شماتت: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
 
(۴ نسخه‌ٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
 +
{{خوب}}
 
{{الگو:منبع الکترونیکی معتبر|ماخذ=پایگاه}}
 
{{الگو:منبع الکترونیکی معتبر|ماخذ=پایگاه}}
 +
'''«شَماتَت»''' به معنای سرزنش کردن و یا شادی و خشنودی از گرفتارى دیگران به بلاها و حوادث ناگوار است، که از مهمترین عوامل آن، [[کینه]] و دشمنی و [[حسادت]] می‌باشد. شماتت از رذایل [[اخلاق|اخلاقی]] است و در [[قرآن]] و [[احادیث]] مورد نهی و نکوهش قرار گرفته است.
  
__toc__
+
==معنای شماتت==
 +
[[راغب اصفهانی]] در تعریف «شَماتَت» می گوید: «الشَّماتَةُ‌: الفرح ببليّة مَن تُعاديه و يُعاديک، يقال: شَمِتَ‌ به فهو شَامِتٌ‌ و أَشْمَتَ‌ اللّه به العدوّ.<ref>ر.ک: راغب اصفهانى، حسین؛ المفردات فی غریب القرآن‌، تحقیق صفوان عدنان داودى‌، دمشق، انتشارات دارالعلم الدار الشامیة، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۴۶۳؛ طریحى، فخرالدین؛ مجمع البحرین،‌ تحقیق: سید احمد حسینى‌، تهران، انتشارات کتابفروشى مرتضوى، ۱۳۷۵ ش، چ سوم، ج۲، ص۲۰۸.‌</ref> شَماتَة یعنی سرزنش و شاد شدن از بليّه و گرفتارى كسى كه با ديگرى يا با تو دشمنى مى‌كند. شَمِتَ‌ به فهو شَامِتٌ‌: از مصيبتش شاد شد. أَشْمَتَ‌ اللّٰه به العدوّ: يعنى خداوند، دشمن شادش كند.
  
شماتت در لغت عبارت است از شادشدن از گرفتارى دیگران یا كسى كه با شماتت­کننده دشمنى مى‌كند.<ref>ر.ک: راغب اصفهانى، حسین؛ المفردات فی غریب القرآن‌، تحقیق صفوان عدنان داودى‌، دمشق، انتشارات دارالعلم الدار الشامیة، 1412ق، چ اول، ص463 و طریحى، فخرالدین؛ مجمع البحرین،‌ تحقیق: سید احمد حسینى‌، تهران، انتشارات كتابفروشى مرتضوى، 1375 ش، چ سوم، ج2، ص208 و معین، محمد؛ فرهنگ فارسی، تهران، انتشارات امیرکبیر، 1384ش، چ22، ج2، ص2073.‌</ref> معنای اصطلاحی شماتت نیز به مانند بسیاری از واژگان علم اخلاق از معنای لغوی آن گرفته شده است و آن عبارت است از این که: «مثلا بگوید فلان بلا یا فلان مصیبت كه به فلان ­كس رسیده از بدى اوست و با آن شادى و سرور نیز باشد».<ref>محدث قمی، شیخ عباس؛ نزهة النواظر فی ترجمة معدن الجواهر، تهران، انتشارات اسلامیه‌، (بی تا)، چ اول، ص131.</ref>
+
معنای اصطلاحی شماتت نیز به مانند بسیاری از واژگان علم [[اخلاق]] از معنای لغوی آن گرفته شده است و آن عبارت است از این که: «مثلا بگوید فلان بلا یا فلان مصیبت که به فلان ­کس رسیده از بدى اوست و با آن شادى و سرور نیز باشد».<ref>محدث قمی، شیخ عباس؛ نزهة النواظر فی ترجمة معدن الجواهر، تهران، انتشارات اسلامیه‌، ص۱۳۱.</ref>
  
==شماتت در آیات==
+
==نکوهش شماتت در قرآن و احادیث==
  
در برخی آیات قرآنی در توصیف سیمای مخالفین دین اسلام و منافقین ویژگی­ها و خصوصیاتی برای آنان ذکر می­شود که از جمله­ی آنها صفت شماتت یا همان خشنودی به گرفتاری مؤمنان به بلاها و حوادث ناگوار است: «اگر نیكى به شما برسد، آنها را ناراحت مى‌كند و اگر حادثه­ی ناگوارى براى شما رخ دهد، خوشحال مى‌شوند».<ref>[[سوره آل عمران]]/120.</ref>
+
در برخی آیات [[قرآن]] در توصیف سیمای مخالفین [[اسلام|دین اسلام]] و [[نفاق|منافقین]]، ویژگی­ها و خصوصیاتی برای آنان ذکر می ­شود که از جمله­ آنها صفت شماتت یا همان خشنودی به گرفتاری مؤمنان به بلاها و حوادث ناگوار است: {{متن قرآن|«إِنْ تَمْسَسْكُمْ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ وَإِنْ تُصِبْكُمْ سَيِّئَةٌ يَفْرَحُوا بِهَا...»}}؛<ref>[[سوره آل عمران]]/۱۲۰.</ref> اگر نیکى به شما برسد، آنها را ناراحت مى‌کند و اگر حادثه­ ناگوارى براى شما رخ دهد، خوشحال مى‌شوند.
  
«هرگاه نیكى به تو رسد، آنها را ناراحت مى‌كند و اگر مصیبتى به تو رسد، مى‌گویند: "ما تصمیم خود را از پیش گرفته‌ایم" و بازمى‌گردند در حالى كه خوشحالند!».<ref>[[سوره توبه]]/50.</ref>
+
در [[آیه]] دیگری می فرماید: {{متن قرآن|«إِنْ تُصِبْكَ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ ۖ وَإِنْ تُصِبْكَ مُصِيبَةٌ يَقُولُوا قَدْ أَخَذْنَا أَمْرَنَا مِنْ قَبْلُ وَيَتَوَلَّوْا وَهُمْ فَرِحُونَ»}} هرگاه نیکى به تو رسد، آنها را ناراحت مى‌کند و اگر مصیبتى به تو رسد، مى‌گویند: "ما تصمیم خود را [بر شرکت نکردن در جنگ] از پیش گرفته‌ایم" و بازمى‌گردند در حالى که خوشحالند!.<ref>[[سوره توبه]]/۵۰.</ref>
  
با این که شکست مسلمانان می­توانست موجب آسیب های اجتماعی فراوانی برای منافقانی که با آنها زندگی می­کردند، شود. اما کینه و دشمنی نسبت به پیامبر و دیگر مسلمانان که در دل منافقان جای گرفته بود، باعث می­شد که این گروه به گرفتاری­ها و شکست مسلمانان خشنود شوند.
+
با این که شکست مسلمانان می ­توانست موجب آسیب های اجتماعی فراوانی برای منافقانی که با آنها زندگی می ­کردند شود، اما [[کینه]] و دشمنی نسبت به [[پیامبر اسلام|پیامبر]] و دیگر مسلمانان که در دل منافقان جای گرفته بود، باعث می­ شد که این گروه به گرفتاری­ها و شکست مسلمانان خشنود شوند.
  
