انابه: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(صفحه‌ای جدید حاوی '{{الگو:منبع الکترونیکی پایگاه معتبر|ماخذ=پایگاه}} {{نیازمند ویرایش فنی}} __toc__ "ا...' ایجاد کرد)
 
سطر ۱: سطر ۱:
 
{{الگو:منبع الکترونیکی پایگاه معتبر|ماخذ=پایگاه}}
 
{{الگو:منبع الکترونیکی پایگاه معتبر|ماخذ=پایگاه}}
  
 +
__toc__
  
−
{{نیازمند ویرایش فنی}}
 
  
−
__toc__
 
  
−
"انابه" از "نوب" مشتق شده و در لغت به معني بازگشت پی در پی چيزي است و در اصطلاح به معنی رجوع و بازگشت به سوی خدا از طریق توبه کردن است.<ref> محمد بن مكرم‌، ابن منظور؛ لسان العرب، دار صادر، بيروت‌، 1414 ق، چاپ سوم، ‌ج1، ص775.</ref>
+
"انابه" از "نوب" مشتق شده و در لغت به معني بازگشت پی در پی چيزي است و در اصطلاح به معنی رجوع و بازگشت به سوی خدا از طریق [[توبه]] کردن است.<ref>محمد بن مكرم‌، ابن منظور؛ لسان العرب، دار صادر، بيروت‌، 1414 ق، چاپ سوم، ‌ج1، ص775.</ref>
  
−
== حقيقت انابه<ref> دائرة المعارف قرآن كريم، موسسه بوستان کتاب، قم، 1385، چاپ اول، ج 4، ص 425</ref> ==
+
==حقيقت انابه<ref>دائرة المعارف قرآن كريم، موسسه بوستان کتاب، قم، 1385، چاپ اول، ج 4، ص 425</ref>==
  
−
از آيات 27 و 28 سوره مبارکه رعد «...و يَهدى اِلَيهِ مَن اَناب*اَلَّذينَ ءامَنوا و تَطمَئِنُّ قُلوبُهُم بِذِكرِ اللّهِ...» چنین برمى‌آيد كه ايمان و آرامش قلب با ياد خدا، همان انابه است و آن نوعى آمادگى از جانب بنده است كه هدايت الهى را در پى دارد.<ref> طباطبایی، سید محمد حسین؛ المیزان ،بیروت، الاعلمی للمطبوعات، چاپ دوم، 1391، ج 11، ص 353.</ref> در توضيح انابه و بيان حقيقت آن، تفاسیر گوناگونى ارائه شده است؛
+
از آيات 27 و 28 [[سوره رعد]] «...و يَهدى اِلَيهِ مَن اَناب × اَلَّذينَ ءامَنوا و تَطمَئِنُّ قُلوبُهُم بِذِكرِ اللّهِ...» چنین برمى‌آيد كه [[ايمان ]] و آرامش قلب با ياد خدا، همان انابه است و آن نوعى آمادگى از جانب بنده است كه هدايت الهى را در پى دارد.<ref>طباطبایی، سید محمدحسین؛ المیزان، بیروت، الاعلمی للمطبوعات، چاپ دوم، 1391، ج 11، ص 353.</ref> در توضيح انابه و بيان حقيقت آن، تفاسیر گوناگونى ارائه شده است.
  
−
برخى گفته‌اند: انابه بازگشت به سوى خدا و بازگشت به فطرت توحيدى است؛ يعنى هر زمان كه عاملى انسان را از نظر عقيده و عمل از اصل توحيد منحرف سازد بايد به سوى آن باز گردد: «فَاَقِم وَجهَكَ لِلدّينِ حَنيفـًا فِطرَتَ اللّهِ الَّتى فَطَرَ النّاسَ عَلَيها...* مُنيبينَ اِلَيهِ»<ref> سوره مبارکه روم، آیات 30 و 31</ref> «پس روی خود را متوجه آیین خالص پروردگار کن! این فطرتی است که خداوند،انسانها را بر آن آفریده... این باید در حالی باشد که شما بسوی او بازگشت می‌کنید».<ref> مکارم شیرازی، ناصر؛ تفسیر نمونه‌، دارالکتب الاسلامیة، تهران، 1383، چاپ بیست و دوم، ج 16، ص442 ،</ref>
+
برخى گفته‌اند: انابه بازگشت به سوى خدا و بازگشت به فطرت توحيدى است؛ يعنى هر زمان كه عاملى انسان را از نظر عقيده و عمل از اصل توحيد منحرف سازد بايد به سوى آن بازگردد: «فَاَقِم وَجهَكَ لِلدّينِ حَنيفـًا فِطرَتَ اللّهِ الَّتى فَطَرَ النّاسَ عَلَيها... × مُنيبينَ اِلَيهِ»<ref>[[سوره روم]]، آیات 30 و 31.</ref> «پس روی خود را متوجه آیین خالص پروردگار کن! این فطرتی است که خداوند، انسان ها را بر آن آفریده... این باید در حالی باشد که شما بسوی او بازگشت می‌کنید».<ref>مکارم شیرازی، ناصر؛ تفسیر نمونه‌، دارالکتب الاسلامیة، تهران، 1383، چاپ بیست و دوم، ج 16، ص442.</ref>
  
−
تأکید بر «منيبين اليه» در آيه 33 سوره مبارکه روم «و اِذا مَسَّ النّاسَ ضُرٌّ دَعَوا رَبَّهُم مُنيبينَ اِلَيهِ ...»<ref>«هنگامی که رنج و زیانی به مردم برسد، پروردگار خود را می‌خوانند و توبه‌کنان بسوی او بازمی‌گردند»</ref> با توجه به مفهوم لغوى انابه، براى اشاره به اين معناست كه پايه و اساس در فطرت انسان، توحيد و خداپرستى و شرك، امر عارضى است كه وقتى شخص از آن قطع اميد مى‌كند خواه ناخواه به سوى ايمان و توحيد باز مى‌گردد.
+
تأکید بر «منيبين اليه» در آيه 33 [[سوره روم]] «و اِذا مَسَّ النّاسَ ضُرٌّ دَعَوا رَبَّهُم مُنيبينَ اِلَيهِ...» <ref>«هنگامی که رنج و زیانی به مردم برسد، پروردگار خود را می‌خوانند و توبه‌کنان بسوی او بازمی‌گردند».</ref> با توجه به مفهوم لغوى انابه، براى اشاره به اين معناست كه پايه و اساس در فطرت انسان، توحيد و خداپرستى و شرك، امر عارضى است كه وقتى شخص از آن قطع اميد مى‌كند خواه ناخواه به سوى [[ايمان]] و توحيد بازمى‌گردد.
  
