شیخ علی رشتی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
 
سطر ۱: سطر ۱:
'''شهید آیت الله علی رشتی فومنی''' (۱۲۶۸ - ۱۳۲۷ ق) از رجال برجسته [[دین]] و از شاگردان [[میرزا حبیب الله رشتی]] بود. وی در علوم دینی مرحله ها پیموده بود و نظریاتی صائب و آرایی عمیق و تحقیقاتی ممتاز داشت. شیخ علی رشتی که از مجتهدان بنام بود، در ماجرای مشروطه به صف مشروعه خواهان پیوست و با کسانی که ستیز با دین داشتند مبارزه کرد و سرانجام در همین راه به [[شهادت در راه خدا|شهادت]] رسید.  
+
'''«شهید آیت‌الله علی رشتی فومنی»''' (۱۲۶۸-۱۳۲۷ ق)، فقیه اصولی و عالم مجاهد [[شیعه]] در قرن ۱۴ قمری و از شاگردان [[میرزا حبیب الله رشتی|میرزا حبیب‌الله رشتی]] بود. وی در [[فقه]] و [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول فقه]] و [[حدیث]] صاحب‌نظر و دارای تحقیقاتی ممتاز بود؛ چنانکه کتابی چهار جلدی در اصول و کتابی هشت جلدی در مباحث فقهی تألیف نمود. شیخ علی رشتی که از مجتهدان بنام بود، در ماجرای [[مشروطیت|مشروطه]] به صف مشروعه خواهان پیوست و با کسانی که ستیز با [[دین]] داشتند مبارزه کرد و سرانجام در همین راه به [[شهادت در راه خدا|شهادت]] رسید.  
 
{{شناسنامه عالم
 
{{شناسنامه عالم
 
|نام کامل = علی رشتی فومنی
 
|نام کامل = علی رشتی فومنی
سطر ۶: سطر ۶:
 
|زادگاه =  رشت
 
|زادگاه =  رشت
 
|وفات =  ۱۳۲۷ قمری
 
|وفات =  ۱۳۲۷ قمری
|مدفن =  [[کربلا]] - [[حرم امام حسین علیه السلام]]
+
|مدفن =  [[کربلا]]، [[حرم امام حسین علیه السلام|حرم امام حسین علیه‌السلام]]
|اساتید =  [[میرزا حبیب الله رشتی]]، شیخ زین العابدین مازندرانی  
+
|اساتید =  [[میرزا حبیب الله رشتی|میرزا حبیب‌الله رشتی]]، [[زین العابدین مازندرانی]]، [[محمدحسن مامقانی]]،
 
|شاگردان =   
 
|شاگردان =   
|آثار =  
+
|آثار = کتابی در اصول فقه‌‌‌‌، کتابی در فقه‌‌‌‌،...
 
}}
 
}}
  
 
== ولادت و تحصیلات ==
 
== ولادت و تحصیلات ==
شیخ علی رشتی فرزند مولی حسین فومنی رشتی به سال ۱۲۶۸ (ه.ق) در رشت دیده به دنیا گشود. وی مقدمات را از پدرش آموخت و [[فقه]] و [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]] و [[فلسفه]] و عقیده شناسی را نزد علمای رشت مانند مولی حسنعلی و مولی محمدعلی امام جمعه فراگرفت.<ref>عبدالحسین امینی، شهداءالفضیله، ص۳۶۷</ref> بیست ساله بود که پدرش در گذشت. برای تکمیل تحصیلات به سال ۱۲۸۹ (ه.ق) رهسپار [[کربلا]] گشت و ظرف پنج سال از درس سرور فقیهان شیخ زین العابدین مازندرانی و دیگر استادان بهره برد.
+
شیخ علی رشتی فرزند مولی حسین فومنی رشتی به سال ۱۲۶۸ (ه.ق) در رشت دیده به دنیا گشود. وی مقدمات را از پدرش آموخت و بیست ساله بود که پدرش درگذشت. همچنین [[فقه]] و [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]] و [[فلسفه]] و عقیده شناسی را نزد علمای رشت مانند مولی حسنعلی و مولی محمدعلی امام جمعه فراگرفت.<ref>عبدالحسین امینی، شهداءالفضیله، ص۳۶۷</ref>  
  
