نفس: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
 
(۵ نسخهٔ میانیِ همین کاربر نمایش داده نشده است)
سطر ۱: سطر ۱:
== نَفْس ==
+
'''نفس''' در لغت به معنای ذات و حقیقت هر چیز و خودِ یک چیز است که برای تأکید به کار می‌رود. در اصطلاح فرهنگ دینی، کلمۀ «نفس» در قالب ترکیب روح و جسد به عنوان شخص انسان یا نفس انسان به کار رفته است.
نفس در لغت به معنای ذات و حقیقت هر چیز و خود یک چیز است که برای تاکید به کار می برند.<ref>راغب اصفهانی، مفردات ألفاظ القرآن،ج7 ، ص:818  و  ابن منظور، لسان العرب ، ج‏6،  ص: 233 و  فراهیدی، العین، ج7 ص:270 </ref>
 
در اصطلاح فرهنگ دینی ، کلمه نفس در قالب ترکیب روح و جسد به عنوان شخص انسان یا نفس انسان به کار رفته است.<ref>مصطفوی،  التحقیق فی کلمات القرآن الکریم ، ج‏12، ص: 197 و طباطبایی، الميزان ، ج‏14، ص: 285</ref>
 
ملا محسن فيض كاشانى در تعريف «نَفْس» فرموده است: نفس، گوهرى لطيف و ملكوتى است كه اين بدن جسمانى را براى رفع نيازهايش بكار مى‌گيرد، همان طور كه مولا خادم خودش را به انجام كارى وامى‌دارد و ذات و حقيقت انسان‌ كه درك مى‌كند، همين جوهر ملكوتى است كه در بدن انسان داراى لشكرى جسمانى است كه اعضاى بدن است و داراى لشكرى روحانى است كه قوا و استعدادهاى انسان است و خداوند مى‌فرمايد: آيا در نفس هاى خودتان نمى‌نگريد؟ گاهى اين گوهر ملكوتى روح ناميده مى‌شود، چون حيات بدن متوقف بر اوست. و گاهى او را قلب مى‌نامند، چون حالات مختلف پيدا مى‌كند. و گاهى عقلش مى‌نامند چون معلوماتى كسب مى‌نمايد و ادراكاتى پيدا مى‌كند. بنابراين ملاک فضيلت و برترى انسان بر ساير حيوانات، نفس و روح انسانى است كه از روح الهى گرفته شده است.
 
  
== نفس در قرآن ==
+
در فلسفه اسلامی، نفس جوهری غیرمادی، مجرد و جاودان است که با بدن رابطۀ تدبیری دارد. برهان‌هایی چون «انسان معلق» ([[ابن سینا]])، «وحدت ادراک» و «ادراک کلیات» بر تجرد نفس اقامه شده است.
=== کاربردهای قرآنی «نفس» ===
 
قرآن کریم واژهٔ «نفس» را در سه معنای اصلی به کار برده است:
 
  
'''۱. ذات و حقیقت اشیا'''؛ مانند آیهٔ «تَعْلَمُ ما فی نَفْسی وَ لا أَعْلَمُ ما فی نَفْسِکَ».<ref>آیه ۱۱۶ سوره مائده</ref>
+
در قرآن سه حالت برای نفس بیان شده: «[[نفس مطمئنه]]» (آرام‌یافته و به مقام رضای الهی رسیده)، «[[نفس لوامه]]» (وجدان بیدار و سرزنش‌گر)، و «[[نفس اماره]]» (فرمان‌دهنده به بدی و دشمن پنهان انسان).  
  
'''۲. روح مجرد'''؛ مانند «اللَّهُ یَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حینَ مَوْتِها».<ref>آیه ۴۲ سوره زمر</ref>
+
از نظر روایات اسلامی نفس گوهری گرانبها و شخصیت معنوی انسان معرفی شده و [[خودشناسی]] (حدیث «مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّهُ») کلید خداشناسی و سعادت شمرده شده است. همچنین در روایات انسان مومن به مبارزه با نفس اماره «[[جهاد اکبر]]» فراخوانده شده است.
  
'''۳. شخص انسان (مرکب از جسم و روح)'''؛ مانند «خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ».<ref>آیه ۱ سوره نساء</ref>
+
== نَفْس در لغت ==
 +
نفس در لغت به معنای ذات و حقیقت هر چیز و خود یک چیز است که برای تأکید به کار می‌برند.<ref>راغب اصفهانی، مفردات ألفاظ القرآن، ج۷، ص۸۱۸؛ ابن منظور، لسان العرب، ج۶، ص۲۳۳؛ فراهیدی، العین، ج۷، ص۲۷۰</ref>
 +
در اصطلاح فرهنگ دینی، کلمه نفس در قالب ترکیب روح و جسد به عنوان شخص انسان یا نفس انسان به کار رفته است.<ref>مصطفوی، التحقيق فی كلمات القرآن الكريم، ج۱۲، ص۱۹۷؛ طباطبایی، المیزان، ج۱۴، ص۲۸۵</ref>
  
همچنین خداوند در قرآن سه حالت یا شأن برای نفس برمی‌شمارد که هر انسان بسته به ایمان و عمل خود ممکن است در یکی از آنها باشد.
+
== نفس در فلسفه ==
 +
=== پیدایش نفس (حدوث نفس) ===
 +
دیدگاه پذیرفته شده در فلسفه امروز نظر [[ملاصدرا]] است که معتقد است نفس در لحظهٔ پیدایش، وجودی وابسته به [[ماده]] دارد (یعنی بدون ماده حادث نمی‌شود)، اما همین نفس با [[حرکت جوهری]] تدریجاً از ماده مجرد می‌گردد و به مرتبهٔ تجرد عقلی می‌رسد.<ref>ملاصدرا، «الحکمة المتعالیة فی الأسفار العقلیة الأربعة»، ج۸، ص۳۴۵</ref>
  
=== نفس مطمئنه  ===
+
=== اثبات وجود نفس (براهین عقلی) ===
قرآن كريم، گاهى نفس را به صفت «مطمئنّه» مى‌خواند و مى‌فرمايد: «يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعي‏ إِلى‏ رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّة؛ اى نفس مطمئنّه‏ خشنود و خداپسند به سوى پروردگارت بازگرد.» <ref>فجر/28-27</ref>
+
فلاسفه اسلامی برای اثبات نفس به عنوان حقیقتی غیرمادی و متمایز از بدن، براهین متعددی اقامه کرده‌اند:
  
در توضیح نفس مطمئنه گفته اند: هرگاه حال نفس به گونه‌ای باشد که قوه عقل بر دیگر قوا یعنی غضب و شهوت غالب  و پیروز باشد و نفس از مبارزه با آنها در حالت آرامش باشد در این موقعیت به آن نفس مطمئنه ‌گویند.<ref>نراقی، مهدی بن ابی ذر، جامع السعادات ج1 ص63</ref>  
+
'''۱. برهان «انسان معلق» ([[ابن سینا]]):''' اگر انسان را در حالی تصور کنیم که از تمام احساسات بدنی و اشیای بیرونی قطع شده باشد (مثلاً معلق در فضا با چشم بسته)، باز هم «منِ» خود را به عنوان موجودی که هستی دارد، درک می‌کند. این درک که وابسته به هیچ عضو حسی نیست، گواهی بر وجود حقیقتی به نام «نفس» است.<ref>ابنسینا، «الشفاء - طبیعیات - نفس»، تصحیح حسن زاده آملی، قم: بوستان کتاب، ۱۳۸۳، ص۳۲-۳۳</ref>
  
===نفس لوّامه===
+
'''۲. برهان «وحدت ادراک»:''' انسان با یک «من» واحد، امور مختلف (رنگ، بو، صدا، لذت و رنج) را در یک لحظه درک می‌کند. اگر نفس پدیده‌ای مادی بود، باید هر ادراک توسط بخش جداگانه‌ای از بدن صورت گیرد و وحدت میان آنها قابل توضیح نبود. بنابراین یک [[جوهر]] غیرمادی و ساده به نام نفس وجود دارد.<ref>[[خواجه نصیرالدین طوسی]]، «تلخیص المحصل»، تصحیح عبدالله نورانی، تهران: مؤسسه مطالعات اسلامی، ۱۳۵۹</ref>
قرآن برای حالت سرزنش‌گر بودن نفس یعنی همان چیزی که معمولا با کلمه وجدان از آن یاد می شود از واژه "نفس لوّامه" استفاده می کند: «وَ لا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ؛ و به نفس لوّامه سوگند نمی خورم».<ref>آیه ۲ سوره قیامت</ref> در این حالت، انسان پس از خطا پشیمان می‌شود و درونش او را ملامت می‌کند. این حالت نشانهٔ بیداری فطرت است، هرچند هنوز با گناه درگیر است.
 