−
== تفاوت توبه و انابه ==
+
==تفاوت توبه و انابه==
  
−
انابه یعنی رجوع به خدا و اقبال به او با سِرّ و قول و فعل تا اينكه شخص دائماً در فكر خدا و ذكر او و اطاعتش باشد؛ بنابراين انابه غايت درجات توبه و برترين مراتب آن است، زيرا توبه، بازگشت از گناه است؛ ولى انابه افزون بر آن بازگشت از مباحات نيز هست و آن از مقامات والاست.<ref> نراقی، محمد مهدی؛جامع السعادات، تصحیح سید محمد کلانتر، جامعة النجف الدینیه، نجف اشرف، 1383 ق، چاپ سوم، ج 3، ص 88.</ref>
+
انابه یعنی رجوع به خدا و اقبال به او با سِرّ و قول و فعل تا اين كه شخص دائماً در فكر خدا و ذكر او و اطاعتش باشد؛ بنابراين انابه غايت درجات توبه و برترين مراتب آن است زيرا توبه، بازگشت از گناه است؛ ولى انابه افزون بر آن بازگشت از مباحات نيز هست و آن از مقامات والاست.<ref>نراقی، محمدمهدی؛ جامع السعادات، تصحیح سید محمد کلانتر، جامعة النجف الدینیه، نجف اشرف، 1383 ق، چاپ سوم، ج 3، ص 88.</ref>
  
 
در تفاوت توبه و انابه تعبیرهای گوناگون ديگرى نيز ارائه شده است:
 
در تفاوت توبه و انابه تعبیرهای گوناگون ديگرى نيز ارائه شده است:
  
−
1. توبه پشيمانى از فعل و انابه ترك گناهان است و شاهد آن قول امام سجاد(ع) است: «خدايا! اگر پشيمانى توبه است پس من پشيمان‌ترين پشيمانان هستم و اگر ترك معصيت انابه است پس من اولين انابه كنندگانم.»<ref> صحیفه سجادیه، مترجم:حسین انصاریان، پیام آزادی، تهران، 1376، چاپ چهارم، دعای 31، ص 172. «اللَّهُمَّ إِنْ يَكُنِ النَّدَمُ تَوْبَةً إِلَيْكَ فَأَنَا أَنْدَمُ النَّادِمِينَ، وَ إِنْ يَكُنِ التَّرْكُ لِمَعْصِيَتِكَ إِنَابَةً فَأَنَا أَوَّلُ الْمُنِيبِين </ref>
+
# توبه پشيمانى از فعل و انابه ترك گناهان است و شاهد آن قول [[امام سجاد]] علیه السلام است: «خدايا! اگر پشيمانى توبه است پس من پشيمان‌ترين پشيمانان هستم و اگر ترك معصيت انابه است پس من اولين انابه كنندگانم».<ref>صحیفه سجادیه، مترجم: حسین انصاریان، پیام آزادی، تهران، 1376، چاپ چهارم، دعای 31، ص 172. «اللَّهُمَّ إِنْ يَكُنِ النَّدَمُ تَوْبَةً إِلَيْكَ فَأَنَا أَنْدَمُ النَّادِمِينَ، وَ إِنْ يَكُنِ التَّرْكُ لِمَعْصِيَتِكَ إِنَابَةً فَأَنَا أَوَّلُ الْمُنِيبِين».</ref>
−
 
+
# توبه در افعال ظاهرى است و انابه در امور باطنى.
−
2. توبه در افعال ظاهرى است و انابه در امور باطنى.
+
# توبه رهبت (ترس و بيم) است و انابه رغبت (اشتياق).
 +
# انابه مقامى پس از مقام [[توبه]] است.
 +
# توبه بازگشت از معصيت به اطاعت و انابه بازگشت از غفلت به ذكر و فكر است.
 +
# اگر سبب بازگشت، ترس از عقوبت باشد توبه و اگر رغبت در ثواب باشد انابه است.
 +
# انابه بازگشت بنده است به خداى خويش با دل و همت؛ ولى توبه بازگشت بنده است از معصيت به اطاعت.
 +
# توبه و استغفار و انابه همه توجه به خداست؛ اما استغفار توجهى است كه پس از توبه است و انابه توجهى است كه پس از استغفار دست مى‌دهد.
  
−
3. توبه رهبت (ترس و بيم) است و انابه رغبت (اشتياق).
+
==انابه و آثار آن در قرآن==
  
−
4. انابه مقامى پس از مقام توبه است.
+
در آيات و روايات به انابه اهميت خاصى داده شده است. خداى متعالى بندگان خود و در رأس آنان پيامبران را به انابه فراخوانده است: «واَنيبُوا اِلى رَبِّكُم...»<ref>[[سوره زمر]]/39 و [[سوره روم]]/30 - 31 و [[سوره لقمان]]/15.</ref>
  
−
5 . توبه بازگشت از معصيت به اطاعت و انابه بازگشت از غفلت به ذكر و فكر است.
+
در [[قرآن كريم]] به انابه [[پيامبر اسلام]] صلی الله علیه و آله، [[حضرت ابراهيم]] علیه السلام، [[حضرت شعيب]] علیه السلام، [[حضرت داود]] علیه السلام و [[حضرت سليمان]] علیه السلام اشاره شده است.<ref>[[سوره شوری]]/10، [[سوره ممتحنه]]/4، [[سوره هود]]/75، سوره هود/88، [[سوره ص]]/24، [[سوره ص]]/34.</ref>
  
−
6 . اگر سبب بازگشت، ترس از عقوبت باشد توبه و اگر رغبت در ثواب باشد انابه است.
+
در [[قرآن کریم]] برای انابه آثاری ذكر شده است:
  