آنگاه به دستور محقق عالیقدر حاج [[میرزا حبیب الله رشتی]] در [[نجف]] اشرف اقامت گزید و از وی و استادان دیگر علوم دینی و [[فلسفه]] و عقیده شناسی را بیاموخت تا مهارت و استادی یافت و به [[اجتهاد]] مطلق نایل آمد. [[حدیث]] را به استناد [[اجازه (علم الحدیث)|اجازه]] نامه از آیت الله حاج میرزا حبیب الله رشتی و شیخ محمد طه نجف تبریزی و شیخ حسن مامقانی و [[فاضل شرابيانی|فاضل شربیانی]] روایت می کرد.<ref>عبدالحسین امینی، شهداءالفضیله، ص۳۶۸</ref>
+
شیخ علی رشتی برای تکمیل تحصیلات به سال ۱۲۸۹ (ه.ق) رهسپار [[کربلا]] شد و ظرف پنج سال از درس سرور فقیهان شیخ [[زین العابدین مازندرانی]] و دیگر استادان بهره برد.
 +
 
 +
آنگاه به دستور محقق عالیقدر آیت الله [[میرزا حبیب الله رشتی]] در [[نجف]] اشرف اقامت گزید و از وی و استادان دیگر، علوم دینی و [[فلسفه]] و [[عقاید]] را بیاموخت تا مهارت و استادی یافت و به [[اجتهاد]] مطلق نایل آمد. [[حدیث]] را نیز به استناد [[اجازه (علم الحدیث)|اجازه نامه]] از میرزا حبیب الله رشتی و [[شیخ محمدطه نجف]] و [[محمدحسن مامقانی]] و [[محمد فاضل شربیانی|فاضل شربیانی]] روایت می کرد.<ref>عبدالحسین امینی، شهداءالفضیله، ص۳۶۸</ref>
  
 
== آثار و تألیفات ==
 
== آثار و تألیفات ==
از تراوشات قلم گهربارش چهار جلد کتاب در [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول فقه]] و هشت جلد در مباحث فقهی چون [[نماز]] و قضا و ارث و اجاره و بیع و دیات است. بحثهایی از تقریرات استادش محقق رشتی را نگاشت، اما تاکنون هیچ یک از آثارش به چاپ نرسیده است.
+
از تراوشات قلم گهربار شیخ علی رشتی، چهار جلد کتاب در [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول فقه]] و هشت جلد در مباحث [[فقه|فقهی]] چون [[نماز]] و قضا و [[ارث]] و [[اجاره]] و بیع و [[دیات]] است. همچنین بحثهایی از تقریرات استادش [[میرزا حبیب الله رشتی]] را نگاشت. اما تاکنون هیچ یک از آثارش به چاپ نرسیده است.
  
== فعالیتهای اجتماعی و سیاسی ==
+
== فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی ==
به سال ۱۳۱۲ (ه.ق) از [[نجف]] به رشت آمد و به مقام پیش نمازی و [[قضاوت]] و تدریس نشست و به [[مرجعیت]] عالی نایل آمد. به نوشته فخرایی:
+
آیت‌الله علی رشتی به سال ۱۳۱۲ (ه.ق) از [[نجف]] به رشت آمد و به مقام [[قضاوت]] و [[امام جماعت]] و تدریس نشست و به [[مرجعیت]] عالی نایل آمد. به نوشته فخرایی:
«حاج شیخ علی پس از فراغت از تحصیل و نیل به درجه [[اجتهاد]] به رشت آمده به حکومت شرعیه پرداخت و شهرتی به هم رسانید.<ref>ابراهیم فخرایی، گیلان در جنبش مشروطیت، ص۱۰۳</ref> [[علامه امینی]] این دوره از حیات او را چنین توصیف می کند: «یک دم از نشر حقایق اسلامی و تعظیم شعایر الهی و [[امر به معروف و نهی از منکر]] فارغ ننشست و در دفاع از اصول و تعالیم [[اسلام]] هیچ عاملی از ترس گرفته تا ملاحظه و سرزنش و افکار عمومی در او اثر نمی گذارد.»<ref>امینی، شهداءالفضیله، ص۳۶۸</ref>
+
«حاج شیخ علی پس از فراغت از تحصیل و نیل به درجه [[اجتهاد]] به رشت آمده، به حکومت شرعیه پرداخت و شهرتی به هم رسانید.<ref>ابراهیم فخرایی، گیلان در جنبش مشروطیت، ص۱۰۳</ref> [[علامه امینی]] این دوره از حیات او را چنین توصیف می کند: «یک دم از نشر حقایق اسلامی و تعظیم شعایر الهی و [[امر به معروف و نهی از منکر]] فارغ ننشست و در دفاع از اصول و تعالیم [[اسلام]] هیچ عاملی از ترس گرفته تا ملاحظه و سرزنش و افکار عمومی در او اثر نمی گذارد.»<ref>امینی، شهداءالفضیله، ص۳۶۸</ref>
  
