی دانسته و بازگشت آن به خود مکار بیان نموده است:
 
−
«يخُادِعُونَ اللَّهَ وَ الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَ مَا يخدَعُونَ إِلَّا أَنفُسَهُمْ وَ مَا يَشْعُرُونَ»<ref> بقره/9.</ref>
 
−
«با خدا و كسانى كه ايمان آورده‌اند، نيرنگ مى‌بازند، در حالى كه جز برخودشان نيرنگ نمى‌زنند و (با درك حسّى) متوجه نمى‌شوند.»
 
−
 
−
نیرنگ منافقان با خداوند و مؤمنان در حقیقت خودفریبی است. منافقان با نیرنگ خود کسی جز خود را فریب نداده و نمی­دهند و طبق آیات قرآن اثر عمل انسان، نیک باشد یا بد، به خود اوست؛<ref> اسراء/7.</ref> و این نکته سرّ پنهان است در قرآن که بازگشت حیله­ی مکاران را به خودشان می­داند.<ref> تفسير تسنيم، ج2، ص 254.</ref>
 
−
 
−
2. شکست مکاران در حیله و مکرشان:
 
−
قرآن کریم از مکر و خدعه­ی بسیاری از مکاران یاد کرده و این مکر را شکست خورده دانسته که در مورد مکر کافران می­فرماید: «نقشه­ی كافران جز در گمراهى نيست.»<ref> غافر/25.</ref> و یا درباره­ی مکر فرعون می­فرماید: «توطئه­ی فرعون (و همفكران او) جز به نابودى نمى‌انجامد!».<ref> غافر/37.</ref> دلیل شکست مکاران در برابر حق این است که خداوند عالم و محیط بر همه چیز است و مکر و نیرنگ در برابر چنین شخصی امکان ندارد:
 
−
«وَ قَدْ مَكَرُواْ مَكْرَهُمْ وَ عِندَاللَّهِ مَكْرُهُمْ وَ إِن كاَنَ مَكْرُهُمْ لِتزَولَ مِنْهُ الجبَالُ»<ref> ابراهیم/46.</ref>
 
−
«و بيقين [با] فريب­كاريشان فريب­كارى كردند و فريب­كاريشان نزد خدا (آشكار) است و اگرچه فريبشان (چنان باشد كه) از آن كوه‌ها از جا كنده شود!»
 
−
 
−
حیله­گران هر چه در برابر خداوند نقشه بکشند و حیله کنند، نقشه­هایشان نقش بر آب می­شود؛ چون گرچه مکاران حیله­هایشان را پنهان می­دارند؛ اما برای خداوند چیزی مخفی نیست، بلکه کاملاً آشکار بوده و خداوند از آن آگاه است./ .<ref> جوادی آملی، عبدالله؛ تفسیر موضوعی قرآن کریم (وحی و نبوت در قرآن)، قم، اسراء، 1381ش، چاپ اول، ج3، ص136.</ref>
 
  
−
== پانویس ==
+
حیله­گران هر چه در برابر خداوند نقشه بکشند و حیله کنند، نقشه­هایشان نقش بر آب می­شود؛ چون گرچه مکاران حیله­هایشان را پنهان می­دارند؛ اما برای خداوند چیزی مخفی نیست بلکه کاملاً آشکار بوده و خداوند از آن آگاه است.<ref>جوادی آملی، عبدالله؛ تفسیر موضوعی [[قرآن کریم]] (وحی و نبوت در قرآن)، قم، اسراء، 1381 ش، چاپ اول، ج3، ص136.</ref>
  
 +
==پانویس==
 
<references/>
 
<references/>
  
−
== منابع ==
+
==منابع==
−
[http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=38343#_ftn34 مکر، روح الله رضایی، سایت پژوهشکده باقر العلوم(ع)(بخش فرهنگ علوم انسانی و اسلامی)] تاریخ بازیابی : 20 اردیبهشت 1391 .
+
[http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=38343#_ftn34 مکر، روح الله رضایی، سایت پژوهشکده باقرالعلوم علیه السلام (بخش فرهنگ علوم انسانی و اسلامی)] تاریخ بازیابی: 20 اردیبهشت 1391.
 +
 
 
[[رده:صفات ناپسند]]
 
[[رده:صفات ناپسند]]

نسخهٔ ‏۱۵ نوامبر ۲۰۱۲، ساعت ۱۰:۴۳

این مدخل از دانشنامه هنوز نوشته نشده است.

