ابن رشد اندلسی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(صفحه‌ای تازه حاوی «'''ابن رشد اندلسی''' (ابوالولید محمد بن احمد بن محمد بن رشد؛ ۵۲۰–۵۹۵ ق / ۱۱۲۶–۱...» ایجاد کرد)
 
سطر ۱: سطر ۱:
−
'''ابن رشد اندلسی''' (ابوالولید محمد بن احمد بن محمد بن رشد؛ ۵۲۰–۵۹۵ ق / ۱۱۲۶–۱۱۹۸ م) فیلسوف، فقیه، پزشک و قاضی برجسته اندلسی بود.<ref name="daneshnameh">مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی. *دانشنامه بزرگ اسلامی*. جلد ۳، ذیل «ابن رشد، ابوالولید محمد». تهران: مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، ۱۳۷۰، صص ۱۲۳۸–۱۲۳۹.</ref><ref name="dinani">ابراهیمی دینانی، غلامحسین. *درخشش ابن رشد در حکمت مشاء*. تهران: طرح نو، ۱۳۸۵، فصل اول: «پرتو اندیشه ابن رشد و ابن سینا در آثار فلسفی قرون وسطی مغرب‌زمین»، ص ۸۸.</ref>
+
'''ابن رشد اندلسی''' (ابوالولید محمد بن احمد بن محمد بن رشد؛ ۵۲۰–۵۹۵ ق / ۱۱۲۶–۱۱۹۸ م) فیلسوف، فقیه، پزشک و قاضی برجسته اندلسی بود.
  
 
== زندگی و خاندان ==
 
== زندگی و خاندان ==
−
ابن رشد در سال ۵۲۰ هجری قمری در شهر قرطبه در اندلس زاده شد.<ref name="daneshnameh" /> خاندان او از فقیهان و عالمان نامدار بودند و پدربزرگ و پدرش منصب قاضی‌القضات اندلس را بر عهده داشتند.<ref name="daneshnameh" /> او در سال ۵۶۵ ق قاضی اشبیلیه شد و پس از ده سال به قرطبه بازگشت و در سال ۵۷۸ ق به عنوان قاضی‌القضات قرطبه منصوب شد.<ref name="daneshnameh" /> ابن رشد در نهم صفر ۵۹۵ هجری قمری در مراکش درگذشت و پس از سه ماه جسدش را به قرطبه بردند و در آنجا به خاک سپردند.<ref name="daneshnameh" />
+
ابن رشد در سال ۵۲۰ هجری قمری در شهر قرطبه در اندلس زاده شد. خاندان او از فقیهان و عالمان نامدار بودند و پدربزرگ و پدرش منصب قاضی‌القضات اندلس را بر عهده داشتند. او در سال ۵۶۵ ق قاضی اشبیلیه شد و پس از ده سال به قرطبه بازگشت و در سال ۵۷۸ ق به عنوان قاضی‌القضات قرطبه منصوب شد. ابن رشد در نهم صفر ۵۹۵ هجری قمری در مراکش درگذشت و پس از سه ماه جسدش را به قرطبه بردند و در آنجا به خاک سپردند.<ref name="daneshnameh">مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی. دانشنامه بزرگ اسلامی. جلد ۳، ذیل «ابن رشد، ابوالولید محمد». تهران: مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، ۱۳۷۰، صص ۱۲۳۸–۱۲۳۹.</ref>
  
 
ابن رشد در اواخر عمر به دلایل نامعلومی- شاید اختلاف وی با فقیهان- از دربار موحدین طرد شد، و به دنبال صدور فرمانی مبنی بر تحریم و تکفیر فلسفه و فیلسوفان، به روستای یهودی‌نشین '''یسانه''' (الیسانة) در حوالی قرطبه تبعید شد.<ref name="daneshnameh" /> در این مدت، خلیفه منصور موحدی دستور داد کتاب‌های او را در قرطبه علناً بسوزانند و برخی از شاگردانش نیز به تبعید فرستاده شدند.<ref name="daneshnameh" /> ابن رشد پس از دو یا سه سال تبعید، در حالی که مورد عفو منصور موحدی قرار گرفته بود، در نهم صفر ۵۹۵ درگذشت.<ref name="daneshnameh" /> گفته می‌شود ابن عربی، عارف شهیر مراکشی، در مجلس بزرگداشت او حضور داشت.<ref name="daneshnameh" />
 