حاج شیخ علی رشتی در جریان انقلاب [[مشروطیت|مشروطه]] و حوادث رشت با حاج خمامی همگام بود؛ حتی پس از تحصن حاج ملا محمد خمامی و دیگر علما در صحرای ناصریه رشت و تصمیم به رفتن [[تهران]] جهت اعتراض حضوری از واقعه مشروطیت<ref>ابراهیم فخرایی، گیلان در جنبش مشروطیت، ص۱۰۰</ref> با حاج خمامی همراه گشت و در مجلس حضور یافت و به رفتار برخی مجلسیان و انجمنهای رشت اعتراض کرد.<ref>همان منبع، ص۱۰۱</ref>
+
حاج شیخ علی رشتی در جریان انقلاب [[مشروطیت|مشروطه]] و حوادث رشت با حاج ملا محمد خمامی همگام بود؛ حتی پس از تحصن حاج خمامی و دیگر علما در صحرای ناصریه رشت و تصمیم به رفتن [[تهران]] جهت اعتراض حضوری از واقعه مشروطیت<ref>ابراهیم فخرایی، گیلان در جنبش مشروطیت، ص۱۰۰</ref> با حاج خمامی همراه گشت و در مجلس حضور یافت و به رفتار برخی مجلسیان و انجمنهای رشت اعتراض کرد.<ref>همان منبع، ص۱۰۱</ref>
  
از این پس این مجتهد عالی مقام در زمره مخالفان مشروطه غربی درآمد و با تشکیل دوباره آن ممانعت و مخالفت می کرد و به نوشته فخرایی حاج شیخ علی نه تنها با عقیده آزادی خواهان در کسب حریّت همراه نبود، بلکه در مخالفت با حکومت مشروطه از یاران صدیق حاج خمامی به شمار می رفت.<ref>همان منبع، ۱۰۳</ref>  
+
از این پس، این مجتهد عالی مقام در زمره مخالفان مشروطه غربی (غیر مشروعه) درآمد و با تشکیل دوباره آن ممانعت و مخالفت می کرد و به نوشته فخرایی، «حاج شیخ علی نه تنها با عقیده آزادی خواهان در کسب حریّت همراه نبود، بلکه در مخالفت با حکومت مشروطه از یاران صدیق حاج خمامی به شمار می رفت».<ref>همان منبع، ۱۰۳</ref>  
  
 
== شهادت ==
 
== شهادت ==
در روزهای درگیری مشروطه طلبان با حکومت، گروهی از آنان در رشت، کمیته ای به نام «ستار» تشکیل دادند. افرادی غرب زده چون: میرزا کریم خان، میرزا علی محمد خان تربیت، میرزا حسین کسمایی و… از اعضاء آن بودند. این گروه به طور سری به کشتن مخالفان خود دست می زدند. آیت الله شیخ علی فومنی و آیت الله خمامی نیز مانعی بر سر ایجاد مشروطه غربی بودند.
+
در روزهای درگیری [[مشروطیت|مشروطه]] طلبان با حکومت، گروهی از آنان در رشت، کمیته ای به نام «ستار» تشکیل دادند. افرادی غرب زده چون: میرزا کریم خان، میرزا علی محمد خان تربیت، میرزا حسین کسمایی و… از اعضاء آن بودند. این گروه به طور سرّی به کشتن مخالفان خود دست می زدند. آیت الله شیخ علی فومنی و آیت الله خمامی نیز مانعی بر سر ایجاد مشروطه غربی بودند.
  