−
7. انابه بازگشت بنده است به خداى خويش با دل و همت؛ ولى توبه بازگشت بنده است از معصيت به اطاعت.
+
الف. هدايت الهى؛ خداوند انابه كنندگان را به سوى خود هدايت مى‌كند: «هر کس را که بازگردد، به سوی خودش هدایت می‌کند!»<ref> «...و يَهدى اِلَيهِ مَن اَناب» [[سوره رعد]]/27.</ref>، «و کسی را که به سوی او بازگردد هدایت می‌کند».<ref>«و يَهدى اِلَيهِ مَن يُنيب». [[سوره شورى]]/13.</ref>
  
−
8 . توبه و استغفار و انابه همه توجه به خداست؛ اما استغفار توجهى است كه پس از توبه است و انابه توجهى است كه پس از استغفار دست مى‌دهد.
+
ب. تذكر؛ كسى كه به سوى خدا انابه مى‌كند از آيات الهى متذكر مى‌شود: «او کسی است که آیات خود را به شما نشان می‌دهد و از آسمان برای شما روزی (باارزشی) می‌فرستد؛ تنها کسانی متذکر این حقایق می‌شوند که بسوی خدا باز می‌گردند».<ref> «هُوَ الَّذى يُريكُمءايتِهِ و يُنَزِّلُ لَكُم مِنَ السَّماءِ رِزقـًا و ما يَتَذَكَّرُ اِلاّ مَن يُنيب».([[سوره غافر]]/13)</ref>
−
 
  
−
== انابه و آثار آن در قرآن ==
+
در آيات ديگرى آسمان و زمين و آيات موجود در آن دو موجب بصيرت و تذكر براى شخص منيب دانسته شده است: «آیا آنان به آسمان بالای سرشان نگاه نکردند... و زمین را گسترش دادیم... تا وسیله بینایی و یادآوری برای هر بنده توبه کاری باشد!».<ref>«اَفَلَم يَنظُروا اِلَى السَّماءِ... والاَرضَ مَدَدنها... تَبصِرَةً وذِكرى لِكُلِّ عَبد مُنيب».([[سوره ق]]/6 تا 8)</ref>
  
−
در آيات و روايات به انابه اهميت خاصى داده شده است. خداى متعالى بندگان خود و در رأس آنان پيامبران را به انابه فرا خوانده است:
+
ج. بشارت؛ به كسانى كه از عبادت طاغوت پرهيز كرده و به سوى خدا انابه كنند بشارت داده مى‌شود: «و کسانی که از عبادت طاغوت پرهیز کردند و به سوی خداوند بازگشتند، بشارت از آن آنهاست...».<ref>«والَّذينَ اجتَنَبُوا الطّـغوتَ اَن يَعبُدوها واَنابوا اِلَى اللّهِ لَهُمُ البُشرى...».([[سوره زمر]]/17)</ref>
−
«واَنيبُوا اِلى رَبِّكُم ...»<ref> زمر/39 و روم/30 - 31 و لقمان/15</ref>
 
−
 
−
در قرآن كريم به انابه [[پيامبر اسلام(ص)]]، [[ابراهيم(ع)]]، [[شعيب(ع)]]، [[داود(ع)]] و
 
−
[[سليمان(ع)]]اشاره شده است.<ref>شورا/10، ممتحنه/4 ، هود/75،هود/88،ص/24،ص/34</ref>
 
−
در قرآن کریم برای انابه آثاری ذكر شده است:
 
  
−
الف. هدايت الهى؛ خداوند انابه كنندگان را به سوى خود هدايت مى‌كند: «هر کس را که بازگردد، به سوی خودش هدایت می‌کند!»<ref> «... و يَهدى اِلَيهِ مَن اَناب» رعد/27</ref>، «و کسی را که به سوی او بازگردد هدایت می‌کند.»<ref> «و يَهدى اِلَيهِ مَن يُنيب» شورى/13</ref>
+
د. وارد شدن در [[بهشت]]؛ بهشت پاداش كسانى است كه خداترس بوده و با قلبى منيب به لقاى الهى بروند: «و (در آن روز) بهشت را به پرهیزگاران نزدیک می‌کنند... × آن کس که از خداوند رحمان در نهان بترسد و با قلبی پرانابه در محضر او حاضر شود!».<ref>«واُزلِفَتِ الجَنَّةُ لِلمُتَّقينَ... مَن خَشِىَ الرَّحمنَ بِالغَيبِ وجاءَ بِقَلب مُنيب».([[سوره ق]]/31 ـ 33)</ref>
  
−
ب. تذكر؛ كسى كه به سوى خدا انابه مى‌كند از آيات الهى متذكر مى‌شود: «او کسی است که آیات خود را به شما نشان می‌دهد و از آسمان برای شما روزی (با ارزشی) می‌فرستد؛ تنها کسانی متذکر این حقایق می‌شوند که بسوی خدا باز می‌گردند.»<ref> «هُوَ الَّذى يُريكُمءايـتِهِ و يُنَزِّلُ لَكُم مِنَ السَّماءِ رِزقـًا و ما يَتَذَكَّرُ اِلاّ مَن يُنيب» (غافر/13)</ref>
+
هـ. نجات از عذاب؛ انابه به سوى خدا و تسليم شدن در برابر او موجب نجات از عذاب الهى است: «و به درگاه پروردگارتان بازگردید و در برابر او تسلیم شوید، پیش از آن که عذاب به سراغ شما آید. سپس از سوی هیچ کس یاری نشوید!»<ref>«واَنيبُوا اِلى رَبِّكُم واَسلِموا لَهُ مِن قَبلِ اَن يَأتِيَكُمُ العَذابُ ثُمَّ لاتُنصَرون».([[سوره زمر]]/54)</ref>
−
در آيات ديگرى آسمان و زمين و آيات موجود در آن دو موجب بصيرت و تذكر براى شخص منيب دانسته شده است: «آیا آنان به آسمان بالای سرشان نگاه نکردند...* و زمین را گسترش دادیم...* تا وسیله بینایی و یادآوری برای هر بنده توبه کاری باشد!»<ref> «اَفَلَم يَنظُروا اِلَى السَّماءِ ... والاَرضَ مَدَدنـها ... تَبصِرَةً وذِكرى لِكُلِّ عَبد مُنيب» (ق/6 تا 8)</ref>
 