ابن رشد در اواخر عمر به دلایل نامعلومی- شاید اختلاف وی با فقیهان- از دربار موحدین طرد شد، و به دنبال صدور فرمانی مبنی بر تحریم و تکفیر فلسفه و فیلسوفان، به روستای یهودی‌نشین '''یسانه''' (الیسانة) در حوالی قرطبه تبعید شد.<ref name="daneshnameh" /> در این مدت، خلیفه منصور موحدی دستور داد کتاب‌های او را در قرطبه علناً بسوزانند و برخی از شاگردانش نیز به تبعید فرستاده شدند.<ref name="daneshnameh" /> ابن رشد پس از دو یا سه سال تبعید، در حالی که مورد عفو منصور موحدی قرار گرفته بود، در نهم صفر ۵۹۵ درگذشت.<ref name="daneshnameh" /> گفته می‌شود ابن عربی، عارف شهیر مراکشی، در مجلس بزرگداشت او حضور داشت.<ref name="daneshnameh" />
  
 
== فلسفه ابن رشد ==
 
== فلسفه ابن رشد ==
−
ابن رشد را در غرب با عنوان شارح و مفسر فلسفه ارسطو می‌شناسند.<ref name="qabasat">«ابن رشد را در غرب با عنوان شارح و مفسر فلسفه ارسطو می‌شناسند.» *قبسات*، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.</ref> آنچه آثار او گواهی می‌دهد این است که او اهل نظر و دقت است و در جایگاه فیلسوف و مدافع و مروج فلسفه نمی‌توانست در برابر آثار ارسطو، فیلسوف و رئیس راه و رسم مشایی، بی‌تفاوت باشد.<ref name="qabasat" />  
+
ابن رشد را در غرب با عنوان شارح و مفسر فلسفه ارسطو می‌شناسند.<ref name="qabasat">«ابن رشد را در غرب با عنوان شارح و مفسر فلسفه ارسطو می‌شناسند.» قبسات، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.</ref> آنچه آثار او گواهی می‌دهد این است که او اهل نظر و دقت است و در جایگاه فیلسوف و مدافع و مروج فلسفه نمی‌توانست در برابر آثار ارسطو، فیلسوف و رئیس راه و رسم مشایی، بی‌تفاوت باشد.<ref name="qabasat" />  
  
 
=== شرح‌های ابن رشد بر ارسطو ===
 
=== شرح‌های ابن رشد بر ارسطو ===
−
ابن رشد برای آثار ارسطو سه نوع شرح نوشت که هر یک ویژگی متفاوتی دارد:<ref name="andulusi">*تاریخ الفکر الأندلسی*، بخش «شروح مؤلفات أرسطو».</ref><ref name="sharh">«شرح ابن رشد مؤلفات أرسطو بثلاث طرق: شرح صغير وشرح وسط وشرح كبير.»</ref>
+
ابن رشد برای آثار ارسطو سه نوع شرح نوشت که هر یک ویژگی متفاوتی دارد:<ref name="andulusi">تاریخ الفکر الأندلسی، بخش «شروح مؤلفات أرسطو».</ref><ref name="sharh">«شرح ابن رشد مؤلفات أرسطو بثلاث طرق: شرح صغير وشرح وسط وشرح كبير.»</ref>
  
 
* '''شرح اکبر (تفسیر بزرگ)''': در این نوع شرح، ابن رشد هر فقره از فقرات ارسطو را به‌طور کامل نقل می‌کند و سپس جزء‌به‌جزء به تفسیر آن می‌پردازد. در این شرح، ابن رشد نظر خود را نیز اظهار می‌کند و از این رو، شرح اکبر او تنها شرح نیست، بلکه اثری فلسفی مستقل به شمار می‌آید.<ref name="andulusi" /><ref name="sharh" /> شرح کبیر بر «درباره نفس» ارسطو از مهم‌ترین آثار اوست که متن عربی آن از میان رفته و تنها ترجمه لاتین آن باقی مانده است.<ref name="cgie">مرکز پژوهش‌های ایرانی و اسلامی، مدخل «ابن‌رشد».</ref>
 
* '''شرح اکبر (تفسیر بزرگ)''': در این نوع شرح، ابن رشد هر فقره از فقرات ارسطو را به‌طور کامل نقل می‌کند و سپس جزء‌به‌جزء به تفسیر آن می‌پردازد. در این شرح، ابن رشد نظر خود را نیز اظهار می‌کند و از این رو، شرح اکبر او تنها شرح نیست، بلکه اثری فلسفی مستقل به شمار می‌آید.<ref name="andulusi" /><ref name="sharh" /> شرح کبیر بر «درباره نفس» ارسطو از مهم‌ترین آثار اوست که متن عربی آن از میان رفته و تنها ترجمه لاتین آن باقی مانده است.<ref name="cgie">مرکز پژوهش‌های ایرانی و اسلامی، مدخل «ابن‌رشد».</ref>
سطر ۲۱: سطر ۲۱:
 