سرانجام در شب پنجشنبه ۲۱ ربیع الثانی ۱۳۲۷ (ه.ق)، سه عنصر تبهکار وارد خانه شیخ شده و پس از شلیک چند گلوله بیرون رفتند. اصابت کشنده نبود. پزشکانی برای معالجه آوردند اما معالجه را مفید ندانستند. در همان زخم خوردگی زبان به پند و ارشاد خانواده اش گشود و مژده دادشان که به افتخار [[شهادت در راه خدا|شهادت]] نایل خواهد گشت. نیمه شب دو نفر دیگر از همان دار و دسته تبهکار وارد خانه شدند و با شلیک چند گلوله دیگر او را شهید نمودند. سپس خانواده و فرزندانش را تهدید کردند و از گریه و فریاد باز داشتند. در حالی که نام خدا بر زبان داشت و این [[آیه]] را زمزمه می کرد: «وجّهت وجهی للذی فطر السموات والارض» دنیا را بدرود گفت و شهید راه حق و فضیلت شد.<ref>امینی، شهداءالفضیله، ص۱۰۱</ref>پیکر پاک و خون آلود شهید حاج شیخ علی رشتی را در رشت تا دو سال به امانت نگهداشتند و آنگاه بنابر وصیت وی او را به [[کربلا]] بردند و در مقبره ای در زاویه جنوب شرقی صحن مطهر به خاک سپردند.<ref>امینی، شهداءالفضیله، ص۳۶۸</ref>
+
سرانجام در شب پنجشنبه ۲۱ [[ربیع الثانی]] ۱۳۲۷ (ه.ق)، سه عنصر تبهکار وارد خانه شیخ علی رشتی شده و پس از شلیک چند گلوله بیرون رفتند. پزشکانی برای معالجه آوردند، اما معالجه را مفید ندانستند. شیخ در همان زخم خوردگی، زبان به پند و ارشاد خانواده اش گشود و مژده دادشان که به افتخار [[شهادت در راه خدا|شهادت]] نایل خواهد گشت. نیمه شب دو نفر دیگر از همان دار و دسته تبهکار وارد خانه شدند و چند گلوله دیگر به او شلیک کردند؛ در حالی که نام خدا بر زبان داشت و این [[آیه]] را زمزمه می کرد: {{متن قرآن|«وجّهتُ وَجهی للّذی فطَرَ السماوات والارض...»}} دنیا را بدرود گفت و شهید راه حق و فضیلت شد.<ref>امینی، شهداءالفضیله، ص۱۰۱</ref> پیکر پاک و خون آلود شهید شیخ علی رشتی را در رشت تا دو سال به امانت نگهداشتند و آنگاه بنابر [[وصیت]] وی، او را به [[کربلا]] بردند و در مقبره ای در زاویه جنوب شرقی صحن مطهر [[حرم امام حسین علیه السلام]] به خاک سپردند.<ref>امینی، شهداءالفضیله، ص۳۶۸</ref>
  
 
==پانویس==
 
==پانویس==
سطر ۳۷: سطر ۳۹:
 
==منابع==
 
==منابع==
  
* یادنامه حکیم لاهیجی، مجموعه سخنرانیها و مقالات، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، پاییز ۱۳۷۴، اول، ص ۶۵۷-۶۵۹٫.
+
* یادنامه حکیم لاهیجی، مجموعه سخنرانیها و مقالات، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، پاییز ۱۳۷۴، ص ۶۵۷-۶۵۹.
  