  
===نفس امّاره===
+
'''۳. ادراک کلیات:''' نفس انسان قادر به درک مفاهیم کلی (مانند انسانیت، عدالت، حقیقت) است. کلیات نه مکان دارند، نه زمان و نه ویژگی مادی. ادراک چنین مفاهیمی تنها توسط موجودی مجرد ممکن است، نه توسط اعضای حسی و مادی بدن.<ref>[[علامه طباطبایی]]، «نهایة الحکمة»، تعلیق و تصحیح عباسعلی زارعی سبزواری، قم: مؤسسه نشر اسلامی، ۱۴۲۲ق، مرحله۱۲، فصل۳</ref>
'''نفس امّاره''' حالتی از نفس است که پیوسته انسان را به بدی‌ها فرمان می‌دهد. خداوند در داستان حضرت یوسف (ع) از زبان همسر عزیز مصر می‌فرماید: «إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ»<ref>آیه ۵۳ سوره یوسف</ref>. در این حالت، شهوت و غضب بر عقل چیره می‌شوند و انسان بدون آنکه مبارزه‌ای کند، اسیر خواهش‌های نفسانی می‌گردد.<ref>جامع السعادات، ج۱، ص۶۳</ref> قرآن از این مرحله به خودفراموشی تعبیر کرده است: «وَ لا تَكُونُوا كَالَّذينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ»<ref>آیه ۱۹ سوره حشر</ref> و نیز زیانکاری اخروی را نتیجهٔ پیروی از نفس امّاره می‌داند.<ref>آیه ۱۵ سوره زمر</ref> این نفس، دشمنی پنهان است (بر خلاف شیطان که دشمن آشکار است<ref>آیه ۱۶۸ سوره بقره، آیه ۲۰۸ سوره بقره، آیه ۱۴۲ سوره انعام</ref>) و نیرنگ‌هایش تنها با رحمت الهی قابل رهایی است.<ref>آیه ۵۳ سوره یوسف</ref>
 
  
از آنجا که خداوند دو گرایش فجور و تقوا را در سرشت انسان به ودیعه نهاده است،<ref>آیه ۸ سوره شمس</ref> مبارزه با نفس امّاره «جهاد اکبر» نام گرفته است. «کشتن نفس» در متون دینی به معنای سرکوب خواسته‌ها نیست، بلکه تعدیل و هدایت صحیح آنهاست؛ عبادات نیز برای همین منظور تشریع شده‌اند. انسان تا زمانی که حقیقت برتر وجود خود را نشناسد، نمی‌تواند از اسارت نفس امّاره رهایی یابد. از این رو همواره به تفکر، همنشینی با نیکان و مراجعه به درون خویش برای تشخیص خوب از بد سفارش شده است.
+
=== بقای نفس در فلسفه اسلامی ===
 +
فیلسوفان مسلمان بر جاودانگی نفس اتفاق نظر دارند. استدلال اساسی: هر چیزی که فاسد می‌شود، یا [[جوهر]] مادی است و یا [[عرض]] وابسته به ماده. نفس جوهر مجرد است و ویژگی‌های ماده (تجزیه، تغییر مکان، فساد) را ندارد. بنابراین مرگ که فساد ترکیب بدنی است، تأثیری در حقیقت مجرد نفس ندارد.<ref>[[ابن سینا]]، «الشفاء - الهیات»، مقاله نهم، فصل۷</ref><ref>[[ملاصدرا]]، «اسفار»، ج۹، ص۱۳۰</ref>
  
==نفس در روایات==
+
دربارهٔ نحوهٔ بقا دو دیدگاه وجود دارد:
در احادیث معصومان (ع) دو دسته روایت دربارهٔ نفس دیده می‌شود: دسته‌ای نفس را گوهری گرانبها و شخصیت معنوی انسان معرفی می‌کنند و بر شناخت و پاسداری از آن تأکید می‌ورزند؛ دسته دیگر نفس را دشمن‌ترین دشمن انسان و بزرگ‌ترین مانع تکامل می‌شمارند. این دو نگاه متناقض نیستند، زیرا دستهٔ دوم اشاره به نفس امّاره دارد — آن حالت از نفس که انسان را به بدی فرمان می‌دهد — نه به حقیقت ملکوتی و اصلی انسان.
 
  
=== تکریم نفس انسان و بیان اهمیت خودشناسی ===
+
* '''[[ابن سینا]]:''' نفس پس از مرگ به تجرد عقلی محض می‌رسد و کاملاً از ماده رها می‌شود.<ref>ابنسینا، «النجاة»، ص۳۰۱</ref> نقد این نظریه دشواری تبیین «[[معاد جسمانی]]» است.
 +
* '''[[ملاصدرا]]:''' با نظریهٔ «تجرد برزخی» معتقد است نفس در عالم پس از مرگ، در «بدن مثالی» قرار می‌گیرد که متناسب با اعمال و ملکات اخلاقی انسان شکل می‌گیرد.<ref>ملاصدرا، «اسفار»، ج۹، ص۱۳۵-۱۴۰</ref><ref>ملاصدرا، «المبدأ و المعاد»، ص۲۴۰</ref>
  
پیامبر اکرم (ص) می‌فرماید: «مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّهُ»<ref>بحار الأنوار، ج۲، ص۳۲</ref>. این حدیث نشان می‌دهد که نفس چنان شرافت و جایگاهی دارد که شناخت آن، همسنگ شناخت خداوند است. و امام علی (ع) دربارهٔ ارزش نفس می‌فرماید: «إِنَّ النَّفْسَ لَجَوْهَرَةٌ ثَمِينَةٌ مَنْ صَانَهَا رَفَعَهَا وَ مَنِ ابْتَذَلَهَا وَضَعَهَا»؛ نفس گوهری گرانبهاست؛ هرکس از آن پاسداری کند به کمال می‌رسد و هرکس آن را در امور پست به کار گیرد، سقوط می‌کند.<ref>غرر الحکم، ص۲۳۱-۲۳۲</ref>. نیز می‌فرماید: «خَلَقَ الْإِنْسَانَ ذَا نَفْسٍ نَاطِقَةٍ إِنْ زَكَّاهَا بِالْعِلْمِ وَ الْعَمَلِ فَقَدْ شَابَهَتْ جَوَاهِرَ أَوَائِلَ»؛ خدا انسان را دارای نفس متفکری آفرید که اگر با علم و عمل تزکیه شود، همانند موجودات ملکوتی می‌گردد.<ref>همان، ص۲۳۱</ref>
+
=== مباحث دیگر در مورد نفس ===
  
در این دسته از روایات، «نفس» همان شخصیت و حقیقت اصلی انسان است که با اختیار و عمل خود می‌تواند به بالاترین درجات قرب الهی نائل شود.
+
'''قوای نفس (مراتب):''' نفس انسانی دارای قوا و مراتبی است: نفس نباتی (غاذیه): مسئول تغذیه، رشد و تولید مثل؛ نفس حیوانی: مسئول احساس (حواس ظاهر و باطن) و حرکت ارادی (شهوت و غضب)؛ [[نفس ناطقه]] (انسانی): قوه عاقله که خاص انسان است و او را قادر به تفکر و ادراک کلیات می‌کند.<ref>[[علامه طباطبایی]]، «نهایة الحکمة»، مرحله۱۱، فصل۴</ref><ref>[[ابن سینا]]، «شفاء - نفس»، مقاله اول، فصل۵</ref> [[ملاصدرا]] این قوا را مراتب وجودی نفس (نه امور جدای از آن) می‌داند.<ref>ملاصدرا، «اسفار»، ج۸، ص۲۸۹</ref>
  
=== نکوهش نفس امّاره به عنوان دشمن انسان ===
+
'''رابطهٔ نفس و بدن:'''
  
دسته دوم روایات، نفس را مذمت کرده و از آن به عنوان بزرگ‌ترین دشمن انسان یاد می‌کنند. این نکوهش‌ها هرگز به حقیقت ملکوتی نفس اشاره ندارد، بلکه به «نفس امّاره» بازمی‌گردد — آن حالت و شأنی از نفس که انسان را به بدی‌ها فرمان می‌دهد و او را از راه رشد و کمال بازمی‌دارد.
+
* '''[[ابن سینا]]:''' رابطهٔ «[[صورت]] با [[ماده]]» دارد؛ نفس صورت (کمال) و بدن ماده (قابلیت) است. اما نفس در ذات خود مجرد و مستقل است.<ref>ابنسینا، «شفاء - نفس»، مقاله اول، فصل۱</ref>
 +
* '''[[ملاصدرا]]:''' نفس و بدن دو جوهر جدا نیستند، بلکه دو مرتبه از یک حقیقت واحد هستند. بدن مرتبهٔ نازل و ظاهر نفس است و نفس مرتبهٔ عالی و باطن بدن.<ref>ملاصدرا، «اسفار»، ج۸، ص۳۴۸</ref><ref>ملاصدرا، «الشواهد الربوبیة»، المنهج الثانی، الشاهد الثالث</ref>
  