==شماتت در احادیث==
+
این صفت در [[حدیث|احادیث]] و سخنان [[معصوم|معصومین]] علیهم السلام نیز جزو صفت­های ناپسند و از ویژگی های کسانی برشمرده شده است که از وادی [[ایمان]] دور گشته ­اند، به­ همین جهت مؤمنان از آن برحذر داشته شده ­اند.
  
این صفت در کلمات و سخنان معصومین علیهم السلام جزو صفت­های ناپسند و از ویژگی های کسانی برشمرده شده است که از وادی ایمان دور گشته­اند به­ همین جهت مومنان از آن برحذر داشته شده­اند.
+
[[حماد بن عيسی|حماد بن عیسى]] از [[امام صادق علیه السلام|امام صادق]] علیه السلام نقل مى‌کند که فرمود: «[[لقمان]] به پسرش گفت: فرزندم! هر چیزى علامتى دارد که با آن شناخته مى‌شود... و [[حسد|حسود]] سه علامت دارد: وقتى کسى غایب است [[غیبت (گناه)|غیبت]] او را مى‌کند و چون حضور داشته باشد، چاپلوسی او را مى‌کند و مصیبت زده را شماتت مى‌کند».<ref>صدوق، محمد بن علی؛ خصال، قم، انتشارات جامعه مدرسین، ۱۳۶۲، چ اول، ج۱، ص۱۲۱.</ref>
  
==صفت حسودان==
+
ابان بن عبدالملک از [[امام صادق]] علیه السلام روایت کند که آن حضرت فرمود: «در گرفتارى برادر (دینى) خود اظهار شادى و شماتت مکن، تا (در نتیجه) خداوند به او ترحم کند و آن گرفتارى را به ­سوى تو بگرداند»؛ و فرمود: «هر کس به مصیبتى که به برادر (دینیش) رسیده شادکام شود، از دنیا نرود تا خودش گرفتار آن شود».<ref>کلینی، یعقوب؛ اصول کافى، ترجمه سید جواد مصطفوى‌، تهران، انتشارات کتاب فروشى علمیه اسلامیه‌، چ اول، ج۴، ص۶۳.</ref>
  
حمّاد بن عیسى از امام صادق علیه السلام نقل مى‌كند كه فرمود: «لقمان به پسرش گفت: "فرزندم! هر چیزى علامتى دارد كه با آن شناخته مى‌شود(...) و حسود سه علامت دارد: وقتى كسى غایب است غیبت او را مى‌كند و چون حضور داشته باشد. چاپلوسی او را مى‌كند و مصیبت زده را شماتت مى‌كند"».<ref>صدوق، محمد بن علی؛ خصال، قم، انتشارات جامعه مدرسین، 1362، چ اول، ج1، ص121.</ref>
+
[[امام علی]] علیه السلام از جمله صفاتی که برای پرهیزکاران در [[خطبه|خطبه­]] معروف همّام برمی­ شمارد این است که «در مصیبت‌هاى دیگران شاد نمى‌شود».<ref>سید رضى‌، محمد؛ نهج البلاغة، قم، انتشارات هجرت‌، ۱۴۱۴ ق‌، چ اول‌، ص۳۰۶.</ref>
  
==پرهیز از شماتت صفت اهل­ ایمان==
+
از آیات و احادیثی که ذکر شد، چنین بدست می ­آید که منشأ و ریشه­ اصلی صفت شماتت دو چیز است: یکی [[کینه]] و دشمنی و دیگری [[حسادت]]؛ البته این دو نیز ناشی از [[جهل]] و نادانی به [[حکمت]] کارهای خداست؛ چرا که در بسیاری از موارد [[خداوند]] به جبران اشتباهات گذشته و یا به سبب ارتقاء درجه­ فردی در پیشگاهش، او را مورد آزمایش قرار می ­دهد و آن­ که آشنایی با مهربانی­های خداوند متعال نداشته باشد، همه­ این رفتارها را خشم خداوند متعال و تقاص کارهای فرد گرفتار و مصیبت­ زده دانسته و تمامی این مصیبت­ها را بلا و عذاب برای او می­ داند،<ref>ر.ک: نراقی، احمد؛ معراج السعاده، تهران، انتشارات چاپ­خانه هما، ۱۳۷۳ش، ص۴۲۲.</ref> اما غافل از این که چه بسا:
 +
{{بیت|هر که در این بزم مقرب‌­تر است|جام بلا بیشترش می­‌دهند}}
  
ابان بن عبدالملك از [[امام صادق]] علیه السلام روایت كند كه آن حضرت فرمود: «در گرفتارى برادر (دینى) خود اظهار شادى و شماتت مكن تا (در نتیجه) خداوند به او ترحم كند و آن گرفتارى را به ­سوى تو بگرداند» و فرمود: «هر كس به مصیبتى كه به برادر (دینیش) رسیده، شادكام شود. از دنیا نرود تا خودش گرفتار آن شود».<ref>کلینی، یعقوب؛ اصول كافى، ترجمه سید جواد مصطفوى‌، تهران، انتشارات كتاب فروشى علمیه اسلامیه‌، (بی­تا)، چ اول، ج4، ص63.</ref>
+
==خطاهای شماتت­ کننده==
 
 
امیرالمومنین علیه السلام از جمله صفاتی که برای پرهیزکاران در خطبه­ی معروف همّام برمی­شمارد. این است که «در مصیبت‌هاى دیگران شاد نمى‌شود»<ref>سید رضى‌، محمد؛ نهج البلاغة، قم، انتشارات هجرت‌، 1414 ق‌، چ اول‌، ص306.</ref>
 
 
 