 
==آرشیو عکس و تصویر==
 
==آرشیو عکس و تصویر==
سطر ۴۵: سطر ۴۷:
 
</gallery>
 
</gallery>
  
[[رده:علمای قرن چهاردهم|رشتی فومنی،علی]]
+
[[رده:علمای قرن چهاردهم|رشتی فومنی،علی]][[رده:علماء شیعه]][[رده:فقیهان]][[رده:اصولیون]]
[[رده:مجتهدین]]
+
[[رده:علمای شهید]][[رده:مدفونین در حرم امام حسین علیه السلام]]
[[رده:علمای شهید]]
 
[[رده:مدفونین در حرم امام حسین علیه السلام]]
 

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۸ آوریل ۲۰۲۶، ساعت ۰۹:۵۵

«شهید آیت‌الله علی رشتی فومنی» (۱۲۶۸-۱۳۲۷ ق)، فقیه اصولی و عالم مجاهد شیعه در قرن ۱۴ قمری و از شاگردان میرزا حبیب‌الله رشتی بود. وی در فقه و اصول فقه و حدیث صاحب‌نظر و دارای تحقیقاتی ممتاز بود؛ چنانکه کتابی چهار جلدی در اصول و کتابی هشت جلدی در مباحث فقهی تألیف نمود. شیخ علی رشتی که از مجتهدان بنام بود، در ماجرای مشروطه به صف مشروعه خواهان پیوست و با کسانی که ستیز با دین داشتند مبارزه کرد و سرانجام در همین راه به شهادت رسید.

Fumany.jpg
نام کامل علی رشتی فومنی
زادروز ۱۲۶۸ قمری
زادگاه رشت
وفات ۱۳۲۷ قمری
مدفن کربلا، حرم امام حسین علیه‌السلام

Line.png

اساتید

میرزا حبیب‌الله رشتی، زین العابدین مازندرانی، محمدحسن مامقانی،


آثار

کتابی در اصول فقه‌‌‌‌، کتابی در فقه‌‌‌‌،...


ولادت و تحصیلات

شیخ علی رشتی فرزند مولی حسین فومنی رشتی به سال ۱۲۶۸ (ه.ق) در رشت دیده به دنیا گشود. وی مقدمات را از پدرش آموخت و بیست ساله بود که پدرش درگذشت. همچنین فقه و اصول و فلسفه و عقیده شناسی را نزد علمای رشت مانند مولی حسنعلی و مولی محمدعلی امام جمعه فراگرفت.[۱]

شیخ علی رشتی برای تکمیل تحصیلات به سال ۱۲۸۹ (ه.ق) رهسپار کربلا شد و ظرف پنج سال از درس سرور فقیهان شیخ زین العابدین مازندرانی و دیگر استادان بهره برد.

آنگاه به دستور محقق عالیقدر آیت الله میرزا حبیب الله رشتی در نجف اشرف اقامت گزید و از وی و استادان دیگر، علوم دینی و فلسفه و عقاید را بیاموخت تا مهارت و استادی یافت و به اجتهاد مطلق نایل آمد. حدیث را نیز به استناد اجازه نامه از میرزا حبیب الله رشتی و شیخ محمدطه نجف و محمدحسن مامقانی و فاضل شربیانی روایت می کرد.[۲]

آثار و تألیفات

از تراوشات قلم گهربار شیخ علی رشتی، چهار جلد کتاب در اصول فقه و هشت جلد در مباحث فقهی چون نماز و قضا و ارث و اجاره و بیع و دیات است. همچنین بحثهایی از تقریرات استادش میرزا حبیب الله رشتی را نگاشت. اما تاکنون هیچ یک از آثارش به چاپ نرسیده است.

فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی

آیت‌الله علی رشتی به سال ۱۳۱۲ (ه.ق) از نجف به رشت آمد و به مقام قضاوت و امام جماعت و تدریس نشست و به مرجعیت عالی نایل آمد. به نوشته فخرایی: «حاج شیخ علی پس از فراغت از تحصیل و نیل به درجه اجتهاد به رشت آمده، به حکومت شرعیه پرداخت و شهرتی به هم رسانید.[۳] علامه امینی این دوره از حیات او را چنین توصیف می کند: «یک دم از نشر حقایق اسلامی و تعظیم شعایر الهی و امر به معروف و نهی از منکر فارغ ننشست و در دفاع از اصول و تعالیم اسلام هیچ عاملی از ترس گرفته تا ملاحظه و سرزنش و افکار عمومی در او اثر نمی گذارد.»[۴]

حاج شیخ علی رشتی در جریان انقلاب مشروطه و حوادث رشت با حاج ملا محمد خمامی همگام بود؛ حتی پس از تحصن حاج خمامی و دیگر علما در صحرای ناصریه رشت و تصمیم به رفتن تهران جهت اعتراض حضوری از واقعه مشروطیت[۵] با حاج خمامی همراه گشت و در مجلس حضور یافت و به رفتار برخی مجلسیان و انجمنهای رشت اعتراض کرد.[۶]

از این پس، این مجتهد عالی مقام در زمره مخالفان مشروطه غربی (غیر مشروعه) درآمد و با تشکیل دوباره آن ممانعت و مخالفت می کرد و به نوشته فخرایی، «حاج شیخ علی نه تنها با عقیده آزادی خواهان در کسب حریّت همراه نبود، بلکه در مخالفت با حکومت مشروطه از یاران صدیق حاج خمامی به شمار می رفت».[۷]

شهادت

در روزهای درگیری مشروطه طلبان با حکومت، گروهی از آنان در رشت، کمیته ای به نام «ستار» تشکیل دادند. افرادی غرب زده چون: میرزا کریم خان، میرزا علی محمد خان تربیت، میرزا حسین کسمایی و… از اعضاء آن بودند. این گروه به طور سرّی به کشتن مخالفان خود دست می زدند. آیت الله شیخ علی فومنی و آیت الله خمامی نیز مانعی بر سر ایجاد مشروطه غربی بودند.

سرانجام در شب پنجشنبه ۲۱ ربیع الثانی ۱۳۲۷ (ه.ق)، سه عنصر تبهکار وارد خانه شیخ علی رشتی شده و پس از شلیک چند گلوله بیرون رفتند. پزشکانی برای معالجه آوردند، اما معالجه را مفید ندانستند. شیخ در همان زخم خوردگی، زبان به پند و ارشاد خانواده اش گشود و مژده دادشان که به افتخار شهادت نایل خواهد گشت. نیمه شب دو نفر دیگر از همان دار و دسته تبهکار وارد خانه شدند و چند گلوله دیگر به او شلیک کردند؛ در حالی که نام خدا بر زبان داشت و این آیه را زمزمه می کرد: «وجّهتُ وَجهی للّذی فطَرَ السماوات والارض...» دنیا را بدرود گفت و شهید راه حق و فضیلت شد.[۸] پیکر پاک و خون آلود شهید شیخ علی رشتی را در رشت تا دو سال به امانت نگهداشتند و آنگاه بنابر وصیت وی، او را به کربلا بردند و در مقبره ای در زاویه جنوب شرقی صحن مطهر حرم امام حسین علیه السلام به خاک سپردند.[۹]

پانویس

  1. عبدالحسین امینی، شهداءالفضیله، ص۳۶۷
  2. عبدالحسین امینی، شهداءالفضیله، ص۳۶۸
  3. ابراهیم فخرایی، گیلان در جنبش مشروطیت، ص۱۰۳
  4. امینی، شهداءالفضیله، ص۳۶۸
  5. ابراهیم فخرایی، گیلان در جنبش مشروطیت، ص۱۰۰
  6. همان منبع، ص۱۰۱
  7. همان منبع، ۱۰۳
  8. امینی، شهداءالفضیله، ص۱۰۱
  9. امینی، شهداءالفضیله، ص۳۶۸

منابع

  • یادنامه حکیم لاهیجی، مجموعه سخنرانیها و مقالات، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، پاییز ۱۳۷۴، ص ۶۵۷-۶۵۹.

آرشیو عکس و تصویر

مسابقه از خطبه ۱۹۱ نهج البلاغه