زبطره: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
 
سطر ۱: سطر ۱:
 
{{بخشی از یک کتاب|کتاب=جغرافیاى تاریخى کشورهاى اسلامى|نویسنده=حسین قره چانلو}}
 
{{بخشی از یک کتاب|کتاب=جغرافیاى تاریخى کشورهاى اسلامى|نویسنده=حسین قره چانلو}}
شهر «زبطره» در قسمت بالاى رودخانه قراقیس که یکى از سرشاخه‌هاى رود قباقب بود، قرار داشت. رومیان این شهر را سوزپطره مى‌گفتند و بعید نیست «ویران شهر» در چند فرسخى جنوب شهر ملطیه در ساحل رودخانه سلطان سو که نام جدید نهر قراقیس است، خرابه‌هاى شهر قدیم زبطره باشد.<ref>سرزمین هاى خلافت شرقى؛ ص ۱۲۹.</ref>
+
شهر «زبطره» در قسمت بالاى رودخانه قراقیس که یکى از سرشاخه‌هاى رود قباقب بود، قرار داشت. رومیان این شهر را سوزپطره مى‌گفتند و بعید نیست «ویران شهر» در چند فرسخى جنوب شهر [[ملطیه]] در ساحل رودخانه سلطان سو که نام جدید نهر قراقیس است، خرابه‌هاى شهر قدیم زبطره باشد.<ref>سرزمین هاى خلافت شرقى؛ ص ۱۲۹.</ref>
  
[[ابوالحسن احمد ابوجعفر بلاذری|بلاذرى]] مى‌نویسد: زبطره دژى کهن از آن رومیان بود... حبیب بن مسلمه فهرى آن را تصرف کرد و همچنان برپاى بود تا رومیان در ایام [[ولید بن یزید|ولید بن یزید]] ویرانش کردند. این شهر را بارها رومیان ویران کردند. پس از ویرانى زبطره در فتنه مروان بن محمد، [[منصور (خلیفه عباسی)|منصور عباسى]] آن را بازسازى کرد؛ اما رومیان مجدداً شهر را ویران کردند. [[هارون الرشید|هارون الرشید]] زبطره را بدست محمد بن ابراهیم آباد کرد و در آن نگاهبانانى گمارد؛ ولى در دوران خلافت [[مأمون]] رومیان دوباره به‌ زبطره حمله و آنجا را ویران کردند و چهارپایان و مردم شهر را به اسارت بردند.
+
ابن خرداذبه، زبطره را جزء مرزهاى جزیره نام برده است.<ref>المسالک والممالک؛ ص ۷۳.</ref> اصطخرى مى‌نویسد: زبطره حصارى است نزدیک روم که رومیان آن را ویران کردند.<ref>مسالک و ممالک؛ ص ۶۵.</ref> به نوشته [[یاقوت حموی|یاقوت حموی]]، زبطره میان [[ملطیه]] و سمیساط و حدث به سمت سرزمین روم قرار داشت.<ref>معجم البلدان؛ ج۳، ص۱۳۰ و ۱۳۱.</ref>
  
مأمون دستور داد تا آنجا را بازسازى و قلعه آن را مستحکم کنند... در سال ۲۱۰ فرستادگان طاغیه (امپراتور) روم براى درخواست صلح آمدند؛ اما مأمون نپذیرفت و به کارگزاران خود در مرزها دستور داد تا به بلاد روم حمله کنند. آنها به روم حمله کرده و کشتار فراوان کردند.  
+
[[ابوالحسن احمد ابوجعفر بلاذری|بلاذرى]] مى‌نویسد: زبطره دژى کهن از آن رومیان بود... حبیب بن مسلمه فهرى آن را تصرف کرد و همچنان برپاى بود تا رومیان در ایام [[ولید بن یزید بن عبدالملک|ولید بن یزید]] ویرانش کردند. این شهر را بارها رومیان ویران کردند. پس از ویرانى زبطره در فتنه [[مروان بن محمد]]، [[منصور (خلیفه عباسی)|منصور عباسى]] آن را بازسازى کرد؛ اما رومیان مجدداً شهر را ویران کردند.  
  