==ریشه­ی شماتت==
 
  
از آیات و احادیثی که ذکر شد چنین بدست می­آید که منشأ و ریشه­ی اصلی صفت شماتت دو چیز است: یکی کینه و دشمنی و دیگری حسادت؛ البته این دو نیز ناشی از جهل و نادانی به [[حکمت]] کارهای خداست؛ چرا که در بسیاری از موارد خداوند به جبران اشتباهات گذشته و یا به سبب ارتقاء درجه­ی فردی در پیشگاهش، آنها را مورد آزمایش قرار می­دهد و آن­ که آشنایی با مهربانی­های خداوند متعال نداشته باشد، همه­ی این رفتارها را خشم خداوند متعال و تقاص کارهای فرد گرفتار و مصیبت­زده دانسته و تمامی این مصیبت­ها را بلا و عذاب برای او می­داند،<ref>ر.ک: نراقی، احمد؛ معراج السعاده، تهران، انتشارات چاپ­خانه هما، 1373ش، ص422.</ref> اما غافل از این که:
+
*ایرادگیری از امر خلقت: از جمله مسائلی که فرد شماتت­ کننده توجهی به آن ندارد این است که شماتت، ایراد گرفتن از آفریدگار است؛ چرا که در بعضی موارد خداوند فردی را برای حکمت­هایی، دچار گرفتاری­هایی می­ نماید که این گرفتاری­ها به ­سبب رفتارهای گذشته­ او نیست و حتی بعضی از انسان­ها از همان ابتدای خلقت­شان دچار نقیصه ­ای هستند؛ بنابراین ایراد گرفتن از این افراد و خندیدن به کاستی­هایی که آنها دچار آن هستند، در نگاهی دقیق، ایرادگرفتن از امر خلقت و اشکال در [[حکمت]] آفریدگار است.
 +
*شکست روحی شماتت­ شونده: نکته دیگر، ابعاد اجتماعی این رفتار است؛ زیرا خندیدن به کاستی­های دیگران، باعث شکست روحی این افراد شده و روحیّه­ پیشرفت و جبران کمبودها را از این گروه می­ گیرد. درباره­ افراد مریض و معیوب و ناقص الخلقه و طرز معاشرت با آنان، اخبار مخصوص رسیده که اگر عملا مراعات شود، مبتلایان در برخورد با مردم دچار ناراحتى روان و احساس حقارت نمی­ شوند: [[رسول خدا]] صلی الله علیه و آله فرمود: «وقتی گرفتاران را دیدید، خدا را شکر کنید اما به­ آنها نشنوانید (آهسته شکر کنید)؛ زیرا اندوهگین­شان می ­سازد».<ref>کلینی، پیشین، ج۳، ص۱۵۴.</ref>
  
{{بیت|هر که در این بزم مقرب­تر است|جام بلا بیشترش می­دهند}}
+
از دیگر مضرات شماتت می ­توان به این موارد اشاره نمود:
  
==خطاهای شماتت­ کننده==
+
*موجبات خشم خدا را فراهم می ­آورد.
 +
*نشانگر بد اخلاقی شماتت کننده است.
 +
*وسیله­ از میان رفتن مهربانی در قلب­هاست.
 +
*اسباب دشمنی و [[کینه]] را مهیا می ­سازد.
 +
*باعث ایجاد تفرقه می ­شود.<ref>صالح بن عبدالله؛ موسوعة النضرة النعیم فی مکارم أخلاق الرسول الکریم، جده، انتشارات دارالوسیله، ۱۴۲۶ق، چ چهارم، ج‌۱۰، ص۴۷۷۳.</ref>
  
# ایرادگیری از امر خلقت: از جمله مسائلی که فرد شماتت­کننده توجهی به آن ندارد این است که شماتت ایراد گرفتن از آفریدگار است؛ چرا که در بعضی موارد خداوند فردی را برای حکمت­هایی، دچار گرفتاری­هایی می­نماید که این گرفتاری­ها به ­سبب رفتارهای گذشته­ی او نیست و حتی بعضی از انسان­ها از همان ابتدای خلقت­شان دچار نقیصه­ای هستند؛ بنابراین ایراد گرفتن از این افراد و خندیدن به کاستی­هایی که آنها دچار آن هستند، در نگاهی دقیق ایرادگرفتن از امر خلقت و اشکال در حکمت آفریدگار است.
+
==پیشگیری از شماتت==
# شکست روحی شماتت­ شونده: نکته­ی دیگر ابعاد اجتماعی این رفتار است؛ زیرا خندیدن به کاستی­های دیگران باعث شکست روحی این افراد شده و روحیّه­ی پیشرفت و جبران کمبودها را از این گروه می­گیرد. درباره­ی افراد مریض و معیوب و ناقص الخلقه و طرز معاشرت با آنان اخبار مخصوص رسیده كه اگر عملا مراعات شود، مبتلایان در برخورد با مردم دچار ناراحتى روان و احساس حقارت نمی­شوند: [[رسول خدا]] صلی الله علیه و آله فرمود: «وقتی گرفتاران را دیدید، خدا را شكر كنید و به­ آنها نشنوانید (آهسته بگوئید)؛ زیرا اندوهگین­شان می­سازد».<ref>کلینی، پیشین، ج3، ص154.</ref>
 
  
از دیگر مضرات شماتت می­توان به این موارد اشاره نمود:
+
'''الف. وظایف شماتت ­کننده:'''
# موجبات خشم خدا و ملائکه را فراهم می­آورد.
 
# نشانگر بداخلاقی شماتت کننده است.
 
# وسیله­ی از میان رفتن مهربانی در قلب­هاست.
 
# اسباب دشمنی و کینه را مهیا می­سازد.
 
# باعث ایجاد تفرقه می­شود.<ref>صالح بن عبدالله؛ موسوعة النضرة النعيم في مكارم أخلاق الرسول الكريم صلی الله علیه و آله‌، جده، انتشارات دارالوسیله، 1426ق، چ چهارم، ج‌10، ص4773.</ref>
 