Icon-computer.png
محتوای فعلی مقاله یکی از پایگاه های معتبر متناسب با عنوان است.

(احتمالا تصرف اندکی صورت گرفته است)


مکر در لغت به معنای تدبیر برای ضرر رساندن[۱] یا حیله­گری در نهان آمده؛[۲] یعنی منصرف کردن غیر، از تصمیم خودش به وسیله­ی نیرنگ.[۳] معادل "مکر" در زبان فارسی فریب، نیرنگ و... است.[۴]

مکر در اصطلاح علم اخلاق به معنای جستن راه­های پنهان برای اذیت رساندن به مردمان است؛ لذا رذیله­ای از رذائل قوه­ی عاقله است و جزء مهلکات بزرگ و زشت­ترین رذائل به حساب می­آید که گناه شدید و بزرگی به شمار می­رود.[۵]

ماده­ی "مکر" در قرآن کریم 43 بار بکار رفته که بیشتر موارد درباره­ی خداوند مطرح شده؛[۶] از این رو برخی برای مکر در قرآن کریم معنای تدبیر و تقدیر را ارائه داده­اند.[۷] در علم لغت واژه­ی مکر مترادف با کلماتی مانند کید و خدعه گرفته شده که در معنای پنهان­ کاری مشترک هستند؛[۸] اما از وجوهی دیگر با هم تفاوت دارند:

  1. کید: به معنای سعی و تلاش در ضرر رساندن به غیر به صورت حیله کردن معنا شده است.[۹] این ماده در بسیاری از موارد به معنای مکر بیان شده و 35 مرتبه در قرآن بکار رفته؛[۱۰] و تفاوتش با مکر اینست که شدیدتر از آن است.[۱۱]
  2. خدعه: از ماده­ی "خدع" است به معنای واداركردن ديگرى به كارى که او در صدد آن کار نبوده و آشكار کردن كارى برخلاف آنچه كه پوشيده است.[۱۲] "خدعه" معنایی شبیه به معنای مکر دارد،[۱۳] که در قرآن پنج بار به ­کار رفته،[۱۴] اما گستره­ی معنایی آن محدودتر از "مکر" است، به نحوی که خدعه فقط شامل مخفی کردن مواردی می­شود که از شأن آنها ظاهربودن است؛ یعنی تنها تفاوتشان در صفت مخفی بودن گفته­ شده است.[۱۵]

مکر در قرآن

بر اساس معنایی که برای "مکر" ذکر شده، مکر جنبه ابزاری دارد و می­تواند ابزاری برای افعال خیر یا افعال شر قرار گیرد؛ از این رو مکر هم می­تواند در افعال شر و هم در افعال خیر بکار رود؛ مانند: خوراندن داروی مفید به کودک مریض به وسیله مکر.[۱۶] البته استعمال لفظ "مکر" بیشتر در موارد مذموم است به خصوص در زبان فارسی؛[۱۷] لذا برخی مفسران تمام موارد مکر را در رابطه با افعال شر و مذموم دانسته­اند.[۱۸]

در قرآن کریم مسائلی درباره­ی مکر بیان شده که با توجه به آن آیات می­توان گفت: مکر در نگاه قرآنی ابزاری برای نیت­های مذموم و نیت­های خیر بکار می­رود: «...اسْتِكْبَارًا فىِ الْأَرْضِ وَ مَكْرَ السَّیىّ‌ِ وَ لَایحیقُ الْمَكْرُ السَّیئّ‌ُِ إِلَّا بِأَهْلِهِ؛[۱۹] ...این ها همه بخاطر استكبار در زمین و نیرنگ­هاى بدشان بود؛ اما این نیرنگ­ها تنها دامان صاحبانش را مى‌گیرد».

در این آیه و آیات مانند آن (سوره غافر/45 و سوره نحل/45)، مکر با وصف "سیّئه" توصیف شده و این وصف می­رساند كه مكر از منظر قرآنی می­تواند ابزاری برای افعال شر باشد و در مقابل مفهوم مخالفش این است که مکر می­تواند ابزاری برای افعال خیر نیز باشد.[۲۰]

همچنین در فرازهای دیگری از آیات شریفه مکر به خدا نسبت داده شده است: «وَ مَكَرُوا وَ مَكَرَاللَّهُ...»[۲۱] «و (یهود و دشمنان مسیح، براى نابودى او و آیینش،) نقشه كشیدند و خداوند (بر حفظ او و آیینش،) چاره‌جویى كرد...».

