ابن رشد اندلسی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
سطر ۲: سطر ۲:
  
 
== زندگی و خاندان ==
 
== زندگی و خاندان ==
−
ابن رشد در سال ۵۲۰ هجری قمری در شهر قرطبه در اندلس زاده شد. خاندان او از فقیهان و عالمان نامدار بودند و پدربزرگ و پدرش منصب قاضی‌القضات اندلس را بر عهده داشتند. او در سال ۵۶۵ ق قاضی اشبیلیه شد و پس از ده سال به قرطبه بازگشت و در سال ۵۷۸ ق به عنوان قاضی‌القضات قرطبه منصوب شد. ابن رشد در نهم صفر ۵۹۵ هجری قمری در مراکش درگذشت و پس از سه ماه جسدش را به قرطبه بردند و در آنجا به خاک سپردند.<ref name="daneshnameh">مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی. دانشنامه بزرگ اسلامی. جلد ۳، ذیل «ابن رشد، ابوالولید محمد». تهران: مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، ۱۳۷۰، صص ۱۲۳۸–۱۲۳۹.</ref>
+
ابن رشد در سال ۵۲۰ هجری قمری در شهر قرطبه در اندلس زاده شد. خاندان او از فقیهان و عالمان نامدار بودند و پدربزرگ و پدرش منصب قاضی‌القضات اندلس را بر عهده داشتند. او در سال ۵۶۵ ق قاضی اشبیلیه شد و پس از ده سال به قرطبه بازگشت و در سال ۵۷۸ ق به عنوان قاضی‌القضات قرطبه منصوب شد. ابن رشد در نهم صفر ۵۹۵ هجری قمری در مراکش درگذشت و پس از سه ماه جسدش را به قرطبه بردند و در آنجا به خاک سپردند.<ref name="daneshnameh"> دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، جلد ۳، مدخل «ابن رشد، ابوالوليد محمد بن احمد بن محمد» از شرف‌الدين‌ خراسانى‌.</ref>
  
−
ابن رشد در اواخر عمر به دلایل نامعلومی- شاید اختلاف وی با فقیهان- از دربار موحدین طرد شد، و به دنبال صدور فرمانی مبنی بر تحریم و تکفیر فلسفه و فیلسوفان، به روستای یهودی‌نشین '''یسانه''' (الیسانة) در حوالی قرطبه تبعید شد.<ref name="daneshnameh" /> در این مدت، خلیفه منصور موحدی دستور داد کتاب‌های او را در قرطبه علناً بسوزانند و برخی از شاگردانش نیز به تبعید فرستاده شدند.<ref name="daneshnameh" /> ابن رشد پس از دو یا سه سال تبعید، در حالی که مورد عفو منصور موحدی قرار گرفته بود، در نهم صفر ۵۹۵ درگذشت.<ref name="daneshnameh" /> گفته می‌شود ابن عربی، عارف شهیر مراکشی، در مجلس بزرگداشت او حضور داشت.<ref name="daneshnameh" />
+
ابن رشد در اواخر عمر به دلایل نامعلومی- شاید اختلاف وی با فقیهان- از دربار موحدین طرد شد، و به دنبال صدور فرمانی مبنی بر تحریم و تکفیر فلسفه و فیلسوفان، به روستای یهودی‌نشین '''یسانه''' (الیسانة) در حوالی قرطبه تبعید شد.<ref name="daneshnameh" /> ابن رشد پس از دو یا سه سال تبعید، در حالی که مورد عفو منصور موحدی قرار گرفته بود، در نهم صفر ۵۹۵ درگذشت.
  
 
== فلسفه ابن رشد ==
 
== فلسفه ابن رشد ==
−
ابن رشد را در غرب با عنوان شارح و مفسر فلسفه ارسطو می‌شناسند.<ref name="qabasat">«ابن رشد را در غرب با عنوان شارح و مفسر فلسفه ارسطو می‌شناسند.» قبسات، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.</ref> چرا که توجه خاصی به شرح آثار ارسطو داشت. ابن رشد برای آثار ارسطو سه نوع شرح نوشت که هر یک ویژگی متفاوتی دارد:<ref name="andulusi">تاریخ الفکر الأندلسی، بخش «شروح مؤلفات أرسطو».</ref><ref name="sharh">«شرح ابن رشد مؤلفات أرسطو بثلاث طرق: شرح صغير وشرح وسط وشرح كبير.»</ref>
+
ابن رشد را در غرب با عنوان شارح و مفسر فلسفه ارسطو می‌شناسند.<ref name="qabasat">«ابن رشد را در غرب با عنوان شارح و مفسر فلسفه ارسطو می‌شناسند.» قبسات، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.</ref> چرا که توجه خاصی به شرح آثار ارسطو داشت. او شرح‌هایی بر کتاب‌های «تحلیلات ثانیه» (کتاب البرهان)، «سماع طبیعی»، «السماء والعالم»، «النفس»، «ما بعدالطبیعه»، «ارگانون» (منطق) و کتاب «الکون والفساد» نوشت و همچنین تلخیص‌هایی از «الآثار العلویه»، «اخلاق نیکوماخوس» و «الحس والمحسوس» ارائه کرد. <ref>آنخل جنثالث بالنثيا، تاريخ الفكر الأندلسي، ترجمه حسين مؤنس، الهیئه المصریة العامة للکتاب، 2011 م، ص 403</ref>
  