  
==راه­های پیشگیری==
+
* تفکر در عواقب شماتت: بسیاری از رفتارهای ناپسندی که از انسان­ها سر می­زند، به دلیل اندیشه­ نکردن به نتایج و عواقب آن است و برای همین، شخص پس از گرفتارشدن به عواقب بد ناشی از آن متوجه رفتار ناشایست خویش گشته و شرمنده می ­شود؛ از این رو از مهمترین عوامل مؤثر در پیشگیری این نوع از رفتارها، تفکر در نتایج و عواقب آن است. در میان روایاتی که ذکر شد، برخی از این روایات حاکی از گرفتارشدن شخص شماتت­ کننده به آن بلا و مصیبتی است که دیگران را در مورد آن شماتت می­کرد. در همین رابطه [[امام علی علیه السلام|امیرالمومنین]] علیه السلام می ­فرماید: «هر کس دیگری را به­ خاطر لغزش­هایش مورد شماتت قرار دهد، دیگری نیز او را برای لغزش­هایش مورد شماتت قرار خواهد داد».<ref>آمدى‌، عبدالواحد؛ تصنیف غررالحکم و دررالکلم‌، قم، انتشارات دفتر تبلیغات، ۱۳۶۶ ش، چ اول، ص۲۴۴.</ref> جدای از وجود [[احادیث]] در این زمینه، بارها به تجربه دیده شده است کسی که به گرفتاری دیگران شادمان می­شود، در آینده خود گرفتار همان بلا و مصیبت می­گردد.<ref>همان.</ref>
 +
* ریشه‌­یابی: راه دیگر مبارزه با این رذیله­ اخلاقی، ریشه ­یابی آن است؛ یعنی باید دید که این صفت ناپسند، منشأش چه ­چیزی است؟ و با رفع آن مشکل و کندن ریشه­ آن، اجازه­ رشد و نمو آن را نداد. قبلا بیان شد که با توجه به آیات و روایات، منشأ اصلی صفت شماتت، دشمنی، [[کینه]] و [[حسادت]] است؛ به همین منظور یکی از اساسی­ ترین راه­های مبارزه، از بین بردن این صفت­های ناپسند است که علاوه بر به وجود آوردن صفت شماتت، باعث به وجود آمدن صفت­های ناپسند دیگری نیز می ­شوند.
 +
* توجه به شخصیت شماتت ­شونده: از راه­های دیگر مبارزه با این معضل، دقت ­نظر در شخصیت کسانی است که مورد شماتت قرار می ­گیرند. در برخی موارد شخص شماتت­ کننده هیچ توجهی ندارد که چه کسی را مورد شماتت قرار می­دهد؛ چرا که بعضی از کسانی که دچار بلا و گرفتاری می­شوند، در زمره­ مردان خوب خداوند می­ باشند؛ در نتیجه گرفتاری این افراد از بدی رفتار و عملکردشان نخواهد بود.<ref> نراقی، پیشین.</ref>[[رسول خدا]] صلی الله علیه و آله فرمودند: «در روز [[قیامت]] وقتی اهل عافیت و سلامتی، پاداش و جزاى مردمى که در دنیا گرفتار بودند را می­ بینند، دوست دارند که گوشت بدنشان با قیچی­هایی تکه تکه می­شد (تا اینان نیز به ثواب و پاداش گرفتاران و مصیبت­کشیدگان نایل می ­شدند)».<ref>دیلمى‌، حسن؛ ارشاد القلوب إلى الصواب‌، قم، انتشارات شریف رضی، ۱۴۱۲ق، چ اول، ج۱، ص۴۲.</ref>
  
# وظایف شماتت ­کننده:
+
'''ب. وظایف شماتت­ شونده:'''
## تفکر در عواقب شماتت: بسیاری از رفتارهای ناپسندی که از انسان­ها سر می­زند به دلیل اندیشه­نکردن به نتایج و عواقب آن است و برای همین، شخص پس از گرفتارشدن به عواقب بد ناشی از آن متوجه رفتار ناشایست خویش گشته و شرمنده می­شود؛ از این رو از مهمترین عوامل مؤثر در پیشگیری این نوع از رفتارها، تفکر در نتایج و عواقب آن است. در میان روایاتی که ذکر شد، برخی از این روایات حاکی از گرفتارشدن شخص شماتت­کننده به آن بلا و مصیبتی است که دیگران را در مورد آن شماتت می­کرد. در همین رابطه امیرالمومنین علیه السلام می­فرماید: «هر کس دیگری را به­ خاطر لغزش­هایش مورد شماتت قرار دهد، دیگری نیز او را برای لغزش­هایش مورد شماتت قرار خواهد داد».<ref>آمدى‌، عبدالواحد؛ تصنیف غررالحكم و دررالكلم‌، قم، انتشارات دفتر تبلیغات، 1366 ش، چ اول، ص244.</ref> جدای از وجود [[احادیث]] در این زمینه، بارها به تجربه دیده شده است کسی که به گرفتاری دیگران شادمان می­شود، در آینده خود گرفتار همان بلا و مصیبت می­گردد.<ref>همان.</ref>
 
## ریشه­یابی: راه دیگر مبارزه با این رذیله­ی اخلاقی، ریشه­یابی آن است؛ یعنی باید دید که این صفت ناپسند، منشأش چه ­چیزی است؟ و با رفع آن مشکل و کندن ریشه­ی آن، اجازه­ی رشد و نمو به شاخ و برگ­های آن را نداد. در سطرهای گذشته بیان شد که با توجه به آیات و روایات منشأ اصلی صفت شماتت، دشمنی، کینه و حسادت است؛ به همین منظور یکی از اساسی­ترین راه­های مبارزه، از بین بردن صفت­های ناپسند، حسد و کینه است که علاوه بر به وجود آوردن صفت شماتت باعث به وجود آمدن صفت­های ناپسند دیگری نیز می­شوند.
 
## توجه به شخصیت شماتت ­شونده: از راه­های دیگر مبارزه با این معضل، دقت ­نظر در شخصیت کسانی است که مورد شماتت قرار می­گیرند. در برخی موارد شخص شماتت­ کننده هیچ توجهی ندارد که چه کسی را مورد شماتت قرار می­دهد؛ چرا که بعضی از کسانی که دچار بلا و گرفتاری می­شوند، در زمره­ی مردان خوب خداوند می­باشند؛ در نتیجه گرفتاری این افراد از بدی رفتار و عملکردشان نخواهد بود.<ref> نراقی، پیشین.</ref>[[رسول خدا]] صلی الله علیه و آله فرمودند: «در روز قیامت وقتی اهل عافیت و سلامتی، پاداش و جزاى مردمى كه در دنیا گرفتار بودند را می­بینند، دوست دارند که گوشت بدنشان با قیچی­هایی تکه تکه می­شد (تا اینان نیز به ثواب و پاداش گرفتاران و مصیبت­کشیدگان نایل می­شدند)».<ref>دیلمى‌، حسن؛ ارشاد القلوب إلى الصواب‌، قم، انتشارات شریف رضی، 1412ق، چ اول، ج1، ص42.</ref>
 