  
−
ج. بشارت؛ به كسانى كه از عبادت طاغوت پرهيز كرده و به سوى خدا انابه كنند بشارت داده مى‌شود: «و کسانی که از عبادت طاغوت پرهیز کردند و به سوی خداوند بازگشتند، بشارت از آن آنهاست...»<ref> «والَّذينَ اجتَنَبُوا الطّـغوتَ اَن يَعبُدوها واَنابوا اِلَى اللّهِ لَهُمُ البُشرى ...»  (زمر/17)</ref>
+
==اقسام انابه==
−
 
 
−
د. وارد شدن در بهشت؛ بهشت پاداش كسانى است كه خدا ترس بوده و با قلبى منيب به لقاى الهى بروند: «و (در آن روز) بهشت را به پرهیزگاران نزدیک می‌کنند ...* آن کس که از خداوند رحمان در نهان بترسد و با قلبی پر انابه در محضر او حاضر شود!»<ref> «واُزلِفَتِ الجَنَّةُ لِلمُتَّقينَ ... مَن خَشِىَ الرَّحمـنَ بِالغَيبِ وجاءَ بِقَلب مُنيب» (ق/31 ـ 33)</ref>
 
−
 
 
−
هـ. نجات از عذاب؛ انابه به سوى خدا و تسليم شدن در برابر او موجب نجات از عذاب الهى است: «و به درگاه پروردگارتان بازگردید و در برابر او تسلیم شوید، پیش از آنکه عذاب به سراغ شما آید. سپس از سوی هیچ کس یاری نشوید!»<ref> «واَنيبُوا اِلى رَبِّكُم واَسلِموا لَهُ مِن قَبلِ اَن يَأتِيَكُمُ العَذابُ ثُمَّ لا تُنصَرون» (زمر/54)</ref>
 
−
 
 
−
== اقسام انابه ==
 
  
 
انابه با سه امر محقق مى‌شود:
 
انابه با سه امر محقق مى‌شود:
  
−
1. انابه در باطن و با قلب به‌ گونه‌اى كه دائماً متوجه خدا بوده و با افكارش، تقرب به او را طلب كند.
+
# انابه در باطن و با قلب به‌ گونه‌اى كه دائماً متوجه خدا بوده و با افكارش، تقرب به او را طلب كند. «آن کس که از خداوند رحمان در نهان بترسد و با قلبی پرانابه در محضر او حاضر شود!».<ref>«مَنْ خَشِيَ الرَّحْمنَ بِالْغَيْبِ وَ جاءَ بِقَلْبٍ مُنيب‌» [[سوره ق]]، آیه 33.</ref>
−
«آن کس که از خداوند رحمان در نهان بترسد و با قلبی پرانابه در محضر او حاضر شود!.»<ref> «مَنْ خَشِيَ الرَّحْمنَ بِالْغَيْبِ وَ جاءَ بِقَلْبٍ مُنيب‌» سوره مبارکه ق، آیه 33.</ref>
+
# انابه در گفتار به‌ گونه‌اى كه دائماً مشغول ذكر خدا و ذكر نعمت ها و مقربان الهى باشد. «او کسی است که آیات خود را به شما نشان می‌دهد و از آسمان برای شما روزی (باارزشی) می‌فرستد؛ تنها کسانی متذکر این حقایق می‌شوند که بسوی خدا بازمی‌گردند».<ref> «هُوَ الَّذي يُريكُمْ آياتِهِ وَ يُنَزِّلُ لَكُمْ مِنَ السَّماءِ رِزْقاً وَ ما يَتَذَكَّرُ إِلاَّ مَنْ يُنيبُ» [[سوره غافر]]، آیه 13.</ref>
−
+
# انابه در اعمال ظاهرى به‌گونه‌اى كه بر طاعات و عبادات و اعمال پسنديده مواظبت كند. برخى از مقدم شدن توكل بر انابه در آيه 88 سوره مبارکه هود «... عَلَيهِ تَوَكَّلتُ واِلَيهِ اُنيب»<ref> بر او توکل کردم؛ و به سوی او بازمی‌گردم!</ref> استفاده كرده‌اند كه شرط انابه توكل است زيرا لازم است ابتدا اعتماد محقق شود و سپس بنده به خدا توجه كرده و در مقام حرکت به سوى او برآيد.
−
2. انابه در گفتار به‌گونه‌اى كه دائماً مشغول ذكر خدا و ذكر نعمتها و مقربان الهى باشد.
 
−
«او کسی است که آیات خود را به شما نشان می‌دهد و از آسمان برای شما روزی (با ارزشی) می‌فرستد؛ تنها کسانی متذکر این حقایق می‌شوند که بسوی خدا باز می‌گردند.»<ref> «هُوَ الَّذي يُريكُمْ آياتِهِ وَ يُنَزِّلُ لَكُمْ مِنَ السَّماءِ رِزْقاً وَ ما يَتَذَكَّرُ إِلاَّ مَنْ يُنيبُ» سوره مبارکه غافر، آیه 13.</ref>
 
−
 
−
3. انابه در اعمال ظاهرى به‌گونه‌اى كه بر طاعات و عبادات و اعمال پسنديده مواظبت كند. برخى از مقدم شدن توكل بر انابه در آيه 88 سوره مبارکه هود «... عَلَيهِ تَوَكَّلتُ واِلَيهِ اُنيب»<ref> بر او توکل کردم؛ و به سوی او بازمی‌گردم!</ref> استفاده كرده‌اند كه شرط انابه، توكل است، زيرا لازم است ابتدا اعتماد محقق شود و سپس بنده به خدا توجه كرده و در مقام حرکت به سوى او برآيد.
 