−
* '''شرح اکبر (تفسیر بزرگ)''': در این نوع شرح، ابن رشد هر فقره از فقرات ارسطو را به‌طور کامل نقل می‌کند و سپس جزء‌به‌جزء به تفسیر آن می‌پردازد. در این شرح، ابن رشد نظر خود را نیز اظهار می‌کند و از این رو، شرح اکبر او تنها شرح نیست، بلکه اثری فلسفی مستقل به شمار می‌آید.<ref name="andulusi" /><ref name="sharh" /> شرح کبیر بر «درباره نفس» ارسطو از مهم‌ترین آثار اوست که متن عربی آن از میان رفته و تنها ترجمه لاتین آن باقی مانده است.<ref name="cgie">مرکز پژوهش‌های ایرانی و اسلامی، مدخل «ابن‌رشد».</ref>
+
نظام فلسفی ابن رشد، بر هماهنگی عقل و وحی استوار است. او حقیقت را واحد می‌دانست و معتقد بود دین و فلسفه با دو روش متفاوت — خطابه برای عموم و برهان برای نخبگان — به آن می‌رسند.<ref name="fasl-modkhal">دانشنامه آزاد فارسی، «فصل المقال».</ref> <ref>ابن رشد، محمد بن احمد. فصل المقال فی ما بین الحکمة و الشریعة من الاتصال. ترجمه سید جعفر سجادی. تهران: انجمن فلسفه ایران، ۱۳۵۸.</ref> در جهان‌شناسی، بر ضرورت علّی و نظم غایت‌مند طبیعت تأکید داشت و خدا را «محرک اول» می‌دانست.<ref name="qorbani">قربانی، علی. «عقل هیولانی مفارق (Separate Material Intellect) در فلسفه ابن رشد.» پژوهشهای فلسفی، دوره ۱۰، شماره ۱۸ (۱۳۹۵): ۱۵۵–۱۷۴.</ref> نظریه عقل او میان سه مرتبه «عقل هیولانی»، «عقل بالملکه» و «عقل فعال» تمایز قائل می‌شود و به آموزه «وحدت عقل» می‌انجامد.<ref name="qorbani" /> در اخلاق به عینی بودن خوبی و بدی باور داشت و در هرمنوتیک، تفسیر تمثیلی را ویژه نخبگان و معنای ظاهری را برای عموم مناسب می‌دانست.<ref name="qorbani" />
−
* '''شرح اوسط (تفسیر میانه)''': در این نوع، ابن رشد کلمات اول هر فقره از متن ارسطو را نقل می‌کند و سپس به شرح و توضیح باقی مطلب می‌پردازد.<ref name="andulusi" /><ref name="sharh" />
 
−
* '''تلخیص (جوامع)''': در این نوع، ابن رشد به‌طور مستقل و با روش خود به بیان آرای ارسطو می‌پردازد و مطالب را به شیوه‌ای منظم و با تکیه بر آثار دیگر ارسطو تکمیل می‌کند.<ref name="andulusi" /><ref name="sharh" />
 