# وظایف شماتت­ شونده:
 
## بی­تابی­نکردن در گرفتاری­ها: بعضی از رفتارها سبب طعنه و شماتت دیگران می­شود. جزع و بی­تابی­کردن بر گرفتاری­ها و مصیبت­ها از مواردی است که راه شماتت را بر انسان­های پست هموار می­کند.<ref>همان، ص126.</ref> در حادثه­ی کربلا، وقتی [[امام حسین]] علیه السلام خبر شهادت خویش را به [[حضرت زینب]] سلام الله علیها می­دهد، حضرت زینب سلام الله علیها از شدت اندوه سیلى بر صورتش زده و فریاد و شیون می­کشد؛ در آن هنگام امام حسین علیه السلام به حضرت زینب سلام الله علیها می­فرماید: «آرام باش، ما را مورد شماتت دشمن قرار نده».<ref> سيد ابن طاووس‌، علی؛ اللهوف على قتلى الطفوف‌، ترجمه محمد محمدی اشتهاردی، تهران، نشر مطهر، 1377ش، چ نخست، ص113.</ref>
 
## فروخوردن خشم: پنهان نکردن خشم نیز از دیگر مواردی است که موجبات شماتت دشمنان را فراهم می­آورد. لقمان حکیم در میان اندرزها و نصیحت­هایی که به فرزندش داشت، این نکته را یادآور می­شود که: «هر کس خشمش را پنهان ندارد، دشمنش او را مورد شماتت قرار می­دهد».<ref> کراجکی، محمد؛ کنزالفوائد، قم، دارالذخائر، 1410ق، چ اول، ج2، صص66.</ref> وقتی خشم بر انسان غلبه می­کند، رفتارهایی به­ دور از انتظار از انسان سر می­زند و همین امر زمینه­ی لازم برای شماتت دشمنان را فراهم می­سازد. بنابراین شایسته است که انسان در هنگام خشم خود را کنترل نموده و از رفتارهایی که برخلاف شأن اوست، بپرهیزد تا از این طریق راه شماتت دشمنانش را بگیرد.
 
## مؤاخذه­ نکردن دوستان در نزد دشمنان: مورد دیگری که سبب شماتت دشمنان می­شود، مؤاخذه کردن نزدیکان و دوستان در نزد دشمنان است. هنگامی که شخصی یکی از نزدیکانش را در مقابل دشمنان او بازخواست می­نماید، فرصتی بدست مخالفینش می­دهد تا با سخنانانی مانند: «ببین چگونه شخصی است که حتی دوست (یا فامیل) او هم، مؤاخذه­اش می­کند»، شماتتش کنند و به حال او بخندند. برای همین، زمانی که [[حضرت موسی]] علیه السلام برادرش [[حضرت هارون]] علیه السلام را به دلیل گوساله­پرست شدن قوم بنی اسرائیل (در زمان غیبت حضرت موسی علیه السلام) بازخواست می­نمود، حضرت هارون علیه السلام به برادرش چنین فرمود: «پس كارى نكن كه دشمنان مرا شماتت كنند و مرا با گروه ستمكاران قرار مده!».<ref>[[سوره اعراف]]/150.</ref>
 
## صبر بر شماتت­ها: بهترین عکس­العمل، صبر در برابر شماتت­هاست؛ [[رسول خدا]] صلی الله علیه و آله می­فرماید: «صبر كردن بر مصیبت، مصیبتى است بر شماتت‌ كننده در آن مصیبت».<ref>دیلمی، پیشین، ص74.</ref>
 
  
دلیل این امر نیز از بیانات گذشته معلوم می­شود؛ زیرا مصیبت­زده اگر صبر پیشه نسازد، جزع و بی­تابی نموده و دیگران را بر مصیبت­های وارد شده به خویش آگاه می­سازد و فرصتی برای حسودان و دشمنان ایجاد می­کند تا او را مورد ریشخند قرار دهند. از سوی دیگر شماتت­کننده وقتی به مقصود خود می­رسد که اندوه را در اثر شماتت­هایش در چهره­ی مصیبت­زده مشاهده کند؛ اما با صبر این حربه­ی دشمن خنثی شده و همین امر موجب شماتت دیگران بر شماتت کننده می­شود.
+
* بی­‌تابی­ نکردن در گرفتاری­ها: بعضی از رفتارها سبب [[طعنه]] و شماتت دیگران می­شود. [[جزع و بی تابی]]­ کردن بر گرفتاری­ها و مصیبت­ها از مواردی است که راه شماتت را بر انسان­های پست هموار می­کند.<ref>همان، ص۱۲۶.</ref> در حادثه­ [[کربلا]]، وقتی [[امام حسین]] علیه السلام خبر شهادت خویش را به [[حضرت زینب]] علیهاالسلام می­ دهد، او از شدت اندوه سیلى بر صورتش زده و فریاد و شیون می­ کشد؛ در آن هنگام امام حسین علیه السلام به حضرت زینب علیهاالسلام می­فرماید: «آرام باش، ما را مورد شماتت دشمن قرار نده».<ref> سید ابن طاووس‌، علی؛ اللهوف على قتلى الطفوف‌، ترجمه محمد محمدی اشتهاردی، تهران، نشر مطهر، ۱۳۷۷ش، چ نخست، ص۱۱۳.</ref>
 +
* فروخوردن خشم: پنهان نکردن [[خشم]] نیز از دیگر مواردی است که موجبات شماتت دشمنان را فراهم می آورد. [[لقمان]] حکیم در میان اندرزها و نصیحت­هایی که به فرزندش داشت، این نکته را یادآور می­ شود که: «هر کس خشمش را پنهان ندارد، دشمنش او را مورد شماتت قرار می­دهد».<ref> کراجکی، محمد؛ کنزالفوائد، قم، دارالذخائر، ۱۴۱۰ق، چ اول، ج۲، ص۶۶.</ref> وقتی خشم بر انسان غلبه می­کند، رفتارهایی به­ دور از انتظار از انسان سر می­زند و همین امر زمینه­ لازم برای شماتت دشمنان را فراهم می­سازد. بنابراین شایسته است که انسان در هنگام خشم خود را کنترل نموده و از رفتارهایی که برخلاف شأن اوست، بپرهیزد تا از این طریق راه شماتت دشمنانش را بگیرد.
 +
* مؤاخذه­ نکردن دوستان در نزد دشمنان: مورد دیگری که سبب شماتت دشمنان می­شود، مؤاخذه کردن نزدیکان و دوستان در نزد دشمنان است. هنگامی که شخصی یکی از نزدیکانش را در مقابل دشمنان او بازخواست می نماید، فرصتی بدست مخالفینش می­دهد تا شماتتش کنند و به حال او بخندند. برای همین، زمانی که [[حضرت موسی]] علیه السلام برادرش [[حضرت هارون]] علیه السلام را به دلیل گوساله­ پرست شدن قوم [[بنی اسرائیل]] (در زمان غیبت حضرت موسی علیه السلام) بازخواست می­ نمود، حضرت هارون علیه السلام به برادرش چنین فرمود: {{متن قرآن|«... فَلَا '''تُشْمِتْ''' بِيَ الْأَعْدَاءَ وَ لَا تَجْعَلْنِي مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ»}} کارى نکن که دشمنان مرا شماتت کنند و مرا با گروه ستمکاران قرار مده.<ref>[[سوره اعراف]]/۱۵۰.</ref>
 +
* صبر بر شماتت‌­ها: بهترین عکس­ العمل، [[صبر]] در برابر شماتت‌­هاست؛ [[رسول خدا]] صلی الله علیه و آله می­ فرماید: «صبر کردن بر مصیبت، مصیبتى است بر شماتت‌ کننده در آن مصیبت».<ref>دیلمی، پیشین، ص۷۴.</ref> دلیل این امر نیز از بیانات گذشته معلوم می­ شود؛ زیرا مصیبت‌­زده اگر صبر پیشه نسازد، [[جزع و بی تابی|جزع]] و بی‌تابی نموده و دیگران را بر مصیبت­های وارد شده به خویش آگاه می­ سازد و فرصتی برای حسودان و دشمنان ایجاد می­کند تا او را مورد [[تمسخر]] قرار دهند. از سوی دیگر، شماتت­ کننده وقتی به مقصود خود می­ رسد که اندوه را در اثر شماتت­هایش در چهره­ مصیبت ­زده مشاهده کند؛ اما با صبر، این حربه دشمن خنثی شده و همین امر موجب شماتت دیگران بر شماتت کننده می ­شود.
  