ابن رشد در انتقال فلسفه ارسطو به جهان اسلام و از آنجا به غرب نقشی محوری داشت. او در سال ۱۱۶۹ میلادی (۵۶۵ ق) شروع به نوشتن سلسله‌ای از شرح‌ها بر آثار ارسطو کرد و این آثار را احتمالاً از ترجمه‌های عربی و سریانی از یونانی اصلی خوانده بود.<ref name="qdl">«Three Books on the Soul.» Qatar Digital Library.</ref>  
 
ابن رشد در انتقال فلسفه ارسطو به جهان اسلام و از آنجا به غرب نقشی محوری داشت. او در سال ۱۱۶۹ میلادی (۵۶۵ ق) شروع به نوشتن سلسله‌ای از شرح‌ها بر آثار ارسطو کرد و این آثار را احتمالاً از ترجمه‌های عربی و سریانی از یونانی اصلی خوانده بود.<ref name="qdl">«Three Books on the Soul.» Qatar Digital Library.</ref>  
  
−
شرح‌های ابن رشد پس از ترجمه به لاتین و عبری، تأثیری عمیق بر فیلسوفان یهودی و مسیحی گذاشت و او را به «شارح بزرگ» (The Commentator) مشهور ساخت.<ref name="oxford">«Ibn Rushd (Averroës).» *Oxford Bibliographies*, 2020.</ref> در قرن سیزدهم میلادی، مترجمانی چون '''مایکل اسکات''' (Michael Scot) آثار او را از عربی به لاتین برگرداندند.<ref name="archive-latin">*ترجمه لاتین شرح کبیر درباره نفس*، حدود ۱۲۲۰ میلادی.</ref> ترجمه‌های لاتین شرح‌های ابن رشد، به‌ویژه شرح کبیر بر «درباره نفس»، به‌عنوان متون اصلی فلسفه ارسطویی در دانشگاه‌های اروپایی تدریس می‌شد.<ref name="cgie" /> مورخان غربی ابن رشد را مؤثرترین فیلسوف مسلمان در تفکر اروپایی می‌شناسند و مکتب فکری «ابن‌رشدی‌گری» (Averroism) در دانشگاه‌های پاریس و پادوآ شکل گرفت.<ref name="daneshnameh" /><ref name="oxford" /> تأثیر شرح‌های ابن رشد بر اندیشمندان اروپایی تا حدی بود که برخی پژوهشگران او را در شکل‌گیری رنسانس و روشنگری اروپایی مؤثر می‌دانند.<ref name="oxford" />
+
شرح‌های ابن رشد پس از ترجمه به لاتین و عبری، تأثیری عمیق بر فیلسوفان یهودی و مسیحی گذاشت و او را به «شارح بزرگ» (The Commentator) مشهور ساخت.<ref name="oxford">«Ibn Rushd (Averroës).» Oxford Bibliographies, 2020.</ref> در قرن سیزدهم میلادی، مترجمانی چون '''مایکل اسکات''' (Michael Scot) آثار او را از عربی به لاتین برگرداندند.<ref name="archive-latin">ترجمه لاتین شرح کبیر درباره نفس، حدود ۱۲۲۰ میلادی.</ref> ترجمه‌های لاتین شرح‌های ابن رشد، به‌ویژه شرح کبیر بر «درباره نفس»، به‌عنوان متون اصلی فلسفه ارسطویی در دانشگاه‌های اروپایی تدریس می‌شد.<ref name="cgie" /> مورخان غربی ابن رشد را مؤثرترین فیلسوف مسلمان در تفکر اروپایی می‌شناسند و مکتب فکری «ابن‌رشدی‌گری» (Averroism) در دانشگاه‌های پاریس و پادوآ شکل گرفت.<ref name="daneshnameh" /><ref name="oxford" /> تأثیر شرح‌های ابن رشد بر اندیشمندان اروپایی تا حدی بود که برخی پژوهشگران او را در شکل‌گیری رنسانس و روشنگری اروپایی مؤثر می‌دانند.<ref name="oxford" />
  