  
−
ابن رشد شرح‌هایی بر کتاب‌های «تحلیلات ثانیه» (کتاب البرهان)، «سماع طبیعی»، «السماء والعالم»، «النفس»، «ما بعدالطبیعه»، «ارگانون» (منطق) و کتاب «الکون والفساد» نوشت و همچنین تلخیص‌هایی از «الآثار العلویه»، «اخلاق نیکوماخوس» و «الحس والمحسوس» ارائه کرد.<ref name="andulusi" />
+
ابن رشد در انتقال فلسفه ارسطو به جهان اسلام و از آنجا به غرب نقشی محوری داشت. شرح‌های ابن رشد پس از ترجمه به لاتین و عبری، تأثیری عمیق بر فیلسوفان یهودی و مسیحی گذاشت و او را به «شارح بزرگ» (The Commentator) مشهور ساخت.<ref name="oxford">«Ibn Rushd (Averroës).» Oxford Bibliographies, 2020.</ref> در قرن سیزدهم میلادی، مترجمانی چون '''مایکل اسکات''' (Michael Scot) آثار او را از عربی به لاتین برگرداندند. ترجمهٔ لاتین شرح کبیر ابن رشد بر «طبیعیات» ارسطو، به‌عنوان کتابی مقرر در دانشگاه‌های مسیحی اروپایی به کار می‌رفت.<ref name="averroes-edition">«Current Editions»، وبگاه Averroes Edition، دانشگاه کلن، دسترسی در ۲۰ سپتامبر ۲۰۲۶، https://averroes.uni-koeln.de/edition/current-editions/.</ref>. مورخان غربی ابن رشد را مؤثرترین فیلسوف مسلمان در تفکر اروپایی می‌شناسند و مکتب فکری «ابن‌رشدی‌گری» (Averroism) در دانشگاه‌های پاریس و پادوآ شکل گرفت.<ref name="daneshnameh" /><ref name="oxford" /> تأثیر شرح‌های ابن رشد بر اندیشمندان اروپایی تا حدی بود که برخی پژوهشگران او را در شکل‌گیری رنسانس و روشنگری اروپایی مؤثر می‌دانند.<ref name="oxford" />
−
 
 
−
نظام فلسفی ابن رشد، بر هماهنگی عقل و وحی استوار است. او حقیقت را واحد می‌دانست و معتقد بود دین و فلسفه با دو روش متفاوت — خطابه برای عموم و برهان برای نخبگان — به آن می‌رسند.<ref name="fasl-modkhal">دانشنامه آزاد فارسی، «فصل المقال».</ref> <ref>ابن رشد، محمد بن احمد. فصل المقال فی ما بین الحکمة و الشریعة من الاتصال. ترجمه سید جعفر سجادی. تهران: انجمن فلسفه ایران، ۱۳۵۸.</ref> در جهان‌شناسی، بر ضرورت علّی و نظم غایت‌مند طبیعت تأکید داشت و خدا را «محرک اول» می‌دانست.<ref name="qorbani">قربانی، علی. «عقل هیولانی مفارق (Separate Material Intellect) در فلسفه ابن رشد.» فلسفه، دوره ۱۰، شماره ۱۸ (۱۳۹۵): ۱۵۵–۱۷۴.</ref> نظریه عقل او میان سه مرتبه «عقل هیولانی»، «عقل بالملکه» و «عقل فعال» تمایز قائل می‌شود و به آموزه «وحدت عقل» می‌انجامد.<ref name="qorbani" /> در اخلاق به عینی بودن خوبی و بدی باور داشت و در هرمنوتیک، تفسیر تمثیلی را ویژه نخبگان و معنای ظاهری را برای عموم مناسب می‌دانست.<ref name="qorbani" />
 
−
 
 
−
ابن رشد در انتقال فلسفه ارسطو به جهان اسلام و از آنجا به غرب نقشی محوری داشت. شرح‌های ابن رشد پس از ترجمه به لاتین و عبری، تأثیری عمیق بر فیلسوفان یهودی و مسیحی گذاشت و او را به «شارح بزرگ» (The Commentator) مشهور ساخت.<ref name="oxford">«Ibn Rushd (Averroës).» Oxford Bibliographies, 2020.</ref> در قرن سیزدهم میلادی، مترجمانی چون '''مایکل اسکات''' (Michael Scot) آثار او را از عربی به لاتین برگرداندند.<ref name="archive-latin">ترجمه لاتین شرح کبیر درباره نفس، حدود ۱۲۲۰ میلادی.</ref> ترجمه‌های لاتین شرح‌های ابن رشد، به‌ویژه شرح کبیر بر «درباره نفس»، به‌عنوان متون اصلی فلسفه ارسطویی در دانشگاه‌های اروپایی تدریس می‌شد.<ref name="cgie" /> مورخان غربی ابن رشد را مؤثرترین فیلسوف مسلمان در تفکر اروپایی می‌شناسند و مکتب فکری «ابن‌رشدی‌گری» (Averroism) در دانشگاه‌های پاریس و پادوآ شکل گرفت.<ref name="daneshnameh" /><ref name="oxford" /> تأثیر شرح‌های ابن رشد بر اندیشمندان اروپایی تا حدی بود که برخی پژوهشگران او را در شکل‌گیری رنسانس و روشنگری اروپایی مؤثر می‌دانند.<ref name="oxford" />
 