پیامبر خدا (ص) می‌فرماید: «أَعْدَى عَدُوِّكَ نَفْسُكَ الَّتِي بَيْنَ جَنْبَيْكَ»؛ دشمن‌ترین دشمن تو، همان نفسی است که میان دو پهلویت قرار دارد.<ref>پاینده، نهج الفصاحة، ص۲۲۰</ref> امام علی (ع) نیز می‌فرماید: «نَفْسُكَ أَقْرَبُ أَعْدَائِكَ إِلَيْكَ»؛ نفس تو نزدیک‌ترین دشمن توست.<ref>آمدی، تصنیف غرر الحکم، ص۲۳۹</ref> و نیز می‌فرماید: «نفس امّاره مانند فرد منافق، تملق انسان را می‌گوید و در قالب دوست جلوه می‌کند تا بر انسان مسلط شود و او را به مراحل ناشایست وارد کند.»<ref>دیلمی، إرشاد القلوب، ج۱، ص۹۸</ref>
+
'''ابطال [[تناسخ]]:''' فلاسفه اسلامی تناسخ (انتقال نفس پس از مرگ به بدنی دیگر در همین جهان) را به دلایل عقلی باطل می‌دانند. از جمله: هر نفسی تعلق ذاتی به بدن خاص خود دارد؛ انتقال به بدن دیگر موجب اختلال در نظام علت و معلول و هدفمندی خلقت می‌شود.<ref>[[ابن سینا]]، «شفاء - الهیات»، مقاله نهم، فصل۵</ref><ref>[[ملاصدرا]]، «اسفار»، ج۹، ص۴۰</ref>
  
در روایت دیگر، امام علی (ع) مؤمن را چنین توصیف می‌کند: «مؤمن همواره در هر صبحگاه و شامگاه به نفس خود بدگمان است.»<ref>دیلمی، إرشاد القلوب، ج۱، ص۹۸</ref> یعنی همواره از فریب‌کاری‌های نفس امّاره به هراس است و هرگز خود را از گزند آن ایمن نمی‌داند.
+
== نفس در قرآن ==
 +
=== کاربردهای قرآنی «نفس» ===
 +
قرآن کریم واژهٔ «نفس» را در سه معنای اصلی به کار برده است:
  
=== جهاد با نفس اماره ===
+
'''۱. ذات و حقیقت اشیا'''؛ مانند آیهٔ «تَعْلَمُ ما فی نَفْسی وَ لا أَعْلَمُ ما فی نَفْسِکَ».<ref>آیه ۱۱۶ سوره مائده</ref>
یکی از تعابیری که در روایات وجود دارد تعبیر جهاد با نفس است که منظور از آن جهاد با نفس اماره است. در حدیث معروفی، پیامبر (ص) گروهی را که از جهاد بازگشته بودند اینگونه خطاب قرار داد: «آفرین بر گروهی که جهاد اصغر را انجام دادند، ولی وظیفهٔ جهاد اکبر بر دوش آنها باقی است.» عرض کردند: ای رسول خدا، جهاد اکبر چیست؟ فرمود: «جهاد با نفس.»<ref>وسائل الشیعة، ج۱۱، ص۱۲۴</ref>
 
  
امام علی (ع) نیز می‌فرماید: «الْمُجَاهِدُ مَنْ جَاهَدَ نَفْسَهُ»؛ مجاهد واقعی کسی است که با هوس‌های سرکش نفس خود بجنگد.<ref>همان</ref> و پیامبر (ص) فرمود: «برترین جهاد، جهاد با نفسی است که میان دو پهلوی تو قرار دارد.»<ref>بحار الأنوار، ج۶۷، ص۶۵</ref>
+
'''۲. روح مجرد'''؛ مانند «اللَّهُ یَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حینَ مَوْتِها».<ref>آیه ۴۲ سوره زمر</ref>
اما جهاد با نفس مورد نظر روایات ترک لذت‌های دنیا و سرکوب تمایلات جسمانی نیست چرا که خداوند نعمت‌های دنیا را برای بهره‌مندی انسان آفریده است: «هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُمْ مَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا»<ref>آیه ۲۹ سوره بقره</ref>. در آیهٔ دیگر می‌فرماید: «قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَ الطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ»<ref>آیه ۳۲ سوره اعراف</ref>. و بنابراین جهاد با نفس به معنای محرومیت از نعمت‌های حلال نیست.
 
  
بلکه حقیقت جهاد، مهار کردن و تعدیل خواسته‌های نفسانی در چارچوب عقل و شرع است. پیامبر (ص) خود فرمود: «چه می‌شود گروهی از یاران مرا که ترک گوشت و بوی خوش و زن کرده‌اند! همانا من خودم هم گوشت می‌خورم و هم بوی خوش استعمال می‌کنم و هم از همسرم بهره می‌گیرم. هر کس از روش من اعراض کند، از من نیست.»<ref>حکمت نامه پیامبر اعظم، ج۵، ص۵۴۳</ref> و نیز توصیه فرمود: «برای دنیایت چنان کار کن که گویی تا ابد زنده خواهی ماند و برای آخرتت چنان کار کن که گویی همین فردا می‌میری.»<ref>همان، ص۵۴۵</ref>
+
'''۳. شخص انسان (مرکب از جسم و روح)'''؛ مانند «خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ».<ref>آیه ۱ سوره نساء</ref>
  
اسلام نه آزادی افسارگسیختهٔ امیال را می‌پذیرد و نه سرکوب و تعطیل نیازهای طبیعی را. جهاد با نفس، همان راه میانه و اعتدالی است که انسان را از اسارت نفس امّاره رهایی می‌بخشد و به مقام قرب الهی نائل می‌کند.
+
همچنین خداوند در قرآن سه حالت یا شأن برای نفس برمی‌شمارد که هر انسان بسته به ایمان و عمل خود ممکن است در یکی از آنها باشد.
  
== پانویس ==
+
=== نفس مطمئنه ===
<references />
+
قرآن كريم، گاهى نفس را به صفت «مطمئنّه» مى‌خواند و مى‌فرمايد: «يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّة»؛ اى نفس مطمئنّه، خشنود و خداپسند به سوى پروردگارت بازگرد.<ref>آیه ۲۷-۲۸ سوره فجر</ref> در توضیح [[نفس مطمئنه]] گفته‌اند: هرگاه حال نفس به گونه‌ای باشد که قوه عقل بر دیگر قوا یعنی غضب و شهوت غالب و پیروز باشد و نفس از مبارزه با آنها در حالت آرامش باشد، در این موقعیت به آن نفس مطمئنه گویند.<ref>نراقی، جامع السعادات، ج۱، ص۶۳</ref>
  
==منابع==
+
=== نفس لوامه ===
قرآن کریم
+
قرآن برای حالت سرزنش‌گر بودن نفس (همان چیزی که معمولاً با كلمه «وجدان» از آن یاد می‌شود) از واژهٔ «نفس لوّامه» استفاده می‌کند: «وَ لا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ»؛ سوگند به نفس لوامه.<ref>آیه ۲ سوره قیامت</ref> در این حالت، انسان پس از خطا پشیمان می‌شود و درونش او را ملامت می‌کند. این حالت نشانهٔ بیداری [[فطرت]] است، هرچند هنوز با گناه درگیر است.
  
آمدی، عبدالواحد بن محمد،  إکمال غرر الحکم، گردآوری: انصاری قمی، مهدی،قم، دليل ما،1384ش
+
=== نفس اماره ===
 +
'''نفس اماره''' حالتی از نفس است که پیوسته انسان را به بدی‌ها فرمان می‌دهد. خداوند در داستان [[حضرت یوسف]] (ع) از زبان همسر عزیز مصر می‌فرماید: «إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ».<ref>آیه ۵۳ سوره یوسف</ref> در این حالت، شهوت و غضب بر عقل چیره می‌شوند و انسان بدون آنکه مبارزه‌ای کند، اسیر خواهش‌های نفسانی می‌گردد.<ref>جامع السعادات، ج۱، ص۶۳</ref> قرآن از این مرحله به خودفراموشی تعبیر کرده است: «وَ لا تَكُونُوا كَالَّذينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ».<ref>آیه ۱۹ سوره حشر</ref> و نیز زیانکاری اخروی را نتیجهٔ پیروی از نفس اماره می‌داند.<ref>آیه ۱۵ سوره زمر</ref> این نفس، دشمنی پنهان است (بر خلاف [[شیطان]] که دشمن آشکار است<ref>آیه ۱۶۸ سوره بقره، آیه ۲۰۸ سوره بقره، آیه ۱۴۲ سوره انعام</ref>) و نیرنگ‌هایش تنها با رحمت الهی قابل رهایی است.<ref>آیه ۵۳ سوره یوسف</ref>
  
همو، غرر الحکم (تصحیح رجایی)، مصحح: رجایی، مهدی ، قم، دار الکتاب الإسلامي 1410ق
+
از آنجا که خداوند دو گرایش فجور و [[تقوا]] را در سرشت انسان به ودیعه نهاده است،<ref>آیه ۸ سوره شمس</ref> مبارزه با نفس اماره «[[جهاد اکبر]]» نام گرفته است. «کشتن نفس» در متون دینی به معنای سرکوب خواسته‌ها نیست، بلکه تعدیل و هدایت صحیح آنهاست؛ عبادات نیز برای همین منظور تشریع شده‌اند. انسان تا زمانی که حقیقت برتر وجود خود را نشناسد، نمی‌تواند از اسارت نفس اماره رهایی یابد. از این رو همواره به تفکر، همنشینی با نیکان و مراجعه به درون خویش برای تشخیص خوب از بد سفارش شده است.
  