 
==پانویس==
 
==پانویس==
<references/>
+
<references />
 
 
 
==منابع==
 
==منابع==
[http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=38382 شماتت، محمد سودی، سایت پژوهشکده باقرالعلوم علیه السلام (بخش فرهنگ علوم انسانی و اسلامی)] تاریخ بازیابی: 1 خرداد 1391.
+
* [http://www.pajoohe.ir "شماتت"، محمد سودی، دانشنامه پژوهه]، تاریخ بازیابی: ۱ خرداد ۱۳۹۱.
 
+
[[رده:واژگان قرآنی]]
 
[[رده:صفات ناپسند]]
 
[[رده:صفات ناپسند]]
 
[[رده:اخلاق اجتماعی]]
 
[[رده:اخلاق اجتماعی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۹ مارس ۲۰۲۶، ساعت ۱۷:۳۴


این مدخل از دانشنامه هنوز نوشته نشده است.

Icon-computer.png
محتوای فعلی مقاله یکی از پایگاه های معتبر متناسب با عنوان است.

(احتمالا تصرف اندکی صورت گرفته است)

«شَماتَت» به معنای سرزنش کردن و یا شادی و خشنودی از گرفتارى دیگران به بلاها و حوادث ناگوار است، که از مهمترین عوامل آن، کینه و دشمنی و حسادت می‌باشد. شماتت از رذایل اخلاقی است و در قرآن و احادیث مورد نهی و نکوهش قرار گرفته است.

معنای شماتت

راغب اصفهانی در تعریف «شَماتَت» می گوید: «الشَّماتَةُ‌: الفرح ببليّة مَن تُعاديه و يُعاديک، يقال: شَمِتَ‌ به فهو شَامِتٌ‌ و أَشْمَتَ‌ اللّه به العدوّ.[۱] شَماتَة یعنی سرزنش و شاد شدن از بليّه و گرفتارى كسى كه با ديگرى يا با تو دشمنى مى‌كند. شَمِتَ‌ به فهو شَامِتٌ‌: از مصيبتش شاد شد. أَشْمَتَ‌ اللّٰه به العدوّ: يعنى خداوند، دشمن شادش كند.

معنای اصطلاحی شماتت نیز به مانند بسیاری از واژگان علم اخلاق از معنای لغوی آن گرفته شده است و آن عبارت است از این که: «مثلا بگوید فلان بلا یا فلان مصیبت که به فلان ­کس رسیده از بدى اوست و با آن شادى و سرور نیز باشد».[۲]

نکوهش شماتت در قرآن و احادیث

در برخی آیات قرآن در توصیف سیمای مخالفین دین اسلام و منافقین، ویژگی­ها و خصوصیاتی برای آنان ذکر می ­شود که از جمله­ آنها صفت شماتت یا همان خشنودی به گرفتاری مؤمنان به بلاها و حوادث ناگوار است: «إِنْ تَمْسَسْكُمْ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ وَإِنْ تُصِبْكُمْ سَيِّئَةٌ يَفْرَحُوا بِهَا...»؛[۳] اگر نیکى به شما برسد، آنها را ناراحت مى‌کند و اگر حادثه­ ناگوارى براى شما رخ دهد، خوشحال مى‌شوند.

در آیه دیگری می فرماید: «إِنْ تُصِبْكَ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ ۖ وَإِنْ تُصِبْكَ مُصِيبَةٌ يَقُولُوا قَدْ أَخَذْنَا أَمْرَنَا مِنْ قَبْلُ وَيَتَوَلَّوْا وَهُمْ فَرِحُونَ» هرگاه نیکى به تو رسد، آنها را ناراحت مى‌کند و اگر مصیبتى به تو رسد، مى‌گویند: "ما تصمیم خود را [بر شرکت نکردن در جنگ] از پیش گرفته‌ایم" و بازمى‌گردند در حالى که خوشحالند!.[۴]

با این که شکست مسلمانان می ­توانست موجب آسیب های اجتماعی فراوانی برای منافقانی که با آنها زندگی می ­کردند شود، اما کینه و دشمنی نسبت به پیامبر و دیگر مسلمانان که در دل منافقان جای گرفته بود، باعث می­ شد که این گروه به گرفتاری­ها و شکست مسلمانان خشنود شوند.

این صفت در احادیث و سخنان معصومین علیهم السلام نیز جزو صفت­های ناپسند و از ویژگی های کسانی برشمرده شده است که از وادی ایمان دور گشته ­اند، به­ همین جهت مؤمنان از آن برحذر داشته شده ­اند.