  
 
== آثار و تألیفات ==
 
== آثار و تألیفات ==

نسخهٔ ‏۲۰ سپتامبر ۲۰۲۶، ساعت ۱۸:۱۶

ابن رشد اندلسی (ابوالولید محمد بن احمد بن محمد بن رشد؛ ۵۲۰–۵۹۵ ق / ۱۱۲۶–۱۱۹۸ م) فیلسوف، فقیه، پزشک و قاضی برجسته اندلسی بود. ابن رشد به شرح آثار ارسطو می‌پرداخت و در سراسر سده‌هاى میانه و نیز در دوران رنسانس اروپا، به‌عنوان شارح بزرگ نوشته‌هاى ارسطو مشهور بود. ابن رشد به هماهنگی عقل و وحی اعتقادی راسخ داشت و کتاب «تهافت التهافت» را علیه سخنان غزالی در تهافت‌الفلاسفه که فلسفه را نقد می‌کرد، نوشت.

زندگی و خاندان

ابن رشد در سال ۵۲۰ هجری قمری در شهر قرطبه در اندلس زاده شد. خاندان او از فقیهان و عالمان نامدار بودند و پدربزرگ و پدرش منصب قاضی‌القضات اندلس را بر عهده داشتند. او در سال ۵۶۵ ق قاضی اشبیلیه شد و پس از ده سال به قرطبه بازگشت و در سال ۵۷۸ ق به عنوان قاضی‌القضات قرطبه منصوب شد. ابن رشد در نهم صفر ۵۹۵ هجری قمری در مراکش درگذشت و پس از سه ماه جسدش را به قرطبه بردند و در آنجا به خاک سپردند.[۱]

ابن رشد در اواخر عمر به دلایل نامعلومی- شاید اختلاف وی با فقیهان- از دربار موحدین طرد شد، و به دنبال صدور فرمانی مبنی بر تحریم و تکفیر فلسفه و فیلسوفان، به روستای یهودی‌نشین یسانه (الیسانة) در حوالی قرطبه تبعید شد.[۱] ابن رشد پس از دو یا سه سال تبعید، در حالی که مورد عفو منصور موحدی قرار گرفته بود، در نهم صفر ۵۹۵ درگذشت.

فلسفه ابن رشد

ابن رشد را در غرب با عنوان شارح و مفسر فلسفه ارسطو می‌شناسند.[۲] چرا که توجه خاصی به شرح آثار ارسطو داشت. او شرح‌هایی بر کتاب‌های «تحلیلات ثانیه» (کتاب البرهان)، «سماع طبیعی»، «السماء والعالم»، «النفس»، «ما بعدالطبیعه»، «ارگانون» (منطق) و کتاب «الکون والفساد» نوشت و همچنین تلخیص‌هایی از «الآثار العلویه»، «اخلاق نیکوماخوس» و «الحس والمحسوس» ارائه کرد. [۳]

نظام فلسفی ابن رشد، بر هماهنگی عقل و وحی استوار است. او حقیقت را واحد می‌دانست و معتقد بود دین و فلسفه با دو روش متفاوت — خطابه برای عموم و برهان برای نخبگان — به آن می‌رسند.[۴] [۵] در جهان‌شناسی، بر ضرورت علّی و نظم غایت‌مند طبیعت تأکید داشت و خدا را «محرک اول» می‌دانست.[۶] نظریه عقل او میان سه مرتبه «عقل هیولانی»، «عقل بالملکه» و «عقل فعال» تمایز قائل می‌شود و به آموزه «وحدت عقل» می‌انجامد.[۶] در اخلاق به عینی بودن خوبی و بدی باور داشت و در هرمنوتیک، تفسیر تمثیلی را ویژه نخبگان و معنای ظاهری را برای عموم مناسب می‌دانست.[۶]

ابن رشد در انتقال فلسفه ارسطو به جهان اسلام و از آنجا به غرب نقشی محوری داشت. شرح‌های ابن رشد پس از ترجمه به لاتین و عبری، تأثیری عمیق بر فیلسوفان یهودی و مسیحی گذاشت و او را به «شارح بزرگ» (The Commentator) مشهور ساخت.[۷] در قرن سیزدهم میلادی، مترجمانی چون مایکل اسکات (Michael Scot) آثار او را از عربی به لاتین برگرداندند. ترجمهٔ لاتین شرح کبیر ابن رشد بر «طبیعیات» ارسطو، به‌عنوان کتابی مقرر در دانشگاه‌های مسیحی اروپایی به کار می‌رفت.[۸]. مورخان غربی ابن رشد را مؤثرترین فیلسوف مسلمان در تفکر اروپایی می‌شناسند و مکتب فکری «ابن‌رشدی‌گری» (Averroism) در دانشگاه‌های پاریس و پادوآ شکل گرفت.[۱][۷] تأثیر شرح‌های ابن رشد بر اندیشمندان اروپایی تا حدی بود که برخی پژوهشگران او را در شکل‌گیری رنسانس و روشنگری اروپایی مؤثر می‌دانند.[۷]