همو، تصنيف غرر الحكم و درر الكلم‏، محقق / مصحح: درايتى، مصطفى‏، قم، دفتر تبليغات،چاپ اول 1366ش‏
+
== نفس در روایات ==
 +
در احادیث معصومان (ع) دو دسته روایت دربارهٔ نفس دیده می‌شود: دسته‌ای نفس را گوهری گرانبها و شخصیت معنوی انسان معرفی می‌کنند و بر شناخت و پاسداری از آن تأکید می‌ورزند؛ دسته دیگر نفس را دشمن‌ترین دشمن انسان و بزرگ‌ترین مانع تکامل می‌شمارند. این دو نگاه متناقض نیستند، زیرا دستهٔ دوم اشاره به نفس اماره دارد — آن حالت از نفس که انسان را به بدی فرمان می‌دهد — نه به حقیقت ملکوتی و اصلی انسان.
  
ابن‌بابویه، محمد بن علی، معاني الأخبار، مصحح: غفاری، علی‌‌اکبر ، قم، جامعه مدرسین حوزه علمیه،1361ش
+
=== تکریم نفس انسان و بیان اهمیت [[خودشناسی]] ===
 +
[[پیامبر اکرم]] (ص) می‌فرماید: «مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّهُ».<ref>بحار الأنوار، ج۲، ص۳۲</ref> این حدیث نشان می‌دهد که نفس چنان شرافت و جایگاهی دارد که شناخت آن، همسنگ شناخت خداوند است. [[امام علی]] (ع) دربارهٔ ارزش نفس می‌فرماید: «إِنَّ النَّفْسَ لَجَوْهَرَةٌ ثَمِينَةٌ مَنْ صَانَهَا رَفَعَهَا وَ مَنِ ابْتَذَلَهَا وَضَعَهَا»؛ نفس گوهری گرانبهاست؛ هرکس از آن پاسداری کند به کمال می‌رسد و هرکس آن را در امور پست به کار گیرد، سقوط می‌کند.<ref>غرر الحکم، ص۲۳۱-۲۳۲</ref> نیز می‌فرماید: «خَلَقَ الْإِنْسَانَ ذَا نَفْسٍ نَاطِقَةٍ إِنْ زَكَّاهَا بِالْعِلْمِ وَ الْعَمَلِ فَقَدْ شَابَهَتْ جَوَاهِرَ أَوَائِلَ»؛ خدا انسان را دارای نفس متفکری آفرید که اگر با علم و عمل [[تزکیه]] شود، همانند موجودات ملکوتی می‌گردد.<ref>همان، ص۲۳۱</ref>
  
ابن‌شعبه، حسن بن علی، تحف العقول،مصحح: غفاری، علی‌‌اکبر،جماعة المدرسين في الحوزة العلمیة بقم. مؤسسة النشر الإسلامي1363ش
+
در این دسته از روایات، «نفس» همان شخصیت و حقیقت اصلی انسان است که با اختیار و عمل خود می‌تواند به بالاترین درجات قرب الهی نائل شود.
  
ابن‌طاووس، علی بن موسی، لإقبال بالأعمال الحسنة فیما یعمل مرة في السنة، مصحح: قیومی اصفهانی، جواد قم، مکتب الإعلام الإسلامي. مرکز النشر1376ش
+
=== نکوهش نفس اماره به عنوان دشمن انسان ===
 +
دسته دوم روایات، نفس را مذمت کرده و از آن به عنوان بزرگ‌ترین دشمن انسان یاد می‌کنند. [[پیامبر اکرم]] (ص) می‌فرماید: «أَعْدَى عَدُوِّكَ نَفْسُكَ الَّتِي بَيْنَ جَنْبَيْكَ»؛ دشمن‌ترین دشمن تو، همان نفسی است که میان دو پهلویت قرار دارد.<ref>پاینده، نهج الفصاحة، ص۲۲۰</ref> [[امام علی]] (ع) نیز می‌فرماید: «نَفْسُكَ أَقْرَبُ أَعْدَائِكَ إِلَيْكَ»؛ نفس تو نزدیک‌ترین دشمن توست.<ref>آمدی، تصنیف غرر الحکم، ص۲۳۹</ref> و نیز می‌فرماید: «نفس اماره مانند فرد منافق، تملق انسان را می‌گوید و در قالب دوست جلوه می‌کند تا بر انسان مسلط شود و او را به مراحل ناشایست وارد کند.»<ref>دیلمی، إرشاد القلوب، ج۱، ص۹۸</ref> در روایت دیگر، [[امام علی]] (ع) مؤمن را چنین توصیف می‌کند: «مؤمن همواره در هر صبحگاه و شامگاه به نفس خود بدگمان است.»<ref>دیلمی، إرشاد القلوب، ج۱، ص۹۸</ref>
  
ابن مسکویه، احمدبن محمد، تهذیب الأخلاق و تطهیر الأعراق، محقق:هلالی عماد، طليعة النور،1426ق،
+
=== جهاد با نفس اماره ===
 +
یکی از تعابیری که در روایات وجود دارد تعبیر «جهاد با نفس» است که منظور از آن جهاد با نفس اماره است. در حدیث معروفی، [[پیامبر اکرم]] (ص) گروهی را که از جهاد بازگشته بودند اینگونه خطاب قرار داد: «آفرین بر گروهی که جهاد اصغر را انجام دادند، ولی وظیفهٔ [[جهاد اکبر]] بر دوش آنها باقی است.» عرض کردند: ای رسول خدا، جهاد اکبر چیست؟ فرمود: «جهاد با نفس.»<ref>وسائل الشیعة، ج۱۱، ص۱۲۴</ref>
  
ابن مسکویه، احمد بن محمد، اخلاق و راه سعادت،مترجم: امین، نصرت بیگم، تهران، نشر: فيض کاشانی،1369ش
+
[[امام علی]] (ع) نیز می‌فرماید: «الْمُجَاهِدُ مَنْ جَاهَدَ نَفْسَهُ»؛ مجاهد واقعی کسی است که با هوس‌های سرکش نفس خود بجنگد.<ref>همان</ref> و [[پیامبر اکرم]] (ص) فرمود: «برترین جهاد، جهاد با نفسی است که میان دو پهلوی تو قرار دارد.»<ref>بحار الأنوار، ج۶۷، ص۶۵</ref>
  
ابن منظور، محمد بن مكرم‏،  لسان العرب‏،حقق / مصحح: مير دامادى، جمال الدين‏،بیروت، دار الفكر للطباعة و النشر و التوزيع- دار صادر،چاپ سوم1414ق
+
اما جهاد با نفس مورد نظر روایات ترک لذت‌های دنیا و سرکوب تمایلات جسمانی نیست چرا که خداوند نعمت‌های دنیا را برای بهره‌مندی انسان آفریده است: «هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُمْ مَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا».<ref>آیه ۲۹ سوره بقره</ref> در آیهٔ دیگر می‌فرماید: «قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَ الطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ».<ref>آیه ۳۲ سوره اعراف</ref> بنابراین جهاد با نفس به معنای محرومیت از نعمت‌های حلال نیست. بلکه حقیقت جهاد، مهار کردن و تعدیل خواسته‌های نفسانی در چارچوب عقل و شرع است. [[پیامبر اکرم]] (ص) خود فرمود: «چه می‌شود گروهی از یاران مرا که ترک گوشت و بوی خوش و زن کرده‌اند! همانا من خودم هم گوشت می‌خورم و هم بوی خوش استعمال می‌کنم و هم از همسرم بهره می‌گیرم. هر کس از روش من اعراض کند، از من نیست.»<ref>محمدی ری‌شهری، حکمت نامه پیامبر اعظم، ج۵، ص۵۴۳</ref> و نیز توصیه فرمود: «برای دنیایت چنان کار کن که گویی تا ابد زنده خواهی ماند و برای آخرتت چنان کار کن که گویی همین فردا می‌میری.»<ref>همان، ص۵۴۵</ref>
  
پاينده، ابو القاسم‏، هج الفصاحة، تهران، نشر دنياى دانش‏ ،چاپ چهارم1382ش
+
اسلام نه آزادی افسارگسیختهٔ امیال را می‌پذیرد و نه سرکوب و تعطیل نیازهای طبیعی را. جهاد با نفس، همان راه میانه و اعتدالی است که انسان را از اسارت نفس اماره رهایی می‌بخشد و به مقام قرب الهی نائل می‌کند.
  