 
== آثار و تألیفات ==
 
== آثار و تألیفات ==
 
ابن رشد در بسیاری از موضوعات علمی از قبیل فلسفه، کلام، فقه، ستاره‌شناسی، پزشکی، لغت، ادبیات و اخلاق صاحب تألیف است.<ref name="daneshnameh" />  
 
ابن رشد در بسیاری از موضوعات علمی از قبیل فلسفه، کلام، فقه، ستاره‌شناسی، پزشکی، لغت، ادبیات و اخلاق صاحب تألیف است.<ref name="daneshnameh" />  
  
−
* '''فصل المقال''': کتابی به عربی در فلسفه است که نام کامل آن «فصل المقال فی تقریر ما بین الشریعة و الحکمة من الاتصال» است. مؤلف در این اثر می‌کوشد تا علم فلسفه و گرایش به علوم عقلی را با شریعت سازگار کند.<ref name="fasl-modkhal">دانشنامه آزاد فارسی، «فصل المقال».</ref><ref name="fasl-book">ابن رشد، محمد بن احمد. *فصل المقال فی ما بین الحکمة و الشریعة من الاتصال*. ترجمه سید جعفر سجادی. تهران: انجمن فلسفه ایران، ۱۳۵۸، مقدمه مترجم.</ref> در این کتاب، ابن رشد مردم را به سه دسته عامه (اهل خطابه)، متکلمان (اهل جدل) و حکما (اهل برهان) تقسیم می‌کند و تأویل برهانی را ویژه حکما می‌داند.<ref name="fasl-tavil">همان، ج۱، صص ۷۶ و ۸۸.</ref>
+
* '''فصل المقال''': کتابی به عربی در فلسفه است که نام کامل آن «فصل المقال فی تقریر ما بین الشریعة و الحکمة من الاتصال» است. مؤلف در این اثر می‌کوشد تا علم فلسفه و گرایش به علوم عقلی را با شریعت سازگار کند.<ref name="fasl-modkhal">دانشنامه آزاد فارسی، «فصل المقال».</ref><ref name="fasl-book">ابن رشد، محمد بن احمد. فصل المقال فی ما بین الحکمة و الشریعة من الاتصال. ترجمه سید جعفر سجادی. تهران: انجمن فلسفه ایران، ۱۳۵۸، مقدمه مترجم.</ref> در این کتاب، ابن رشد مردم را به سه دسته عامه (اهل خطابه)، متکلمان (اهل جدل) و حکما (اهل برهان) تقسیم می‌کند و تأویل برهانی را ویژه حکما می‌داند.<ref name="fasl-tavil">همان، ج۱، صص ۷۶ و ۸۸.</ref>
−
* '''تهافت التهافت''': از بزرگ‌ترین آثار کلامی-فلسفی ابن رشد و پاسخیه او به «تهافت الفلاسفة» غزالی است.<ref name="tahafot-modkhal">دانشنامه آزاد فارسی، «تهافت التهافت».</ref><ref name="tahafot-book">ابن رشد، محمد بن احمد. *تهافت التهافت*. ترجمه حسن فتحی. تهران: حکمت، ۱۳۸۷، مقدمه مترجم، صص ۱–۳۰.</ref>
+
* '''تهافت التهافت''': از بزرگ‌ترین آثار کلامی-فلسفی ابن رشد و پاسخیه او به «تهافت الفلاسفة» غزالی است.<ref name="tahafot-modkhal">دانشنامه آزاد فارسی، «تهافت التهافت».</ref><ref name="tahafot-book">ابن رشد، محمد بن احمد. تهافت التهافت. ترجمه حسن فتحی. تهران: حکمت، ۱۳۸۷، مقدمه مترجم، صص ۱–۳۰.</ref>
 
* '''الکلیات''': از معروف‌ترین آثار پزشکی ابن رشد است.<ref name="daneshnameh" />
 
* '''الکلیات''': از معروف‌ترین آثار پزشکی ابن رشد است.<ref name="daneshnameh" />
 
* '''بدایة المجتهد و نهایة المقتصد''': اثری مهم در فقه مالکی است.<ref name="daneshnameh" />
 