در خلافت [[معتصم]] رومیان مجدداً به زبطره حمله کردند، مردان را کشتند، زنان را به اسارت گرفتند و شهر را ویران کردند. معتصم به تلافى این کار به عموریه لشکر کشید، آنجا را ویران کرد و مردانشان را کشت و زنان و کودکان را به اسارت گرفت. معتصم دستور داد تا زبطره را از نو بازسازى کنند.<ref>فتوح البلدان؛ ص ۲۷۶ و ۲۷۷.</ref>
+
[[هارون الرشید|هارون الرشید]] زبطره را بدست محمد بن ابراهیم آباد کرد و در آن نگاهبانانى گمارد؛ ولى در دوران خلافت [[مأمون]] رومیان دوباره به‌ زبطره حمله و آنجا را ویران کردند و چهارپایان و مردم شهر را به اسارت بردند. مأمون دستور داد تا آنجا را بازسازى و قلعه آن را مستحکم کنند... در سال ۲۱۰ فرستادگان طاغیه (امپراتور) روم براى درخواست صلح آمدند؛ اما مأمون نپذیرفت و به کارگزاران خود در مرزها دستور داد تا به بلاد روم حمله کنند. آنها به روم حمله کرده و کشتار فراوان کردند.
  
ابن خرداذبه، زبطره را جزء مرزهاى جزیره نام برده است.<ref>المسالک والممالک؛ ص ۷۳.</ref> به نوشته قدامه زبطره در روزگار معتصم خراب شد؛ چون او به سرزمین دشمن لشکر کشید و عموریه را فتح کرد، در بازگشت در محل زبطره ساختمان هایى بنا کرد و در نزدیکى آن قلعه‌هایى ساخت تا جایگاهى براى سپاه باشد.<ref>نبذ من کتاب الخراج؛ ص ۱۶۷ والتنبیه والاشراف؛ ص ۱۵۲.</ref>
+
در دوره خلافت [[معتصم]] رومیان مجدداً به زبطره حمله کردند، مردان را کشتند، زنان را به اسارت گرفتند و شهر را ویران کردند. معتصم به تلافى این کار به عموریه لشکر کشید، آنجا را ویران کرد و مردانشان را کشت و زنان و کودکان را به اسارت گرفت. معتصم دستور داد تا زبطره را از نو بازسازى کنند.<ref>فتوح البلدان؛ ص ۲۷۶ و ۲۷۷.</ref> به نوشته قدامه زبطره در روزگار معتصم خراب شد؛ چون او به سرزمین دشمن لشکر کشید و عموریه را فتح کرد، در بازگشت در محل زبطره ساختمان هایى بنا کرد و در نزدیکى آن قلعه‌هایى ساخت تا جایگاهى براى سپاه باشد.<ref>نبذ من کتاب الخراج؛ ص ۱۶۷؛ التنبیه والاشراف؛ ص ۱۵۲.</ref>
  
اصطخرى مى‌نویسد: زبطره حصارى است نزدیک روم که رومیان آن را ویران کردند.<ref>مسالک و ممالک؛ ص ۶۵.</ref> به نوشته [[یاقوت حموی|یاقوت حموی]]، زبطره میان ملطیه و سمیساط و حدث به سمت سرزمین روم قرار داشت.<ref>معجم البلدان؛ ج۳، ص۱۳۰ و ۱۳۱.</ref>
+
ابوالفداء مى‌نویسد: در [[ماه محرم|ماه محرم]] سال ۷۱۵ هجرى قمرى، سالى که ملطیه تصرف شد، من (ابوالفداء) از آن دیار گذشتم... ما در زبطره در میان درختان بلوط خرگوش هاى بسیار بزرگ که در [[شام]] همانند آنها را ندیده بودیم، شکار کردیم.
 
 
ابوالفداء مى‌نویسد: در [[ماه محرم|محرم]] سال ۷۱۵ هجرى قمرى، سالى که ملطیه تصرف شد، من (ابوالفداء) از آن دیار گذشتم... ما در زبطره در میان درختان بلوط خرگوش هاى بسیار بزرگ که در [[شام]] همانند آنها را ندیده بودیم، شکار کردیم.
 
  
 
==پانویس==
 
==پانویس==
 
{{پانویس}}
 
{{پانویس}}
 
==منابع==
 
==منابع==
*حسین قره چانلو، جغرافیاى تاریخى کشورهاى اسلامى، سمت، تهران، ۱۳۸۰، ج‌۱، ص ۳۲۴ و ۳۲۵.
+
 
 +
*جغرافیاى تاریخى کشورهاى اسلامى، حسین قره‌چانلو، سمت، تهران، ۱۳۸۰، ج‌۱، ص ۳۲۴-۳۲۵.
  