−
 
  
−
== زمینه های انابه<ref> هاشمی رفسنجانی، اکبر؛ فرهنگ قرآن، موسسه بوستان کتاب، قم، 1384، چاپ اول، ج ‌4، ص428.</ref> ==
+
==زمینه های انابه<ref>هاشمی رفسنجانی، اکبر؛ فرهنگ قرآن، موسسه بوستان کتاب، قم، 1384، چاپ اول، ج ‌4، ص428.</ref>==
  
−
1. اميد
+
# اميد: اميد به مغفرت و رحمت الهى، زمينه‌ساز انابه و رجوع انسان به درگاه الهى است: «بگو: ای بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده‌اید! از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را می‌آمرزد؛ زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است. و به درگاه پروردگارتان بازگردید...».<ref> «قُلْ يا عِبادِيَ الَّذينَ أَسْرَفُوا عَلى‌ أَنْفُسِهِمْ لاتَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَميعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحيمُ وَأَنيبُوا إِلى‌ رَبِّكُمْ...».([[سوره زمر]]/ 53 و 54)</ref>
−
اميد به مغفرت و رحمت الهى، زمينه‌ساز انابه و رجوع انسان به درگاه الهى است:
+
# ايمان‌: ايمان به خدا، زمينه‌ساز بازگشت به خدا و انابه به درگاه الهى می­باشد: «بگو: خداوند هر کس را بخواهد گمراه و هر کس را که بازگردد به سوی خودش هدایت می‌کند! آنها کسانی هستند که ایمان آورده‌اند...». <ref>«...قُلْ إِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدي إِلَيْهِ مَنْ أَنابَ × الَّذينَ آمَنُوا...».([[سوره رعد]]/ 27 و 28)</ref> اعتقاد و [[ايمان]] به ربوبيّت الهى، عامل انابه به درگاه خداوندی می­باشد: «...این است خداوند، پروردگار من بر او توکل کرده‌ام و به سوی او بازمی‌گردم!».<ref> «...ذلِكُمُ اللَّهُ رَبِّي عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ إِلَيْهِ أُنيبُ».([[سوره شورى]]/ 10)</ref> «...پروردگارا! ما بر تو توکل کردیم و به سوی تو بازگشتیم...».<ref>«...رَبَّنا عَلَيْكَ تَوَكَّلْنا وَ إِلَيْكَ أَنَبْنا...». ([[سوره ممتحنه]] /4)</ref>
−
«بگو: ای بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده‌اید! از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را می‌آمرزد؛ زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است.* و به درگاه پروردگارتان بازگردید...»<ref> «قُلْ يا عِبادِيَ الَّذينَ أَسْرَفُوا عَلى‌ أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَميعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحيمُ (*)وَ أَنيبُوا إِلى‌ رَبِّكُمْ ....» (زمر / 53 و 54) </ref>
+
# سختى‌: آسيب‌ها و مشكلات زندگى، زمينه‌ساز انابه انسان به درگاه خداوند است: «هنگامی که رنج و زیانی به مردم برسد، پروردگار خود را می‌خوانند و توبه‌کنان بسوی او بازمی‌گردند...».<ref>«وَ إِذا مَسَّ النَّاسَ ضُرٌّ دَعَوْا رَبَّهُمْ مُنيبينَ إِلَيْهِ ...».([[سوره روم]]/ 33)</ref> «هنگامی که انسان را زیانی رسد، پروردگار خود را می‌خواند و بسوی او بازمی گردد...».<ref> «وَ إِذا مَسَّ الْإِنْسانَ ضُرٌّ دَعا رَبَّهُ مُنيباً إِلَيْه‌...».([[سوره زمر]]/ 8)</ref>
−
+
# علم به خطا: علم و توجه انسان به خطاى خويش، زمينه‌ساز انابه او به پيشگاه خداوند است: «...داوود دانست که ما او را (با این ماجرا) آزموده‌ایم. از این رو از پروردگارش طلب آمرزش نمود و به [[سجده]] افتاد و توبه کرد».<ref> «...وَ ظَنَّ داوُدُ أَنَّما فَتَنَّاهُ فَاسْتَغْفَرَ رَبَّهُ وَ خَرَّ راكِعاً وَ أَنابَ». ([[سوره ص]]/ 24)</ref> «ما سلیمان را آزمودیم و بر تخت او جسدی افکندیم؛ سپس او به درگاه خداوند توبه کرد. گفت: پروردگارا! مرا ببخش...».<ref> «وَلَقَدْ فَتَنَّا سُلَيْمانَ وَ أَلْقَيْنا عَلى‌ كُرْسِيِّهِ جَسَداً ثُمَّ أَنابَ × قالَ رَبِّ اغْفِرْلي‌...». ([[سوره ص]]/ 34 و 35)</ref>
−
2. ايمان‌
 
−
ايمان به خدا، زمينه‌ساز بازگشت به خدا و انابه به درگاه الهى می­باشد:
 
−
«بگو: خداوند هر کس را بخواهد گمراه و هر کس را که بازگردد به سوی خودش هدایت می‌کند!* آنها کسانی هستند که ایمان آورده‌اند...»     <ref> «... قُلْ إِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدي إِلَيْهِ مَنْ أَنابَ (*)الَّذينَ آمَنُوا....» (رعد / 27 و 28)</ref>
 
−
 
−
اعتقاد و ايمان به ربوبيّت الهى، عامل انابه به درگاه خداوندی می­باشد:
 
−
«... این است خداوند، پروردگار من، بر او توکل کرده‌ام و به سوی او بازمی‌گردم!»<ref> « ...ذلِكُمُ اللَّهُ رَبِّي عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ إِلَيْهِ أُنيبُ» (شورى / 10)</ref>
 
−
«... پروردگارا! ما بر تو توکل کردیم و به سوی تو بازگشتیم...»<ref> «... رَبَّنا عَلَيْكَ تَوَكَّلْنا وَ إِلَيْكَ أَنَبْنا ... ». (ممتحنه / 4)</ref>
 
−
 
−
3. سختى‌
 
−
آسيب‌ها و مشكلات زندگى، زمينه‌ساز انابه انسان به درگاه خداوند است:
 
−
«هنگامی که رنج و زیانی به مردم برسد، پروردگار خود را می‌خوانند و توبه‌کنان بسوی او بازمی‌گردند...»<ref> «وَ إِذا مَسَّ النَّاسَ ضُرٌّ دَعَوْا رَبَّهُمْ مُنيبينَ إِلَيْهِ ...». (روم / 33)</ref>
 