* '''بدایة المجتهد و نهایة المقتصد''': اثری مهم در فقه مالکی است.<ref name="daneshnameh" />
−
* '''تلخیص ما بعدالطبیعه''': تلخیص کتاب «ما بعدالطبیعه» ارسطو است که ابن رشد در آن، گاه سخنان خود را به‌طور مستقل از متن ارسطو آورده و مطالب را تلخیص کرده است.<ref name="talkhis">ابن رشد، محمد بن احمد. *تلخیص ما بعدالطبیعه*. تحقیق عبدالرحمن بدوی. قاهره: مکتبه النهضة المصریة، ۱۹۵۸، مقدمه محقق.</ref>
+
* '''تلخیص ما بعدالطبیعه''': تلخیص کتاب «ما بعدالطبیعه» ارسطو است که ابن رشد در آن، گاه سخنان خود را به‌طور مستقل از متن ارسطو آورده و مطالب را تلخیص کرده است.<ref name="talkhis">ابن رشد، محمد بن احمد. تلخیص ما بعدالطبیعه. تحقیق عبدالرحمن بدوی. قاهره: مکتبه النهضة المصریة، ۱۹۵۸، مقدمه محقق.</ref>
  
 
== تأثیر و میراث ==
 
== تأثیر و میراث ==
 
در قرون وسطی، شرح‌های ابن رشد بسیار مورد توجه فیلسوفان یهودی و مسیحی قرار گرفت و همراه با تألیفاتش به عبری و لاتین ترجمه شد.<ref name="daneshnameh" /> مورخان غربی، ابن رشد را نامدارترین فیلسوف اسلام و مؤثرترین آنان در تفکر اروپایی می‌شناسند و به همین جهت او را «شارح بزرگ» لقب دادند.<ref name="daneshnameh" />
 
در قرون وسطی، شرح‌های ابن رشد بسیار مورد توجه فیلسوفان یهودی و مسیحی قرار گرفت و همراه با تألیفاتش به عبری و لاتین ترجمه شد.<ref name="daneshnameh" /> مورخان غربی، ابن رشد را نامدارترین فیلسوف اسلام و مؤثرترین آنان در تفکر اروپایی می‌شناسند و به همین جهت او را «شارح بزرگ» لقب دادند.<ref name="daneshnameh" />
  
−
با این حال، درباره ورود میراث ابن رشد به جهان اسلام و ایران، دیدگاه‌های متفاوتی وجود دارد. شماری از مستشرقان و تعدادی از اندیشمندان مسلمان بر این باورند که میراث حکمی و کلامی ابن رشد در جهان اسلام و از جمله ایران، وارد نشد و حکیمان و متکلمان مسلمان التفاتی به نوشته‌های او نکردند.<ref name="noei">نوئی، ابراهیم. «واکاوی سرانجام میراث فلسفی و کلامی ابن رشد در جهان اسلام.» *پژوهش‌های علم و دین*، دوره ۱۳، شماره ۱ (۱۴۰۱): ۳۱۵–۳۳۴، بخش نتیجه‌گیری.</ref> توجیهاتی مانند نبود نسخه‌های آثار ابن رشد یا نداشتن شاگردان وفادار به وی نیز بر این باور ارائه شده است.<ref name="noei" />
+
با این حال، درباره ورود میراث ابن رشد به جهان اسلام و ایران، دیدگاه‌های متفاوتی وجود دارد. شماری از مستشرقان و تعدادی از اندیشمندان مسلمان بر این باورند که میراث حکمی و کلامی ابن رشد در جهان اسلام و از جمله ایران، وارد نشد و حکیمان و متکلمان مسلمان التفاتی به نوشته‌های او نکردند.<ref name="noei">نوئی، ابراهیم. «واکاوی سرانجام میراث فلسفی و کلامی ابن رشد در جهان اسلام.» پژوهش‌های علم و دین، دوره ۱۳، شماره ۱ (۱۴۰۱): ۳۱۵–۳۳۴، بخش نتیجه‌گیری.</ref> توجیهاتی مانند نبود نسخه‌های آثار ابن رشد یا نداشتن شاگردان وفادار به وی نیز بر این باور ارائه شده است.<ref name="noei" />
  