آثار و تألیفات

ابن رشد در بسیاری از موضوعات علمی از قبیل فلسفه، کلام، فقه، ستاره‌شناسی، پزشکی، لغت، ادبیات و اخلاق صاحب تألیف است.[۱]

  • فصل المقال: کتابی به عربی در فلسفه است که نام کامل آن «فصل المقال فی تقریر ما بین الشریعة و الحکمة من الاتصال» است. مؤلف در این اثر می‌کوشد تا علم فلسفه و گرایش به علوم عقلی را با شریعت سازگار کند.[۴][۹] در این کتاب، ابن رشد مردم را به سه دسته عامه (اهل خطابه)، متکلمان (اهل جدل) و حکما (اهل برهان) تقسیم می‌کند و تأویل برهانی را ویژه حکما می‌داند.[۱۰]
  • تهافت التهافت: از بزرگ‌ترین آثار کلامی-فلسفی ابن رشد و پاسخیه او به «تهافت الفلاسفة» غزالی است.[۱۱][۱۲]
  • الکلیات: از معروف‌ترین آثار پزشکی ابن رشد است.[۱]
  • بدایة المجتهد و نهایة المقتصد: اثری مهم در فقه مالکی است.[۱]
  • تلخیص ما بعدالطبیعه: تلخیص کتاب «ما بعدالطبیعه» ارسطو است که ابن رشد در آن، گاه سخنان خود را به‌طور مستقل از متن ارسطو آورده و مطالب را تلخیص کرده است.[۱۳]

منابع

  1. ↑ ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ ۱٫۴ ۱٫۵ دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، جلد ۳، مدخل «ابن رشد، ابوالوليد محمد بن احمد بن محمد» از شرف‌الدين‌ خراسانى‌.
  2. ↑ «ابن رشد را در غرب با عنوان شارح و مفسر فلسفه ارسطو می‌شناسند.» قبسات، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.
  3. ↑ آنخل جنثالث بالنثيا، تاريخ الفكر الأندلسي، ترجمه حسين مؤنس، الهیئه المصریة العامة للکتاب، 2011 م، ص 403
  4. ↑ ۴٫۰ ۴٫۱ دانشنامه آزاد فارسی، «فصل المقال».
  5. ↑ ابن رشد، محمد بن احمد. فصل المقال فی ما بین الحکمة و الشریعة من الاتصال. ترجمه سید جعفر سجادی. تهران: انجمن فلسفه ایران، ۱۳۵۸.
  6. ↑ ۶٫۰ ۶٫۱ ۶٫۲ قربانی، علی. «عقل هیولانی مفارق (Separate Material Intellect) در فلسفه ابن رشد.» پژوهشهای فلسفی، دوره ۱۰، شماره ۱۸ (۱۳۹۵): ۱۵۵–۱۷۴.
  7. ↑ ۷٫۰ ۷٫۱ ۷٫۲ «Ibn Rushd (Averroës).» Oxford Bibliographies, 2020.
  8. ↑ «Current Editions»، وبگاه Averroes Edition، دانشگاه کلن، دسترسی در ۲۰ سپتامبر ۲۰۲۶، https://averroes.uni-koeln.de/edition/current-editions/.
  9. ↑ ابن رشد، محمد بن احمد. فصل المقال فی ما بین الحکمة و الشریعة من الاتصال. ترجمه سید جعفر سجادی. تهران: انجمن فلسفه ایران، ۱۳۵۸، مقدمه مترجم.
  10. ↑ همان، ج۱، صص ۷۶ و ۸۸.
  11. ↑ دانشنامه آزاد فارسی، «تهافت التهافت».
  12. ↑ ابن رشد، محمد بن احمد. تهافت التهافت. ترجمه حسن فتحی. تهران: حکمت، ۱۳۸۷، مقدمه مترجم، صص ۱–۳۰.
  13. ↑ ابن رشد، محمد بن احمد. تلخیص ما بعدالطبیعه. تحقیق عبدالرحمن بدوی. قاهره: مکتبه النهضة المصریة، ۱۹۵۸، مقدمه محقق.
مسابقه از خطبه ۸۳ نهج البلاغه