انتساب مکر به خداوند و توجه به این نکته که از خدای تبارک هیچ فعل مذمومی سر نمی­زند، روشن می­کند که قرآن کریم مکر را فقط ابزاری برای افعال شر نمی­داند؛ بلکه مکر می­تواند در دست کسانی با نیت­های پاک باشد و در افعال خیر بکار رود؛ همچنان­ که می­تواند ابزاری در دست صاحبان نیت­های شوم باشد و در افعال شر بکار رود.[۲۲]

مکر خداوند

مکر درباره­ی خدا در آیات بسیاری بکار رفته و کاربرد آن در قرآن کریم مباحث بسیاری را در پی دارد که به برخی از آنها اشاره می­کنیم:

1. معنا و مفهوم مکر خدا:

در معناشناختی مکر خداوند در بیان قرآنی نظریات متفاوتی از سوی مفسران ارائه شده است: برخی قائلند که مکر درباره­ی خداوند به صورت حقیقی بکار نرفته و این که قرآن می­فرماید: «وَ مَكَرُوا وَ مَكَرَاللَّهُ...»،[۲۳] کاربرد این نوع مکر به صورت مجازی است؛ البته مجازی بودن به دو صورت توجیه شده است:

اولاً: به­کارگیری مکر خدا در برابر مکر دیگران اشاره به برتر و قدرتمندتر بودن خداوند نسبت به دیگران است که به بدکاران نتیجه مکرشان را می­چشاند، نه این که معنای واقعی مکر اراده شده باشد.[۲۴]

ثانیاً: مکر خدا تنها برای هماهنگی و تقارن در کلام است؛ مثل آیه­ی ذیل که می­فرماید: «...فَمَنِ اعْتَدى‌ عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَااعْتَدى‌ عَلَيْكُم؛ ...و (به طور كلى) هر كس به شما تجاوز كرد، همانند آن بر او تعدى كنيد!».[۲۵]‌

تعدی به مثل، تجاوز نیست؛ بلکه جزاء تعدی کننده است؛[۲۶] به عبارتی تعدی اولی ظلم است، اما دومی ظلم نیست؛ بلکه عقاب و جزاء تجاوزگران است؛[۲۷] پس "مکر" اگرچه قبیح است اما چون خداوند به خودش نسبت داده، برای تقارن کلام بوده و مجازاتی است برای مکرکنندگان جهت عقوبت؛ بنابراین مکر حقیقی نیست بلکه به عنوان مجاز بکار رفته است.[۲۸]

این نوع تفسیر در صورتی با معنای مکر سازگاری دارد که مکر را ذاتاً مذموم فرض کنیم؛ لذا به توجیه آن می­پردازیم. بر اساس همین اندیشه درباره­ی مذموم بودن مکر، برخی انتساب مکر به خداوند را در غیر از مواردی که در قرآن بکار رفته، ناحق می­دانند.[۲۹]

پس از بیان تفاسیر ارائه شده برای آشکارشدن معنای مکر در انتساب به خداوند، به دو نوع کاربرد مکر می­پردازیم که به خدا نسبت داده شده­اند و در آیات به دو صورت ابتدایی و ثانوی بکار رفته­اند و برای هر کدام معنا و مفهوم خاص ارائه شده است:[۳۰]

مکر ابتدایی: در برخی از آیات قرآن نسبت مکر به خدای تبارک به صورت ابتدایی بوده و به طور مستقیم از مکر خدا سخن به میان آمده است: «أَفَأَمِنُوا مَكْرَاللَّهِ فَلا یأْمَنُ مَكْرَاللَّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْخاسِرُونَ؛ و آیا (آنان) از ترفند خدا ایمن شده‌اند و (حال آن كه) جز گروه زیانكاران از ترفند خدا ایمن نمى‌باشند؟».[۳۱]