 
== نتیجه ==
 
== نتیجه ==
−
ابن رشد اندلسی با شرح‌های دقیق خود بر ارسطو و آثار فلسفی مستقل خود، یکی از تأثیرگذارترین متفکران تاریخ فلسفه اسلامی و حلقه وصل فلسفه یونان به اروپای لاتینی است.<ref name="daneshnameh" /><ref name="qabasat" /> اندیشه او در هماهنگی دین و فلسفه، نظریه عقل و مباحث انسان‌شناختی، همچنان موضوع پژوهش‌های معاصر در ایران و جهان است.<ref name="noei" /><ref name="dinani" />
+
ابن رشد اندلسی با شرح‌های دقیق خود بر ارسطو و آثار فلسفی مستقل خود، یکی از تأثیرگذارترین متفکران تاریخ فلسفه اسلامی و حلقه وصل فلسفه یونان به اروپای لاتینی است.<ref name="daneshnameh" /><ref name="qabasat" /> اندیشه او در هماهنگی دین و فلسفه، نظریه عقل و مباحث انسان‌شناختی، همچنان موضوع پژوهش‌های معاصر در ایران و جهان است.<ref>ابراهیمی دینانی، غلامحسین. درخشش ابن رشد در حکمت مشاء. تهران: طرح نو، ۱۳۸۵، فصل اول: «پرتو اندیشه ابن رشد و ابن سینا در آثار فلسفی قرون وسطی مغرب‌زمین»، ص ۸۸.</ref>
  
 
== منابع ==
 
== منابع ==
 
<references />
 
<references />
 
[[رده:فیلسوفان]]
 
[[رده:فیلسوفان]]

نسخهٔ ‏۲۰ سپتامبر ۲۰۲۶، ساعت ۱۶:۵۶

ابن رشد اندلسی (ابوالولید محمد بن احمد بن محمد بن رشد؛ ۵۲۰–۵۹۵ ق / ۱۱۲۶–۱۱۹۸ م) فیلسوف، فقیه، پزشک و قاضی برجسته اندلسی بود.

زندگی و خاندان

ابن رشد در سال ۵۲۰ هجری قمری در شهر قرطبه در اندلس زاده شد. خاندان او از فقیهان و عالمان نامدار بودند و پدربزرگ و پدرش منصب قاضی‌القضات اندلس را بر عهده داشتند. او در سال ۵۶۵ ق قاضی اشبیلیه شد و پس از ده سال به قرطبه بازگشت و در سال ۵۷۸ ق به عنوان قاضی‌القضات قرطبه منصوب شد. ابن رشد در نهم صفر ۵۹۵ هجری قمری در مراکش درگذشت و پس از سه ماه جسدش را به قرطبه بردند و در آنجا به خاک سپردند.[۱]

ابن رشد در اواخر عمر به دلایل نامعلومی- شاید اختلاف وی با فقیهان- از دربار موحدین طرد شد، و به دنبال صدور فرمانی مبنی بر تحریم و تکفیر فلسفه و فیلسوفان، به روستای یهودی‌نشین یسانه (الیسانة) در حوالی قرطبه تبعید شد.[۱] در این مدت، خلیفه منصور موحدی دستور داد کتاب‌های او را در قرطبه علناً بسوزانند و برخی از شاگردانش نیز به تبعید فرستاده شدند.[۱] ابن رشد پس از دو یا سه سال تبعید، در حالی که مورد عفو منصور موحدی قرار گرفته بود، در نهم صفر ۵۹۵ درگذشت.[۱] گفته می‌شود ابن عربی، عارف شهیر مراکشی، در مجلس بزرگداشت او حضور داشت.[۱]

فلسفه ابن رشد

ابن رشد را در غرب با عنوان شارح و مفسر فلسفه ارسطو می‌شناسند.[۲] آنچه آثار او گواهی می‌دهد این است که او اهل نظر و دقت است و در جایگاه فیلسوف و مدافع و مروج فلسفه نمی‌توانست در برابر آثار ارسطو، فیلسوف و رئیس راه و رسم مشایی، بی‌تفاوت باشد.[۲]

شرح‌های ابن رشد بر ارسطو

ابن رشد برای آثار ارسطو سه نوع شرح نوشت که هر یک ویژگی متفاوتی دارد:[۳][۴]

  • شرح اکبر (تفسیر بزرگ): در این نوع شرح، ابن رشد هر فقره از فقرات ارسطو را به‌طور کامل نقل می‌کند و سپس جزء‌به‌جزء به تفسیر آن می‌پردازد. در این شرح، ابن رشد نظر خود را نیز اظهار می‌کند و از این رو، شرح اکبر او تنها شرح نیست، بلکه اثری فلسفی مستقل به شمار می‌آید.[۳][۴] شرح کبیر بر «درباره نفس» ارسطو از مهم‌ترین آثار اوست که متن عربی آن از میان رفته و تنها ترجمه لاتین آن باقی مانده است.[۵]
  • شرح اوسط (تفسیر میانه): در این نوع، ابن رشد کلمات اول هر فقره از متن ارسطو را نقل می‌کند و سپس به شرح و توضیح باقی مطلب می‌پردازد.[۳][۴]
  • تلخیص (جوامع): در این نوع، ابن رشد به‌طور مستقل و با روش خود به بیان آرای ارسطو می‌پردازد و مطالب را به شیوه‌ای منظم و با تکیه بر آثار دیگر ارسطو تکمیل می‌کند.[۳][۴]