−
«هنگامی که انسان را زیانی رسد، پروردگار خود را می‌خواند و بسوی او باز می گردد...»<ref> «وَ إِذا مَسَّ الْإِنْسانَ ضُرٌّ دَعا رَبَّهُ مُنيباً إِلَيْه‌...». (زمر / 8)</ref>
 
−
4. علم به خطا
 
−
علم و توجّه انسان به خطاى خويش، زمينه‌ساز انابه او به پيشگاه خداوند است:
 
−
«... داوود دانست که ما او را (با این ماجرا) آزموده‌ایم. از این رو از پروردگارش طلب آمرزش نمود و به سجده افتاد و توبه کرد.»<ref> «... وَ ظَنَّ داوُدُ أَنَّما فَتَنَّاهُ فَاسْتَغْفَرَ رَبَّهُ وَ خَرَّ راكِعاً وَ أَنابَ». (ص / 24)</ref>
 
−
«ما سلیمان را آزمودیم و بر تخت او جسدی افکندیم؛ سپس او به درگاه خداوند توبه کرد.* گفت: پروردگارا! مرا ببخش ...»<ref> « وَ لَقَدْ فَتَنَّا سُلَيْمانَ وَ أَلْقَيْنا عَلى‌ كُرْسِيِّهِ جَسَداً ثُمَّ أَنابَ (*) قالَ رَبِّ اغْفِرْ لي‌ ...». (ص / 34 و 35)</ref>
 
−
== پانویس ==
 
  
 +
==پانویس==
 
<references/>
 
<references/>
  
−
== منابع ==
+
==منابع==
−
[http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=36566 انابه، علی اکبریان تبریزی، سایت پژوهشکده باقر العلوم(ع) ( بخش فرهنگ علوم انسانی و اسلامی)]، تاریخ بازیابی : 9 اردیبهشت 1391
+
[http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=36566 انابه، علی اکبریان تبریزی، سایت پژوهشکده باقرالعلوم علیهم السلام (بخش فرهنگ علوم انسانی و اسلامی)]، تاریخ بازیابی: 9 اردیبهشت 1391.
 +
 
 
[[رده:اخلاق الهی]]
 
[[رده:اخلاق الهی]]

نسخهٔ ‏۲۷ اکتبر ۲۰۱۲، ساعت ۰۹:۰۱

این مدخل از دانشنامه هنوز نوشته نشده است.

Icon-computer.png
محتوای فعلی مقاله یکی از پایگاه های معتبر متناسب با عنوان است.

(احتمالا تصرف اندکی صورت گرفته است)



"انابه" از "نوب" مشتق شده و در لغت به معني بازگشت پی در پی چيزي است و در اصطلاح به معنی رجوع و بازگشت به سوی خدا از طریق توبه کردن است.[۱]

حقيقت انابه[۲]

از آيات 27 و 28 سوره رعد «...و يَهدى اِلَيهِ مَن اَناب × اَلَّذينَ ءامَنوا و تَطمَئِنُّ قُلوبُهُم بِذِكرِ اللّهِ...» چنین برمى‌آيد كه ايمان و آرامش قلب با ياد خدا، همان انابه است و آن نوعى آمادگى از جانب بنده است كه هدايت الهى را در پى دارد.[۳] در توضيح انابه و بيان حقيقت آن، تفاسیر گوناگونى ارائه شده است.

برخى گفته‌اند: انابه بازگشت به سوى خدا و بازگشت به فطرت توحيدى است؛ يعنى هر زمان كه عاملى انسان را از نظر عقيده و عمل از اصل توحيد منحرف سازد بايد به سوى آن بازگردد: «فَاَقِم وَجهَكَ لِلدّينِ حَنيفـًا فِطرَتَ اللّهِ الَّتى فَطَرَ النّاسَ عَلَيها... × مُنيبينَ اِلَيهِ»[۴] «پس روی خود را متوجه آیین خالص پروردگار کن! این فطرتی است که خداوند، انسان ها را بر آن آفریده... این باید در حالی باشد که شما بسوی او بازگشت می‌کنید».[۵]

تأکید بر «منيبين اليه» در آيه 33 سوره روم «و اِذا مَسَّ النّاسَ ضُرٌّ دَعَوا رَبَّهُم مُنيبينَ اِلَيهِ...» [۶] با توجه به مفهوم لغوى انابه، براى اشاره به اين معناست كه پايه و اساس در فطرت انسان، توحيد و خداپرستى و شرك، امر عارضى است كه وقتى شخص از آن قطع اميد مى‌كند خواه ناخواه به سوى ايمان و توحيد بازمى‌گردد.

تفاوت توبه و انابه

انابه یعنی رجوع به خدا و اقبال به او با سِرّ و قول و فعل تا اين كه شخص دائماً در فكر خدا و ذكر او و اطاعتش باشد؛ بنابراين انابه غايت درجات توبه و برترين مراتب آن است زيرا توبه، بازگشت از گناه است؛ ولى انابه افزون بر آن بازگشت از مباحات نيز هست و آن از مقامات والاست.[۷]

در تفاوت توبه و انابه تعبیرهای گوناگون ديگرى نيز ارائه شده است:

  1. توبه پشيمانى از فعل و انابه ترك گناهان است و شاهد آن قول امام سجاد علیه السلام است: «خدايا! اگر پشيمانى توبه است پس من پشيمان‌ترين پشيمانان هستم و اگر ترك معصيت انابه است پس من اولين انابه كنندگانم».[۸]
  2. توبه در افعال ظاهرى است و انابه در امور باطنى.
  3. توبه رهبت (ترس و بيم) است و انابه رغبت (اشتياق).
  4. انابه مقامى پس از مقام توبه است.
  5. توبه بازگشت از معصيت به اطاعت و انابه بازگشت از غفلت به ذكر و فكر است.
  6. اگر سبب بازگشت، ترس از عقوبت باشد توبه و اگر رغبت در ثواب باشد انابه است.
  7. انابه بازگشت بنده است به خداى خويش با دل و همت؛ ولى توبه بازگشت بنده است از معصيت به اطاعت.
  8. توبه و استغفار و انابه همه توجه به خداست؛ اما استغفار توجهى است كه پس از توبه است و انابه توجهى است كه پس از استغفار دست مى‌دهد.