جزایری، محمدعلی،  ‌دروس اخلاق اسلامی، حوزه علميه قم. مرکز مديريت1388ش
+
== پانویس ==
 
+
<references />
جمال الدين محمد خوانسارى  شرح بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم‏، ناشر: دانشگاه تهران‏1366ش
 
جوادی آملی، حکمت علوی، قم، مرکز نشر اسراء، چاپ پنجم ۱۳۸۷ ش
 
 
 
حر عاملی، محمد بن حسن، ترجمه وسائل الشیعة: کتاب جهاد النفس، مترجم: صحت، علی، تهران،  نشرناس1364ش
 
 
 
همو، جهاد با نفس، مترجم: افراسیابی نهاوندی، علی ، قم، نشر نهاوندی 1380ش
 
 
 
همو، الجواهر السنية في الأحاديث القدسية،  مترجم: كاظمى خلخالى، زين العابدين‏، تهران، نشر دهقان،چاپ سوم 1380ش
 
 
 
حسینی طهرانی، محمدحسین، رساله لب اللباب در سیر و سلوک أولی الألباب، مشهد، نشر علامه طباطبايی،1426ق
 
 
 
همو، شرح چهل حدیث،قم، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينی (س)1380ش
 
 
 
همو،تهذیب نفس و سیر و سلوک،تهران، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينی (س)1387ش
 
راغب اصفهانى، حسين بن محمد،مفردات ألفاظ القرآن‏،حقق / مصحح: داوودى، صفوان عدنان‏، بیروت دار القلم- الدار الشامية،1412ق
 
 
 
راغب اصفهانى، حسين بن محمد، ترجمه و تحقيق مفردات الفاظ قرآن‏، مترجم: خسروى، غلامرضا ،محقق / مصحح: خسروى حسينى، غلامرضا، تهران ناشر: مرتضوي‏،چاپ دوک1374ش
 
 
 
زمخشرى،محمود،الكشافعنحقائقغوامضالتنزيل، بیروت، چاپ سوم، دارالكتابالعربی، 1407ق
 
 
 
ديلمى، حسن بن محمد،إرشاد القلوب إلى الصواب‏،قم،نشر الشريف الرضي، چاپ اول ‏1412ق
 
 
 
شبرّ، عبدالله؛ اخلاق، ترجمه محمدرضا جباران، قم، هجرت، ۱۳۷۷،
 
 
شريف الرضي، محمد بن حسين‏، نهج البلاغة، مترجم: انصاريان، حسين‏، قم، دار العرفان‏
 
،چاپ اول 1388ش‏
 
 
 
همو، نهج البلاغه، مترجم: دشتى، محمد، قم ، نشر مشهور،چاپ اول 1379ش
 
 
 
شهید ثانی، زین‌‌الدین بن علی، مصباح الشریعة و مفتاح الحقیقة منسوب به امام جعفر صادق علیه السلام، مصحح: مرندی، رضا مترجم: گیلانی، عبدالرزاق بن محمدهاشم ، تهران، پيام حق1377ش
 
 
 
شفیعی مازندرانی، محمد؛ پرتوی از اخلاق اسلامی، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی ۱۳۷۲، اول
 
 
 
طباطبایی، سید محمد حسین،المیزان فی تفسیر القرآن، قم، دفترانتشارات اسلامى جامعه ‏مدرسين حوزه علميه، چاپ پنجم،1417ق
 
 
 
طوسی، ابوجعفر محمد بن حسن، التبيان في تفسيرالقرآن، مقدمه شيخ آقا بزرگ تهرانى و تحقيق احمد قصيرعامل، بیروت، داراحياء التراث العربی، بی تا
 
 
 
على بن الحسين، امام چهارم عليه السلام‏، الصحيفة السجادية، قم، دفتر نشر الهادى،چاپ اول 1376ش‏
 
 
 
على بن موسى، امام هشتم عليه السلام‏،  الفقه المنسوب إلى الإمام الرضا عليه السلام‏، نحقیق و نشر: مؤسسة آل البيت عليهم السلام‏، مشهد،چاپ اول 1406ق
 
 
 
فراهيدى، خليل بن أحمد، العین، قم،نشر هجرت‏، چاپ دوم،1409ق
 
 
 
فیض کاشانی، محسن محمد بن مرتضی، المحجة البیضاء، صحح: غفاری، علی‌‌اکبر ، قم، جماعة المدرسين في الحوزة العلمیة،1417ق
 
 
 
همو،محمد بن شاه مرتضی، راه روشن،مترجم: عارف، محمدصادق، عطایی، محمد رضا و صاحبی، عبدالعلی،مشهد، آستان قدس رضوی. بنياد پژوهشهای اسلامى1372ش
 
 
 
قمى، على بن ابراهيم‏، تفسير القمي‏، محقق / مصحح: موسوى جزائرى، طيّب‏،قم دارالکتاب، چاپ سوم1404ق
 
 
 
قمی، عباس، کلیات مفاتیح الجنان،قم،نشر اسوه
 
 
 
قیومی، احمد بن محمد، المصباح المنیر فی غریب شرح الکبیر،  قم، موسسه دارالهجره 1414ق
 
 
 
كلينى، محمد بن يعقوب‏، الکافی،قم داراحدیث، 1429ق
 
 
 
مجلسی، محمدباقر، بحار الأنوار، بیروت، دار إحياء التراث العربي1403ق
 
 
 
مدنی، علیخان بن احمد، ریاض السالکین فی شرح صحیفة سید الساجدین صلوات الله علیه، محقق: حسینی امینی، محسن، قم، جماعة المدرسين في الحوزة العلمیة بقم. مؤسسة النشر الإسلامي،1409ق
 
 
 
محمدی ری شهری، محمد؛ میزان الحکمه، ترجمه حمیدرضا شیخی، قم، دارالحدیث، ۱۳۷۹ش
 
 
 
محمدی ری‌شهری، محمد، حکمت نامه پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم، جمعی از نویسندگان و گروه مترجمان ، قم، مؤسسه علمی فرهنگی دار الحديث. سازمان چاپ و نشر1387ش
 
 
 
مصطفوى، حسن‏، التحقيق في كلمات القرآن الكريم، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي‏،چاپ اول 1368ش
 
 
 
مطهری،مرتضی، مجموعه آثار استاد شهید مطهری، تهران ،صدرا، چاپ هفتم، 1418ق،کتابخانه دیجیتال نور
 
 
 
همو، ادداشتهای استاد مطهری،  تهران ،صدرا، چاپ اول،1420ق، کتابخانه دیجیتال نور
 
 
 
مکارم شیرازی،اخلاق در قرآن،پدیدآور: جمعی از نویسندگان، قم، مدرسة الإمام علي بن أبي طالب (علیه السلام)1385ش
 
 
 
نراقی، احمد بن محمدمهدی، معراج اسعاده،قم 1378ش
 
 
 
نراقی، مهدی بن ابی ذر، جامع السعادات، مصحح: کلانتر، محمد مقدمه نويس: مظفر، محمد رضا، بیروت، مؤسسة الأعلمي للمطبوعات
 