حماد بن عیسى از امام صادق علیه السلام نقل مى‌کند که فرمود: «لقمان به پسرش گفت: فرزندم! هر چیزى علامتى دارد که با آن شناخته مى‌شود... و حسود سه علامت دارد: وقتى کسى غایب است غیبت او را مى‌کند و چون حضور داشته باشد، چاپلوسی او را مى‌کند و مصیبت زده را شماتت مى‌کند».[۵]

ابان بن عبدالملک از امام صادق علیه السلام روایت کند که آن حضرت فرمود: «در گرفتارى برادر (دینى) خود اظهار شادى و شماتت مکن، تا (در نتیجه) خداوند به او ترحم کند و آن گرفتارى را به ­سوى تو بگرداند»؛ و فرمود: «هر کس به مصیبتى که به برادر (دینیش) رسیده شادکام شود، از دنیا نرود تا خودش گرفتار آن شود».[۶]

امام علی علیه السلام از جمله صفاتی که برای پرهیزکاران در خطبه­ معروف همّام برمی­ شمارد این است که «در مصیبت‌هاى دیگران شاد نمى‌شود».[۷]

از آیات و احادیثی که ذکر شد، چنین بدست می ­آید که منشأ و ریشه­ اصلی صفت شماتت دو چیز است: یکی کینه و دشمنی و دیگری حسادت؛ البته این دو نیز ناشی از جهل و نادانی به حکمت کارهای خداست؛ چرا که در بسیاری از موارد خداوند به جبران اشتباهات گذشته و یا به سبب ارتقاء درجه­ فردی در پیشگاهش، او را مورد آزمایش قرار می ­دهد و آن­ که آشنایی با مهربانی­های خداوند متعال نداشته باشد، همه­ این رفتارها را خشم خداوند متعال و تقاص کارهای فرد گرفتار و مصیبت­ زده دانسته و تمامی این مصیبت­ها را بلا و عذاب برای او می­ داند،[۸] اما غافل از این که چه بسا:

هر که در این بزم مقرب‌­تر است جام بلا بیشترش می­‌دهند

خطاهای شماتت­ کننده

  • ایرادگیری از امر خلقت: از جمله مسائلی که فرد شماتت­ کننده توجهی به آن ندارد این است که شماتت، ایراد گرفتن از آفریدگار است؛ چرا که در بعضی موارد خداوند فردی را برای حکمت­هایی، دچار گرفتاری­هایی می­ نماید که این گرفتاری­ها به ­سبب رفتارهای گذشته­ او نیست و حتی بعضی از انسان­ها از همان ابتدای خلقت­شان دچار نقیصه ­ای هستند؛ بنابراین ایراد گرفتن از این افراد و خندیدن به کاستی­هایی که آنها دچار آن هستند، در نگاهی دقیق، ایرادگرفتن از امر خلقت و اشکال در حکمت آفریدگار است.
  • شکست روحی شماتت­ شونده: نکته دیگر، ابعاد اجتماعی این رفتار است؛ زیرا خندیدن به کاستی­های دیگران، باعث شکست روحی این افراد شده و روحیّه­ پیشرفت و جبران کمبودها را از این گروه می­ گیرد. درباره­ افراد مریض و معیوب و ناقص الخلقه و طرز معاشرت با آنان، اخبار مخصوص رسیده که اگر عملا مراعات شود، مبتلایان در برخورد با مردم دچار ناراحتى روان و احساس حقارت نمی­ شوند: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «وقتی گرفتاران را دیدید، خدا را شکر کنید اما به­ آنها نشنوانید (آهسته شکر کنید)؛ زیرا اندوهگین­شان می ­سازد».[۹]

از دیگر مضرات شماتت می ­توان به این موارد اشاره نمود:

  • موجبات خشم خدا را فراهم می ­آورد.
  • نشانگر بد اخلاقی شماتت کننده است.
  • وسیله­ از میان رفتن مهربانی در قلب­هاست.
  • اسباب دشمنی و کینه را مهیا می ­سازد.
  • باعث ایجاد تفرقه می ­شود.[۱۰]

پیشگیری از شماتت

الف. وظایف شماتت ­کننده:

  • تفکر در عواقب شماتت: بسیاری از رفتارهای ناپسندی که از انسان­ها سر می­زند، به دلیل اندیشه­ نکردن به نتایج و عواقب آن است و برای همین، شخص پس از گرفتارشدن به عواقب بد ناشی از آن متوجه رفتار ناشایست خویش گشته و شرمنده می ­شود؛ از این رو از مهمترین عوامل مؤثر در پیشگیری این نوع از رفتارها، تفکر در نتایج و عواقب آن است. در میان روایاتی که ذکر شد، برخی از این روایات حاکی از گرفتارشدن شخص شماتت­ کننده به آن بلا و مصیبتی است که دیگران را در مورد آن شماتت می­کرد. در همین رابطه امیرالمومنین علیه السلام می ­فرماید: «هر کس دیگری را به­ خاطر لغزش­هایش مورد شماتت قرار دهد، دیگری نیز او را برای لغزش­هایش مورد شماتت قرار خواهد داد».[۱۱] جدای از وجود احادیث در این زمینه، بارها به تجربه دیده شده است کسی که به گرفتاری دیگران شادمان می­شود، در آینده خود گرفتار همان بلا و مصیبت می­گردد.[۱۲]
  • ریشه‌­یابی: راه دیگر مبارزه با این رذیله­ اخلاقی، ریشه ­یابی آن است؛ یعنی باید دید که این صفت ناپسند، منشأش چه ­چیزی است؟ و با رفع آن مشکل و کندن ریشه­ آن، اجازه­ رشد و نمو آن را نداد. قبلا بیان شد که با توجه به آیات و روایات، منشأ اصلی صفت شماتت، دشمنی، کینه و حسادت است؛ به همین منظور یکی از اساسی­ ترین راه­های مبارزه، از بین بردن این صفت­های ناپسند است که علاوه بر به وجود آوردن صفت شماتت، باعث به وجود آمدن صفت­های ناپسند دیگری نیز می ­شوند.
  • توجه به شخصیت شماتت ­شونده: از راه­های دیگر مبارزه با این معضل، دقت ­نظر در شخصیت کسانی است که مورد شماتت قرار می ­گیرند. در برخی موارد شخص شماتت­ کننده هیچ توجهی ندارد که چه کسی را مورد شماتت قرار می­دهد؛ چرا که بعضی از کسانی که دچار بلا و گرفتاری می­شوند، در زمره­ مردان خوب خداوند می­ باشند؛ در نتیجه گرفتاری این افراد از بدی رفتار و عملکردشان نخواهد بود.[۱۳]رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: «در روز قیامت وقتی اهل عافیت و سلامتی، پاداش و جزاى مردمى که در دنیا گرفتار بودند را می­ بینند، دوست دارند که گوشت بدنشان با قیچی­هایی تکه تکه می­شد (تا اینان نیز به ثواب و پاداش گرفتاران و مصیبت­کشیدگان نایل می ­شدند)».[۱۴]

ب. وظایف شماتت­ شونده:

  • بی­‌تابی­ نکردن در گرفتاری­ها: بعضی از رفتارها سبب طعنه و شماتت دیگران می­شود. جزع و بی تابی­ کردن بر گرفتاری­ها و مصیبت­ها از مواردی است که راه شماتت را بر انسان­های پست هموار می­کند.[۱۵] در حادثه­ کربلا، وقتی امام حسین علیه السلام خبر شهادت خویش را به حضرت زینب علیهاالسلام می­ دهد، او از شدت اندوه سیلى بر صورتش زده و فریاد و شیون می­ کشد؛ در آن هنگام امام حسین علیه السلام به حضرت زینب علیهاالسلام می­فرماید: «آرام باش، ما را مورد شماتت دشمن قرار نده».[۱۶]
  • فروخوردن خشم: پنهان نکردن خشم نیز از دیگر مواردی است که موجبات شماتت دشمنان را فراهم می آورد. لقمان حکیم در میان اندرزها و نصیحت­هایی که به فرزندش داشت، این نکته را یادآور می­ شود که: «هر کس خشمش را پنهان ندارد، دشمنش او را مورد شماتت قرار می­دهد».[۱۷] وقتی خشم بر انسان غلبه می­کند، رفتارهایی به­ دور از انتظار از انسان سر می­زند و همین امر زمینه­ لازم برای شماتت دشمنان را فراهم می­سازد. بنابراین شایسته است که انسان در هنگام خشم خود را کنترل نموده و از رفتارهایی که برخلاف شأن اوست، بپرهیزد تا از این طریق راه شماتت دشمنانش را بگیرد.
  • مؤاخذه­ نکردن دوستان در نزد دشمنان: مورد دیگری که سبب شماتت دشمنان می­شود، مؤاخذه کردن نزدیکان و دوستان در نزد دشمنان است. هنگامی که شخصی یکی از نزدیکانش را در مقابل دشمنان او بازخواست می نماید، فرصتی بدست مخالفینش می­دهد تا شماتتش کنند و به حال او بخندند. برای همین، زمانی که حضرت موسی علیه السلام برادرش حضرت هارون علیه السلام را به دلیل گوساله­ پرست شدن قوم بنی اسرائیل (در زمان غیبت حضرت موسی علیه السلام) بازخواست می­ نمود، حضرت هارون علیه السلام به برادرش چنین فرمود: «... فَلَا تُشْمِتْ بِيَ الْأَعْدَاءَ وَ لَا تَجْعَلْنِي مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ» کارى نکن که دشمنان مرا شماتت کنند و مرا با گروه ستمکاران قرار مده.[۱۸]
  • صبر بر شماتت‌­ها: بهترین عکس­ العمل، صبر در برابر شماتت‌­هاست؛ رسول خدا صلی الله علیه و آله می­ فرماید: «صبر کردن بر مصیبت، مصیبتى است بر شماتت‌ کننده در آن مصیبت».[۱۹] دلیل این امر نیز از بیانات گذشته معلوم می­ شود؛ زیرا مصیبت‌­زده اگر صبر پیشه نسازد، جزع و بی‌تابی نموده و دیگران را بر مصیبت­های وارد شده به خویش آگاه می­ سازد و فرصتی برای حسودان و دشمنان ایجاد می­کند تا او را مورد تمسخر قرار دهند. از سوی دیگر، شماتت­ کننده وقتی به مقصود خود می­ رسد که اندوه را در اثر شماتت­هایش در چهره­ مصیبت ­زده مشاهده کند؛ اما با صبر، این حربه دشمن خنثی شده و همین امر موجب شماتت دیگران بر شماتت کننده می ­شود.

پانویس

  1. ر.ک: راغب اصفهانى، حسین؛ المفردات فی غریب القرآن‌، تحقیق صفوان عدنان داودى‌، دمشق، انتشارات دارالعلم الدار الشامیة، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۴۶۳؛ طریحى، فخرالدین؛ مجمع البحرین،‌ تحقیق: سید احمد حسینى‌، تهران، انتشارات کتابفروشى مرتضوى، ۱۳۷۵ ش، چ سوم، ج۲، ص۲۰۸.‌
  2. محدث قمی، شیخ عباس؛ نزهة النواظر فی ترجمة معدن الجواهر، تهران، انتشارات اسلامیه‌، ص۱۳۱.
  3. سوره آل عمران/۱۲۰.
  4. سوره توبه/۵۰.
  5. صدوق، محمد بن علی؛ خصال، قم، انتشارات جامعه مدرسین، ۱۳۶۲، چ اول، ج۱، ص۱۲۱.
  6. کلینی، یعقوب؛ اصول کافى، ترجمه سید جواد مصطفوى‌، تهران، انتشارات کتاب فروشى علمیه اسلامیه‌، چ اول، ج۴، ص۶۳.
  7. سید رضى‌، محمد؛ نهج البلاغة، قم، انتشارات هجرت‌، ۱۴۱۴ ق‌، چ اول‌، ص۳۰۶.
  8. ر.ک: نراقی، احمد؛ معراج السعاده، تهران، انتشارات چاپ­خانه هما، ۱۳۷۳ش، ص۴۲۲.
  9. کلینی، پیشین، ج۳، ص۱۵۴.
  10. صالح بن عبدالله؛ موسوعة النضرة النعیم فی مکارم أخلاق الرسول الکریم، جده، انتشارات دارالوسیله، ۱۴۲۶ق، چ چهارم، ج‌۱۰، ص۴۷۷۳.
  11. آمدى‌، عبدالواحد؛ تصنیف غررالحکم و دررالکلم‌، قم، انتشارات دفتر تبلیغات، ۱۳۶۶ ش، چ اول، ص۲۴۴.
  12. همان.
  13. نراقی، پیشین.
  14. دیلمى‌، حسن؛ ارشاد القلوب إلى الصواب‌، قم، انتشارات شریف رضی، ۱۴۱۲ق، چ اول، ج۱، ص۴۲.
  15. همان، ص۱۲۶.
  16. سید ابن طاووس‌، علی؛ اللهوف على قتلى الطفوف‌، ترجمه محمد محمدی اشتهاردی، تهران، نشر مطهر، ۱۳۷۷ش، چ نخست، ص۱۱۳.
  17. کراجکی، محمد؛ کنزالفوائد، قم، دارالذخائر، ۱۴۱۰ق، چ اول، ج۲، ص۶۶.
  18. سوره اعراف/۱۵۰.
  19. دیلمی، پیشین، ص۷۴.

منابع

مسابقه از خطبه ۱۳۳ و ۱۳۳ و ۱۶۷ نهج البلاغه