انابه و آثار آن در قرآن

در آيات و روايات به انابه اهميت خاصى داده شده است. خداى متعالى بندگان خود و در رأس آنان پيامبران را به انابه فراخوانده است: «واَنيبُوا اِلى رَبِّكُم...»[۹]

در قرآن كريم به انابه پيامبر اسلام صلی الله علیه و آله، حضرت ابراهيم علیه السلام، حضرت شعيب علیه السلام، حضرت داود علیه السلام و حضرت سليمان علیه السلام اشاره شده است.[۱۰]

در قرآن کریم برای انابه آثاری ذكر شده است:

الف. هدايت الهى؛ خداوند انابه كنندگان را به سوى خود هدايت مى‌كند: «هر کس را که بازگردد، به سوی خودش هدایت می‌کند!»[۱۱]، «و کسی را که به سوی او بازگردد هدایت می‌کند».[۱۲]

ب. تذكر؛ كسى كه به سوى خدا انابه مى‌كند از آيات الهى متذكر مى‌شود: «او کسی است که آیات خود را به شما نشان می‌دهد و از آسمان برای شما روزی (باارزشی) می‌فرستد؛ تنها کسانی متذکر این حقایق می‌شوند که بسوی خدا باز می‌گردند».[۱۳]

در آيات ديگرى آسمان و زمين و آيات موجود در آن دو موجب بصيرت و تذكر براى شخص منيب دانسته شده است: «آیا آنان به آسمان بالای سرشان نگاه نکردند... و زمین را گسترش دادیم... تا وسیله بینایی و یادآوری برای هر بنده توبه کاری باشد!».[۱۴]

ج. بشارت؛ به كسانى كه از عبادت طاغوت پرهيز كرده و به سوى خدا انابه كنند بشارت داده مى‌شود: «و کسانی که از عبادت طاغوت پرهیز کردند و به سوی خداوند بازگشتند، بشارت از آن آنهاست...».[۱۵]

د. وارد شدن در بهشت؛ بهشت پاداش كسانى است كه خداترس بوده و با قلبى منيب به لقاى الهى بروند: «و (در آن روز) بهشت را به پرهیزگاران نزدیک می‌کنند... × آن کس که از خداوند رحمان در نهان بترسد و با قلبی پرانابه در محضر او حاضر شود!».[۱۶]

هـ. نجات از عذاب؛ انابه به سوى خدا و تسليم شدن در برابر او موجب نجات از عذاب الهى است: «و به درگاه پروردگارتان بازگردید و در برابر او تسلیم شوید، پیش از آن که عذاب به سراغ شما آید. سپس از سوی هیچ کس یاری نشوید!»[۱۷]

اقسام انابه

انابه با سه امر محقق مى‌شود:

  1. انابه در باطن و با قلب به‌ گونه‌اى كه دائماً متوجه خدا بوده و با افكارش، تقرب به او را طلب كند. «آن کس که از خداوند رحمان در نهان بترسد و با قلبی پرانابه در محضر او حاضر شود!».[۱۸]
  2. انابه در گفتار به‌ گونه‌اى كه دائماً مشغول ذكر خدا و ذكر نعمت ها و مقربان الهى باشد. «او کسی است که آیات خود را به شما نشان می‌دهد و از آسمان برای شما روزی (باارزشی) می‌فرستد؛ تنها کسانی متذکر این حقایق می‌شوند که بسوی خدا بازمی‌گردند».[۱۹]
  3. انابه در اعمال ظاهرى به‌گونه‌اى كه بر طاعات و عبادات و اعمال پسنديده مواظبت كند. برخى از مقدم شدن توكل بر انابه در آيه 88 سوره مبارکه هود «... عَلَيهِ تَوَكَّلتُ واِلَيهِ اُنيب»[۲۰] استفاده كرده‌اند كه شرط انابه توكل است زيرا لازم است ابتدا اعتماد محقق شود و سپس بنده به خدا توجه كرده و در مقام حرکت به سوى او برآيد.

زمینه های انابه[۲۱]

  1. اميد: اميد به مغفرت و رحمت الهى، زمينه‌ساز انابه و رجوع انسان به درگاه الهى است: «بگو: ای بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده‌اید! از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را می‌آمرزد؛ زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است. و به درگاه پروردگارتان بازگردید...».[۲۲]
  2. ايمان‌: ايمان به خدا، زمينه‌ساز بازگشت به خدا و انابه به درگاه الهى می­باشد: «بگو: خداوند هر کس را بخواهد گمراه و هر کس را که بازگردد به سوی خودش هدایت می‌کند! آنها کسانی هستند که ایمان آورده‌اند...». [۲۳] اعتقاد و ايمان به ربوبيّت الهى، عامل انابه به درگاه خداوندی می­باشد: «...این است خداوند، پروردگار من بر او توکل کرده‌ام و به سوی او بازمی‌گردم!».[۲۴] «...پروردگارا! ما بر تو توکل کردیم و به سوی تو بازگشتیم...».[۲۵]
  3. سختى‌: آسيب‌ها و مشكلات زندگى، زمينه‌ساز انابه انسان به درگاه خداوند است: «هنگامی که رنج و زیانی به مردم برسد، پروردگار خود را می‌خوانند و توبه‌کنان بسوی او بازمی‌گردند...».[۲۶] «هنگامی که انسان را زیانی رسد، پروردگار خود را می‌خواند و بسوی او بازمی گردد...».[۲۷]
  4. علم به خطا: علم و توجه انسان به خطاى خويش، زمينه‌ساز انابه او به پيشگاه خداوند است: «...داوود دانست که ما او را (با این ماجرا) آزموده‌ایم. از این رو از پروردگارش طلب آمرزش نمود و به سجده افتاد و توبه کرد».[۲۸] «ما سلیمان را آزمودیم و بر تخت او جسدی افکندیم؛ سپس او به درگاه خداوند توبه کرد. گفت: پروردگارا! مرا ببخش...».[۲۹]