  
نوری، حسین بن محمدتقی، مستدرک الوسائل، بیروت مؤسسة آل البیت (علیهم السلام) لإحیاء التراث،1408ق،
+
== منابع ==
 +
* ابن سینا، حسین بن عبدالله، «النجاة من الغرق فی بحر الضلالات»، تصحیح محمدتقی دانشپژوه، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۶۴ش.
 +
* ابن سینا، حسین بن عبدالله، «الشفاء - الهیات»، تصحیح حسن زاده آملی، قم، بوستان کتاب، ۱۳۸۳ش.
 +
* ابن سینا، حسین بن عبدالله، «الشفاء - طبیعیات - نفس»، تصحیح حسن زاده آملی، قم، بوستان کتاب، ۱۳۸۳ش.
 +
* ابن سینا، حسین بن عبدالله، «الشفاء - طبیعیات»، به تحقیق سعید زاید، قم، مرعشی نجفی، ۱۴۰۴ق.
 +
* ابن منظور، محمد بن مکرم، «لسان العرب»، تحقیق و تصحیح میر دامادی، جمال الدین، بیروت، دار الفکر للطباعة و النشر و التوزيع - دار صادر، چاپ سوم، ۱۴۱۴ق.
 +
* آمدی، عبدالواحد بن محمد، «تصنيف غرر الحكم و درر الكلم»، محقق / مصحح: درايتى، مصطفى، قم، دفتر تبليغات، چاپ اول، ۱۳۶۶ش.
 +
* آمدی، عبدالواحد بن محمد، «غرر الحکم»، مصحح: رجایی، مهدی، قم، دار الکتاب الإسلامي، ۱۴۱۰ق.
 +
* پاينده، ابو القاسم، «نهج الفصاحة»، تهران، نشر دنياى دانش، چاپ چهارم، ۱۳۸۲ش.
 +
* حر عاملی، محمد بن حسن، «وسائل الشیعة»، قم، مؤسسة آل البیت علیهم السلام، ۱۴۰۹ق.
 +
* خواجه نصیرالدین طوسی، محمد بن محمد، «تلخیص المحصل»، تصحیح عبدالله نورانی، تهران، مؤسسه مطالعات اسلامی، ۱۳۵۹ش.
 +
* ديلمى، حسن بن محمد، «إرشاد القلوب إلى الصواب»، قم، نشر الشريف الرضي، چاپ اول، ۱۴۱۲ق.
 +
* راغب اصفهانى، حسين بن محمد، «مفردات ألفاظ القرآن»، تحقیق و تصحیح داوودى، صفوان عدنان، بیروت، دار القلم - الدار الشامية، ۱۴۱۲ق.
 +
* طباطبایی، سید محمد حسین، «الميزان فی تفسیر القرآن»، قم، دفتر انتشارات اسلامى جامعه مدرسين حوزه علميه، چاپ پنجم، ۱۴۱۷ق.
 +
* طباطبایی، سید محمدحسین، «نهایة الحکمة»، تعلیق و تصحیح عباسعلی زارعی سبزواری، قم، مؤسسه نشر اسلامی، ۱۴۲۲ق.
 +
* فراهيدى، خليل بن أحمد، «العین»، قم، نشر هجرت، چاپ دوم، ۱۴۰۹ق.
 +
* محمدی ری‌شهری، محمد، «حکمت نامه پیامبر اعظم»، قم، مؤسسه علمی فرهنگی دار الحديث، سازمان چاپ و نشر، ۱۳۸۷ش.
 +
* مجلسی، محمدباقر، «بحار الأنوار»، بیروت، دار إحياء التراث العربي، ۱۴۰۳ق.
 +
* مصطفوى، حسن، «التحقيق في كلمات القرآن الكريم»، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، چاپ اول، ۱۳۶۸ش.
 +
* ملاصدرا، صدرالدین محمد بن ابراهیم شیرازی، «المبدأ و المعاد»، تصحیح سید جلال الدین آشتیانی، تهران، انجمن حکمت و فلسفه ایران، ۱۳۵۴ش.
 +
* ملاصدرا، صدرالدین محمد بن ابراهیم شیرازی، «الشواهد الربوبیة فی المناهج السلوکیة»، تصحیح سید جلال الدین آشتیانی، مشهد، المرکز الجامعی للنشر، ۱۳۶۰ش.
 +
* ملاصدرا، صدرالدین محمد بن ابراهیم شیرازی، «الحکمة المتعالیة فی الأسفار العقلیة الأربعة» (۹ جلد)، بیروت، دار إحیاء التراث العربی.
 +
* نراقی، مهدی بن ابی ذر، «جامع السعادات»، مصحح: کلانتر، محمد؛ مقدمه‌نویس: مظفر، محمد رضا، بیروت، مؤسسة الأعلمي للمطبوعات.
  
ورام، مسعود بن عیسی، تنبيه الخواطر و نزهة النواظر(مجموعة ورّام)،بیروت دار صعب،بی تا
+
[[رده:واژگان قرآنی]]
 +
[[رده:کلیات اخلاق]]
 +
[[رده:انسان]]
 +
[[رده:فلسفه]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۷ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۸:۴۶

نفس در لغت به معنای ذات و حقیقت هر چیز و خودِ یک چیز است که برای تأکید به کار می‌رود. در اصطلاح فرهنگ دینی، کلمۀ «نفس» در قالب ترکیب روح و جسد به عنوان شخص انسان یا نفس انسان به کار رفته است.

در فلسفه اسلامی، نفس جوهری غیرمادی، مجرد و جاودان است که با بدن رابطۀ تدبیری دارد. برهان‌هایی چون «انسان معلق» (ابن سینا)، «وحدت ادراک» و «ادراک کلیات» بر تجرد نفس اقامه شده است.

در قرآن سه حالت برای نفس بیان شده: «نفس مطمئنه» (آرام‌یافته و به مقام رضای الهی رسیده)، «نفس لوامه» (وجدان بیدار و سرزنش‌گر)، و «نفس اماره» (فرمان‌دهنده به بدی و دشمن پنهان انسان).

از نظر روایات اسلامی نفس گوهری گرانبها و شخصیت معنوی انسان معرفی شده و خودشناسی (حدیث «مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّهُ») کلید خداشناسی و سعادت شمرده شده است. همچنین در روایات انسان مومن به مبارزه با نفس اماره «جهاد اکبر» فراخوانده شده است.

نَفْس در لغت

نفس در لغت به معنای ذات و حقیقت هر چیز و خود یک چیز است که برای تأکید به کار می‌برند.[۱] در اصطلاح فرهنگ دینی، کلمه نفس در قالب ترکیب روح و جسد به عنوان شخص انسان یا نفس انسان به کار رفته است.[۲]

نفس در فلسفه

پیدایش نفس (حدوث نفس)

دیدگاه پذیرفته شده در فلسفه امروز نظر ملاصدرا است که معتقد است نفس در لحظهٔ پیدایش، وجودی وابسته به ماده دارد (یعنی بدون ماده حادث نمی‌شود)، اما همین نفس با حرکت جوهری تدریجاً از ماده مجرد می‌گردد و به مرتبهٔ تجرد عقلی می‌رسد.[۳]

اثبات وجود نفس (براهین عقلی)

فلاسفه اسلامی برای اثبات نفس به عنوان حقیقتی غیرمادی و متمایز از بدن، براهین متعددی اقامه کرده‌اند:

۱. برهان «انسان معلق» (ابن سینا): اگر انسان را در حالی تصور کنیم که از تمام احساسات بدنی و اشیای بیرونی قطع شده باشد (مثلاً معلق در فضا با چشم بسته)، باز هم «منِ» خود را به عنوان موجودی که هستی دارد، درک می‌کند. این درک که وابسته به هیچ عضو حسی نیست، گواهی بر وجود حقیقتی به نام «نفس» است.[۴]

۲. برهان «وحدت ادراک»: انسان با یک «من» واحد، امور مختلف (رنگ، بو، صدا، لذت و رنج) را در یک لحظه درک می‌کند. اگر نفس پدیده‌ای مادی بود، باید هر ادراک توسط بخش جداگانه‌ای از بدن صورت گیرد و وحدت میان آنها قابل توضیح نبود. بنابراین یک جوهر غیرمادی و ساده به نام نفس وجود دارد.[۵]

۳. ادراک کلیات: نفس انسان قادر به درک مفاهیم کلی (مانند انسانیت، عدالت، حقیقت) است. کلیات نه مکان دارند، نه زمان و نه ویژگی مادی. ادراک چنین مفاهیمی تنها توسط موجودی مجرد ممکن است، نه توسط اعضای حسی و مادی بدن.[۶]

بقای نفس در فلسفه اسلامی

فیلسوفان مسلمان بر جاودانگی نفس اتفاق نظر دارند. استدلال اساسی: هر چیزی که فاسد می‌شود، یا جوهر مادی است و یا عرض وابسته به ماده. نفس جوهر مجرد است و ویژگی‌های ماده (تجزیه، تغییر مکان، فساد) را ندارد. بنابراین مرگ که فساد ترکیب بدنی است، تأثیری در حقیقت مجرد نفس ندارد.[۷][۸]

دربارهٔ نحوهٔ بقا دو دیدگاه وجود دارد:

  • ابن سینا: نفس پس از مرگ به تجرد عقلی محض می‌رسد و کاملاً از ماده رها می‌شود.[۹] نقد این نظریه دشواری تبیین «معاد جسمانی» است.
  • ملاصدرا: با نظریهٔ «تجرد برزخی» معتقد است نفس در عالم پس از مرگ، در «بدن مثالی» قرار می‌گیرد که متناسب با اعمال و ملکات اخلاقی انسان شکل می‌گیرد.[۱۰][۱۱]

مباحث دیگر در مورد نفس

قوای نفس (مراتب): نفس انسانی دارای قوا و مراتبی است: نفس نباتی (غاذیه): مسئول تغذیه، رشد و تولید مثل؛ نفس حیوانی: مسئول احساس (حواس ظاهر و باطن) و حرکت ارادی (شهوت و غضب)؛ نفس ناطقه (انسانی): قوه عاقله که خاص انسان است و او را قادر به تفکر و ادراک کلیات می‌کند.[۱۲][۱۳] ملاصدرا این قوا را مراتب وجودی نفس (نه امور جدای از آن) می‌داند.[۱۴]

رابطهٔ نفس و بدن:

  • ابن سینا: رابطهٔ «صورت با ماده» دارد؛ نفس صورت (کمال) و بدن ماده (قابلیت) است. اما نفس در ذات خود مجرد و مستقل است.[۱۵]
  • ملاصدرا: نفس و بدن دو جوهر جدا نیستند، بلکه دو مرتبه از یک حقیقت واحد هستند. بدن مرتبهٔ نازل و ظاهر نفس است و نفس مرتبهٔ عالی و باطن بدن.[۱۶][۱۷]

ابطال تناسخ: فلاسفه اسلامی تناسخ (انتقال نفس پس از مرگ به بدنی دیگر در همین جهان) را به دلایل عقلی باطل می‌دانند. از جمله: هر نفسی تعلق ذاتی به بدن خاص خود دارد؛ انتقال به بدن دیگر موجب اختلال در نظام علت و معلول و هدفمندی خلقت می‌شود.[۱۸][۱۹]

نفس در قرآن

کاربردهای قرآنی «نفس»

قرآن کریم واژهٔ «نفس» را در سه معنای اصلی به کار برده است:

۱. ذات و حقیقت اشیا؛ مانند آیهٔ «تَعْلَمُ ما فی نَفْسی وَ لا أَعْلَمُ ما فی نَفْسِکَ».[۲۰]

۲. روح مجرد؛ مانند «اللَّهُ یَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حینَ مَوْتِها».[۲۱]

۳. شخص انسان (مرکب از جسم و روح)؛ مانند «خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ».[۲۲]

همچنین خداوند در قرآن سه حالت یا شأن برای نفس برمی‌شمارد که هر انسان بسته به ایمان و عمل خود ممکن است در یکی از آنها باشد.