 
[[رده:شهرهای تاریخی از بین رفته ]]
 
[[رده:شهرهای تاریخی از بین رفته ]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۳ ژوئیهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۶:۱۲

این مدخل از دانشنامه هنوز نوشته نشده است.

Icon book.jpg

محتوای فعلی بخشی از کتاب جغرافیاى تاریخى کشورهاى اسلامى نوشته حسین قره چانلو است که برای اینجا مناسب بوده است.

(احتمالا تصرف اندکی صورت گرفته است)

شهر «زبطره» در قسمت بالاى رودخانه قراقیس که یکى از سرشاخه‌هاى رود قباقب بود، قرار داشت. رومیان این شهر را سوزپطره مى‌گفتند و بعید نیست «ویران شهر» در چند فرسخى جنوب شهر ملطیه در ساحل رودخانه سلطان سو که نام جدید نهر قراقیس است، خرابه‌هاى شهر قدیم زبطره باشد.[۱]

ابن خرداذبه، زبطره را جزء مرزهاى جزیره نام برده است.[۲] اصطخرى مى‌نویسد: زبطره حصارى است نزدیک روم که رومیان آن را ویران کردند.[۳] به نوشته یاقوت حموی، زبطره میان ملطیه و سمیساط و حدث به سمت سرزمین روم قرار داشت.[۴]

بلاذرى مى‌نویسد: زبطره دژى کهن از آن رومیان بود... حبیب بن مسلمه فهرى آن را تصرف کرد و همچنان برپاى بود تا رومیان در ایام ولید بن یزید ویرانش کردند. این شهر را بارها رومیان ویران کردند. پس از ویرانى زبطره در فتنه مروان بن محمد، منصور عباسى آن را بازسازى کرد؛ اما رومیان مجدداً شهر را ویران کردند.

هارون الرشید زبطره را بدست محمد بن ابراهیم آباد کرد و در آن نگاهبانانى گمارد؛ ولى در دوران خلافت مأمون رومیان دوباره به‌ زبطره حمله و آنجا را ویران کردند و چهارپایان و مردم شهر را به اسارت بردند. مأمون دستور داد تا آنجا را بازسازى و قلعه آن را مستحکم کنند... در سال ۲۱۰ فرستادگان طاغیه (امپراتور) روم براى درخواست صلح آمدند؛ اما مأمون نپذیرفت و به کارگزاران خود در مرزها دستور داد تا به بلاد روم حمله کنند. آنها به روم حمله کرده و کشتار فراوان کردند.

در دوره خلافت معتصم رومیان مجدداً به زبطره حمله کردند، مردان را کشتند، زنان را به اسارت گرفتند و شهر را ویران کردند. معتصم به تلافى این کار به عموریه لشکر کشید، آنجا را ویران کرد و مردانشان را کشت و زنان و کودکان را به اسارت گرفت. معتصم دستور داد تا زبطره را از نو بازسازى کنند.[۵] به نوشته قدامه زبطره در روزگار معتصم خراب شد؛ چون او به سرزمین دشمن لشکر کشید و عموریه را فتح کرد، در بازگشت در محل زبطره ساختمان هایى بنا کرد و در نزدیکى آن قلعه‌هایى ساخت تا جایگاهى براى سپاه باشد.[۶]

ابوالفداء مى‌نویسد: در ماه محرم سال ۷۱۵ هجرى قمرى، سالى که ملطیه تصرف شد، من (ابوالفداء) از آن دیار گذشتم... ما در زبطره در میان درختان بلوط خرگوش هاى بسیار بزرگ که در شام همانند آنها را ندیده بودیم، شکار کردیم.

پانویس

  1. سرزمین هاى خلافت شرقى؛ ص ۱۲۹.
  2. المسالک والممالک؛ ص ۷۳.
  3. مسالک و ممالک؛ ص ۶۵.
  4. معجم البلدان؛ ج۳، ص۱۳۰ و ۱۳۱.
  5. فتوح البلدان؛ ص ۲۷۶ و ۲۷۷.
  6. نبذ من کتاب الخراج؛ ص ۱۶۷؛ التنبیه والاشراف؛ ص ۱۵۲.

منابع

  • جغرافیاى تاریخى کشورهاى اسلامى، حسین قره‌چانلو، سمت، تهران، ۱۳۸۰، ج‌۱، ص ۳۲۴-۳۲۵.
مسابقه از خطبه ۱۹۰ نهج البلاغه