پانویس

  1. ↑ محمد بن مكرم‌، ابن منظور؛ لسان العرب، دار صادر، بيروت‌، 1414 ق، چاپ سوم، ‌ج1، ص775.
  2. ↑ دائرة المعارف قرآن كريم، موسسه بوستان کتاب، قم، 1385، چاپ اول، ج 4، ص 425
  3. ↑ طباطبایی، سید محمدحسین؛ المیزان، بیروت، الاعلمی للمطبوعات، چاپ دوم، 1391، ج 11، ص 353.
  4. ↑ سوره روم، آیات 30 و 31.
  5. ↑ مکارم شیرازی، ناصر؛ تفسیر نمونه‌، دارالکتب الاسلامیة، تهران، 1383، چاپ بیست و دوم، ج 16، ص442.
  6. ↑ «هنگامی که رنج و زیانی به مردم برسد، پروردگار خود را می‌خوانند و توبه‌کنان بسوی او بازمی‌گردند».
  7. ↑ نراقی، محمدمهدی؛ جامع السعادات، تصحیح سید محمد کلانتر، جامعة النجف الدینیه، نجف اشرف، 1383 ق، چاپ سوم، ج 3، ص 88.
  8. ↑ صحیفه سجادیه، مترجم: حسین انصاریان، پیام آزادی، تهران، 1376، چاپ چهارم، دعای 31، ص 172. «اللَّهُمَّ إِنْ يَكُنِ النَّدَمُ تَوْبَةً إِلَيْكَ فَأَنَا أَنْدَمُ النَّادِمِينَ، وَ إِنْ يَكُنِ التَّرْكُ لِمَعْصِيَتِكَ إِنَابَةً فَأَنَا أَوَّلُ الْمُنِيبِين».
  9. ↑ سوره زمر/39 و سوره روم/30 - 31 و سوره لقمان/15.
  10. ↑ سوره شوری/10، سوره ممتحنه/4، سوره هود/75، سوره هود/88، سوره ص/24، سوره ص/34.
  11. ↑ «...و يَهدى اِلَيهِ مَن اَناب» سوره رعد/27.
  12. ↑ «و يَهدى اِلَيهِ مَن يُنيب». سوره شورى/13.
  13. ↑ «هُوَ الَّذى يُريكُمءايتِهِ و يُنَزِّلُ لَكُم مِنَ السَّماءِ رِزقـًا و ما يَتَذَكَّرُ اِلاّ مَن يُنيب».(سوره غافر/13)
  14. ↑ «اَفَلَم يَنظُروا اِلَى السَّماءِ... والاَرضَ مَدَدنها... تَبصِرَةً وذِكرى لِكُلِّ عَبد مُنيب».(سوره ق/6 تا 8)
  15. ↑ «والَّذينَ اجتَنَبُوا الطّـغوتَ اَن يَعبُدوها واَنابوا اِلَى اللّهِ لَهُمُ البُشرى...».(سوره زمر/17)
  16. ↑ «واُزلِفَتِ الجَنَّةُ لِلمُتَّقينَ... مَن خَشِىَ الرَّحمنَ بِالغَيبِ وجاءَ بِقَلب مُنيب».(سوره ق/31 ـ 33)
  17. ↑ «واَنيبُوا اِلى رَبِّكُم واَسلِموا لَهُ مِن قَبلِ اَن يَأتِيَكُمُ العَذابُ ثُمَّ لاتُنصَرون».(سوره زمر/54)
  18. ↑ «مَنْ خَشِيَ الرَّحْمنَ بِالْغَيْبِ وَ جاءَ بِقَلْبٍ مُنيب‌» سوره ق، آیه 33.
  19. ↑ «هُوَ الَّذي يُريكُمْ آياتِهِ وَ يُنَزِّلُ لَكُمْ مِنَ السَّماءِ رِزْقاً وَ ما يَتَذَكَّرُ إِلاَّ مَنْ يُنيبُ» سوره غافر، آیه 13.
  20. ↑ بر او توکل کردم؛ و به سوی او بازمی‌گردم!
  21. ↑ هاشمی رفسنجانی، اکبر؛ فرهنگ قرآن، موسسه بوستان کتاب، قم، 1384، چاپ اول، ج ‌4، ص428.
  22. ↑ «قُلْ يا عِبادِيَ الَّذينَ أَسْرَفُوا عَلى‌ أَنْفُسِهِمْ لاتَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَميعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحيمُ وَأَنيبُوا إِلى‌ رَبِّكُمْ...».(سوره زمر/ 53 و 54)
  23. ↑ «...قُلْ إِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدي إِلَيْهِ مَنْ أَنابَ × الَّذينَ آمَنُوا...».(سوره رعد/ 27 و 28)
  24. ↑ «...ذلِكُمُ اللَّهُ رَبِّي عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ إِلَيْهِ أُنيبُ».(سوره شورى/ 10)
  25. ↑ «...رَبَّنا عَلَيْكَ تَوَكَّلْنا وَ إِلَيْكَ أَنَبْنا...». (سوره ممتحنه /4)
  26. ↑ «وَ إِذا مَسَّ النَّاسَ ضُرٌّ دَعَوْا رَبَّهُمْ مُنيبينَ إِلَيْهِ ...».(سوره روم/ 33)
  27. ↑ «وَ إِذا مَسَّ الْإِنْسانَ ضُرٌّ دَعا رَبَّهُ مُنيباً إِلَيْه‌...».(سوره زمر/ 8)
  28. ↑ «...وَ ظَنَّ داوُدُ أَنَّما فَتَنَّاهُ فَاسْتَغْفَرَ رَبَّهُ وَ خَرَّ راكِعاً وَ أَنابَ». (سوره ص/ 24)
  29. ↑ «وَلَقَدْ فَتَنَّا سُلَيْمانَ وَ أَلْقَيْنا عَلى‌ كُرْسِيِّهِ جَسَداً ثُمَّ أَنابَ × قالَ رَبِّ اغْفِرْلي‌...». (سوره ص/ 34 و 35)

منابع

انابه، علی اکبریان تبریزی، سایت پژوهشکده باقرالعلوم علیهم السلام (بخش فرهنگ علوم انسانی و اسلامی)، تاریخ بازیابی: 9 اردیبهشت 1391.

مسابقه از خطبه ۸۳ نهج البلاغه