مكر ابتدايى یعنی بدون اين كه بنده­ای مرتکب معصيت و مکری شود، صدورش از ناحیه­ی خداوند ممتنع است؛ اما اين كه فرمود: «هیچ احدی از عذاب الهی در امان نیست»، وجهش اینست كه ايمن بودن از مكر خدا در حقيقت خود مكرى از ناحیه­ی خداى تعالى است كه دنبالش عذاب است و این که فرمود: «مردم ايمن از مكر خدا فقط زيانكارانند»، چون همان ايمنى‌شان نیز مكر خداست.‌[۳۲]

مکر ثانوی: در اکثر آیات مکر خدا در مرتبه­ی دوم بکار رفته؛ یعنی اول از مکر دیگران در برابر خداوند و دین خدا یاد شده، سپس در مقابل این مکر از مکر خداوند نیز یاد شده است: «إِنَّ الْمُنافِقینَ یخادِعُونَ اللَّهَ وَ هُوَ خادِعُهُمْ وَ إِذا قامُوا إِلَى الصَّلاةِ قامُوا كُسالى‌ یراؤُنَ النَّاسَ وَ لایذْكُرُونَ اللَّهَ إِلاَّ قَلیلاً؛ منافقان مى‌خواهند خدا را فریب دهند؛ در حالى ­كه او آنها را فریب مى‌دهد و هنگامى كه به نماز برمى‌خیزند، با كسالت برمى‌خیزند و در برابر مردم ریا مى‌كنند و خدا را جز اندكى یاد نمى‌نمایند!». [۳۳]

"مكر" در اصل به معنای غافل‌گير کردن شخصى و ضرر رساندن به اوست؛ اين عمل از خداوند وقتى صحيح است كه به عنوان مجازات صورت بگيرد و از ناحیه­ای که خود فریبکار از آن غافل است، عذاب نماید؛ و همچنین خداوند سرنوشتى را براى او تنظيم می­كند كه وی با پاى خودش، در حالی­ که غافل از سرنوشت خود است، بسوى عذاب الهی برود.[۳۴]

بنابراین خدعه­ی منافقان همان ناتوانی، حیله­گری، کذب و نفاق است؛ اما خدعه­ی خداوند همان قدرت لایتناهی است در برابر ناتوانی آنها، صدق در جاری کردن احکام اسلام در برابر کذبشان و جزاء موافق با پنهان کاری و حال منافقان، و در آخرت نیز گرفتار عذاب دردناک می­شوند.[۳۵]

2. صفات مکر خدا:

در قرآن کریم مکر خدا سریع­ترین و کارآمدترین مکرها و خداوند بهترین و برترین مکاران معرفی شده که در این بخش به بررسی برخی از این صفات می­پردازیم: «...وَاللَّهُ خَیرُالْماكِرینَ؛ ...و خداوند، بهترین چاره‌جویان است».[۳۶]

مکر خداوند در این آیه به صفت "خیر" یعنی برتر بودن متصف شده که از دو لحاظ می­توان آن را در نظر گرفت؛ هم از لحاظ نظری به این معنا که از جهت حق، صدق، صحت و روابودن كامل‌تر است؛ هم از لحاظ عملی به این معنا که از نظر قوت و قدرت برتر است. پس این که مکر خداوند و ماکر بودن او خیر است؛ یعنی از هر دو جنبه برتر از مکرها و ماکرهای غیر اوست.[۳۷]

در آیه­ی دیگر می­فرماید: «...قُلِ اللَّهُ أَسْرَعُ مَكْراً؛ ...خداوند سریع­تر از شما مكر (چاره‌جویى‌) مى‌كند».[۳۸]

صفت دیگری که برای مکر خداوند در قرآن کریم بیان شده، سریع­تر بودن است؛ اما خدا چگونه سریع­ترین مکار است و منظور از سرعت در مکر چیست؟ مفسران در این زمینه چنین بیان کرده­اند که خداوند از اعمال و اراده­ی بندگان خود پیش از همه آگاهی دارد و نمی­توان چیزی را بر خدا مخفی کرد؛ از این رو بندگانی که در رفتار و نیت­های خود خیال می­کنند خداوند از آنها آگاهی ندارد و می­توانند درباره­ی دین خدا مکری بکار گیرند، در اشتباهند و در حقیقت به خود مکر می­زنند. بنابراین اضلال خداوند و مکر اوست که پیش از هر مکر به آنها رسیده و این چنین سریع بودن مکر خدا معنا پیدا می­کند.[۳۹]

مکر غیرخداوند

در برابر مکر خداوند در قرآن کریم، خداوند از مکری یاد کرده که غالباً مذموم می­باشد؛ این مکر به منافقان،[۴۰] کافران،[۴۱] زنان،[۴۲] شیطان،[۴۳] دنیا[۴۴] و... نسبت داده شده است.