ابن رشد شرح‌هایی بر کتاب‌های «تحلیلات ثانیه» (کتاب البرهان)، «سماع طبیعی»، «السماء والعالم»، «النفس»، «ما بعدالطبیعه»، «ارگانون» (منطق) و کتاب «الکون والفساد» نوشت و همچنین تلخیص‌هایی از «الآثار العلویه»، «اخلاق نیکوماخوس» و «الحس والمحسوس» ارائه کرد.[۳]

انتقال فلسفه ارسطو به جهان اسلام و غرب

ابن رشد در انتقال فلسفه ارسطو به جهان اسلام و از آنجا به غرب نقشی محوری داشت. او در سال ۱۱۶۹ میلادی (۵۶۵ ق) شروع به نوشتن سلسله‌ای از شرح‌ها بر آثار ارسطو کرد و این آثار را احتمالاً از ترجمه‌های عربی و سریانی از یونانی اصلی خوانده بود.[۶]

شرح‌های ابن رشد پس از ترجمه به لاتین و عبری، تأثیری عمیق بر فیلسوفان یهودی و مسیحی گذاشت و او را به «شارح بزرگ» (The Commentator) مشهور ساخت.[۷] در قرن سیزدهم میلادی، مترجمانی چون مایکل اسکات (Michael Scot) آثار او را از عربی به لاتین برگرداندند.[۸] ترجمه‌های لاتین شرح‌های ابن رشد، به‌ویژه شرح کبیر بر «درباره نفس»، به‌عنوان متون اصلی فلسفه ارسطویی در دانشگاه‌های اروپایی تدریس می‌شد.[۵] مورخان غربی ابن رشد را مؤثرترین فیلسوف مسلمان در تفکر اروپایی می‌شناسند و مکتب فکری «ابن‌رشدی‌گری» (Averroism) در دانشگاه‌های پاریس و پادوآ شکل گرفت.[۱][۷] تأثیر شرح‌های ابن رشد بر اندیشمندان اروپایی تا حدی بود که برخی پژوهشگران او را در شکل‌گیری رنسانس و روشنگری اروپایی مؤثر می‌دانند.[۷]

آثار و تألیفات

ابن رشد در بسیاری از موضوعات علمی از قبیل فلسفه، کلام، فقه، ستاره‌شناسی، پزشکی، لغت، ادبیات و اخلاق صاحب تألیف است.[۱]

  • فصل المقال: کتابی به عربی در فلسفه است که نام کامل آن «فصل المقال فی تقریر ما بین الشریعة و الحکمة من الاتصال» است. مؤلف در این اثر می‌کوشد تا علم فلسفه و گرایش به علوم عقلی را با شریعت سازگار کند.[۹][۱۰] در این کتاب، ابن رشد مردم را به سه دسته عامه (اهل خطابه)، متکلمان (اهل جدل) و حکما (اهل برهان) تقسیم می‌کند و تأویل برهانی را ویژه حکما می‌داند.[۱۱]
  • تهافت التهافت: از بزرگ‌ترین آثار کلامی-فلسفی ابن رشد و پاسخیه او به «تهافت الفلاسفة» غزالی است.[۱۲][۱۳]
  • الکلیات: از معروف‌ترین آثار پزشکی ابن رشد است.[۱]
  • بدایة المجتهد و نهایة المقتصد: اثری مهم در فقه مالکی است.[۱]
  • تلخیص ما بعدالطبیعه: تلخیص کتاب «ما بعدالطبیعه» ارسطو است که ابن رشد در آن، گاه سخنان خود را به‌طور مستقل از متن ارسطو آورده و مطالب را تلخیص کرده است.[۱۴]

تأثیر و میراث

در قرون وسطی، شرح‌های ابن رشد بسیار مورد توجه فیلسوفان یهودی و مسیحی قرار گرفت و همراه با تألیفاتش به عبری و لاتین ترجمه شد.[۱] مورخان غربی، ابن رشد را نامدارترین فیلسوف اسلام و مؤثرترین آنان در تفکر اروپایی می‌شناسند و به همین جهت او را «شارح بزرگ» لقب دادند.[۱]