نفس مطمئنه

قرآن كريم، گاهى نفس را به صفت «مطمئنّه» مى‌خواند و مى‌فرمايد: «يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّة»؛ اى نفس مطمئنّه، خشنود و خداپسند به سوى پروردگارت بازگرد.[۲۳] در توضیح نفس مطمئنه گفته‌اند: هرگاه حال نفس به گونه‌ای باشد که قوه عقل بر دیگر قوا یعنی غضب و شهوت غالب و پیروز باشد و نفس از مبارزه با آنها در حالت آرامش باشد، در این موقعیت به آن نفس مطمئنه گویند.[۲۴]

نفس لوامه

قرآن برای حالت سرزنش‌گر بودن نفس (همان چیزی که معمولاً با كلمه «وجدان» از آن یاد می‌شود) از واژهٔ «نفس لوّامه» استفاده می‌کند: «وَ لا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ»؛ سوگند به نفس لوامه.[۲۵] در این حالت، انسان پس از خطا پشیمان می‌شود و درونش او را ملامت می‌کند. این حالت نشانهٔ بیداری فطرت است، هرچند هنوز با گناه درگیر است.

نفس اماره

نفس اماره حالتی از نفس است که پیوسته انسان را به بدی‌ها فرمان می‌دهد. خداوند در داستان حضرت یوسف (ع) از زبان همسر عزیز مصر می‌فرماید: «إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ».[۲۶] در این حالت، شهوت و غضب بر عقل چیره می‌شوند و انسان بدون آنکه مبارزه‌ای کند، اسیر خواهش‌های نفسانی می‌گردد.[۲۷] قرآن از این مرحله به خودفراموشی تعبیر کرده است: «وَ لا تَكُونُوا كَالَّذينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ».[۲۸] و نیز زیانکاری اخروی را نتیجهٔ پیروی از نفس اماره می‌داند.[۲۹] این نفس، دشمنی پنهان است (بر خلاف شیطان که دشمن آشکار است[۳۰]) و نیرنگ‌هایش تنها با رحمت الهی قابل رهایی است.[۳۱]

از آنجا که خداوند دو گرایش فجور و تقوا را در سرشت انسان به ودیعه نهاده است،[۳۲] مبارزه با نفس اماره «جهاد اکبر» نام گرفته است. «کشتن نفس» در متون دینی به معنای سرکوب خواسته‌ها نیست، بلکه تعدیل و هدایت صحیح آنهاست؛ عبادات نیز برای همین منظور تشریع شده‌اند. انسان تا زمانی که حقیقت برتر وجود خود را نشناسد، نمی‌تواند از اسارت نفس اماره رهایی یابد. از این رو همواره به تفکر، همنشینی با نیکان و مراجعه به درون خویش برای تشخیص خوب از بد سفارش شده است.

نفس در روایات

در احادیث معصومان (ع) دو دسته روایت دربارهٔ نفس دیده می‌شود: دسته‌ای نفس را گوهری گرانبها و شخصیت معنوی انسان معرفی می‌کنند و بر شناخت و پاسداری از آن تأکید می‌ورزند؛ دسته دیگر نفس را دشمن‌ترین دشمن انسان و بزرگ‌ترین مانع تکامل می‌شمارند. این دو نگاه متناقض نیستند، زیرا دستهٔ دوم اشاره به نفس اماره دارد — آن حالت از نفس که انسان را به بدی فرمان می‌دهد — نه به حقیقت ملکوتی و اصلی انسان.

تکریم نفس انسان و بیان اهمیت خودشناسی

پیامبر اکرم (ص) می‌فرماید: «مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّهُ».[۳۳] این حدیث نشان می‌دهد که نفس چنان شرافت و جایگاهی دارد که شناخت آن، همسنگ شناخت خداوند است. امام علی (ع) دربارهٔ ارزش نفس می‌فرماید: «إِنَّ النَّفْسَ لَجَوْهَرَةٌ ثَمِينَةٌ مَنْ صَانَهَا رَفَعَهَا وَ مَنِ ابْتَذَلَهَا وَضَعَهَا»؛ نفس گوهری گرانبهاست؛ هرکس از آن پاسداری کند به کمال می‌رسد و هرکس آن را در امور پست به کار گیرد، سقوط می‌کند.[۳۴] نیز می‌فرماید: «خَلَقَ الْإِنْسَانَ ذَا نَفْسٍ نَاطِقَةٍ إِنْ زَكَّاهَا بِالْعِلْمِ وَ الْعَمَلِ فَقَدْ شَابَهَتْ جَوَاهِرَ أَوَائِلَ»؛ خدا انسان را دارای نفس متفکری آفرید که اگر با علم و عمل تزکیه شود، همانند موجودات ملکوتی می‌گردد.[۳۵]

در این دسته از روایات، «نفس» همان شخصیت و حقیقت اصلی انسان است که با اختیار و عمل خود می‌تواند به بالاترین درجات قرب الهی نائل شود.

نکوهش نفس اماره به عنوان دشمن انسان

دسته دوم روایات، نفس را مذمت کرده و از آن به عنوان بزرگ‌ترین دشمن انسان یاد می‌کنند. پیامبر اکرم (ص) می‌فرماید: «أَعْدَى عَدُوِّكَ نَفْسُكَ الَّتِي بَيْنَ جَنْبَيْكَ»؛ دشمن‌ترین دشمن تو، همان نفسی است که میان دو پهلویت قرار دارد.[۳۶] امام علی (ع) نیز می‌فرماید: «نَفْسُكَ أَقْرَبُ أَعْدَائِكَ إِلَيْكَ»؛ نفس تو نزدیک‌ترین دشمن توست.[۳۷] و نیز می‌فرماید: «نفس اماره مانند فرد منافق، تملق انسان را می‌گوید و در قالب دوست جلوه می‌کند تا بر انسان مسلط شود و او را به مراحل ناشایست وارد کند.»[۳۸] در روایت دیگر، امام علی (ع) مؤمن را چنین توصیف می‌کند: «مؤمن همواره در هر صبحگاه و شامگاه به نفس خود بدگمان است.»[۳۹]

جهاد با نفس اماره

یکی از تعابیری که در روایات وجود دارد تعبیر «جهاد با نفس» است که منظور از آن جهاد با نفس اماره است. در حدیث معروفی، پیامبر اکرم (ص) گروهی را که از جهاد بازگشته بودند اینگونه خطاب قرار داد: «آفرین بر گروهی که جهاد اصغر را انجام دادند، ولی وظیفهٔ جهاد اکبر بر دوش آنها باقی است.» عرض کردند: ای رسول خدا، جهاد اکبر چیست؟ فرمود: «جهاد با نفس.»[۴۰]

امام علی (ع) نیز می‌فرماید: «الْمُجَاهِدُ مَنْ جَاهَدَ نَفْسَهُ»؛ مجاهد واقعی کسی است که با هوس‌های سرکش نفس خود بجنگد.[۴۱] و پیامبر اکرم (ص) فرمود: «برترین جهاد، جهاد با نفسی است که میان دو پهلوی تو قرار دارد.»[۴۲]

اما جهاد با نفس مورد نظر روایات ترک لذت‌های دنیا و سرکوب تمایلات جسمانی نیست چرا که خداوند نعمت‌های دنیا را برای بهره‌مندی انسان آفریده است: «هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُمْ مَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا».[۴۳] در آیهٔ دیگر می‌فرماید: «قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَ الطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ».[۴۴] بنابراین جهاد با نفس به معنای محرومیت از نعمت‌های حلال نیست. بلکه حقیقت جهاد، مهار کردن و تعدیل خواسته‌های نفسانی در چارچوب عقل و شرع است. پیامبر اکرم (ص) خود فرمود: «چه می‌شود گروهی از یاران مرا که ترک گوشت و بوی خوش و زن کرده‌اند! همانا من خودم هم گوشت می‌خورم و هم بوی خوش استعمال می‌کنم و هم از همسرم بهره می‌گیرم. هر کس از روش من اعراض کند، از من نیست.»[۴۵] و نیز توصیه فرمود: «برای دنیایت چنان کار کن که گویی تا ابد زنده خواهی ماند و برای آخرتت چنان کار کن که گویی همین فردا می‌میری.»[۴۶]

اسلام نه آزادی افسارگسیختهٔ امیال را می‌پذیرد و نه سرکوب و تعطیل نیازهای طبیعی را. جهاد با نفس، همان راه میانه و اعتدالی است که انسان را از اسارت نفس اماره رهایی می‌بخشد و به مقام قرب الهی نائل می‌کند.