تبیین روانشناختی مکر

مکر، رفتاری ناپسند است که خداوند مکاران را به شدت توبیخ نموده[۴۵] و در قرآن مجازاتی را برای آنها رقم زده که این مجازات نشان از ریشه داشتن این رفتار در اختیار و صفات­ روانی انسان دارد.[۴۶]

مکرزدن به خدا از نگاه قرآنی

مکر غیر خداوند در قرآن کریم در برابر حق است که گاهی در برابر خداوند بیان شده، گاهی در برابر پیامبران و گاهی در برابر مؤمنان؛ اما سؤال اینست که آیا مکر زدن به خداوند امکان دارد؟ و اگر ممکن است، منظور از آن چیست؟

جواب اینست که منظور از مکر و حیله زدن به خدا نمی­تواند به صورت واقعی باشد؛ چون در معنای مکر قید مخفی بودن و ضرر رساندن لحاظ شده؛ در حالی ­که چیزی برای خداوند مخفی نیست و کسی نمی­تواند به خدا ضرر برساند؛ لذا خدعه و مکری که به خدا نسبت داده شده، به چند معنا قابیل توجیه است:[۴۷]

  1. این تعبیر به اعتبار رفتار منافقان آمده، به این صورت که عمل و رفتار آنان طورى است كه اگر كسى باطن قضیه و واقع را نداند، گول می­خورد؛ با این که در حقیقت احدی نمی­تواند خدا را گول بزند.[۴۸]
  2. مراد حقیقی از این تعبیر، مکر با پیامبر است؛ زیرا همان­طور كه اطاعت رسول خدا صلی الله علیه و آله اطاعت خداست، نیرنگ با آن حضرت نیز نیرنگ با خداست.[۴۹]

بی تأثیری مکر در دیدگاه قرآن

مکارانی که می­خواهند مکر خود را در برابر حق بکار ببرند، از نظر بیانات و آموزه­های قرآنی شکست خوده­ هستند که ذیل دو عنوان بر اساس آیات قرآن به نوع شکست می­پردازیم:

1. بازگشت مکر به خود مکار:

در آیاتی از قرآن کریم خداوند مکر و خدعه­ی مکاران را خودفریبی دانسته و بازگشت آن به خود مکار بیان نموده است: «يخُادِعُونَ اللَّهَ وَالَّذِينَ ءَامَنُواْ وَ مَا يخدَعُونَ إِلَّا أَنفُسَهُمْ وَ مَا يَشْعُرُونَ؛ با خدا و كسانى كه ايمان آورده‌اند، نيرنگ مى‌بازند. در حالى كه جز بر خودشان نيرنگ نمى‌زنند و (با درك حسّى) متوجه نمى‌شوند».[۵۰]

نیرنگ منافقان با خداوند و مؤمنان در حقیقت خودفریبی است. منافقان با نیرنگ خود کسی جز خود را فریب نداده و نمی­دهند و طبق آیات قرآن اثر عمل انسان، نیک باشد یا بد به خود اوست؛[۵۱] و این نکته سرّ پنهان است در قرآن که بازگشت حیله­ی مکاران را به خودشان می­داند.[۵۲]

2. شکست مکاران در حیله و مکرشان:

قرآن کریم از مکر و خدعه­ی بسیاری از مکاران یاد کرده و این مکر را شکست خورده دانسته که در مورد مکر کافران می­فرماید: «نقشه­ی كافران جز در گمراهى نيست».[۵۳] و یا درباره­ی مکر فرعون می­فرماید: «توطئه­ی فرعون (و همفكران او) جز به نابودى نمى‌انجامد!».[۵۴]