با این حال، درباره ورود میراث ابن رشد به جهان اسلام و ایران، دیدگاه‌های متفاوتی وجود دارد. شماری از مستشرقان و تعدادی از اندیشمندان مسلمان بر این باورند که میراث حکمی و کلامی ابن رشد در جهان اسلام و از جمله ایران، وارد نشد و حکیمان و متکلمان مسلمان التفاتی به نوشته‌های او نکردند.[۱۵] توجیهاتی مانند نبود نسخه‌های آثار ابن رشد یا نداشتن شاگردان وفادار به وی نیز بر این باور ارائه شده است.[۱۵]

نتیجه

ابن رشد اندلسی با شرح‌های دقیق خود بر ارسطو و آثار فلسفی مستقل خود، یکی از تأثیرگذارترین متفکران تاریخ فلسفه اسلامی و حلقه وصل فلسفه یونان به اروپای لاتینی است.[۱][۲] اندیشه او در هماهنگی دین و فلسفه، نظریه عقل و مباحث انسان‌شناختی، همچنان موضوع پژوهش‌های معاصر در ایران و جهان است.[۱۶]

منابع

  1. ↑ ۱٫۰۰ ۱٫۰۱ ۱٫۰۲ ۱٫۰۳ ۱٫۰۴ ۱٫۰۵ ۱٫۰۶ ۱٫۰۷ ۱٫۰۸ ۱٫۰۹ ۱٫۱۰ ۱٫۱۱ مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی. دانشنامه بزرگ اسلامی. جلد ۳، ذیل «ابن رشد، ابوالولید محمد». تهران: مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، ۱۳۷۰، صص ۱۲۳۸–۱۲۳۹.
  2. ↑ ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ «ابن رشد را در غرب با عنوان شارح و مفسر فلسفه ارسطو می‌شناسند.» قبسات، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.
  3. ↑ ۳٫۰ ۳٫۱ ۳٫۲ ۳٫۳ ۳٫۴ تاریخ الفکر الأندلسی، بخش «شروح مؤلفات أرسطو».
  4. ↑ ۴٫۰ ۴٫۱ ۴٫۲ ۴٫۳ «شرح ابن رشد مؤلفات أرسطو بثلاث طرق: شرح صغير وشرح وسط وشرح كبير.»
  5. ↑ ۵٫۰ ۵٫۱ مرکز پژوهش‌های ایرانی و اسلامی، مدخل «ابن‌رشد».
  6. ↑ «Three Books on the Soul.» Qatar Digital Library.
  7. ↑ ۷٫۰ ۷٫۱ ۷٫۲ «Ibn Rushd (Averroës).» Oxford Bibliographies, 2020.
  8. ↑ ترجمه لاتین شرح کبیر درباره نفس، حدود ۱۲۲۰ میلادی.
  9. ↑ دانشنامه آزاد فارسی، «فصل المقال».
  10. ↑ ابن رشد، محمد بن احمد. فصل المقال فی ما بین الحکمة و الشریعة من الاتصال. ترجمه سید جعفر سجادی. تهران: انجمن فلسفه ایران، ۱۳۵۸، مقدمه مترجم.
  11. ↑ همان، ج۱، صص ۷۶ و ۸۸.
  12. ↑ دانشنامه آزاد فارسی، «تهافت التهافت».
  13. ↑ ابن رشد، محمد بن احمد. تهافت التهافت. ترجمه حسن فتحی. تهران: حکمت، ۱۳۸۷، مقدمه مترجم، صص ۱–۳۰.
  14. ↑ ابن رشد، محمد بن احمد. تلخیص ما بعدالطبیعه. تحقیق عبدالرحمن بدوی. قاهره: مکتبه النهضة المصریة، ۱۹۵۸، مقدمه محقق.
  15. ↑ ۱۵٫۰ ۱۵٫۱ نوئی، ابراهیم. «واکاوی سرانجام میراث فلسفی و کلامی ابن رشد در جهان اسلام.» پژوهش‌های علم و دین، دوره ۱۳، شماره ۱ (۱۴۰۱): ۳۱۵–۳۳۴، بخش نتیجه‌گیری.
  16. ↑ ابراهیمی دینانی، غلامحسین. درخشش ابن رشد در حکمت مشاء. تهران: طرح نو، ۱۳۸۵، فصل اول: «پرتو اندیشه ابن رشد و ابن سینا در آثار فلسفی قرون وسطی مغرب‌زمین»، ص ۸۸.
مسابقه از خطبه ۸۳ نهج البلاغه