پانویس

  1. راغب اصفهانی، مفردات ألفاظ القرآن، ج۷، ص۸۱۸؛ ابن منظور، لسان العرب، ج۶، ص۲۳۳؛ فراهیدی، العین، ج۷، ص۲۷۰
  2. مصطفوی، التحقيق فی كلمات القرآن الكريم، ج۱۲، ص۱۹۷؛ طباطبایی، المیزان، ج۱۴، ص۲۸۵
  3. ملاصدرا، «الحکمة المتعالیة فی الأسفار العقلیة الأربعة»، ج۸، ص۳۴۵
  4. ابنسینا، «الشفاء - طبیعیات - نفس»، تصحیح حسن زاده آملی، قم: بوستان کتاب، ۱۳۸۳، ص۳۲-۳۳
  5. خواجه نصیرالدین طوسی، «تلخیص المحصل»، تصحیح عبدالله نورانی، تهران: مؤسسه مطالعات اسلامی، ۱۳۵۹
  6. علامه طباطبایی، «نهایة الحکمة»، تعلیق و تصحیح عباسعلی زارعی سبزواری، قم: مؤسسه نشر اسلامی، ۱۴۲۲ق، مرحله۱۲، فصل۳
  7. ابن سینا، «الشفاء - الهیات»، مقاله نهم، فصل۷
  8. ملاصدرا، «اسفار»، ج۹، ص۱۳۰
  9. ابنسینا، «النجاة»، ص۳۰۱
  10. ملاصدرا، «اسفار»، ج۹، ص۱۳۵-۱۴۰
  11. ملاصدرا، «المبدأ و المعاد»، ص۲۴۰
  12. علامه طباطبایی، «نهایة الحکمة»، مرحله۱۱، فصل۴
  13. ابن سینا، «شفاء - نفس»، مقاله اول، فصل۵
  14. ملاصدرا، «اسفار»، ج۸، ص۲۸۹
  15. ابنسینا، «شفاء - نفس»، مقاله اول، فصل۱
  16. ملاصدرا، «اسفار»، ج۸، ص۳۴۸
  17. ملاصدرا، «الشواهد الربوبیة»، المنهج الثانی، الشاهد الثالث
  18. ابن سینا، «شفاء - الهیات»، مقاله نهم، فصل۵
  19. ملاصدرا، «اسفار»، ج۹، ص۴۰
  20. آیه ۱۱۶ سوره مائده
  21. آیه ۴۲ سوره زمر
  22. آیه ۱ سوره نساء
  23. آیه ۲۷-۲۸ سوره فجر
  24. نراقی، جامع السعادات، ج۱، ص۶۳
  25. آیه ۲ سوره قیامت
  26. آیه ۵۳ سوره یوسف
  27. جامع السعادات، ج۱، ص۶۳
  28. آیه ۱۹ سوره حشر
  29. آیه ۱۵ سوره زمر
  30. آیه ۱۶۸ سوره بقره، آیه ۲۰۸ سوره بقره، آیه ۱۴۲ سوره انعام
  31. آیه ۵۳ سوره یوسف
  32. آیه ۸ سوره شمس
  33. بحار الأنوار، ج۲، ص۳۲
  34. غرر الحکم، ص۲۳۱-۲۳۲
  35. همان، ص۲۳۱
  36. پاینده، نهج الفصاحة، ص۲۲۰
  37. آمدی، تصنیف غرر الحکم، ص۲۳۹
  38. دیلمی، إرشاد القلوب، ج۱، ص۹۸
  39. دیلمی، إرشاد القلوب، ج۱، ص۹۸
  40. وسائل الشیعة، ج۱۱، ص۱۲۴
  41. همان
  42. بحار الأنوار، ج۶۷، ص۶۵
  43. آیه ۲۹ سوره بقره
  44. آیه ۳۲ سوره اعراف
  45. محمدی ری‌شهری، حکمت نامه پیامبر اعظم، ج۵، ص۵۴۳
  46. همان، ص۵۴۵

منابع

  • ابن سینا، حسین بن عبدالله، «النجاة من الغرق فی بحر الضلالات»، تصحیح محمدتقی دانشپژوه، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۶۴ش.
  • ابن سینا، حسین بن عبدالله، «الشفاء - الهیات»، تصحیح حسن زاده آملی، قم، بوستان کتاب، ۱۳۸۳ش.
  • ابن سینا، حسین بن عبدالله، «الشفاء - طبیعیات - نفس»، تصحیح حسن زاده آملی، قم، بوستان کتاب، ۱۳۸۳ش.
  • ابن سینا، حسین بن عبدالله، «الشفاء - طبیعیات»، به تحقیق سعید زاید، قم، مرعشی نجفی، ۱۴۰۴ق.
  • ابن منظور، محمد بن مکرم، «لسان العرب»، تحقیق و تصحیح میر دامادی، جمال الدین، بیروت، دار الفکر للطباعة و النشر و التوزيع - دار صادر، چاپ سوم، ۱۴۱۴ق.
  • آمدی، عبدالواحد بن محمد، «تصنيف غرر الحكم و درر الكلم»، محقق / مصحح: درايتى، مصطفى، قم، دفتر تبليغات، چاپ اول، ۱۳۶۶ش.
  • آمدی، عبدالواحد بن محمد، «غرر الحکم»، مصحح: رجایی، مهدی، قم، دار الکتاب الإسلامي، ۱۴۱۰ق.
  • پاينده، ابو القاسم، «نهج الفصاحة»، تهران، نشر دنياى دانش، چاپ چهارم، ۱۳۸۲ش.
  • حر عاملی، محمد بن حسن، «وسائل الشیعة»، قم، مؤسسة آل البیت علیهم السلام، ۱۴۰۹ق.
  • خواجه نصیرالدین طوسی، محمد بن محمد، «تلخیص المحصل»، تصحیح عبدالله نورانی، تهران، مؤسسه مطالعات اسلامی، ۱۳۵۹ش.
  • ديلمى، حسن بن محمد، «إرشاد القلوب إلى الصواب»، قم، نشر الشريف الرضي، چاپ اول، ۱۴۱۲ق.
  • راغب اصفهانى، حسين بن محمد، «مفردات ألفاظ القرآن»، تحقیق و تصحیح داوودى، صفوان عدنان، بیروت، دار القلم - الدار الشامية، ۱۴۱۲ق.
  • طباطبایی، سید محمد حسین، «الميزان فی تفسیر القرآن»، قم، دفتر انتشارات اسلامى جامعه مدرسين حوزه علميه، چاپ پنجم، ۱۴۱۷ق.
  • طباطبایی، سید محمدحسین، «نهایة الحکمة»، تعلیق و تصحیح عباسعلی زارعی سبزواری، قم، مؤسسه نشر اسلامی، ۱۴۲۲ق.
  • فراهيدى، خليل بن أحمد، «العین»، قم، نشر هجرت، چاپ دوم، ۱۴۰۹ق.
  • محمدی ری‌شهری، محمد، «حکمت نامه پیامبر اعظم»، قم، مؤسسه علمی فرهنگی دار الحديث، سازمان چاپ و نشر، ۱۳۸۷ش.
  • مجلسی، محمدباقر، «بحار الأنوار»، بیروت، دار إحياء التراث العربي، ۱۴۰۳ق.
  • مصطفوى، حسن، «التحقيق في كلمات القرآن الكريم»، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، چاپ اول، ۱۳۶۸ش.
  • ملاصدرا، صدرالدین محمد بن ابراهیم شیرازی، «المبدأ و المعاد»، تصحیح سید جلال الدین آشتیانی، تهران، انجمن حکمت و فلسفه ایران، ۱۳۵۴ش.
  • ملاصدرا، صدرالدین محمد بن ابراهیم شیرازی، «الشواهد الربوبیة فی المناهج السلوکیة»، تصحیح سید جلال الدین آشتیانی، مشهد، المرکز الجامعی للنشر، ۱۳۶۰ش.
  • ملاصدرا، صدرالدین محمد بن ابراهیم شیرازی، «الحکمة المتعالیة فی الأسفار العقلیة الأربعة» (۹ جلد)، بیروت، دار إحیاء التراث العربی.
  • نراقی، مهدی بن ابی ذر، «جامع السعادات»، مصحح: کلانتر، محمد؛ مقدمه‌نویس: مظفر، محمد رضا، بیروت، مؤسسة الأعلمي للمطبوعات.
مسابقه از خطبه ۱۹۱ نهج البلاغه