دلیل شکست مکاران در برابر حق این است که خداوند عالم و محیط بر همه چیز است و مکر و نیرنگ در برابر چنین شخصی امکان ندارد: «وَ قَدْ مَكَرُواْ مَكْرَهُمْ وَ عِندَاللَّهِ مَكْرُهُمْ وَ إِن كاَنَ مَكْرُهُمْ لِتزَولَ مِنْهُ الجبَالُ؛ و به يقين (با) فريب­كاريشان فريب­كارى كردند و فريب­كاريشان نزد خدا (آشكار) است و اگرچه فريبشان (چنان باشد كه) از آن كوه‌ها از جا كنده شود!».[۵۵]

حیله­گران هر چه در برابر خداوند نقشه بکشند و حیله کنند، نقشه­هایشان نقش بر آب می­شود؛ چون گرچه مکاران حیله­هایشان را پنهان می­دارند؛ اما برای خداوند چیزی مخفی نیست بلکه کاملاً آشکار بوده و خداوند از آن آگاه است.[۵۶]

پانویس

  1. ↑ مصطفوى، حسن‌؛ التحقیق فی كلمات القرآن الكریم‌، تهران‌، بنگاه ترجمه و نشر كتاب‌، 1360ش‌، ج‌11، ص143.
  2. ↑ ابن منظور، محمد بن مكرم‌؛ لسان العرب‌، بیروت‌، دار صادر، 1414 ق‌، چاپ سوم، ج‌5، ص183.
  3. ↑ راغب اصفهانی، حسین بن محمد؛ المفردات فی غریب القرآن‌، بیروت‌، دارالعلم الدارالشامیة، 1412 ق‌، چاپ اول، ص 772.
  4. ↑ مهیار، رضا؛ فرهنگ ابجدى عربى-فارسى‌، بی­تا، بی­جا، ص855 و دهخدا، علی­اکبر؛ لغت­نامه­ی دهخدا، تهران، دانشگاه تهران، بهار 1373ش، چاپ اول، ج13، ص18891.
  5. ↑ نراقی، مولی مهدی؛ جامع السعادات، ترجمه سید جلال­الدین مجتبوی، تهران، حکمت، 1370 ش، چاپ چهارم، ص246.
  6. ↑ سوره آل عمران/54، سوره انفال/30، سوره اعراف/99، سوره یونس/21 و...
  7. ↑ قرشى، سید على­اكبر؛ قاموس قرآن‌، تهران‌، دارالكتب الإسلامیة، 1371ش‌، چاپ ششم‌، ج‌6، ص265.
  8. ↑ مصطفوى، حسن‌؛ التحقیق فی كلمات القرآن الكریم، ج‌11، ص143.
  9. ↑ طریحی، فخرالدین؛ مجمع البحرين، تحقیق سید احمد حسینی، تهران، کتابفروشی مرتضوی، 1375 ش، چاپ سوم، ج‌3، ص139.
  10. ↑ سوره آل عمران/120، سوره نساء/76 و...
  11. ↑ عسکری، ابی­هلال؛ معجم الفروق اللغویه، قم، اسلامی، 1412ق. چاپ اول، ص508.
  12. ↑ راغب اصفهانی، حسین بن محمد؛ المفردات فی غریب القرآن‌، ص276.
  13. ↑ لسان العرب، ج‌8، ص63.
  14. ↑ سوره بقره/9، سوره نساء/142 و سوره انفال/62.
  15. ↑ فراهیدى، خلیل بن احمد؛ كتاب العین‌، قم‌، هجرت‌، 1410ق،‌ چاپ دوم، ج‌5، ص370.
  16. ↑ راغب اصفهانی، حسین بن محمد؛ کرانه سعادت، ترجمه سید مهدی شمس­الدین، قم، مترجم، چاپ اول، 1376 ش، ص213.
  17. ↑ مكارم شیرازی، ناصر و همکاران؛ تفسیر نمونه‌، تهران‌، دارالكتب الإسلامیة، 1374 ش‌، چاپ اول، ج‌2، ص566.
  18. ↑ ابن عاشور، محمد بن طاهر؛ التحریر والتنویر، بی­تا، بی­جا، ج‌22، ص185.
  19. ↑ سوره فاطر/43.
  20. ↑ قاموس قرآن، ج‌6، ص265.
  21. ↑ سوره آل عمران/54.
  22. ↑ فضل الله، سید محمدحسین‌؛ تفسیر من وحى القرآن‌، بیروت، دارالملاك، 1419ق‌، چاپ: دوم، ج‌6، ص: 46.
  23. ↑ سوره آل عمران/54.
  24. ↑ دروزة، محمد عزت‌؛ التفسیر الحدیث‌، قاهره‌، دار إحیاء الكتب العربیة، 1383ق‌، ج‌2، ص435.
  25. ↑ سوره بقره/194.
  26. ↑ طوسى، محمد بن حسن؛‌ التبیان فى تفسیر القرآن،‌ بیروت، دار احیاء التراث العربى،‌ بی­تا، ج‌2، ص476.
  27. ↑ لسان العرب، ج‌5، ص183.
  28. ↑ التبیان فى تفسیر القرآن،‌ ج‌2، ص476 و لسان العرب، ج‌5، ص183.
  29. ↑ کرانه سعادت، ص214 – 215.
  30. ↑ خدایاری، ناصر؛ و مرادی صادق؛ نگرشی بر اخلاق از دیدگاه قرآن، تبریز، سالار، 1379ش، ص372.
  31. ↑ سوره اعراف/99.
  32. ↑ طباطبایى(علامه)، سید محمدحسین؛‌ المیزان فى تفسیر القرآن، قم‌، جامعه‌ى مدرسین حوزه علمیه قم، ‌1417ق،‌ چاپ پنجم، ج‌8، ص202.
  33. ↑ سوره نساء/142.
  34. ↑ المیزان فى تفسیر القرآن، ج‌8، ص202.
  35. ↑ صادقى تهرانى، محمد؛ الفرقان فى تفسير القرآن بالقرآن‌، قم، فرهنگ اسلامى‌، 1365 ش‌، چاپ دوم، ج1، ص191 و 192.
  36. ↑ سوره آل عمران/54 و سوه انفال/30.
  37. ↑ جوادی آملی، عبدالله؛ تفسیر تسنیم، قم، اسراء، 1378ش، چاپ اول، ج14، ص381.
  38. ↑ سوره یونس/21.
  39. ↑ المیزان فی تفسیر القرآن، ج‌10، ص36، تفسیر من وحى القرآن‌، ج‌13، ص127 و زحیلى، وهبة بن مصطفى؛ التفسیر المنیر فى العقیدة والشریعة والمنهج،‌ بیروت، دارالفكر المعاصر، 1418ق‌، چاپ دوم‌، ج‌13، ص193.
  40. ↑ سوره نساء/142.
  41. ↑ سوره رعد/33.
  42. ↑ سوره یوسف/31.
  43. ↑ سوره نساء/120.
  44. ↑ سوره لقمان/33.
  45. ↑ «وَ إِذَا أَذَقْنَا النَّاسَ رَحْمَةً مِّن بَعْدِ ضَرَّاءَ مَسَّتهمْ إِذَا لَهُم مَّكْرٌ فىِ ءَايَاتِنَا: هنگامى كه به مردم پس از ناراحتى كه به آنها رسيده است رحمتى بچشانيم، در آيات ما نيرنگ مى‌كنند». سوره یونس/21.
  46. ↑ اژه­ای، جواد؛ انسان در قرآن از دیدگاه فردی و اجتماعی، مجله روانشناسی و علوم تربیتی، شماره 3و4، 1385ش، ص11.
  47. ↑ تفسیر تسنیم، ج2، ص253 – 254.
  48. ↑ مجمع البیان فى تفسیر القرآن‌، ج‌1، ص134.
  49. ↑ تفسیر تسنیم، ج2، ص254.
  50. ↑ سوره بقره/9.
  51. ↑ سوره اسراء/7.
  52. ↑ تفسير تسنيم، ج2، ص 254.
  53. ↑ سوره غافر/25.
  54. ↑ سوره غافر/37.
  55. ↑ سوره ابراهیم/46.
  56. ↑ جوادی آملی، عبدالله؛ تفسیر موضوعی قرآن کریم (وحی و نبوت در قرآن)، قم، اسراء، 1381 ش، چاپ اول، ج3، ص136.

منابع

مکر، روح الله رضایی، سایت پژوهشکده باقرالعلوم علیه السلام (بخش فرهنگ علوم انسانی و اسلامی) تاریخ بازیابی: 20 اردیبهشت 1391.

مسابقه از خطبه ۸۳ نهج البلاغه